←تفویض اختیار
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|||
| خط ۴۹: | خط ۴۹: | ||
پس از دستهبندی کارها باید برای هر قسمت مسؤولی [[انتخاب]] نموده و [[حدود اختیارات]] او را مشخص کرد. | پس از دستهبندی کارها باید برای هر قسمت مسؤولی [[انتخاب]] نموده و [[حدود اختیارات]] او را مشخص کرد. | ||
{{متن حدیث|وَ اجْعَلْ لِرَأْسِ كُلِّ أَمْرٍ مِنْ أُمُورِكَ رَأْساً مِنْهُمْ لَا يَقْهَرُهُ كَبِيرُهَا وَ لَا يَتَشَتَّتُ عَلَيْهِ كَثِيرُهَا}}<ref>نهجالبلاغه، نامه ۵۳.</ref>. | {{متن حدیث|وَ اجْعَلْ لِرَأْسِ كُلِّ أَمْرٍ مِنْ أُمُورِكَ رَأْساً مِنْهُمْ لَا يَقْهَرُهُ كَبِيرُهَا وَ لَا يَتَشَتَّتُ عَلَيْهِ كَثِيرُهَا}}<ref>نهجالبلاغه، نامه ۵۳.</ref>. | ||
«ای مالک باید برای هر نوع کاری از کارهایت، یک [[رئیس]] انتخاب کنی، رئیسی که کارهای مهم، وی را مغلوب و پریشان نسازد و کثرت کارها او را پریشان نکند». | |||
اما امام{{ع}} به مالک توصیه میکند که انتخاب مسؤول حتما با «[[اختبار]]» صورت پذیرد. | اما امام{{ع}} به مالک توصیه میکند که انتخاب مسؤول حتما با «[[اختبار]]» صورت پذیرد. | ||
«پس در کارهای کارگزارانت دقت کن و آنان را با [[آزمایش]] و [[امتحان]] به کار بگمار و آنان را به میل خود و از روی [[استبداد رأی | «پس در کارهای کارگزارانت دقت کن و آنان را با [[آزمایش]] و [[امتحان]] به کار بگمار و آنان را به میل خود و از روی [[استبداد رأی]] و بدون [[مشورت]] به کاری نگمار زیرا [[استبداد]] و [[تسلیم]] [[تمایل]] شدن، کانونی از شعبههای [[ستم]] و [[خیانت]] است و از میان آنان افرادی را که باتجربهتر و پاکتر و پیشگامتر در اسلامند، برگزین؛ زیرا [[اخلاق]] ایشان بهتر و [[خانواده]] آنها پاکتر است و همچنین طمعشان کمتر، و در سنجش عواقب کارها بیناترند»<ref>نهجالبلاغه، نامه ۵۳.</ref>. | ||
برخی از [[مدیران]] به [[کارکنان]] خود [[اعتماد]] نداشته و از واگذاری [[اختیارات]] به آنها نگرانند. این افراد ناچارند تا همه کارها را در نهایت، خود [[مدیریت]] کنند. نتیجه چنین روندی کندی انجام امور و [[محروم]] شدن [[سازمان]] از [[پیشرفت]] و [[تحول]] است؛ چراکه [[وقت]] [[مدیر]] به جای پرداختن به امور کلان سازمان به امور روزمره صرف شده و از [[برنامهریزی]] برای پیشرفت ماند. نیروهای سازمان در چنین شرایطی [[خلاقیت]] و [[اعتماد به نفس]] خود را از دست میدهند و همواره برای انجام هر کاری [[منتظر]] تصمیم مدیر ارشد باقی میمانند. همچنین تمرکز [[اختیارات]] در مدیر از وی شخصیتی خودرأی و [[مستبد]] میسازد و بدین ترتیب [[نابسامانی]] در همه اجزای سازمان راه یافته و آن را از [[رشد]] و [[توسعه]] بازمیدارد. | برخی از [[مدیران]] به [[کارکنان]] خود [[اعتماد]] نداشته و از واگذاری [[اختیارات]] به آنها نگرانند. این افراد ناچارند تا همه کارها را در نهایت، خود [[مدیریت]] کنند. نتیجه چنین روندی کندی انجام امور و [[محروم]] شدن [[سازمان]] از [[پیشرفت]] و [[تحول]] است؛ چراکه [[وقت]] [[مدیر]] به جای پرداختن به امور کلان سازمان به امور روزمره صرف شده و از [[برنامهریزی]] برای پیشرفت ماند. نیروهای سازمان در چنین شرایطی [[خلاقیت]] و [[اعتماد به نفس]] خود را از دست میدهند و همواره برای انجام هر کاری [[منتظر]] تصمیم مدیر ارشد باقی میمانند. همچنین تمرکز [[اختیارات]] در مدیر از وی شخصیتی خودرأی و [[مستبد]] میسازد و بدین ترتیب [[نابسامانی]] در همه اجزای سازمان راه یافته و آن را از [[رشد]] و [[توسعه]] بازمیدارد. | ||