پرش به محتوا

آیه تطهیر در حدیث: تفاوت میان نسخه‌ها

۳۶٬۴۵۰ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۵ دسامبر ۲۰۲۵
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(یک نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{در دست ویرایش ۲|ماه=[[دی]]|روز=[[۴]]|سال=[[۱۴۰۴]]|کاربر=Jaafari}}
{{مدخل مرتبط  
{{مدخل مرتبط  
| موضوع مرتبط = آیه تطهیر
| موضوع مرتبط = آیه تطهیر
خط ۶۲۷: خط ۶۲۵:
همه بر ترک [[روایات]] وی [[اجماع]] دارند.
همه بر ترک [[روایات]] وی [[اجماع]] دارند.
پیش‌تر در جلد نخست همین کتاب، در بررسی احوالات [[مفسّران]] [[اهل سنت]] به شرح حال مقاتل نیز پرداختیم<ref>برای اطلاع بیشتر از شرح حال و اعتبار وی ر.ک: جواهر الکلام فی معرفة الإمامة والإمام، ج۱، ص۲۸۱.</ref>.<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۳ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۳]]، ص۱۳۵.</ref>.
پیش‌تر در جلد نخست همین کتاب، در بررسی احوالات [[مفسّران]] [[اهل سنت]] به شرح حال مقاتل نیز پرداختیم<ref>برای اطلاع بیشتر از شرح حال و اعتبار وی ر.ک: جواهر الکلام فی معرفة الإمامة والإمام، ج۱، ص۲۸۱.</ref>.<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۳ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۳]]، ص۱۳۵.</ref>.
===نادرستی انتساب این قول به [[محمد بن سائب]]===
[[محمد بن سائب کلبی]] همان کسی است که او را به خاطر تألیف کتابی در [[انساب]] [[صحابه]] [[تضعیف]] کرده و به رفض و [[تشیّع]] متهم ساخته‌اند. پیش از این ضمن بررسی احوالات [[عطیه عوفی]] به [[ترجمه]] کلبی نیز اشاره شد.
متأسفانه [[عالمان]] [[سنی]] گاه کلبی را با متهم ساختن به [[تشیع]] تضعیف می‌کنند و مدّعی می‌شوند که بر ترک او [[اجماع]] وجود دارد، و گاهی نیز به [[دروغ]] او را به همراه [[عکرمه]] [[کذّاب]] معرفی می‌کنند. چنان‌که پیش‌تر گفتیم، [[ابن جوزی]] می‌گوید عکرمه، [[ابن سائب]] و [[مقاتل]] بر این باورند که [[آیه تطهیر]] درباره [[همسران پیامبر]] نازل شده و [[مصداق اهل بیت]] در [[آیه]] [[زنان پیامبر]] هستند. اما این گفتار قطعاً [[باطل]] است؛ زیرا [[طبری]] که از لحاظ زمانی مقدم بر ابن جوزی است این قول را فقط به عکرمه نسبت داده است. علاوه بر آن [[قرطبی]] در [[تفسیر]] خود تصریح می‌کند که از دیدگاه ابن سائب کلبی، آیه تطیهر به [[اهل بیت پیامبر]]{{صل}} (یعنی [[امیرالمؤمنین]]، [[حضرت فاطمه زهرا]]، [[امام مجتبی]] و [[حضرت سیدالشهداء]]{{عم}}) اختصاص دارد. در تفسیر قرطبی آمده است:
{{متن حدیث|وَ قَدِ اخْتَلَفَ أَهْلُ الْعِلْمِ فِي أَهْلِ الْبَيْتِ، مَنْ هُمْ؟ فَقَالَ عَطَاءٌ وَ عِكْرِمَةُ وَ ابْنُ عَبَّاسٍ: هُمْ زَوْجَاتُهُ خَاصَّةً لَا رَجُلَ مَعَهُنَّ... وَ قَالَتْ فِرْقَةٌ مِنْهُمُ الْكَلْبِيُّ: هُمْ عَلِيٌّ وَ فَاطِمَةُ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ{{عم}} خَاصَّةً}}<ref>تفسیر القرطبی، ج۱۴، ص۱۸۲. همچنین ر.ک: فضل آل البیت، ص۳۹.</ref>؛
و [[اهل علم]] درباره مصداق اهل بیت [[اختلاف]] کرده‌اند... و گروهی که کلبی از آنهاست می‌گویند: [[اهل بیت]] منحصراً علی و [[فاطمه]] و حسن و حسین{{عم}} هستند.
بنابراین نسبت دادن این قول - که مصداق اهل بیت [[همسران]] پیامبرند - به ابن سائب کلبی، دروغی بیش نیست.
با دقت در گفتار قرطبی خواهیم دید که وی از یک سو تصریح می‌کند که ابن سائب مصداق اهل بیت را منحصر در امیرالمؤمنین، [[حضرت فاطمه]] و حسن و حسین{{عم}} می‌داند، و از سوی دیگر مدّعی است که از نظر «[[عطاء بن ابی رباح]]» [[مصداق اهل بیت]]، [[همسران پیامبر]] هستند<ref>تفسیر القرطبی، ج۱۴، ص۱۸۲.</ref>.
نسبت این قول به عطا نیز به [[یقین]] صحیح نیست؛ زیرا بر اساس [[حدیثی]] که [[احمد بن حنبل]] از عطا نقل می‌کند، وی [[مصداق اهل بیت]] را فقط [[امیرالمؤمنین]]، [[حضرت فاطمه]]، [[امام مجتبی]] و [[حضرت سیدالشهداء]]{{عم}} دانسته است.
احمد بن حنبل در این باره به نقل از [[عطاء]] بن ابی [[ریاح]] می‌نویسد: عبدالله از پدرش، از [[عبدالله بن نمیر]]، از [[عبدالملک ابن ابی سلیمان]]، از [[عطاء بن ابی رباح]] [[حدیث]] کرد که گفت: کسی که از [[امّ سلمه]] شنیده بود برای من نقل کرد که: [[پیامبر]]{{صل}} در [[منزل]] امّ سلمه بود که [[فاطمه]]{{س}} با دیگی سنگی که در آن خزیره (نوعی سوپ) بود آمد و بر ایشان وارد شد. پیامبر به ایشان فرمود که [[همسر]] و دو پسرت را [[دعوت]] کن. امّ سلمه گوید: علی، حسن و حسین{{عم}} آمدند و بر ایشان وارد شده نشستند و مشغول خوردن آن غذا شدند. پیامبر در مکانی که جای [[خواب]] ایشان بود نشسته و یک عبای [[خیبری]] زیر ایشان بود. امّ سلمه گوید: من در آن [[اتاق]] [[نماز]] می‌خواندم که [[خداوند]] این [[آیه]] را نازل فرمود: {{متن قرآن|إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا}}. سپس پیامبر گوشه [[عبا]] را بر سر ایشان کشید و دست خود را بیرون آورده و به [[آسمان]] بلند کرده، عرضه داشت: «خداوندا، اینان [[اهل بیت]] و [[خواص]] من هستند، پس [[پلیدی]] را از ایشان دور کن و آنها را کاملا [[پاک]] و [[پاکیزه]] ساز. خداوندا، اینان اهل بیت و خواص من هستند، پس پلیدی را از ایشان دور کن و آنها را کاملا پاک گردان». امّ سلمه گوید: من سرم را داخل اتاق کردم و عرضه داشتم: ای [[رسول خدا]]، آیا من نیز با شما (اهل بیت) هستم؟ فرمود: «تو [[عاقبت به خیر]] هستی، تو عاقبت به خیر هستی»<ref>{{متن حدیث|حَدَّثَنِي مَنْ سَمِعَ أُمَّ سَلَمَةَ، تَذْكُرُ: أَنَّ النَّبِيَّ{{صل}} كَانَ فِي بَيْتِهَا، فَأَتَتْهُ فَاطِمَةُ‌ بِبُرْمَةٍ، فِيهَا خَزِيرَةٌ، فَدَخَلَتْ بِهَا عَلَيْهِ، فَقَالَ لَهَا: ادْعِي زَوْجَكِ‌ وَ ابْنَيْكِ. قَالَتْ: فَجَاءَ عَلِيٌّ، وَ الْحُسَيْنُ، وَ الْحَسَنُ، فَدَخَلُوا عَلَيْهِ، فَجَلَسُوا يَأْكُلُونَ مِنْ تِلْكَ الْخَزِيرَةِ، وَ هُوَ عَلَى مَنَامَةٍ لَهُ عَلَى دُكَّانٍ تَحْتَهُ كِسَاءٌ خَيْبَرِيٌّ. قَالَتْ: وَ أَنَا أُصَلِّي فِي الْحُجْرَةِ، فَأَنْزَلَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ هَذِهِ الْآيَةَ: {{متن قرآن|إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا}} قَالَتْ: فَأَخَذَ فَضْلَ الْكِسَاءِ، فَغَشَّاهُمْ بِهِ، ثُمَّ أَخْرَجَ يَدَهُ، فَأَلْوَى بِهَا إِلَى السَّمَاءِ، ثُمَّ قَالَ: اللَّهُمَّ هَؤُلَاءِ أَهْلُ بَيْتِي وَ خَاصَّتِي، فَأَذْهِبْ عَنْهُمُ الرِّجْسَ، وَ طَهِّرْهُمْ تَطْهِيراً، اللَّهُمَّ هَؤُلَاءِ أَهْلُ بَيْتِي وَ خَاصَّتِي، فَأَذْهِبْ عَنْهُمُ الرِّجْسَ، وَ طَهِّرْهُمْ تَطْهِيراً. قَالَتْ: فَأَدْخَلْتُ رَأْسِي الْبَيْتَ، فَقُلْتُ: وَ أَنَا مَعَكُمْ يَا رَسُولَ اللَّهِ؟ قَالَ: إِنَّكِ إِلَى خَيْرٍ، إِنَّكِ إِلَى خَيْرٍ}}؛ مسند أحمد، ج۶، ص۲۹۲. همچنین ر.ک: فضائل الصحابة، ج۲، ص۵۸۷، ح۹۹۴؛ تاریخ مدینة دمشق، ج۱۳، ص۲۰۵؛ تفسیر الثعلبی، ج۸، ص۴۲؛ شواهد التنزیل، ج۲، ص۱۲۸، ش۷۶۰؛ تفسیر ابن کثیر، ج۳، ص۴۹۲؛ أسباب النزول، ص۲۳۹.</ref>.
محقّق کتاب [[فضائل الصحابه]] نیز در ذیل [[حدیث]]، اسانید فراوانی برای [[روایت]] عطا از [[امّ سلمه]] ارائه کرده است<ref>ر.ک: مسند أحمد، ج۶، ص۲۹۲، پاورقی.</ref>.
[[طبرانی]] در [[معجم الکبیر]] و [[طحاوی]] در مشکل الآثار نیز روایت عطا از امّ سلمه را نقل کرده‌اند. براساس این [[احادیث]]، روشن است که عطا هرگز [[همسران پیامبر]] را [[مصداق اهل بیت]] نمی‌دانسته، بلکه [[اهل بیت]] در نظر او فقط [[امیرالمؤمنین]]، [[حضرت صدیقه طاهره]]، [[امام مجتبی]] و [[حضرت سیدالشهدا]]{{عم}} هستند.
بنابراین روشن شد که تنها [[عکرمه]] مدّعی بوده که مصداق اهل بیت [[همسران]] پیامبرند و غیر از او أحدی چنین ادعایی نداشته است. انگیزه عکرمه نیز برای این ادعا بسیار روشن است؛ زیرا وی از [[خوارج]] و [[دشمنان اهل بیت]] است و از آنجا که به اتفاق تمام [[عالمان]] رجالی [[اهل سنت]]، عکرمه شخصی [[فاسق]] و [[دروغ‌گو]] بوده است، از این‌رو نه تنها قول وی قابل [[اعتماد]] نیست، بلکه به جهت [[کذّاب]] بودن وی لازم است خلاف قول او عمل شود.<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۳ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۳]]، ص۱۴۲.</ref>.
==گفتار [[ابن کثیر]] درباره مصداق اهل بیت==
تا اینجا روشن شد که براساس احادیث فراوان و [[قطعی الصدور]] و با دلالتی روشن، مصداق اهل بیت [[حضرت امیرالمؤمنین]]، [[حضرت فاطمه زهرا]]، [[حضرت امام حسن]] و [[حضرت امام حسین]]{{عم}} هستند و قول عکرمه [[کذاب]] نیز هرگز توان مقابله با این [[احادیث]] را ندارد. غیر از عکرمه نیز احدی از [[صحابه]] و [[تابعین]] [[همسران پیامبر]] را [[مصداق اهل بیت]] معرفی نکرده‌اند، حتی خود [[همسران]] [[نبی اکرم]] نیز هرگز چنین ادعایی نداشته‌اند. احادیث مربوط به این قول در مصادر معتبری همچون [[صحیح مسلم]]، [[مسند]] أحمد و [[تفسیر طبری]] و... موجود است.
از همین‌رو است که [[ابن کثیر]] نتوانسته از این احادیث [[چشم پوشی]] کند و آنها را نادیده بگیرد. از سوی دیگر [[محروم]] دانستن همسران پیامبر از این [[فضیلت]] به مذاق وی خوش نمی‌آید، بنابراین او تلاش کرده که بین این دو قول جمع کند تا اولا اختصاص این فضیلت به [[اهل بیت پیامبر]]{{صل}} را [[نفی]] کند، و ثانیاً برای برخی از همسران پیامبر فضیلتی دست و پا کند.
ابن کثیر ادعا می‌کند که [[آیه]] تطیهر نه به [[اهل بیت]] اختصاص و نه به [[همسران رسول خدا]]{{صل}}، بلکه دارای معنایی اعم است که هم شامل اهل بیت پیامبر می‌شود و هم همسران ایشان را در برمی‌گیرد. وی با استناد به [[سیاق آیات]]، همسران پیامبر را داخل در اهل بیت می‌شمارد و [[روایات]] مربوط به [[شأن نزول آیه]] را [[نص]] صحیح می‌داند، از این‌رو می‌گوید هم باید به سیاق آیات توجه کنیم و هم به نص [[آیات]]. جمع بین [[سیاق]] و نص نیز آن است که هم همسران پیامبر و هم [[امیرالمؤمنین]]، [[حضرت فاطمه]] [[زهرا]] و [[حسنین]]{{عم}} را مصداق اهل بیت بدانیم. وی می‌نویسد: [[ابن جریر]] از عکرمه [[روایت]] کرده که وی در [[بازار]] جار می‌زد که آیه {{متن قرآن|إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا}} فقط درباره همسران پیامبر{{صل}} نازل شده است... عکرمه می‌گفت: هر کس با این نظر که [[آیه تطهیر]] فقط درباره همسران پیامبر{{صل}} نازل شده است مخالف است، من حاضر هستم با او [[مباهله]] کنم. اگر مراد [[عکرمه]] این باشد که فقط همسران پیامبر [[سبب نزول آیه]] هستند نه دیگران صحیح است. اما اگر قائل باشد مراد از [[اهل بیت]] فقط آنها هستند که نه دیگران، این سخن محل نظر است؛ زیرا احادیثی در این زمینه وارد شده که دلالت دارند بر اینکه مراد از اهل بیت اعم از [[همسران پیامبر]] است<ref>{{عربی|وَ رَوَى ابْنُ جَرِيرٍ عَنْ عِكْرِمَةَ، أَنَّهُ كَانَ يُنَادِي فِي السُّوقِ: {{متن قرآن|إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا}}، نَزَلَتْ فِي نِسَاءِ النَّبِيِّ{{صل}} خَاصَّةً... وَ قَالَ عِكْرِمَةُ: مَنْ شَاءَ بَاهَلْتُهُ أَنَّهَا نَزَلَتْ فِي شَأْنِ نِسَاءِ النَّبِيِّ{{صل}}. فَإِنْ كَانَ الْمُرَادُ أَنَّهُنَّ كُنَّ سَبَبَ النُّزُولِ دُونَ غَيْرِهِنَّ، فَصَحِيحٌ، وَ إِنْ أُرِيدَ أَنَّهُنَّ الْمُرَادُ فَقَطْ دُونَ غَيْرِهِنَّ، فَفِيهِ نَظَرٌ. فَإِنَّهُ قَدْ وَرَدَتْ أَحَادِيثُ تَدُلُّ عَلَى أَنَّ الْمُرَادَ أَعَمُّ مِنْ ذَلِكَ}}؛ تفسیر ابن کثیر، ج۳، ص۴۹۱-۴۹۲.</ref>.
[[ابن کثیر]] در این عبارت تلویحاً [[عکرمه]] را رد می‌کند، اما [[تعصب]] او مانع از تصریح و [[اذعان]] وی به [[کذب]] عکرمه شده است. ابن کثیر پس از این عبارت، تعداد زیادی از [[روایات]] را مطرح می‌کند که هر یک از آنها در اختصاص [[آیه]] به [[پیامبر]]، [[امیرالمؤمنین]]، [[حضرت صدیقه طاهره]]، و [[حسنین]]{{عم}} صریح‌اند. وی در ادامه می‌نویسد:
{{عربی|ثُمَّ الَّذِي لَا يَشُكُّ فِيهِ مِنْ تَدَبُّرِ الْقُرْآنِ، أَنَّ نِسَاءَ النَّبِيِّ{{صل}} دَاخِلَاتٌ فِي قَوْلِهِ تَعَالَى: {{متن قرآن|إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا}}، فَإِنَّ سِيَاقَ الْكَلَامِ مَعَهُنَّ}}<ref>تفسیر ابن کثیر، ج۳، ص۴۹۴.</ref>؛
سپس هرکس در [[قرآن]] [[تدبر]] کند، [[شک]] نمی‌کند که همسران پیامبر{{صل}} در آیه {{متن قرآن|إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا}} داخل هستند؛ چراکه [[سیاق]] [[کلام]] با آنان است.
ابن کثیر [[نزول]] [[آیه تطهیر]] درباره اهل بیت را [[نعمت]]، [[غنیمت]] و [[رحمت]] دانسته و می‌نویسد: [[عایشه دختر ابوبکر]] به این نعمت سزاوارتر و از این غنیمت بهره‌مندتر و به این رحمت شامل مخصوص‌تر است؛ زیرا - چنان‌که پیامبر{{صل}} به این امر تصریح فرموده است - [[وحی بر رسول خدا]]{{صل}} در [[منزل]] زنی غیر از او نازل نشده است. برخی از [[علما]] گفته‌اند: این امر بدان سبب است که هیچ [[زن]] باکره‌ای غیر از او با پیامبر [[ازدواج]] نکرد و هیچ مردی غیر از پیامبر در بستر او نخوابید، پس مناسب است به این مزیت اختصاص یابد و تنها او به این مرتبه والا برسد، لیکن اگر [[همسران پیامبر]] از [[اهل بیت]] او باشند، پس [[خویشاوندان پیامبر]] برای این نام‌گذاری سزاوارتراند<ref>{{متن حدیث|عَائِشَةُ الصِّدِّيقَةُ بِنْتُ الصِّدِّيقِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا أَوْلَاهُنَّ بِهَذِهِ النِّعْمَةِ، وَ أَحْظَاهُنَّ بِهَذِهِ الْغَنِيمَةِ، وَ أَخَصُّهُنَّ مِنْ هَذِهِ الرَّحْمَةِ الْعَمِيمَةِ، فَإِنَّهُ لَمْ يَنْزِلْ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} الْوَحْيُ فِي فِرَاشِ امْرَأَةٍ سِوَاهَا، كَمَا نَصَّ عَلَى ذَلِكَ صَلَوَاتُ اللَّهِ وَ سَلَامُهُ عَلَيْهِ. قَالَ بَعْضُ الْعُلَمَاءِ رَحِمَهُ اللَّهُ: لِأَنَّهُ لَمْ يَتَزَوَّجْ بِكْراً سِوَاهَا، وَ لَمْ يَنَمْ مَعَهَا رَجُلٌ فِي فِرَاشِهَا سِوَاهُ{{صل}} وَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهَا، فَنَاسَبَ أَنْ تُخَصَّ بِهَذِهِ الْمَزِيَّةِ، وَ أَنْ تُفْرَدَ بِهَذِهِ الْمَرْتَبَةِ الْعُلْيَا، وَ لَكِنْ إِذَا كَانَ أَزْوَاجُهُ مِنْ أَهْلِ بَيْتِهِ، فَقَرَابَتُهُ أَحَقُّ بِهَذِهِ التَّسْمِيَةِ}}؛ تفسیر ابن کثیر، ج۳، ص۴۹۴-۴۹۵.</ref>.
به واقع این‌گونه [[سخن گفتن]] درباره همسران پیامبر و چنین منقبت‌سازی و فضیلت‌تراشی برای [[عایشه]] چه وجهی دارد؟!
با وجود [[نصوص]] معتبر و فراوان درباره [[مصداق اهل بیت]]، آیا [[سیاق]] توان معارضه با نصوص را دارد؟ آیا به صرف فضیلت‌سازی برای همسران پیامبر می‌توان برخلاف [[نصّ صریح]] ایشان، همسران پیامبر را داخل در اهل بیت به شمار آورد؟<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۳ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۳]]، ص۱۴۶.</ref>.
==اسناد قول [[ابن کثیر]] به ضحاک==
روشن شد که ابن کثیر قول خود را به [[سیاق آیات]] مستند ساخته است و هیچ [[حدیثی]] از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} و یا گفتاری از [[صحابه]] را برای [[اثبات]] این مدّعا ارائه نکرده است. اما [[ابن جوزی]] در تفسیرش این قول را به یکی از [[مفسّران]] در طبقه [[تابعین]]، یعنی ضحّاک بن [[مزاحم]] نسبت داده است<ref>ر.ک: زاد المسیر، ج۶، ص۱۹۸.</ref>. پس این قول هرگز به [[حدیث پیامبر]]{{صل}} و [[اصحاب]] و ازواج ایشان مستند نیست و به هیچ مفسّری جز ضحّاک نیز نسبت داده نشده است.
با این وجود نسبت این قول به ضحّاک نیز صحیح نیست؛ چراکه با احادیثی که وی در این زمینه نقل کرده منافات دارد. [[سیوطی]] می‌نویسد: [[ابن جریر]] و [[ابن أبی حاتم]] آورده‌اند... و [[ضحاک بن مزاحم]] نقل کرد که [[پیامبر]]{{صل}} می‌فرمود: «ما [[اهل بیتی]] هستیم که [[خداوند]] آنها را [[پاک]] گردانیده است. همانان که [[درخت نبوت]]، [[جایگاه رسالت]]، [[محل رفت و آمد ملائکه]]، [[خانه]] [[رحمت]] و [[معدن علم]] هستند»<ref>{{متن حدیث|وَ أَخْرَجَ ابْنُ جَرِيرٍ وَ ابْنُ أَبِي حَاتِمٍ عَنْ قَتَادَةَ... قَالَ: وَ حَدَّثَ الضَّحَّاكُ بْنُ مُزَاحِمٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ أَنَّ نَبِيَّ اللَّهِ{{صل}} كَانَ يَقُولُ: نَحْنُ أَهْلُ بَيْتٍ طَهَّرَهُمُ اللَّهُ مِنْ شَجَرَةِ النُّبُوَّةِ، وَ مَوْضِعِ الرِّسَالَةِ، وَ مُخْتَلَفِ الْمَلَائِكَةِ، وَ بَيْتِ الرَّحْمَةِ، وَ مَعْدِنِ الْعِلْمِ}}؛ الدرّ المنثور، ج۵، ص۱۹۹.</ref>.
هرگز کسی ادعا نکرده است که [[همسران پیامبر]] معصومند و خداوند آنان را پاک گردانیده است؛ پس وقتی [[ضحاک بن مزاحم]] این [[حدیث]] را از پیامبر نقل می‌کند، نمی‌توان به ضحاک نسبت داد که وی همسران پیامبر{{صل}} را از [[مصادیق اهل بیت]] می‌داند. بر فرض پذیرش این سخن که نظر ضحاک در این باره همین است، باز قول او ارزشی ندارد؛ زیرا [[شخصیت]] وی نزد [[رجالیان سنی]] مخدوش است. پیش از این در جلد نخست از همین نوشتار، ضمن بررسی شخصیت [[مفسّران]] [[سنی]]، به شخصیت ضحّاک نیز پرداختیم، اما به مناسبت به شرح حال اجمالی وی اشاره می‌کنیم.<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۳ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۳]]، ص۱۴۹.</ref>.
==شرح حال ضحاک بن مزاحم==
[[ابن جوزی]] او را در کتاب الضعفاء والمتروکین نام برده است<ref>الضعفاء والمتروکین (ابن جوزی)، ج۲، ص۶۰، ش۱۷۱۴.</ref>.
ابوجعفر عقیلی نیز از وی در الضعفاء [[الکبیر]] نام می‌برد<ref>الضعفاء الکبیر، ج۴، ص۱۱۸.</ref>.
نام او همچنین در المغنی فی الضعفاء آمده است<ref>المغنی فی الضعفاء، ج۱، ص۳۱۲، ش۲۹۱۲.</ref>.
به علاوه، در این که وی [[ابن عباس]] را [[درک]] کرده باشد تردید جدی وجود دارد. برخی گفته‌اند هیچ یک از [[صحابه]] با او سخن نگفته‌اند. [[یحیی بن سعید]] نیز درباره او می‌گوید:
{{عربی|كَانَ الضَّحَّاكُ عِنْدَنَا ضَعِيفاً}}<ref>الکامل (ابن عدی)، ج۴، ص۹۵؛ تهذیب الکمال، ج۱۳، ص۲۹۴، ذیل شماره ۲۹۲۸؛ تهذیب التهذیب، ج۴، ص۳۹۸، ذیل شماره ۷۹۴.</ref>؛
ضحاک نزد ما [[ضعیف]] است.
بنابراین قول [[ابن کثیر]] هیچ مستندی جز [[سیاق آیه]] ندارد که آن هم با وجود [[نصّ]]، [[ارزش]] و اعتباری نخواهد داشت.<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۳ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۳]]، ص۱۵۱.</ref>.
==مردود بودن گفتار ابن کثیر==
با توجه به مباحث بالا، گفتار ابن کثیر به چند دلیل مردود است که در ذیل به برخی از آنها اشاره می‌شود:
#این گفتار با [[نصّ صریح]] [[رسول خدا]]{{صل}} مخالف است؛
#برخلاف [[فهم]] [[اهل بیت]]{{عم}} است؛
#برخلاف فهم بسیاری از بزرگان [[صحابه]] است؛
#با [[اقرار]] [[همسران پیامبر]] و حتی [[عایشه]] در [[تعارض]] است؛
#با اقرار [[عالمان]] بزرگ [[سنی]] ناسازگار است؛
#برخلاف اتّفاق [[مفسّران]] و [[محدّثان]] است؛
#برخلاف قاعده [[علمی]] مورد پذیرش همگان است،؛ چراکه تقسیم [[قاطع]] شرکت است. براساس [[احادیث صحیح]] موجود در منابع معتبر سنّیان، وقتی [[امّ سلمه]] یا عایشه از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} درخواست کردند که [[پیامبر]] آن دو را نیز به زیر [[کساء]] راه دهد، پیامبر اکرم فرمود: {{متن حدیث|أَنْتِ مِنْ أَزْوَاجِ رَسُولِ اللَّهِ، هَؤُلَاءِ أَهْلُ بَيْتِي}}؛
#تمسّک ابن کثیر به سیاق آیه با وجود دلیل معتبر، بر خلاف این قاعده مسلم است که [[سیاق]] هرگز نمی‌تواند در برابر دلیل [[مقاومت]] کند؛ زیرا سیاق در جایی مطرح می‌شود که دلیلی وجود نداشته باشد. به عبارت دیگر سیاق یک قرینه [[عرفی]] برای فهم مطلب است و اگر درباره مطلبی [[نص]] رسول خدا{{صل}}، یا اقرار صحابه و یا اقرار همسران پیامبر{{صل}} وجود داشته باشد، هرگز جایی برای اجرای سیاق باقی نمی‌ماند؛
#این سخن وی بر خلاف [[احادیث]] فراوان و [[مستفیض]] و بلکه [[متواتر]] است؛
#اساساً بحث سیاق نیز درباره این [[آیه]] منتفی است و احادیث فراوانی که در حد [[تواتر]] هستند بر این [[واقعیت]] گواهند که به هنگام [[جمع‌آوری قرآن]]، [[آیه تطهیر]] در محل مناسب خود قرار نگرفته است<ref>از مسلمات تاریخ است که قرآن موجود در دوران حکومت عثمان و توسط زیدبن ثابت جمع‌آوری شده است و این جمع‌آوری به ترتیب نزول نبوده است. بنابراین هرگز نمی‌توان گفت که آیات قرآن در محلی که خداوند نازل کرده قرار گرفته‌اند. به عنوان مثال درباره محل مناسب دو آیه اکمال و تبلیغ تردید اساسی وجود دارد.
همچنین محل آیه تطهیر نیز مورد تردید است. البته این سخن هرگز به معنای تحریف قرآن نیست؛ چراکه به اعتقاد ما قرآن مجید تحریف نشده و هرگز زیاده و نقصانی در آن صورت نگرفته است؛ زیرا خداوند حافظ قرآن است و احدی نتوانسته و نمی‌تواند تا روز قیامت در آن دخل و تصرف کند. این موضوع به تفصیل در کتاب مستقلی با عنوان «التحقیق فی نفی التحریف» توسط نگارنده مطرح و اثبات شده است. با این وجود کسی هم نمی‌تواند ادعا کند که آیات قرآن موجود به ترتیب نزول مرتب شده‌اند.</ref>. برای این مدّعا دو [[شاهد]] وجود دارد:
شاهد اوّل: [[اختلاف]] تعبیر و عوض شدن ضمایر.
در [[آیات]] قبل و فراز ابتدایی [[آیه]] مورد بحث و نیز آیات پس از آن، ضمایر جمع مؤنث به کار رفته است و خداوند در این آیات تذکّرات و دستوراتی به [[همسران پیامبر]] می‌دهد. در فراز پایانی آیه مورد بحث، به یک باره تعابیر [[تغییر]] پیدا می‌کند و ضمایر به صورت [[مذکر]] به کار می‌رود. به عبارت دیگر با یک نگاه اجمالی به [[سوره احزاب]] روشن می‌شود که از آیه «بیست و هشتم» تا آیه «سی و چهارم» به مطالبی درباره همسران پیامبر اشاره دارد و در تمام این آیات ضمایر به صورت جمع مؤنث به کار رفته است و در این میان تنها در فراز پایانی آیه «سی و سوم»، ضمایر عوض شده است. از این اختلاف تعبیر و عوض شدن ضمایر می‌توان استفاده کرد که احتمالا این آیه در محل مناسب خود قرار نگرفته است. به علاوه به کار رفتن ضمایر جمع مذکر حاکی از آن است که این قسمت از آیه ارتباطی با همسران پیامبر{{صل}} ندارد. برخی در [[مقام]] پاسخ به این اشکال برآمده و گفته‌اند که چون شخص [[رسول الله]]{{صل}} داخل در [[اهل]] بیت‌اند، ضمایر از باب تغلیب به صورت مذکر به کار رفته است. اما این توجیه درباره قول [[عکرمه]] و طرفداران نظریه وی کاملاً ناموجّه است؛ زیرا آنان قائلند که عنوان [[اهل بیت]] صرفاً به ازواج رسول الله{{صل}} اختصاص دارد و روشن است که [[حضرت خاتم الأنبیاء]]{{صل}} داخل در ازواج النّبی نیست.
اما شاهد دوم بر این که فراز مورد بحث در محل مناسب خود قرار نگرفته آن است که اگر آیه مورد بحث را از میان آیات جدا کنیم، هیچ خللی به محتوای آیات وارد نمی‌شود. بنابراین علاوه بر دلایلی که بر نادرستی گفته [[ابن کثیر]] اقامه شد، اساساً مستند وی که همان بحث [[سیاق آیات]] بود نیز در اینجا مورد تردید جدی است و با وجود شواهدی که احتمال نا مرتّب بودن این [[آیات]] را تقویت می‌کنند، هرگز نمی‌توان در این باره [[سیاق]] را قرینه‌ای بر [[فهم]] [[آیه]] دانست؛ آن هم سیاقی که با [[احادیث صحیح]] السند در کتب معتبر [[سنی]] در [[تعارض]] آشکار است.<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۳ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۳]]، ص۱۵۱.</ref>.
==خلاصه بحث==
تا اینجا روشن شد که براساس [[روایات]] متعدد و فراوان موجود در منابع معتبر [[اهل سنت]]، آیه [[مبارک]] [[تطهیر]] به [[اهل بیت]]، یعنی [[پیامبر اکرم]]{{صل}}، [[امیرالمؤمنین]]، [[حضرت صدیقه طاهره]]، حضرت [[امام مجتبی]] و [[حضرت سیدالشهداء]]{{عم}} اختصاص دارد.
اکثر این روایات به [[اقرار]] ناقلان آنها - که هر یک از آنان در زمره [[اندیشمندان]] بزرگ و معتبر اهل سنت به شمار می‌روند - صحیح هستند. [[صحت]] برخی از روایات نیز از [[سکوت]] و عدم خدشه در سند آن از ناحیه [[محدّثان]] اهل سنت ثابت می‌شود؛ زیرا اگر محدّثی چند [[حدیث]] را در یک مسأله - به ویژه در مسائل اختلافی - مطرح ساخته و در بخشی از [[احادیث]] مناقشه سندی داشته باشد و در بخش دیگر سکوت کند، به روشنی می‌توان از سکوت وی نتیجه گرفت که اسانید آن احادیث [[قوی]] و صحیح بوده است.
در بسیاری از موارد نیز که اقرار به صحّت وجود نداشت و یا [[محدّث]] درباره حدیث خدشه کرده بود، باز هم بر اساس مبانی رجالی [[اهل تسنن]] روشن شد که این احادیث نیز به [[راحتی]] قابل تصحیح هستند.
علاوه بر مطالب بالا، در متن و محتوای این احادیث نیز قرائن فراوانی بر مدّعای ما وجود دارد که از آن جمله می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
# [[رسول خدا]]{{صل}} علی‌رغم حضور دیگران، [[کساء]] را فقط بر روی این عدّه خاص قرار داده و عرضه داشت: {{متن حدیث|هَؤُلَاءِ أَهْلُ بَيْتِي}}.
#با وجود این که [[همسران پیامبر]]{{صل}} در [[منزل]] بودند، پیامبر اکرم{{صل}} به حضرت صدیقه طاهره{{س}} امر می‌کند که به سراغ [[همسر]] و فرزندانش برود که خود نشان‌گر این است که اگر اهل بیت اختصاص به این بزرگواران نداشت، حضرت صدیقه طاهره{{س}} می‌توانستند دیگران را نیز خبر کنند؛ و یا رسول خدا{{صل}} می‌توانستند به دختر [[بزرگوار]] خویش امر کند که دیگران را نیز بخواند؛ اما نه رسول خدا{{صل}} چنین [[دستوری]] دادند و نه [[حضرت فاطمه]]{{س}} چنین اقدامی کردند.
#وقتی برخی از همسران پیامبر{{صل}} ورود به جمع اهل بیت{{عم}} را تقاضا کردند، [[حضرت رسول اکرم]]{{صل}} با تعبیر {{متن حدیث|تَنَحَّيْ}}، یعنی دور شو، ایشان را از ورود به آن جمع باز داشتند.
#تعابیری همچون: {{متن حدیث|أَنْتِ عَلَى مَكَانِكِ}}، {{متن حدیث|أَنْتِ مِنْ أَزْوَاجِ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}}}}، {{متن حدیث|أَنْتِ مِنْ أَهْلِي وَ هَؤُلَاءِ أَهْلُ بَيْتِي}} و مواردی دیگر از این قبیل همه گویای این [[واقعیت]] هستند که عنوان اهل بیت اختصاص به این پنج [[بزرگوار]] دارد.
#همچنین پس از ردّ نظریه [[عکرمه]]، روشن شد که گفتار [[ابن کثیر]] به هیچ [[حدیثی]] از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} و یا احدی از [[صحابه]] مستند نیست و او صرفاً به [[سیاق آیات]] استناد می‌کند که نادرستی مدّعای وی نیز ثابت شد.<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۳ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۳]]، ص ۱۵۵.</ref>.


== منابع ==
== منابع ==
۸۰٬۱۹۰

ویرایش