صبر در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۳۱٬۱۷۳ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۱ دسامبر ۲۰۲۵
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۹۳: خط ۹۳:
== زمینه‌ها و عوامل [[صبر]] ==
== زمینه‌ها و عوامل [[صبر]] ==
=== [[شناخت]] ===
=== [[شناخت]] ===
به گفته [[مفسران]]، [[آیات]] {{متن قرآن|فَوَجَدَا عَبْدًا مِّنْ عِبَادِنَا آتَيْنَاهُ رَحْمَةً مِنْ عِندِنَا وَعَلَّمْنَاهُ مِن لَّدُنَّا عِلْمًا قَالَ لَهُ مُوسَى هَلْ أَتَّبِعُكَ عَلَى أَن تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمْتَ رُشْدًا قَالَ إِنَّكَ لَن تَسْتَطِيعَ مَعِيَ صَبْرًا وَكَيْفَ تَصْبِرُ عَلَى مَا لَمْ تُحِطْ بِهِ خُبْرًا قَالَ سَتَجِدُنِي إِن شَاء اللَّهُ صَابِرًا وَلا أَعْصِي لَكَ أَمْرًا قَالَ فَإِنِ اتَّبَعْتَنِي فَلا تَسْأَلْنِي عَن شَيْءٍ حَتَّى أُحْدِثَ لَكَ مِنْهُ ذِكْرًا فَانطَلَقَا حَتَّى إِذَا رَكِبَا فِي السَّفِينَةِ خَرَقَهَا قَالَ أَخَرَقْتَهَا لِتُغْرِقَ أَهْلَهَا لَقَدْ جِئْتَ شَيْئًا إِمْرًا قَالَ أَلَمْ أَقُلْ إِنَّكَ لَن تَسْتَطِيعَ مَعِيَ صَبْرًا قَالَ لا تُؤَاخِذْنِي بِمَا نَسِيتُ وَلا تُرْهِقْنِي مِنْ أَمْرِي عُسْرًا فَانطَلَقَا حَتَّى إِذَا لَقِيَا غُلامًا فَقَتَلَهُ قَالَ أَقَتَلْتَ نَفْسًا زَكِيَّةً بِغَيْرِ نَفْسٍ لَّقَدْ جِئْتَ شَيْئًا نُّكْرًا قَالَ أَلَمْ أَقُل لَّكَ إِنَّكَ لَن تَسْتَطِيعَ مَعِي صَبْرًا قَالَ إِن سَأَلْتُكَ عَن شَيْءٍ بَعْدَهَا فَلا تُصَاحِبْنِي قَدْ بَلَغْتَ مِن لَّدُنِّي عُذْرًا فَانطَلَقَا حَتَّى إِذَا أَتَيَا أَهْلَ قَرْيَةٍ اسْتَطْعَمَا أَهْلَهَا فَأَبَوْا أَن يُضَيِّفُوهُمَا فَوَجَدَا فِيهَا جِدَارًا يُرِيدُ أَنْ يَنقَضَّ فَأَقَامَهُ قَالَ لَوْ شِئْتَ لاتَّخَذْتَ عَلَيْهِ أَجْرًا قَالَ هَذَا فِرَاقُ بَيْنِي وَبَيْنِكَ سَأُنَبِّئُكَ بِتَأْوِيلِ مَا لَمْ تَسْتَطِع عَّلَيْهِ صَبْرًا  أَمَّا السَّفِينَةُ فَكَانَتْ لِمَسَاكِينَ يَعْمَلُونَ فِي الْبَحْرِ فَأَرَدتُّ أَنْ أَعِيبَهَا وَكَانَ وَرَاءهُم مَّلِكٌ يَأْخُذُ كُلَّ سَفِينَةٍ غَصْبًا وَأَمَّا الْغُلامُ فَكَانَ أَبَوَاهُ مُؤْمِنَيْنِ فَخَشِينَا أَن يُرْهِقَهُمَا طُغْيَانًا وَكُفْرًا فَأَرَدْنَا أَن يُبْدِلَهُمَا رَبُّهُمَا خَيْرًا مِّنْهُ زَكَاةً وَأَقْرَبَ رُحْمًا وَأَمَّا الْجِدَارُ فَكَانَ لِغُلامَيْنِ يَتِيمَيْنِ فِي الْمَدِينَةِ وَكَانَ تَحْتَهُ كَنزٌ لَّهُمَا وَكَانَ أَبُوهُمَا صَالِحًا فَأَرَادَ رَبُّكَ أَنْ يَبْلُغَا أَشُدَّهُمَا وَيَسْتَخْرِجَا كَنزَهُمَا رَحْمَةً مِّن رَّبِّكَ وَمَا فَعَلْتُهُ عَنْ أَمْرِي ذَلِكَ تَأْوِيلُ مَا لَمْ تَسْطِع عَّلَيْهِ صَبْرًا}}<ref>«و بنده‌ای از بندگان ما (خضر) را یافتند که به او از نزد خود بخشایشی داده و او را از پیش خویش دانشی آموخته بودیم. موسی به او گفت: آیا از تو پیروی کنم به شرط آنکه از آن راهدانی  که تو را آموخته‌اند به من بیاموزی؟ گفت: بی‌گمان تو هرگز همراه من شکیبایی نمی‌توانی کرد. و چگونه در چیزی که به آن آگاهی فراگیر نداری شکیب می‌کنی؟ گفت: اگر خداوند بخواهد مرا شکیبا خواهی یافت و از هیچ فرمان تو سرنمی‌پیچم. گفت: اگر از من پیروی داری چیزی از من مپرس تا خود از آن برای تو سخن سر کنم.پس راه افتادند، تا هنگامی که سوار کشتی شدند آن را سوراخ کرد؛ (موسی) گفت: آیا آن را سوراخ کردی که سرنشینان را غرق کنی، بی‌گمان کاری شگفت کردی!  گفت: آیا نگفتم که تو هرگز با من شکیبایی نمی‌توانی کرد؟ (موسی) گفت: مرا برای آنچه از یاد بردم بازخواست مکن و کار مرا بر من سخت مگیر! پس راه افتادند تا هنگامی که پسربچه‌ای دیدند و او را کشت؛ (موسی) گفت: آیا انسانی بی‌گناه را بی‌آنکه کسی را کشته باشد کشتی؟ به راستی کاری ناپسند کردی! گفت: آیا به تو نگفتم که تو هرگز با من شکیبایی نمی‌توانی کرد؟ گفت: اگر از این پس از تو چیزی پرسیدم همراهیم مکن که از سوی من معذوری. باز راه افتادند تا هنگامی که به مردم شهری رسیدند از مردمش خوراک خواستند، اما آنان از پذیرایی ایشان خودداری کردند؛ سپس دیواری در آن (شهر) یافتند که می‌خواست فرو افتد، (خضر) آن را استوار کرد، (موسی) گفت: اگر می‌خواستی برای آن مزدی دریافت می‌داشتی. گفت: اینک (هنگام) جدایی میان من و توست؛ اکنون تو را از معنی آنچه نتوانستی بر آن شکیبایی ورزی آگاه خواهم کرد: امّا آن کشتی از آن مستمندانی بود که (با آن) در دریا کار می‌کردند؛ بر آن شدم به آن آسیب رسانم چون در پی آن پادشاهی بود که هر کشتی (بی‌آسیب) را به زور می‌گرفت.امّا آن نوجوان، پدر و مادرش مؤمن بودند؛ ترسیدیم که آنان را به سرکشی و کفر وادارد . پس، خواستیم که پروردگارشان برای آنان فرزندی (دیگر) پاک‌جان‌تر و مهربان‌تر از او، جایگزین کند. و امّا آن دیوار، از آن دو نوجوان یتیم در آن شهر بود و زیر آن گنجی از آن آن دو و پدرشان مردی شایسته بود، بنابراین پروردگارت از سر بخشایش خویش  اراده فرمود که آنان به برومندی خود برسند و گنجشان را بیرون کشند و من آن کارها را از پیش خویش نکردم، این بود معنی آنچه بر آن شکیبایی نتوانستی کرد» سوره کهف، آیه ۶۵-۸۲.</ref>، درباره [[موسی و خضر]] است<ref>جامع البیان، ج ‌۱۵، ص۱۷۹؛ التبیان، ج ‌۷، ص۷۰؛ الدر المنثور، ج ‌۴، ص۲۲۹.</ref>. زمانی که [[موسی]] از [[خضر]] خواست برای بهره بردن از [[دانش]] خضر او را [[همراهی]] کند، خضر به سبب عدم [[احاطه علمی]] موسی بر امور و بی‌صبری وی در برابر رفتارهای خضر، [[مخالفت]] خود را اعلام کرد: {{متن قرآن|وَكَيْفَ تَصْبِرُ عَلَى مَا لَمْ تُحِطْ بِهِ خُبْرًا}}<ref>«و چگونه در چیزی که به آن آگاهی فراگیر نداری شکیب می‌کنی؟» سوره کهف، آیه ۶۸.</ref> با اینکه موسی{{ع}} [[تعهد]] کرد [[شکیبا]] باشد و از خضر [[نافرمانی]] نکند، در برابر اقدامات خضر، مانند سوراخ کردن کشتی، کشتن [[غلام]] و تعمیر دیوار مردمانی که از پذیرایی آنان [[امتناع]] ورزیدند، نتوانست صبر کند و به [[اعتراض]] لب گشود و خضر نیز هر بار سخن خود را مبنی بر بی‌صبری موسی{{ع}} در امور به وی یادآور می‌شد: {{متن قرآن|قَالَ أَلَمْ أَقُلْ إِنَّكَ لَنْ تَسْتَطِيعَ مَعِيَ صَبْرًا}}<ref>«گفت: آیا نگفتم که تو هرگز با من شکیبایی نمی‌توانی کرد؟» سوره کهف، آیه ۷۲.</ref>، تا اینکه در نهایت خضر، راز اقدام‌های خود را که موسی در مورد آنها بی‌صبری داشت، برای وی بازگو کرد و از وی جدا شد: {{متن قرآن|قَالَ هَذَا فِرَاقُ بَيْنِي وَبَيْنِكَ سَأُنَبِّئُكَ بِتَأْوِيلِ مَا لَمْ تَسْتَطِعْ عَلَيْهِ صَبْرًا}}<ref>«گفت: اینک (هنگام) جدایی میان من و توست؛ اکنون تو را از معنی آنچه نتوانستی بر آن شکیبایی ورزی آگاه خواهم کرد:» سوره کهف، آیه ۷۸.</ref> برخی مفسران از این ماجرا برداشت کرده‌اند که شناخت فرجام [[نیک]] امور، زمینه‌ساز صبر است<ref>التبیان، ج ‌۶، ص۸۱.</ref> و چنان‌که گفته شده [[یقین]] پایه و اساس صبر و صبر از آثار آن است<ref>قوت القلوب، ج ‌۱، ص۳۷۵.</ref> و [[برترین]] [[مردمان]] در [[شکیبایی]] هنگام [[بلایا]] کسانی‌اند که یقین بیشتری داشته باشند و اگر چنین دانشی کمتر باشد، بی‌تابی و [[جزع]] بیشتر خواهد بود<ref>قوت القلوب، ج ‌۱، ص۳۴۹.</ref>. به فرموده [[قرآن]] ۲۰ نفر [[مؤمن]] شکیبا می‌توانند در برابر ۲۰۰ نفر [[کافر]] [[مقاومت]] کرده و بر آنان [[پیروز]] شوند و ۱۰۰ نفر مؤمن شکیبا [[توانایی]] [[غلبه]] بر ۱۰۰۰ نفر کافر را دارند. قرآن عامل آن را بی‌بهره بودن [[کافران]] از شناخت می‌داند: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى الْقِتَالِ إِن يَكُن مِّنكُمْ عِشْرُونَ صَابِرُونَ يَغْلِبُواْ مِئَتَيْنِ وَإِن يَكُن مِّنكُم مِّائَةٌ يَغْلِبُواْ أَلْفًا مِّنَ الَّذِينَ كَفَرُواْ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لاَّ يَفْقَهُونَ}}<ref> ای پیامبر! مؤمنان را به کارزار برانگیز، اگر از شما بیست تن شکیبا باشند بر دویست تن پیروز می‌گردند و اگر از شما صد تن باشند بر هزار تن از کافران پیروز می‌شوند زیرا آنان گروهی هستند که درنمی‌یابند؛ سوره انفال، آیه۶۵.</ref>؛ زیرا [[مؤمنان]] کارهایشان بر پایه [[ایمان]] است که هیچ نیرویی با آن برابر نیست و ایمان بر [[شناخت]] مبتنی است که [[سجایای اخلاقی]] مانند [[شجاعت]]، [[استقامت]]، [[آرامش]] و [[وقار]] را در پی دارد. [[مؤمن]] می‌داند که به هر حال احدی الحسنیین (یکی از دو [[نیکی]]: [[پیروزی]] یا [[بهشت]]) نصیب وی خواهد شد؛ بر خلاف [[کافر]] که تنها بر اساس [[هوای نفس]] و [[فریب]] [[شیطان]] کار می‌کند<ref>المیزان، ج ‌۹، ص۱۲۲-۱۲۳؛ نیز نک: التحریر و التنویر، ج ‌۹، ص۱۵۵.</ref>. در ماجرای [[قوم سبأ]] نیز اشاره شده که فرجام آنان برای هر شکیبای [[سپاسگزاری]] مایه [[عبرت]] و درس‌آموز است؛ عبرت برای کسی که در ناملایمات [[شکیبایی]] ورزیده و در راحتی و [[آسایش]] سپاسگزار بوده است: {{متن قرآن|فَقَالُوا رَبَّنَا بَاعِدْ بَيْنَ أَسْفَارِنَا وَظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ فَجَعَلْنَاهُمْ أَحَادِيثَ وَمَزَّقْنَاهُمْ كُلَّ مُمَزَّقٍ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ}}<ref>«اما گفتند: پروردگارا! میان سفرهای ما فاصله انداز و به خویشتن ستم کردند؛ ما نیز آنان را (چون) افسانه‌ها گرداندیم و همه را سخت پراکندیم؛ بی‌گمان در این، نشانه‌هایی برای هر شکیبای سپاسگزاری است» سوره سبأ، آیه ۱۹.</ref>.<ref>التفسیر الکاشف، ج ۶، ص۲۵۹؛ تفسیر قاسمی، ج ‌۸، ص۱۴۲.</ref> فرد [[صابر]] از این رخدادها درس می‌گیرد و می‌فهمد که [[صبر]] بر ناملایمات و [[دوراندیشی]] از بی‌تابی [[برتر]] است<ref>التحریر والتنویر، ج ۲۲، ص۴۷.</ref> براساس [[تفسیری]] دیگر، صبّار کسی است که تمام [[همت]] خود را صرف مطالعه در [[آیات خدا]] و [[تفکر]] در نعمت‌های او می‌کند<ref>بحارالانوار، ج ۵۷، ص۲۶.</ref>.
به گفته [[مفسران]]، [[آیات]] {{متن قرآن|فَوَجَدَا عَبْدًا مِّنْ عِبَادِنَا آتَيْنَاهُ رَحْمَةً مِنْ عِندِنَا وَعَلَّمْنَاهُ مِن لَّدُنَّا عِلْمًا قَالَ لَهُ مُوسَى هَلْ أَتَّبِعُكَ عَلَى أَن تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمْتَ رُشْدًا قَالَ إِنَّكَ لَن تَسْتَطِيعَ مَعِيَ صَبْرًا وَكَيْفَ تَصْبِرُ عَلَى مَا لَمْ تُحِطْ بِهِ خُبْرًا قَالَ سَتَجِدُنِي إِن شَاء اللَّهُ صَابِرًا وَلا أَعْصِي لَكَ أَمْرًا قَالَ فَإِنِ اتَّبَعْتَنِي فَلا تَسْأَلْنِي عَن شَيْءٍ حَتَّى أُحْدِثَ لَكَ مِنْهُ ذِكْرًا فَانطَلَقَا حَتَّى إِذَا رَكِبَا فِي السَّفِينَةِ خَرَقَهَا قَالَ أَخَرَقْتَهَا لِتُغْرِقَ أَهْلَهَا لَقَدْ جِئْتَ شَيْئًا إِمْرًا قَالَ أَلَمْ أَقُلْ إِنَّكَ لَن تَسْتَطِيعَ مَعِيَ صَبْرًا قَالَ لا تُؤَاخِذْنِي بِمَا نَسِيتُ وَلا تُرْهِقْنِي مِنْ أَمْرِي عُسْرًا فَانطَلَقَا حَتَّى إِذَا لَقِيَا غُلامًا فَقَتَلَهُ قَالَ أَقَتَلْتَ نَفْسًا زَكِيَّةً بِغَيْرِ نَفْسٍ لَّقَدْ جِئْتَ شَيْئًا نُّكْرًا قَالَ أَلَمْ أَقُل لَّكَ إِنَّكَ لَن تَسْتَطِيعَ مَعِي صَبْرًا قَالَ إِن سَأَلْتُكَ عَن شَيْءٍ بَعْدَهَا فَلا تُصَاحِبْنِي قَدْ بَلَغْتَ مِن لَّدُنِّي عُذْرًا فَانطَلَقَا حَتَّى إِذَا أَتَيَا أَهْلَ قَرْيَةٍ اسْتَطْعَمَا أَهْلَهَا فَأَبَوْا أَن يُضَيِّفُوهُمَا فَوَجَدَا فِيهَا جِدَارًا يُرِيدُ أَنْ يَنقَضَّ فَأَقَامَهُ قَالَ لَوْ شِئْتَ لاتَّخَذْتَ عَلَيْهِ أَجْرًا قَالَ هَذَا فِرَاقُ بَيْنِي وَبَيْنِكَ سَأُنَبِّئُكَ بِتَأْوِيلِ مَا لَمْ تَسْتَطِع عَّلَيْهِ صَبْرًا  أَمَّا السَّفِينَةُ فَكَانَتْ لِمَسَاكِينَ يَعْمَلُونَ فِي الْبَحْرِ فَأَرَدتُّ أَنْ أَعِيبَهَا وَكَانَ وَرَاءهُم مَّلِكٌ يَأْخُذُ كُلَّ سَفِينَةٍ غَصْبًا وَأَمَّا الْغُلامُ فَكَانَ أَبَوَاهُ مُؤْمِنَيْنِ فَخَشِينَا أَن يُرْهِقَهُمَا طُغْيَانًا وَكُفْرًا فَأَرَدْنَا أَن يُبْدِلَهُمَا رَبُّهُمَا خَيْرًا مِّنْهُ زَكَاةً وَأَقْرَبَ رُحْمًا وَأَمَّا الْجِدَارُ فَكَانَ لِغُلامَيْنِ يَتِيمَيْنِ فِي الْمَدِينَةِ وَكَانَ تَحْتَهُ كَنزٌ لَّهُمَا وَكَانَ أَبُوهُمَا صَالِحًا فَأَرَادَ رَبُّكَ أَنْ يَبْلُغَا أَشُدَّهُمَا وَيَسْتَخْرِجَا كَنزَهُمَا رَحْمَةً مِّن رَّبِّكَ وَمَا فَعَلْتُهُ عَنْ أَمْرِي ذَلِكَ تَأْوِيلُ مَا لَمْ تَسْطِع عَّلَيْهِ صَبْرًا}}<ref>«و بنده‌ای از بندگان ما (خضر) را یافتند که به او از نزد خود بخشایشی داده و او را از پیش خویش دانشی آموخته بودیم. موسی به او گفت: آیا از تو پیروی کنم به شرط آنکه از آن راهدانی  که تو را آموخته‌اند به من بیاموزی؟ گفت: بی‌گمان تو هرگز همراه من شکیبایی نمی‌توانی کرد. و چگونه در چیزی که به آن آگاهی فراگیر نداری شکیب می‌کنی؟ گفت: اگر خداوند بخواهد مرا شکیبا خواهی یافت و از هیچ فرمان تو سرنمی‌پیچم. گفت: اگر از من پیروی داری چیزی از من مپرس تا خود از آن برای تو سخن سر کنم.پس راه افتادند، تا هنگامی که سوار کشتی شدند آن را سوراخ کرد؛ (موسی) گفت: آیا آن را سوراخ کردی که سرنشینان را غرق کنی، بی‌گمان کاری شگفت کردی!  گفت: آیا نگفتم که تو هرگز با من شکیبایی نمی‌توانی کرد؟ (موسی) گفت: مرا برای آنچه از یاد بردم بازخواست مکن و کار مرا بر من سخت مگیر! پس راه افتادند تا هنگامی که پسربچه‌ای دیدند و او را کشت؛ (موسی) گفت: آیا انسانی بی‌گناه را بی‌آنکه کسی را کشته باشد کشتی؟ به راستی کاری ناپسند کردی! گفت: آیا به تو نگفتم که تو هرگز با من شکیبایی نمی‌توانی کرد؟ گفت: اگر از این پس از تو چیزی پرسیدم همراهیم مکن که از سوی من معذوری. باز راه افتادند تا هنگامی که به مردم شهری رسیدند از مردمش خوراک خواستند، اما آنان از پذیرایی ایشان خودداری کردند؛ سپس دیواری در آن (شهر) یافتند که می‌خواست فرو افتد، (خضر) آن را استوار کرد، (موسی) گفت: اگر می‌خواستی برای آن مزدی دریافت می‌داشتی. گفت: اینک (هنگام) جدایی میان من و توست؛ اکنون تو را از معنی آنچه نتوانستی بر آن شکیبایی ورزی آگاه خواهم کرد: امّا آن کشتی از آن مستمندانی بود که (با آن) در دریا کار می‌کردند؛ بر آن شدم به آن آسیب رسانم چون در پی آن پادشاهی بود که هر کشتی (بی‌آسیب) را به زور می‌گرفت.امّا آن نوجوان، پدر و مادرش مؤمن بودند؛ ترسیدیم که آنان را به سرکشی و کفر وادارد . پس، خواستیم که پروردگارشان برای آنان فرزندی (دیگر) پاک‌جان‌تر و مهربان‌تر از او، جایگزین کند. و امّا آن دیوار، از آن دو نوجوان یتیم در آن شهر بود و زیر آن گنجی از آن آن دو و پدرشان مردی شایسته بود، بنابراین پروردگارت از سر بخشایش خویش  اراده فرمود که آنان به برومندی خود برسند و گنجشان را بیرون کشند و من آن کارها را از پیش خویش نکردم، این بود معنی آنچه بر آن شکیبایی نتوانستی کرد» سوره کهف، آیه ۶۵-۸۲.</ref>، درباره [[موسی و خضر]] است<ref>جامع البیان، ج ‌۱۵، ص۱۷۹؛ التبیان، ج ‌۷، ص۷۰؛ الدر المنثور، ج ‌۴، ص۲۲۹.</ref>. زمانی که [[موسی]] از [[خضر]] خواست برای بهره بردن از [[دانش]] خضر او را [[همراهی]] کند، خضر به سبب عدم [[احاطه علمی]] موسی بر امور و بی‌صبری وی در برابر رفتارهای خضر، [[مخالفت]] خود را اعلام کرد: {{متن قرآن|وَكَيْفَ تَصْبِرُ عَلَى مَا لَمْ تُحِطْ بِهِ خُبْرًا}}<ref>«و چگونه در چیزی که به آن آگاهی فراگیر نداری شکیب می‌کنی؟» سوره کهف، آیه ۶۸.</ref> با اینکه موسی{{ع}} [[تعهد]] کرد [[شکیبا]] باشد و از خضر [[نافرمانی]] نکند، در برابر اقدامات خضر، مانند سوراخ کردن کشتی، کشتن [[غلام]] و تعمیر دیوار مردمانی که از پذیرایی آنان [[امتناع]] ورزیدند، نتوانست صبر کند و به [[اعتراض]] لب گشود و خضر نیز هر بار سخن خود را مبنی بر بی‌صبری موسی{{ع}} در امور به وی یادآور می‌شد: {{متن قرآن|قَالَ أَلَمْ أَقُلْ إِنَّكَ لَنْ تَسْتَطِيعَ مَعِيَ صَبْرًا}}<ref>«گفت: آیا نگفتم که تو هرگز با من شکیبایی نمی‌توانی کرد؟» سوره کهف، آیه ۷۲.</ref>، تا اینکه در نهایت خضر، راز اقدام‌های خود را که موسی در مورد آنها بی‌صبری داشت، برای وی بازگو کرد و از وی جدا شد: {{متن قرآن|قَالَ هَذَا فِرَاقُ بَيْنِي وَبَيْنِكَ سَأُنَبِّئُكَ بِتَأْوِيلِ مَا لَمْ تَسْتَطِعْ عَلَيْهِ صَبْرًا}}<ref>«گفت: اینک (هنگام) جدایی میان من و توست؛ اکنون تو را از معنی آنچه نتوانستی بر آن شکیبایی ورزی آگاه خواهم کرد:» سوره کهف، آیه ۷۸.</ref> برخی مفسران از این ماجرا برداشت کرده‌اند که شناخت فرجام [[نیک]] امور، زمینه‌ساز صبر است<ref>التبیان، ج ‌۶، ص۸۱.</ref> و چنان‌که گفته شده [[یقین]] پایه و اساس صبر و صبر از آثار آن است<ref>قوت القلوب، ج ‌۱، ص۳۷۵.</ref> و [[برترین]] [[مردمان]] در [[شکیبایی]] هنگام [[بلایا]] کسانی‌اند که یقین بیشتری داشته باشند و اگر چنین دانشی کمتر باشد، بی‌تابی و [[جزع]] بیشتر خواهد بود<ref>قوت القلوب، ج ‌۱، ص۳۴۹.</ref>. به فرموده [[قرآن]] ۲۰ نفر [[مؤمن]] شکیبا می‌توانند در برابر ۲۰۰ نفر [[کافر]] [[مقاومت]] کرده و بر آنان [[پیروز]] شوند و ۱۰۰ نفر مؤمن شکیبا [[توانایی]] [[غلبه]] بر ۱۰۰۰ نفر کافر را دارند. قرآن عامل آن را بی‌بهره بودن [[کافران]] از شناخت می‌داند: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى الْقِتَالِ إِن يَكُن مِّنكُمْ عِشْرُونَ صَابِرُونَ يَغْلِبُواْ مِئَتَيْنِ وَإِن يَكُن مِّنكُم مِّائَةٌ يَغْلِبُواْ أَلْفًا مِّنَ الَّذِينَ كَفَرُواْ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لاَّ يَفْقَهُونَ}}<ref> ای پیامبر! مؤمنان را به کارزار برانگیز، اگر از شما بیست تن شکیبا باشند بر دویست تن پیروز می‌گردند و اگر از شما صد تن باشند بر هزار تن از کافران پیروز می‌شوند زیرا آنان گروهی هستند که درنمی‌یابند؛ سوره انفال، آیه۶۵.</ref>؛ زیرا [[مؤمنان]] کارهایشان بر پایه [[ایمان]] است که هیچ نیرویی با آن برابر نیست و ایمان بر [[شناخت]] مبتنی است که [[سجایای اخلاقی]] مانند [[شجاعت]]، [[استقامت]]، [[آرامش]] و [[وقار]] را در پی دارد. [[مؤمن]] می‌داند که به هر حال احدی الحسنیین (یکی از دو [[نیکی]]: [[پیروزی]] یا [[بهشت]]) نصیب وی خواهد شد؛ بر خلاف [[کافر]] که تنها بر اساس [[هوای نفس]] و [[فریب]] [[شیطان]] کار می‌کند<ref>المیزان، ج ‌۹، ص۱۲۲-۱۲۳؛ نیز نک: التحریر و التنویر، ج ‌۹، ص۱۵۵.</ref>. در ماجرای [[قوم سبأ]] نیز اشاره شده که فرجام آنان برای هر شکیبای [[سپاسگزاری]] مایه [[عبرت]] و درس‌آموز است؛ عبرت برای کسی که در ناملایمات [[شکیبایی]] ورزیده و در راحتی و [[آسایش]] سپاسگزار بوده است: {{متن قرآن|فَقَالُوا رَبَّنَا بَاعِدْ بَيْنَ أَسْفَارِنَا وَظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ فَجَعَلْنَاهُمْ أَحَادِيثَ وَمَزَّقْنَاهُمْ كُلَّ مُمَزَّقٍ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ}}<ref>«اما گفتند: پروردگارا! میان سفرهای ما فاصله انداز و به خویشتن ستم کردند؛ ما نیز آنان را (چون) افسانه‌ها گرداندیم و همه را سخت پراکندیم؛ بی‌گمان در این، نشانه‌هایی برای هر شکیبای سپاسگزاری است» سوره سبأ، آیه ۱۹.</ref>.<ref>التفسیر الکاشف، ج ۶، ص۲۵۹؛ تفسیر قاسمی، ج ‌۸، ص۱۴۲.</ref> فرد [[صابر]] از این رخدادها درس می‌گیرد و می‌فهمد که [[صبر]] بر ناملایمات و [[دوراندیشی]] از بی‌تابی [[برتر]] است<ref>التحریر والتنویر، ج ۲۲، ص۴۷.</ref> براساس [[تفسیری]] دیگر، صبّار کسی است که تمام [[همت]] خود را صرف مطالعه در [[آیات خدا]] و [[تفکر]] در نعمت‌های او می‌کند<ref>بحارالانوار، ج ۵۷، ص۲۶.</ref>.<ref>[[علی‌جان کریمی|کریمی، علی‌جان]]، [[صبر - کریمی (مقاله)|مقاله «صبر»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷]]، ص87-90.</ref>
 
توجه به [[قدرت خداوند]]<ref>{{متن قرآن|وَلَقَدْ خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ وَمَا مَسَّنَا مِنْ لُغُوبٍ * فَاصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ الْغُرُوبِ}} «و ما آسمان‌ها و زمین و آنچه را میان آنهاست در شش روز آفریدیم و هیچ ماندگی به ما نرسید * پس بر آنچه می‌گویند شکیبا باش و پروردگارت را پیش از برآمدن خورشید و پیش از غروب با سپاس به پاکی بستای!» سوره ق، آیه ۳۸-۳۹.</ref> و [[قضای الهی]] در همه کلیات و جزئیات یا ریز و درشت موضوعات و مسایل و رخدادها<ref>طه، آیات ۱۲۸ تا ۱۳۰ و نیز روم، آیات ۵۸ تا ۶۰.</ref> و همچنین آگاهی و توجه یابی به [[سنت استدراج]] و [[امهال]] نسبت به [[دشمنان]] و مخالفان<ref>قلم، آیات ۴۴ تا ۴۸.</ref> می‌‌تواند در ایجاد و تقویت [[صبر]] و [[بردباری]] بسیار موثر باشد. از این روست که در این [[آیات]] به این امور به عنوان عوامل صبر توجه داده شده است.
 
توجه و [[اعتقاد]] به اینکه [[دشمنان دین]] و [[توحید]] [[شکست]] می‌‌خورند و هر که بر خلاف [[حق]] و [[حقیقت]] گام بردارد و به سوی [[باطل]] متمایل شود در نهایت شکست خواهد خورد، خود عاملی مهم در ایجاد صبر و تقویت آن می‌‌باشد که در آیات ۵۵ و ۵۶ [[سوره غافر]] به آن اشاره شده است.
 
البته [[آگاهی انسان]] نسبت به فرجام بد و شوم بدکاران و باطل گرایان می‌‌تواند [[انسان]] را به سوی حق و حقیقت و صبر در برابر آن تقویت نماید. از این روست که [[خداوند]] در آیاتی از جمله آیات ۵۵ تا ۶۰ [[سوره روم]] گزارشی از احوالات بد و شوم دشمنان و باطل گرایان در [[قیامت]] می‌‌دهد تا موجبات [[تقویت روحیه]] و افزایش صبر در [[آدمی]] شود. در آیات ۴۸ و ۴۹ [[سوره قلم]]، نیز خداوند توجه یابی [[پیامبر]] به عواقب بی‌صبری در برابر حق ناپذیران را مطرح می‌‌کند و آن را زمینه‌ساز صبر و [[شکیبایی]] آن حضرت بر می‌‌شمارد و در آیات ۱۲۸ تا ۱۳۰ [[سوره طه]]، توجه به [[هلاکت]] و [[نابودی دشمنان]] در گذشته [[تاریخ]] را زمینه‌ساز صبر انسان در برابر فشارهای بیرونی بر می‌‌شمارد.
 
آگاهی انسان نسبت به قصه دیگران و رفتارهای آنان و همچنین موفقیت‌ها و پیروزی‌های که در [[سایه]] سار صبر پیشگی به دست آورده‌اند، یکی از عوامل ایجاد و تقویت صبر دانسته شده است. از این روست که خداوند در [[آیات قرآنی]] به قصه‌های [[پیامبران]]<ref>{{متن قرآن|وَلَقَدْ كُذِّبَتْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِكَ فَصَبَرُوا عَلَى مَا كُذِّبُوا وَأُوذُوا حَتَّى أَتَاهُمْ نَصْرُنَا وَلَا مُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِ اللَّهِ وَلَقَدْ جَاءَكَ مِنْ نَبَإِ الْمُرْسَلِينَ}} «و به یقین پیش از تو (نیز) پیامبرانی دروغگو شمرده شدند پس، هر چه دروغگو شمرده شدند و آزار دیدند شکیبایی ورزیدند تا آنکه یاری ما به ایشان رسید؛ و برای کلمات خداوند هیچ دگرگون‌کننده‌ای نیست و بی‌گمان (برخی) از خبر (های) پیامبران به تو رسیده است» سوره انعام، آیه ۳۴.</ref> از جمله سرگذشت [[حضرت داود]]<ref> ص، آیات ۱۷ تا ۱۲۰.</ref> و [[حضرت نوح]]<ref>{{متن قرآن|قِيلَ يَا نُوحُ اهْبِطْ بِسَلَامٍ مِنَّا وَبَرَكَاتٍ عَلَيْكَ وَعَلَى أُمَمٍ مِمَّنْ مَعَكَ وَأُمَمٌ سَنُمَتِّعُهُمْ ثُمَّ يَمَسُّهُمْ مِنَّا عَذَابٌ أَلِيمٌ * تِلْكَ مِنْ أَنْبَاءِ الْغَيْبِ نُوحِيهَا إِلَيْكَ مَا كُنْتَ تَعْلَمُهَا أَنْتَ وَلَا قَوْمُكَ مِنْ قَبْلِ هَذَا فَاصْبِرْ إِنَّ الْعَاقِبَةَ لِلْمُتَّقِينَ}} «گفته شد: ای نوح! (از کشتی) فرود آی با درودی از ما و برکت‌هایی بر تو و بر امت‌هایی از همراهانت و امت‌هایی که به زودی آنان را برخوردار خواهیم کرد سپس از ما عذابی دردناک به ایشان خواهد رسید * این از خبرهای غیب است که ما به تو وحی می‌کنیم؛ تو و قومت پیش از این آنها را نمی‌دانستید پس شکیبا باش که سرانجام (نیکو) از آن پرهیزگاران است» سوره هود، آیه ۴۸-۴۹.</ref> و دیگران اشاره می‌‌کند تا این گونه [[روحیه]] [[مقاومت]] و [[صبر]] را در [[پیامبر]]{{صل}} تقویت کند. بر این اساس می‌‌توان گفت که سرگذشت دیگران و خواندن آن می‌‌تواند به عنوان عامل و زمینه‌ساز صبر در [[آدمی]] باشد.
 
[[آگاهی]] از [[وعده‌های الهی]] و فرجام خوب [[اهل]] صبر و [[تقوا]] و [[فرجام بد]] [[اهل فجور]] و بی‌صبری می‌‌تواند خود به عنوان زمینه‌ساز یا عامل ایجادی و یا تقویت صبر مطرح باشد<ref>احقاف، آیات ۳۴ و ۳۵ و نیز انعام، ایه ۳۴ و آیات دیگر.</ref>.
 
اگر [[انسان]] با استفاده از چنین عواملی زمینه صبر را در خود ایجاد و یا تقویت کند، می‌‌توان به سادگی در برابر بدی‌های دیگران<ref>{{متن قرآن|نُزُلًا مِنْ غَفُورٍ رَحِيمٍ * وَمَا يُلَقَّاهَا إِلَّا الَّذِينَ صَبَرُوا وَمَا يُلَقَّاهَا إِلَّا ذُو حَظٍّ عَظِيمٍ}} «به پذیرایی از سوی آمرزنده‌ای بخشاینده * و این را جز به آنان که می‌شکیبند، و جز به آنان که بهره‌ای سترگ دارند فرانیاموزند» سوره فصلت، آیه ۳۲ و ۳۵.</ref>، بی‌منطقی‌های دیگران<ref>معارج، آیات ۱ تا ۵.</ref>، [[اذیت]] و [[آزار]] [[دشمنان]]<ref>انعام، آیه ۳۴.</ref>، سخنان ناروا و [[زخم زبان]]‌ها<ref>{{متن قرآن|فَاصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ غُرُوبِهَا وَمِنْ آنَاءِ اللَّيْلِ فَسَبِّحْ وَأَطْرَافَ النَّهَارِ لَعَلَّكَ تَرْضَى}} «باری، بر آنچه می‌گویند شکیب کن و پیش از برآمدن آفتاب و پیش از فرو رفتن آن پروردگارت را با سپاس به پاکی بستای! و پاس‌هایی از شب و پیرامون‌های روز را نیز به ستایش پرداز باشد که خشنود گردی» سوره طه، آیه ۱۳۰؛ {{متن قرآن|فَاصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ الْغُرُوبِ}} «پس بر آنچه می‌گویند شکیبا باش و پروردگارت را پیش از برآمدن خورشید و پیش از غروب با سپاس به پاکی بستای!» سوره ق، آیه ۳۹.</ref>، [[احکام]] وتکالیف [[الهی]]<ref>معارج، آیات ۱ تا ۵.</ref> سختی‌های [[عبادت]] و [[بندگی]]<ref>{{متن قرآن|رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا فَاعْبُدْهُ وَاصْطَبِرْ لِعِبَادَتِهِ هَلْ تَعْلَمُ لَهُ سَمِيًّا}} «پروردگار آسمان‌ها و زمین است و آنچه میان آنهاست پس او را بپرست و در پرستش او شکیبایی کن، آیا برای او همنامی می‌شناسی؟» سوره مریم، آیه ۶۵.</ref> و دیگر [[ناملایمات]] و سختی‌های [[زندگی]] [[صبر]] کرده و بی‌تابی نکند و بتواند به اهدافی بلندی چون خود‌سازی و دیگران‌سازی از طریق [[رسالت]]<ref>یونس، آیات ۱۰۸ و ۱۰۹.</ref> و [[تبلیغ]] معارف و حقایق [[قرآنی]]<ref>{{متن قرآن|إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ تَنْزِيلًا * فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ وَلَا تُطِعْ مِنْهُمْ آثِمًا أَوْ كَفُورًا}} «به راستی ما این قرآن را بر تو خرده خرده فرو فرستاده‌ایم * پس برای فرمان پروردگارت شکیبا باش و از هیچ گناهکار یا ناسپاس آنان فرمان نبر» سوره انسان، آیه ۲۳-۲۴.</ref> و اجرای و [[اقامه عدل]] و [[نماز]] و مانند آن<ref>{{متن قرآن|وَأْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلَاةِ وَاصْطَبِرْ عَلَيْهَا لَا نَسْأَلُكَ رِزْقًا نَحْنُ نَرْزُقُكَ وَالْعَاقِبَةُ لِلتَّقْوَى}} «و خانواده‌ات را به نماز فرمان ده و بر آن شکیب کن، ما از تو روزی نمی‌خواهیم که خود، تو را روزی می‌دهیم و سرانجام (نیک) برای پرهیزگاری است» سوره طه، آیه ۱۳۲.</ref> برسد و از همه [[سختی‌ها]] به سادگی عبور کند و [[مشکلات]] [[زندگی]] را [[مدیریت]] نماید. باشد این گونه باشیم و در برابر سختی‌ها و [[مصیبت‌ها]] بی‌تابی نکرده و صبر جمیل در پیش گیریم و از آثار آن بهره مند شویم<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[عوامل و آثار صبر در زندگی (مقاله)|عوامل و آثار صبر در زندگی]]؛ [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[رابطه علم و صبر (مقاله)|رابطه علم و صبر]].</ref>.


=== [[ایمان]] ===
=== [[ایمان]] ===
در آیاتی از [[قرآن کریم]] ایمان و صبر مقارن هم یاد شده‌اند: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اصْبِرُواْ وَصَابِرُواْ وَرَابِطُواْ وَاتَّقُواْ اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ}}<ref> ای مؤمنان! شکیبایی ورزید و یکدیگر را به شکیب فرا خوانید و از مرزها نگهبانی کنید و از خداوند پروا بدارید باشد که رستگار شوید؛ سوره آل عمران، آیه۲۰۰.</ref>؛ {{متن قرآن|ثُمَّ كَانَ مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ وَتَوَاصَوْا بِالْمَرْحَمَةِ}}<ref>«آنگاه، از کسانی خواهد بود که ایمان آورده‌اند و یکدیگر را به شکیبایی و یکدیگر را به مهرورزی سفارش می‌کنند» سوره بلد، آیه ۱۷.</ref>؛ {{متن قرآن|إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْ}}<ref>«جز آنان که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند و یکدیگر را به راستی پند داده‌اند و همدیگر را به شکیبایی اندرز داده‌اند» سوره عصر، آیه ۳.</ref> که بیانگر پیوند این دو مفهوم [[دینی]] و [[اخلاقی]] است. ایمان است که دارنده خود را بر وانهادن [[هواهای نفسانی]] و ترک [[گمراهی]] تمرین می‌دهد<ref>التحریر و التنویر، ج ۱۱، ص۲۱۵.</ref>، زیرا هیچ تکلیفی خالی از [[صبر]] و [[شکر]] نیست<ref>مجمع البیان، ج ‌۶، ص۴۶۷.</ref> و به نظر برخی [[آیه]] {{متن قرآن|إِلاَّ الَّذِينَ صَبَرُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ أُوْلَئِكَ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ كَبِيرٌ}}<ref> جز آن کسان که شکیبایی ورزیده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند؛ آنانند که آمرزش و پاداشی بزرگ خواهند داشت؛ سوره هود، آیه ۱۱.</ref> دلالت دارد که صبر و [[عمل صالح]]، از [[ایمان]] منفک نیست و ممکن نیست فرد بی‌ایمان، [[شکیبا]] و دارای [[اعمال صالح]] باشد<ref>المیزان، ج ۱۰، ص۱۵۸.</ref>. [[ایمان]] و [[یقین]] به [[حق]]، خاستگاه صفات [[نیکی]] است که پیامد آنها [[پیروزی]]، [[شجاعت]]، صبر و... است<ref>المیزان، ج ۹، ص۱۲۶.</ref>. ایمان سبب بالا رفتن روحیه شده و در نتیجه صبر و [[مقاومت]] افزایش می‌یابد و بر عکس، ضعف ایمان سبب کاهش روحیه و پیامد آن کاهش صبر و مقاومت است: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى الْقِتَالِ إِن يَكُن مِّنكُمْ عِشْرُونَ صَابِرُونَ يَغْلِبُواْ مِئَتَيْنِ وَإِن يَكُن مِّنكُم مِّائَةٌ يَغْلِبُواْ أَلْفًا مِّنَ الَّذِينَ كَفَرُواْ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لاَّ يَفْقَهُونَ  الآنَ خَفَّفَ اللَّهُ عَنكُمْ وَعَلِمَ أَنَّ فِيكُمْ ضَعْفًا فَإِن يَكُن مِّنكُم مِّائَةٌ صَابِرَةٌ يَغْلِبُواْ مِئَتَيْنِ وَإِن يَكُن مِّنكُمْ أَلْفٌ يَغْلِبُواْ أَلْفَيْنِ بِإِذْنِ اللَّهِ وَاللَّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ}}<ref> ای پیامبر! مؤمنان را به کارزار برانگیز، اگر از شما بیست تن شکیبا باشند بر دویست تن پیروز می‌گردند و اگر از شما صد تن باشند بر هزار تن از کافران پیروز می‌شوند زیرا آنان گروهی هستند که درنمی‌یابند؛ سوره انفال، آیه۶۵-66.</ref>.<ref>نک: المیزان، ج ۹، ص۱۲۶؛ تفسیر آسان، ج ‌۶، ص۱۶۰.</ref> این صبر است که معیار درجه‌بندی [[مجاهدان]] است.
در آیاتی از [[قرآن کریم]] ایمان و صبر مقارن هم یاد شده‌اند: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اصْبِرُواْ وَصَابِرُواْ وَرَابِطُواْ وَاتَّقُواْ اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ}}<ref> ای مؤمنان! شکیبایی ورزید و یکدیگر را به شکیب فرا خوانید و از مرزها نگهبانی کنید و از خداوند پروا بدارید باشد که رستگار شوید؛ سوره آل عمران، آیه۲۰۰.</ref>؛ {{متن قرآن|ثُمَّ كَانَ مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ وَتَوَاصَوْا بِالْمَرْحَمَةِ}}<ref>«آنگاه، از کسانی خواهد بود که ایمان آورده‌اند و یکدیگر را به شکیبایی و یکدیگر را به مهرورزی سفارش می‌کنند» سوره بلد، آیه ۱۷.</ref>؛ {{متن قرآن|إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْ}}<ref>«جز آنان که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند و یکدیگر را به راستی پند داده‌اند و همدیگر را به شکیبایی اندرز داده‌اند» سوره عصر، آیه ۳.</ref> که بیانگر پیوند این دو مفهوم [[دینی]] و [[اخلاقی]] است. ایمان است که دارنده خود را بر وانهادن [[هواهای نفسانی]] و ترک [[گمراهی]] تمرین می‌دهد<ref>التحریر و التنویر، ج ۱۱، ص۲۱۵.</ref>، زیرا هیچ تکلیفی خالی از [[صبر]] و [[شکر]] نیست<ref>مجمع البیان، ج ‌۶، ص۴۶۷.</ref> و به نظر برخی [[آیه]] {{متن قرآن|إِلاَّ الَّذِينَ صَبَرُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ أُوْلَئِكَ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ كَبِيرٌ}}<ref> جز آن کسان که شکیبایی ورزیده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند؛ آنانند که آمرزش و پاداشی بزرگ خواهند داشت؛ سوره هود، آیه ۱۱.</ref> دلالت دارد که صبر و [[عمل صالح]]، از [[ایمان]] منفک نیست و ممکن نیست فرد بی‌ایمان، [[شکیبا]] و دارای [[اعمال صالح]] باشد<ref>المیزان، ج ۱۰، ص۱۵۸.</ref>. [[ایمان]] و [[یقین]] به [[حق]]، خاستگاه صفات [[نیکی]] است که پیامد آنها [[پیروزی]]، [[شجاعت]]، صبر و... است<ref>المیزان، ج ۹، ص۱۲۶.</ref>. ایمان سبب بالا رفتن روحیه شده و در نتیجه صبر و [[مقاومت]] افزایش می‌یابد و بر عکس، ضعف ایمان سبب کاهش روحیه و پیامد آن کاهش صبر و مقاومت است: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى الْقِتَالِ إِن يَكُن مِّنكُمْ عِشْرُونَ صَابِرُونَ يَغْلِبُواْ مِئَتَيْنِ وَإِن يَكُن مِّنكُم مِّائَةٌ يَغْلِبُواْ أَلْفًا مِّنَ الَّذِينَ كَفَرُواْ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لاَّ يَفْقَهُونَ  الآنَ خَفَّفَ اللَّهُ عَنكُمْ وَعَلِمَ أَنَّ فِيكُمْ ضَعْفًا فَإِن يَكُن مِّنكُم مِّائَةٌ صَابِرَةٌ يَغْلِبُواْ مِئَتَيْنِ وَإِن يَكُن مِّنكُمْ أَلْفٌ يَغْلِبُواْ أَلْفَيْنِ بِإِذْنِ اللَّهِ وَاللَّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ}}<ref> ای پیامبر! مؤمنان را به کارزار برانگیز، اگر از شما بیست تن شکیبا باشند بر دویست تن پیروز می‌گردند و اگر از شما صد تن باشند بر هزار تن از کافران پیروز می‌شوند زیرا آنان گروهی هستند که درنمی‌یابند؛ سوره انفال، آیه۶۵-66.</ref>.<ref>نک: المیزان، ج ۹، ص۱۲۶؛ تفسیر آسان، ج ‌۶، ص۱۶۰.</ref> این صبر است که معیار درجه‌بندی [[مجاهدان]] است.


[[مؤمنان]] پس از آزموده شدن به بلایای گوناگون در صورتی از [[بشارت]] به [[پاداش الهی]] بهره‌مند خواهند شد که در [[ناملایمات]] شکیبا باشند: {{متن قرآن|وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِّنَ الْخَوْفْ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الأَمْوَالِ وَالأنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُم مُّصِيبَةٌ قَالُواْ إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ}}<ref> و بی‌گمان شما را با چیزی از بیم و گرسنگی و کاستی دارایی‌ها و کسان و فرآورده‌ها می‌آزماییم، و شکیبایان را نوید بخش! همان کسان که چون بدیشان مصیبتی رسد می‌گویند: ما از آن خداوندیم و به سوی او باز می‌گردیم؛ سوره بقره، آیه ۱۵۵ - ۱۵۶.</ref>؛ [[باور]] به [[مالکیت]] مطلق و [[حقیقی]] [[پروردگار]] و زوال مالکیت اعتباری [[انسان]]، سبب می‌شود تا در برابر [[بلایا]] شکیبا بوده و متأثر و اندوهناک نگردد. کسی که باور دارد فقط [[خدا]] مالک همه چیز است و او حق دارد و می‌تواند در [[ملک]] خودش هرگونه تصرفی کند، در [[مصائب]]، تأثر و [[خودباختگی]] نخواهد داشت<ref>المیزان، ج ‌۱، ص۳۵۳؛ نیز نک: التحریر و التنویر، ج ‌۲، ص۵۶.</ref>. [[غلبه]] ۲۰ نفر از مؤمنان بر ۲۰۰ نفر از [[کافران]] و ۱۰۰ نفر بر ۱۰۰۰ نفر آنان {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى الْقِتَالِ إِن يَكُن مِّنكُمْ عِشْرُونَ صَابِرُونَ يَغْلِبُواْ مِئَتَيْنِ وَإِن يَكُن مِّنكُم مِّائَةٌ يَغْلِبُواْ أَلْفًا مِّنَ الَّذِينَ كَفَرُواْ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لاَّ يَفْقَهُونَ}}<ref> ای پیامبر! مؤمنان را به کارزار برانگیز، اگر از شما بیست تن شکیبا باشند بر دویست تن پیروز می‌گردند و اگر از شما صد تن باشند بر هزار تن از کافران پیروز می‌شوند زیرا آنان گروهی هستند که درنمی‌یابند؛ سوره انفال، آیه۶۵.</ref> از این روست که مؤمنان کارهایشان، بر پایه ایمان است که هیچ نیرویی با آن برابر نیست<ref>المیزان، ج ‌۹، ص۱۲۲-۱۲۳؛ نیز نک: التحریر و التنویر، ج ‌۹، ص۱۵۵.</ref>. در [[آیات]] {{متن قرآن|وَلَئِنْ أَذَقْنَا الإِنسَانَ مِنَّا رَحْمَةً ثُمَّ نَزَعْنَاهَا مِنْهُ إِنَّهُ لَيَئُوسٌ كَفُورٌ وَلَئِنْ أَذَقْنَاهُ نَعْمَاء بَعْدَ ضَرَّاء مَسَّتْهُ لَيَقُولَنَّ ذَهَبَ السَّيِّئَاتُ عَنِّي إِنَّهُ لَفَرِحٌ فَخُورٌ إِلاَّ الَّذِينَ صَبَرُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ أُوْلَئِكَ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ كَبِيرٌ}}<ref> و اگر به انسان بخشایشی از خویش بچشانیم سپس آن را از وی باز گیریم بی‌گمان نومید و ناسپاس خواهد شد. و اگر پس از رنجی که به او رسیده است آسایشی به وی بچشانیم به یقین خواهد گفت بدی‌ها از من دور شد؛ که او سخت شادمان و خویشتن‌ستای است. جز آن کسان که شکیبایی ورزیده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند؛ آنانند که آمرزش و پاداشی بزرگ خواهند داشت؛ سوره هود، آیه ۹ - ۱۱.</ref> از دسته‌ای از [[انسان‌ها]] یاد شده که در سختی‌ها [[ناسپاس]] و در هنگام [[آسایش]] دچار [[غرور]] می‌شوند و در برابر آنان افراد شکیبا و شایسته‌کار از این حالات مستثنا شده‌اند. به گفته برخی [[مفسران]] {{متن قرآن|الَّذِينَ صَبَرُواْ}} تعبیر کنایی از [[مؤمنان]] به خداست؛ زیرا [[صبر]] از مقارنات [[ایمان]] است<ref>مجمع البیان، ج ‌۶، ص۴۶۷.</ref>. نظر برخی [[اهل تفسیر]] هم بر آن است که اصولاً دو صفت صبر و [[شکر]] از آنِ مؤمنان موحدند که با توجه به توصیه‌های [[قرآن]] در این باره فقط در پی کسب [[خشنودی خدا]] بوده و با پذیرش [[آیات قرآن]]، به آنها متخلق شده‌اند<ref>التحریر و التنویر، ج ‌۲۱، ص۱۳۰.</ref>.
[[مؤمنان]] پس از آزموده شدن به بلایای گوناگون در صورتی از [[بشارت]] به [[پاداش الهی]] بهره‌مند خواهند شد که در [[ناملایمات]] شکیبا باشند: {{متن قرآن|وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِّنَ الْخَوْفْ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الأَمْوَالِ وَالأنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُم مُّصِيبَةٌ قَالُواْ إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ}}<ref> و بی‌گمان شما را با چیزی از بیم و گرسنگی و کاستی دارایی‌ها و کسان و فرآورده‌ها می‌آزماییم، و شکیبایان را نوید بخش! همان کسان که چون بدیشان مصیبتی رسد می‌گویند: ما از آن خداوندیم و به سوی او باز می‌گردیم؛ سوره بقره، آیه ۱۵۵ - ۱۵۶.</ref>؛ [[باور]] به [[مالکیت]] مطلق و [[حقیقی]] [[پروردگار]] و زوال مالکیت اعتباری [[انسان]]، سبب می‌شود تا در برابر [[بلایا]] شکیبا بوده و متأثر و اندوهناک نگردد. کسی که باور دارد فقط [[خدا]] مالک همه چیز است و او حق دارد و می‌تواند در [[ملک]] خودش هرگونه تصرفی کند، در [[مصائب]]، تأثر و [[خودباختگی]] نخواهد داشت<ref>المیزان، ج ‌۱، ص۳۵۳؛ نیز نک: التحریر و التنویر، ج ‌۲، ص۵۶.</ref>. [[غلبه]] ۲۰ نفر از مؤمنان بر ۲۰۰ نفر از [[کافران]] و ۱۰۰ نفر بر ۱۰۰۰ نفر آنان {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى الْقِتَالِ إِن يَكُن مِّنكُمْ عِشْرُونَ صَابِرُونَ يَغْلِبُواْ مِئَتَيْنِ وَإِن يَكُن مِّنكُم مِّائَةٌ يَغْلِبُواْ أَلْفًا مِّنَ الَّذِينَ كَفَرُواْ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لاَّ يَفْقَهُونَ}}<ref> ای پیامبر! مؤمنان را به کارزار برانگیز، اگر از شما بیست تن شکیبا باشند بر دویست تن پیروز می‌گردند و اگر از شما صد تن باشند بر هزار تن از کافران پیروز می‌شوند زیرا آنان گروهی هستند که درنمی‌یابند؛ سوره انفال، آیه۶۵.</ref> از این روست که مؤمنان کارهایشان، بر پایه ایمان است که هیچ نیرویی با آن برابر نیست<ref>المیزان، ج ‌۹، ص۱۲۲-۱۲۳؛ نیز نک: التحریر و التنویر، ج ‌۹، ص۱۵۵.</ref>. در [[آیات]] {{متن قرآن|وَلَئِنْ أَذَقْنَا الإِنسَانَ مِنَّا رَحْمَةً ثُمَّ نَزَعْنَاهَا مِنْهُ إِنَّهُ لَيَئُوسٌ كَفُورٌ وَلَئِنْ أَذَقْنَاهُ نَعْمَاء بَعْدَ ضَرَّاء مَسَّتْهُ لَيَقُولَنَّ ذَهَبَ السَّيِّئَاتُ عَنِّي إِنَّهُ لَفَرِحٌ فَخُورٌ إِلاَّ الَّذِينَ صَبَرُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ أُوْلَئِكَ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ كَبِيرٌ}}<ref> و اگر به انسان بخشایشی از خویش بچشانیم سپس آن را از وی باز گیریم بی‌گمان نومید و ناسپاس خواهد شد. و اگر پس از رنجی که به او رسیده است آسایشی به وی بچشانیم به یقین خواهد گفت بدی‌ها از من دور شد؛ که او سخت شادمان و خویشتن‌ستای است. جز آن کسان که شکیبایی ورزیده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند؛ آنانند که آمرزش و پاداشی بزرگ خواهند داشت؛ سوره هود، آیه ۹ - ۱۱.</ref> از دسته‌ای از [[انسان‌ها]] یاد شده که در سختی‌ها [[ناسپاس]] و در هنگام [[آسایش]] دچار [[غرور]] می‌شوند و در برابر آنان افراد شکیبا و شایسته‌کار از این حالات مستثنا شده‌اند. به گفته برخی [[مفسران]] {{متن قرآن|الَّذِينَ صَبَرُواْ}} تعبیر کنایی از [[مؤمنان]] به خداست؛ زیرا [[صبر]] از مقارنات [[ایمان]] است<ref>مجمع البیان، ج ‌۶، ص۴۶۷.</ref>. نظر برخی [[اهل تفسیر]] هم بر آن است که اصولاً دو صفت صبر و [[شکر]] از آنِ مؤمنان موحدند که با توجه به توصیه‌های [[قرآن]] در این باره فقط در پی کسب [[خشنودی خدا]] بوده و با پذیرش [[آیات قرآن]]، به آنها متخلق شده‌اند<ref>التحریر و التنویر، ج ‌۲۱، ص۱۳۰.</ref>.<ref>[[علی‌جان کریمی|کریمی، علی‌جان]]، [[صبر - کریمی (مقاله)|مقاله «صبر»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷]]، ص87-90.</ref>


=== [[دعا]] ===
=== [[دعا]] ===
مؤمنان [[موحد]] با [[استعانت]] از ایمان خود در برابر [[مشکلات]] و [[سختی‌ها]] [[ایستادگی]] می‌کنند و افزون بر آن با ارتباط با خدا از راه [[دعا]] به درگاه او، خواهان صبر مضاعف به هنگام روبه‌رو شدن با دشواری‌ها هستند؛ برای نمونه، مؤمنان [[مجاهد]] در [[سپاه]] [[طالوت]] وقتی با [[جالوت]] و سپاهیانش روبه‌رو شدند، از [[خدا]] صبر فراوان، گام‌های [[استوار]] و [[پیروزی]] بر [[کافران]] را خواستند: {{متن قرآن|وَلَمَّا بَرَزُواْ لِجَالُوتَ وَجُنُودِهِ قَالُواْ رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ}}<ref>و چون با جالوت و سپاه وی رویاروی شدند گفتند: پروردگارا! ما را از شکیب، سرشار کن و گام‌های ما را استوار دار و ما را بر کافران پیروز گردان؛ سوره بقره، آیه۲۵۰.</ref> و سرانجام نیز سپاه جالوت را به [[اذن خدا]] [[شکست]] دادند و داوود جالوت را کشت: {{متن قرآن|فَهَزَمُوهُم بِإِذْنِ اللَّهِ وَقَتَلَ دَاوُدُ جَالُوتَ وَآتَاهُ اللَّهُ الْمُلْكَ وَالْحِكْمَةَ وَعَلَّمَهُ مِمَّا يَشَاء وَلَوْلاَ دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَّفَسَدَتِ الأَرْضُ وَلَكِنَّ اللَّهَ ذُو فَضْلٍ عَلَى الْعَالَمِينَ }}<ref>«پس آنان را به اذن خداوند تار و مار کردند و داود جالوت را کشت و خداوند به وی پادشاهی و فرزانگی ارزانی داشت و آنچه خود می‌خواست بدو آموخت، و اگر خداوند برخی مردم را با برخی دیگر باز نمی‌داشت، زمین تباه می‌گردید امّا خداوند بر جهانیان بخششی (بزرگ) دارد» سوره بقره، آیه ۲۵۱.</ref>؛ همچنین [[جادوگران]] [[فرعون]] که پس از [[ایمان به خدا]] تهدیدهای فرعون را ناشی از ایمان خود به [[معجزات الهی]] دانستند، از درگاه خدا [[شکیبایی]] فراوان خواستند: {{متن قرآن|وَأُلْقِيَ السَّحَرَةُ سَاجِدِينَ قَالُواْ آمَنَّا بِرَبِّ الْعَالَمِينَ رَبِّ مُوسَى وَهَارُونَ قَالَ فِرْعَوْنُ آمَنتُم بِهِ قَبْلَ أَن آذَنَ لَكُمْ إِنَّ هَذَا لَمَكْرٌ مَّكَرْتُمُوهُ فِي الْمَدِينَةِ لِتُخْرِجُواْ مِنْهَا أَهْلَهَا فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ لأُقَطِّعَنَّ أَيْدِيَكُمْ وَأَرْجُلَكُم مِّنْ خِلافٍ ثُمَّ لأُصَلِّبَنَّكُمْ أَجْمَعِينَ قَالُواْ إِنَّا إِلَى رَبِّنَا مُنقَلِبُونَ وَمَا تَنقِمُ مِنَّا إِلاَّ أَنْ آمَنَّا بِآيَاتِ رَبِّنَا لَمَّا جَاءَتْنَا رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا وَتَوَفَّنَا مُسْلِمِينَ}}<ref>«و جادوگران به سجده در افتادند. گفتند به پروردگار جهانیان ایمان آوردیم، پروردگار موسی و هارون. فرعون گفت: آیا پیش از آنکه من به شما اجازه دهم به او ایمان آورده‌اید؟ بی‌گمان این نیرنگی است که در این شهر به کار برده‌اید تا مردم آن را از آن بیرون برانید، به زودی خواهید دانست. سوگند می‌خورم که دست‌ها و پاهایتان را چپ و راست خواهم برید سپس همگی شما را به دار خواهم آویخت.گفتند: (باکی نیست) ما به سوی پروردگارمان باز می‌گردیم. و تو ما را کیفر نمی‌دهی  مگر برای آنکه ما به نشانه‌های پروردگارمان هنگامی که به ما رسید ایمان آوردیم، پروردگارا! ما را از شکیب سرشار کن  و ما را مسلمان بمیران!» سوره اعراف، آیه ۱۲۰-۱۲۶.</ref>؛ زیرا [[صبر]] در موقعیت‌هایی مانند سختی‌های [[رسالت]] و [[آزار]] [[دشمنان]]، تنها با [[توفیق الهی]] و تسهیل سختی‌ها از جانب او ممکن خواهد بود: {{متن قرآن|وَاصْبِرْ وَمَا صَبْرُكَ إِلَّا بِاللَّهِ وَلَا تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَلَا تَكُ فِي ضَيْقٍ مِمَّا يَمْكُرُونَ}}<ref>«و شکیبا باش! و شکیب تو جز با (یاری) خداوند نیست و برای آنان اندوه مخور و از نیرنگی که می‌بازند در تنگدلی به سر مبر» سوره نحل، آیه ۱۲۷.</ref>.<ref>مجمع البیان، ج ‌۶، ص۶۰۶؛ منهج الصادقین، ج ‌۵، ص۲۳۴.</ref>
مؤمنان [[موحد]] با [[استعانت]] از ایمان خود در برابر [[مشکلات]] و [[سختی‌ها]] [[ایستادگی]] می‌کنند و افزون بر آن با ارتباط با خدا از راه [[دعا]] به درگاه او، خواهان صبر مضاعف به هنگام روبه‌رو شدن با دشواری‌ها هستند؛ برای نمونه، مؤمنان [[مجاهد]] در [[سپاه]] [[طالوت]] وقتی با [[جالوت]] و سپاهیانش روبه‌رو شدند، از [[خدا]] صبر فراوان، گام‌های [[استوار]] و [[پیروزی]] بر [[کافران]] را خواستند: {{متن قرآن|وَلَمَّا بَرَزُواْ لِجَالُوتَ وَجُنُودِهِ قَالُواْ رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ}}<ref>و چون با جالوت و سپاه وی رویاروی شدند گفتند: پروردگارا! ما را از شکیب، سرشار کن و گام‌های ما را استوار دار و ما را بر کافران پیروز گردان؛ سوره بقره، آیه۲۵۰.</ref> و سرانجام نیز سپاه جالوت را به [[اذن خدا]] [[شکست]] دادند و داوود جالوت را کشت: {{متن قرآن|فَهَزَمُوهُم بِإِذْنِ اللَّهِ وَقَتَلَ دَاوُدُ جَالُوتَ وَآتَاهُ اللَّهُ الْمُلْكَ وَالْحِكْمَةَ وَعَلَّمَهُ مِمَّا يَشَاء وَلَوْلاَ دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَّفَسَدَتِ الأَرْضُ وَلَكِنَّ اللَّهَ ذُو فَضْلٍ عَلَى الْعَالَمِينَ }}<ref>«پس آنان را به اذن خداوند تار و مار کردند و داود جالوت را کشت و خداوند به وی پادشاهی و فرزانگی ارزانی داشت و آنچه خود می‌خواست بدو آموخت، و اگر خداوند برخی مردم را با برخی دیگر باز نمی‌داشت، زمین تباه می‌گردید امّا خداوند بر جهانیان بخششی (بزرگ) دارد» سوره بقره، آیه ۲۵۱.</ref>؛ همچنین [[جادوگران]] [[فرعون]] که پس از [[ایمان به خدا]] تهدیدهای فرعون را ناشی از ایمان خود به [[معجزات الهی]] دانستند، از درگاه خدا [[شکیبایی]] فراوان خواستند: {{متن قرآن|وَأُلْقِيَ السَّحَرَةُ سَاجِدِينَ قَالُواْ آمَنَّا بِرَبِّ الْعَالَمِينَ رَبِّ مُوسَى وَهَارُونَ قَالَ فِرْعَوْنُ آمَنتُم بِهِ قَبْلَ أَن آذَنَ لَكُمْ إِنَّ هَذَا لَمَكْرٌ مَّكَرْتُمُوهُ فِي الْمَدِينَةِ لِتُخْرِجُواْ مِنْهَا أَهْلَهَا فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ لأُقَطِّعَنَّ أَيْدِيَكُمْ وَأَرْجُلَكُم مِّنْ خِلافٍ ثُمَّ لأُصَلِّبَنَّكُمْ أَجْمَعِينَ قَالُواْ إِنَّا إِلَى رَبِّنَا مُنقَلِبُونَ وَمَا تَنقِمُ مِنَّا إِلاَّ أَنْ آمَنَّا بِآيَاتِ رَبِّنَا لَمَّا جَاءَتْنَا رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا وَتَوَفَّنَا مُسْلِمِينَ}}<ref>«و جادوگران به سجده در افتادند. گفتند به پروردگار جهانیان ایمان آوردیم، پروردگار موسی و هارون. فرعون گفت: آیا پیش از آنکه من به شما اجازه دهم به او ایمان آورده‌اید؟ بی‌گمان این نیرنگی است که در این شهر به کار برده‌اید تا مردم آن را از آن بیرون برانید، به زودی خواهید دانست. سوگند می‌خورم که دست‌ها و پاهایتان را چپ و راست خواهم برید سپس همگی شما را به دار خواهم آویخت.گفتند: (باکی نیست) ما به سوی پروردگارمان باز می‌گردیم. و تو ما را کیفر نمی‌دهی  مگر برای آنکه ما به نشانه‌های پروردگارمان هنگامی که به ما رسید ایمان آوردیم، پروردگارا! ما را از شکیب سرشار کن  و ما را مسلمان بمیران!» سوره اعراف، آیه ۱۲۰-۱۲۶.</ref>؛ زیرا [[صبر]] در موقعیت‌هایی مانند سختی‌های [[رسالت]] و [[آزار]] [[دشمنان]]، تنها با [[توفیق الهی]] و تسهیل سختی‌ها از جانب او ممکن خواهد بود: {{متن قرآن|وَاصْبِرْ وَمَا صَبْرُكَ إِلَّا بِاللَّهِ وَلَا تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَلَا تَكُ فِي ضَيْقٍ مِمَّا يَمْكُرُونَ}}<ref>«و شکیبا باش! و شکیب تو جز با (یاری) خداوند نیست و برای آنان اندوه مخور و از نیرنگی که می‌بازند در تنگدلی به سر مبر» سوره نحل، آیه ۱۲۷.</ref>.<ref>مجمع البیان، ج ‌۶، ص۶۰۶؛ منهج الصادقین، ج ‌۵، ص۲۳۴.</ref>.<ref>[[علی‌جان کریمی|کریمی، علی‌جان]]، [[صبر - کریمی (مقاله)|مقاله «صبر»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷]]، ص87-90.</ref>


=== [[ذکر خدا]] ===
=== [[ذکر خدا]] ===
در چندین [[آیه]] [[خداوند]] متعالی پس از توصیه رسول گرامی به صبر، او را به [[تسبیح خدا]] سفارش کرده است: {{متن قرآن|وَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ فَإِنَّكَ بِأَعْيُنِنَا وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ حِينَ تَقُومُ}}<ref>«و بر فرمان پروردگارت شکیب کن که تو را زیر نظر داریم و چون برمی‌خیزی پروردگارت را با سپاس به پاکی بستای!» سوره طور، آیه ۴۸.</ref>؛ {{متن قرآن|فَاصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ غُرُوبِهَا وَمِنْ آنَاء اللَّيْلِ فَسَبِّحْ وَأَطْرَافَ النَّهَارِ لَعَلَّكَ تَرْضَى}}<ref> باری، بر آنچه می‌گویند شکیب کن و پیش از برآمدن آفتاب و پیش از فرو رفتن آن پروردگارت را با سپاس به پاکی بستای! و پاس‌هایی از شب و پیرامون‌های روز را نیز به ستایش پرداز باشد که خشنود گردی؛ سوره طه، آیه۱۳۰.</ref>؛ {{متن قرآن|فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَاسْتَغْفِرْ لِذَنْبِكَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ بِالْعَشِيِّ وَالْإِبْكَارِ}}<ref>«بنابراین شکیب کن که وعده خداوند راستین است و از گناه خویش آمرزش بخواه و در پایان روز  و پگاهان  با سپاس پروردگارت را به پاکی بستای!» سوره غافر، آیه ۵۵.</ref>؛ {{متن قرآن|فَاصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ الْغُرُوبِ}}<ref>«پس بر آنچه می‌گویند شکیبا باش و پروردگارت را پیش از برآمدن خورشید و پیش از غروب با سپاس به پاکی بستای!» سوره ق، آیه ۳۹.</ref> برخی احتمال داده‌اند راز این مطلب آن است که ذکر [[تسبیح]]، به [[انسان]] روحیه [[شادابی]] می‌بخشد که صبر با همه تلخی به مذاق انسان شیرین می‌آید و انسان را از [[بیماری]] کم‌ظرفیتی و دلتنگی ایمن می‌کند، ازاین رو در [[آیات]] {{متن قرآن|وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّكَ يَضِيقُ صَدْرُكَ بِمَا يَقُولُونَ}}<ref>«و ما به درستی می‌دانیم که تو از آنچه می‌گویند دلتنگ می‌گردی» سوره حجر، آیه ۹۷.</ref>، {{متن قرآن|فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَكُنْ مِنَ السَّاجِدِينَ}}<ref>«پس پروردگارت را با سپاس به پاکی بستای و از سجده‌گزاران باش» سوره حجر، آیه ۹۸.</ref>، {{متن قرآن|وَاعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ}}<ref>«و پروردگارت را پرستش کن تا مرگ  تو فرا رسد» سوره حجر، آیه ۹۹.</ref> پس از بیان دلتنگی [[رسول خدا]]، او را به تسبیح و [[حمد]] [[خدا]] [[فرمان]] داده است<ref>سیمای صابران در قرآن، ص۵۳-۵۴.</ref>.
در چندین [[آیه]] [[خداوند]] متعالی پس از توصیه رسول گرامی به صبر، او را به [[تسبیح خدا]] سفارش کرده است: {{متن قرآن|وَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ فَإِنَّكَ بِأَعْيُنِنَا وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ حِينَ تَقُومُ}}<ref>«و بر فرمان پروردگارت شکیب کن که تو را زیر نظر داریم و چون برمی‌خیزی پروردگارت را با سپاس به پاکی بستای!» سوره طور، آیه ۴۸.</ref>؛ {{متن قرآن|فَاصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ غُرُوبِهَا وَمِنْ آنَاء اللَّيْلِ فَسَبِّحْ وَأَطْرَافَ النَّهَارِ لَعَلَّكَ تَرْضَى}}<ref> باری، بر آنچه می‌گویند شکیب کن و پیش از برآمدن آفتاب و پیش از فرو رفتن آن پروردگارت را با سپاس به پاکی بستای! و پاس‌هایی از شب و پیرامون‌های روز را نیز به ستایش پرداز باشد که خشنود گردی؛ سوره طه، آیه۱۳۰.</ref>؛ {{متن قرآن|فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَاسْتَغْفِرْ لِذَنْبِكَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ بِالْعَشِيِّ وَالْإِبْكَارِ}}<ref>«بنابراین شکیب کن که وعده خداوند راستین است و از گناه خویش آمرزش بخواه و در پایان روز  و پگاهان  با سپاس پروردگارت را به پاکی بستای!» سوره غافر، آیه ۵۵.</ref>؛ {{متن قرآن|فَاصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ الْغُرُوبِ}}<ref>«پس بر آنچه می‌گویند شکیبا باش و پروردگارت را پیش از برآمدن خورشید و پیش از غروب با سپاس به پاکی بستای!» سوره ق، آیه ۳۹.</ref> برخی احتمال داده‌اند راز این مطلب آن است که ذکر [[تسبیح]]، به [[انسان]] روحیه [[شادابی]] می‌بخشد که صبر با همه تلخی به مذاق انسان شیرین می‌آید و انسان را از [[بیماری]] کم‌ظرفیتی و دلتنگی ایمن می‌کند، ازاین رو در [[آیات]] {{متن قرآن|وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّكَ يَضِيقُ صَدْرُكَ بِمَا يَقُولُونَ}}<ref>«و ما به درستی می‌دانیم که تو از آنچه می‌گویند دلتنگ می‌گردی» سوره حجر، آیه ۹۷.</ref>، {{متن قرآن|فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَكُنْ مِنَ السَّاجِدِينَ}}<ref>«پس پروردگارت را با سپاس به پاکی بستای و از سجده‌گزاران باش» سوره حجر، آیه ۹۸.</ref>، {{متن قرآن|وَاعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ}}<ref>«و پروردگارت را پرستش کن تا مرگ  تو فرا رسد» سوره حجر، آیه ۹۹.</ref> پس از بیان دلتنگی [[رسول خدا]]، او را به تسبیح و [[حمد]] [[خدا]] [[فرمان]] داده است<ref>سیمای صابران در قرآن، ص۵۳-۵۴.</ref>.<ref>[[علی‌جان کریمی|کریمی، علی‌جان]]، [[صبر - کریمی (مقاله)|مقاله «صبر»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷]]، ص87-90.</ref>


=== [[تقوا]] و [[خداترسی]] ===
=== [[تقوا]] و [[خداترسی]] ===
[[تقوا]] از عوامل صبر است، از همین رو صبر صفت [[اهل تقوا]] قرار گرفته است: {{متن قرآن|قُلْ أَؤُنَبِّئُكُمْ بِخَيْرٍ مِنْ ذَلِكُمْ لِلَّذِينَ اتَّقَوْا عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَأَزْوَاجٌ مُطَهَّرَةٌ وَرِضْوَانٌ مِنَ اللَّهِ وَاللَّهُ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ}}<ref>«بگو آیا (می‌خواهید) شما را به بهتر از آن آگاه سازم؟ برای کسانی که پرهیزگارند نزد پروردگارشان بوستان‌هایی است که از بن آنها جویباران روان است؛ در آنها جاودانند و (آنان را) همسرانی پاکیزه و خشنودی از سوی خداوند خواهد بود و خداوند به (کار) بندگان، بیناست» سوره آل عمران، آیه ۱۵.</ref>، {{متن قرآن|الصَّابِرِينَ وَالصَّادِقِينَ وَالْقَانِتِينَ وَالْمُنْفِقِينَ وَالْمُسْتَغْفِرِينَ بِالْأَسْحَارِ}}<ref>«(همان) شکیبایان و راستگویان و فرمانپذیران و بخشندگان و آمرزش‌خواهان در سحرگاهان» سوره آل عمران، آیه ۱۷.</ref>.<ref>التبیان، ج ‌۲، ص۴۱۵.</ref> و اگر در آیه {{متن قرآن|لَتُبْلَوُنَّ فِي أَمْوَالِكُمْ وَأَنفُسِكُمْ وَلَتَسْمَعُنَّ مِنَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ مِن قَبْلِكُمْ وَمِنَ الَّذِينَ أَشْرَكُواْ أَذًى كَثِيرًا وَإِن تَصْبِرُواْ وَتَتَّقُواْ فَإِنَّ ذَلِكَ مِنْ عَزْمِ الأُمُورِ }}<ref> بی‌گمان با مال و جانتان آزمون خواهید شد و از آنان که پیش از شما به آنان کتاب (آسمانی) داده‌اند و از کسانی که شرک ورزیده‌اند (سخنان دل) آزار بسیار خواهید شنید و اگر شکیبایی کنید و پرهیزگاری ورزید؛ بی‌گمان این از کارهایی است که آهنگ آن می‌کنند؛ سوره آل عمران، آیه۱۸۶.</ref> به صبر و تقوا هر دو سفارش شده، از این روست که صبر عامل [[پیروزی بر دشمن]] است و مراد از تقوا در این آیه، [[مداومت]] بر امور [[ایمانی]] است<ref>التحریر و التنویر، ج ‌۳، ص۳۰۳.</ref>. [[هابیل]] نیز پس از پذیرش [[قربانی]] خود و پذیرفته نشدن قربانی برادرش [[قابیل]]، وقتی از سوی قابیل به [[قتل]] [[تهدید]] شد، راز پذیرش قربانی خود را خداترسی و خودداری از [[اقدام]] متقابل در برابر اقدام او دانست: {{متن قرآن|وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ ابْنَيْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبَا قُرْبَانًا فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِمَا وَلَمْ يُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ قَالَ لَأَقْتُلَنَّكَ قَالَ إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ}}<ref>«و برای آنان داستان دو پسر آدم (هابیل و قابیل) را به درستی بخوان! که قربانی‌یی پیش آوردند اما از یکی از آن دو پذیرفته شد و از دیگری پذیرفته نشد، (قابیل) گفت: بی‌گمان تو را خواهم کشت! (هابیل) گفت: خداوند تنها از پرهیزگاران می‌پذیرد» سوره مائده، آیه ۲۷.</ref>، {{متن قرآن|لَئِنْ بَسَطْتَ إِلَيَّ يَدَكَ لِتَقْتُلَنِي مَا أَنَا بِبَاسِطٍ يَدِيَ إِلَيْكَ لِأَقْتُلَكَ إِنِّي أَخَافُ اللَّهَ رَبَّ الْعَالَمِينَ}}<ref>«اگر به سوی من دست دراز کنی تا مرا بکشی، من به سوی تو دست دراز نمی‌کنم تا تو را بکشم؛ که من از خداوند، پروردگار جهانیان می‌هراسم» سوره مائده، آیه ۲۸.</ref>.<ref>نک: مجمع البیان، ج ‌۳، ص۲۸۴.</ref>
[[تقوا]] از عوامل صبر است، از همین رو صبر صفت [[اهل تقوا]] قرار گرفته است: {{متن قرآن|قُلْ أَؤُنَبِّئُكُمْ بِخَيْرٍ مِنْ ذَلِكُمْ لِلَّذِينَ اتَّقَوْا عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَأَزْوَاجٌ مُطَهَّرَةٌ وَرِضْوَانٌ مِنَ اللَّهِ وَاللَّهُ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ}}<ref>«بگو آیا (می‌خواهید) شما را به بهتر از آن آگاه سازم؟ برای کسانی که پرهیزگارند نزد پروردگارشان بوستان‌هایی است که از بن آنها جویباران روان است؛ در آنها جاودانند و (آنان را) همسرانی پاکیزه و خشنودی از سوی خداوند خواهد بود و خداوند به (کار) بندگان، بیناست» سوره آل عمران، آیه ۱۵.</ref>، {{متن قرآن|الصَّابِرِينَ وَالصَّادِقِينَ وَالْقَانِتِينَ وَالْمُنْفِقِينَ وَالْمُسْتَغْفِرِينَ بِالْأَسْحَارِ}}<ref>«(همان) شکیبایان و راستگویان و فرمانپذیران و بخشندگان و آمرزش‌خواهان در سحرگاهان» سوره آل عمران، آیه ۱۷.</ref>.<ref>التبیان، ج ‌۲، ص۴۱۵.</ref> و اگر در آیه {{متن قرآن|لَتُبْلَوُنَّ فِي أَمْوَالِكُمْ وَأَنفُسِكُمْ وَلَتَسْمَعُنَّ مِنَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ مِن قَبْلِكُمْ وَمِنَ الَّذِينَ أَشْرَكُواْ أَذًى كَثِيرًا وَإِن تَصْبِرُواْ وَتَتَّقُواْ فَإِنَّ ذَلِكَ مِنْ عَزْمِ الأُمُورِ }}<ref> بی‌گمان با مال و جانتان آزمون خواهید شد و از آنان که پیش از شما به آنان کتاب (آسمانی) داده‌اند و از کسانی که شرک ورزیده‌اند (سخنان دل) آزار بسیار خواهید شنید و اگر شکیبایی کنید و پرهیزگاری ورزید؛ بی‌گمان این از کارهایی است که آهنگ آن می‌کنند؛ سوره آل عمران، آیه۱۸۶.</ref> به صبر و تقوا هر دو سفارش شده، از این روست که صبر عامل [[پیروزی بر دشمن]] است و مراد از تقوا در این آیه، [[مداومت]] بر امور [[ایمانی]] است<ref>التحریر و التنویر، ج ‌۳، ص۳۰۳.</ref>. [[هابیل]] نیز پس از پذیرش [[قربانی]] خود و پذیرفته نشدن قربانی برادرش [[قابیل]]، وقتی از سوی قابیل به [[قتل]] [[تهدید]] شد، راز پذیرش قربانی خود را خداترسی و خودداری از [[اقدام]] متقابل در برابر اقدام او دانست: {{متن قرآن|وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ ابْنَيْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبَا قُرْبَانًا فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِمَا وَلَمْ يُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ قَالَ لَأَقْتُلَنَّكَ قَالَ إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ}}<ref>«و برای آنان داستان دو پسر آدم (هابیل و قابیل) را به درستی بخوان! که قربانی‌یی پیش آوردند اما از یکی از آن دو پذیرفته شد و از دیگری پذیرفته نشد، (قابیل) گفت: بی‌گمان تو را خواهم کشت! (هابیل) گفت: خداوند تنها از پرهیزگاران می‌پذیرد» سوره مائده، آیه ۲۷.</ref>، {{متن قرآن|لَئِنْ بَسَطْتَ إِلَيَّ يَدَكَ لِتَقْتُلَنِي مَا أَنَا بِبَاسِطٍ يَدِيَ إِلَيْكَ لِأَقْتُلَكَ إِنِّي أَخَافُ اللَّهَ رَبَّ الْعَالَمِينَ}}<ref>«اگر به سوی من دست دراز کنی تا مرا بکشی، من به سوی تو دست دراز نمی‌کنم تا تو را بکشم؛ که من از خداوند، پروردگار جهانیان می‌هراسم» سوره مائده، آیه ۲۸.</ref>.<ref>نک: مجمع البیان، ج ‌۳، ص۲۸۴.</ref>.<ref>[[علی‌جان کریمی|کریمی، علی‌جان]]، [[صبر - کریمی (مقاله)|مقاله «صبر»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷]]، ص87-90.</ref>


=== [[تواصی به صبر]] ===
=== [[تواصی به صبر]] ===
خط ۱۴۲: خط ۱۵۴:
[[حضرت یعقوب]] به پسرانش گفت در فراق یوسف صبر جمیل خواهد داشت: {{متن قرآن|وَجَاؤُوا عَلَى قَمِيصِهِ بِدَمٍ كَذِبٍ قَالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنفُسُكُمْ أَمْرًا فَصَبْرٌ جَمِيلٌ وَاللَّهُ الْمُسْتَعَانُ عَلَى مَا تَصِفُونَ}}<ref> و خونی دروغین را بر پیراهن او آوردند؛ (یعقوب) گفت: (نه چنین است که می‌گویید) بلکه (هوای) نفستان کاری را در چشمتان آراست، اکنون (کار من) شکیبی نیکوست و بر آنچه وصف می‌کنید از خداوند باید یاری جست؛ سوره یوسف، آیه۱۸.</ref>، {{متن قرآن|قَالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنفُسُكُمْ أَمْرًا فَصَبْرٌ جَمِيلٌ عَسَى اللَّهُ أَن يَأْتِيَنِي بِهِمْ جَمِيعًا إِنَّهُ هُوَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ}}<ref> یعقوب) گفت: (نه چنین است) بلکه هوای نفستان کاری را در چشمتان آراست پس (کار من) شکیبی نیکو (خواهد بود)، باشد که خداوند همه آنان را به نزد من باز آورد، اوست که دانای فرزانه است؛ سوره یوسف، آیه۸۳.</ref> براساس [[روایات]]، صبر جمیل آن است که کسی (از [[مشکلات]]) نزد [[مردم]] [[شکایت]] [[نبرد]]<ref>کنز الدقائق، ج ‌۶، ص۲۸۷.</ref>. در پایان آیه‌ای که از نابینا شدن یعقوب بر اثر [[اندوه]] گزارش داده، به این نکته اشاره شده که در همان حال «کظیم» بود. کظیم کسی است که با وجود [[خشم]] فراوان، آن را ابراز نمی‌کند<ref>التبیان، ج ‌۶، ص۱۸۲؛ مجمع البیان، ج ‌۵، ص۳۹۲؛ نیز نک: نضرة النعیم، ج ۶، ص۲۴۴۱.</ref>، از این جهت اندوه یعقوب و از دست دادن بینایی‌اش در فراق یوسف با صبر وی منافات ندارد؛ زیرا در برابر مردم بی‌تابی نمی‌کرد و [[غم]] جانکاه و اندوه خود را فقط با خدا در میان می‌گذاشت: {{متن قرآن|قَالَ إِنَّمَا أَشْكُو بَثِّي وَحُزْنِي إِلَى اللَّهِ وَأَعْلَمُ مِنَ اللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ}}<ref>«گفت: پریشانی  و اندوهگینی خود را تنها به خداوند شکوه می‌برم و از خداوند چیزی می‌دانم که شما نمی‌دانید» سوره یوسف، آیه ۸۶.</ref>؛ خدایی که از شنیدن ناله و شکایت و اصرار [[بندگان]] نیازمندش هرگز خسته و [[ناتوان]] نمی‌شود.<ref>المیزان، ج ‌۱۱، ص۲۵۴.</ref>. بر پایه روایتی، یعقوب [[تسلیم]] [[فرمان خدا]] شد و هیچ‌گاه از بلاهایی که به او می‌رسید، نزد کسی شکایت نمی‌کرد<ref>نور الثقلین، ج ‌۲، ص۴۵۳.</ref>. اسماعیل نیز در برابر [[آزمون]] دشوار [[قربانی]] شدن به دست پدر به وی گفت که به خواست [[خدا]] او را از [[صابران]] خواهد یافت: {{متن قرآن|فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْيَ قَالَ يَا بُنَيَّ إِنِّي أَرَى فِي الْمَنَامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ فَانْظُرْ مَاذَا تَرَى قَالَ يَا أَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِي إِنْ شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِينَ}}<ref>«و چون در تلاش، همپای او گشت (ابراهیم) گفت: پسرکم! من در خواب می‌بینم که تو را سر می‌برم پس بنگر که چه می‌بینی؟ گفت: ای پدر! آنچه فرمان می‌یابی انجام ده که- اگر خداوند بخواهد- مرا از شکیبایان خواهی یافت» سوره صافات، آیه ۱۰۲.</ref> پیش از آن خدای متعالی غلامی [[حلیم]] را به ابراهیم مژده داده بود: {{متن قرآن|فَبَشَّرْنَاهُ بِغُلَامٍ حَلِيمٍ}}<ref>«پس او را به پسری بردبار مژده دادیم» سوره صافات، آیه ۱۰۱.</ref> که مقصود از آن اسماعیل است<ref>الدر المنثور، ج ‌۵، ص۲۷۹؛ مواهب علیه، ج ۱، ص۱۰۰۳؛ نور الثقلین، ج ‌۴، ص۴۱۹.</ref>. داوود نیز در برابر سختی‌های [[رسالت]] [[شکیبا]] بود تا جایی که به [[رسول اکرم]]{{ع}} توصیه شده تا در برابر سخنان [[آزار دهنده]] [[مشرکان]] صبوری کند و به یاد داوود [[پیامبر]] باشد که در [[تسبیح]] و [[عبادت خدا]] بسیار [[توانمند]] بود: {{متن قرآن|اصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَاذْكُرْ عَبْدَنَا دَاوُودَ ذَا الأَيْدِ إِنَّهُ أَوَّابٌ}}<ref>بر آنچه می‌گویند، شکیبا باش و از بنده ما داود توانمند یاد کن که اهل بازگشت (و توبه) بود؛ سوره ص، آیه۱۷.</ref>؛<ref>المیزان، ج ‌۱۷، ص۱۸۹.</ref> همچنین از [[ایّوب]]، ابراهیم، [[اسحاق]]، [[یعقوب]]، اسماعیل، اَلْیَسَع و [[ذوالکفل]] یاد کند که همه از [[نیکان]] بودند: {{متن قرآن|وَاذْكُرْ عَبْدَنَا أَيُّوبَ إِذْ نَادَى رَبَّهُ أَنِّي مَسَّنِيَ الشَّيْطَانُ بِنُصْبٍ وَعَذَابٍ}}<ref> و از بنده ما ایّوب یاد کن آنگاه که پروردگارش را ندا کرد که شیطان به من رنج و عذاب رسانده است؛ سوره ص، آیه۴۱.</ref>، {{متن قرآن|وَاذْكُرْ عِبَادَنَا إِبْرَاهِيمَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ أُولِي الْأَيْدِي وَالْأَبْصَارِ}}<ref>«و از بندگان توانمند و روشن‌بین  ما ابراهیم و اسحاق و یعقوب، یاد کن» سوره ص، آیه ۴۵.</ref>، {{متن قرآن|وَاذْكُرْ إِسْمَاعِيلَ وَالْيَسَعَ وَذَا الْكِفْلِ وَكُلٌّ مِنَ الْأَخْيَارِ}}<ref>«و از اسماعیل و الیسع و ذو الکفل یاد کن و همه از نیکان بودند» سوره ص، آیه ۴۸.</ref>.<ref>[[علی‌جان کریمی|کریمی، علی‌جان]]، [[صبر - کریمی (مقاله)|مقاله «صبر»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷]]، ص90-91.</ref>
[[حضرت یعقوب]] به پسرانش گفت در فراق یوسف صبر جمیل خواهد داشت: {{متن قرآن|وَجَاؤُوا عَلَى قَمِيصِهِ بِدَمٍ كَذِبٍ قَالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنفُسُكُمْ أَمْرًا فَصَبْرٌ جَمِيلٌ وَاللَّهُ الْمُسْتَعَانُ عَلَى مَا تَصِفُونَ}}<ref> و خونی دروغین را بر پیراهن او آوردند؛ (یعقوب) گفت: (نه چنین است که می‌گویید) بلکه (هوای) نفستان کاری را در چشمتان آراست، اکنون (کار من) شکیبی نیکوست و بر آنچه وصف می‌کنید از خداوند باید یاری جست؛ سوره یوسف، آیه۱۸.</ref>، {{متن قرآن|قَالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنفُسُكُمْ أَمْرًا فَصَبْرٌ جَمِيلٌ عَسَى اللَّهُ أَن يَأْتِيَنِي بِهِمْ جَمِيعًا إِنَّهُ هُوَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ}}<ref> یعقوب) گفت: (نه چنین است) بلکه هوای نفستان کاری را در چشمتان آراست پس (کار من) شکیبی نیکو (خواهد بود)، باشد که خداوند همه آنان را به نزد من باز آورد، اوست که دانای فرزانه است؛ سوره یوسف، آیه۸۳.</ref> براساس [[روایات]]، صبر جمیل آن است که کسی (از [[مشکلات]]) نزد [[مردم]] [[شکایت]] [[نبرد]]<ref>کنز الدقائق، ج ‌۶، ص۲۸۷.</ref>. در پایان آیه‌ای که از نابینا شدن یعقوب بر اثر [[اندوه]] گزارش داده، به این نکته اشاره شده که در همان حال «کظیم» بود. کظیم کسی است که با وجود [[خشم]] فراوان، آن را ابراز نمی‌کند<ref>التبیان، ج ‌۶، ص۱۸۲؛ مجمع البیان، ج ‌۵، ص۳۹۲؛ نیز نک: نضرة النعیم، ج ۶، ص۲۴۴۱.</ref>، از این جهت اندوه یعقوب و از دست دادن بینایی‌اش در فراق یوسف با صبر وی منافات ندارد؛ زیرا در برابر مردم بی‌تابی نمی‌کرد و [[غم]] جانکاه و اندوه خود را فقط با خدا در میان می‌گذاشت: {{متن قرآن|قَالَ إِنَّمَا أَشْكُو بَثِّي وَحُزْنِي إِلَى اللَّهِ وَأَعْلَمُ مِنَ اللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ}}<ref>«گفت: پریشانی  و اندوهگینی خود را تنها به خداوند شکوه می‌برم و از خداوند چیزی می‌دانم که شما نمی‌دانید» سوره یوسف، آیه ۸۶.</ref>؛ خدایی که از شنیدن ناله و شکایت و اصرار [[بندگان]] نیازمندش هرگز خسته و [[ناتوان]] نمی‌شود.<ref>المیزان، ج ‌۱۱، ص۲۵۴.</ref>. بر پایه روایتی، یعقوب [[تسلیم]] [[فرمان خدا]] شد و هیچ‌گاه از بلاهایی که به او می‌رسید، نزد کسی شکایت نمی‌کرد<ref>نور الثقلین، ج ‌۲، ص۴۵۳.</ref>. اسماعیل نیز در برابر [[آزمون]] دشوار [[قربانی]] شدن به دست پدر به وی گفت که به خواست [[خدا]] او را از [[صابران]] خواهد یافت: {{متن قرآن|فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْيَ قَالَ يَا بُنَيَّ إِنِّي أَرَى فِي الْمَنَامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ فَانْظُرْ مَاذَا تَرَى قَالَ يَا أَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِي إِنْ شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِينَ}}<ref>«و چون در تلاش، همپای او گشت (ابراهیم) گفت: پسرکم! من در خواب می‌بینم که تو را سر می‌برم پس بنگر که چه می‌بینی؟ گفت: ای پدر! آنچه فرمان می‌یابی انجام ده که- اگر خداوند بخواهد- مرا از شکیبایان خواهی یافت» سوره صافات، آیه ۱۰۲.</ref> پیش از آن خدای متعالی غلامی [[حلیم]] را به ابراهیم مژده داده بود: {{متن قرآن|فَبَشَّرْنَاهُ بِغُلَامٍ حَلِيمٍ}}<ref>«پس او را به پسری بردبار مژده دادیم» سوره صافات، آیه ۱۰۱.</ref> که مقصود از آن اسماعیل است<ref>الدر المنثور، ج ‌۵، ص۲۷۹؛ مواهب علیه، ج ۱، ص۱۰۰۳؛ نور الثقلین، ج ‌۴، ص۴۱۹.</ref>. داوود نیز در برابر سختی‌های [[رسالت]] [[شکیبا]] بود تا جایی که به [[رسول اکرم]]{{ع}} توصیه شده تا در برابر سخنان [[آزار دهنده]] [[مشرکان]] صبوری کند و به یاد داوود [[پیامبر]] باشد که در [[تسبیح]] و [[عبادت خدا]] بسیار [[توانمند]] بود: {{متن قرآن|اصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَاذْكُرْ عَبْدَنَا دَاوُودَ ذَا الأَيْدِ إِنَّهُ أَوَّابٌ}}<ref>بر آنچه می‌گویند، شکیبا باش و از بنده ما داود توانمند یاد کن که اهل بازگشت (و توبه) بود؛ سوره ص، آیه۱۷.</ref>؛<ref>المیزان، ج ‌۱۷، ص۱۸۹.</ref> همچنین از [[ایّوب]]، ابراهیم، [[اسحاق]]، [[یعقوب]]، اسماعیل، اَلْیَسَع و [[ذوالکفل]] یاد کند که همه از [[نیکان]] بودند: {{متن قرآن|وَاذْكُرْ عَبْدَنَا أَيُّوبَ إِذْ نَادَى رَبَّهُ أَنِّي مَسَّنِيَ الشَّيْطَانُ بِنُصْبٍ وَعَذَابٍ}}<ref> و از بنده ما ایّوب یاد کن آنگاه که پروردگارش را ندا کرد که شیطان به من رنج و عذاب رسانده است؛ سوره ص، آیه۴۱.</ref>، {{متن قرآن|وَاذْكُرْ عِبَادَنَا إِبْرَاهِيمَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ أُولِي الْأَيْدِي وَالْأَبْصَارِ}}<ref>«و از بندگان توانمند و روشن‌بین  ما ابراهیم و اسحاق و یعقوب، یاد کن» سوره ص، آیه ۴۵.</ref>، {{متن قرآن|وَاذْكُرْ إِسْمَاعِيلَ وَالْيَسَعَ وَذَا الْكِفْلِ وَكُلٌّ مِنَ الْأَخْيَارِ}}<ref>«و از اسماعیل و الیسع و ذو الکفل یاد کن و همه از نیکان بودند» سوره ص، آیه ۴۸.</ref>.<ref>[[علی‌جان کریمی|کریمی، علی‌جان]]، [[صبر - کریمی (مقاله)|مقاله «صبر»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷]]، ص90-91.</ref>


== آثار صبر ==
== آثار و [[برکات]] [[صبر]] ==
در [[قرآن کریم]] برای صبر آثار و پاداش‌های متنوعی بیان شده است. به‌گفته برخی، بیشتر [[فضایل]] و خوبی‌ها از آثار صبرند.<ref>احیاء علوم الدین، ج ‌۴، ص۶۶.</ref>. صابران به‌طور کلی به پاداش دنیوی و [[اخروی]] [[بشارت]] داده شده‌اند: {{متن قرآن|وَكَأَيِّن مِّن نَّبِيٍّ قَاتَلَ مَعَهُ رِبِّيُّونَ كَثِيرٌ فَمَا وَهَنُواْ لِمَا أَصَابَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَمَا ضَعُفُواْ وَمَا اسْتَكَانُواْ وَاللَّهُ يُحِبُّ الصَّابِرِينَ وَمَا كَانَ قَوْلَهُمْ إِلاَّ أَن قَالُواْ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَإِسْرَافَنَا فِي أَمْرِنَا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ فَآتَاهُمُ اللَّهُ ثَوَابَ الدُّنْيَا وَحُسْنَ ثَوَابِ الآخِرَةِ وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ}}<ref> و بسا پیامبرانی که همراه آنان توده‌های انبوه به نبرد (با دشمنان خداوند) پرداختند و در راه خداوند هر چه به ایشان رسید نه سست و نه ناتوان شدند و نه تن به زبونی سپردند؛ و خداوند شکیبایان را دوست می‌دارد. و گفتارشان جز این نبود که (می) گفتند: پروردگارا! از گناهان ما و گزافکاری‌ها که در کار خویش کرده‌ایم در گذر و گام‌های ما را استوار دار و ما را بر گروه کافران پیروز گردان. پس خداوند به آنان پاداش این جهان و پاداش نیک جهان واپسین را بخشید و خداوند نیکوکاران را دوست می‌دارد؛ سوره آل عمران، آیه ۱۴۶ - ۱۴۸.</ref> در [[آیه]] {{متن قرآن|وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِّنَ الْخَوْفْ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الأَمْوَالِ وَالأنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ}}<ref> و بی‌گمان شما را با چیزی از بیم و گرسنگی و کاستی دارایی‌ها و کسان و فرآورده‌ها می‌آزماییم، و شکیبایان را نوید بخش!؛ سوره بقره، آیه ۱۵۵.</ref> به صابران [[بشارت]] داده شده؛ ولی متعلَّق آن ذکر نشده است. بیان نشدن متعلَّق بشارت، نشانه گرانقدریِ آن است<ref>المیزان، ج ‌۱، ص۳۵۳.</ref>. در ماجرای [[موسی و خضر]]، [[موسی]] برای بار سوم به [[خضر]] [[تعهد]] داد که اگر از این‌پس درباره [[رفتار]] خضر چیزی بپرسد، خضر [[حق]] دارد با او [[همراهی]] نکند: {{متن قرآن|قَالَ إِنْ سَأَلْتُكَ عَنْ شَيْءٍ بَعْدَهَا فَلَا تُصَاحِبْنِي قَدْ بَلَغْتَ مِنْ لَدُنِّي عُذْرًا}}<ref>«گفت: اگر از این پس از تو چیزی پرسیدم همراهیم مکن که از سوی من معذوری» سوره کهف، آیه ۷۶.</ref> بر پایه [[نقلی]]، [[رسول خدا]] پس از [[تلاوت]] این [[آیه]] فرمود اگر [[موسی]] [[صبر]] کرده بود ۱۰۰۰ امر شگفت‌انگیز را از [[خضر]] مشاهده می‌کرد.<ref>مجمع البیان، ج ‌۶، ص۷۵۱؛ نور الثقلین، ج ‌۳، ص۲۸۲.</ref> [[آثار صبر]] در [[دنیا]] و [[آخرت]] عبارت‌اند از:
در [[قرآن کریم]] برای صبر آثار و پاداش‌های متنوعی بیان شده است. به‌گفته برخی، بیشتر [[فضایل]] و خوبی‌ها از آثار صبرند.<ref>احیاء علوم الدین، ج ‌۴، ص۶۶.</ref>. صابران به‌طور کلی به پاداش دنیوی و [[اخروی]] [[بشارت]] داده شده‌اند: {{متن قرآن|وَكَأَيِّن مِّن نَّبِيٍّ قَاتَلَ مَعَهُ رِبِّيُّونَ كَثِيرٌ فَمَا وَهَنُواْ لِمَا أَصَابَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَمَا ضَعُفُواْ وَمَا اسْتَكَانُواْ وَاللَّهُ يُحِبُّ الصَّابِرِينَ وَمَا كَانَ قَوْلَهُمْ إِلاَّ أَن قَالُواْ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَإِسْرَافَنَا فِي أَمْرِنَا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ فَآتَاهُمُ اللَّهُ ثَوَابَ الدُّنْيَا وَحُسْنَ ثَوَابِ الآخِرَةِ وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ}}<ref> و بسا پیامبرانی که همراه آنان توده‌های انبوه به نبرد (با دشمنان خداوند) پرداختند و در راه خداوند هر چه به ایشان رسید نه سست و نه ناتوان شدند و نه تن به زبونی سپردند؛ و خداوند شکیبایان را دوست می‌دارد. و گفتارشان جز این نبود که (می) گفتند: پروردگارا! از گناهان ما و گزافکاری‌ها که در کار خویش کرده‌ایم در گذر و گام‌های ما را استوار دار و ما را بر گروه کافران پیروز گردان. پس خداوند به آنان پاداش این جهان و پاداش نیک جهان واپسین را بخشید و خداوند نیکوکاران را دوست می‌دارد؛ سوره آل عمران، آیه ۱۴۶ - ۱۴۸.</ref> در [[آیه]] {{متن قرآن|وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِّنَ الْخَوْفْ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الأَمْوَالِ وَالأنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ}}<ref> و بی‌گمان شما را با چیزی از بیم و گرسنگی و کاستی دارایی‌ها و کسان و فرآورده‌ها می‌آزماییم، و شکیبایان را نوید بخش!؛ سوره بقره، آیه ۱۵۵.</ref> به صابران [[بشارت]] داده شده؛ ولی متعلَّق آن ذکر نشده است. بیان نشدن متعلَّق بشارت، نشانه گرانقدریِ آن است<ref>المیزان، ج ‌۱، ص۳۵۳.</ref>. در ماجرای [[موسی و خضر]]، [[موسی]] برای بار سوم به [[خضر]] [[تعهد]] داد که اگر از این‌پس درباره [[رفتار]] خضر چیزی بپرسد، خضر [[حق]] دارد با او [[همراهی]] نکند: {{متن قرآن|قَالَ إِنْ سَأَلْتُكَ عَنْ شَيْءٍ بَعْدَهَا فَلَا تُصَاحِبْنِي قَدْ بَلَغْتَ مِنْ لَدُنِّي عُذْرًا}}<ref>«گفت: اگر از این پس از تو چیزی پرسیدم همراهیم مکن که از سوی من معذوری» سوره کهف، آیه ۷۶.</ref> بر پایه [[نقلی]]، [[رسول خدا]] پس از [[تلاوت]] این [[آیه]] فرمود اگر [[موسی]] [[صبر]] کرده بود ۱۰۰۰ امر شگفت‌انگیز را از [[خضر]] مشاهده می‌کرد.<ref>مجمع البیان، ج ‌۶، ص۷۵۱؛ نور الثقلین، ج ‌۳، ص۲۸۲.</ref> [[آثار صبر]] در [[دنیا]] و [[آخرت]] عبارت‌اند از:


=== آسان شدن سختی‌ها ===
=== آسان شدن سختی‌ها ===
از مهم‌ترین آثار صبر در دنیا، [[غلبه]] بر سختی‌های [[تکلیف]] و مقابله با تنگناهای [[زندگی]] است. به وسیله صبر، [[آدمی]] بر انجام [[طاعات]] [[توانمند]] شده و از [[گناهان]] دوری می‌کند: {{متن قرآن|وَاسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ}}<ref>«از شکیبایی و نماز یاری بجویید و بی‌گمان این کار جز بر فروتنان دشوار است» سوره بقره، آیه ۴۵.</ref>.<ref>مجمع البیان، ج ‌۱، ص۲۱۷.</ref> جمع میان صبر و [[نماز]] بهترین وسیله‌ای است که می‌توان از آن در برابر [[ناملایمات]] [[استعانت]] جست<ref>المیزان، ج ‌۱۱، ص۵۹.</ref> [[فرمان]] یاد شده به دنبال فرمان‌های دیگری است که در [[آیات]] پیشین به صورت [[واجبات]] و محرماتِ نیازمند به صبر و [[استقامت]] مطرح شده و چنین جایگاهی با سفارش به صبر از یک سو و [[ارتباط با خدا]] از سوی دیگر متناسب است<ref>تسنیم، ج ۴، ص۱۶۸- ۱۶۹.</ref>. صبر است که [[انسان]] را در چنین شرایطی از تزلزل و [[بی‌تابی]] و مغلوب شدن [[حفظ]] می‌کند<ref>المیزان، ج ‌۱۱، ص۵۹.</ref>. گرچه بر پایه روایاتی از [[شیعه]]<ref>نور الثقلین، ج ‌۱، ص۷۶؛ کنز الدقائق، ج ‌۱، ص۴۰۸.</ref> و [[اهل تسنن]]<ref>تفسیر ابن کثیر، ج ‌۱، ص۱۵۵.</ref> صبر در آیه یاد شده به [[روزه]] [[تفسیر]] شده، از باب بیان یکی از مصادیق روشن آن است<ref>نمونه، ج ‌۱، ص۲۱۸.</ref>، زیرا [[روزه‌داری]]، عامل [[پایداری]] دربرابر [[هوای نفس]] است<ref>مجمع البیان، ج ‌۱، ص۲۱۷.</ref>.
از مهم‌ترین آثار صبر در دنیا، [[غلبه]] بر سختی‌های [[تکلیف]] و مقابله با تنگناهای [[زندگی]] است. به وسیله صبر، [[آدمی]] بر انجام [[طاعات]] [[توانمند]] شده و از [[گناهان]] دوری می‌کند: {{متن قرآن|وَاسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ}}<ref>«از شکیبایی و نماز یاری بجویید و بی‌گمان این کار جز بر فروتنان دشوار است» سوره بقره، آیه ۴۵.</ref>.<ref>مجمع البیان، ج ‌۱، ص۲۱۷.</ref> جمع میان صبر و [[نماز]] بهترین وسیله‌ای است که می‌توان از آن در برابر [[ناملایمات]] [[استعانت]] جست<ref>المیزان، ج ‌۱۱، ص۵۹.</ref> [[فرمان]] یاد شده به دنبال فرمان‌های دیگری است که در [[آیات]] پیشین به صورت [[واجبات]] و محرماتِ نیازمند به صبر و [[استقامت]] مطرح شده و چنین جایگاهی با سفارش به صبر از یک سو و [[ارتباط با خدا]] از سوی دیگر متناسب است<ref>تسنیم، ج ۴، ص۱۶۸- ۱۶۹.</ref>. صبر است که [[انسان]] را در چنین شرایطی از تزلزل و [[بی‌تابی]] و مغلوب شدن [[حفظ]] می‌کند<ref>المیزان، ج ‌۱۱، ص۵۹.</ref>. گرچه بر پایه روایاتی از [[شیعه]]<ref>نور الثقلین، ج ‌۱، ص۷۶؛ کنز الدقائق، ج ‌۱، ص۴۰۸.</ref> و [[اهل تسنن]]<ref>تفسیر ابن کثیر، ج ‌۱، ص۱۵۵.</ref> صبر در آیه یاد شده به [[روزه]] [[تفسیر]] شده، از باب بیان یکی از مصادیق روشن آن است<ref>نمونه، ج ‌۱، ص۲۱۸.</ref>، زیرا [[روزه‌داری]]، عامل [[پایداری]] دربرابر [[هوای نفس]] است<ref>مجمع البیان، ج ‌۱، ص۲۱۷.</ref>.<ref>[[علی‌جان کریمی|کریمی، علی‌جان]]، [[صبر - کریمی (مقاله)|مقاله «صبر»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷]]، ص91-96.</ref>


=== بهره‌مندی از [[امداد]] [[خدا]] و [[پیروزی]] ===
=== بهره‌مندی از [[امداد]] [[خدا]] و [[پیروزی]] ===
صبر از عوامل بهره‌مندی از امدادهای خدا و گذر از نابسامانی‌ها و رسیدن به [[آسایش]] و پیروزی است؛ برای نمونه، [[انبیای الهی]] با [[شکیبایی]] در برابر [[تکذیب]] و [[آزار]] مخالفان از [[نصرت الهی]] برخوردار شدند: {{متن قرآن|وَلَقَدْ كُذِّبَتْ رُسُلٌ مِّن قَبْلِكَ فَصَبَرُواْ عَلَى مَا كُذِّبُواْ وَأُوذُواْ حَتَّى أَتَاهُمْ نَصْرُنَا وَلاَ مُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِ اللَّهِ وَلَقَدْ جَاءَكَ مِن نَّبَإِ الْمُرْسَلِينَينَ}}<ref> و به یقین پیش از تو (نیز) پیامبرانی دروغگو شمرده شدند پس، هر چه دروغگو شمرده شدند و آزار دیدند شکیبایی ورزیدند تا آنکه یاری ما به ایشان رسید؛ و برای کلمات خداوند هیچ دگرگون‌کننده‌ای نیست و بی‌گمان (برخی) از خبر (های) پیامبران به تو رسیده است؛ سوره انعام، آیه۳۴.</ref> وقتی [[فرعونیان]] اعلام کردند قصد دارند پسران [[بنی‌اسرائیل]] را کشته و زنانشان را به خدمت بگیرند، [[موسی]] به [[قوم]] خود [[دلداری]] داد و از آنان خواست برای دفع بلای فرعونیان از [[خدا]] مدد گرفته و [[شکیبا]] باشند. در این صورت [[پیروزی]] و فرجام [[نیک]]، همانند دیگر [[پرهیزگاران]] برای آنان خواهد بود: {{متن قرآن|قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ اسْتَعِينُوا بِاللَّهِ وَاصْبِرُواْ إِنَّ الأَرْضَ لِلَّهِ يُورِثُهَا مَن يَشَاء مِنْ عِبَادِهِ وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ}}<ref>موسی به قوم خود گفت: از خداوند یاری بخواهید و شکیبا باشید، بی‌گمان زمین از آن خداوند است، به هر کس از بندگان خویش که بخواهد به میراث می‌دهد و سرانجام (نیکو) از آن پرهیزگاران است؛ سوره اعراف، آیه ۱۲۸.</ref>.<ref>نک: تفسیر خسروی، ج ‌۳، ص۳۰۱.</ref> چنین شد که [[خداوند]] پس از هلاک فرعونیان، [[بنی‌اسرائیل]] را [[وارث]] و فرمانفرمای مملکت [[شام]] و [[مصر]] کرد و سرزمین‌هایی پهناور را به تصرف آنها درآورد و [[وعده]] پیروزی را که به موسی و پیروانش داده بود، محقق ساخت: {{متن قرآن|وَأَوْرَثْنَا الْقَوْمَ الَّذِينَ كَانُواْ يُسْتَضْعَفُونَ مَشَارِقَ الأَرْضِ وَمَغَارِبَهَا الَّتِي بَارَكْنَا فِيهَا وَتَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ الْحُسْنَى عَلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ بِمَا صَبَرُواْ وَدَمَّرْنَا مَا كَانَ يَصْنَعُ فِرْعَوْنُ وَقَوْمُهُ وَمَا كَانُواْ يَعْرِشُونَ}}<ref> و قومی را که (از سوی فرعونیان) ناتوان شمرده می‌شدند وارث شرق و غرب آن سرزمین کردیم که در آن برکت نهاده بودیم و سخن نیکوی پروردگارت درباره بنی اسرائیل به خاطر شکیبی که ورزیدند راست آمد و آنچه را فرعون و قومش می‌ساختند و آنچه را بر می‌افراختند زیر و زبر کردیم؛ سوره اعراف، آیه۱۳۷.</ref> مراد از {{متن قرآن|وَتَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ الْحُسْنَى}} تحقق [[وعده الهی]] مبنی بر [[وراثت زمین]] و هلاک شدن دشمنانشان است<ref>المیزان، ج ‌۸، ص۲۲۸.</ref>. زمانی که خدای متعالی موسی را با [[آیات]] خود به سوی بنی‌اسرائیل فرستاد، به او [[فرمان]] داد قوم خود را از تاریکی‌ها به سوی [[روشنایی]] بیرون آورد و [[ایام‌الله]] (ایام [[نجات]] آنان از فرعونیان) را به آنان یادآوری کند و البته یادآوری ایام‌الله را برای هر صبرپیشه [[سپاسگزاری]] مایه [[عبرت]] دانست: {{متن قرآن|وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَى بِآيَاتِنَا أَنْ أَخْرِجْ قَوْمَكَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَذَكِّرْهُمْ بِأَيَّامِ اللَّهِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ}}<ref>«و به راستی موسی را با نشانه‌های  خویش فرستادیم (و گفتیم) که قومت را به سوی روشنایی از تیرگی‌ها بیرون بر و روزهای خداوند را به آنان گوشزد کن، بی‌گمان در آن نشانه‌هایی برای هر شکیبای سپاسگزاری است» سوره ابراهیم، آیه ۵.</ref> برخی {{متن قرآن|صَبَّارٍ}} در این [[آیه]] را به معنای «پُر صبر» بر انجام [[طاعات]] و در برابر [[ناملایمات]] دانسته‌اند<ref>المنیر، ج ۱۳، ص۲۱۰.</ref>. به گفته برخی [[مفسران]]، مراد از آیات در این آیه، [[عبرت‌ها]] و به گفته برخی [[ادله]] و نشانه‌هاست<ref>مجمع البیان، ج ۶، ص۴۶۷؛ ج ۸، ص۵۰۶، ۶۰۶؛ تفسیر قرطبی، ج ‌۱۰، ص۳۴۲؛ ج ۱۷، ص۳۳.</ref>. [[عبرت‌آموزی]] یا دلیل بودن [[آیات خدا]] برای [[شکیبایان]] از آن روست که ضمن [[صبر]] بر [[بلایا]] با تلاش خود، به [[پیروزی]] و رسیدن به [[آسایش]] [[امید]] دارند و این خصلت از آنِ مؤمنان راستین است<ref>التفسیر الکاشف، ج ‌۴، ص۴۲۶؛ تفسیر قاسمی، ج ‌۶، ص۳۰۰.</ref>.
صبر از عوامل بهره‌مندی از امدادهای خدا و گذر از نابسامانی‌ها و رسیدن به [[آسایش]] و پیروزی است؛ برای نمونه، [[انبیای الهی]] با [[شکیبایی]] در برابر [[تکذیب]] و [[آزار]] مخالفان از [[نصرت الهی]] برخوردار شدند: {{متن قرآن|وَلَقَدْ كُذِّبَتْ رُسُلٌ مِّن قَبْلِكَ فَصَبَرُواْ عَلَى مَا كُذِّبُواْ وَأُوذُواْ حَتَّى أَتَاهُمْ نَصْرُنَا وَلاَ مُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِ اللَّهِ وَلَقَدْ جَاءَكَ مِن نَّبَإِ الْمُرْسَلِينَينَ}}<ref> و به یقین پیش از تو (نیز) پیامبرانی دروغگو شمرده شدند پس، هر چه دروغگو شمرده شدند و آزار دیدند شکیبایی ورزیدند تا آنکه یاری ما به ایشان رسید؛ و برای کلمات خداوند هیچ دگرگون‌کننده‌ای نیست و بی‌گمان (برخی) از خبر (های) پیامبران به تو رسیده است؛ سوره انعام، آیه۳۴.</ref> وقتی [[فرعونیان]] اعلام کردند قصد دارند پسران [[بنی‌اسرائیل]] را کشته و زنانشان را به خدمت بگیرند، [[موسی]] به [[قوم]] خود [[دلداری]] داد و از آنان خواست برای دفع بلای فرعونیان از [[خدا]] مدد گرفته و [[شکیبا]] باشند. در این صورت [[پیروزی]] و فرجام [[نیک]]، همانند دیگر [[پرهیزگاران]] برای آنان خواهد بود: {{متن قرآن|قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ اسْتَعِينُوا بِاللَّهِ وَاصْبِرُواْ إِنَّ الأَرْضَ لِلَّهِ يُورِثُهَا مَن يَشَاء مِنْ عِبَادِهِ وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ}}<ref>موسی به قوم خود گفت: از خداوند یاری بخواهید و شکیبا باشید، بی‌گمان زمین از آن خداوند است، به هر کس از بندگان خویش که بخواهد به میراث می‌دهد و سرانجام (نیکو) از آن پرهیزگاران است؛ سوره اعراف، آیه ۱۲۸.</ref>.<ref>نک: تفسیر خسروی، ج ‌۳، ص۳۰۱.</ref> چنین شد که [[خداوند]] پس از هلاک فرعونیان، [[بنی‌اسرائیل]] را [[وارث]] و فرمانفرمای مملکت [[شام]] و [[مصر]] کرد و سرزمین‌هایی پهناور را به تصرف آنها درآورد و [[وعده]] پیروزی را که به موسی و پیروانش داده بود، محقق ساخت: {{متن قرآن|وَأَوْرَثْنَا الْقَوْمَ الَّذِينَ كَانُواْ يُسْتَضْعَفُونَ مَشَارِقَ الأَرْضِ وَمَغَارِبَهَا الَّتِي بَارَكْنَا فِيهَا وَتَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ الْحُسْنَى عَلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ بِمَا صَبَرُواْ وَدَمَّرْنَا مَا كَانَ يَصْنَعُ فِرْعَوْنُ وَقَوْمُهُ وَمَا كَانُواْ يَعْرِشُونَ}}<ref> و قومی را که (از سوی فرعونیان) ناتوان شمرده می‌شدند وارث شرق و غرب آن سرزمین کردیم که در آن برکت نهاده بودیم و سخن نیکوی پروردگارت درباره بنی اسرائیل به خاطر شکیبی که ورزیدند راست آمد و آنچه را فرعون و قومش می‌ساختند و آنچه را بر می‌افراختند زیر و زبر کردیم؛ سوره اعراف، آیه۱۳۷.</ref> مراد از {{متن قرآن|وَتَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ الْحُسْنَى}} تحقق [[وعده الهی]] مبنی بر [[وراثت زمین]] و هلاک شدن دشمنانشان است<ref>المیزان، ج ‌۸، ص۲۲۸.</ref>. زمانی که خدای متعالی موسی را با [[آیات]] خود به سوی بنی‌اسرائیل فرستاد، به او [[فرمان]] داد قوم خود را از تاریکی‌ها به سوی [[روشنایی]] بیرون آورد و [[ایام‌الله]] (ایام [[نجات]] آنان از فرعونیان) را به آنان یادآوری کند و البته یادآوری ایام‌الله را برای هر صبرپیشه [[سپاسگزاری]] مایه [[عبرت]] دانست: {{متن قرآن|وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَى بِآيَاتِنَا أَنْ أَخْرِجْ قَوْمَكَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَذَكِّرْهُمْ بِأَيَّامِ اللَّهِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ}}<ref>«و به راستی موسی را با نشانه‌های  خویش فرستادیم (و گفتیم) که قومت را به سوی روشنایی از تیرگی‌ها بیرون بر و روزهای خداوند را به آنان گوشزد کن، بی‌گمان در آن نشانه‌هایی برای هر شکیبای سپاسگزاری است» سوره ابراهیم، آیه ۵.</ref> برخی {{متن قرآن|صَبَّارٍ}} در این [[آیه]] را به معنای «پُر صبر» بر انجام [[طاعات]] و در برابر [[ناملایمات]] دانسته‌اند<ref>المنیر، ج ۱۳، ص۲۱۰.</ref>. به گفته برخی [[مفسران]]، مراد از آیات در این آیه، [[عبرت‌ها]] و به گفته برخی [[ادله]] و نشانه‌هاست<ref>مجمع البیان، ج ۶، ص۴۶۷؛ ج ۸، ص۵۰۶، ۶۰۶؛ تفسیر قرطبی، ج ‌۱۰، ص۳۴۲؛ ج ۱۷، ص۳۳.</ref>. [[عبرت‌آموزی]] یا دلیل بودن [[آیات خدا]] برای [[شکیبایان]] از آن روست که ضمن [[صبر]] بر [[بلایا]] با تلاش خود، به [[پیروزی]] و رسیدن به [[آسایش]] [[امید]] دارند و این خصلت از آنِ مؤمنان راستین است<ref>التفسیر الکاشف، ج ‌۴، ص۴۲۶؛ تفسیر قاسمی، ج ‌۶، ص۳۰۰.</ref>.


[[خداوند]] در ۴ مورد از [[همراهی]] با [[صابران]] [[سخن]] گفته است: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ}}<ref>«خداوند با شکیبایان است» سوره بقره، آیه ۱۵۳.</ref>؛ {{متن قرآن|وَاللَّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ}}<ref>«خداوند با شکیبایان است» سوره بقره، آیه ۲۴۹.</ref> همراهی [[خدا]] در این موارد، [[سرپرستی]] خاصی است و حمایت و [[امداد غیبی]] خدا را نسبت به صابران می‌رساند<ref>مجمع البیان، ج ‌۴، ص۸۴۲؛ التفسیر الکبیر، ج ‌۴، ص۱۲۵؛ تفسیر قاسمی، ج ‌۱، ص۴۳۸.</ref>. تأکید امر به صبر با جمله {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ}} از این روست که صبر نیرومندترین کمک در [[سختی‌ها]] و محکم‌ترین پایه در تصمیم‌گیری‌هاست و صبر است که به [[انسان]] فرصت [[تفکر]] صحیح می‌دهد<ref>المیزان، ج ‌۹، ص۹۶.</ref>. در جای دیگری به [[مؤمنان]] [[وعده]] داده شده اگر صبر و [[تقوا]] پیشه کنند، از [[کینه]] [[دشمنان]] در [[امان]] خواهند بود: {{متن قرآن|إِن تَمْسَسْكُمْ حَسَنَةٌ تَسُؤْهُمْ وَإِن تُصِبْكُمْ سَيِّئَةٌ يَفْرَحُواْ بِهَا وَإِن تَصْبِرُواْ وَتَتَّقُواْ لاَ يَضُرُّكُمْ كَيْدُهُمْ شَيْئًا إِنَّ اللَّهَ بِمَا يَعْمَلُونَ مُحِيطٌ}}<ref> چون نیکی‌یی به شما رسد آنان را غمگین می‌کند و چون بدی‌یی دامنگیرتان شود از آن شادمان می‌شوند؛ و اگر شکیبایی کنید و پرهیزگاری ورزید نیرنگ آنان به شما هیچ زیانی نخواهد رساند؛ که خداوند آنچه را انجام می‌دهند فراگیر است؛ سوره آل عمران، آیه۱۲۰.</ref> و در آیه‌ای دیگر وعده داده شده که چنانچه صبر و [[پرهیزگاری]] کنند، خدا آنان را با ۵۰۰۰ فرشتۀ نشاندار [[یاری]] خواهد کرد: {{متن قرآن|بَلَى إِن تَصْبِرُواْ وَتَتَّقُواْ وَيَأْتُوكُم مِّن فَوْرِهِمْ هَذَا يُمْدِدْكُمْ رَبُّكُم بِخَمْسَةِ آلافٍ مِّنَ الْمَلائِكَةِ مُسَوِّمِينَ}}<ref> چرا؛ (بی‌گمان بسنده است و) اگر شکیبایی کنید و پرهیزگاری ورزید و آنان چنین شتابان به سوی شما آیند خداوند شما را با پنج هزار فرشته نشانگذار یاری خواهد رساند؛ سوره آل عمران، آیه۱۲۵.</ref>؛ همچنین به [[مسلمانان]] [[بشارت]] داده شده در صورت صبر و [[بردباری]]، ۲۰ نفر از آنان در [[جهاد با کافران]] بر ۲۰۰ نفر و ۱۰۰ نفر آنان در صورت صبر، بر ۱۰۰۰ نفر از [[کافران]] چیره می‌شوند: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى الْقِتَالِ إِن يَكُن مِّنكُمْ عِشْرُونَ صَابِرُونَ يَغْلِبُواْ مِئَتَيْنِ وَإِن يَكُن مِّنكُم مِّائَةٌ يَغْلِبُواْ أَلْفًا مِّنَ الَّذِينَ كَفَرُواْ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لاَّ يَفْقَهُونَ}}<ref> ای پیامبر! مؤمنان را به کارزار برانگیز، اگر از شما بیست تن شکیبا باشند بر دویست تن پیروز می‌گردند و اگر از شما صد تن باشند بر هزار تن از کافران پیروز می‌شوند زیرا آنان گروهی هستند که درنمی‌یابند؛ سوره انفال، آیه۶۵.</ref> نمونه دیگر از تأثیر صبر در [[امداد]] و پیروزی درباره [[قوم بنی‌اسرائیل]] است: شماری از [[بنی‌اسرائیل]] بر اثر صبر و [[یقین]] به [[آیات خدا]] به [[مقام]] [[پیشوایی]] و [[هدایتگری]] رسیدند: {{متن قرآن|وَجَعَلْنَا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا لَمَّا صَبَرُوا}}<ref>«و چون شکیب ورزیدند و به آیات ما یقین داشتند برخی از آنان را پیشوایانی گماردیم که به فرمان ما (مردم را) رهنمایی می‌کردند» سوره سجده، آیه ۲۴.</ref> این امر مخصوص بنی‌اسرائیل نیست، بلکه درسی است برای همه [[امت‌ها]] که پایه‌های [[یقین]] خود را محکم کنند و از مشکلاتی که در راه به ثمر رساندن خط [[توحید]] است نهراسند و [[صبر]] و [[مقاومت]] پیشه کنند تا [[پیشوایان]] [[مردم]] و [[رهبر]] امت‌ها در [[تاریخ]] شوند<ref>نمونه، ج ‌۱۷، ص۱۶۶.</ref>، چنان‌که تحقق [[وعده خدا]] مبنی بر [[پیروزی]] [[پیامبر اکرم]]{{صل}} و [[عذاب]] دشمنانش در [[دنیا]] به صبر آن حضرت منوط شده است<ref>مجمع البیان، ج ‌۸، ص۸۳۰.</ref>: {{متن قرآن|فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ فَإِمَّا نُرِيَنَّكَ بَعْضَ الَّذِي نَعِدُهُمْ أَوْ نَتَوَفَّيَنَّكَ فَإِلَيْنَا يُرْجَعُونَ}}<ref>«پس شکیبا باش که وعده خداوند راستین است پس، چه برخی از آنچه را به آنان وعده می‌دهیم به تو نشان دهیم، چه تو را بمیرانیم، باری، (به هر روی) به سوی ما باز گردانده می‌شوند» سوره غافر، آیه ۷۷.</ref> [[پیروزی]] [[مسلمانان]] صدر اسلام نیز در [[سایه]] [[هجرت]] و [[شکیبایی]] و [[توکل بر خدا]] حاصل شد: {{متن قرآن|وَالَّذِينَ هَاجَرُواْ فِي اللَّهِ مِن بَعْدِ مَا ظُلِمُواْ لَنُبَوِّئَنَّهُمْ فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَلَأَجْرُ الآخِرَةِ أَكْبَرُ لَوْ كَانُواْ يَعْلَمُونَ الَّذِينَ صَبَرُواْ وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ}}<ref>و کسانی را که پس از ستم دیدن در راه خداوند هجرت کردند در این جهان در جایی نیکو جا می‌دهیم و پاداش دنیای واپسین بزرگ‌تر است اگر می‌دانستند. همانان که شکیب ورزیدند و بر پروردگارشان توکّل می‌کنند؛ سوره نحل، آیه ۴۱ - ۴۲.</ref> یوسف نیز رسیدن به [[مقام]] صدارت و [[عزیزی مصر]] را نعمتی [[الهی]] دانست که به شرط [[تقواپیشگی]] و صبر نصیب [[نیکوکاران]] می‌شود: {{متن قرآن|قَالُواْ أَإِنَّكَ لَأَنتَ يُوسُفُ قَالَ أَنَاْ يُوسُفُ وَهَذَا أَخِي قَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَيْنَا إِنَّهُ مَنَّ يَتَّقِ وَيَصْبِرْ فَإِنَّ اللَّهَ لاَ يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ}}<ref> گفتند: آیا تو همان یوسفی؟ گفت: من یوسفم و این، برادر من (بنیامین) است؛ خداوند بر ما منّت نهاد، چنین است که هر کس پرهیزگاری ورزد و شکیبایی کند بی‌گمان خداوند پاداش نیکوکاران را تباه نمی‌گرداند؛ سوره یوسف، آیه۹۰.</ref> [[طالوت]] و سپاهیان وی نیز با صبر و [[مقاومت در جهاد]]، از [[خدا]] نصرت‌ طلبیدند و به پیروزی شماری اندک بر گروه بسیار [[امیدوار]] و با همین روحیه، بر [[سپاه]] [[جالوت]] [[پیروز]] شدند و داوود جالوت را کشت: {{متن قرآن|فَلَمَّا فَصَلَ طَالُوتُ بِالْجُنُودِ قَالَ إِنَّ اللَّهَ مُبْتَلِيكُم بِنَهَرٍ فَمَن شَرِبَ مِنْهُ فَلَيْسَ مِنِّي وَمَن لَّمْ يَطْعَمْهُ فَإِنَّهُ مِنِّي إِلاَّ مَنِ اغْتَرَفَ غُرْفَةً بِيَدِهِ فَشَرِبُواْ مِنْهُ إِلاَّ قَلِيلاً مِّنْهُمْ فَلَمَّا جَاوَزَهُ هُوَ وَالَّذِينَ آمَنُواْ مَعَهُ قَالُواْ لاَ طَاقَةَ لَنَا الْيَوْمَ بِجَالُوتَ وَجُنُودِهِ قَالَ الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُم مُّلاقُوا اللَّهِ كَم مِّن فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ وَاللَّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ وَلَمَّا بَرَزُواْ لِجَالُوتَ وَجُنُودِهِ قَالُواْ رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ فَهَزَمُوهُم بِإِذْنِ اللَّهِ وَقَتَلَ دَاوُدُ جَالُوتَ وَآتَاهُ اللَّهُ الْمُلْكَ وَالْحِكْمَةَ وَعَلَّمَهُ مِمَّا يَشَاء وَلَوْلاَ دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَّفَسَدَتِ الأَرْضُ وَلَكِنَّ اللَّهَ ذُو فَضْلٍ عَلَى الْعَالَمِينَ}}<ref>و چون طالوت با سپاه (از شهر) بیرون رفت گفت: خداوند شما را به (آب) جویباری می‌آزماید، هر که از آن بنوشد از من نیست و هر که نخورد با من است مگر آنکه تنها کفی از آن برگیرد. باری، همه جز اندکی از آن نوشیدند و چون طالوت و مؤمنان همراه وی از آن گذشتند (همراهان سست ایمان طالوت که از آب نوشیده بودند) گفتند: امروز ما را تاب جالوت و سپاه وی نیست اما آنان که می‌دانستند خداوند را دیدار خواهند کرد گفتند: بسا گروهی اندک بر گروهی بسیار به اذن خداوند، پیروز شده است و خداوند با شکیبایان است. و چون با جالوت و سپاه وی رویاروی شدند گفتند: پروردگارا! ما را از شکیب، سرشار کن و گام‌های ما را استوار دار و ما را بر کافران پیروز گردان. پس آنان را به اذن خداوند تار و مار کردند و داود جالوت را کشت و خداوند به وی پادشاهی و فرزانگی ارزانی داشت و آنچه خود می‌خواست بدو آموخت، و اگر خداوند برخی مردم را با برخی دیگر باز نمی‌داشت، زمین تباه می‌گردید امّا خداوند بر جهانیان بخششی (بزرگ) دارد؛ سوره بقره، آیه ۲۴۹ - ۲۵۱.</ref>.
[[خداوند]] در ۴ مورد از [[همراهی]] با [[صابران]] [[سخن]] گفته است: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ}}<ref>«خداوند با شکیبایان است» سوره بقره، آیه ۱۵۳.</ref>؛ {{متن قرآن|وَاللَّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ}}<ref>«خداوند با شکیبایان است» سوره بقره، آیه ۲۴۹.</ref> همراهی [[خدا]] در این موارد، [[سرپرستی]] خاصی است و حمایت و [[امداد غیبی]] خدا را نسبت به صابران می‌رساند<ref>مجمع البیان، ج ‌۴، ص۸۴۲؛ التفسیر الکبیر، ج ‌۴، ص۱۲۵؛ تفسیر قاسمی، ج ‌۱، ص۴۳۸.</ref>. تأکید امر به صبر با جمله {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ}} از این روست که صبر نیرومندترین کمک در [[سختی‌ها]] و محکم‌ترین پایه در تصمیم‌گیری‌هاست و صبر است که به [[انسان]] فرصت [[تفکر]] صحیح می‌دهد<ref>المیزان، ج ‌۹، ص۹۶.</ref>. در جای دیگری به [[مؤمنان]] [[وعده]] داده شده اگر صبر و [[تقوا]] پیشه کنند، از [[کینه]] [[دشمنان]] در [[امان]] خواهند بود: {{متن قرآن|إِن تَمْسَسْكُمْ حَسَنَةٌ تَسُؤْهُمْ وَإِن تُصِبْكُمْ سَيِّئَةٌ يَفْرَحُواْ بِهَا وَإِن تَصْبِرُواْ وَتَتَّقُواْ لاَ يَضُرُّكُمْ كَيْدُهُمْ شَيْئًا إِنَّ اللَّهَ بِمَا يَعْمَلُونَ مُحِيطٌ}}<ref> چون نیکی‌یی به شما رسد آنان را غمگین می‌کند و چون بدی‌یی دامنگیرتان شود از آن شادمان می‌شوند؛ و اگر شکیبایی کنید و پرهیزگاری ورزید نیرنگ آنان به شما هیچ زیانی نخواهد رساند؛ که خداوند آنچه را انجام می‌دهند فراگیر است؛ سوره آل عمران، آیه۱۲۰.</ref> و در آیه‌ای دیگر وعده داده شده که چنانچه صبر و [[پرهیزگاری]] کنند، خدا آنان را با ۵۰۰۰ فرشتۀ نشاندار [[یاری]] خواهد کرد: {{متن قرآن|بَلَى إِن تَصْبِرُواْ وَتَتَّقُواْ وَيَأْتُوكُم مِّن فَوْرِهِمْ هَذَا يُمْدِدْكُمْ رَبُّكُم بِخَمْسَةِ آلافٍ مِّنَ الْمَلائِكَةِ مُسَوِّمِينَ}}<ref> چرا؛ (بی‌گمان بسنده است و) اگر شکیبایی کنید و پرهیزگاری ورزید و آنان چنین شتابان به سوی شما آیند خداوند شما را با پنج هزار فرشته نشانگذار یاری خواهد رساند؛ سوره آل عمران، آیه۱۲۵.</ref>؛ همچنین به [[مسلمانان]] [[بشارت]] داده شده در صورت صبر و [[بردباری]]، ۲۰ نفر از آنان در [[جهاد با کافران]] بر ۲۰۰ نفر و ۱۰۰ نفر آنان در صورت صبر، بر ۱۰۰۰ نفر از [[کافران]] چیره می‌شوند: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى الْقِتَالِ إِن يَكُن مِّنكُمْ عِشْرُونَ صَابِرُونَ يَغْلِبُواْ مِئَتَيْنِ وَإِن يَكُن مِّنكُم مِّائَةٌ يَغْلِبُواْ أَلْفًا مِّنَ الَّذِينَ كَفَرُواْ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لاَّ يَفْقَهُونَ}}<ref> ای پیامبر! مؤمنان را به کارزار برانگیز، اگر از شما بیست تن شکیبا باشند بر دویست تن پیروز می‌گردند و اگر از شما صد تن باشند بر هزار تن از کافران پیروز می‌شوند زیرا آنان گروهی هستند که درنمی‌یابند؛ سوره انفال، آیه۶۵.</ref> نمونه دیگر از تأثیر صبر در [[امداد]] و پیروزی درباره [[قوم بنی‌اسرائیل]] است: شماری از [[بنی‌اسرائیل]] بر اثر صبر و [[یقین]] به [[آیات خدا]] به [[مقام]] [[پیشوایی]] و [[هدایتگری]] رسیدند: {{متن قرآن|وَجَعَلْنَا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا لَمَّا صَبَرُوا}}<ref>«و چون شکیب ورزیدند و به آیات ما یقین داشتند برخی از آنان را پیشوایانی گماردیم که به فرمان ما (مردم را) رهنمایی می‌کردند» سوره سجده، آیه ۲۴.</ref> این امر مخصوص بنی‌اسرائیل نیست، بلکه درسی است برای همه [[امت‌ها]] که پایه‌های [[یقین]] خود را محکم کنند و از مشکلاتی که در راه به ثمر رساندن خط [[توحید]] است نهراسند و [[صبر]] و [[مقاومت]] پیشه کنند تا [[پیشوایان]] [[مردم]] و [[رهبر]] امت‌ها در [[تاریخ]] شوند<ref>نمونه، ج ‌۱۷، ص۱۶۶.</ref>، چنان‌که تحقق [[وعده خدا]] مبنی بر [[پیروزی]] [[پیامبر اکرم]]{{صل}} و [[عذاب]] دشمنانش در [[دنیا]] به صبر آن حضرت منوط شده است<ref>مجمع البیان، ج ‌۸، ص۸۳۰.</ref>: {{متن قرآن|فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ فَإِمَّا نُرِيَنَّكَ بَعْضَ الَّذِي نَعِدُهُمْ أَوْ نَتَوَفَّيَنَّكَ فَإِلَيْنَا يُرْجَعُونَ}}<ref>«پس شکیبا باش که وعده خداوند راستین است پس، چه برخی از آنچه را به آنان وعده می‌دهیم به تو نشان دهیم، چه تو را بمیرانیم، باری، (به هر روی) به سوی ما باز گردانده می‌شوند» سوره غافر، آیه ۷۷.</ref> [[پیروزی]] [[مسلمانان]] صدر اسلام نیز در [[سایه]] [[هجرت]] و [[شکیبایی]] و [[توکل بر خدا]] حاصل شد: {{متن قرآن|وَالَّذِينَ هَاجَرُواْ فِي اللَّهِ مِن بَعْدِ مَا ظُلِمُواْ لَنُبَوِّئَنَّهُمْ فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَلَأَجْرُ الآخِرَةِ أَكْبَرُ لَوْ كَانُواْ يَعْلَمُونَ الَّذِينَ صَبَرُواْ وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ}}<ref>و کسانی را که پس از ستم دیدن در راه خداوند هجرت کردند در این جهان در جایی نیکو جا می‌دهیم و پاداش دنیای واپسین بزرگ‌تر است اگر می‌دانستند. همانان که شکیب ورزیدند و بر پروردگارشان توکّل می‌کنند؛ سوره نحل، آیه ۴۱ - ۴۲.</ref> یوسف نیز رسیدن به [[مقام]] صدارت و [[عزیزی مصر]] را نعمتی [[الهی]] دانست که به شرط [[تقواپیشگی]] و صبر نصیب [[نیکوکاران]] می‌شود: {{متن قرآن|قَالُواْ أَإِنَّكَ لَأَنتَ يُوسُفُ قَالَ أَنَاْ يُوسُفُ وَهَذَا أَخِي قَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَيْنَا إِنَّهُ مَنَّ يَتَّقِ وَيَصْبِرْ فَإِنَّ اللَّهَ لاَ يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ}}<ref> گفتند: آیا تو همان یوسفی؟ گفت: من یوسفم و این، برادر من (بنیامین) است؛ خداوند بر ما منّت نهاد، چنین است که هر کس پرهیزگاری ورزد و شکیبایی کند بی‌گمان خداوند پاداش نیکوکاران را تباه نمی‌گرداند؛ سوره یوسف، آیه۹۰.</ref> [[طالوت]] و سپاهیان وی نیز با صبر و [[مقاومت در جهاد]]، از [[خدا]] نصرت‌ طلبیدند و به پیروزی شماری اندک بر گروه بسیار [[امیدوار]] و با همین روحیه، بر [[سپاه]] [[جالوت]] [[پیروز]] شدند و داوود جالوت را کشت: {{متن قرآن|فَلَمَّا فَصَلَ طَالُوتُ بِالْجُنُودِ قَالَ إِنَّ اللَّهَ مُبْتَلِيكُم بِنَهَرٍ فَمَن شَرِبَ مِنْهُ فَلَيْسَ مِنِّي وَمَن لَّمْ يَطْعَمْهُ فَإِنَّهُ مِنِّي إِلاَّ مَنِ اغْتَرَفَ غُرْفَةً بِيَدِهِ فَشَرِبُواْ مِنْهُ إِلاَّ قَلِيلاً مِّنْهُمْ فَلَمَّا جَاوَزَهُ هُوَ وَالَّذِينَ آمَنُواْ مَعَهُ قَالُواْ لاَ طَاقَةَ لَنَا الْيَوْمَ بِجَالُوتَ وَجُنُودِهِ قَالَ الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُم مُّلاقُوا اللَّهِ كَم مِّن فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ وَاللَّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ وَلَمَّا بَرَزُواْ لِجَالُوتَ وَجُنُودِهِ قَالُواْ رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ فَهَزَمُوهُم بِإِذْنِ اللَّهِ وَقَتَلَ دَاوُدُ جَالُوتَ وَآتَاهُ اللَّهُ الْمُلْكَ وَالْحِكْمَةَ وَعَلَّمَهُ مِمَّا يَشَاء وَلَوْلاَ دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَّفَسَدَتِ الأَرْضُ وَلَكِنَّ اللَّهَ ذُو فَضْلٍ عَلَى الْعَالَمِينَ}}<ref>و چون طالوت با سپاه (از شهر) بیرون رفت گفت: خداوند شما را به (آب) جویباری می‌آزماید، هر که از آن بنوشد از من نیست و هر که نخورد با من است مگر آنکه تنها کفی از آن برگیرد. باری، همه جز اندکی از آن نوشیدند و چون طالوت و مؤمنان همراه وی از آن گذشتند (همراهان سست ایمان طالوت که از آب نوشیده بودند) گفتند: امروز ما را تاب جالوت و سپاه وی نیست اما آنان که می‌دانستند خداوند را دیدار خواهند کرد گفتند: بسا گروهی اندک بر گروهی بسیار به اذن خداوند، پیروز شده است و خداوند با شکیبایان است. و چون با جالوت و سپاه وی رویاروی شدند گفتند: پروردگارا! ما را از شکیب، سرشار کن و گام‌های ما را استوار دار و ما را بر کافران پیروز گردان. پس آنان را به اذن خداوند تار و مار کردند و داود جالوت را کشت و خداوند به وی پادشاهی و فرزانگی ارزانی داشت و آنچه خود می‌خواست بدو آموخت، و اگر خداوند برخی مردم را با برخی دیگر باز نمی‌داشت، زمین تباه می‌گردید امّا خداوند بر جهانیان بخششی (بزرگ) دارد؛ سوره بقره، آیه ۲۴۹ - ۲۵۱.</ref>.<ref>[[علی‌جان کریمی|کریمی، علی‌جان]]، [[صبر - کریمی (مقاله)|مقاله «صبر»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷]]، ص91-96.</ref>


=== بهره‌مندی از فهم صحیح و [[عبرت]] گیری===
=== بهره‌مندی از فهم صحیح و [[عبرت]] گیری===
همان‌گونه که در مرحله‌ای، [[شناخت]] عامل صبر است، در مرحله دیگری می‌تواند از آثار آن باشد. [[قرآن کریم]] پس از اشاره به ماجرای [[خودنمایی]] [[قارون]] با زر و زیورهای خود در برابر قومش و آرزوی [[دنیاطلبان]] بر دارابودن ثروتی همانند [[ثروت]] او، [[سخن]] کسانی را نقل کرده که از [[دانش]] [[واقعی]] بهره‌مند بودند. به نظر ایشان، [[پاداش]] [[خدا]] برای افراد باایمان و شایسته‌کار [[برتر]] از [[ثروت]] دنیاست، و اشاره کرده که تنها شکیبایان‌اند که توانفهم این [[برتری]] را دارند: {{متن قرآن|فَخَرَجَ عَلَى قَوْمِهِ فِي زِينَتِهِ قَالَ الَّذِينَ يُرِيدُونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا يَا لَيْتَ لَنَا مِثْلَ مَا أُوتِيَ قَارُونُ إِنَّهُ لَذُو حَظٍّ عَظِيمٍ وَقَالَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَيْلَكُمْ ثَوَابُ اللَّهِ خَيْرٌ لِّمَنْ آمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا وَلا يُلَقَّاهَا إِلاَّ الصَّابِرُونَ}}<ref> آنگاه با زیورهایش در پیش قوم خویش آشکار شد؛ کسانی که زندگی این جهان را می‌خواستند گفتند: ای کاش ما نیز همانند آنچه به قارون داده شده است می‌داشتیم، بی‌گمان او را بهره‌ای سترگ است. و دانشوران گفتند: وای بر شما! پاداش خداوند برای آن کس که ایمان آورد و کرداری شایسته دارد بهتر است و آن را جز به شکیبایان فرا نیاموزند؛ سوره قصص، آیه ۷۹ ـ ۸۰.</ref> تلقی که در {{متن قرآن|لا يُلَقَّاهَا}} یاد شده به معنای فهمیدن و دریافت کردن و مقصود این است که [[سیره]] [[ایمان]] و [[عمل صالح]] را کسی نمی‌فهمد یا موفق به دریافت و عمل به آن نمی‌گردد، مگر [[صابران]]؛ زیرا تصدیق به برتر بودن [[پاداش اخروی]] نسبت به بهره‌های دنیوی برای کسی محقق می‌شود که دارای صفت [[صبر]] بر تلخی [[مخالفت با نفس]] [[اماره]] باشد<ref>مجمع البیان، ج ‌۷، ص۴۱۷؛ المیزان، ج ‌۱۶، ص۸۰؛ الوجیز، عاملی، ج ‌۲، ص۴۸۷.</ref>، چنان‌که صبر عاملی برای فهم و [[عبرت گرفتن]] از [[قدرت الهی]] در روان ساختن کشتی بر دریاهاست: {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ أَنَّ الْفُلْكَ تَجْرِي فِي الْبَحْرِ بِنِعْمَتِ اللَّهِ لِيُرِيَكُمْ مِنْ آيَاتِهِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ}}<ref>«آیا ندیده‌ای که کشتی‌ها در دریا به نعمت خداوند روانند تا (خداوند) برخی از نشانه‌های خود را به شما نشان دهد؛ بی‌گمان در این، نشانه‌هایی برای هر شکیب پیشه سپاسمندی است» سوره لقمان، آیه ۳۱.</ref>، {{متن قرآن|إِن يَشَأْ يُسْكِنِ الرِّيحَ فَيَظْلَلْنَ رَوَاكِدَ عَلَى ظَهْرِهِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ}}<ref> اگر بخواهد باد را از وزیدن باز می‌دارد و (کشتی‌ها) بر آن (دریا) بی‌جنبش می‌مانند، بی‌گمان در این برای هر پرشکیب سپاسگزاری نشانه‌هاست؛ سوره شوری، آیه۳۳.</ref>؛ زیرا [[تفکر]] و مطالعه در [[آفرینش]] و [[اسرار]] آن، به ([[شناخت]] و) [[ایمان]] می‌انجامد<ref>التحریر و التنویر، ج ۲۵، ص۱۶۶.</ref>.
همان‌گونه که در مرحله‌ای، [[شناخت]] عامل صبر است، در مرحله دیگری می‌تواند از آثار آن باشد. [[قرآن کریم]] پس از اشاره به ماجرای [[خودنمایی]] [[قارون]] با زر و زیورهای خود در برابر قومش و آرزوی [[دنیاطلبان]] بر دارابودن ثروتی همانند [[ثروت]] او، [[سخن]] کسانی را نقل کرده که از [[دانش]] [[واقعی]] بهره‌مند بودند. به نظر ایشان، [[پاداش]] [[خدا]] برای افراد باایمان و شایسته‌کار [[برتر]] از [[ثروت]] دنیاست، و اشاره کرده که تنها شکیبایان‌اند که توانفهم این [[برتری]] را دارند: {{متن قرآن|فَخَرَجَ عَلَى قَوْمِهِ فِي زِينَتِهِ قَالَ الَّذِينَ يُرِيدُونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا يَا لَيْتَ لَنَا مِثْلَ مَا أُوتِيَ قَارُونُ إِنَّهُ لَذُو حَظٍّ عَظِيمٍ وَقَالَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَيْلَكُمْ ثَوَابُ اللَّهِ خَيْرٌ لِّمَنْ آمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا وَلا يُلَقَّاهَا إِلاَّ الصَّابِرُونَ}}<ref> آنگاه با زیورهایش در پیش قوم خویش آشکار شد؛ کسانی که زندگی این جهان را می‌خواستند گفتند: ای کاش ما نیز همانند آنچه به قارون داده شده است می‌داشتیم، بی‌گمان او را بهره‌ای سترگ است. و دانشوران گفتند: وای بر شما! پاداش خداوند برای آن کس که ایمان آورد و کرداری شایسته دارد بهتر است و آن را جز به شکیبایان فرا نیاموزند؛ سوره قصص، آیه ۷۹ ـ ۸۰.</ref> تلقی که در {{متن قرآن|لا يُلَقَّاهَا}} یاد شده به معنای فهمیدن و دریافت کردن و مقصود این است که [[سیره]] [[ایمان]] و [[عمل صالح]] را کسی نمی‌فهمد یا موفق به دریافت و عمل به آن نمی‌گردد، مگر [[صابران]]؛ زیرا تصدیق به برتر بودن [[پاداش اخروی]] نسبت به بهره‌های دنیوی برای کسی محقق می‌شود که دارای صفت [[صبر]] بر تلخی [[مخالفت با نفس]] [[اماره]] باشد<ref>مجمع البیان، ج ‌۷، ص۴۱۷؛ المیزان، ج ‌۱۶، ص۸۰؛ الوجیز، عاملی، ج ‌۲، ص۴۸۷.</ref>، چنان‌که صبر عاملی برای فهم و [[عبرت گرفتن]] از [[قدرت الهی]] در روان ساختن کشتی بر دریاهاست: {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ أَنَّ الْفُلْكَ تَجْرِي فِي الْبَحْرِ بِنِعْمَتِ اللَّهِ لِيُرِيَكُمْ مِنْ آيَاتِهِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ}}<ref>«آیا ندیده‌ای که کشتی‌ها در دریا به نعمت خداوند روانند تا (خداوند) برخی از نشانه‌های خود را به شما نشان دهد؛ بی‌گمان در این، نشانه‌هایی برای هر شکیب پیشه سپاسمندی است» سوره لقمان، آیه ۳۱.</ref>، {{متن قرآن|إِن يَشَأْ يُسْكِنِ الرِّيحَ فَيَظْلَلْنَ رَوَاكِدَ عَلَى ظَهْرِهِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ}}<ref> اگر بخواهد باد را از وزیدن باز می‌دارد و (کشتی‌ها) بر آن (دریا) بی‌جنبش می‌مانند، بی‌گمان در این برای هر پرشکیب سپاسگزاری نشانه‌هاست؛ سوره شوری، آیه۳۳.</ref>؛ زیرا [[تفکر]] و مطالعه در [[آفرینش]] و [[اسرار]] آن، به ([[شناخت]] و) [[ایمان]] می‌انجامد<ref>التحریر و التنویر، ج ۲۵، ص۱۶۶.</ref>.<ref>[[علی‌جان کریمی|کریمی، علی‌جان]]، [[صبر - کریمی (مقاله)|مقاله «صبر»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷]]، ص91-96.</ref>


=== بهره‌مندی از [[پاداش]] ویژه ===
=== بهره‌مندی از [[پاداش]] ویژه ===
همه کارهای صابران، [[برترین]] کار در نوع خود نزد خدا به شمار می‌آید و از همین رو برترین پاداش را نیز خواهند داشت: {{متن قرآن|مَا عِنْدَكُمْ يَنْفَدُ وَمَا عِنْدَ اللَّهِ بَاقٍ وَلَنَجْزِيَنَّ الَّذِينَ صَبَرُوا أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ}}<ref>«آنچه نزد شماست پایان می‌یابد و آنچه نزد خداوند است پایاست و البته ما پاداش شکیبایان را نیکوتر از آنچه انجام می‌دادند خواهیم داد» سوره نحل، آیه ۹۶.</ref>.<ref>المیزان، ج ۱۲، ص۳۴۰.</ref> آن دسته از [[اهل کتاب]] نیز که به [[پیامبر اکرم]] ایمان آوردند، به سبب ایمان و [[ایستادگی]] در برابر [[خواهش‌های نفسانی]] و نیز تحمل [[آزار مشرکان]] به دو بار پاداش [[وعده]] داده شده‌اند: {{متن قرآن|أُولَئِكَ يُؤْتَوْنَ أَجْرَهُمْ مَرَّتَيْنِ بِمَا صَبَرُوا وَيَدْرَءُونَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ}}<ref>«آنانند که پاداششان برای شکیبی که ورزیده‌اند دو بار به آنان داده می‌شود و بدی را با نیکی دور می‌سازند و از آنچه روزیشان کرده‌ایم می‌بخشند» سوره قصص، آیه ۵۴.</ref>: یک بار برای [[ایمان]] به [[کتاب آسمانی]] خود و بار دیگر به سبب [[ایمان به قرآن]] و [[صبر]] بر آن<ref>المیزان، ج ‌۱۶، ص۵۵.</ref>. به [[صابران]] [[پاداش]] کامل و بی‌حساب [[وعده]] داده شده است: {{متن قرآن|قُلْ يَا عِبَادِ الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا رَبَّكُمْ لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا فِي هَذِهِ الدُّنْيَا حَسَنَةٌ وَأَرْضُ اللَّهِ وَاسِعَةٌ إِنَّمَا يُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَيْرِ حِسَابٍ}}<ref>«بگو: ای بندگان من که ایمان آورده‌اید، از پروردگارتان پروا کنید! برای کسانی که در این جهان، نیکی ورزند نیکی خواهد بود و زمین خداوند پهناور است؛ جز این نیست که پاداش شکیبایان را بی‌شمار، تمام دهند» سوره زمر، آیه ۱۰.</ref> به گفته برخی [[مفسران]]، مراد از {{متن قرآن|بِغَيْرِ حِسَابٍ}} این است که [[پاداش]] آنان به قدری فراوان است که محاسبه‌پذیر نیست<ref>قوت القلوب، ج ‌۱، ص۳۴۵؛ مجمع البیان، ج ‌۸، ص۷۶۷؛ التحریر و التنویر، ج ‌۲۴، ص۴۲.</ref> و اطلاق آن شامل هر صبری می‌شود<ref>المیزان، ج ‌۱۷، ص۲۴۴.</ref>. برخی دیگر این نظر را نپسندیده و گفته‌اند مقصود این است که صابران بر خلاف دیگران حسابرسی [[اعمال]] ندارند و نامه اعمالشان گشوده نمی‌شود و اجرشان همسنگ اعمالشان نیست، بلکه بسی فراتر است<ref>المیزان، ج ‌۱۷، ص۲۴۴؛ نیز نک: الکشاف، ج ‌۴، ص۱۱۸.</ref>.
همه کارهای صابران، [[برترین]] کار در نوع خود نزد خدا به شمار می‌آید و از همین رو برترین پاداش را نیز خواهند داشت: {{متن قرآن|مَا عِنْدَكُمْ يَنْفَدُ وَمَا عِنْدَ اللَّهِ بَاقٍ وَلَنَجْزِيَنَّ الَّذِينَ صَبَرُوا أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ}}<ref>«آنچه نزد شماست پایان می‌یابد و آنچه نزد خداوند است پایاست و البته ما پاداش شکیبایان را نیکوتر از آنچه انجام می‌دادند خواهیم داد» سوره نحل، آیه ۹۶.</ref>.<ref>المیزان، ج ۱۲، ص۳۴۰.</ref> آن دسته از [[اهل کتاب]] نیز که به [[پیامبر اکرم]] ایمان آوردند، به سبب ایمان و [[ایستادگی]] در برابر [[خواهش‌های نفسانی]] و نیز تحمل [[آزار مشرکان]] به دو بار پاداش [[وعده]] داده شده‌اند: {{متن قرآن|أُولَئِكَ يُؤْتَوْنَ أَجْرَهُمْ مَرَّتَيْنِ بِمَا صَبَرُوا وَيَدْرَءُونَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ}}<ref>«آنانند که پاداششان برای شکیبی که ورزیده‌اند دو بار به آنان داده می‌شود و بدی را با نیکی دور می‌سازند و از آنچه روزیشان کرده‌ایم می‌بخشند» سوره قصص، آیه ۵۴.</ref>: یک بار برای [[ایمان]] به [[کتاب آسمانی]] خود و بار دیگر به سبب [[ایمان به قرآن]] و [[صبر]] بر آن<ref>المیزان، ج ‌۱۶، ص۵۵.</ref>. به [[صابران]] [[پاداش]] کامل و بی‌حساب [[وعده]] داده شده است: {{متن قرآن|قُلْ يَا عِبَادِ الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا رَبَّكُمْ لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا فِي هَذِهِ الدُّنْيَا حَسَنَةٌ وَأَرْضُ اللَّهِ وَاسِعَةٌ إِنَّمَا يُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَيْرِ حِسَابٍ}}<ref>«بگو: ای بندگان من که ایمان آورده‌اید، از پروردگارتان پروا کنید! برای کسانی که در این جهان، نیکی ورزند نیکی خواهد بود و زمین خداوند پهناور است؛ جز این نیست که پاداش شکیبایان را بی‌شمار، تمام دهند» سوره زمر، آیه ۱۰.</ref> به گفته برخی [[مفسران]]، مراد از {{متن قرآن|بِغَيْرِ حِسَابٍ}} این است که [[پاداش]] آنان به قدری فراوان است که محاسبه‌پذیر نیست<ref>قوت القلوب، ج ‌۱، ص۳۴۵؛ مجمع البیان، ج ‌۸، ص۷۶۷؛ التحریر و التنویر، ج ‌۲۴، ص۴۲.</ref> و اطلاق آن شامل هر صبری می‌شود<ref>المیزان، ج ‌۱۷، ص۲۴۴.</ref>. برخی دیگر این نظر را نپسندیده و گفته‌اند مقصود این است که صابران بر خلاف دیگران حسابرسی [[اعمال]] ندارند و نامه اعمالشان گشوده نمی‌شود و اجرشان همسنگ اعمالشان نیست، بلکه بسی فراتر است<ref>المیزان، ج ‌۱۷، ص۲۴۴؛ نیز نک: الکشاف، ج ‌۴، ص۱۱۸.</ref>.<ref>[[علی‌جان کریمی|کریمی، علی‌جان]]، [[صبر - کریمی (مقاله)|مقاله «صبر»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷]]، ص91-96.</ref>


=== بهره‌مندی از [[محبت]] و [[رحمت خدا]] ===
=== بهره‌مندی از [[محبت]] و [[رحمت خدا]] ===
صابران محبوب خدایند: {{متن قرآن|وَاللَّهُ يُحِبُّ الصَّابِرِينَ}}<ref>«خداوند شکیبایان را دوست می‌دارد» سوره آل عمران، آیه ۱۴۶.</ref> و به [[صلوات]] و [[رحمت الهی]] [[بشارت]] داده شده‌اند: {{متن قرآن|وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ}}<ref>و شکیبایان را نوید بخش!؛ سوره بقره، آیه ۱۵۵.</ref> {{متن قرآن|أُوْلَئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَوَاتٌ مِّن رَّبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ}}<ref> بر آنان از پروردگارشان درودها و بخشایشی است و آنانند که رهیافته‌اند؛ سوره بقره، آیه۱۵۷.</ref> از برخی کاربردهای رحمت در قرآن {{متن قرآن|وَرَبُّكَ الْغَنِيُّ ذُو الرَّحْمَةِ إِنْ يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ وَيَسْتَخْلِفْ مِنْ بَعْدِكُمْ مَا يَشَاءُ كَمَا أَنْشَأَكُمْ مِنْ ذُرِّيَّةِ قَوْمٍ آخَرِينَ}}<ref>«و پروردگار تو بی‌نیاز دارای بخشایش است؛ اگر بخواهد شما را باز می‌برد و آنچه را بخواهد پس از شما جانشین می‌گرداند به همان‌گونه که شما را از نسل گروه دیگری پدید آورد» سوره انعام، آیه ۱۳۳.</ref>؛ {{متن قرآن|وَاكْتُبْ لَنَا فِي هَذِهِ الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الْآخِرَةِ إِنَّا هُدْنَا إِلَيْكَ قَالَ عَذَابِي أُصِيبُ بِهِ مَنْ أَشَاءُ وَرَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ فَسَأَكْتُبُهَا لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَالَّذِينَ هُمْ بِآيَاتِنَا يُؤْمِنُونَ}}<ref>«و در این جهان و در جهان واپسین برای ما نیکی مقرّر فرما که ما به سوی تو بازگشته‌ایم؛ فرمود: عذابم را به هر کس بخواهم می‌رسانم و بخشایشم همه چیز را فرا می‌گیرد و آن را به زودی برای آنان که پرهیزگاری می‌ورزند و زکات می‌دهند و کسانی که به آیات ما ایمان دارند مقرّر می‌دارم» سوره اعراف، آیه ۱۵۶.</ref> برمی‌آید که [[رحمت]]، عطیه مطلق [[خدا]] و [[موهبت]] عام ربّانی است. بنابراین [[صلوات خدا]] نسبت به بنده‌اش، توجه خاص به [[بنده]] خویش است تا رحمت خود را شامل حال وی کند<ref>المیزان، ج ‌۱، ص۳۶۱.</ref>.
صابران محبوب خدایند: {{متن قرآن|وَاللَّهُ يُحِبُّ الصَّابِرِينَ}}<ref>«خداوند شکیبایان را دوست می‌دارد» سوره آل عمران، آیه ۱۴۶.</ref> و به [[صلوات]] و [[رحمت الهی]] [[بشارت]] داده شده‌اند: {{متن قرآن|وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ}}<ref>و شکیبایان را نوید بخش! سوره بقره، آیه ۱۵۵.</ref> {{متن قرآن|أُوْلَئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَوَاتٌ مِّن رَّبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ}}<ref> بر آنان از پروردگارشان درودها و بخشایشی است و آنانند که رهیافته‌اند؛ سوره بقره، آیه۱۵۷.</ref> از برخی کاربردهای رحمت در قرآن {{متن قرآن|وَرَبُّكَ الْغَنِيُّ ذُو الرَّحْمَةِ إِنْ يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ وَيَسْتَخْلِفْ مِنْ بَعْدِكُمْ مَا يَشَاءُ كَمَا أَنْشَأَكُمْ مِنْ ذُرِّيَّةِ قَوْمٍ آخَرِينَ}}<ref>«و پروردگار تو بی‌نیاز دارای بخشایش است؛ اگر بخواهد شما را باز می‌برد و آنچه را بخواهد پس از شما جانشین می‌گرداند به همان‌گونه که شما را از نسل گروه دیگری پدید آورد» سوره انعام، آیه ۱۳۳.</ref>؛ {{متن قرآن|وَاكْتُبْ لَنَا فِي هَذِهِ الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الْآخِرَةِ إِنَّا هُدْنَا إِلَيْكَ قَالَ عَذَابِي أُصِيبُ بِهِ مَنْ أَشَاءُ وَرَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ فَسَأَكْتُبُهَا لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَالَّذِينَ هُمْ بِآيَاتِنَا يُؤْمِنُونَ}}<ref>«و در این جهان و در جهان واپسین برای ما نیکی مقرّر فرما که ما به سوی تو بازگشته‌ایم؛ فرمود: عذابم را به هر کس بخواهم می‌رسانم و بخشایشم همه چیز را فرا می‌گیرد و آن را به زودی برای آنان که پرهیزگاری می‌ورزند و زکات می‌دهند و کسانی که به آیات ما ایمان دارند مقرّر می‌دارم» سوره اعراف، آیه ۱۵۶.</ref> برمی‌آید که [[رحمت]]، عطیه مطلق [[خدا]] و [[موهبت]] عام ربّانی است. بنابراین [[صلوات خدا]] نسبت به بنده‌اش، توجه خاص به [[بنده]] خویش است تا رحمت خود را شامل حال وی کند<ref>المیزان، ج ‌۱، ص۳۶۱.</ref>.<ref>[[علی‌جان کریمی|کریمی، علی‌جان]]، [[صبر - کریمی (مقاله)|مقاله «صبر»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷]]، ص91-96.</ref>


=== بهره‌مندی از [[مغفرت]] ===
=== بهره‌مندی از [[مغفرت]] ===
برای مردان و [[زنان]] [[صابر]]، [[آمرزش]] و پاداش بزرگی از سوی خدا در [[آخرت]] آماده شده است: {{متن قرآن|إِنَّ الْمُسْلِمِينَ وَالْمُسْلِمَاتِ وَالْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَالْقَانِتِينَ وَالْقَانِتَاتِ وَالصَّادِقِينَ وَالصَّادِقَاتِ وَالصَّابِرِينَ وَالصَّابِرَاتِ وَالْخَاشِعِينَ وَالْخَاشِعَاتِ وَالْمُتَصَدِّقِينَ وَالْمُتَصَدِّقَاتِ وَالصَّائِمِينَ وَالصَّائِمَاتِ وَالْحَافِظِينَ فُرُوجَهُمْ وَالْحَافِظَاتِ وَالذَّاكِرِينَ اللَّهَ كَثِيرًا وَالذَّاكِرَاتِ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ مَغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِيمًا}}<ref>«بی‌گمان خداوند برای مردان و زنان مسلمان و مردان و زنان مؤمن و مردان و زنان فرمانبردار و مردان و زنان راست‌گفتار و مردان و زنان شکیبا و مردان و زنان فرمانبردار و مردان و زنان بخشنده و مردان و زنان روزه‌دار و مردان و زنان پاکدامن و مردان و زنانی که خداوند را بسیار یاد می‌کنند، آمرزش و پاداشی سترگ آماده کرده است» سوره احزاب، آیه ۳۵.</ref> و برای کسانی که پس از تحمل [[شکنجه]]، [[هجرت]] کردند، سپس به [[جهاد]] پرداختند و [[بردباری]] ورزیدند، وعده مغفرت و رحمت داده شده است. {{متن قرآن|ثُمَّ إِنَّ رَبَّكَ لِلَّذِينَ هَاجَرُوا مِنْ بَعْدِ مَا فُتِنُوا ثُمَّ جَاهَدُوا وَصَبَرُوا إِنَّ رَبَّكَ مِنْ بَعْدِهَا لَغَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«سپس پروردگارت برای آنان که پس از آزار دیدن هجرت گزیدند آنگاه جهاد کردند و شکیبایی ورزیدند، بی‌گمان پس از آن آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره نحل، آیه ۱۱۰.</ref> برای افراد باایمان که صبر را در برابر [[شداید]] و رخدادهای سخت [[زندگی]] پیشه کرده‌و در همه حال [[اعمال صالح]] دارند، [[آمرزش]] و [[پاداش]] بزرگی خواهد بود: {{متن قرآن|وَلَئِنْ أَذَقْنَاهُ نَعْمَاءَ بَعْدَ ضَرَّاءَ مَسَّتْهُ لَيَقُولَنَّ ذَهَبَ السَّيِّئَاتُ عَنِّي إِنَّهُ لَفَرِحٌ فَخُورٌ}}<ref>«و اگر پس از رنجی که به او رسیده است آسایشی  به وی بچشانیم به یقین خواهد گفت بدی‌ها از من دور شد؛ که او سخت شادمان و خویشتن‌ستای  است» سوره هود، آیه ۱۰.</ref>، {{متن قرآن|إِلَّا الَّذِينَ صَبَرُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُولَئِكَ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ كَبِيرٌ}}<ref>«جز آن کسان که شکیبایی ورزیده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند؛ آنانند که آمرزش و پاداشی بزرگ خواهند داشت» سوره هود، آیه ۱۱.</ref>.<ref>نمونه، ج ‌۹، ص۳۲.</ref>
برای مردان و [[زنان]] [[صابر]]، [[آمرزش]] و پاداش بزرگی از سوی خدا در [[آخرت]] آماده شده است: {{متن قرآن|إِنَّ الْمُسْلِمِينَ وَالْمُسْلِمَاتِ وَالْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَالْقَانِتِينَ وَالْقَانِتَاتِ وَالصَّادِقِينَ وَالصَّادِقَاتِ وَالصَّابِرِينَ وَالصَّابِرَاتِ وَالْخَاشِعِينَ وَالْخَاشِعَاتِ وَالْمُتَصَدِّقِينَ وَالْمُتَصَدِّقَاتِ وَالصَّائِمِينَ وَالصَّائِمَاتِ وَالْحَافِظِينَ فُرُوجَهُمْ وَالْحَافِظَاتِ وَالذَّاكِرِينَ اللَّهَ كَثِيرًا وَالذَّاكِرَاتِ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ مَغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِيمًا}}<ref>«بی‌گمان خداوند برای مردان و زنان مسلمان و مردان و زنان مؤمن و مردان و زنان فرمانبردار و مردان و زنان راست‌گفتار و مردان و زنان شکیبا و مردان و زنان فرمانبردار و مردان و زنان بخشنده و مردان و زنان روزه‌دار و مردان و زنان پاکدامن و مردان و زنانی که خداوند را بسیار یاد می‌کنند، آمرزش و پاداشی سترگ آماده کرده است» سوره احزاب، آیه ۳۵.</ref> و برای کسانی که پس از تحمل [[شکنجه]]، [[هجرت]] کردند، سپس به [[جهاد]] پرداختند و [[بردباری]] ورزیدند، وعده مغفرت و رحمت داده شده است. {{متن قرآن|ثُمَّ إِنَّ رَبَّكَ لِلَّذِينَ هَاجَرُوا مِنْ بَعْدِ مَا فُتِنُوا ثُمَّ جَاهَدُوا وَصَبَرُوا إِنَّ رَبَّكَ مِنْ بَعْدِهَا لَغَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«سپس پروردگارت برای آنان که پس از آزار دیدن هجرت گزیدند آنگاه جهاد کردند و شکیبایی ورزیدند، بی‌گمان پس از آن آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره نحل، آیه ۱۱۰.</ref> برای افراد باایمان که صبر را در برابر [[شداید]] و رخدادهای سخت [[زندگی]] پیشه کرده‌و در همه حال [[اعمال صالح]] دارند، [[آمرزش]] و [[پاداش]] بزرگی خواهد بود: {{متن قرآن|وَلَئِنْ أَذَقْنَاهُ نَعْمَاءَ بَعْدَ ضَرَّاءَ مَسَّتْهُ لَيَقُولَنَّ ذَهَبَ السَّيِّئَاتُ عَنِّي إِنَّهُ لَفَرِحٌ فَخُورٌ}}<ref>«و اگر پس از رنجی که به او رسیده است آسایشی  به وی بچشانیم به یقین خواهد گفت بدی‌ها از من دور شد؛ که او سخت شادمان و خویشتن‌ستای  است» سوره هود، آیه ۱۰.</ref>، {{متن قرآن|إِلَّا الَّذِينَ صَبَرُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُولَئِكَ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ كَبِيرٌ}}<ref>«جز آن کسان که شکیبایی ورزیده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند؛ آنانند که آمرزش و پاداشی بزرگ خواهند داشت» سوره هود، آیه ۱۱.</ref>.<ref>نمونه، ج ‌۹، ص۳۲.</ref>.<ref>[[علی‌جان کریمی|کریمی، علی‌جان]]، [[صبر - کریمی (مقاله)|مقاله «صبر»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷]]، ص91-96.</ref>


=== بهره‌مندی از [[بهشت]] و نعمت‌های آن ===
=== بهره‌مندی از [[بهشت]] و نعمت‌های آن ===
افزون بر آنچه از پاداش‌های کلی [[صابران]] در [[قرآن]] یاد شده، در برخی [[آیات]] به نمونه‌هایی از پاداش‌های آنان در [[عالم آخرت]] اشاره شده است: در پاره‌ای از آیات بهره‌مندی از بهشت و [[جاودانگی]] در آن، [[پاداش]] [[مؤمنان]] [[شکیبا]] و شایسته‌کار قرار داده شده است: {{متن قرآن|قُلْ أَؤُنَبِّئُكُمْ بِخَيْرٍ مِنْ ذَلِكُمْ لِلَّذِينَ اتَّقَوْا عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَأَزْوَاجٌ مُطَهَّرَةٌ وَرِضْوَانٌ مِنَ اللَّهِ وَاللَّهُ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ}}<ref>«بگو آیا (می‌خواهید) شما را به بهتر از آن آگاه سازم؟ برای کسانی که پرهیزگارند نزد پروردگارشان بوستان‌هایی است که از بن آنها جویباران روان است؛ در آنها جاودانند و (آنان را) همسرانی پاکیزه و خشنودی از سوی خداوند خواهد بود و خداوند به (کار) بندگان، بیناست» سوره آل عمران، آیه ۱۵.</ref>، {{متن قرآن|الصَّابِرِينَ وَالصَّادِقِينَ وَالْقَانِتِينَ وَالْمُنْفِقِينَ وَالْمُسْتَغْفِرِينَ بِالْأَسْحَارِ}}<ref>«(همان) شکیبایان و راستگویان و فرمانپذیران و بخشندگان و آمرزش‌خواهان در سحرگاهان» سوره آل عمران، آیه ۱۷.</ref>؛ {{متن قرآن|سَلَامٌ عَلَيْكُمْ بِمَا صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى الدَّارِ}}<ref>«درود بر شما به شکیبی که ورزیده‌اید که فرجام آن سرای، نیکوست!» سوره رعد، آیه ۲۴.</ref>؛ {{متن قرآن|وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَنُبَوِّئَنَّهُم مِّنَ الْجَنَّةِ غُرَفًا تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا نِعْمَ أَجْرُ الْعَامِلِينَ الَّذِينَ صَبَرُوا وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ}}<ref>و آنان را که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند در غرفه‌هایی از بهشت که از بن آنها جویباران روان است جا می‌دهیم، جاودانه در آنند؛ پاداش اهل کردار نیکو (پاداشی) است همانان که شکیب ورزیدند و بر پروردگارشان توکل می‌کنند؛ سوره عنکبوت، آیه۵۸ ـ ۵۹.</ref>، چنان‌که به مجاهدانی که بر سختی‌های [[جهاد]] شکیبا بوده‌اند، نوید ورود به بهشت داده شده است: {{متن قرآن|أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تَدْخُلُواْ الْجَنَّةَ وَلَمَّا يَعْلَمِ اللَّهُ الَّذِينَ جَاهَدُواْ مِنكُمْ وَيَعْلَمَ الصَّابِرِينَ}}<ref> آیا پنداشته‌اید به بهشت می‌روید بی‌آنکه خداوند جهادگران و شکیبایان شما را معلوم دارد؟؛ سوره آل عمران، آیه۱۴۲.</ref>؛ همچنین پاداش [[ابرار]] بر اثر صبرشان، بهشت و پرنیان بهشتی خواهد بود: {{متن قرآن|وَجَزَاهُمْ بِمَا صَبَرُوا جَنَّةً وَحَرِيرًا}}<ref>«و به آنان برای شکیبی که ورزیده‌اند بهشت و (پوشاک) پرنیان پاداش می‌دهد» سوره انسان، آیه ۱۲.</ref> به دسته دیگری از [[بندگان خاص]] [[خدا]] که در [[دنیا]] در برابر [[تمسخر]] [[مشرکان]] شکیبایی می‌کردند، پاداش ویژه خدا عطا خواهد شد و در شمار [[رستگاران]] خواهند بود. {{متن قرآن|فَاتَّخَذْتُمُوهُمْ سِخْرِيًّا حَتَّى أَنْسَوْكُمْ ذِكْرِي وَكُنْتُمْ مِنْهُمْ تَضْحَكُونَ}}<ref>«اما شما آنان را به ریشخند گرفتید تا جایی که یاد مرا از خاطرتان بردند و شما به آنان می‌خندیدید» سوره مؤمنون، آیه ۱۱۰.</ref>، {{متن قرآن|إِنِّي جَزَيْتُهُمُ الْيَوْمَ بِمَا صَبَرُوا أَنَّهُمْ هُمُ الْفَائِزُونَ}}<ref>«من امروز به آنان برای شکیبی که ورزیده بودند پاداش دادم؛ بی‌گمان آنانند که کامیابند» سوره مؤمنون، آیه ۱۱۱.</ref> صابران در بهشت نه تنها از نعمت‌های [[جسمانی]] برخوردارند، از [[اکرام]] و [[احترام]] ویژه‌ای نیز بهره‌مندند؛ برای نمونه، از بندگان خاص خدا ([[عبادالرحمن]]) به سبب صبرشان با [[درود]] و [[سلام]] استقبال شده و در جایگاهی [[نیکو]] مستقر می‌شوند:{{متن قرآن|أُوْلَئِكَ يُجْزَوْنَ الْغُرْفَةَ بِمَا صَبَرُوا وَيُلَقَّوْنَ فِيهَا تَحِيَّةً وَسَلامًا}}<ref>آنانند که غرفه (ی بهشت) را بر شکیبی که ورزیده‌اند پاداش می‌برند و در آن با خوش‌آمد و درود روبه‌رو می‌گردند؛ سوره فرقان، آیه۷۵.</ref>، {{متن قرآن|خَالِدِينَ فِيهَا حَسُنَتْ مُسْتَقَرًّا وَمُقَامًا}}<ref>«در حالی که در آن جاودانند؛ آرامشگاه و جایگاهی نیکوست» سوره فرقان، آیه ۷۶.</ref> [[فرشتگان]] بر صاحبان [[خرد]] ناب به سبب [[بردباری]] در راه کسب [[خشنودی]] پروردگارشان [[درود]] فرستاده و [[بشارت]] جایگاهی [[نیکو]] را به آنان می‌دهند: {{متن قرآن|وَالَّذِينَ صَبَرُواْ ابْتِغَاء وَجْهِ رَبِّهِمْ وَأَقَامُواْ الصَّلاةَ وَأَنفَقُواْ مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرًّا وَعَلانِيَةً وَيَدْرَؤُونَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ أُوْلَئِكَ لَهُمْ عُقْبَى الدَّارِ جَنَّاتُ عَدْنٍ يَدْخُلُونَهَا وَمَنْ صَلَحَ مِنْ آبَائِهِمْ وَأَزْوَاجِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ وَالْمَلائِكَةُ يَدْخُلُونَ عَلَيْهِم مِّن كُلِّ بَابٍ سَلامٌ عَلَيْكُم بِمَا صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى الدَّارِ}}<ref> و آنان را که در پی خشنودی پروردگارشان شکیبایی پیشه می‌کنند و نماز را برپا می‌دارند و از آنچه ما روزی آنان کرده‌ایم پنهان و آشکار می‌بخشند و به نیکی، بدی را دور می‌دارند؛ فرجام (نیک) آن سرای است، بهشت‌هایی جاودان که آنان و شایستگان از نیاکان و همسران و فرزندانشان در آن وارد می‌شوند و فرشتگان از هر دری بر آنان درمی‌آیند. درود بر شما به شکیبی که ورزیده‌اید که فرجام آن سرای، نیکوست!؛ سوره رعد، آیه۲۲ - ۲۴.</ref> [[متقیان]] [[شکیبا]] افزون بر [[پاداش]] [[بهشت]] با نهرهای جاری در آن و نیز همسرانی [[پاکیزه]]، از [[خشنودی خدا]] بهره‌مند خواهند بود: {{متن قرآن|قُلْ أَؤُنَبِّئُكُمْ بِخَيْرٍ مِنْ ذَلِكُمْ لِلَّذِينَ اتَّقَوْا عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَأَزْوَاجٌ مُطَهَّرَةٌ وَرِضْوَانٌ مِنَ اللَّهِ وَاللَّهُ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ}}<ref>«بگو آیا (می‌خواهید) شما را به بهتر از آن آگاه سازم؟ برای کسانی که پرهیزگارند نزد پروردگارشان بوستان‌هایی است که از بن آنها جویباران روان است؛ در آنها جاودانند و (آنان را) همسرانی پاکیزه و خشنودی از سوی خداوند خواهد بود و خداوند به (کار) بندگان، بیناست» سوره آل عمران، آیه ۱۵.</ref>، {{متن قرآن|الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا إِنَّنَا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ}}<ref>«آنان که می‌گویند: پروردگارا! به راستی ما ایمان آورده‌ایم پس، از گناهان ما درگذر و ما را از عذاب دوزخ نگاه دار!» سوره آل عمران، آیه ۱۶.</ref>، {{متن قرآن|الصَّابِرِينَ وَالصَّادِقِينَ وَالْقَانِتِينَ وَالْمُنْفِقِينَ وَالْمُسْتَغْفِرِينَ بِالْأَسْحَارِ}}<ref>«(همان) شکیبایان و راستگویان و فرمانپذیران و بخشندگان و آمرزش‌خواهان در سحرگاهان» سوره آل عمران، آیه ۱۷.</ref>.<ref>[[علی‌جان کریمی|کریمی، علی‌جان]]، [[صبر - کریمی (مقاله)|مقاله «صبر»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷]]، ص91-96.</ref>
افزون بر آنچه از پاداش‌های کلی [[صابران]] در [[قرآن]] یاد شده، در برخی [[آیات]] به نمونه‌هایی از پاداش‌های آنان در [[عالم آخرت]] اشاره شده است: در پاره‌ای از آیات بهره‌مندی از بهشت و [[جاودانگی]] در آن، [[پاداش]] [[مؤمنان]] [[شکیبا]] و شایسته‌کار قرار داده شده است: {{متن قرآن|قُلْ أَؤُنَبِّئُكُمْ بِخَيْرٍ مِنْ ذَلِكُمْ لِلَّذِينَ اتَّقَوْا عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَأَزْوَاجٌ مُطَهَّرَةٌ وَرِضْوَانٌ مِنَ اللَّهِ وَاللَّهُ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ}}<ref>«بگو آیا (می‌خواهید) شما را به بهتر از آن آگاه سازم؟ برای کسانی که پرهیزگارند نزد پروردگارشان بوستان‌هایی است که از بن آنها جویباران روان است؛ در آنها جاودانند و (آنان را) همسرانی پاکیزه و خشنودی از سوی خداوند خواهد بود و خداوند به (کار) بندگان، بیناست» سوره آل عمران، آیه ۱۵.</ref>، {{متن قرآن|الصَّابِرِينَ وَالصَّادِقِينَ وَالْقَانِتِينَ وَالْمُنْفِقِينَ وَالْمُسْتَغْفِرِينَ بِالْأَسْحَارِ}}<ref>«(همان) شکیبایان و راستگویان و فرمانپذیران و بخشندگان و آمرزش‌خواهان در سحرگاهان» سوره آل عمران، آیه ۱۷.</ref>؛ {{متن قرآن|سَلَامٌ عَلَيْكُمْ بِمَا صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى الدَّارِ}}<ref>«درود بر شما به شکیبی که ورزیده‌اید که فرجام آن سرای، نیکوست!» سوره رعد، آیه ۲۴.</ref>؛ {{متن قرآن|وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَنُبَوِّئَنَّهُم مِّنَ الْجَنَّةِ غُرَفًا تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا نِعْمَ أَجْرُ الْعَامِلِينَ الَّذِينَ صَبَرُوا وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ}}<ref>و آنان را که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند در غرفه‌هایی از بهشت که از بن آنها جویباران روان است جا می‌دهیم، جاودانه در آنند؛ پاداش اهل کردار نیکو (پاداشی) است همانان که شکیب ورزیدند و بر پروردگارشان توکل می‌کنند؛ سوره عنکبوت، آیه۵۸ ـ ۵۹.</ref>، چنان‌که به مجاهدانی که بر سختی‌های [[جهاد]] شکیبا بوده‌اند، نوید ورود به بهشت داده شده است: {{متن قرآن|أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تَدْخُلُواْ الْجَنَّةَ وَلَمَّا يَعْلَمِ اللَّهُ الَّذِينَ جَاهَدُواْ مِنكُمْ وَيَعْلَمَ الصَّابِرِينَ}}<ref> آیا پنداشته‌اید به بهشت می‌روید بی‌آنکه خداوند جهادگران و شکیبایان شما را معلوم دارد؟؛ سوره آل عمران، آیه۱۴۲.</ref>؛ همچنین پاداش [[ابرار]] بر اثر صبرشان، بهشت و پرنیان بهشتی خواهد بود: {{متن قرآن|وَجَزَاهُمْ بِمَا صَبَرُوا جَنَّةً وَحَرِيرًا}}<ref>«و به آنان برای شکیبی که ورزیده‌اند بهشت و (پوشاک) پرنیان پاداش می‌دهد» سوره انسان، آیه ۱۲.</ref> به دسته دیگری از [[بندگان خاص]] [[خدا]] که در [[دنیا]] در برابر [[تمسخر]] [[مشرکان]] شکیبایی می‌کردند، پاداش ویژه خدا عطا خواهد شد و در شمار [[رستگاران]] خواهند بود. {{متن قرآن|فَاتَّخَذْتُمُوهُمْ سِخْرِيًّا حَتَّى أَنْسَوْكُمْ ذِكْرِي وَكُنْتُمْ مِنْهُمْ تَضْحَكُونَ}}<ref>«اما شما آنان را به ریشخند گرفتید تا جایی که یاد مرا از خاطرتان بردند و شما به آنان می‌خندیدید» سوره مؤمنون، آیه ۱۱۰.</ref>، {{متن قرآن|إِنِّي جَزَيْتُهُمُ الْيَوْمَ بِمَا صَبَرُوا أَنَّهُمْ هُمُ الْفَائِزُونَ}}<ref>«من امروز به آنان برای شکیبی که ورزیده بودند پاداش دادم؛ بی‌گمان آنانند که کامیابند» سوره مؤمنون، آیه ۱۱۱.</ref> صابران در بهشت نه تنها از نعمت‌های [[جسمانی]] برخوردارند، از [[اکرام]] و [[احترام]] ویژه‌ای نیز بهره‌مندند؛ برای نمونه، از بندگان خاص خدا ([[عبادالرحمن]]) به سبب صبرشان با [[درود]] و [[سلام]] استقبال شده و در جایگاهی [[نیکو]] مستقر می‌شوند:{{متن قرآن|أُوْلَئِكَ يُجْزَوْنَ الْغُرْفَةَ بِمَا صَبَرُوا وَيُلَقَّوْنَ فِيهَا تَحِيَّةً وَسَلامًا}}<ref>آنانند که غرفه (ی بهشت) را بر شکیبی که ورزیده‌اند پاداش می‌برند و در آن با خوش‌آمد و درود روبه‌رو می‌گردند؛ سوره فرقان، آیه۷۵.</ref>، {{متن قرآن|خَالِدِينَ فِيهَا حَسُنَتْ مُسْتَقَرًّا وَمُقَامًا}}<ref>«در حالی که در آن جاودانند؛ آرامشگاه و جایگاهی نیکوست» سوره فرقان، آیه ۷۶.</ref> [[فرشتگان]] بر صاحبان [[خرد]] ناب به سبب [[بردباری]] در راه کسب [[خشنودی]] پروردگارشان [[درود]] فرستاده و [[بشارت]] جایگاهی [[نیکو]] را به آنان می‌دهند: {{متن قرآن|وَالَّذِينَ صَبَرُواْ ابْتِغَاء وَجْهِ رَبِّهِمْ وَأَقَامُواْ الصَّلاةَ وَأَنفَقُواْ مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرًّا وَعَلانِيَةً وَيَدْرَؤُونَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ أُوْلَئِكَ لَهُمْ عُقْبَى الدَّارِ جَنَّاتُ عَدْنٍ يَدْخُلُونَهَا وَمَنْ صَلَحَ مِنْ آبَائِهِمْ وَأَزْوَاجِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ وَالْمَلائِكَةُ يَدْخُلُونَ عَلَيْهِم مِّن كُلِّ بَابٍ سَلامٌ عَلَيْكُم بِمَا صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى الدَّارِ}}<ref> و آنان را که در پی خشنودی پروردگارشان شکیبایی پیشه می‌کنند و نماز را برپا می‌دارند و از آنچه ما روزی آنان کرده‌ایم پنهان و آشکار می‌بخشند و به نیکی، بدی را دور می‌دارند؛ فرجام (نیک) آن سرای است، بهشت‌هایی جاودان که آنان و شایستگان از نیاکان و همسران و فرزندانشان در آن وارد می‌شوند و فرشتگان از هر دری بر آنان درمی‌آیند. درود بر شما به شکیبی که ورزیده‌اید که فرجام آن سرای، نیکوست!؛ سوره رعد، آیه۲۲ - ۲۴.</ref> [[متقیان]] [[شکیبا]] افزون بر [[پاداش]] [[بهشت]] با نهرهای جاری در آن و نیز همسرانی [[پاکیزه]]، از [[خشنودی خدا]] بهره‌مند خواهند بود: {{متن قرآن|قُلْ أَؤُنَبِّئُكُمْ بِخَيْرٍ مِنْ ذَلِكُمْ لِلَّذِينَ اتَّقَوْا عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَأَزْوَاجٌ مُطَهَّرَةٌ وَرِضْوَانٌ مِنَ اللَّهِ وَاللَّهُ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ}}<ref>«بگو آیا (می‌خواهید) شما را به بهتر از آن آگاه سازم؟ برای کسانی که پرهیزگارند نزد پروردگارشان بوستان‌هایی است که از بن آنها جویباران روان است؛ در آنها جاودانند و (آنان را) همسرانی پاکیزه و خشنودی از سوی خداوند خواهد بود و خداوند به (کار) بندگان، بیناست» سوره آل عمران، آیه ۱۵.</ref>، {{متن قرآن|الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا إِنَّنَا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ}}<ref>«آنان که می‌گویند: پروردگارا! به راستی ما ایمان آورده‌ایم پس، از گناهان ما درگذر و ما را از عذاب دوزخ نگاه دار!» سوره آل عمران، آیه ۱۶.</ref>، {{متن قرآن|الصَّابِرِينَ وَالصَّادِقِينَ وَالْقَانِتِينَ وَالْمُنْفِقِينَ وَالْمُسْتَغْفِرِينَ بِالْأَسْحَارِ}}<ref>«(همان) شکیبایان و راستگویان و فرمانپذیران و بخشندگان و آمرزش‌خواهان در سحرگاهان» سوره آل عمران، آیه ۱۷.</ref>.<ref>[[علی‌جان کریمی|کریمی، علی‌جان]]، [[صبر - کریمی (مقاله)|مقاله «صبر»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷]]، ص91-96.</ref>
=== آثار دیگر ===
برخی دیگر از آثار صبر عبارت‌اند از:
#'''[[مقام رضا]]''': اگر کسی بخواهد به مقام رضا برسد و از آثار [[خشنودی]] و [[رضایت الهی]] در [[دنیا]] و [[آخرت]] بهره‌مند شود می‌‌بایست، صبر را در برابر [[اذیت]] و [[آزار]] [[دشمنان]] پیشه گیرد و [[اجازه]] ندهد که اذیت و آزار او را بی‌تاب نماید و از انجام [[مسئولیت]] و مأموریت باز دارد و مانع حرکت طبیعی به سوی هدف شود. اگر انسان به مقام رضا برسد از [[بهشت]] [[رضوان]] بهره‌مند خواهد شد و [[دل]] وی در دنیا نیز به [[آرامش]] و خشنودی می‌‌رسد؛ چراکه [[خشنودی الهی]] به طور طبیعی خشنودی دل را به همراه خواهد داشت. به هر حال اگر کسی بخواهد به [[مقام]] [[رضای الهی]] دست یابد می‌‌بایست صبر را بر اساس [[آیه]] ۱۳۰ [[سوره طه]] به عنوان یکی از مهم‌ترین ابزارهای دست یابی در پیش گیرد و به آن پای بند باشد.
#'''فرجام [[نیک]]''': از دیگر آثار صبر پیشگی می‌‌توان به بهره‌مندی از فرجام نیک و عاقبت به خیری اشاره کرد که در آیاتی از جمله ۴۹ [[سوره هود]] و ۱۳۲ سوره طه به آن اشاره شده است.
#'''نیکی در برابر بدی''': [[انسان‌ها]] به طور طبیعی واکنش متقابلی انجام می‌‌دهند و اگر [[نیکی]] از کسی ببیند می‌‌کوشند نیکی کنند و کم‌تر کسی است که در برابر نیکی [[رفتاری]] متضاد و متقابل انجام دهد و بدکاری نماید. همچنین کم‌تر کسی است که در برابر بدی دیگران [[اقدام]] به نیکی کند و خود را چنان بسازد که بدی را به نیکی پاسخ دهد. اما کسانی که [[صبر]] پیشه کرده‌اند، هرگز بر اساس رفتارهای دیگران واکنش و پاسخ نمی‌دهند بلکه بر اساس [[اخلاق]] و آموزه‌های [[انسانی]] و [[الهی]] می‌‌کوشند پاسخ دهند. این گونه است که در برابر بدی دیگران به نیکی اقدام می‌‌کنند و نشان می‌‌دهند که همانند دیگران نیستند بلکه در یک مرتبه بالاتر از اخلاق و [[انسانیت]] قرار دارند و همواره [[رحمت]] ایشان بر [[غضب]] ایشان پیشی می‌‌گیرد. [[خداوند]] دست یابی به خصلت نیکی در برابر بدی دیگران را در [[سایه]] سار [[شکیبایی]] و صبر می‌‌داند و در [[آیات]] ۳۴ و ۳۵ [[سوره فصلت]] به عنوان یکی از آثار صبر از آن یاد می‌‌کند.
#'''[[مقام احسان]]''': بر اساس [[آیه]] ۱۱۵ [[سوره هود]] می‌‌توان گفت که صبر موجب قرار گرفتن [[انسان]] در زمره محسنان است. البته چنان که گفته شد صبر خود به یک معنا خود نمادی از ویژگی [[احسان]] در شخص است. از این روست که به عنوان تعلیل در آیه مورد توجه قرار گرفته است. به هر حال ارتباط تنگاتنگی میان مقام احسان و [[مقام صبر]] وجود دارد که از این آیه می‌‌توان آن را [[استنباط]] کرد.
اینها تنها نمونه‌های از آثار صبر است که در اینجا به آن اشاره شده است. همین مقدار از آثار صبر به خوبی می‌‌تواند [[منزلت]] و [[ارزش]] و اهمیت صبر در [[زندگی]] را نشان دهد و عاملی در [[تشویق]] انسان برای کسب آن باشد. اگر کسی بخواهد به همین آثار صبر دست یابد می‌‌بایست به عوامل ایجادی و تقویتی صبر توجه یابد و از بخواهد تا با [[شناسایی]] آنها، زمینه [[صبر]] را در خود پدید آورد و از آثار و [[برکات]] آن بهره مند شود. از این رو در ادامه به عوامل ایجادی و تقویتی صبر اشاره می‌‌شود. تا باشد با بهره‌مندی از این عوامل و تحقق صبر از آثار صبر بهره مند شویم<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[عوامل و آثار صبر در زندگی (مقاله)|عوامل و آثار صبر در زندگی]].</ref>.


== [[حکم]] [[صبر]] ==
== [[حکم]] [[صبر]] ==
خط ۲۱۳: خط ۲۳۴:


روایتی صحیح در "کافی" [[شریف]] به چشم می‌آید، که بر اساس آن [[پیامبر اکرم]] {{صل}} ـ به [[روایت]] [[امام باقر]] {{ع}} و [[امام صادق]] {{ع}} ـ از [[حضرت حق]] [[روایت]] می‌فرماید که: "[[بنده]] با [[مستحبات]] به من نزدیک می‌شود، تا آنگاه که من او را [[دوست]] خواهم داشت؛ در این حال من [[شنوایی]] او خواهم بود که بدان می‌شنود، و [[بینایی]] او که به آن می‌بیند، و گویایی او که به آن سخن می‌کند، و [[توانایی]] او که بدان انجام می‌دهد"<ref>{{متن حدیث|وَ إِنَّهُ لَيَتَقَرَّبُ إِلَيَّ بِالنَّافِلَةِ حَتَّى أُحِبَّهُ فَإِذَا أَحْبَبْتُهُ كُنْتُ سَمْعَهُ الَّذِي يَسْمَعُ بِهِ وَ بَصَرَهُ الَّذِي يُبْصِرُ بِهِ وَ لِسَانَهُ الَّذِي يَنْطِقُ بِهِ وَ يَدَهُ الَّتِي يَبْطِشُ بِهَا}}؛ اصول کافی، ج۲، ص۳۵۲.</ref>.<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۴ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی ج۴]]، ص ۲۱۱ ـ ۲۲۲.</ref>
روایتی صحیح در "کافی" [[شریف]] به چشم می‌آید، که بر اساس آن [[پیامبر اکرم]] {{صل}} ـ به [[روایت]] [[امام باقر]] {{ع}} و [[امام صادق]] {{ع}} ـ از [[حضرت حق]] [[روایت]] می‌فرماید که: "[[بنده]] با [[مستحبات]] به من نزدیک می‌شود، تا آنگاه که من او را [[دوست]] خواهم داشت؛ در این حال من [[شنوایی]] او خواهم بود که بدان می‌شنود، و [[بینایی]] او که به آن می‌بیند، و گویایی او که به آن سخن می‌کند، و [[توانایی]] او که بدان انجام می‌دهد"<ref>{{متن حدیث|وَ إِنَّهُ لَيَتَقَرَّبُ إِلَيَّ بِالنَّافِلَةِ حَتَّى أُحِبَّهُ فَإِذَا أَحْبَبْتُهُ كُنْتُ سَمْعَهُ الَّذِي يَسْمَعُ بِهِ وَ بَصَرَهُ الَّذِي يُبْصِرُ بِهِ وَ لِسَانَهُ الَّذِي يَنْطِقُ بِهِ وَ يَدَهُ الَّتِي يَبْطِشُ بِهَا}}؛ اصول کافی، ج۲، ص۳۵۲.</ref>.<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۴ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی ج۴]]، ص ۲۱۱ ـ ۲۲۲.</ref>
== [[صبر]] نمادی از [[مقام احسان]] ==
یکی از [[مقامات]] بلند [[انسانی]] مقام احسان است. [[احسان]] در [[آموزه‌های قرآنی]] از دامنه و گستره وسیع معنایی و مصداقی برخوردار می‌‌باشد. احسان که ارتباط تنگاتنگی با [[عواطف]] و [[احساسات]] انسانی دارد، [[رفتار نیک]] و پسندیده به ویژه در ارتباط با دیگران را تعیین و [[تفسیر]] می‌‌کند. عارفان در باره مقام احسان بسیار سخن گفته‌اند و [[حمزه]] فناری در کتاب مشهور خویش مصباح الانس ضمن بیان کلیاتی از [[عرفان نظری]] درباره [[تاویل قرآن]] کریم، مراتب وجودی [[انسان]]، [[علوم]] [[باطنی]]، [[اختلاف]] [[امت‌ها]]، روش‌های [[سیر و سلوک]] [[عرفانی]]، فهم [[حقایق]] عرفانی، مراتب نفس، [[براهین عرفانی]] مبنی بر وجود و [[توحید ذاتی]]، تجلی [[خداوند]]، به مفهوم احسان در [[عرفان]] پرداخته و سپس مراتب [[اهل]] [[سلوک]]، مراحل و منازل [[اخلاق]] و عرفان و [[عشق]] و [[محبت]] و مراتب آن در عرفان را بیان کرده است.
احسان از حوزه [[اخلاق فردی]] تا [[اجتماعی]] و از حوزه [[نماز]] تا [[انفاق]] را شامل می‌‌شود. واژه «احسان» که از ریشه «[[حُسن]]» به معنای [[زیبایی]] و [[نیکی]] می‌باشد، در [[قرآن]] در سه معنا به کار رفته است: ‌۱. [[تفضّل]] و [[نیکی به دیگران]]، ۲. انجام و سر و سامان دادن به امور و [[کارها]] به وجه [[نیکو]] و کامل، ۳. انجام [[اعمال]] و [[رفتار صالح]]. احسان در این کاربرد تقریباً مترادف با [[تقوا]] و [[پرهیزکاری]] است.
از بررسی موارد کاربرد واژه «[[محسن]]» و مشتقاتش در قرآن، استفاده می‌شود که این واژه دارای دو معنی و کاربرد است: ۱.‌ نیکی و خیر رساننده به دیگران، ۲. انجام‌دهنده اعمال و رفتارهای [[صالح]] و [[نیک]]. [[مقام]] محسنان در این کاربرد از برخی مقامات [[متقیان]] [[برتر]] است و به طور کلی این واژه در این معنی و کاربرد خود بیشتر به کسانی اطلاق شده که از [[ایمانی]] [[راسخ]] و [[ثبات قدم]] در راه [[ایمان]] و انجام [[تکالیف الهی]] برخوردار بوده‌اند.
از نظر قرآن صبر نمادی از مقام احسان است. از این روست که [[خداوند]] در [[آیه]] ۱۱۵ [[سوره هود]]، [[صبر]] [[پیامبر]] را نمادی از [[نیکوکاری]] و [[مقام احسان]] وی برشمرده و می‌‌فرماید که صبر ریشه در [[مقام]] [[محسنین]] دارد و خداوند هرگز [[پاداش]] و [[اجر]] محسنان را تباه نمی‌سازد.
خداوند در آیاتی از جمله ۴۵ [[سوره بقره]]، صبر را یکی از ابزارهای کلیدی در [[زندگی]] بر می‌‌شمارد که آثار بسیاری از جمله [[آرامش]] و [[آسایش]] را برای شخص به ارمغان می‌‌آورد. [[اهل]] [[خشوع]] در برابر خداوند و [[ربوبیت]] و پروردگاری‌اش، [[اهل صبر]] و [[شکیبایی]] هستند و هرگز آزمون‌ها و [[بلایا]] و [[مشکلات]] او را نمی‌شکند و از جاده صواب و [[درستی]] و [[راستی]] بیرون نمی‌برد. از آیه ۱۵۳ سوره بقره و نیز ۱۲۸ [[سوره اعراف]] به دست می‌‌آید که صبر ابزاری کار آمد در زندگی [[بشر]] است که در کنار [[نماز]] و و [[استعانت]] به خداوند از آن طریق می‌‌تواند مشکلات بشری را حل کرده و [[سرنوشت]] فردی و جمعی او را به گونه ای رقم زند که همه [[زمین]] در [[اختیار]] ایشان قرار گرفته و آنان [[وارثان]] و [[حاکمان]] زمین شوند.
از مراتب صبر می‌‌توان به صبر جمیل اشاره داشت که مشکلات سنگین و [[گرفتاری‌ها]] و بلایا را بر شخص آسان می‌‌سازد و [[اجازه]] نمی‌دهد تا [[رفتار]] نامتعادل از خود بروز دهد. البته واکنش‌هایی چون [[گریه]] و [[درد]] درونی به معنای بی‌تابی و بی‌صبری نیست؛ چراکه عواطف [[انسانی]] در برابر عامل درد و هیجانات به طور طبیعی واکنش نشان می‌‌دهد و این واکنش طبیعی برای [[انسان]] مفید و سازنده است. بنابراین مراد از بی‌تابی آن است که شخص تحمل خویش را از دست داده و واکنش‌های تند و هیجانی بیرون از تعادل از خود بروز دهد و نتواند غلیان [[احساس]] و عواطف خویش را [[مدیریت]] کند. اما اگر بتواند ضمن واکنش طبیعی به هیجانات آن را مدیریت کند، این صبر جمیل و زیباست. این عمل از سوی [[حضرت یعقوب]]{{صل}} هنگامی که خبر کشته شدن فرزند عزیزش یوسف{{ع}} به دست گرگان<ref>{{متن قرآن|وَجَاءُوا عَلَى قَمِيصِهِ بِدَمٍ كَذِبٍ قَالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنْفُسُكُمْ أَمْرًا فَصَبْرٌ جَمِيلٌ وَاللَّهُ الْمُسْتَعَانُ عَلَى مَا تَصِفُونَ}} «و خونی دروغین را بر پیراهن او آوردند؛ (یعقوب) گفت: (نه چنین است که می‌گویید) بلکه (هوای) نفستان کاری را در چشمتان آراست، اکنون (کار من) شکیبی نیکوست و بر آنچه وصف می‌کنید از خداوند باید یاری جست» سوره یوسف، آیه ۱۸.</ref> و [[اتهام]] دزدی و بازداشت دیگر فرزندش در [[مصر]]<ref>{{متن قرآن|قَالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنْفُسُكُمْ أَمْرًا فَصَبْرٌ جَمِيلٌ عَسَى اللَّهُ أَنْ يَأْتِيَنِي بِهِمْ جَمِيعًا إِنَّهُ هُوَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ}} «(یعقوب) گفت: (نه چنین است) بلکه هوای نفستان کاری را در چشمتان آراست پس (کار من) شکیبی نیکو (خواهد بود)، باشد که خداوند همه آنان را به نزد من باز آورد، اوست که دانای فرزانه است» سوره یوسف، آیه ۸۳.</ref> را شنید، انجام داد و از آن سخن گفت و [[اهل بیت]]{{ع}} بارها در [[مصیبت‌ها]] از جمله [[شهادت امام حسین]]{{ع}} و یارانش بروز و ظهور دادند.
[[خداوند]] [[پیامبر گرامی]]{{صل}} را موظف به صبر جمیل و به دور از هر گونه بی‌تابی و [[گلایه]] در برابر [[خیره]] سری‌های [[دشمنان]]<ref>{{متن قرآن|سَأَلَ سَائِلٌ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ * لِّلْكَافِرِينَ لَيْسَ لَهُ دَافِعٌ * مِّنَ اللَّهِ ذِي الْمَعَارِجِ * تَعْرُجُ الْمَلائِكَةُ وَالرُّوحُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كَانَ مِقْدَارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ * فَاصْبِرْ صَبْرًا جَمِيلا}} «خواهنده‌ای عذابی رخ‌دهنده را خواست * که از آن کافران است، بی‌آنکه بازدارنده‌ای داشته باشد * از سوی خداوند دارنده پایگاه‌ها (ی بلند) * فرشتگان و روح، در روزی که اندازه آن پنجاه هزار سال است به سوی او فرا می‌روند * پس به نکویی شکیب کن» سوره معارج، آیه ۱-۵ و نیز مجمع البیان، ج ۹ و ۱۰، ص۴۲۸.</ref> می‌‌کند و در [[آیه]] ۳۲ و [[آیات]] بسیار دیگر، ایشان را مامور می‌‌کند تا [[صبر]] را پیشه خود سازد و در برابر [[سختی‌ها]] و ناملایمات [[زندگی]] و [[مأموریت]] و [[مسئولیت الهی]]، بی‌تابی و [[گلایه]] نکند.
[[پیامبر]]{{صل}} برای دست یابی به [[مقام]] [[اولوالعزم]] مأمور می‌‌شود تا همانند دیگر [[پیامبران]] دارای این مقام، [[صبر]] پیشه کند تا این گونه بتواند به مسئولیت‌های خود عمل کرده و اهداف خویش را تحقق بخشد<ref>{{متن قرآن|فَاصْبِرْ كَمَا صَبَرَ أُوْلُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ وَلا تَسْتَعْجِل لَّهُمْ كَأَنَّهُمْ يَوْمَ يَرَوْنَ مَا يُوعَدُونَ لَمْ يَلْبَثُوا إِلاَّ سَاعَةً مِّن نَّهَارٍ بَلاغٌ فَهَلْ يُهْلَكُ إِلاَّ الْقَوْمُ الْفَاسِقُونَ}} «بنابراین شکیبا باش همان‌گونه که پیامبران اولوا العزم شکیبایی ورزیدند و برای آنان (عذاب را به) شتاب مخواه که آنان روزی که آنچه را وعده‌شان داده‌اند بنگرند، چنانند که گویی جز ساعتی از یک روز (در جهان) درنگ نکرده‌اند، این، پیام‌رسانی است؛ پس آیا جز بزهکاران نابود می‌گردند؟» سوره احقاف، آیه ۳۵.</ref>؛ چراکه از آثار صبر در کنار [[تقوای الهی]]، رسیدن به فرجام [[نیک]] است.
اصولا هر کسی اگر بخواهد به [[هدف]] خویش برسد می‌‌بایست صبر پیشه کند؛ چه این هدف امری مادی و [[دنیوی]] باشد یا امری [[اخروی]] و معنوی. از این روست که در آیاتی از جمله در انجام مأموریت [[تبلیغ]] و اجرای [[دستورهای الهی]] می‌‌بایست [[شکیبایی]] و صبر پیشه کرد تا به هدف رسید<ref>{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الْمُدَّثِّرُ * قُمْ فَأَنذِرْ * وَرَبَّكَ فَكَبِّرْ * وَثِيَابَكَ فَطَهِّرْ * وَالرُّجْزَ فَاهْجُرْ * وَلا تَمْنُن تَسْتَكْثِرُ * وَلِرَبِّكَ فَاصْبِرْ}} «ای جامه بر خود کشیده! * برخیز و هشدار بده! * و پروردگارت را بزرگ بدار، * و جامه‌ات را پاکیزه گردان، * و از (هر) آلایش دوری کن، * و (چیزی) را بدین امید که زیادتر (باز) بگیری مده، * و برای پروردگارت شکیبایی پیشه کن،» سوره مدثر، آیه ۱-۷.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[عوامل و آثار صبر در زندگی (مقاله)|عوامل و آثار صبر در زندگی]].</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۱۳۰٬۳۱۴

ویرایش