نظم و انضباط: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش
(←منابع) |
بدون خلاصۀ ویرایش برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۱۲: | خط ۱۲: | ||
== اقسام و گونههای نظم و انضباط == | == اقسام و گونههای نظم و انضباط == | ||
=== [[نظم و انضباط فردی]] === | === [[نظم و انضباط فردی]] === | ||
# '''امور ظاهری:''' از شاخصههای رعایت نظم در امور فردی، توجه به [[آراستگی ظاهری]] است | برخی از مواردی که میتوان بهعنوان نظم فردی نام برد عبارت است از: | ||
# '''امور ظاهری:''' از شاخصههای رعایت نظم در امور فردی، توجه به [[آراستگی ظاهری]] است. رسول خدا{{صل}} همیشه با ظاهری آراسته در [[اجتماع]] ظاهر میشد<ref>رضی الدین طبرسی، مکارم اخلاق، ص۳۴ - ۳۵.</ref>. ایشان در [[مسافرت]] نیز به نظم ظاهری خود بیتوجه نبود و پیوسته، پنج چیز را با خود به همراه داشت: آیینه، سرمهدان، شانه، مسواک و قیچی<ref>نعمان بن محمد تمیمی مغربی، دعائم الاسلام، ج ۱، ص۱۱۸؛ محمد بن محمد کوفی، الجعفریات، ص۱۸۵ و ابوسعید خرگوشی، شرف المصطفی، ج ۳، ص۳۳۳.</ref>. | |||
# '''تقسیم ساعات شبانه [[روز]]:''' [[پیامبر]]{{صل}} امور [[زندگی]] خود را با نظم خاصی انجام میداد؛ به گونهای که [[خانواده]] و [[اصحاب]] آن حضرت نیز به خوبی میدانستند که ایشان در انجام [[منظم]] کارهای خویش، دقت خاصی دارند. اوقات در زندگی [[رسول خدا]]{{صل}} تنظیم شده بود؛ به گونهای که ایشان در هر بخش از این اوقات به انجام برنامهای خاص میپرداخت. [[روایت]] شده است، "چون ایشان به [[منزل]] میرفت، اوقات خویش را به سه قسمت تقسیم میکرد: قسمتی را برای [[عبادت خدا]]؛ قسمتی را برای [[اهل بیت]] خود؛ و قسمتی را برای خود. سپس وقت ویژه خود را میان خود و [[مردم]] تقسیم میکرد و در وقت ویژه مردم، عام و خاص را میپذیرفت و چیزی از آنان مضایقه نمیکرد"<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج ۱، ص۳۲۵؛ احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج ۱، ص۳۸۸ و ابن اثیر، النهایه، ج۳، ص۳۰۳.</ref>.<ref>[[فاطمه عادلی|عادلی، فاطمه]] و [[مهدی مصطفایی|مصطفایی، مهدی]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص۶۴۶.</ref> | # '''تقسیم ساعات شبانه [[روز]]:''' [[پیامبر]]{{صل}} امور [[زندگی]] خود را با نظم خاصی انجام میداد؛ به گونهای که [[خانواده]] و [[اصحاب]] آن حضرت نیز به خوبی میدانستند که ایشان در انجام [[منظم]] کارهای خویش، دقت خاصی دارند. اوقات در زندگی [[رسول خدا]]{{صل}} تنظیم شده بود؛ به گونهای که ایشان در هر بخش از این اوقات به انجام برنامهای خاص میپرداخت. [[روایت]] شده است، "چون ایشان به [[منزل]] میرفت، اوقات خویش را به سه قسمت تقسیم میکرد: قسمتی را برای [[عبادت خدا]]؛ قسمتی را برای [[اهل بیت]] خود؛ و قسمتی را برای خود. سپس وقت ویژه خود را میان خود و [[مردم]] تقسیم میکرد و در وقت ویژه مردم، عام و خاص را میپذیرفت و چیزی از آنان مضایقه نمیکرد"<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج ۱، ص۳۲۵؛ احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج ۱، ص۳۸۸ و ابن اثیر، النهایه، ج۳، ص۳۰۳.</ref>.<ref>[[فاطمه عادلی|عادلی، فاطمه]] و [[مهدی مصطفایی|مصطفایی، مهدی]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص۶۴۶.</ref> | ||
| خط ۲۱: | خط ۲۲: | ||
=== [[نظم و انضباط عبادی]] (معنوی) === | === [[نظم و انضباط عبادی]] (معنوی) === | ||
اگر کسی خود را [[مسلمان]] نامید، اما به آنچه که این ادعای بزرگ بر عهده او مینهد [[جامه]] عمل نپوشاند، یا ناقص و گزینشی عمل کرد. یا آنکه [[دینشناس]] بود و دیگران را به انجام [[فرائض]] و [[تکالیف]] فراخواند، اما خود عملاً به دانستهها و گفتههایش پایبند نبود، چنین کسی از جاده راست برون رفته و خود را [[فریب]] داده و [[دین خدا]] را به سخره گرفته است. | |||
انضباط معنوی سخت نیازمند [[برنامهریزی]] و کار [[منظم]] مبتنی بر [[معرفت]] درست و نیز محتاج [[ایمان]] [[خالص]] است. برای تقویت انضباط معنوی باید که از [[شکیبایی]] و [[خویشتنداری]] و گذشت و [[خوشرویی]]، به فراوانی کمک بگیرند. | |||
در حوزه [[اعمال]] فردی، کانون انضباط معنوی، توجه به نماز اول وقت است. انضباط معنوی حاصل معرفت درست [[قرآنی]] و تنظیم [[بینش]]، بر اساس [[عقل]] و [[تجربه]] و [[وحی]] است. ایمان و [[عمل صالح]] دو بال [[تعادل]] معنویاند. در صحنه عمل [[اجتماعی]]، [[خردورزی]] و [[انصاف]]، مهمترین عوامل تقویت انضباط معنوی است. از این رو، [[سید بن طاووس]] گفته است که: «[[کافر]] [[عادل]] بهتر از [[مسلمان]] [[ستمگر]] است»<ref>راه خورشیدی، ص۳۸۵.</ref>.<ref>[[محمد دشتی نیشابوری|دشتی نیشابوری، محمد]]، [[سبک زندگی - نیشابوری (کتاب)|سبک زندگی]]، ص ۸۹.</ref> | |||
=== [[نظم و انضباط اجتماعی]] === | === [[نظم و انضباط اجتماعی]] === | ||
پیامبر{{صل}} اوقات خود را به سه قسمت تقسیم کرده و آن قسمت از وقت را که ویژه خود بود، بین خود و [[مردم]] تقسیم میکرد. پس [[خواص]] و پس از آنها سایر مردم به نزد ایشان وارد میشدند و [[رسول خدا]]{{صل}} چیزی از وقت خود را از آنان دریغ نمیفرمود. در این دیدارها، اهل فضل به اندازه فضلشان در [[دین]]، بر دیگران مقدم بودند و ترجیح داده میشدند<ref>الطبقات الکبری، ج ۱، ص۳۲۵؛ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج ۳، ص۳۴۹؛ انساب الاشراف، ج ۱، ص۳۸۸ و ابوبکر بیهقی، دلائل النبوه، ج ۱، ص۲۸۹.</ref>. | |||
=== نظم و انضباط مدیریتی === | |||
{{اصلی|نظم و انضباط مدیریتی}} | |||
لازمه گردش درست کارها انضباط و جدّیت در امور است. هیچ [[سازمان]] و جامعهای بدون انضباط و جدّیت به مقصد خود نمیرسد. مراد از انضباط و جدّیت؛ سامانپذیری، [[آراستگی]]، [[نظم]] و ترتیب و سعی و کوشش در کارها<ref>محمد معین، فرهنگ فارسی، چاپ چهارم، انتشارات امیرکبیر، ۱۳۶۰ ش. ج۱، صص۳۸۲-۱۲۱۹.</ref>، و پرهیز از هرگونه [[سستی]] و بیسامانی در امور است. یک سازمان و [[جامعه]] منضبط و جدّی، از [[هماهنگی]] کامل برخوردار است. [[خداوند]] [[اهل]] [[ایمان]] را از هرگونه [[ناهماهنگی]] و پیش افتادن نسبت به [[خدا]] و رسولش پرهیز میدهد و آنان را به [[پیروی]] کامل در این جهت فرا میخواند تا مجموعه سامان یابد و منضبط شود<ref>سوره حجرات، آیه ۱-۲.</ref>. | |||
برای به سامان آمدن و [[استواری]] کارها لوازمی باید فراهم شود که بدون آنها و فارغ از اهتمام برای آنها، [[مدیریت]] به [[ضعف]] و سستی کشیده میشود و کارها نیمه تمام رها میگردد. اکنون به چند مورد اساسی از این لوازم میپردازیم. | |||
# مداومت و پایداری در کار و تمام کردن آن: آنچه در یک مدیریت درست و اصولگرا اهمیت اساسی دارد، مداومت امور است، نه صرفاً آغاز کردن کارها. در بسیاری از [[مدیریتها]]، کارها خوب آغاز میگردد، ولی یا به انجام نمیرسد و یا بد تمام میشود. آنانکه [[روحیه]] استقامت در کار و پایداری تا به انجام رسیدن آن را ندارند، هرگز به مقصد نمیرسند. در یک مدیریت [[منضبط]] و جدّی همه توانها در این جهت قرار میگیرد که با تلاشی همهجانبه و همگانی برنامههای آغاز شده است. | |||
# پرهیز از آرزو و خیال: لازمه جدّیت در کارها دوری از آرزو و خیال در حین عمل و اهتمام بر [[کار و تلاش]] است. برای رسیدن به مقصد، به کار و تلاش باید تکیه کرد، نه به آرزو و خیال؛ زیرا این ویژگیها افراد و [[جوامع]] را از جدّیت باز میدارد و به امور واهی [[دلخوش]] میسازد. خاصیت آرزوی دراز و خیال آن است که فرد و [[جامعه]] را از عمل و اقدام باز میدارد و او را به [[سستی]] و [[تباهی]] [[سوق]] میدهد. | |||
# پرهیز از سستی و کاهلی: سستی و کاهلی از بزرگترین آفتهای [[انضباط]] و جدّیت است. اگر کاهلی و سستی از دری وارد شود، انضباط و جدّیت از در دیگر خارج گردد؛ زیرا به هیچوجه این دو با هم قابل جمع شدن نیست. آنچه یک [[مدیریت]] توانا را ممتاز میسازد، [[شور]] و نشاطی است که در تمام مجموعه تحت اداره جریان دارد و افراد را منضبط و جدّی میسازد. | |||
# پرهیز از نسنجیده کاری: در یک مدیریت [[منضبط]] و جدّی، از [[اعمال]] نسنجیده و ناپخته که نتیجهای جز [[بیانضباطی]] و [[آشفتگی]] و در پی آن [[تباهی]] امور ندارد، به شدّت پرهیز میشود. وارد شدن در اموری که مقدمات آن فراهم نشده است و توان انجام دادن آن وجود ندارد، سبب میشود که [[نظام]] [[اداره امور]] به [[خواری]] کشیده شود. | |||
# انجام دادن به موقع امور: از لوازم اساسی [[انضباط]] و [[جدّیت]] در امور، آن است که کارها به موقع انجام شود. [[تأخیر]] در انجام دادن امور و از دست دادن فرصتهای مناسب و نیز [[شتابزدگی]] در کارها پیش از رسیدن وقت آنها، از ویژگیهای یک [[مدیریت]] [[ضعیف]] و [[ناتوان]] است؛ زیرا کارها در گرو وقت مناسب آن است<ref>[[مصطفی دلشاد تهرانی|دلشاد تهرانی، مصطفی]]، [[سیره نبوی ج۳ (کتاب)|سیره نبوی ج۳]]، ص۳۴۱ ـ ۳۶۸.</ref>. | |||
=== [[نظم و انضباط سیاسی]] === | === [[نظم و انضباط سیاسی]] === | ||
از ارکان نظم و انضباط، انجام به موقع امور و نیز تلاش برای انجام دقیق و کامل آن کار است. [[پیامبر خدا]]{{صل}} در راه ابلاغ رسالت خویش، مراحل مختلفی را پشت سر گذاشت و در تمام این مراحل، در هر جایگاهی و به اقتضای آن به [[وظیفه]] خویش عمل کرد؛ مثلا، در دوران [[دعوت]] مخفیانه، تنها کارهایی را انجام میداد که با [[دعوت پنهانی]] سنخیت داشته باشد و یا در ایام علنی شدن دعوت کارهایی را میکردند که در حیطه [[دعوت علنی]] باشد و با آن مغایرتی نداشته باشد؛ تا اینکه سرانجام، پیروزیهای [[مسلمانان]] در آیندهای نزدیک رقم خورد و [[اسلام]] منتشر شد. مراحل [[دعوت پیامبر]]{{صل}} به اسلام نشان میدهد که ایشان با [[برنامهریزی]] [[منظم]] و از پیش تعیین شده که البته نتیجه [[اوامر الهی]] بود، به ابلاغ رسالت خویش پرداخت<ref>[[فاطمه عادلی|عادلی، فاطمه]] و [[مهدی مصطفایی|مصطفایی، مهدی]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص۶۴۷ ـ ۶۴۸.</ref>. | |||
=== نظم و انضباط نظامی === | |||
{{اصلی|نظم و انضباط نظامی}} | |||
[[انضباط]] پایه نظامیگری است و هیچ ارتشی هر چند دارای نیرو و تجهیزات فراوان دیگران و کامل، بدون داشتن آن در هیچ نبردی [[پیروز]] نخواهد شد؛ و فرق اصلی نظامیان و دیگران، در درجه نخست، انضباطی است که نظامیان بدان پایبندند. [[رسول اکرم]]{{صل}} برای ساماندهی امور [[جنگی]]، اهمیت بسیاری قائل بود؛ ایشان در [[جنگها]] نیروهایش را به صف میکرد و صفهایشان را مرتب میفرمود؛ آنگونه که گویی تیرها را در ترکش مرتب میکند<ref>محمد بن جریر واقدی، المغازی، ج ۱، ص۵۷؛ تقی الدین مقریزی، امتاع الاسماع، ج۱، ص۹۹ و محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک (تاریخ طبری)، ج۲، ص۴۴۶.</ref>.<ref>[[فاطمه عادلی|عادلی، فاطمه]] و [[مهدی مصطفایی|مصطفایی، مهدی]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص۶۴۸-۶۴۹.</ref> | |||
=== [[نظم و انضباط اقتصادی]] === | === [[نظم و انضباط اقتصادی]] === | ||
== منابع == | == منابع == | ||