پرش به محتوا

بنی غنم بن عوف: تفاوت میان نسخه‌ها

۹٬۷۲۴ بایت اضافه‌شده ،  دیروز در ‏۰۹:۲۸
(صفحه‌ای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = | پرسش مرتبط = }} ==نسب بنی غنم== بنی غنم در شمار قبایل قحطانی<ref>عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۳، ص۸۹۴؛ زرکلی، الاعلام، ج۵، ص۹۶.</ref> و از فروعات و شاخه‌های قبیله خزرج‌اند که نسب از...» ایجاد کرد)
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
 
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۱۷: خط ۱۷:
از تاریخ جاهلی بنی غنم و نقش ایشان در وقایع و رخدادهای این ایام خبری به‌دست نیامد اما به نظر می‌رسد آنها نیز همراه با [[خویشان]] خود از [[قبایل یمنی]] [[اوس و خزرج]] در پی ویرانی [[سد مأرب]] به عرصه‌های شمالی‌تر [[مهاجرت]] کردند و در یثرب، در مجاورت [[یهودیان]] ساکن شدند. در آن [[زمان]]، ثروت‌های [[شهر]]، قلعه‌ها و نخلستان‌ها و همچنین [[حکومت]] و [[قدرت]] در دست یهودیان متمرکز بود. اوس و خزرج -که [[بنی غنم بن عوف]] بخشی از آنان بودند- از یهودیان [[حاکم]] بر یثرب که دارای نیرو و نفرات بسیاری بودند، درخواست کردند تا میان آنان [[پیمان]] [[حسن همجواری]] منعقد شود تا از تعرض به یکدیگر [[آسوده]] شده، به وسیلۀ این پیمان مانع دست‌اندازی دیگران شوند<ref>ابن رسته، الأعلاق النفیسه، من ۶۲: محمد بن محمود بن نجار، الدّرة الثمنیه فی تاریخ المدینه، ص۳۲۶.</ref>. آنان با همدیگر پیمان بستند و به مشارکت و [[داد و ستد]] با یکدیگر پرداختند<ref>محمد بن محمود بن نجار، الدّرة الثمنیه فی تاریخ المدینه، ص۳۲۶؛ سمهودی، وفاء الوفاء باخبار دار المصطفی، ج۱، ص۱۴۲.</ref>. با گذشت زمانی دراز از [[انعقاد پیمان]] میان [[یهودیان]] و عرب‌ها، [[اوس و خزرج]] ثروتی اندوختند و [[دارایی]] و نفرات آنان فزونی گرفت. چون [[قبایل]] قریظه و نضیر وضع آنها را چنین دیدند از [[غلبه]] آنان بر [[خانه‌ها]] و اموالشان بیمناک شدند و بنای [[ستمگری]] بر [[اعراب]] یثرب گذاشتند. در یثرب، غلبه و کثرت از آن [[یهود]] بود. [[ستم]] و [[استبداد]] یهود بر عرب‌های یثرب بسیار گران می‌آمد تا اینکه سرانجام به [[ریاست]] مردی از تبار [[بنی سالم بن عوف]] به نام [[مالک بن عجلان]]<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۴۱۵؛ ابن عبد ربه، العقد الفرید، ج۳، ص۳۳۰؛ قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب ‌العرب، ص۲۸۱.</ref>، به [[ستیز]] با یهودیان [[ظالم]] [[مدینه]] و پایان دادن به [[سیادت]] آنها بر این [[شهر]] پرداختند و موفق شدند ضمن [[شکست]] آنها، با تصاحب و [[توزیع]] زمین‌های [[کشاورزی]] و برخی قلعه‌های یثرب، هر یک در محلّی مستقر شوند<ref>سمهودی، وفاء الوفاء باخبار دار المصطفی، ج۱، ص۱۴۴. نیز ر.ک: ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۶۵۷-۶۵۸؛ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۵، ص۸۵.</ref>.
از تاریخ جاهلی بنی غنم و نقش ایشان در وقایع و رخدادهای این ایام خبری به‌دست نیامد اما به نظر می‌رسد آنها نیز همراه با [[خویشان]] خود از [[قبایل یمنی]] [[اوس و خزرج]] در پی ویرانی [[سد مأرب]] به عرصه‌های شمالی‌تر [[مهاجرت]] کردند و در یثرب، در مجاورت [[یهودیان]] ساکن شدند. در آن [[زمان]]، ثروت‌های [[شهر]]، قلعه‌ها و نخلستان‌ها و همچنین [[حکومت]] و [[قدرت]] در دست یهودیان متمرکز بود. اوس و خزرج -که [[بنی غنم بن عوف]] بخشی از آنان بودند- از یهودیان [[حاکم]] بر یثرب که دارای نیرو و نفرات بسیاری بودند، درخواست کردند تا میان آنان [[پیمان]] [[حسن همجواری]] منعقد شود تا از تعرض به یکدیگر [[آسوده]] شده، به وسیلۀ این پیمان مانع دست‌اندازی دیگران شوند<ref>ابن رسته، الأعلاق النفیسه، من ۶۲: محمد بن محمود بن نجار، الدّرة الثمنیه فی تاریخ المدینه، ص۳۲۶.</ref>. آنان با همدیگر پیمان بستند و به مشارکت و [[داد و ستد]] با یکدیگر پرداختند<ref>محمد بن محمود بن نجار، الدّرة الثمنیه فی تاریخ المدینه، ص۳۲۶؛ سمهودی، وفاء الوفاء باخبار دار المصطفی، ج۱، ص۱۴۲.</ref>. با گذشت زمانی دراز از [[انعقاد پیمان]] میان [[یهودیان]] و عرب‌ها، [[اوس و خزرج]] ثروتی اندوختند و [[دارایی]] و نفرات آنان فزونی گرفت. چون [[قبایل]] قریظه و نضیر وضع آنها را چنین دیدند از [[غلبه]] آنان بر [[خانه‌ها]] و اموالشان بیمناک شدند و بنای [[ستمگری]] بر [[اعراب]] یثرب گذاشتند. در یثرب، غلبه و کثرت از آن [[یهود]] بود. [[ستم]] و [[استبداد]] یهود بر عرب‌های یثرب بسیار گران می‌آمد تا اینکه سرانجام به [[ریاست]] مردی از تبار [[بنی سالم بن عوف]] به نام [[مالک بن عجلان]]<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۴۱۵؛ ابن عبد ربه، العقد الفرید، ج۳، ص۳۳۰؛ قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب ‌العرب، ص۲۸۱.</ref>، به [[ستیز]] با یهودیان [[ظالم]] [[مدینه]] و پایان دادن به [[سیادت]] آنها بر این [[شهر]] پرداختند و موفق شدند ضمن [[شکست]] آنها، با تصاحب و [[توزیع]] زمین‌های [[کشاورزی]] و برخی قلعه‌های یثرب، هر یک در محلّی مستقر شوند<ref>سمهودی، وفاء الوفاء باخبار دار المصطفی، ج۱، ص۱۴۴. نیز ر.ک: ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۶۵۷-۶۵۸؛ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۵، ص۸۵.</ref>.
اما [[پیروزی]] و [[اتحاد]] قبایل اوس و خزرج چندی بعد با فتنه‌انگیزی‌ها و اختلاف‌افکنی‌های یهودیان یثرب<ref>احمد ابراهیم شریف، مکه و مدینه فی الجاهلیة و عصر الرسول، ص۳۳۸.</ref>، تبدیل به [[اختلاف]] و [[دشمنی]] شد و سرانجام به جنگ‌های بسیاری منتهی شد که تا آستانه [[هجرت پیامبر]]{{صل}} همچنان تدوام داشت. نخستین این [[جنگ‌ها]] -که احتمالاً [[بنی غنم]] به عنوان بخشی از [[قبیله خزرج]] یک پای آن بودند-[[جنگ]] «[[سمیر]]» بود<ref>سمهودی، وفاء الوفاء باخبار دار المصطفی، ج۱، ص۱۵۵. جهت مطالعه بیشتر در باب این جنگ ر.ک: ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۳، ص۱۶-۲۰. نیز ر.ک: ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۶۵۸-۶۵۹.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>
اما [[پیروزی]] و [[اتحاد]] قبایل اوس و خزرج چندی بعد با فتنه‌انگیزی‌ها و اختلاف‌افکنی‌های یهودیان یثرب<ref>احمد ابراهیم شریف، مکه و مدینه فی الجاهلیة و عصر الرسول، ص۳۳۸.</ref>، تبدیل به [[اختلاف]] و [[دشمنی]] شد و سرانجام به جنگ‌های بسیاری منتهی شد که تا آستانه [[هجرت پیامبر]]{{صل}} همچنان تدوام داشت. نخستین این [[جنگ‌ها]] -که احتمالاً [[بنی غنم]] به عنوان بخشی از [[قبیله خزرج]] یک پای آن بودند-[[جنگ]] «[[سمیر]]» بود<ref>سمهودی، وفاء الوفاء باخبار دار المصطفی، ج۱، ص۱۵۵. جهت مطالعه بیشتر در باب این جنگ ر.ک: ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۳، ص۱۶-۲۰. نیز ر.ک: ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۶۵۸-۶۵۹.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>
==بنی غنم و تاریخ اسلامی==
===اسلام بنی غنم بن عوف===
[[مردم]] بنی غنم بن عوف از پیشتازان [[قبیله خزرج]] در اسلام بودند. از قول بعضی منابع، در شماره کردن برخی از بنی غنمی‌ها در [[پیمان عقبه اول]] و دوم را می‌توان [[گواهی]] صادق بر این ادعا دانست. در [[سال دوازدهم بعثت]]، [[دوازده تن]] از [[انصار]] [[مدینه]] -که [[عبادة بن صامت بن قیس]]<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۴۳۱؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۳، ص۵۶؛ ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۳، ص۱۴۹. برخی منابع، عبادة بن صامت را نه از طایفه بنی غنم بن عوف، بلکه از نسل سالم بن عوف بن عمرو -برادر غنم بن عوف- دانسته‌اند. (ابونعیم، معرفة الصحابه، ج۳، ص۳۳۸؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۲، ص۸۰۸.)</ref> و [[ابوعبدالرحمن یزید بن ثعلبة بن خزمه]]، [[حلیف]] آنها از [[بنی بلی]]<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۴۳۲؛ ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۳، ص۱۴۹.</ref> از جمله ایشان بودند- به منظور تکمیل [[بیعت]] سال گذشته خود به [[مکه]] رهسپار شدند و پس از دیدار با [[رسول خدا]]{{صل}} با ایشان بیعت کردند<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۴۳۱؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۲۳۹.</ref>. این بیعت که به [[بیعت عقبه]] اولی معروف شد نظیر بیعت [[پیامبر]]{{صل}} با [[زنان]] بود.؛ چراکه تا آن [[روز]]، حضرت [[مأمور]] به [[جنگ با کفار]] و [[مشرکین]] نشده بود؛ از این‌رو در این بیعت، [[جنگ]] و [[جهاد]] قید نشده بود. آنان در این بیعت با رسول خدا{{صل}} [[عهد]] بستند که به [[خدا]] [[شرک]] نورزند، [[دزدی]] نکنند، مرتکب [[زنا]] نشوند، فرزندانشان را نکشند، [[بهتان]] و [[افترا]] نزنند و در [[کارهای نیک]] [[نافرمانی]] رسول خدا{{صل}} را نکنند<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۴۳۳؛ ابن حبان، الثقات، ج۱، ص۹۳-۹۴.</ref>. پس از این [[پیمان]]، در [[زمان]] بازگشت انصار به مدینه، [[پیغمبر]]{{صل}}، [[مصعب بن عمیر]] را همراه ایشان به مدینه فرستاد تا [[قرآن]] را [[تعلیم]] آنها کند و [[دستورات اسلام]] را به ایشان بیاموزد<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۴۳۴.</ref>. در [[پیمان عقبه دوم]]، که در [[سال سیزدهم بعثت]]، با [[حضور]] هفتاد و سه تن از [[مردم]] تیره‌های مختلف دو [[قبیله]] [[اوس و خزرج]]<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۴۶۶-۴۵۴؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۲۵۲-۲۴۰.</ref>، از جمله مردانی از [[طایفه]] [[بنی غنم]] در مکانی به نام [[عقبه]] صورت گرفت، نومسلمانان یثرب، با [[پیامبر]]{{صل}} [[پیمان]] بستند که: در [[راحتی]] و [[سختی]] از پیامبر{{صل}} اطاعت کنند؛ در [[زمان]] [[تنگدستی]] و [[ثروت]] [[انفاق]] کنند؛ [[امر به معروف و نهی از منکر]] کنند؛ [[حق]] بگویند و از [[سرزنش]] دیگران نهراسند؛ به هنگام [[هجرت رسول خدا]]{{صل}} به یثرب از وی همچون [[دفاع از خود]]، [[زنان]] و فرزندانشان [[پشتیبانی]] و [[دفاع]] نمایند که در این صورت [[پاداش]] آنان [[بهشت]] می‌باشد. همچنین، [[مسلمانان]] یثرب یادآور شدند که بواسطه این [[بیعت]]، پیمان‌هایشان با [[یهود]] را قطع خواهند کرد به شرطی که پیامبر{{صل}} پس از [[پیروزی]]، آنها را رها نکند و به سوی [[قوم]] خود باز نگردد<ref>بیهقی، دلائل النبوة و معرفة احوال صاحب الشریعه، ج۲، ص۴۴۷.</ref>. این بیعت را به سبب [[تعهد]] یثربیان بر [[دفاع از پیامبر]]{{صل}}، «[[بیعة الحرب]]» گفته‌اند<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۴۵۴؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۲، ص۳۶۸.</ref>. در این پیمان که به سبب وقوع در مکان عقبه آخر، «[[عقبة الآخره]]»<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۷۱.</ref> نیز گفته شده و شرکت‌کنندگان در آن را «[[عقبیون]]»<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۲۵۲؛ ابن شهرآشوب، المناقب، ج۲، ص۵۷.</ref> خوانده‌اند، -همان‌گونه که گفته شد- جمعی از مردان بنی غنم نیز حضور داشتند که از جمله ایشان می‌توان از [[عبادة بن صامت بن قیس]]<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۴۴۴؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۳؛ ابن عبد ربه، العقد الفرید، ج۳، ص۳۳۰.</ref>، و به نقلی [[مالک بن دخشم بن مرضخه]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۴-۴۱۵؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۲۵۲؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۳، ص۱۳۵۰.</ref> و از [[احلاف]] و [[هم‌پیمانان]] ایشان از [[یزید بن ثعلبة بن خزمه]]<ref>ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۴، ص۷۰۴-۷۰۵؛ ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۳، ص۱۵۰.</ref> نام برد. بنا بر نقل منابع، در این دیدار و پس از انجام [[بیعت]]، [[رسول خدا]]{{صل}} از بین حاضران، [[دوازده تن]] را به عنوان [[نقیب]] خود در [[مدینه]] برگزید که [[عبادة بن صامت بن قیس]] از جمله ایشان بود<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۴۱۶؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۳؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۲۵۱.</ref>.
ثبت و ضبط نام جمعی از [[مردمان]] [[بنی سالم]] در شمار [[رزمندگان]] [[جنگ بدر]] هم، دلیلی دیگر بر [[اثبات]] [[پیشتازی]] این [[قوم]] در [[پذیرش اسلام]] است. که در ادامه، در بخش بعدی این مقاله بدان خواهیم پرداخت.
در پایان این بخش، [[تذکر]] این مطلب نیز ضروری است که علاوه بر مردان [[بنی غنم بن عوف]]، بسیاری از [[زنان]] این [[طایفه]] نیز از [[پیشگامان]] [[اسلام در مدینه]] به شمار می‌‌آمدند. از جمله زنان [[پیشتاز]] این قوم، که پس از [[هجرت نبی اکرم]]{{صل}} به مدینه، در کنار مردان خود، پس از [[قبول اسلام]]، با آن حضرت [[بیعت]] کردند می‌توان از: أمامه و [[خوله بنت صامت]] بن قیس -[[خواهران]] عباده و [[اوس بن صامت]]-<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۸۰؛ ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۲۴.</ref>، [[خوله بنت ثعلبة بن أصرم]] -[[همسر]] اوس بن صامت-<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۸۰؛ ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۲۴.</ref>، [[ام انس بنت واقد بن عمرو]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۸۳؛ ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۲۴؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۳۵۸.</ref>، [[بزیعه دختر ابوخارجة بن اوس بن سکن]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۸۳.</ref>، [[فریعه بنت مالک بن دخشم]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۸۲؛ ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۲۴؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۶، ص۲۳۵.</ref> و [[جمیله بنت حزیمة بن حزمه]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۸۲. ابن حبیب از او با نام «جمیله بنت خزیمه» (ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۲۴) و ابن ماکولا از او در کتاب خود با نام و نسب «خمیله بنت خزیمة بن خزمه» نام برده‌اند. (ابن ماکولا، اکمال الکمال، ج۲، ص۱۳۱)</ref> نام برد.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۸۰٬۳۹۵

ویرایش