بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۱۶: | خط ۱۶: | ||
برخی نیز با رویکرد تحلیل شبکهای از مفاهیم [[اخلاقی]] ـ [[دینی]] [[قرآن]]، صبر را بخشی از شجاعت دانسته و افزودهاند که پیش از [[اسلام]] همین معنا از صبر رایج بوده؛ ولی اسلام مفهوم این [[فضیلت اخلاقی]] را مانند بسیاری از دیگر مفاهیم دگرگون کرده و به آن سمت و سویی کاملاً دینی بخشیده است<ref>مفاهیم اخلاقی، ص۲۰۸-۲۰۹.</ref>. از [[امام علی]]{{ع}} نیز نقل شده که شجاعت به صبر کردن است<ref>بحارالانوار، ج ۷۵، ص۱۱؛ التحریر و التنویر، ج ۱، ص۴۶۲.</ref>. | برخی نیز با رویکرد تحلیل شبکهای از مفاهیم [[اخلاقی]] ـ [[دینی]] [[قرآن]]، صبر را بخشی از شجاعت دانسته و افزودهاند که پیش از [[اسلام]] همین معنا از صبر رایج بوده؛ ولی اسلام مفهوم این [[فضیلت اخلاقی]] را مانند بسیاری از دیگر مفاهیم دگرگون کرده و به آن سمت و سویی کاملاً دینی بخشیده است<ref>مفاهیم اخلاقی، ص۲۰۸-۲۰۹.</ref>. از [[امام علی]]{{ع}} نیز نقل شده که شجاعت به صبر کردن است<ref>بحارالانوار، ج ۷۵، ص۱۱؛ التحریر و التنویر، ج ۱، ص۴۶۲.</ref>. | ||
از دیدگاه بعضی، صبر از ویژگیهای [[انسان]] است که گاهی میان [[عقل]] و [[شهوت]] وی تعارض وجود دارد<ref>احیاء علوم الدین، ج ۴، ص۶۶-۶۷؛ البحر المحیط، ج۲، ص۵۶.</ref>. از نگاه بعضی، صبر در میان [[ارزشهای اخلاقی]] مفهومی بسیار گسترده دارد. به نظر ایشان، خویشتنداری با پایبندی به عقل و [[شرع]]، صبر نامیده میشود و بسته به اینکه در چه زمینهای باشد، نامهایی گوناگون مانند شجاعت، [[شرح صدر]]، [[کتمان]]<ref>مفردات، ص۵۷۳، «صبر».</ref>، عفّت، حلم، [[زهد]] و قناعت دارد<ref>احیاء علوم الدین، ج ۴، ص۶۶-۶۷؛ البحر المحیط، ج۲، ص۵۶.</ref>. بهطورکلی، صبر، انجام دادن کارهای دشوار و [[بردباری]] در برابر سختیهاست<ref>احیاء علوم الدین، ج ۴، ص۶۶-۶۷؛ البحر المحیط، ج۲، ص۵۶.</ref>، درنتیجه، صبر، بیشتر [[نظام رفتاری]] یک فرد [[مسلمان]] را شکل میدهد<ref>احیاء علوم الدین، ج ۴، ص۶۶ – ۶۷.</ref>، زیرا از یک سو باید در برابر خوشیهای ناروا و مخالف عقل و شرع خویشتندار باشد و از دیگر سو باید طاعاتی را بهجا آورد که برای او دشوار است، چنانکه در روایتی از امام علی{{ع}} نیز به همین معنا اشاره شده است<ref>مجمع البیان، ج ۱، ص۴۳۲.</ref>.<ref>[[علیجان کریمی|کریمی، علیجان]]، [[صبر - کریمی (مقاله)|مقاله «صبر»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷]]، | از دیدگاه بعضی، صبر از ویژگیهای [[انسان]] است که گاهی میان [[عقل]] و [[شهوت]] وی تعارض وجود دارد<ref>احیاء علوم الدین، ج ۴، ص۶۶-۶۷؛ البحر المحیط، ج۲، ص۵۶.</ref>. از نگاه بعضی، صبر در میان [[ارزشهای اخلاقی]] مفهومی بسیار گسترده دارد. به نظر ایشان، خویشتنداری با پایبندی به عقل و [[شرع]]، صبر نامیده میشود و بسته به اینکه در چه زمینهای باشد، نامهایی گوناگون مانند شجاعت، [[شرح صدر]]، [[کتمان]]<ref>مفردات، ص۵۷۳، «صبر».</ref>، عفّت، حلم، [[زهد]] و قناعت دارد<ref>احیاء علوم الدین، ج ۴، ص۶۶-۶۷؛ البحر المحیط، ج۲، ص۵۶.</ref>. بهطورکلی، صبر، انجام دادن کارهای دشوار و [[بردباری]] در برابر سختیهاست<ref>احیاء علوم الدین، ج ۴، ص۶۶-۶۷؛ البحر المحیط، ج۲، ص۵۶.</ref>، درنتیجه، صبر، بیشتر [[نظام رفتاری]] یک فرد [[مسلمان]] را شکل میدهد<ref>احیاء علوم الدین، ج ۴، ص۶۶ – ۶۷.</ref>، زیرا از یک سو باید در برابر خوشیهای ناروا و مخالف عقل و شرع خویشتندار باشد و از دیگر سو باید طاعاتی را بهجا آورد که برای او دشوار است، چنانکه در روایتی از امام علی{{ع}} نیز به همین معنا اشاره شده است<ref>مجمع البیان، ج ۱، ص۴۳۲.</ref>.<ref>[[علیجان کریمی|کریمی، علیجان]]، [[صبر - کریمی (مقاله)|مقاله «صبر»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷]]، ص79؛ [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[صبر و شکیبایی در اسلام (مقاله)|صبر و شکیبایی در اسلام]].</ref> | ||
== صبر در قرآن کریم == | == صبر در قرآن کریم == | ||
| خط ۳۵: | خط ۳۵: | ||
بر اساس [[آیه]] {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اصْبِرُواْ وَصَابِرُواْ وَرَابِطُواْ وَاتَّقُواْ اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ}}<ref> ای مؤمنان! شکیبایی ورزید و یکدیگر را به شکیب فرا خوانید و از مرزها نگهبانی کنید و از خداوند پروا بدارید باشد که رستگار شوید؛ سوره آل عمران، آیه۲۰۰.</ref> صبر، به صبر فردی و [[اجتماعی]] قسمت شده است: «اصْبِرُوا» اشاره به صبر فردی و «صَابِرُوا» اشاره به صبر اجتماعی دانسته شده؛ با این توضیح که در صبر فردی، یکایک افراد، [[سختی]] [[طاعت]] یا [[ترک معصیت]] را تحمل میکنند؛ ولی در صبر اجتماعی (مصابره)، جمعی به اتفاق یکدیگر اذیتها را تحمل میکنند و هر یک صبر خود را به صبر دیگری تکیه میدهد و در نتیجه، برکاتی که در صفت صبر هست بیشتر میگردد، چون باعث میشود یکایک افراد نیروی یکدیگر را به هم بپیوندند و همه نیروها یکی شود<ref>المیزان، ج ۴، ص۹۱؛ تفسیر کوثر، ج ۲، ص۳۴۱؛ نیز نک: نضرة النعیم، ج ۶، ص۲۴۴۲.</ref>. جامع اقسام صبر، [[خویشتنداری]] در برابر هر چیزی است که خوشایند [[انسان]] نباشد<ref>التحقیق، ج ۶، ص۱۸۱-۱۸۲، «صبر».</ref>. اگر فردی در تمام اقسام یاد شده [[شکیبا]] باشد، میتوان او را در شمار [[صابران]] دانست<ref>المیزان، ج ۱۶، ص۸۰.</ref>.<ref>[[علیجان کریمی|کریمی، علیجان]]، [[صبر - کریمی (مقاله)|مقاله «صبر»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷]]، ص80-8۱.</ref> | بر اساس [[آیه]] {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اصْبِرُواْ وَصَابِرُواْ وَرَابِطُواْ وَاتَّقُواْ اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ}}<ref> ای مؤمنان! شکیبایی ورزید و یکدیگر را به شکیب فرا خوانید و از مرزها نگهبانی کنید و از خداوند پروا بدارید باشد که رستگار شوید؛ سوره آل عمران، آیه۲۰۰.</ref> صبر، به صبر فردی و [[اجتماعی]] قسمت شده است: «اصْبِرُوا» اشاره به صبر فردی و «صَابِرُوا» اشاره به صبر اجتماعی دانسته شده؛ با این توضیح که در صبر فردی، یکایک افراد، [[سختی]] [[طاعت]] یا [[ترک معصیت]] را تحمل میکنند؛ ولی در صبر اجتماعی (مصابره)، جمعی به اتفاق یکدیگر اذیتها را تحمل میکنند و هر یک صبر خود را به صبر دیگری تکیه میدهد و در نتیجه، برکاتی که در صفت صبر هست بیشتر میگردد، چون باعث میشود یکایک افراد نیروی یکدیگر را به هم بپیوندند و همه نیروها یکی شود<ref>المیزان، ج ۴، ص۹۱؛ تفسیر کوثر، ج ۲، ص۳۴۱؛ نیز نک: نضرة النعیم، ج ۶، ص۲۴۴۲.</ref>. جامع اقسام صبر، [[خویشتنداری]] در برابر هر چیزی است که خوشایند [[انسان]] نباشد<ref>التحقیق، ج ۶، ص۱۸۱-۱۸۲، «صبر».</ref>. اگر فردی در تمام اقسام یاد شده [[شکیبا]] باشد، میتوان او را در شمار [[صابران]] دانست<ref>المیزان، ج ۱۶، ص۸۰.</ref>.<ref>[[علیجان کریمی|کریمی، علیجان]]، [[صبر - کریمی (مقاله)|مقاله «صبر»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷]]، ص80-8۱.</ref> | ||
پیامبر{{صل}} در تقسیمی برای صبر چهار شعبه و شاخه ذکر میکند و میفرماید: {{متن حدیث|اَلصَّبرُ أربَعُ شُعَبٍ: اَلشَّوقُ، وَالشَّفَقَهُ، وَ الزَّهادَهُ، وَ التَّرَقُّبُ، فَمَنِ اشتاقَ إلَي الجَنَّهِ سَلا عَنِ الشَّهَواتِ، وَ مَن أشفَقَ عَنِ النّارِ رَجَعَ عَنِ المُحَرَّماتِ}}، وَ مَن زَهِدَ فِی الدُّنیا تَهاوَنَ بِالمُصیباتِ، وَمَنِ ارتَقَبَ المَوتَ سارَعَ فِی الخَیراتِ؛ صبر چهار شعبه دارد: [[شوق]]، [[ترس]]، [[زهد]] و [[انتظار]]، هر کس [[شوق]] [[بهشت]] داشته باشد، از [[هوا و هوس]] دست میکشد؛ و هر کس از [[آتش]] بترسد، از [[حرامها]] خود را نگه میدارد؛ و هر کس به [[دنیا]] بیاعتنا باشد، [[گرفتاریها]] را به چیزی نگیرد؛ و هر کس [[منتظر]] [[مرگ]] باشد، در کارهای خیر بکوشد<ref>کنزالعمال، هندی، ج۱، ص۲۸۵، ح۱۳۸۸.</ref>. | |||
در [[حقیقت]] آن حضرت{{ع}} بیان میکند که [[صبر]] در چهار شکل و نسبت به چهار امر خود را نشان میدهد. این تقسیمبندی با تقسیم نخست شباهتی دارد و میتوان شوق و انتظار را به [[صبر بر طاعت]]، [[زهد]] را به صبر هنگام [[مصیبت]] و [[شفقت]] و [[ترس]] را به زهد از [[معصیت]] بازگرداند. | |||
[[امام کاظم]]{{ع}} در تقسیم صبر تنها به دو نوع از آن اشاره کرده و به آنها [[فرمان]] داده و آثار آنها را بر ميشمارد: {{متن حدیث|اِصبِر عَلي طاعَهِ اللّه، وَاصبِر عَن مَعاصِي اللّهُ؛ فَإنَّمَا الدُّنيا ساعَهٌ، فَما مَضي مِنها فَلَيسَ تَجِدُ لَهُ سُرورا وَلا حُزنا، وَ ما لَم يَأتِ مِنها فَلَيسَ تَعرِفُهُ، فَاصبِر عَلي تِلكَ السّاعَهِ الَّتي أنتَ فيها فَكَأَنَّكَ قَدِ اغتَبَطتَ}}؛ بر [[طاعت خدا]] صبر کن و در [[ترک معاصی]] او [[شکیبا]] باش؛ زیرا دنیا لحظه ای بیش نیست. آنچه گذشته جای [[شادی]] و [[غم]] ندارد و از آنچه نیامده نیز خبری نداری. پس لحظه ای را که در آن به سر میبری، صبور باش چنان که گویی [[خوشبخت]] و [[خوشحالی]]<ref>بحارالأنوار، ج۷۵، ص۳۱۱، ح۱.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[نسبت صبر و عجله از نظر قرآن (مقاله)|نسبت صبر و عجله از نظر قرآن]].</ref> | |||
=== صبر بر طاعت === | === صبر بر طاعت === | ||
| خط ۵۴: | خط ۶۰: | ||
البته همیشه هم از جانب مخالفان [[اعتقادی]] یا [[فکری]] نیست، بلکه گاهی [[همراهی با مؤمنان]] [[تهیدست]] نیز به [[شکیبایی]] نیاز است، از همین رو [[خدا]] به [[رسول اکرم]]{{صل}} [[فرمان]] داد در [[همراهی]] با آنان [[شکیبا]] باش و به انگیزه طلب [[زیور]] [[دنیا]]، دیدگان از آنان برمگیر: {{متن قرآن|وَاصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ وَلَا تَعْدُ عَيْنَاكَ عَنْهُمْ تُرِيدُ زِينَةَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَلَا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنَا قَلْبَهُ عَنْ ذِكْرِنَا وَاتَّبَعَ هَوَاهُ وَكَانَ أَمْرُهُ فُرُطًا}}<ref>«و با آنان که پروردگار خویش را سپیدهدمان و در پایان روز به شوق لقای وی میخوانند خویشتنداری کن و دیدگانت از آنان به دیگران دوخته نشود که زیور زندگی این جهان را بجویی و از آن کس که دلش را از یاد خویش غافل کردهایم و از هوای (نفس) خود پیروی کرده و کارش تباه است پیروی مکن» سوره کهف، آیه ۲۸.</ref>.<ref>[[علیجان کریمی|کریمی، علیجان]]، [[صبر - کریمی (مقاله)|مقاله «صبر»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷]]، ص8۲-84.</ref> | البته همیشه هم از جانب مخالفان [[اعتقادی]] یا [[فکری]] نیست، بلکه گاهی [[همراهی با مؤمنان]] [[تهیدست]] نیز به [[شکیبایی]] نیاز است، از همین رو [[خدا]] به [[رسول اکرم]]{{صل}} [[فرمان]] داد در [[همراهی]] با آنان [[شکیبا]] باش و به انگیزه طلب [[زیور]] [[دنیا]]، دیدگان از آنان برمگیر: {{متن قرآن|وَاصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ وَلَا تَعْدُ عَيْنَاكَ عَنْهُمْ تُرِيدُ زِينَةَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَلَا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنَا قَلْبَهُ عَنْ ذِكْرِنَا وَاتَّبَعَ هَوَاهُ وَكَانَ أَمْرُهُ فُرُطًا}}<ref>«و با آنان که پروردگار خویش را سپیدهدمان و در پایان روز به شوق لقای وی میخوانند خویشتنداری کن و دیدگانت از آنان به دیگران دوخته نشود که زیور زندگی این جهان را بجویی و از آن کس که دلش را از یاد خویش غافل کردهایم و از هوای (نفس) خود پیروی کرده و کارش تباه است پیروی مکن» سوره کهف، آیه ۲۸.</ref>.<ref>[[علیجان کریمی|کریمی، علیجان]]، [[صبر - کریمی (مقاله)|مقاله «صبر»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷]]، ص8۲-84.</ref> | ||
== مراتب صبر == | |||
همان طوری که [[صبر]] به اعتبار عوامل ایجادی [[جزع]] و فزع متفاوت است، همچنین درجات صبر [[آدمی]] نیز متفاوت است. از آن جایی که [[امیرمؤمنان]]{{ع}} ارتباط تنگاتنگی میان [[یقین]] با صبر بیان کرده، میتوان دست کم از سه درجه و مرتبه صبر نیز سخن گفت؛ زیرا بر اساس [[آیات قرآنی]] برای یقین سه درجه و مرتبه است: ۱. [[علم الیقین]]<ref>{{متن قرآن|كَلَّا لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْيَقِينِ}} «هرگز! اگر به «دانش بیگمان» بدانید،» سوره تکاثر، آیه ۵.</ref>، ۲. [[عین الیقین]]<ref>{{متن قرآن|ثُمَّ لَتَرَوُنَّهَا عَيْنَ الْيَقِينِ}} «سپس آن را به «دیدار بیگمان» خواهید دید» سوره تکاثر، آیه ۷.</ref>، ۳. [[حق الیقین]]<ref>{{متن قرآن|إِنَّ هَذَا لَهُوَ حَقُّ الْيَقِينِ}} «به راستی این همان «حقیقت بیگمان» است» سوره واقعه، آیه ۹۵.</ref>. | |||
پس باید گفت که صبر سه مرتبه دارد که شامل صبر [[علم]] الیقینی، صبر عین الیقینی و صبر [[حق]] الیقینی است. بنابراین، [[برترین]] درجات و مراتب صبر را باید صبر اخیر دانست که همان صبر جمیل است<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[صبر و شکیبایی در اسلام (مقاله)|صبر و شکیبایی در اسلام]].</ref>. | |||
== اهمیت و جایگاه [[صبر]] == | == اهمیت و جایگاه [[صبر]] == | ||
| خط ۶۷: | خط ۷۸: | ||
بیان [[حکمت]] [[جهاد]] نیز بیانگر ارزش صبر است؛ زیرا حکمت تشریع جهاد، [[آزمایش]] [[مؤمنان]] برای مشخص شدن [[مجاهدان]] [[راه خدا]] و صابران بر سختیهای [[تکالیف الهی]] است: {{متن قرآن|وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ حَتَّى نَعْلَمَ الْمُجَاهِدِينَ مِنكُمْ وَالصَّابِرِينَ وَنَبْلُوَ أَخْبَارَكُمْ}}<ref> و بیگمان میآزماییمتان تا جهادگران و شکیبایان شما را معلوم داریم و گزارشهای (کردارهای) شما را بررسی کنیم؛ سوره محمد، آیه۳۱.</ref>؛<ref>المیزان، ج ۱۸، ص۲۴۳.</ref> همچنین مؤمنانی که در [[سختی]] و [[زیان]] و هنگام [[جنگ]]، [[شکیبا]] باشند، به عنوان مؤمنان راستین و [[پارسا]] ستوده شدهاند: {{متن قرآن|وَالصَّابِرِينَ فِي الْبَأْسَاءِ وَالضَّرَّاءِ وَحِينَ الْبَأْسِ أُولَئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ}}<ref>«و به ویژه شکیبایان در سختی و رنج و در هنگامه کارزار، آنها راستگویند و آنانند که به راستی پرهیزگارند» سوره بقره، آیه ۱۷۷.</ref>.<ref>تفسیر بیضاوی، ج ۱، ص۱۲۱؛ کنز الدقائق، ج ۲، ص۲۲۶.</ref> جایگاه بلند ارزشی صبر از این روست که فرد شکیبا با طبع اولیه خود [[مبارزه]] و بر آن [[غلبه]] میکند؛ زیرا طبیعت انسان [[آزمندی]] و بیتابی است؛ اگر آسیبیبه او رسد عجز و لابه میکند و اگر خوبی به وی رسد، [[بخل]] میورزد: {{متن قرآن|إِنَّ الْإِنْسَانَ خُلِقَ هَلُوعًا}}<ref>«بیگمان انسان را آزمندی بیشکیب آفریدهاند» سوره معارج، آیه ۱۹.</ref>، {{متن قرآن|إِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعًا}}<ref>«چون شرّی بدو رسد بیتاب است» سوره معارج، آیه ۲۰.</ref>، {{متن قرآن|وَإِذَا مَسَّهُ الْخَيْرُ مَنُوعًا}}<ref>«و چون خیری بدو رسد بازدارنده است» سوره معارج، آیه ۲۱.</ref> از منظر [[قرآن]] ارزشمندی صبر فقط در جایی است که صبر با [[انگیزه الهی]] و کسب [[خشنودی خدا]] باشد. چنین صابرانی فرجامی [[نیک]] دارند: {{متن قرآن|وَالَّذِينَ صَبَرُواْ ابْتِغَاء وَجْهِ رَبِّهِمْ وَأَقَامُواْ الصَّلاةَ وَأَنفَقُواْ مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرًّا وَعَلانِيَةً وَيَدْرَؤُونَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ أُوْلَئِكَ لَهُمْ عُقْبَى الدَّارِ}}<ref> و آنان را که در پی خشنودی پروردگارشان شکیبایی پیشه میکنند و نماز را برپا میدارند و از آنچه ما روزی آنان کردهایم پنهان و آشکار میبخشند و به نیکی، بدی را دور میدارند؛ فرجام (نیک) آن سرای است؛ سوره رعد، آیه۲۲.</ref> [[پیامبر]] نیز [[مأمور]] شده فقط برای [[خدا]] [[شکیبایی]] کند: {{متن قرآن|وَاصْبِرْ وَمَا صَبْرُكَ إِلَّا بِاللَّهِ وَلَا تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَلَا تَكُ فِي ضَيْقٍ مِمَّا يَمْكُرُونَ}}<ref>«و شکیبا باش! و شکیب تو جز با (یاری) خداوند نیست و برای آنان اندوه مخور و از نیرنگی که میبازند در تنگدلی به سر مبر» سوره نحل، آیه ۱۲۷.</ref> چنین صبری از [[کمالات نفسانی]] و راه رسیدن به [[رستگاری]] است<ref>التحریر و التنویر، ج ۱، ص۴۶۲.</ref> {{متن قرآن|إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبر}}<ref>«جز آنان که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند و یکدیگر را به راستی پند دادهاند و همدیگر را به شکیبایی اندرز دادهاند» سوره عصر، آیه ۳.</ref>، از این رو [[صبر]] بر امور باطلی که موجبات دوزخی شدن [[انسان]] را فراهم میکنند، ارزشی ندارد، چنانکه در [[آیات]] {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ الْكِتَابِ وَيَشْتَرُونَ بِهِ ثَمَنًا قَلِيلًا أُولَئِكَ مَا يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ إِلَّا النَّارَ وَلَا يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَلَا يُزَكِّيهِمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ}}<ref>«بیگمان آنان که از کتاب (آسمانی) آنچه را خداوند فرو فرستاده است پنهان میدارند و (آن را) به بهای اندک میفروشند جز آتش در اندرون خود نمیانبارند و روز رستخیز خداوند با آنان سخن نمیگوید و آنها را پاکیزه نمیگرداند و عذابی دردناک خواهند داشت» سوره بقره، آیه ۱۷۴.</ref>، {{متن قرآن|أُولَئِكَ الَّذِينَ اشْتَرَوُا الضَّلَالَةَ بِالْهُدَى وَالْعَذَابَ بِالْمَغْفِرَةِ فَمَا أَصْبَرَهُمْ عَلَى النَّارِ}}<ref>«آنان، همان کسانند که گمراهی را به (بهای) رهنمود و عذاب را به (بهای) آمرزش خریدند، و بر آتش چه شکیبایند!» سوره بقره، آیه ۱۷۵.</ref> پس از نکوهش برخی [[اهل کتاب]] به سبب [[انتخاب]] [[گمراهی]] به جای [[هدایت]]، از صبر آنان بر [[عذاب]] اظهار [[تعجب]] شده است؛ زیرا رفتارهایی همانند [[اهل دوزخ]] دارند<ref>التبیان، ج ۲، ص۹۱؛ مجمع البیان، ج ۱، ص۴۷۰.</ref>.<ref>[[علیجان کریمی|کریمی، علیجان]]، [[صبر - کریمی (مقاله)|مقاله «صبر»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷]]، ص84-86.</ref> | بیان [[حکمت]] [[جهاد]] نیز بیانگر ارزش صبر است؛ زیرا حکمت تشریع جهاد، [[آزمایش]] [[مؤمنان]] برای مشخص شدن [[مجاهدان]] [[راه خدا]] و صابران بر سختیهای [[تکالیف الهی]] است: {{متن قرآن|وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ حَتَّى نَعْلَمَ الْمُجَاهِدِينَ مِنكُمْ وَالصَّابِرِينَ وَنَبْلُوَ أَخْبَارَكُمْ}}<ref> و بیگمان میآزماییمتان تا جهادگران و شکیبایان شما را معلوم داریم و گزارشهای (کردارهای) شما را بررسی کنیم؛ سوره محمد، آیه۳۱.</ref>؛<ref>المیزان، ج ۱۸، ص۲۴۳.</ref> همچنین مؤمنانی که در [[سختی]] و [[زیان]] و هنگام [[جنگ]]، [[شکیبا]] باشند، به عنوان مؤمنان راستین و [[پارسا]] ستوده شدهاند: {{متن قرآن|وَالصَّابِرِينَ فِي الْبَأْسَاءِ وَالضَّرَّاءِ وَحِينَ الْبَأْسِ أُولَئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ}}<ref>«و به ویژه شکیبایان در سختی و رنج و در هنگامه کارزار، آنها راستگویند و آنانند که به راستی پرهیزگارند» سوره بقره، آیه ۱۷۷.</ref>.<ref>تفسیر بیضاوی، ج ۱، ص۱۲۱؛ کنز الدقائق، ج ۲، ص۲۲۶.</ref> جایگاه بلند ارزشی صبر از این روست که فرد شکیبا با طبع اولیه خود [[مبارزه]] و بر آن [[غلبه]] میکند؛ زیرا طبیعت انسان [[آزمندی]] و بیتابی است؛ اگر آسیبیبه او رسد عجز و لابه میکند و اگر خوبی به وی رسد، [[بخل]] میورزد: {{متن قرآن|إِنَّ الْإِنْسَانَ خُلِقَ هَلُوعًا}}<ref>«بیگمان انسان را آزمندی بیشکیب آفریدهاند» سوره معارج، آیه ۱۹.</ref>، {{متن قرآن|إِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعًا}}<ref>«چون شرّی بدو رسد بیتاب است» سوره معارج، آیه ۲۰.</ref>، {{متن قرآن|وَإِذَا مَسَّهُ الْخَيْرُ مَنُوعًا}}<ref>«و چون خیری بدو رسد بازدارنده است» سوره معارج، آیه ۲۱.</ref> از منظر [[قرآن]] ارزشمندی صبر فقط در جایی است که صبر با [[انگیزه الهی]] و کسب [[خشنودی خدا]] باشد. چنین صابرانی فرجامی [[نیک]] دارند: {{متن قرآن|وَالَّذِينَ صَبَرُواْ ابْتِغَاء وَجْهِ رَبِّهِمْ وَأَقَامُواْ الصَّلاةَ وَأَنفَقُواْ مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرًّا وَعَلانِيَةً وَيَدْرَؤُونَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ أُوْلَئِكَ لَهُمْ عُقْبَى الدَّارِ}}<ref> و آنان را که در پی خشنودی پروردگارشان شکیبایی پیشه میکنند و نماز را برپا میدارند و از آنچه ما روزی آنان کردهایم پنهان و آشکار میبخشند و به نیکی، بدی را دور میدارند؛ فرجام (نیک) آن سرای است؛ سوره رعد، آیه۲۲.</ref> [[پیامبر]] نیز [[مأمور]] شده فقط برای [[خدا]] [[شکیبایی]] کند: {{متن قرآن|وَاصْبِرْ وَمَا صَبْرُكَ إِلَّا بِاللَّهِ وَلَا تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَلَا تَكُ فِي ضَيْقٍ مِمَّا يَمْكُرُونَ}}<ref>«و شکیبا باش! و شکیب تو جز با (یاری) خداوند نیست و برای آنان اندوه مخور و از نیرنگی که میبازند در تنگدلی به سر مبر» سوره نحل، آیه ۱۲۷.</ref> چنین صبری از [[کمالات نفسانی]] و راه رسیدن به [[رستگاری]] است<ref>التحریر و التنویر، ج ۱، ص۴۶۲.</ref> {{متن قرآن|إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبر}}<ref>«جز آنان که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند و یکدیگر را به راستی پند دادهاند و همدیگر را به شکیبایی اندرز دادهاند» سوره عصر، آیه ۳.</ref>، از این رو [[صبر]] بر امور باطلی که موجبات دوزخی شدن [[انسان]] را فراهم میکنند، ارزشی ندارد، چنانکه در [[آیات]] {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ الْكِتَابِ وَيَشْتَرُونَ بِهِ ثَمَنًا قَلِيلًا أُولَئِكَ مَا يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ إِلَّا النَّارَ وَلَا يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَلَا يُزَكِّيهِمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ}}<ref>«بیگمان آنان که از کتاب (آسمانی) آنچه را خداوند فرو فرستاده است پنهان میدارند و (آن را) به بهای اندک میفروشند جز آتش در اندرون خود نمیانبارند و روز رستخیز خداوند با آنان سخن نمیگوید و آنها را پاکیزه نمیگرداند و عذابی دردناک خواهند داشت» سوره بقره، آیه ۱۷۴.</ref>، {{متن قرآن|أُولَئِكَ الَّذِينَ اشْتَرَوُا الضَّلَالَةَ بِالْهُدَى وَالْعَذَابَ بِالْمَغْفِرَةِ فَمَا أَصْبَرَهُمْ عَلَى النَّارِ}}<ref>«آنان، همان کسانند که گمراهی را به (بهای) رهنمود و عذاب را به (بهای) آمرزش خریدند، و بر آتش چه شکیبایند!» سوره بقره، آیه ۱۷۵.</ref> پس از نکوهش برخی [[اهل کتاب]] به سبب [[انتخاب]] [[گمراهی]] به جای [[هدایت]]، از صبر آنان بر [[عذاب]] اظهار [[تعجب]] شده است؛ زیرا رفتارهایی همانند [[اهل دوزخ]] دارند<ref>التبیان، ج ۲، ص۹۱؛ مجمع البیان، ج ۱، ص۴۷۰.</ref>.<ref>[[علیجان کریمی|کریمی، علیجان]]، [[صبر - کریمی (مقاله)|مقاله «صبر»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷]]، ص84-86.</ref> | ||
انسان در زندگی هماره در [[مشکلات]] و [[مصیبتها]] به سر میبرد و باید عادت کند تا صبور باشد و [[شکیبایی]] و بلکه [[حلیم]] باشد و [[بردباری]] داشته باشد. از نظر [[آموزههای اسلامی]]، صبر در امور همانند سر برای تن است که همه تن را [[مدیریت]] و مهار کرده و امور آن را سامان میدهد. | |||
[[امام علی]]{{ع}} فرموه است: {{متن حدیث|اَلصَّبْرُ فِي الاُمُورِ بِمَنْزِلَةِ الرَّأْسِ مِنَ الْجَسَدِ فَاِذا فارَقَ الرَّأْسُ الْجَسَدَ فَسَدَ الْجَسَدُ فَاِذا فارَقَ الصَّبْرُ الاُمُورَ فَسَدَتِ الاُمُورُ}}؛ [[صبر]] در [[کارها]] همانند سر در بدن است، همانطور که وقتی سر از بدن جدا شود، بدن [[فاسد]] میشود، هنـگامی هـم که صبر از کارها جـدا شود کـارها تبـاه میشـود<ref>بحارالانوار، نشر کتابفروشی اسلامیه، ج ۷۱، ص۷۳.</ref>. | |||
پس کسی که [[جزع]] و فزع میکند و به جای صبر بیتابی دارد، نه تنها کاری را پیش نمیبرد و مشکلی را حل نمیکند بلکه مشکلی بر [[مشکلات]] میافزاید و به سبب بیتابی و جزع دیگر امورش را نیز فاسد میکند؛ زیرا بر اساس هیجانات [[رفتاری]] را در پیش میگیرد که غیر [[عقلانی]] و ناسنجیده است<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[صبر و شکیبایی در اسلام (مقاله)|صبر و شکیبایی در اسلام]].</ref>. | |||
== صبر در [[قیامت]] == | == صبر در [[قیامت]] == | ||
| خط ۹۴: | خط ۱۱۱: | ||
=== [[تواصی به صبر]] === | === [[تواصی به صبر]] === | ||
در دو [[آیه قرآن]] بیان شده که [[مؤمنان]] یکدیگر را به [[صبر]] توصیه میکنند: {{متن قرآن|ثُمَّ كَانَ مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ وَتَوَاصَوْا بِالْمَرْحَمَةِ}}<ref>«آنگاه، از کسانی خواهد بود که ایمان آوردهاند و یکدیگر را به شکیبایی و یکدیگر را به مهرورزی سفارش میکنند» سوره بلد، آیه ۱۷.</ref>؛ {{متن قرآن|إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْر}}<ref>«جز آنان که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند و یکدیگر را به راستی پند دادهاند و همدیگر را به شکیبایی اندرز دادهاند» سوره عصر، آیه ۳.</ref> توصیه به صبر و نیز مصابره که در [[آیه]] {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اصْبِرُواْ وَصَابِرُواْ وَرَابِطُواْ وَاتَّقُواْ اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ}}<ref> ای مؤمنان! شکیبایی ورزید و یکدیگر را به شکیب فرا خوانید و از مرزها نگهبانی کنید و از خداوند پروا بدارید باشد که رستگار شوید؛ سوره آل عمران، آیه۲۰۰.</ref> آمده، اثر مثبت [[روحی]] دارد و چنانکه گفته شده، به صبر اجتماعی اشاره دارد؛ یعنی جمعیتی به اتفاق یکدیگر اذیتها را تحمل کنند و در نتیجه برکاتی که در صفت صبر هست، دست به دست هم دهد و تأثیر صبر دوچندان گردد<ref>المیزان، ج ۴، ص۹۱؛ تفسیر کوثر، ج ۲، ص۳۴۱؛ نیز نک: نضرة النعیم، ج ۶، ص۲۴۴۲.</ref>.<ref>[[علیجان کریمی|کریمی، علیجان]]، [[صبر - کریمی (مقاله)|مقاله «صبر»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷]]، ص87-90.</ref> | در دو [[آیه قرآن]] بیان شده که [[مؤمنان]] یکدیگر را به [[صبر]] توصیه میکنند: {{متن قرآن|ثُمَّ كَانَ مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ وَتَوَاصَوْا بِالْمَرْحَمَةِ}}<ref>«آنگاه، از کسانی خواهد بود که ایمان آوردهاند و یکدیگر را به شکیبایی و یکدیگر را به مهرورزی سفارش میکنند» سوره بلد، آیه ۱۷.</ref>؛ {{متن قرآن|إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْر}}<ref>«جز آنان که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند و یکدیگر را به راستی پند دادهاند و همدیگر را به شکیبایی اندرز دادهاند» سوره عصر، آیه ۳.</ref> توصیه به صبر و نیز مصابره که در [[آیه]] {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اصْبِرُواْ وَصَابِرُواْ وَرَابِطُواْ وَاتَّقُواْ اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ}}<ref> ای مؤمنان! شکیبایی ورزید و یکدیگر را به شکیب فرا خوانید و از مرزها نگهبانی کنید و از خداوند پروا بدارید باشد که رستگار شوید؛ سوره آل عمران، آیه۲۰۰.</ref> آمده، اثر مثبت [[روحی]] دارد و چنانکه گفته شده، به صبر اجتماعی اشاره دارد؛ یعنی جمعیتی به اتفاق یکدیگر اذیتها را تحمل کنند و در نتیجه برکاتی که در صفت صبر هست، دست به دست هم دهد و تأثیر صبر دوچندان گردد<ref>المیزان، ج ۴، ص۹۱؛ تفسیر کوثر، ج ۲، ص۳۴۱؛ نیز نک: نضرة النعیم، ج ۶، ص۲۴۴۲.</ref>.<ref>[[علیجان کریمی|کریمی، علیجان]]، [[صبر - کریمی (مقاله)|مقاله «صبر»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷]]، ص87-90.</ref> | ||
=== [[یقین]] ریشه صبر === | |||
اینکه خاستگاه و منشای صبر در [[آدمی]] چیست؟ هر کسی نظری میدهد. امیرمؤمنان امام علی{{ع}} در این باره فرموده است: {{متن حدیث|اَصْلُ الصَّبْرِ حُسْنُ الْیَقینِ بِاللّه}}؛ ریشه صبر، [[ایمان]] [[نیکو]] و [[عقیده]] [[استوار]] به [[خداوند]] است<ref>غرر الحکم، ۲ / ۳۱۸۴.</ref>. | |||
از نظر [[امام علی]]{{ع}} هر کسی نمیتواند به [[مقام صبر]] واقعی و [[حقیقی]] دست یابد؛ زیرا اگر خاستگاه [[صبر]]، [[یقین]] نیکو به [[خداوند تبارک و تعالی]] است، پس باید شخص از نظر [[معرفتی]] به جایی برسد که به [[مالکیت]]، [[ربوبیت]]، [[علم]] و [[حکمت]] و [[قدرت خداوند]] یقین داشته باشد. پس کسی که [[مالکیت خداوند]] را بر [[جان]] و [[جهان]] نپذیرد و یا نپذیرد خداوند بر اساس حکمت و علم و [[قدرت]] هر کاری را که حکمیانه و مبتنی بر [[مصلحت]] است انجام میدهد، به طور طبیعی قائل به تصادف یا تاثیر عوامل دیگر به عنوان علل است؛ در این صورت هرگاه امور را بر خلاف رویه و یا نظر و خواستهاش مییابد، به [[جزع]] و فزع میافتد و [[بیتابی]] و ناله میکند. | |||
از نظر [[قرآن]]، هر چیزی در جان و جهان بر اساس حکمت و مصالحی است که باید تحقق یابد و بیتابی و ناله [[انسان]] هیچ تاثیری در [[تغییر]] آن نخواهد کرد. خداوند میفرماید: {{متن قرآن|مَا أَصَابَ مِنْ مُصِيبَةٍ فِي الْأَرْضِ وَلَا فِي أَنْفُسِكُمْ إِلَّا فِي كِتَابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَهَا إِنَّ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ * لِكَيْلَا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاكُمْ وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ}}<ref>«هیچ گزندی در زمین و به جانهایتان نمیرسد مگر پیش از آنکه آن را پدید آوریم، در کتابی (آمده) است؛ این بر خداوند آسان است * تا بر آنچه از دست شما رفت دریغ نخورید و بر آنچه به شما دهد شادی نکنید و خداوند هیچ خود پسند خویشتن ستایی را دوست نمیدارد» سوره حدید، آیه ۲۲-۲۳.</ref>. | |||
البته [[امیرمؤمنان]]{{ع}} بر [[حسن یقین]] به خداوند تاکید دارد؛ زیرا برخی که خداوند را [[عادل]] نمیدانند، [[فکر]] میکنند که همه [[بلایا]] و [[مصیبتها]] بر سر او میآید و این به سبب [[بیعدالتی]] خداوند است؛ زیرا به برخی همه چیز میدهد و به برخی هیچ نمیدهد و اگر چیزی بدهد [[فقر]] و نداری و [[مصیبت]] و [[بلا]] است. چنین [[سوء]] ظنی نسبت به [[خداوند]] و [[عدالت]] او موجب میشود در برابر هر مصیبتی [[جزع]] و فزع کند و تاب و تحمل خودش را از دست دهد. البته برخی ممکن است از نظر [[معرفتی]] به [[یقین]] برسند ولی از نظر [[قلبی]] [[اعتقادی]] به آن نداشته باشد<ref>{{متن قرآن|وَجَحَدُوا بِهَا وَاسْتَيْقَنَتْهَا أَنْفُسُهُمْ ظُلْمًا وَعُلُوًّا فَانْظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُفْسِدِينَ}} «و از سر ستم و گردنکشی، با آنکه در دل باور داشتند آن را انکار کردند پس بنگر که سرانجام (کار) تبهکاران چگونه بود» سوره نمل، آیه ۱۴.</ref>. چنین شخصی نیز گرفتار [[بیتابی]] و جزع و فزع میشود و صبری نخواهد داشت. | |||
اما اگر کسی به خداوند حسن الظن داشته باشد [[اطمینان]] مییابد که خداوند کاری جز به [[مصلحت]] و [[حکمت]] [[انسان]] و [[جهان]] انجام نمیدهد. البته چنین شخصی نسبت به برخی از [[مصیبتها]] و [[مشکلات]] واکنش منفی نشان داده و جزع و فزع میکند؛ اما اگر به درجه حسن الیقین برسد و یقین داشته باشد که خداوند جز به مصلحت و حکمت هیچ کاری را انجام نمیدهد، پس هرگز جزع و فزع نخواهد کرد و [[صبر]] را پیشه میگیرد، بلکه صبری [[جمیل]] خواهد داشت؛ چنان که [[حضرت یعقوب]]{{ع}} از خداوند خواست به چنین صبری دست یابد و در برابر مصیبتها بیتابی نکند و جزع و فزع نداشته باشد<ref>{{متن قرآن|وَجَاءُوا عَلَى قَمِيصِهِ بِدَمٍ كَذِبٍ قَالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنْفُسُكُمْ أَمْرًا فَصَبْرٌ جَمِيلٌ وَاللَّهُ الْمُسْتَعَانُ عَلَى مَا تَصِفُونَ * قَالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنْفُسُكُمْ أَمْرًا فَصَبْرٌ جَمِيلٌ عَسَى اللَّهُ أَنْ يَأْتِيَنِي بِهِمْ جَمِيعًا إِنَّهُ هُوَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ}} «و خونی دروغین را بر پیراهن او آوردند؛ (یعقوب) گفت: (نه چنین است که میگویید) بلکه (هوای) نفستان کاری را در چشمتان آراست، اکنون (کار من) شکیبی نیکوست و بر آنچه وصف میکنید از خداوند باید یاری جست * (یعقوب) گفت: (نه چنین است) بلکه هوای نفستان کاری را در چشمتان آراست پس (کار من) شکیبی نیکو (خواهد بود)، باشد که خداوند همه آنان را به نزد من باز آورد، اوست که دانای فرزانه است» سوره یوسف، آیه ۱۸ و ۸۳.</ref>. | |||
البته ممکن است این سوال مطرح شود که آیا هر کسی به [[مقام]] [[یقین]] و حسن الیقین میرسد و اگر میخواهد برسد چگونه میتواند به این مقام برسد؟ [[خداوند]] در آیاتی از جمله [[آیه]] ۲۹ و ۱۸۳ و ۲۸۲ [[سوره بقره]] و ۹۹ [[سوره حجر]] بیان میکند که راه دست یابی به تقوایی که خود موجب یقین میشود، [[عبادت]] است. پس کسی که میخواهد به یقین و حسن الیقین برسد باید عبادت کند تا تقوایی به دست آورد که یقین برآیند و نتیجه آن است<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[صبر و شکیبایی در اسلام (مقاله)|صبر و شکیبایی در اسلام]].</ref>. | |||
=== عوامل چهارگانه === | |||
انسان با چه انگیزهای میتواند صبر را پیشه کند و به جای جزع و فزع و بیتابی، در برابر اقسام عوامل، صبر و [[شکیبایی]] پیشه کند؟ به سخن دیگر، چرا باید صبور باشیم و جزع و فزع نداشته باشیم، در حالی که با جزع و فزع میتوانیم خودمان را آرام کنیم و [[همدلی]] و [[همدردی]] دیگران را نیز داشته باشیم؟ | |||
[[رسول خدا]]{{صل}} با بیان انگیزههایی که موجب تحقق صبر در آدمی میشود میفرماید: {{متن حدیث|اَلصَّبْرُ عَلي اَرْبَعِ شُعَبٍ: اَلشـَّوْقُ وَ الشـَّفَـقَةُ وَالزَّهادَةُ، وَ التَّرقُّبُ، فَمَنِ اشْتاقَ اِلَي الْجَنَّةِ سَلا عَنِ الشَّـهَواتِ، وَ مَنْ اَشْفَقَ عَنِ النّارِ رَجَعَ عَنِ الْمُحَرَّماتِ، وَ مَنْ زَهِـدَ فِي الدُّنْيا تـَهاوَنَ بِالْمُصيباتِ، وَ مَنِ ارْتَقَبَ الْمَوْتَ سـارَعَ فِي الْخَيْراتِ}}؛ صبر چهار شعبه دارد: [[اشتیاق]]، [[هراس]]، [[وارستگی]]، و [[انتظار]]. پس هر کس [[مشتاق]] [[بهشت]] است باید از [[شهوات]] بیرون برود و کسی که از [[آتش]] میترسد باید از [[گناهان]] برگردد و کسی که نسبت به [[دنیا]] [[زهد]] میورزد، باید [[گرفتاری]] را سبک بشمارد، و کسی که در [[انتظار مرگ]] است باید در کارهای خوب بشتابد<ref>میزان الحکمه، نشر دفتر تبلیغات اسلامی،ج ۵، ح ۱۰۱۳۳.</ref>. | |||
بنابراین، از نظر [[پیامبر]]{{صل}} [[انسان]] به چهار انگیزه [[اشتیاق]]، [[هراس]]، [[وارستگی]] و [[انتظار]] تلاش میکند به جای بیتابی تاب آورده و [[صبر]] نماید. البته با دقت در این عناوین و توضیح و تبیینی که پیامبر{{صل}} میکند دانسته میشود که نوع نگاه انسان به هستی و فلسفه [[زندگی]] و درجات [[معرفتی]] و [[یقینی]] و اعتماد و [[توکل به خداوند]] و حسن الیقین به او در تحقق و تعیین [[انگیزهها]] در شخص بسیار موثر است و نوع [[رفتار]] و کنش و واکنشهایش را مشخص میکند<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[صبر و شکیبایی در اسلام (مقاله)|صبر و شکیبایی در اسلام]].</ref>. | |||
== نشانههای صبور == | |||
چگونه میتوانیم صبور را بشناسیم و یا صبر خود را ارزیابی کرده و درجه و مرتبه آن را بدانیم؟ در [[آیات]] و [[روایات]] به این [[پرسش]] پاسخ داده شده است. در [[روایت]] آمده است: {{متن حدیث|اِنَّ النَّبيَّ{{صل}} قالَ: عَلامَةُ الصّابِرِ فِي ثَلاثٍ: اَوَّلُها، اَنْ لايَكْسِلَ، وَالثَّانِيَةُ، اَنْ لايَضْجُرَ، وَالثّالِثَةُ، اَنْ لايَشْكُوَ مِنْ رَبِّهِ عز و جل لاِنَّهُ اِذا كَسِلَ فَقَدْ ضَيَّعَ الْحَقَّ وَ اِذا ضَجِرَ لَمْ يُؤَدِّ الشُّكْرَ، وَاِذا شَكا مِنْ رَبِّهِ عز و جل فَقَدْ عَصاهُ}}؛ [[پیامبر اکرم]]{{صل}} فرمود: نشانه [[انسان]] صبور در سه چیز است: ۱. اینکه کسل نمیشود؛ ۲. [[دل]] تنگ نمیشود؛ ۳. از پروردگارش [[شکایت]] نمیکند؛ چراکه وقتی کسل شود، [[حق]] را ضایع و تباه خواهد کرد، و هنگامی که دلتنگ شد، [[سپاسگزاری]] نمیکند و وقتی که از پروردگارش شکایت کند، [[گناه]] خواهد کرد<ref>بحارالانوار، ج ۷۱، ص۸۶.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[صبر و شکیبایی در اسلام (مقاله)|صبر و شکیبایی در اسلام]].</ref> | |||
== صبر [[انبیا]] == | == صبر [[انبیا]] == | ||