محمد بن علی شلمغانی: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۱۵: | خط ۱۵: | ||
*مردم پس از صدور لعن شلمغانی، نزد [[حسین بن روح]] رفته گفتند: "خانههای ما از آثار شلمغانی انباشته است؛ چه کنیم؟ وی گفت: نظر من، درباره کتابهای او همان چیزی است که [[امام عسکری]]{{ع}} درباره کتابهای بنی فضّال فرمود: " اعتقادات آنان را کنار گذارید و آنچه نقل کردهاند، بپذیرید"<ref> شیخ طوسی، کتاب الغیبة، ص ۳۸۷.</ref>. | *مردم پس از صدور لعن شلمغانی، نزد [[حسین بن روح]] رفته گفتند: "خانههای ما از آثار شلمغانی انباشته است؛ چه کنیم؟ وی گفت: نظر من، درباره کتابهای او همان چیزی است که [[امام عسکری]]{{ع}} درباره کتابهای بنی فضّال فرمود: " اعتقادات آنان را کنار گذارید و آنچه نقل کردهاند، بپذیرید"<ref> شیخ طوسی، کتاب الغیبة، ص ۳۸۷.</ref>. | ||
*[[شیخ طوسی]] سبب کشته شدن شلمغانی را چنین دانسته است: زمانی که [[ابو القاسم حسین بن روح]] او را آشکارا نفرین کرد و همه جا شهرت یافت و مردم از وی دوری جستند، تمام شیعیان از او برحذر بودند؛ به طوری که نتوانست به نیرنگهای خود ادامه دهد. روزی در محفلی که سران [[شیعه]] حاضر بودند و همه نفرین شلمغانی و دوری از او را از [[ابو القاسم حسین بن روح]] نقل میکردند، شلمغانی به حاضران گفت: من و او [[حسین بن روح]] را در جایی بخواهید، تا من دست او و او هم دست مرا بگیرد و در حق یکدیگر نفرین کنیم. اگر آتش نیامد و او را نسوزاند، هرچه او درباره من گفته، درست است. این خبر در خانه ابن مقله اتفاق افتاد و از آنجا به گوش {{عربی|اندازه=150%|" الرَّاضِي بِاللَّهِ "}} خلیفه عباسی رسید. "راضی" هم دستور داد او را دستگیر کرده و به قتل رساندند؛ بدینگونه شیعیان از شرّ او راحت شدند<ref> شیخ طوسی، کتاب الغیبة، ص ۴۰۶</ref>. این اتفاق، سال ۳۲۳ ق رخ داد<ref> شیخ طوسی، کتاب الغیبة، ص ۴۱۲</ref><ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]،[[فرهنگنامه مهدویت (کتاب)|فرهنگنامه مهدویت]]، ص: ۳۸۳ - ۳۸۵.</ref>. | *[[شیخ طوسی]] سبب کشته شدن شلمغانی را چنین دانسته است: زمانی که [[ابو القاسم حسین بن روح]] او را آشکارا نفرین کرد و همه جا شهرت یافت و مردم از وی دوری جستند، تمام شیعیان از او برحذر بودند؛ به طوری که نتوانست به نیرنگهای خود ادامه دهد. روزی در محفلی که سران [[شیعه]] حاضر بودند و همه نفرین شلمغانی و دوری از او را از [[ابو القاسم حسین بن روح]] نقل میکردند، شلمغانی به حاضران گفت: من و او [[حسین بن روح]] را در جایی بخواهید، تا من دست او و او هم دست مرا بگیرد و در حق یکدیگر نفرین کنیم. اگر آتش نیامد و او را نسوزاند، هرچه او درباره من گفته، درست است. این خبر در خانه ابن مقله اتفاق افتاد و از آنجا به گوش {{عربی|اندازه=150%|" الرَّاضِي بِاللَّهِ "}} خلیفه عباسی رسید. "راضی" هم دستور داد او را دستگیر کرده و به قتل رساندند؛ بدینگونه شیعیان از شرّ او راحت شدند<ref> شیخ طوسی، کتاب الغیبة، ص ۴۰۶</ref>. این اتفاق، سال ۳۲۳ ق رخ داد<ref> شیخ طوسی، کتاب الغیبة، ص ۴۱۲</ref><ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]،[[فرهنگنامه مهدویت (کتاب)|فرهنگنامه مهدویت]]، ص: ۳۸۳ - ۳۸۵.</ref>. | ||
==محمد بن علی شلمغانی در موعودنامه== | |||
*اسم او "ابو جعفر محمد بن علی" معروف به "ابن ابی العزاقری" و "ابن ابی العزاقیر" بود. از جمله کسانی بود که به مخالفت با [[حسین بن روح]] -[[نائب سوم]]- برخاست و از راه حسد دست به تأسیس مذهب جدیدی زد و پیروانش را "عزاقریه" میگویند. او از مردم روستای "شلمغان" از حومههای واسط و یکی از قرّاء قرآن مجید در آنجا بود. | |||
*شملغانی یکی از اصحاب [[امام حسن عسکری]] {{ع}} و یکی از مؤلفین و علمای [[شیعه]] [[امامیه]] بود و قبل از انحراف، پیش طائفه امامیه مقامی جلیل داشت و مؤلفات او مورد استفاده امامیه بود، تا آنجا که [[حسین بن روح]]، در همانروز که رسما به مقام نیابت نشست، پس از اجرای مراسم این کار، با جماعتی از وجوه شیعه به خانه شلمغانی رفت، و هنگامی که پنهان شده بود شلمغانی را به نیابت خود منصوب کرد. شلمغانی در این دوره بین او و طائفه امامیه رابط بود و توقیعات [[حضرت قائم]] {{ع}} به توسط حسین بن روح به دست شلمغانی صادر میشد و مردم در رفع حوائج و حل مشکلات خود به او مراجعه مینمودند. البته درست معلوم نیست که حسین بن روح در چه موقع در خفا میزیسته و دوره استتار او چه اندازه طول کشیده است، ولی از قرائن معلوم میشود که دوره اختفاء او مصادف با شروع ایام وزارت حامد بن عباس (۳۰۶ تا ۳۱۱) و پایان آن بوده است. | |||
*شلمغانی هدایت فعالیتهای امامیه را در [[بغداد]] و کوفه سالها به عهده داشت. وی از موقعیتی که حسین بن روح برای او فراهم کرده بود، سوءاستفاده کرد و جاهطلبی و شهرت، او را به عقاید انحرافی کشاند<ref>آخرین امید، داود الهامی، ص ۱۳۴.</ref>. شلمغانی میکوشید تا برخی از وکلای امامیه و خاندان ایشان بهویژه وکلای بسطام را به پذیرش آیین حلولیه و تناسخ ارواح متقاعد سازد. لذا پس از مدتی اعلام داشت که روح [[پیامبر]] {{صل}} در جسم سفیر دوم، و روح [[علی بن ابی طالب]] {{ع}} در جسم سفیر سوم و روح [[فاطمه زهرا]] {{س}} در جسم ام کلثوم-دختر سفیر دوم-حلول کرده است؛ در همان حال شلمغانی از وکلای فرعی و زیردست خود خواست تا این راز را فاش نسازند، زیرا عقیده حق است<ref>بحار الانوار، ج ۵۱، ص ۳۷۲.</ref>. | |||
*حسین بن روح پس از کشف عقاید کفرآمیز شلمغانی، وی را از سمت خود برکنار کرد و ارتداد او را در همهجا منتشر ساخت؛ نخست در میان خاندان نوبخت و آنگاه در میان سایرین<ref>غیبة طوسی، ص ۲۵۱.</ref>. | |||
*کتابهای شلمغانی به جهت مقام علمی و تقرب او به حسین بن روح پیش از ارتداد، نزد امامیه شیوع داشته و در دست همه ایشان بوده است. پس از آنکه ارتداد او مسلم شد و لعن او صادر گردید، عدهای از امامیه از حسین بن روح راجع به کتابهای او سؤال کردند و گفتند: خانههای ما از آنها پر است، با آنها چه باید کرد؟ [[حسین بن روح]] گفت: جواب من در این خصوص همان جوابی است که امام ابو محمد حسن بن علی عسکری {{ع}} موقعی که مردم در خصوص کتب [[بنی فضال]] از او پرسیدند به ایشان داد و فرمود: آنچه را روایت کردهاند بگیرید و آنچه را که به رأی خود آوردهاند، رها کنید<ref>همان، ص ۲۳۹.</ref>. از سوی [[امام زمان]] {{ع}} توقیعی بر لعن شلمغانی و عدهای دیگر مانند او به دست ابوالقاسم حسین بن روح صادر شد<ref>احتجاج طبرسی، ج ۲، ص ۲۸۹ (به نقل از آخرین امید، ص ۱۴۰).</ref>. | |||
*پس از آنکه لعن شلمغانی به دست حسین بن روح شایع گردید، [[امامیه]] [[بغداد]] از او دوری جستند و همه حکایت لعن او را در محافل و مجالس نقل میکردند. شلمغانی برای اثبات حقانیت خیالی خود معارضه با حسین بن روح و متقاعد کردن امامیه، کتاب الغیبة خود را در این ایام تألیف کرد و در آن به تعرض حسین بن روح پرداخته و مدّعی همکاری و همقدمی با شیخ [[ابو القاسم نوبختی]] در تهیه اسباب کار وکالت و نیابت بوده است. ولی اکثریت امامیه به دعاوی او گوش فراندادند و در لعن او کوشیدند<ref>غیبة طوسی، ص ۲۵۵.</ref>. | |||
*شلمغانی و طرفداران او را به امر خلیفه در حضور قضات، فقهاء، کتّاب و رؤسای لشگری چند بار محاکمه کردند. سرانجام حکم قتل او به اتفاق آراء، تصویب و صادر گردید. قبل از اجرای این حکم، شلمغانی از قضات سه روز مهلت خواست تا از آسمان یا حکم تبرئه او صادر شود و یا دشمنان او به عذاب دچار گردند، ولی فقها، خلیفه را امر به تعجیل در قتل او کردند و خلیفه دستور داد که در روز سهشنبه ۲۹ ذی قعده سال ۳۲۲ ه، شلمغانی و ابن ابی عون را گردن زدند و سپس جسدشان را به دار آویختند و در آخر کار، نعش آن دو نفر را سوزانده و خاکستر آن را به آب دجله دادند<ref>الفرق بین الفرق، ص ۲۵۰ (به نقل از آخرین امید، ص ۱۴۴).</ref><ref>[[مجتبی تونهای|مجتبی تونهای]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص:۴۳۵.</ref>. | |||
== پرسشهای وابسته == | == پرسشهای وابسته == | ||
| خط ۳۵۰: | خط ۳۵۸: | ||
[[رده:امام مهدی]] | [[رده:امام مهدی]] | ||
[[رده:محمد بن علی شلمغانی]] | [[رده:محمد بن علی شلمغانی]] | ||
[[رده:مدخل موعودنامه]] | |||
[[رده:اعلام]] | [[رده:اعلام]] | ||