|
|
| (۶ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد) |
| خط ۱: |
خط ۱: |
| {{مدخل مرتبط | | {{مدخل مرتبط |
| | موضوع مرتبط = | | | موضوع مرتبط = مدیریت |
| | عنوان مدخل = | | | عنوان مدخل = |
| | مداخل مرتبط = [[برنامهریزی در سیره و معارف علوی]] | | | مداخل مرتبط = [[برنامهریزی در سیره و معارف علوی]] |
| خط ۶: |
خط ۶: |
| }} | | }} |
|
| |
|
| ==مقدمه== | | == معناشناسی == |
| [[دانشمندان]] [[علم مدیریت]] تعاریف مختلفی از «برنامهریزی» ارائه کردهاند که به نمونههایی از آن اشاره میکنیم:
| | تعاریف مختلفی از برنامهریزی توسط دانشمندان مدیریت و سازمان ارائه گردیده که ذیلاً به برخی از آنها اشاره میشود: |
| «برنامهریزی فرایندی است که طی آن، [[مدیران]] اهداف را تعیین میکنند، [[آینده]] را [[پیشبینی]] مینمایند و مسیر فعالیتهای طراحی شده برای به دست آوردن آن اهداف را نشان میدهند»<ref>Boone louis & kurtz، management، p119..</ref>.
| | # برنامهریزی یعنی تعیین اهداف درست و سپس [[انتخاب]] روش و وسیله «مناسب» برای به دست آوردن آن اهداف<ref>استونر، مدیریت، ص۱۸۶.</ref>؛ |
| «برنامهریزی یعنی تعیین اهداف درست، سپس [[انتخاب]] روش و وسیله مناسب برای به دست آوردن آن اهداف»<ref>Stoner james & edward freeman، management، p. 186.</ref>.
| | # برنامهریزی فرایندی است که طی آن، [[مدیران]] اهداف را تعیین میکنند، آینده را پیشبینی مینمایند و مسیر فعالیتهای طراحی شده برای به دست آوردن آن اهداف را نشان میدهند<ref>بون لوئیس و کرت، مدیریت، ص۱۱۹.</ref>. |
| «برنامهریزی عبارت است از «[[تفکر]] در کلیات و جزئیات برنامه» و یا به عبارت دیگر «برای دست یافتن به [[هدف]] مورد نظر، باید قبل از تلاش فیزیکی یا اقدام به انجام کار، تلاش [[ذهنی]]، یا برنامهریزی کافی صورت بگیرد»<ref>رضائیان، علی، اصول مدیریت، سمت، تهران، چاپ یازدهم، ۱۳۷۹، ص۸۵.</ref>.<ref>[[محسن عباسنژاد|عباسنژاد، محسن]]، [[سیره مدیریتی امام علی (کتاب)|سیره مدیریتی امام علی]]، ص ۳۱.</ref>
| |
|
| |
|
| ==اهمیت برنامهریزی==
| | از دو تعریف فوق، چنین [[استنباط]] میشود که دو رکن اساسی در برنامهریزی پذیرفته شده است؛ آن دو رکن عبارتاند از: تعیین اهداف و پیشبینی راهها و امکانات لازم برای رسیدن به آن اهداف. بنابراین میتوان برنامهریزی را به طور مختصر و گویا چنین تعریف کرد: برنامهریزی عبارت است از تعیین [[هدفها]]، و پیشبینی راهها و امکانات لازم برای دستیابی به آن اهداف<ref>[[عباس شفیعی|شفیعی، عباس]]، [[اصول مدیریت در نهج البلاغه (کتاب)|اصول مدیریت در نهج البلاغه]]، ص ۲۰؛ [[محسن عباسنژاد|عباسنژاد، محسن]]، [[سیره مدیریتی امام علی (کتاب)|سیره مدیریتی امام علی]]، ص ۳۱.</ref>. |
| برنامهریزی تمام بخشهای [[سازمان]] و همه [[وظایف]] [[مدیریت]] را دربرمیگیرد، و اهداف سازمانی را روشن میسازد در نتیجه ابهام و سردرگمی، به سازمان و فعالیتهای آن سرایت نمیکند؛ و سازمان در راستای اهداف تعیین شده به پیش خواهد رفت؛ لذا هیچ مدیری نباید اهداف سازمان را بدون برنامهریزی دنبال کند.
| |
| در [[دانش مدیریت]]، برنامهریزی تا بدان حد مهم است که یکی از پنج اصل اولیه مدیریت به [[حساب]] میآید ارکان اساسی مدیریت را برنامهریزی، [[سازماندهی]]، [[مدیریت منابع انسانی]]، [[رهبری]] و [[نظارت و کنترل]] که اولین رکن آن را برنامهریزی تشکیل میدهد دانستهاند.
| |
| ازاینرو علی{{ع}} [[پایداری]] و [[استحکام]] [[دولتها]] را در گرو برنامهریزی میدانند:
| |
| {{متن حدیث|أَمَارَاتُ الدُّوَلِ إِنْشَاءُ الْحِيَلِ}}<ref>واسطی، عیون الحکم والمواعظ، ص۱۲۷.</ref>؛
| |
| «پایداری دولتها در گرو برنامهریزی و چارهاندیشی در امور میباشد».
| |
|
| |
|
| برنامهریزی بیش از انجام هر کاری به [[مدیر]] [[یاری]] میدهد تا [[فرصتها]] و خطرات آنی را بشناسد: | | == اهمیت برنامهریزی == |
| {{متن حدیث|التَّدْبِيرُ قَبْلَ الْفِعْلِ يُؤْمِنُ الْعِثَارَ}}<ref>آمدی، عبدالواحد بن محمد، غررالحکم و دررالکلم، دارالحدیث، قم، ۱۳۸۳، ح۱۴۸۲.</ref>؛
| | برنامهریزی تمام بخشهای [[سازمان]] و همه [[وظایف]] [[مدیریت]] را دربرمیگیرد و اهداف سازمانی را روشن میسازد، در نتیجه ابهام و سردرگمی، به سازمان و فعالیتهای آن سرایت نمیکند و سازمان در راستای اهداف تعیین شده به پیش خواهد رفت؛ لذا هیچ مدیری نباید اهداف سازمان را بدون برنامهریزی دنبال کند. |
| «[[دوراندیشی]] قبل از کار، [[انسان]] را از [[لغزشها]] [[حفظ]] مینماید».
| |
| از آنجا که با برنامهریزی و [[تدبیر]] پیش از عمل از خطرات احتمالی جلوگیری میشود، [[مدیر]] با خاطری [[آسوده]] وارد کار شده، [[احساس]] [[ندامت]]، [[اضطراب]] و [[پشیمانی]] نخواهد کرد.
| |
| {{متن حدیث|قَالَ عَلِيٌّ{{ع}}: التَّدْبِيرُ قَبْلَ الْعَمَلِ يُؤْمِنُكَ مِنَ النَّدَمِ}}<ref>صدوق، عیون اخبارالرضا، تحقیق الشیخ حسین الاعلمی، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، بیروت، الطبعه الاولی، ۱۴۰۴، ج۱، ص۵۹.</ref>؛
| |
| «[[دوراندیشی]] و برنامهریزی پیش از هر کار تو را از پشیمانی در [[امان]] میدارد».
| |
| به همین دلیل در [[دانش مدیریت]]، [[هدف]] اساسی در برنامهریزی، کاهش خطرات احتمالی و اتخاذ تدابیری هماهنگ برای رسیدن به اهداف سازمانی است<ref>ایراننژاد، مهدی، سازمان و مدیریت از تئوری تا عمل، مؤسسه بانکداری ایران، تهران، ۱۳۷۱، ص۱۲۱.</ref>. | |
|
| |
|
| ممکن است مدیری دارای امکانات زیادی باشد، اما به دلیل عدم برنامهریزی لازم امکان استفاده بهینه از امکانات موجود را ندارد و در عوض مدیری دیگر با امکاناتی اندک اما با برنامهریزی صحیح و دقیق میتواند بیشترین بهرهبرداری را از امکانات موجود برای رسیدن به هدف به عمل آورد.
| | در [[دانش مدیریت]]، برنامهریزی تا بدان حد مهم است که یکی از پنج اصل اولیه مدیریت به حساب میآید ارکان اساسی مدیریت را برنامهریزی، [[سازماندهی]]، مدیریت منابع انسانی، [[رهبری]] و [[نظارت و کنترل]] که اولین رکن آن را برنامهریزی تشکیل میدهد دانستهاند. |
| {{متن حدیث|قَالَ عَلِيٌّ{{ع}}: التَّلَطُّفُ فِي الْحِيلَةِ أَجْدَى مِنَ الْوَسِيلَةِ}}<ref>آمدی، عبدالواحد بن محمد، غررالحکم و دررالکلم، دارالحدیث، قم، ۱۳۸۳، ح۲۰۲۵.</ref>؛
| |
| «ظرافت و دقت در برنامهریزی بهتر از امکانات است».
| |
| برنامهریزی در [[مدیریت]] نهتنها یکی از مبانی مدیریت بلکه از اصول اساسی و [[تکالیف الهی]] و [[اسلامی]] برای هر فرد [[مسلمان]] میباشد و [[اسلام]] سراسر برنامه برای [[انسان]] [[مؤمن]] است.<ref>[[محسن عباسنژاد|عباسنژاد، محسن]]، [[سیره مدیریتی امام علی (کتاب)|سیره مدیریتی امام علی]]، ص ۳۲.</ref>
| |
|
| |
|
| ==مراحل برنامهریزی== | | ازاینرو علی{{ع}} [[پایداری]] و استحکام [[دولتها]] را در گرو برنامهریزی میدانند: {{متن حدیث|أَمَارَاتُ الدُّوَلِ إِنْشَاءُ الْحِيَلِ}}<ref>واسطی، عیون الحکم والمواعظ، ص۱۲۷.</ref>؛ «پایداری دولتها در گرو برنامهریزی و چارهاندیشی در امور میباشد». |
| | |
| | برنامهریزی بیش از انجام هر کاری به [[مدیر]] [[یاری]] میدهد تا فرصتها و خطرات آنی را بشناسد: {{متن حدیث|التَّدْبِيرُ قَبْلَ الْفِعْلِ يُؤْمِنُ الْعِثَارَ}}<ref>آمدی، عبدالواحد بن محمد، غررالحکم و دررالکلم، دارالحدیث، قم، ۱۳۸۳، ح۱۴۸۲.</ref>؛ «[[دوراندیشی]] قبل از کار، [[انسان]] را از [[لغزشها]] [[حفظ]] مینماید». |
| | |
| | در [[دانش مدیریت]]، [[هدف]] اساسی در برنامهریزی، کاهش خطرات احتمالی و اتخاذ تدابیری هماهنگ برای رسیدن به اهداف سازمانی است<ref>ایراننژاد، مهدی، سازمان و مدیریت از تئوری تا عمل، مؤسسه بانکداری ایران، تهران، ۱۳۷۱، ص۱۲۱.</ref>. |
| | |
| | ممکن است مدیری دارای امکانات زیادی باشد، اما به دلیل عدم برنامهریزی لازم امکان استفاده بهینه از امکانات موجود را ندارد و در عوض مدیری دیگر با امکاناتی اندک اما با برنامهریزی صحیح و دقیق میتواند بیشترین بهرهبرداری را از امکانات موجود برای رسیدن به هدف به عمل آورد: {{متن حدیث|قَالَ عَلِيٌّ{{ع}}: التَّلَطُّفُ فِي الْحِيلَةِ أَجْدَى مِنَ الْوَسِيلَةِ}}<ref>آمدی، عبدالواحد بن محمد، غررالحکم و دررالکلم، دارالحدیث، قم، ۱۳۸۳، ح۲۰۲۵.</ref>؛ «ظرافت و دقت در برنامهریزی بهتر از امکانات است»<ref>[[محسن عباسنژاد|عباسنژاد، محسن]]، [[سیره مدیریتی امام علی (کتاب)|سیره مدیریتی امام علی]]، ص ۳۲.</ref>. |
| | |
| | == مراحل برنامهریزی == |
| از مجموع آنچه پیرامون برنامهریزی در دانش مدیریت آمده است میتوان ارکان زیر را برای برنامهریزی برشمرد: | | از مجموع آنچه پیرامون برنامهریزی در دانش مدیریت آمده است میتوان ارکان زیر را برای برنامهریزی برشمرد: |
|
| |
|
| ===مرحله اول: تعیین هدف=== | | === مرحله اول: تعیین هدف === |
| بهطور کلی هدف عبارت است از نقطهای که کوششها معطوف رسیدن به آن است. در صورتی که اهداف روشن، واضح و دقیق باشد مجموعه نیروها سردرگم نخواهند شد و انتظارات از حوزه مدیریت نیز روشن خواهد شد. در این راستا گامهای ذیل ضروری به نظر میرسد: | | بهطور کلی هدف عبارت است از نقطهای که کوششها معطوف رسیدن به آن است. در صورتی که اهداف روشن، واضح و دقیق باشد مجموعه نیروها سردرگم نخواهند شد و انتظارات از حوزه مدیریت نیز روشن خواهد شد. در این راستا گامهای ذیل ضروری به نظر میرسد: |
| #تجزیه و تحلیل و [[ارزیابی]] محیط: موقعیتهای فعلی، نقاط قوت و [[ضعف]] [[سازمان]] یا [[جامعه]]، [[تهدیدها]]، [[فرصتها]] و محیطهای خارجی آن در نظر گرفته و تجزیه و تحلیل شوند. | | # تجزیه و تحلیل و ارزیابی محیط: موقعیتهای فعلی، نقاط قوت و [[ضعف]] [[سازمان]] یا [[جامعه]]، [[تهدیدها]]، فرصتها و محیطهای خارجی آن در نظر گرفته و تجزیه و تحلیل شوند. |
| # [[شناسایی]] راهکارها: در این مرحله، تمامی راهکارهایی که میتوان در رسیدن به هدف مؤثر واقع گردند، شناسایی میشوند. | | # [[شناسایی]] راهکارها: در این مرحله، تمامی راهکارهایی که میتوان در رسیدن به هدف مؤثر واقع گردند، شناسایی میشوند. |
| # [[ارزیابی]] راهکارها: در این مرحله فهرست مزایا و معایب راهکارهای ممکن تهیه میشود. | | # ارزیابی راهکارها: در این مرحله فهرست مزایا و معایب راهکارهای ممکن تهیه میشود. |
| # [[انتخاب]] بهترین راهکار: از میان راهکارهای ممکن بهترین و اجراییترین گزینه انتخاب میشود. | | # [[انتخاب]] بهترین راهکار: از میان راهکارهای ممکن بهترین و اجراییترین گزینه انتخاب میشود. |
| #اجرای برنامه: تعیین اینکه چه کسی برنامه را [[اجرا]] کند چه [[میزان]] منابع اختصاص یابد، چگونه [[ارزشیابی]] شود، چگونه گزارشدهی و اداره شود. | | # اجرای برنامه: تعیین اینکه چه کسی برنامه را اجرا کند چه [[میزان]] منابع اختصاص یابد، چگونه ارزشیابی شود، چگونه گزارشدهی و اداره شود. |
| #کنترل و ارزشیابی نتایج: [[اطمینان]] از اینکه برنامه دارای دستاورد مطلوب و در راستای انتظارات مورد نیاز باشد<ref>احمدی، مسعود، مدیریت اسلامی، انتشارات پژوهشهای فرهنگی، ساری، ۱۳۸۶، ص۱۵۴.</ref>. | | # کنترل و ارزشیابی نتایج: [[اطمینان]] از اینکه برنامه دارای دستاورد مطلوب و در راستای انتظارات مورد نیاز باشد<ref>احمدی، مسعود، مدیریت اسلامی، انتشارات پژوهشهای فرهنگی، ساری، ۱۳۸۶، ص۱۵۴.</ref>. |
| بر این اساس یکی از کارهایی که [[حضرت امیر]]{{ع}} در همان ابتدای [[حکومت]] و سپس در مواضع مختلفی به آن پرداختند، تبیین [[اهداف حکومت]] [[علوی]] است.<ref>[[محسن عباسنژاد|عباسنژاد، محسن]]، [[سیره مدیریتی امام علی (کتاب)|سیره مدیریتی امام علی]]، ص ۳۴.</ref>
| |
| | |
| ===اهداف دولت اسلامی===
| |
| [[امیرمؤمنان علی]]{{ع}} در سخنی کوتاه هدف دولت اسلامی را «[[برپا داشتن حق]] و از بین بردن [[باطل]]» مطرح کرد.
| |
| [[ابن عباس]] میگوید: در [[سرزمین]] «[[ذی قار]]»<ref>ذی قار: محلی نزدیک بصره همان جایی که پیش از اسلام میان اعراب و ایرانیان جنگ درگرفت و اعراب پیروز شدند. (ابن أبی الحدید، شرح نهجالبلاغه، ج۲، ص۱۸۶).</ref>- در مسیر [[حرکت]] به سوی [[بصره]] در [[جنگ جمل]] - درحالیکه آن حضرت به پینه زدن [[کفش]] خویش مشغول بود، بر آن حضرت وارد شدم حضرت به من فرمود: «این لنگه کفش چقدر [[ارزش]] دارد؟»
| |
| | |
| گفتم: «ارزشی ندارد». حضرت فرمود:
| |
| {{متن حدیث|وَ اللَّهِ لَهِيَ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ إِمْرَتِكُمْ إِلَّا أَنْ أُقِيمَ حَقّاً أَوْ أَدْفَعَ بَاطِلًا}}<ref>نهجالبلاغه، تحقیق الشیخ محمد عبده، دارالمعرفه، بیروت، خطبه ۳۳.</ref>؛
| |
| «به [[خدا]] [[سوگند]] این کفش از حکومت بر شما نزد من محبوبتر است مگر اینکه حقی را برپا سازم و یا باطلی را دفع نمایم».
| |
| این سخن با همه کوتاهی و اختصارش همه اهدافی را که دولت اسلامی باید دنبال کند دربردارد.
| |
| [[امیرمؤمنان]]{{ع}} در سخنی دیگر یکی از اهداف خود را از [[تشکیل حکومت]] برپایی [[امنیت]] دانستهاند:
| |
| {{متن حدیث|اللَّهُمَّ إِنَّكَ تَعْلَمُ أَنَّهُ لَمْ يَكُنِ الَّذِي كَانَ مِنَّا مُنَافَسَةً فِي سُلْطَانٍ وَ لَا الْتِمَاسَ شَيْءٍ مِنْ فُضُولِ الْحُطَامِ، وَ لَكِنْ لِنَرِدَ الْمَعَالِمَ مِنْ دِينِكَ وَ نُظْهِرَ الْإِصْلَاحَ فِي بِلَادِكَ فَيَأْمَنَ الْمَظْلُومُونَ مِنْ عِبَادِكَ وَ تُقَامَ الْمُعَطَّلَةُ مِنْ حُدُودِكَ}}<ref>نهجالبلاغه، کلام ۱۳۱.</ref>؛
| |
| «خدایا! تو میدانی آنچه از ما رفت [[[جنگ]] و درگیری] نه به خاطر [[رغبت]] در [[قدرت]] بود، و نه به خاطر رسیدن به چیزی از بهرههای ناچیز [[دنیا]]، بلکه مقصد ما آن است که نشانههای [[دین]] تو را به [[جامعه]] بازگردانیم و [[اصلاح]] را در شهرهای تو آشکار نماییم، تا [[بندگان]] ستمدیدهات را [[امنیت]] فراهم آید و حدود [[اجرا]] نشدهات به اجرا درآید».
| |
|
| |
|
| از منظر [[امام علی]]{{ع}} [[هدف]] [[دولت اسلامی]] ایجاد [[حکومتی]] [[توانمند]] در [[تأمین امنیت]] برای [[شهروندان]] است که [[آبادی]] و [[رفاه]] را برای آنها به همراه آورد و فرصتهای برابر را در [[اختیار]] همگان قرار دهد. برپایی امنیت در سایر [[دولتها]] نیز به عنوان هدف اصلی [[تشکیل حکومت]] محسوب میگردد. اما تفاوت دولت اسلامی در آن است که در کنار تأمین [[نیازهای مادی]] شهروندان به [[رشد]] و ارتقاء [[معنوی]] آنها و برپایی [[حدود الهی]] در جامعه نیز میاندیشد. | | بر این اساس یکی از کارهایی که [[حضرت امیر]]{{ع}} در همان ابتدای [[حکومت]] و سپس در مواضع مختلفی به آن پرداختند، تبیین [[اهداف حکومت]] [[علوی]] است<ref>[[محسن عباسنژاد|عباسنژاد، محسن]]، [[سیره مدیریتی امام علی (کتاب)|سیره مدیریتی امام علی]]، ص ۳۴.</ref>. |
| یکی دیگر از اهداف مهم دولت اسلامی بر پایی «[[عدالت]]» است در نگرش [[اسلامی]] همه [[مردم]] با یکدیگر برابرند و برتریهای ظاهری آنها نمیتواند مجوزی برای «[[ویژهخواری]]» آنها تلقی شود.
| |
| [[قرآن کریم]] هدف از [[ارسال پیامبران]] را [[برپایی قسط]] و عدالت میداند.
| |
| {{متن قرآن|لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَأَنْزَلْنَا الْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ}}<ref>«ما پیامبرانمان را با برهانها (ی روشن) فرستادیم و با آنان کتاب و ترازو فرو فرستادیم تا مردم به دادگری برخیزند و (نیز) آهن را فرو فرستادیم که در آن نیرویی سخت است» سوره حدید، آیه ۲۵.</ref>.
| |
| در نگرش امام علی{{ع}} [[برپایی عدالت]] نقش محوری در [[پایداری]] جامعه و مناسبات میان افراد آن دارد.
| |
|
| |
|
| {{متن حدیث|جَعَلَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ الْعَدْلَ قِوَامَ الْأَنَامِ وَ تَنْزِيهاً مِنَ الْمَظَالِمِ وَ الْآثَامِ وَ تَسْنِيَةً لِلْإِسْلَامِ}}<ref>آمدی، عبدالواحد بن محمد، غررالحکم و دررالکلم، حدیث ۴۷۸۹.</ref>؛
| | === مرحله دوم: تعیین خط مشی === |
| «[[خدای سبحان]] عدالت را مایه برپایی [[انسانها]] و ستون زندگانی آنها و سبب [[پاکی]] از ستمکاریها و [[گناهان]] و روشنی چراغ [[اسلام]] قرار داده است».
| | خط مشی عبارت است از «تعیین حدود [[اعمال]] و [[تصمیمات]] اجرائی برای نیل به اهداف مورد نظر» به طور خلاصه خط مشی در همه حال راهنمای عمومی عمل است و راههای عملیاتی را برای حرکت عاملان روشن میسازد. |
| [[برپایی عدالت]] از چنان اهمیتی برخوردار است که برای اجرای آن میتوان به [[زور]] [[متوسل]] شد و به تعبیر [[قرآن کریم]] از «[[حدید]]» نیز در این راه بهره جست.
| |
| [[امیرمؤمنان علی]]{{ع}} بلافاصله پس از به دست گرفتن [[حکومت]] برای بازگرداندن [[اموال]] [[غارت]] شده از [[بیتالمال]] و آنچه عثمان به [[خویشاوندان]] و [[یاران]] خود به عنوان [[پاداش]] و جایزه داده بود اقدام کرد. [[شریف رضی]] [[سخن امام]] را در این باره که بخشی از [[خطبه]] مفصلی است که آن حضرت در [[روز]] دوم پس از [[بیعت]] ایراد کرده چنین آورده است:
| |
| {{متن حدیث|وَ اللَّهِ لَوْ وَجَدْتُهُ قَدْ تُزُوِّجَ بِهِ النِّسَاءُ وَ مُلِكَ بِهِ الْإِمَاءُ لَرَدَدْتُهُ فَإنَّ فِي الْعَدْلِ سَعَةً؛ وَ مَنْ ضَاقَ عَلَيْهِ الْعَدْلُ، فَالْجَوْرُ عَلَيْهِ أَضْيَقُ}}<ref>نهجالبلاغه، کلام ۱۵.</ref>؛
| |
| «به [[خدا]] [[سوگند]] اگر ببینم که ([[اموال مسلمانان]]) به کابین [[زنان]] یا بهای کنیزان رفته باشد، آن را بازمیگردانم. به [[درستی]] که در عدالت گشایشی است و آنکه عدالت را برنتابد، [[ستم]] را سختتر یابد».
| |
| کلبی میگوید: به دنبال این [[سخنان علی]]{{ع}} [[فرمان]] داد همه سلاحهایی که در سرای عثمان بود ضبط کردند، و نیز امر فرمود شترهای قیمتی که از [[اموال زکات]] بود و عثمان به [[تصرف]] درآورده بود به بیتالمال بازگردانند، و نیز فرمود [[شمشیر]] و [[زره]] او را بگیرند و فرمان داد کسی متعرض اسلحههایی که در [[خانه]] عثمان بود و از آنها بر ضد [[مسلمانان]] استفاده نشده بود، نشود و امر کرد از تصرف همه [[اموال شخصی]] عثمان که در خانهاش و جاهای دیگر داشت خودداری شود؛ و فرمان داد اموالی که عثمان به صورت پاداش و جایزه به یاران خود و هر کس دیگر داده بود برگردانده شود.
| |
|
| |
|
| کلبی اضافه میکند که چون این خبر به عمرو بنعاص رسید، نامهای به معاویه نوشت، و او در این هنگام در [[شهر]] «[[ایله]]»<ref>ایله: شهرکی بوده است بر کرانه دریای قلزم از نواحی شام و گفتهاند که این شهرک آخرین منطقه حجاز و آغاز سرزمین شام بوده است. شهابالدین ابوعبدالله یاقوت الحموی، معجم البلدان، دار بیروت للطباعة والنشر، بیروت، ۱۴۰۸ق، ج۱، ص۲۹۲.</ref> از نواحی [[شام]] بود که هنگام [[شورش]] [[مردم]] بر عثمان به آنجا گریخته و پناه برده بود. او در [[نامه]] خود به معاویه چنین نوشت: «هرچه باید انجام بدهی انجام ده که [[پسر ابیطالب]] (اگر بر تو دست یابد). همه اموالی که داری از تو جدا خواهد کرد، همانگونه که شاخه تر را از پوست برهنه کنند»<ref>ابن ابیالحدید، شرح نهجالبلاغه، ج۱، ص۲۷۰.</ref>.
| | یکی از نکات بارزی که در [[زندگی]] [[حضرت علی]]{{ع}} مشاهده میکنیم تعیین خط مشی برای [[کارگزاران]] و [[مدیران]] [[حکومتی]] است. بیش از پنجاه مورد دستورالعمل تنها در [[نهجالبلاغه]] مسطور است که در آن [[امام]] رهنمودهای نظامی، [[مالی]]، [[سیاسی]] و [[قضایی]] را طی نامههایی به کارگزاران خویش دادهاند و خط مشی کلی را برای آنها روشن ساختهاند. برخی از آنها به شرح ذیل است: |
| یکی دیگر از اهداف مهم [[دولت اسلامی]] برپایی [[سنتهای الهی]] و [[مبارزه با خرافات]] و [[بدعتها]] است. | | # رهنمودهای [[جنگی]] به [[محمد بن حنفیه]] در [[جنگ جمل]] و به سایر فرماندهان و سربازان<ref>نهجالبلاغه، کلام ۱۱.</ref>. |
| [[امام]]{{ع}} [[خطاب]] به [[عثمان بن عفان]] برخی از اهدافی را که باید [[حکومت اسلامی]] آنها را دنبال کند چنین برشمردهاند:
| | # دستورالعمل به [[عبدالله بن عباس]] وقتی او را برای [[مذاکره]] نزد [[زبیر]] به [[بصره]] فرستاد<ref>نهجالبلاغه، نامه ۷۷.</ref>. |
| {{متن حدیث|فَاعْلَمْ أَنَّ أَفْضَلَ عِبَادِ اللَّهِ عِنْدَ اللَّهِ إِمَامٌ عَادِلٌ هُدِيَ وَ هَدَى فَأَقَامَ سُنَّةً مَعْلُومَةً وَ أَمَاتَ بِدْعَةً مَجْهُولَةً}}<ref>نهجالبلاغه، کلام ۱۶۴.</ref>؛
| | # بخشنامه به پیشهوران درباره پیمانهها و ترازوها<ref>نهجالبلاغه، خطبه ۱۲۹.</ref>. |
| «بدان که بهترین [[بندگان خدا]] نزد او [[پیشوایی]] است [[دادگر]]، [[هدایت]] شده و [[راهبر]]، پس سنتهای معلوم را برپا دارد و بدعتهای مجهول را بمیراند».
| | # دستور کتبی به [[شریح بن حارث کندی]] قاضی کوفه<ref>نهجالبلاغه، نامه ۳.</ref>. |
| در [[حقیقت]] دولت اسلامی تنها مسؤول رسیدگی به امور جاری و مادی [[انسانها]] نیست، بلکه ضروری است تا زمینههای [[رشد]] و تعالی [[فکری]] و [[معنوی]] [[مردمان]] را نیز فراهم آورد. | |
| | |
| [[امیرمؤمنان علی]]{{ع}} در خطبهای که [[حقوق متقابل]] [[والی]] و [[رعیت]] را بیان کرده چنین فرموده است:
| |
| {{متن حدیث|فَأَمَّا حَقُّكُمْ عَلَيَّ فَالنَّصِيحَةُ لَكُمْ وَ تَوْفِيرُ فَيْئِكُمْ عَلَيْكُمْ وَ تَعْلِيمُكُمْ كَيْلَا تَجْهَلُوا وَ تَأْدِيبُكُمْ كَيْمَا تَعْلَمُوا}}<ref>نهجالبلاغه، خطبه ۳۴.</ref>؛
| |
| «[[حق]] شما بر من این است که [[خیرخواهی]] را از شما دریغ ندارم، و حقی را که از [[بیتالمال]] دارید بگذارم، و شما را [[تعلیم]] دهم تا [[نادان]] نمانید، و [[ادب]] آموزم تا بدانید».
| |
| در سخنی دیگر [[امیرمؤمنان]]{{ع}} چنین فرمود:
| |
| {{متن حدیث|عَلَى الْإِمَامِ أَنْ يُعَلِّمَ أَهْلَ وَلَايَتِهِ حُدُودَ الْإِسْلَامِ وَ الْإِيمَانِ}}<ref>لیثی الواسطی، علی بن محمد، عیون الحکم والمواعظ، ص۳۲۸.</ref>؛
| |
| «بر امام است که بر [[اهل ولایت]] خویش، حدود [[اسلام]] و [[ایمان]] را تعلیم دهد».
| |
| آنچنان که دیدیم شباهت فراوانی میان اهدافی که [[قرآن کریم]] برای [[انبیاء]] عظام بیان میکند با اهدافی که امیرمؤمنان برای حکومت اسلامی برمیشمارد، وجود دارد. [[برپایی عدالت]]، [[تعلیم و تربیت]] و برپایی حدود و سنتهای الهی در [[جامعه]] همان اهدافی است که در قرآن کریم برای [[فرستادن پیامبران]] ذکر شده است و علی{{ع}} نیز آنها را [[اهداف حکومت]] خود میداند. ازاینرو میتوان نتیجه گرفت که در [[حقیقت]] حکومت اسلامی بازوی اجرایی [[اسلام]] و [[شرایع الهی]] است تا از این طریق اهداف و آرمانهای [[پیامبران]] محقق گردد. همین امر [[وظیفه]] [[دولت]] مردان [[اسلامی]] را سنگینتر میسازد؛ چراکه در کنار تأمین نیازهای عمومی و مادی [[مردم]] موظفند تا اهداف و [[آرمانهای دینی]] را نیز در جامعه پیگیری نمایند.<ref>[[محسن عباسنژاد|عباسنژاد، محسن]]، [[سیره مدیریتی امام علی (کتاب)|سیره مدیریتی امام علی]]، ص ۳۵.</ref>
| |
| | |
| ===مرحله دوم: تعیین خط مشی===
| |
| خط مشی عبارت است از «تعیین حدود [[اعمال]] و [[تصمیمات]] اجرائی برای نیل به اهداف مورد نظر» به طور خلاصه خط مشی در همه حال راهنمای عمومی عمل است و راههای عملیاتی را برای [[حرکت]] عاملان روشن میسازد.
| |
| یکی از نکات بارزی که در [[زندگی]] [[حضرت امیر]] [[مشاهده]] میکنیم تعیین خط مشی برای [[کارگزاران]] و [[مدیران]] [[حکومتی]] است. بیش از پنجاه مورد دستورالعمل تنها در [[نهجالبلاغه]] مسطور است که در آن [[امام]] رهنمودهای نظامی، [[مالی]]، [[سیاسی]] و [[قضایی]] را طی نامههایی به کارگزاران خویش دادهاند و خط مشی کلی را برای آنها روشن ساختهاند. برخی از آنها به شرح ذیل است:
| |
| #رهنمودهای [[جنگی]] به [[محمد بن حنفیه]] در [[جنگ جمل]] و به سایر [[فرماندهان]] و [[سربازان]]<ref>نهجالبلاغه، کلام ۱۱.</ref>. | |
| #دستورالعمل به [[عبدالله بن عباس]] وقتی او را برای [[مذاکره]] نزد [[زبیر]] به [[بصره]] فرستاد<ref>نهجالبلاغه، نامه ۷۷.</ref>. | |
| #بخشنامه به پیشهوران درباره پیمانهها و ترازوها<ref>نهجالبلاغه، خطبه ۱۲۹.</ref>. | |
| # دستور کتبی به [[شریح بن حارث کندی]] [[قاضی کوفه]]<ref>نهجالبلاغه، نامه ۳.</ref>. | |
| # دستور به یکی از سپهسالاران<ref>نهجالبلاغه، نامه ۴.</ref>. | | # دستور به یکی از سپهسالاران<ref>نهجالبلاغه، نامه ۴.</ref>. |
| # دستور کتبی به [[اشعث بن قیس کندی]] [[والی آذربایجان]]<ref>نهجالبلاغه، نامه ۵.</ref>. | | # دستور کتبی به [[اشعث بن قیس کندی]] [[والی آذربایجان]]<ref>نهجالبلاغه، نامه ۵.</ref>. |
| #دستورالعمل به [[جریر بن عبدالله بجلی]] [[نماینده]] اعزامی نزد معاویه<ref>نهجالبلاغه، نامه ۸.</ref>. | | #دستورالعمل به [[جریر بن عبدالله بجلی]] نماینده اعزامی نزد معاویه<ref>نهجالبلاغه، نامه ۸.</ref>. |
| # دستور به دستهای از [[سپاهیان]] که عازم [[مأموریت]] جنگی بودند<ref>نهجالبلاغه، نامه ۱۱.</ref>. | | # دستور به دستهای از سپاهیان که عازم مأموریت جنگی بودند<ref>نهجالبلاغه، نامه ۱۱.</ref>. |
| #دستورالعمل به [[معقل بن قیس ریاحی]] که با سه هزار سپاهی عازم [[شام]] بود<ref>نهجالبلاغه، نامه ۱۲.</ref>. | | # دستورالعمل به [[معقل بن قیس ریاحی]] که با سه هزار سپاهی عازم [[شام]] بود<ref>نهجالبلاغه، نامه ۱۲.</ref>. |
| #رهنمود به سپاهیان قبل از شروع [[جنگ صفین]]<ref>نهجالبلاغه، نامه ۱۴.</ref>. | | # رهنمود به سپاهیان قبل از شروع [[جنگ صفین]]<ref>نهجالبلاغه، نامه ۱۴.</ref>. |
| # [[نامه]] به [[عبدالله بن عباس]] عامل [[امام]] در [[بصره]]<ref>نهجالبلاغه، نامه ۱۸.</ref>. | | # نامه به [[عبدالله بن عباس]] عامل [[امام]] در [[بصره]]<ref>نهجالبلاغه، نامه ۱۸.</ref>. |
| # دستور کتبی برای عبدالله بن عباس<ref>نهجالبلاغه، نامه ۲۲.</ref>. | | # دستور کتبی برای عبدالله بن عباس<ref>نهجالبلاغه، نامه ۲۲.</ref>. |
| # [[فرمان]] مفصل بخشنامهای به [[عاملان صدقات]]<ref>نهجالبلاغه، نامه ۲۵.</ref>. | | # [[فرمان]] مفصل بخشنامهای به عاملان صدقات<ref>نهجالبلاغه، نامه ۲۵.</ref>. |
| این دستورالعملها و [[نامهها]] که بعضی به صورت بخشنامه به تمام مأموران و بعضی دستور مذاکرات و برنامه مأموریت ویژه است، هم از لحاظ موضوع، هم از نظر کیفیت، [[فصاحت]] و پرمغزی [[کلام]] و هم از نظر تعداد در [[اسلام]] سابقه نداشته است. | | |
| مفصلترین و با اهمیتترین دستورالعمل علی{{ع}} [[عهدنامه مالک اشتر]] است. این فرمان که در [[حقیقت]] [[قانون اساسی]] [[حکومت اسلامی]] به شمار میرود [[خط مشی]] کلی را در زمینههای مختلف [[اجتماعی]]، [[سیاسی]]، [[حقوقی]]، نظامی، [[فرهنگی]] و [[اقتصادی]] برای مالک مشخص میکند.
| | این دستورالعملها و نامهها که بعضی به صورت بخشنامه به تمام مأموران و بعضی دستور مذاکرات و برنامه مأموریت ویژه است، هم از لحاظ موضوع، هم از نظر کیفیت، [[فصاحت]] و پرمغزی [[کلام]] و هم از نظر تعداد در [[اسلام]] سابقه نداشته است<ref>[[محسن عباسنژاد|عباسنژاد، محسن]]، [[سیره مدیریتی امام علی (کتاب)|سیره مدیریتی امام علی]]، ص ۴۰.</ref>. |
| قبل از [[مالک اشتر]]، [[محمد بن ابیبکر]] [[کارگزار مصر]] بود و در تصمیمگیریهای متعددی دچار مشکل شده بود و از حضرت خواست تا وی را [[راهنمایی]] کند.
| | |
| شاید یکی از انگیزههای [[نگارش]] این نامه علاوه بر [[موقعیت اجتماعی]] مالک و [[محبوبیت]] وی نزد [[امیرالمؤمنین]] به خاطر موقعیت [[مصر]] و اهمیت آن و مشکلاتی بود که [[کارگزار]] سابق در اداره آن بدان دچار شده بود؛ لذا امام این نامه را برای مالک نگاشت تا به خوبی از عهده [[انجام وظیفه]] برآید.<ref>[[محسن عباسنژاد|عباسنژاد، محسن]]، [[سیره مدیریتی امام علی (کتاب)|سیره مدیریتی امام علی]]، ص ۴۰.</ref>
| | == انواع برنامهریزی == |
| | اصولاً برنامهریزی از مناظر مختلف دارای انواع مختلفی است که در یک طبقهبندی کلی میتوان آن را به دو نوع عمده تقسیم کرد: |
|
| |
|
| ==سرفصلهای قانون اساسی حکومت علوی== | | === برنامهریزی استراتژیک === |
| علی{{ع}} در این فرمان مانند سایر مکاتیب و [[خطبهها]] سخن را با [[نام خدا]] و توصیه به [[طاعت]] و [[تقوا]] آغاز میکند و مالک را به ضبط نفس و خودداری در برابر [[طغیان]] [[هوس]] دستور میدهد و او را به [[مروت]] و [[انصاف]] و [[پرهیز]] از [[ستمکاری]] توصیه میکند. | | امیر مؤمنان علی{{ع}}: {{متن حدیث|رَحِمَ اللهُ امْرَءً عَلِمَ مِنْ أَيْنَ، وَ فِي أَيْنَ، وَ إِلَى أَيْنَ}}؛ [[خدا]] [[رحمت]] کند کسی را که بداند از کجاست، در کجاست و به کجا میرود<ref>ملاصدرا شیرازی، اسفار اربعه، ج۸، ص۳۵۵.</ref>. این گزاره ناظر به این است که [[انسان]] لازم است بداند منشأ [[خلقت]] از کجاست (مبدأ را بشناسد)، فلسفه وجودیاش را بداند ([[رسالت]] و مأموریت را بداند) و به مقصد و مسیر استراتژیک نیز واقف باشد؛ با این توصیف، اگر کسی به مبدأ، مأموریت و رسالت و مقصد استراتژیک واقف گردد در دالان استراتژیک قرار گرفته و به [[مدیریت]] و [[هدایت]] استراتژیک دست مییابد؛ و بالطبع برنامهریزی استراتژیک در درون مدیریت استراتژیک معنا پیدا کرده و در مرتبه نخست فرایند مدیریت استراتژیک است مدیریت استراتژیک هنر و [[علم]] تدوین، اجرا و ارزیابی تصمیمات وظیفهای چندگانهای است که [[سازمان]] را قادر میسازد به اهداف بلندمدت خود دست یابد. با توجه به این تعریف، فرایند مدیریت استراتژیک دربرگیرنده سه مرحله تدوین [[استراتژیها]]، اجرا آنها و ارزیابی نتایج عملکردی است به منظور تدوین استراتژیها برنامهریزی صورت میپذیرد. در واقع برنامهریزی، فرایند آگاهانه و سیستماتیک [[تصمیمگیری]] در مورد اهداف و پیشبینی ابزارها و روشهای وصول به آنها است. از اینرو میتوان گفت که برنامهریزی استراتژیک فرایندی است که اهداف کلان و اصلی سازمان را تعیین و مسیر کلی حرکت سازمان را مشخص میکند. |
| در بخش دیگری از این نامه روابط متقابل [[حاکمیت]] و [[مردم]] تبیین میگردد. امام، مالک را به [[نیکوکاری]] با مردم توصیه میکند و از او میخواهد تا [[قلب]] خود را سرشار از [[محبت]] و [[عطوفت]] به مردم گرداند. از او میخواهد تا به مردم [[اعتماد]] داشته باشد و به آنها بیش از همه توجه کند و [[ارتباط مستقیم]] خود را با مردم همواره [[حفظ]] کند.
| | # '''[[ضرورت]] برنامهریزی و [[تفکر]] استراتژیک در سازمان''': [[امیر مؤمنان علی]]{{ع}}: {{متن حدیث|اجْعَلْ هَمَّكَ لِآخِرَتِكَ}}؛ تلاش و مساعی خود را برای آخرتت قرار ده<ref>آمدی، عبدالواحد، غررالحکم و دررالکلم، ح۲۴۵۳.</ref>. |
| در بخش دیگری از این [[نامه]] [[سازمان]] [[حکومت اسلامی]] و سلسله مراتب آن و [[وظایف]] [[حاکمیت]] نسبت به هر یک از آنها بیان میشود. [[امام]] از مالک میخواهند تا به [[سازماندهی]] [[حکومت]] خویش بپردازد و به تفکیک، وظایف هر یک از قوای قضائیه و مجریه و نیز ارتشیان را بیان میکند امام، [[جامعه]] را به [[سپاهیان]]، نویسندگان، بخشهای عمومی و خصوصی دادرسان، مأموران دولتی، پیشکاران [[دارایی]]، [[بازرگانان]]، پیشهوران، [[صنعتگران]] و قشر آسیبپذیر تفکیک میکنند، سپس شرح وظایف هر یک، و شرایط [[گزینش]] آنها را به تفصیل بیان میکنند. | | این گزاره [[علوی]] ناظر به این است که [[آدمی]] باید تفکری استراتژیک و بلندمدت داشته باشد و در مسیر مقصد استراتژیک خویش ([[آخرت]]) تلاش نماید. |
| | # '''شیوههای تدوین [[استراتژی]] سازمانی''': تدوین استراتژی در سازمانهای مختلف به گونههایی متفاوت انجام میپذیرد؛ [[مدیران]] گاهی با رویکرد توصیفی و زمانی با رویکرد تجویزی به سراغ تدوین استراتژی میروند؛ در برخی سازمانها که مدیران، تنها خود تصمیمگیرنده بوده و نظرات خویش را [[حاکم]] میسازند، تدوین مأموریتهای [[آینده]] سازمان، براساس نظر شخصی و [[قضاوت]] فردی آنها صورت میپذیرد؛ در این شیوه برنامهریزی، [[مدیر]] با اتکاء به [[بینش]] و [[آگاهی]] خویش و [[قدرت]] خود در سازمان به تدوین استراتژی میپردازد؛ اخذ تصمیم در این سبک، بیشتر جنبه اشراق داشته و دریافتهای ذهنی فرد مدیر را دربردارد؛ در شیوهای دیگر، مدیران با توجه به استراتژیهای وضع شده قبلی و با ایجاد تغییرات جزئی و تدریجی در آنها، به تدوین استراتژیهای سازمانی اقدام میکنند. در این سبک، از تحولات گسترده و جهش، خبری نیست و سازمان، خود را گامبهگام و مرحله به مرحله با شرایط جدید تطبیق میدهد. در سبکی دیگر، با نام برنامهریزی استراتژیک، تدوین استراتژیهای سازمانی براساس قاعده و [[نظم]] خاصی انجام میپذیرد و در این راه، مراحلی ویژه به طور [[منظم]] دنبال میشوند تا فرایند برنامهریزی منتج به [[استراتژی]] شود. البته برای این نوع برنامهریزی نیز، مدلهای متنوعی از سوی صاحبنظران مطرح شده که متناسب با شرایط خاص خود، کاربرد خواهند داشت. |
| | # '''برنامهریزی استراتژیک با نگاهی به آموزههای علوی''': [[امیر مؤمنان علی]]{{ع}}: {{متن حدیث|هَذَا مَا أَمَرَ بِهِ عَبْدُ اللَّهِ عَلِيٌّ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ مَالِكَ بْنَ الْحَارِثِ الْأَشْتَرَ فِي عَهْدِهِ إِلَيْهِ حِينَ وَلَّاهُ مِصْرَ، جِبَايَةَ خَرَاجِهَا وَ جِهَادَ عَدُوِّهَا وَ اسْتِصْلَاحَ أَهْلِهَا وَ عِمَارَةَ بِلَادِهَا...}}؛ این است [[فرمان]] [[بنده خدا]] علی [[امیرالمؤمنین]]، به مالک پسر حارث اشتر، هنگامی که او را [[والی مصر]] گردانید تا [[خراج]] آن [[دیار]] بستاند و با [[دشمنان]] آن [[پیکار]] کند و کار [[مردم]] را سامان دهد و شهرهای آن را آباد سازد<ref>نهج البلاغه، نامه ۵۳.</ref>. ناگفته نماند که در این فراز از گفتار امیرالمؤمنین{{ع}} اهداف استراتژیک در سطح کلان مشخص شده است، از سوی دیگر مخاطب آن حضرت، [[مالک اشتر]] است که در سطح [[مدیریت]] عالی قرار دارد و بالطبع از فحوای گفتار حضرت استفاده میشود که تعیین اهداف استراتژیک لازم است توسط مدیریت عالی تدوین گشته و اجرای آنها نیز توسط سطوح مختلف عملیاتی شود. اصولاً تدوین برنامهریزی استراتژیک لازم است که توسط مدیریت عالی انجام گرفته و در مسیر تدوین [[استراتژی]]، حمایت ویژه از سوی [[مدیران]] ارشد صورت پذیرد؛ برای دستیابی به این مقصود لازم است تا گامهایی برداشته شود<ref>[[عباس شفیعی|شفیعی، عباس]]، [[اصول مدیریت در نهج البلاغه (کتاب)|اصول مدیریت در نهج البلاغه]]، ص ۲۴-۳۴.</ref>. |
|
| |
|
| در قسمتی دیگر از این نامه به [[روابط خارجی]] و پیمانهای منطقهای و [[آداب جنگ]] و [[صلح]] پرداخته میشود. همچنین راهکارهایی برای بهبود [[رفاه عمومی]] و [[توسعه اقتصادی]] بیان میگردد.
| | === برنامهریزی عملیاتی یا اجرایی === |
| این نامه و نامههای دیگری که [[خط مشی]] [[کارگزاران]] را مشخص میکند نشان میدهد که [[حضرت علی]]{{ع}} تا چه حد به برنامهریزی و عمل بر اساس برنامهریزی و دستورالعمل قبلی اهمیت میدهند.
| | برنامهریزی علمیاتی با توجه به برنامهریزی استراتژیک و بر مبنای استراتژیهایی که در آنجا تدوین شده، انجام میشود؛ یعنی [[هدف]] یا اهداف کلی [[سازمان]] که در برنامهریزی استراتژیک مشخص شده، در برنامهریزی عملیاتی، به صورت اهداف جزئی تقسیم میشود. در برنامهریزی عملیاتی سعی میشود فعالیتها و عملیات لازم برای دستیابی به هدف مذکور، به صورت دقیق پیشبینی شود. |
| نحوه [[مکاتبات]] کارگزاران با حضرت علی{{ع}} و [[مشاوره]] آنها با حضرت در امورات مختلف نشان میدهد که آنها نسبت به [[هماهنگی]] و عمل بر اساس خط مشی کلی ارائه شده توسط آن حضرت توجیه شده بودند.
| |
|
| |
|
| نکته قابل توجه دیگری که در برنامههای حضرت علی{{ع}} دیده میشود، انطباق این برنامهها با توصیههای پیشرفته [[دانش مدیریت]] در زمینه برنامهریزی است. در برنامههای حضرت علی{{ع}} [[هدفها]] به طور کامل و روشن مشخص شده است.
| | اهداف در برنامه عملیاتی دقیقاً مشخص میکنند که سازمان به کجا میخواهد برود و چه چیزی را باید به دست آورد. همچنین اهداف به [[مدیران]] این امکان را میدهند که برنامههایی را طراحی کنند که [[رسالت]] سازمان را به واقعیت تبدیل کنند<ref>بوی، مدیریت، ص۲۰۷.</ref>.<ref>[[عباس شفیعی|شفیعی، عباس]]، [[اصول مدیریت در نهج البلاغه (کتاب)|اصول مدیریت در نهج البلاغه]]، ص ۳۴.</ref> |
| برنامهها ساده، روان و به [[سهولت]] قابل [[فهم]] میباشد. همچنین [[مخاطبین]] هر بخش بهطور دقیق مشخص، و وظایف هر کس کاملاً تفکیک شده است.
| |
| [[برنامهریزیها]] بر مبنای واقعیتها و امکانات موجود میباشد و شرایط جامعه نیز در آن لحاظ شده است. همچنین امام توصیه ویژهای در این برنامه به [[رعایت]] زمانبندی داشتهاند و از [[کارگزار]] خود خواستهاند هر کاری را در [[زمان]] خودش انجام دهد. از سوی دیگر برنامه با شرایط جسمی و [[روحی]] افراد به گونهای هماهنگ شده است تا ضمن [[جلب رضایت]] آنها همه تواناییها و استعدادهای آنان نیز بهکار گرفته شود.
| |
| توجه به [[مردم]] و مردمسالاری از ویژگیهای عمده برنامههای حضرت است. امام از کارگزار خود میخواهد تا به جای نگاه به [[خواص]]، [[سیاست]] نگاه به مردم را در پیش گیرد. [[هماهنگی]] اجزای این برنامهها نیز از ویژگیهای دیگر آن بهشمار میرود.<ref>[[محسن عباسنژاد|عباسنژاد، محسن]]، [[سیره مدیریتی امام علی (کتاب)|سیره مدیریتی امام علی]]، ص ۴۲.</ref>
| |
|
| |
|
| == جستارهای وابسته== | | == جستارهای وابسته== |
| خط ۱۳۰: |
خط ۸۴: |
| {{منابع}} | | {{منابع}} |
| # [[پرونده:10107013.jpg|22px]] [[محسن عباسنژاد|عباسنژاد، محسن]]، [[سیره مدیریتی امام علی (کتاب)|'''سیره مدیریتی امام علی''']] | | # [[پرونده:10107013.jpg|22px]] [[محسن عباسنژاد|عباسنژاد، محسن]]، [[سیره مدیریتی امام علی (کتاب)|'''سیره مدیریتی امام علی''']] |
| | # [[پرونده:IM010862.jpg|22px]] [[عباس شفیعی|شفیعی، عباس]]، [[اصول مدیریت در نهج البلاغه (کتاب)|'''اصول مدیریت در نهج البلاغه''']] |
| {{پایان منابع}} | | {{پایان منابع}} |
|
| |
|
| خط ۱۳۵: |
خط ۹۰: |
| {{پانویس}} | | {{پانویس}} |
|
| |
|
| [[رده:برنامهریزی]] | | [[رده:مدیریت]] |