بدون خلاصۀ ویرایش
(←پانویس) |
بدون خلاصۀ ویرایش برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | {{مدخل مرتبط | ||
| موضوع مرتبط = | | موضوع مرتبط = مدیریت | ||
| عنوان مدخل = | | عنوان مدخل = | ||
| مداخل مرتبط = [[برنامهریزی در سیره و معارف علوی]] | | مداخل مرتبط = [[برنامهریزی در سیره و معارف علوی]] | ||
| خط ۶: | خط ۶: | ||
}} | }} | ||
== | == معناشناسی == | ||
تعاریف مختلفی از برنامهریزی توسط دانشمندان مدیریت و سازمان ارائه گردیده که ذیلاً به برخی از آنها اشاره میشود: | |||
# برنامهریزی یعنی تعیین اهداف درست و سپس [[انتخاب]] روش و وسیله «مناسب» برای به دست آوردن آن اهداف<ref>استونر، مدیریت، ص۱۸۶.</ref>؛ | |||
# برنامهریزی فرایندی است که طی آن، [[مدیران]] اهداف را تعیین میکنند، آینده را پیشبینی مینمایند و مسیر فعالیتهای طراحی شده برای به دست آوردن آن اهداف را نشان میدهند<ref>بون لوئیس و کرت، مدیریت، ص۱۱۹.</ref>. | |||
از دو تعریف فوق، چنین [[استنباط]] میشود که دو رکن اساسی در [[برنامهریزی]] پذیرفته شده است؛ آن دو رکن عبارتاند از: تعیین اهداف و پیشبینی راهها و امکانات لازم برای رسیدن به آن اهداف. بنابراین میتوان برنامهریزی را به طور مختصر و گویا چنین تعریف کرد: برنامهریزی عبارت است از تعیین [[هدفها]]، و پیشبینی راهها و امکانات لازم برای دستیابی به آن اهداف<ref>[[عباس شفیعی|شفیعی، عباس]]، [[اصول مدیریت در نهج البلاغه (کتاب)|اصول مدیریت در نهج البلاغه]]، ص ۲۰؛ [[محسن عباسنژاد|عباسنژاد، محسن]]، [[سیره مدیریتی امام علی (کتاب)|سیره مدیریتی امام علی]]، ص ۳۱.</ref>. | |||
== اهمیت برنامهریزی == | |||
برنامهریزی تمام بخشهای [[سازمان]] و همه [[وظایف]] [[مدیریت]] را دربرمیگیرد و اهداف سازمانی را روشن میسازد، در نتیجه ابهام و سردرگمی، به سازمان و فعالیتهای آن سرایت نمیکند و سازمان در راستای اهداف تعیین شده به پیش خواهد رفت؛ لذا هیچ مدیری نباید اهداف سازمان را بدون برنامهریزی دنبال کند. | |||
==مراحل برنامهریزی== | در [[دانش مدیریت]]، برنامهریزی تا بدان حد مهم است که یکی از پنج اصل اولیه مدیریت به حساب میآید ارکان اساسی مدیریت را برنامهریزی، [[سازماندهی]]، مدیریت منابع انسانی، [[رهبری]] و [[نظارت و کنترل]] که اولین رکن آن را برنامهریزی تشکیل میدهد دانستهاند. | ||
ازاینرو علی{{ع}} [[پایداری]] و استحکام [[دولتها]] را در گرو برنامهریزی میدانند: {{متن حدیث|أَمَارَاتُ الدُّوَلِ إِنْشَاءُ الْحِيَلِ}}<ref>واسطی، عیون الحکم والمواعظ، ص۱۲۷.</ref>؛ «پایداری دولتها در گرو برنامهریزی و چارهاندیشی در امور میباشد». | |||
برنامهریزی بیش از انجام هر کاری به [[مدیر]] [[یاری]] میدهد تا فرصتها و خطرات آنی را بشناسد: {{متن حدیث|التَّدْبِيرُ قَبْلَ الْفِعْلِ يُؤْمِنُ الْعِثَارَ}}<ref>آمدی، عبدالواحد بن محمد، غررالحکم و دررالکلم، دارالحدیث، قم، ۱۳۸۳، ح۱۴۸۲.</ref>؛ «[[دوراندیشی]] قبل از کار، [[انسان]] را از [[لغزشها]] [[حفظ]] مینماید». | |||
در [[دانش مدیریت]]، [[هدف]] اساسی در برنامهریزی، کاهش خطرات احتمالی و اتخاذ تدابیری هماهنگ برای رسیدن به اهداف سازمانی است<ref>ایراننژاد، مهدی، سازمان و مدیریت از تئوری تا عمل، مؤسسه بانکداری ایران، تهران، ۱۳۷۱، ص۱۲۱.</ref>. | |||
ممکن است مدیری دارای امکانات زیادی باشد، اما به دلیل عدم برنامهریزی لازم امکان استفاده بهینه از امکانات موجود را ندارد و در عوض مدیری دیگر با امکاناتی اندک اما با برنامهریزی صحیح و دقیق میتواند بیشترین بهرهبرداری را از امکانات موجود برای رسیدن به هدف به عمل آورد: {{متن حدیث|قَالَ عَلِيٌّ{{ع}}: التَّلَطُّفُ فِي الْحِيلَةِ أَجْدَى مِنَ الْوَسِيلَةِ}}<ref>آمدی، عبدالواحد بن محمد، غررالحکم و دررالکلم، دارالحدیث، قم، ۱۳۸۳، ح۲۰۲۵.</ref>؛ «ظرافت و دقت در برنامهریزی بهتر از امکانات است»<ref>[[محسن عباسنژاد|عباسنژاد، محسن]]، [[سیره مدیریتی امام علی (کتاب)|سیره مدیریتی امام علی]]، ص ۳۲.</ref>. | |||
== مراحل برنامهریزی == | |||
از مجموع آنچه پیرامون برنامهریزی در دانش مدیریت آمده است میتوان ارکان زیر را برای برنامهریزی برشمرد: | از مجموع آنچه پیرامون برنامهریزی در دانش مدیریت آمده است میتوان ارکان زیر را برای برنامهریزی برشمرد: | ||
===مرحله اول: تعیین | === مرحله اول: تعیین هدف === | ||
بهطور کلی هدف عبارت است از نقطهای که کوششها معطوف رسیدن به آن است. در صورتی که اهداف روشن، واضح و دقیق باشد مجموعه نیروها سردرگم نخواهند شد و انتظارات از حوزه مدیریت نیز روشن خواهد شد. در این راستا گامهای ذیل ضروری به نظر میرسد: | بهطور کلی هدف عبارت است از نقطهای که کوششها معطوف رسیدن به آن است. در صورتی که اهداف روشن، واضح و دقیق باشد مجموعه نیروها سردرگم نخواهند شد و انتظارات از حوزه مدیریت نیز روشن خواهد شد. در این راستا گامهای ذیل ضروری به نظر میرسد: | ||
#تجزیه و تحلیل و | # تجزیه و تحلیل و ارزیابی محیط: موقعیتهای فعلی، نقاط قوت و [[ضعف]] [[سازمان]] یا [[جامعه]]، [[تهدیدها]]، فرصتها و محیطهای خارجی آن در نظر گرفته و تجزیه و تحلیل شوند. | ||
# [[شناسایی]] راهکارها: در این مرحله، تمامی راهکارهایی که میتوان در رسیدن به هدف مؤثر واقع گردند، شناسایی میشوند. | # [[شناسایی]] راهکارها: در این مرحله، تمامی راهکارهایی که میتوان در رسیدن به هدف مؤثر واقع گردند، شناسایی میشوند. | ||
# | # ارزیابی راهکارها: در این مرحله فهرست مزایا و معایب راهکارهای ممکن تهیه میشود. | ||
# [[انتخاب]] بهترین راهکار: از میان راهکارهای ممکن بهترین و اجراییترین گزینه انتخاب میشود. | # [[انتخاب]] بهترین راهکار: از میان راهکارهای ممکن بهترین و اجراییترین گزینه انتخاب میشود. | ||
#اجرای برنامه: تعیین اینکه چه کسی برنامه را | # اجرای برنامه: تعیین اینکه چه کسی برنامه را اجرا کند چه [[میزان]] منابع اختصاص یابد، چگونه ارزشیابی شود، چگونه گزارشدهی و اداره شود. | ||
#کنترل و ارزشیابی نتایج: [[اطمینان]] از اینکه برنامه دارای دستاورد مطلوب و در راستای انتظارات مورد نیاز باشد<ref>احمدی، مسعود، مدیریت اسلامی، انتشارات پژوهشهای فرهنگی، ساری، ۱۳۸۶، ص۱۵۴.</ref>.<ref>[[محسن عباسنژاد|عباسنژاد، محسن]]، [[سیره مدیریتی امام علی (کتاب)|سیره مدیریتی امام علی]]، ص ۳۴.</ref> | # کنترل و ارزشیابی نتایج: [[اطمینان]] از اینکه برنامه دارای دستاورد مطلوب و در راستای انتظارات مورد نیاز باشد<ref>احمدی، مسعود، مدیریت اسلامی، انتشارات پژوهشهای فرهنگی، ساری، ۱۳۸۶، ص۱۵۴.</ref>. | ||
بر این اساس یکی از کارهایی که [[حضرت امیر]]{{ع}} در همان ابتدای [[حکومت]] و سپس در مواضع مختلفی به آن پرداختند، تبیین [[اهداف حکومت]] [[علوی]] است<ref>[[محسن عباسنژاد|عباسنژاد، محسن]]، [[سیره مدیریتی امام علی (کتاب)|سیره مدیریتی امام علی]]، ص ۳۴.</ref>. | |||
=== مرحله دوم: تعیین خط مشی === | |||
خط مشی عبارت است از «تعیین حدود [[اعمال]] و [[تصمیمات]] اجرائی برای نیل به اهداف مورد نظر» به طور خلاصه خط مشی در همه حال راهنمای عمومی عمل است و راههای عملیاتی را برای حرکت عاملان روشن میسازد. | |||
یکی از نکات بارزی که در [[زندگی]] [[حضرت علی]]{{ع}} مشاهده میکنیم تعیین خط مشی برای [[کارگزاران]] و [[مدیران]] [[حکومتی]] است. بیش از پنجاه مورد دستورالعمل تنها در [[نهجالبلاغه]] مسطور است که در آن [[امام]] رهنمودهای نظامی، [[مالی]]، [[سیاسی]] و [[قضایی]] را طی نامههایی به کارگزاران خویش دادهاند و خط مشی کلی را برای آنها روشن ساختهاند. برخی از آنها به شرح ذیل است: | |||
# رهنمودهای [[جنگی]] به [[محمد بن حنفیه]] در [[جنگ جمل]] و به سایر فرماندهان و سربازان<ref>نهجالبلاغه، کلام ۱۱.</ref>. | |||
# دستورالعمل به [[عبدالله بن عباس]] وقتی او را برای [[مذاکره]] نزد [[زبیر]] به [[بصره]] فرستاد<ref>نهجالبلاغه، نامه ۷۷.</ref>. | |||
# بخشنامه به پیشهوران درباره پیمانهها و ترازوها<ref>نهجالبلاغه، خطبه ۱۲۹.</ref>. | |||
# دستور کتبی به [[شریح بن حارث کندی]] قاضی کوفه<ref>نهجالبلاغه، نامه ۳.</ref>. | |||
# دستور به یکی از سپهسالاران<ref>نهجالبلاغه، نامه ۴.</ref>. | |||
# دستور کتبی به [[اشعث بن قیس کندی]] [[والی آذربایجان]]<ref>نهجالبلاغه، نامه ۵.</ref>. | |||
#دستورالعمل به [[جریر بن عبدالله بجلی]] نماینده اعزامی نزد معاویه<ref>نهجالبلاغه، نامه ۸.</ref>. | |||
# دستور به دستهای از سپاهیان که عازم مأموریت جنگی بودند<ref>نهجالبلاغه، نامه ۱۱.</ref>. | |||
# دستورالعمل به [[معقل بن قیس ریاحی]] که با سه هزار سپاهی عازم [[شام]] بود<ref>نهجالبلاغه، نامه ۱۲.</ref>. | |||
# رهنمود به سپاهیان قبل از شروع [[جنگ صفین]]<ref>نهجالبلاغه، نامه ۱۴.</ref>. | |||
# نامه به [[عبدالله بن عباس]] عامل [[امام]] در [[بصره]]<ref>نهجالبلاغه، نامه ۱۸.</ref>. | |||
# دستور کتبی برای عبدالله بن عباس<ref>نهجالبلاغه، نامه ۲۲.</ref>. | |||
# [[فرمان]] مفصل بخشنامهای به عاملان صدقات<ref>نهجالبلاغه، نامه ۲۵.</ref>. | |||
این دستورالعملها و نامهها که بعضی به صورت بخشنامه به تمام مأموران و بعضی دستور مذاکرات و برنامه مأموریت ویژه است، هم از لحاظ موضوع، هم از نظر کیفیت، [[فصاحت]] و پرمغزی [[کلام]] و هم از نظر تعداد در [[اسلام]] سابقه نداشته است<ref>[[محسن عباسنژاد|عباسنژاد، محسن]]، [[سیره مدیریتی امام علی (کتاب)|سیره مدیریتی امام علی]]، ص ۴۰.</ref>. | |||
== انواع برنامهریزی == | |||
اصولاً برنامهریزی از مناظر مختلف دارای انواع مختلفی است که در یک طبقهبندی کلی میتوان آن را به دو نوع عمده تقسیم کرد: | |||
=== برنامهریزی استراتژیک === | |||
امیر مؤمنان علی{{ع}}: {{متن حدیث|رَحِمَ اللهُ امْرَءً عَلِمَ مِنْ أَيْنَ، وَ فِي أَيْنَ، وَ إِلَى أَيْنَ}}؛ [[خدا]] [[رحمت]] کند کسی را که بداند از کجاست، در کجاست و به کجا میرود<ref>ملاصدرا شیرازی، اسفار اربعه، ج۸، ص۳۵۵.</ref>. این گزاره ناظر به این است که [[انسان]] لازم است بداند منشأ [[خلقت]] از کجاست (مبدأ را بشناسد)، فلسفه وجودیاش را بداند ([[رسالت]] و مأموریت را بداند) و به مقصد و مسیر استراتژیک نیز واقف باشد؛ با این توصیف، اگر کسی به مبدأ، مأموریت و رسالت و مقصد استراتژیک واقف گردد در دالان استراتژیک قرار گرفته و به [[مدیریت]] و [[هدایت]] استراتژیک دست مییابد؛ و بالطبع برنامهریزی استراتژیک در درون مدیریت استراتژیک معنا پیدا کرده و در مرتبه نخست فرایند مدیریت استراتژیک است مدیریت استراتژیک هنر و [[علم]] تدوین، اجرا و ارزیابی تصمیمات وظیفهای چندگانهای است که [[سازمان]] را قادر میسازد به اهداف بلندمدت خود دست یابد. با توجه به این تعریف، فرایند مدیریت استراتژیک دربرگیرنده سه مرحله تدوین [[استراتژیها]]، اجرا آنها و ارزیابی نتایج عملکردی است به منظور تدوین استراتژیها [[برنامهریزی]] صورت میپذیرد. در واقع برنامهریزی، فرایند آگاهانه و سیستماتیک [[تصمیمگیری]] در مورد اهداف و پیشبینی ابزارها و روشهای وصول به آنها است. از اینرو میتوان گفت که برنامهریزی استراتژیک فرایندی است که اهداف کلان و اصلی سازمان را تعیین و مسیر کلی حرکت سازمان را مشخص میکند. | |||
# '''[[ضرورت]] برنامهریزی و [[تفکر]] استراتژیک در سازمان''': [[امیر مؤمنان علی]]{{ع}}: {{متن حدیث|اجْعَلْ هَمَّكَ لِآخِرَتِكَ}}؛ تلاش و مساعی خود را برای آخرتت قرار ده<ref>آمدی، عبدالواحد، غررالحکم و دررالکلم، ح۲۴۵۳.</ref>. | |||
این گزاره [[علوی]] ناظر به این است که [[آدمی]] باید تفکری استراتژیک و بلندمدت داشته باشد و در مسیر مقصد استراتژیک خویش ([[آخرت]]) تلاش نماید. | |||
# '''شیوههای تدوین [[استراتژی]] سازمانی''': تدوین استراتژی در سازمانهای مختلف به گونههایی متفاوت انجام میپذیرد؛ [[مدیران]] گاهی با رویکرد توصیفی و زمانی با رویکرد تجویزی به سراغ تدوین استراتژی میروند؛ در برخی سازمانها که مدیران، تنها خود تصمیمگیرنده بوده و نظرات خویش را [[حاکم]] میسازند، تدوین مأموریتهای [[آینده]] سازمان، براساس نظر شخصی و [[قضاوت]] فردی آنها صورت میپذیرد؛ در این شیوه [[برنامهریزی]]، [[مدیر]] با اتکاء به [[بینش]] و [[آگاهی]] خویش و [[قدرت]] خود در سازمان به تدوین استراتژی میپردازد؛ اخذ تصمیم در این سبک، بیشتر جنبه اشراق داشته و دریافتهای ذهنی فرد مدیر را دربردارد؛ در شیوهای دیگر، مدیران با توجه به استراتژیهای وضع شده قبلی و با ایجاد تغییرات جزئی و تدریجی در آنها، به تدوین استراتژیهای سازمانی اقدام میکنند. در این سبک، از تحولات گسترده و جهش، خبری نیست و سازمان، خود را گامبهگام و مرحله به مرحله با شرایط جدید تطبیق میدهد. در سبکی دیگر، با نام برنامهریزی استراتژیک، تدوین استراتژیهای سازمانی براساس قاعده و [[نظم]] خاصی انجام میپذیرد و در این راه، مراحلی ویژه به طور [[منظم]] دنبال میشوند تا فرایند برنامهریزی منتج به [[استراتژی]] شود. البته برای این نوع برنامهریزی نیز، مدلهای متنوعی از سوی صاحبنظران مطرح شده که متناسب با شرایط خاص خود، کاربرد خواهند داشت. | |||
# '''برنامهریزی استراتژیک با نگاهی به آموزههای علوی''': [[امیر مؤمنان علی]]{{ع}}: {{متن حدیث|هَذَا مَا أَمَرَ بِهِ عَبْدُ اللَّهِ عَلِيٌّ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ مَالِكَ بْنَ الْحَارِثِ الْأَشْتَرَ فِي عَهْدِهِ إِلَيْهِ حِينَ وَلَّاهُ مِصْرَ، جِبَايَةَ خَرَاجِهَا وَ جِهَادَ عَدُوِّهَا وَ اسْتِصْلَاحَ أَهْلِهَا وَ عِمَارَةَ بِلَادِهَا...}}؛ این است [[فرمان]] [[بنده خدا]] علی [[امیرالمؤمنین]]، به مالک پسر حارث اشتر، هنگامی که او را [[والی مصر]] گردانید تا [[خراج]] آن [[دیار]] بستاند و با [[دشمنان]] آن [[پیکار]] کند و کار [[مردم]] را سامان دهد و شهرهای آن را آباد سازد<ref>نهج البلاغه، نامه ۵۳.</ref>. ناگفته نماند که در این فراز از گفتار امیرالمؤمنین{{ع}} اهداف استراتژیک در سطح کلان مشخص شده است، از سوی دیگر مخاطب آن حضرت، [[مالک اشتر]] است که در سطح [[مدیریت]] عالی قرار دارد و بالطبع از فحوای گفتار حضرت استفاده میشود که تعیین اهداف استراتژیک لازم است توسط مدیریت عالی تدوین گشته و اجرای آنها نیز توسط سطوح مختلف عملیاتی شود. اصولاً تدوین برنامهریزی استراتژیک لازم است که توسط مدیریت عالی انجام گرفته و در مسیر تدوین [[استراتژی]]، حمایت ویژه از سوی [[مدیران]] ارشد صورت پذیرد؛ برای دستیابی به این مقصود لازم است تا گامهایی برداشته شود<ref>[[عباس شفیعی|شفیعی، عباس]]، [[اصول مدیریت در نهج البلاغه (کتاب)|اصول مدیریت در نهج البلاغه]]، ص ۲۴-۳۴.</ref>. | |||
=== برنامهریزی عملیاتی یا اجرایی === | |||
برنامهریزی علمیاتی با توجه به برنامهریزی استراتژیک و بر مبنای استراتژیهایی که در آنجا تدوین شده، انجام میشود؛ یعنی [[هدف]] یا اهداف کلی [[سازمان]] که در برنامهریزی استراتژیک مشخص شده، در برنامهریزی عملیاتی، به صورت اهداف جزئی تقسیم میشود. در برنامهریزی عملیاتی سعی میشود فعالیتها و عملیات لازم برای دستیابی به هدف مذکور، به صورت دقیق پیشبینی شود. | |||
اهداف در برنامه عملیاتی دقیقاً مشخص میکنند که سازمان به کجا میخواهد برود و چه چیزی را باید به دست آورد. همچنین اهداف به [[مدیران]] این امکان را میدهند که برنامههایی را طراحی کنند که [[رسالت]] سازمان را به واقعیت تبدیل کنند<ref>بوی، مدیریت، ص۲۰۷.</ref>.<ref>[[عباس شفیعی|شفیعی، عباس]]، [[اصول مدیریت در نهج البلاغه (کتاب)|اصول مدیریت در نهج البلاغه]]، ص ۳۴.</ref> | |||
== جستارهای وابسته== | == جستارهای وابسته== | ||
| خط ۴۱: | خط ۸۴: | ||
{{منابع}} | {{منابع}} | ||
# [[پرونده:10107013.jpg|22px]] [[محسن عباسنژاد|عباسنژاد، محسن]]، [[سیره مدیریتی امام علی (کتاب)|'''سیره مدیریتی امام علی''']] | # [[پرونده:10107013.jpg|22px]] [[محسن عباسنژاد|عباسنژاد، محسن]]، [[سیره مدیریتی امام علی (کتاب)|'''سیره مدیریتی امام علی''']] | ||
# [[پرونده:IM010862.jpg|22px]] [[عباس شفیعی|شفیعی، عباس]]، [[اصول مدیریت در نهج البلاغه (کتاب)|'''اصول مدیریت در نهج البلاغه''']] | |||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||