|
|
| خط ۴۲: |
خط ۴۲: |
| # [[انتخاب]] بهترین راهکار: از میان راهکارهای ممکن بهترین و اجراییترین گزینه انتخاب میشود. | | # [[انتخاب]] بهترین راهکار: از میان راهکارهای ممکن بهترین و اجراییترین گزینه انتخاب میشود. |
| #اجرای برنامه: تعیین اینکه چه کسی برنامه را [[اجرا]] کند چه [[میزان]] منابع اختصاص یابد، چگونه [[ارزشیابی]] شود، چگونه گزارشدهی و اداره شود. | | #اجرای برنامه: تعیین اینکه چه کسی برنامه را [[اجرا]] کند چه [[میزان]] منابع اختصاص یابد، چگونه [[ارزشیابی]] شود، چگونه گزارشدهی و اداره شود. |
| #کنترل و ارزشیابی نتایج: [[اطمینان]] از اینکه برنامه دارای دستاورد مطلوب و در راستای انتظارات مورد نیاز باشد<ref>احمدی، مسعود، مدیریت اسلامی، انتشارات پژوهشهای فرهنگی، ساری، ۱۳۸۶، ص۱۵۴.</ref>. | | #کنترل و ارزشیابی نتایج: [[اطمینان]] از اینکه برنامه دارای دستاورد مطلوب و در راستای انتظارات مورد نیاز باشد<ref>احمدی، مسعود، مدیریت اسلامی، انتشارات پژوهشهای فرهنگی، ساری، ۱۳۸۶، ص۱۵۴.</ref>.<ref>[[محسن عباسنژاد|عباسنژاد، محسن]]، [[سیره مدیریتی امام علی (کتاب)|سیره مدیریتی امام علی]]، ص ۳۴.</ref> |
| بر این اساس یکی از کارهایی که [[حضرت امیر]]{{ع}} در همان ابتدای [[حکومت]] و سپس در مواضع مختلفی به آن پرداختند، تبیین [[اهداف حکومت]] [[علوی]] است.<ref>[[محسن عباسنژاد|عباسنژاد، محسن]]، [[سیره مدیریتی امام علی (کتاب)|سیره مدیریتی امام علی]]، ص ۳۴.</ref>
| |
| | |
| ===اهداف دولت اسلامی===
| |
| [[امیرمؤمنان علی]]{{ع}} در سخنی کوتاه هدف دولت اسلامی را «[[برپا داشتن حق]] و از بین بردن [[باطل]]» مطرح کرد.
| |
| [[ابن عباس]] میگوید: در [[سرزمین]] «[[ذی قار]]»<ref>ذی قار: محلی نزدیک بصره همان جایی که پیش از اسلام میان اعراب و ایرانیان جنگ درگرفت و اعراب پیروز شدند. (ابن أبی الحدید، شرح نهجالبلاغه، ج۲، ص۱۸۶).</ref>- در مسیر [[حرکت]] به سوی [[بصره]] در [[جنگ جمل]] - درحالیکه آن حضرت به پینه زدن [[کفش]] خویش مشغول بود، بر آن حضرت وارد شدم حضرت به من فرمود: «این لنگه کفش چقدر [[ارزش]] دارد؟»
| |
| | |
| گفتم: «ارزشی ندارد». حضرت فرمود:
| |
| {{متن حدیث|وَ اللَّهِ لَهِيَ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ إِمْرَتِكُمْ إِلَّا أَنْ أُقِيمَ حَقّاً أَوْ أَدْفَعَ بَاطِلًا}}<ref>نهجالبلاغه، تحقیق الشیخ محمد عبده، دارالمعرفه، بیروت، خطبه ۳۳.</ref>؛
| |
| «به [[خدا]] [[سوگند]] این کفش از حکومت بر شما نزد من محبوبتر است مگر اینکه حقی را برپا سازم و یا باطلی را دفع نمایم».
| |
| این سخن با همه کوتاهی و اختصارش همه اهدافی را که دولت اسلامی باید دنبال کند دربردارد.
| |
| [[امیرمؤمنان]]{{ع}} در سخنی دیگر یکی از اهداف خود را از [[تشکیل حکومت]] برپایی [[امنیت]] دانستهاند:
| |
| {{متن حدیث|اللَّهُمَّ إِنَّكَ تَعْلَمُ أَنَّهُ لَمْ يَكُنِ الَّذِي كَانَ مِنَّا مُنَافَسَةً فِي سُلْطَانٍ وَ لَا الْتِمَاسَ شَيْءٍ مِنْ فُضُولِ الْحُطَامِ، وَ لَكِنْ لِنَرِدَ الْمَعَالِمَ مِنْ دِينِكَ وَ نُظْهِرَ الْإِصْلَاحَ فِي بِلَادِكَ فَيَأْمَنَ الْمَظْلُومُونَ مِنْ عِبَادِكَ وَ تُقَامَ الْمُعَطَّلَةُ مِنْ حُدُودِكَ}}<ref>نهجالبلاغه، کلام ۱۳۱.</ref>؛
| |
| «خدایا! تو میدانی آنچه از ما رفت [[[جنگ]] و درگیری] نه به خاطر [[رغبت]] در [[قدرت]] بود، و نه به خاطر رسیدن به چیزی از بهرههای ناچیز [[دنیا]]، بلکه مقصد ما آن است که نشانههای [[دین]] تو را به [[جامعه]] بازگردانیم و [[اصلاح]] را در شهرهای تو آشکار نماییم، تا [[بندگان]] ستمدیدهات را [[امنیت]] فراهم آید و حدود [[اجرا]] نشدهات به اجرا درآید».
| |
| | |
| از منظر [[امام علی]]{{ع}} [[هدف]] [[دولت اسلامی]] ایجاد [[حکومتی]] [[توانمند]] در [[تأمین امنیت]] برای [[شهروندان]] است که [[آبادی]] و [[رفاه]] را برای آنها به همراه آورد و فرصتهای برابر را در [[اختیار]] همگان قرار دهد. برپایی امنیت در سایر [[دولتها]] نیز به عنوان هدف اصلی [[تشکیل حکومت]] محسوب میگردد. اما تفاوت دولت اسلامی در آن است که در کنار تأمین [[نیازهای مادی]] شهروندان به [[رشد]] و ارتقاء [[معنوی]] آنها و برپایی [[حدود الهی]] در جامعه نیز میاندیشد.
| |
| یکی دیگر از اهداف مهم دولت اسلامی بر پایی «[[عدالت]]» است در نگرش [[اسلامی]] همه [[مردم]] با یکدیگر برابرند و برتریهای ظاهری آنها نمیتواند مجوزی برای «[[ویژهخواری]]» آنها تلقی شود.
| |
| [[قرآن کریم]] هدف از [[ارسال پیامبران]] را [[برپایی قسط]] و عدالت میداند.
| |
| {{متن قرآن|لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَأَنْزَلْنَا الْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ}}<ref>«ما پیامبرانمان را با برهانها (ی روشن) فرستادیم و با آنان کتاب و ترازو فرو فرستادیم تا مردم به دادگری برخیزند و (نیز) آهن را فرو فرستادیم که در آن نیرویی سخت است» سوره حدید، آیه ۲۵.</ref>.
| |
| در نگرش امام علی{{ع}} [[برپایی عدالت]] نقش محوری در [[پایداری]] جامعه و مناسبات میان افراد آن دارد.
| |
| | |
| {{متن حدیث|جَعَلَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ الْعَدْلَ قِوَامَ الْأَنَامِ وَ تَنْزِيهاً مِنَ الْمَظَالِمِ وَ الْآثَامِ وَ تَسْنِيَةً لِلْإِسْلَامِ}}<ref>آمدی، عبدالواحد بن محمد، غررالحکم و دررالکلم، حدیث ۴۷۸۹.</ref>؛
| |
| «[[خدای سبحان]] عدالت را مایه برپایی [[انسانها]] و ستون زندگانی آنها و سبب [[پاکی]] از ستمکاریها و [[گناهان]] و روشنی چراغ [[اسلام]] قرار داده است».
| |
| [[برپایی عدالت]] از چنان اهمیتی برخوردار است که برای اجرای آن میتوان به [[زور]] [[متوسل]] شد و به تعبیر [[قرآن کریم]] از «[[حدید]]» نیز در این راه بهره جست.
| |
| [[امیرمؤمنان علی]]{{ع}} بلافاصله پس از به دست گرفتن [[حکومت]] برای بازگرداندن [[اموال]] [[غارت]] شده از [[بیتالمال]] و آنچه عثمان به [[خویشاوندان]] و [[یاران]] خود به عنوان [[پاداش]] و جایزه داده بود اقدام کرد. [[شریف رضی]] [[سخن امام]] را در این باره که بخشی از [[خطبه]] مفصلی است که آن حضرت در [[روز]] دوم پس از [[بیعت]] ایراد کرده چنین آورده است:
| |
| {{متن حدیث|وَ اللَّهِ لَوْ وَجَدْتُهُ قَدْ تُزُوِّجَ بِهِ النِّسَاءُ وَ مُلِكَ بِهِ الْإِمَاءُ لَرَدَدْتُهُ فَإنَّ فِي الْعَدْلِ سَعَةً؛ وَ مَنْ ضَاقَ عَلَيْهِ الْعَدْلُ، فَالْجَوْرُ عَلَيْهِ أَضْيَقُ}}<ref>نهجالبلاغه، کلام ۱۵.</ref>؛
| |
| «به [[خدا]] [[سوگند]] اگر ببینم که ([[اموال مسلمانان]]) به کابین [[زنان]] یا بهای کنیزان رفته باشد، آن را بازمیگردانم. به [[درستی]] که در عدالت گشایشی است و آنکه عدالت را برنتابد، [[ستم]] را سختتر یابد».
| |
| کلبی میگوید: به دنبال این [[سخنان علی]]{{ع}} [[فرمان]] داد همه سلاحهایی که در سرای عثمان بود ضبط کردند، و نیز امر فرمود شترهای قیمتی که از [[اموال زکات]] بود و عثمان به [[تصرف]] درآورده بود به بیتالمال بازگردانند، و نیز فرمود [[شمشیر]] و [[زره]] او را بگیرند و فرمان داد کسی متعرض اسلحههایی که در [[خانه]] عثمان بود و از آنها بر ضد [[مسلمانان]] استفاده نشده بود، نشود و امر کرد از تصرف همه [[اموال شخصی]] عثمان که در خانهاش و جاهای دیگر داشت خودداری شود؛ و فرمان داد اموالی که عثمان به صورت پاداش و جایزه به یاران خود و هر کس دیگر داده بود برگردانده شود.
| |
| | |
| کلبی اضافه میکند که چون این خبر به عمرو بنعاص رسید، نامهای به معاویه نوشت، و او در این هنگام در [[شهر]] «[[ایله]]»<ref>ایله: شهرکی بوده است بر کرانه دریای قلزم از نواحی شام و گفتهاند که این شهرک آخرین منطقه حجاز و آغاز سرزمین شام بوده است. شهابالدین ابوعبدالله یاقوت الحموی، معجم البلدان، دار بیروت للطباعة والنشر، بیروت، ۱۴۰۸ق، ج۱، ص۲۹۲.</ref> از نواحی [[شام]] بود که هنگام [[شورش]] [[مردم]] بر عثمان به آنجا گریخته و پناه برده بود. او در [[نامه]] خود به معاویه چنین نوشت: «هرچه باید انجام بدهی انجام ده که [[پسر ابیطالب]] (اگر بر تو دست یابد). همه اموالی که داری از تو جدا خواهد کرد، همانگونه که شاخه تر را از پوست برهنه کنند»<ref>ابن ابیالحدید، شرح نهجالبلاغه، ج۱، ص۲۷۰.</ref>.
| |
| یکی دیگر از اهداف مهم [[دولت اسلامی]] برپایی [[سنتهای الهی]] و [[مبارزه با خرافات]] و [[بدعتها]] است.
| |
| [[امام]]{{ع}} [[خطاب]] به [[عثمان بن عفان]] برخی از اهدافی را که باید [[حکومت اسلامی]] آنها را دنبال کند چنین برشمردهاند:
| |
| {{متن حدیث|فَاعْلَمْ أَنَّ أَفْضَلَ عِبَادِ اللَّهِ عِنْدَ اللَّهِ إِمَامٌ عَادِلٌ هُدِيَ وَ هَدَى فَأَقَامَ سُنَّةً مَعْلُومَةً وَ أَمَاتَ بِدْعَةً مَجْهُولَةً}}<ref>نهجالبلاغه، کلام ۱۶۴.</ref>؛
| |
| «بدان که بهترین [[بندگان خدا]] نزد او [[پیشوایی]] است [[دادگر]]، [[هدایت]] شده و [[راهبر]]، پس سنتهای معلوم را برپا دارد و بدعتهای مجهول را بمیراند».
| |
| در [[حقیقت]] دولت اسلامی تنها مسؤول رسیدگی به امور جاری و مادی [[انسانها]] نیست، بلکه ضروری است تا زمینههای [[رشد]] و تعالی [[فکری]] و [[معنوی]] [[مردمان]] را نیز فراهم آورد.
| |
| | |
| [[امیرمؤمنان علی]]{{ع}} در خطبهای که [[حقوق متقابل]] [[والی]] و [[رعیت]] را بیان کرده چنین فرموده است:
| |
| {{متن حدیث|فَأَمَّا حَقُّكُمْ عَلَيَّ فَالنَّصِيحَةُ لَكُمْ وَ تَوْفِيرُ فَيْئِكُمْ عَلَيْكُمْ وَ تَعْلِيمُكُمْ كَيْلَا تَجْهَلُوا وَ تَأْدِيبُكُمْ كَيْمَا تَعْلَمُوا}}<ref>نهجالبلاغه، خطبه ۳۴.</ref>؛
| |
| «[[حق]] شما بر من این است که [[خیرخواهی]] را از شما دریغ ندارم، و حقی را که از [[بیتالمال]] دارید بگذارم، و شما را [[تعلیم]] دهم تا [[نادان]] نمانید، و [[ادب]] آموزم تا بدانید».
| |
| در سخنی دیگر [[امیرمؤمنان]]{{ع}} چنین فرمود:
| |
| {{متن حدیث|عَلَى الْإِمَامِ أَنْ يُعَلِّمَ أَهْلَ وَلَايَتِهِ حُدُودَ الْإِسْلَامِ وَ الْإِيمَانِ}}<ref>لیثی الواسطی، علی بن محمد، عیون الحکم والمواعظ، ص۳۲۸.</ref>؛
| |
| «بر امام است که بر [[اهل ولایت]] خویش، حدود [[اسلام]] و [[ایمان]] را تعلیم دهد».
| |
| آنچنان که دیدیم شباهت فراوانی میان اهدافی که [[قرآن کریم]] برای [[انبیاء]] عظام بیان میکند با اهدافی که امیرمؤمنان برای حکومت اسلامی برمیشمارد، وجود دارد. [[برپایی عدالت]]، [[تعلیم و تربیت]] و برپایی حدود و سنتهای الهی در [[جامعه]] همان اهدافی است که در قرآن کریم برای [[فرستادن پیامبران]] ذکر شده است و علی{{ع}} نیز آنها را [[اهداف حکومت]] خود میداند. ازاینرو میتوان نتیجه گرفت که در [[حقیقت]] حکومت اسلامی بازوی اجرایی [[اسلام]] و [[شرایع الهی]] است تا از این طریق اهداف و آرمانهای [[پیامبران]] محقق گردد. همین امر [[وظیفه]] [[دولت]] مردان [[اسلامی]] را سنگینتر میسازد؛ چراکه در کنار تأمین نیازهای عمومی و مادی [[مردم]] موظفند تا اهداف و [[آرمانهای دینی]] را نیز در جامعه پیگیری نمایند.<ref>[[محسن عباسنژاد|عباسنژاد، محسن]]، [[سیره مدیریتی امام علی (کتاب)|سیره مدیریتی امام علی]]، ص ۳۵.</ref>
| |
| | |
| ===مرحله دوم: تعیین خط مشی===
| |
| خط مشی عبارت است از «تعیین حدود [[اعمال]] و [[تصمیمات]] اجرائی برای نیل به اهداف مورد نظر» به طور خلاصه خط مشی در همه حال راهنمای عمومی عمل است و راههای عملیاتی را برای [[حرکت]] عاملان روشن میسازد.
| |
| یکی از نکات بارزی که در [[زندگی]] [[حضرت امیر]] [[مشاهده]] میکنیم تعیین خط مشی برای [[کارگزاران]] و [[مدیران]] [[حکومتی]] است. بیش از پنجاه مورد دستورالعمل تنها در [[نهجالبلاغه]] مسطور است که در آن [[امام]] رهنمودهای نظامی، [[مالی]]، [[سیاسی]] و [[قضایی]] را طی نامههایی به کارگزاران خویش دادهاند و خط مشی کلی را برای آنها روشن ساختهاند. برخی از آنها به شرح ذیل است:
| |
| #رهنمودهای [[جنگی]] به [[محمد بن حنفیه]] در [[جنگ جمل]] و به سایر [[فرماندهان]] و [[سربازان]]<ref>نهجالبلاغه، کلام ۱۱.</ref>.
| |
| #دستورالعمل به [[عبدالله بن عباس]] وقتی او را برای [[مذاکره]] نزد [[زبیر]] به [[بصره]] فرستاد<ref>نهجالبلاغه، نامه ۷۷.</ref>.
| |
| #بخشنامه به پیشهوران درباره پیمانهها و ترازوها<ref>نهجالبلاغه، خطبه ۱۲۹.</ref>.
| |
| # دستور کتبی به [[شریح بن حارث کندی]] [[قاضی کوفه]]<ref>نهجالبلاغه، نامه ۳.</ref>.
| |
| # دستور به یکی از سپهسالاران<ref>نهجالبلاغه، نامه ۴.</ref>.
| |
| # دستور کتبی به [[اشعث بن قیس کندی]] [[والی آذربایجان]]<ref>نهجالبلاغه، نامه ۵.</ref>.
| |
| #دستورالعمل به [[جریر بن عبدالله بجلی]] [[نماینده]] اعزامی نزد معاویه<ref>نهجالبلاغه، نامه ۸.</ref>.
| |
| # دستور به دستهای از [[سپاهیان]] که عازم [[مأموریت]] جنگی بودند<ref>نهجالبلاغه، نامه ۱۱.</ref>.
| |
| #دستورالعمل به [[معقل بن قیس ریاحی]] که با سه هزار سپاهی عازم [[شام]] بود<ref>نهجالبلاغه، نامه ۱۲.</ref>.
| |
| #رهنمود به سپاهیان قبل از شروع [[جنگ صفین]]<ref>نهجالبلاغه، نامه ۱۴.</ref>.
| |
| # [[نامه]] به [[عبدالله بن عباس]] عامل [[امام]] در [[بصره]]<ref>نهجالبلاغه، نامه ۱۸.</ref>.
| |
| # دستور کتبی برای عبدالله بن عباس<ref>نهجالبلاغه، نامه ۲۲.</ref>.
| |
| # [[فرمان]] مفصل بخشنامهای به [[عاملان صدقات]]<ref>نهجالبلاغه، نامه ۲۵.</ref>.
| |
| این دستورالعملها و [[نامهها]] که بعضی به صورت بخشنامه به تمام مأموران و بعضی دستور مذاکرات و برنامه مأموریت ویژه است، هم از لحاظ موضوع، هم از نظر کیفیت، [[فصاحت]] و پرمغزی [[کلام]] و هم از نظر تعداد در [[اسلام]] سابقه نداشته است.
| |
| مفصلترین و با اهمیتترین دستورالعمل علی{{ع}} [[عهدنامه مالک اشتر]] است. این فرمان که در [[حقیقت]] [[قانون اساسی]] [[حکومت اسلامی]] به شمار میرود [[خط مشی]] کلی را در زمینههای مختلف [[اجتماعی]]، [[سیاسی]]، [[حقوقی]]، نظامی، [[فرهنگی]] و [[اقتصادی]] برای مالک مشخص میکند.
| |
| قبل از [[مالک اشتر]]، [[محمد بن ابیبکر]] [[کارگزار مصر]] بود و در تصمیمگیریهای متعددی دچار مشکل شده بود و از حضرت خواست تا وی را [[راهنمایی]] کند.
| |
| شاید یکی از انگیزههای [[نگارش]] این نامه علاوه بر [[موقعیت اجتماعی]] مالک و [[محبوبیت]] وی نزد [[امیرالمؤمنین]] به خاطر موقعیت [[مصر]] و اهمیت آن و مشکلاتی بود که [[کارگزار]] سابق در اداره آن بدان دچار شده بود؛ لذا امام این نامه را برای مالک نگاشت تا به خوبی از عهده [[انجام وظیفه]] برآید.<ref>[[محسن عباسنژاد|عباسنژاد، محسن]]، [[سیره مدیریتی امام علی (کتاب)|سیره مدیریتی امام علی]]، ص ۴۰.</ref>
| |
|
| |
|
| == جستارهای وابسته== | | == جستارهای وابسته== |