←بنی غنم بن عوف و تعامل با دولت نبوی{{صل}}
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|||
| (۴ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۶: | خط ۶: | ||
}} | }} | ||
==نسب | ==نسب قبیله== | ||
«بنیغنم» در شمار [[قبایل قحطانی]]<ref>عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۳، ص۸۹۴؛ زرکلی، الاعلام، ج۵، ص۹۶.</ref> و از فروع و شاخههای [[قبیله خزرج]] هستند که نسب از غنم (غانم) بن عوف بن عمرو بن عوف بن خزرج بن حارثه میبرند<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۴۱۴؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۵۳ و ۴۷۱؛ قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب العرب، ص۳۷۱.</ref>. غنم (غانم) را - که برخی منابع، از او با نام اصلی «[[نوفل]]» یاد کردهاند - <ref>قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب العرب، ص۳۸۰.</ref>، «قَوقَل» و فرزندانش را [[قواقله]] گفتهاند<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۴۳۱؛ ابن درید، الاشتقاق، ص۴۵۶؛ ابن عبد ربه، العقد الفرید، ج۳، ص۳۳۰؛ نویری، نهایة الارب فی فنون الادب، ج۲، ص۳۱۶. برخی منابع از او با نام «غانم بن عوف» یاد کردهاند. (ابن اثیر، اللباب فی تهذیب الأنساب، ج۳، ص۶۴؛ تقی الدین مقریزی، إمتاع الأسماع بما للنبی من الأحوال و الأموال و الحفدة و المتاع، ج۹، ص۱۷۶)</ref> و از مردمانش با نسبت «قوقلی» نام بردهاند<ref>ابن اثیر، اللباب فی تهذیب الأنساب، ج۳، ص۶۴.</ref>. اما برخی از منابع، با گستردهتر کردن دایره قواقله، علاوه بر [[فرزندان]] غنم، از فرزندان برادرش [[سالم بن عوف]] نیز تحت عنوان قواقله یاد کردهاند<ref>ابن سید الناس، عیون الاثر فی فنون المغازی و الشمائل و السیر، ج۲، ص۴۳.</ref>. بعضی دیگر هم پا را از این هم فراتر نهاده، با معرفی عوف بن عمرو بن عوف - پدر سالم و غنم - به عنوان «[[قوقل]]»، فرزندان او - بهویژه سالم و غنم - را ذیل عنوان «[[قواقل]]» جای دادهاند<ref>عوتبی صحاری، الانساب، ج۲، ص۵۵۵.</ref>. در مقابل این اقوال، برخی منابع هم با تنگتر کردن این تعریف، ثعلبة بن دعد بن فهر بن ثعلبة بن غنم بن عوف بن عمرو بن عوف بن خزرج<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۴؛ ابن عبد البر، الدرر فی اختصار المغازی و السیر، ص۱۲۳؛ ابن جوزی، المنتظم فی تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۱۹۵.</ref> و بعضی دیگر، دعد بن فهر بن غنم بن سالم بن عوف بن عمرو بن عوف بن عمرو بن خزرج را «[[قوقل]]» دانستهاند<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۱۶۷ ر.ک: خلیفة بن خیاط، الطبقات، ص۱۶۸.</ref>. ضمن این که [[خلیفة بن خیاط]] (م. ۲۴۰ [[هجری]]) از [[غنم بن عوف بن خزرج]]<ref>خلیفة بن خیاط، الطبقات، ص۱۶۸.</ref> و [[ابن حزم]] (م. ۴۵۶ هجری) از بنی [[عنز بن عوف بن عمرو بن خزرج]] تحت عنوان [[قوقل]] یاد کردهاند<ref>ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۵۳. به نظر میرسد در اینجا سهو یا تحریف و شاید هم تصحیفی اتفاق افتاده باشد. دلیل ما هم بر این امر، این است که او در شمارش فرزندان و اجلّای این قوم، (ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۵۴) همان مواردی را ذکر میکند که ابن کلبی و دیگران از آنها در عداد فرزندان و معاریف بنی غنم بن عوف یاد کردهاند.</ref>. در وجه [[تسمیه]] آنان به این نام گفته شده که چون مردی به آنها [[پناهنده]] میشد بدو گفته میشد: «قوقل حیث شئت؛ یعنی تو در امانی هر جا [[دوست]] داشتی [[منزل]] کن»<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۴۱۴. با اندک اختلاف در: محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۱۶۷؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۴؛ ابن حبان، الثقات، ج۳، ص۳۰۲ - ۳۰۳.</ref> [[ابن هشام]] (م. ۲۱۸ هجری) هم در بیان علت نامگذاری ایشان بدین نام مینویسد: «به آنها [[قواقل]] میگفتند؛ چون هرگاه به فردی پناه میدادند، سهمی برای او قرار میدادند و به او میگفتند: «قوقل به بیثرب حیث شئت»»<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۴۳۲؛ نیز ر.ک: صالحی شامی، سبل الهدی و الرشاد فی سیرة خیر العباد، ج۳، ص۲۱۱.</ref>. «[[نویری]]» (م. ۷۳۳ هجری) نیز، دارا بودن قلعهای به نام «قوقل» و [[سکونت]] آنها در این قلعه را سبب تخصیص این نام برای غنمیها دانسته است<ref>نویری، نهایة الارب فی فنون الادب، ج۲، ص۳۱۶.</ref>. | |||
از غنم فرزندانی به اسامی [[ثعلبه]]، مِرضَخَه، ابیّ، مالک و حبیب بر جای ماند<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۴۱۵. نیز ر.ک: جمهرة أنساب العرب ص۳۵۴؛ یاقوت حموی، المقتضب من کتاب جمهرة النسب، ص۹۰.</ref> که تداومبخش [[نسل]] او در [[زمین]] گردیدند. این [[طایفه]]، بمانند بسیاری دیگر از [[قبایل]] و [[طوایف]] [[عرب]]، از شعب و شاخههای متعددی شکل یافته بود که از مهمترین آنها میتوان از [[بنی دعد بن فهر]]<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۱۶۷؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۶۹۴؛ ابن حبان، الثقات، ج۱، ص۱۹۷؛ ابن عبد البر، الدرر فی اختصار المغازی و السیر، ص۱۲۳.</ref> و [[بنی مرضخة بن غنم]]<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۶۹۴؛ ابن حبان، الثقات، ج۱، ص۱۹۷. نیز ر.ک: ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۴ و ج۸، ص۲۸۳؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۳۰۳؛ قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب العرب، ص۱۵۶.</ref> یاد کرد.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref> | از غنم فرزندانی به اسامی [[ثعلبه]]، مِرضَخَه، ابیّ، مالک و حبیب بر جای ماند<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۴۱۵. نیز ر.ک: جمهرة أنساب العرب ص۳۵۴؛ یاقوت حموی، المقتضب من کتاب جمهرة النسب، ص۹۰.</ref> که تداومبخش [[نسل]] او در [[زمین]] گردیدند. این [[طایفه]]، بمانند بسیاری دیگر از [[قبایل]] و [[طوایف]] [[عرب]]، از شعب و شاخههای متعددی شکل یافته بود که از مهمترین آنها میتوان از [[بنی دعد بن فهر]]<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۱۶۷؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۶۹۴؛ ابن حبان، الثقات، ج۱، ص۱۹۷؛ ابن عبد البر، الدرر فی اختصار المغازی و السیر، ص۱۲۳.</ref> و [[بنی مرضخة بن غنم]]<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۶۹۴؛ ابن حبان، الثقات، ج۱، ص۱۹۷. نیز ر.ک: ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۴ و ج۸، ص۲۸۳؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۳۰۳؛ قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب العرب، ص۱۵۶.</ref> یاد کرد.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref> | ||
| خط ۱۵: | خط ۱۵: | ||
==تاریخ جاهلی بنی غنم== | ==تاریخ جاهلی بنی غنم== | ||
از تاریخ جاهلی بنی غنم و نقش ایشان در وقایع و رخدادهای این ایام خبری بهدست نیامد اما به نظر میرسد آنها نیز همراه با [[خویشان]] خود از [[قبایل یمنی]] [[اوس و خزرج]] در پی ویرانی [[سد مأرب]] به عرصههای شمالیتر [[مهاجرت]] کردند و در یثرب، در مجاورت [[یهودیان]] ساکن شدند. در آن [[زمان]]، ثروتهای [[شهر]]، قلعهها و نخلستانها و همچنین [[حکومت]] و [[قدرت]] در دست یهودیان متمرکز بود. اوس و خزرج -که | از تاریخ جاهلی بنی غنم و نقش ایشان در وقایع و رخدادهای این ایام خبری بهدست نیامد اما به نظر میرسد آنها نیز همراه با [[خویشان]] خود از [[قبایل یمنی]] [[اوس و خزرج]] در پی ویرانی [[سد مأرب]] به عرصههای شمالیتر [[مهاجرت]] کردند و در یثرب، در مجاورت [[یهودیان]] ساکن شدند. در آن [[زمان]]، ثروتهای [[شهر]]، قلعهها و نخلستانها و همچنین [[حکومت]] و [[قدرت]] در دست یهودیان متمرکز بود. اوس و خزرج -که بنی غنم بن عوف بخشی از آنان بودند- از یهودیان [[حاکم]] بر یثرب که دارای نیرو و نفرات بسیاری بودند، درخواست کردند تا میان آنان [[پیمان]] [[حسن همجواری]] منعقد شود تا از تعرض به یکدیگر [[آسوده]] شده، به وسیلۀ این پیمان مانع دستاندازی دیگران شوند<ref>ابن رسته، الأعلاق النفیسه، من ۶۲: محمد بن محمود بن نجار، الدّرة الثمنیه فی تاریخ المدینه، ص۳۲۶.</ref>. آنان با همدیگر پیمان بستند و به مشارکت و [[داد و ستد]] با یکدیگر پرداختند<ref>محمد بن محمود بن نجار، الدّرة الثمنیه فی تاریخ المدینه، ص۳۲۶؛ سمهودی، وفاء الوفاء باخبار دار المصطفی، ج۱، ص۱۴۲.</ref>. با گذشت زمانی دراز از [[انعقاد پیمان]] میان [[یهودیان]] و عربها، [[اوس و خزرج]] ثروتی اندوختند و [[دارایی]] و نفرات آنان فزونی گرفت. چون [[قبایل]] قریظه و نضیر وضع آنها را چنین دیدند از [[غلبه]] آنان بر [[خانهها]] و اموالشان بیمناک شدند و بنای [[ستمگری]] بر [[اعراب]] یثرب گذاشتند. در یثرب، غلبه و کثرت از آن [[یهود]] بود. [[ستم]] و [[استبداد]] یهود بر عربهای یثرب بسیار گران میآمد تا اینکه سرانجام به [[ریاست]] مردی از تبار [[بنی سالم بن عوف]] به نام [[مالک بن عجلان]]<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۴۱۵؛ ابن عبد ربه، العقد الفرید، ج۳، ص۳۳۰؛ قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب العرب، ص۲۸۱.</ref>، به [[ستیز]] با یهودیان [[ظالم]] [[مدینه]] و پایان دادن به [[سیادت]] آنها بر این [[شهر]] پرداختند و موفق شدند ضمن [[شکست]] آنها، با تصاحب و [[توزیع]] زمینهای [[کشاورزی]] و برخی قلعههای یثرب، هر یک در محلّی مستقر شوند<ref>سمهودی، وفاء الوفاء باخبار دار المصطفی، ج۱، ص۱۴۴. نیز ر.ک: ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۶۵۷-۶۵۸؛ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۵، ص۸۵.</ref>. | ||
اما [[پیروزی]] و [[اتحاد]] قبایل اوس و خزرج چندی بعد با فتنهانگیزیها و اختلافافکنیهای یهودیان یثرب<ref>احمد ابراهیم شریف، مکه و مدینه فی الجاهلیة و عصر الرسول، ص۳۳۸.</ref>، تبدیل به [[اختلاف]] و [[دشمنی]] شد و سرانجام به جنگهای بسیاری منتهی شد که تا آستانه [[هجرت پیامبر]]{{صل}} همچنان تدوام داشت. نخستین این [[جنگها]] -که احتمالاً [[بنی غنم]] به عنوان بخشی از [[قبیله خزرج]] یک پای آن بودند-[[جنگ]] «[[سمیر]]» بود<ref>سمهودی، وفاء الوفاء باخبار دار المصطفی، ج۱، ص۱۵۵. جهت مطالعه بیشتر در باب این جنگ ر.ک: ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۳، ص۱۶-۲۰. نیز ر.ک: ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۶۵۸-۶۵۹.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref> | اما [[پیروزی]] و [[اتحاد]] قبایل اوس و خزرج چندی بعد با فتنهانگیزیها و اختلافافکنیهای یهودیان یثرب<ref>احمد ابراهیم شریف، مکه و مدینه فی الجاهلیة و عصر الرسول، ص۳۳۸.</ref>، تبدیل به [[اختلاف]] و [[دشمنی]] شد و سرانجام به جنگهای بسیاری منتهی شد که تا آستانه [[هجرت پیامبر]]{{صل}} همچنان تدوام داشت. نخستین این [[جنگها]] -که احتمالاً [[بنی غنم]] به عنوان بخشی از [[قبیله خزرج]] یک پای آن بودند-[[جنگ]] «[[سمیر]]» بود<ref>سمهودی، وفاء الوفاء باخبار دار المصطفی، ج۱، ص۱۵۵. جهت مطالعه بیشتر در باب این جنگ ر.ک: ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۳، ص۱۶-۲۰. نیز ر.ک: ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۶۵۸-۶۵۹.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref> | ||
| خط ۲۳: | خط ۲۳: | ||
ثبت و ضبط نام جمعی از [[مردمان]] [[بنی سالم]] در شمار [[رزمندگان]] [[جنگ بدر]] هم، دلیلی دیگر بر [[اثبات]] [[پیشتازی]] این [[قوم]] در [[پذیرش اسلام]] است. که در ادامه، در بخش بعدی این مقاله بدان خواهیم پرداخت. | ثبت و ضبط نام جمعی از [[مردمان]] [[بنی سالم]] در شمار [[رزمندگان]] [[جنگ بدر]] هم، دلیلی دیگر بر [[اثبات]] [[پیشتازی]] این [[قوم]] در [[پذیرش اسلام]] است. که در ادامه، در بخش بعدی این مقاله بدان خواهیم پرداخت. | ||
در پایان این بخش، [[تذکر]] این مطلب نیز ضروری است که علاوه بر مردان | در پایان این بخش، [[تذکر]] این مطلب نیز ضروری است که علاوه بر مردان بنی غنم بن عوف، بسیاری از [[زنان]] این [[طایفه]] نیز از [[پیشگامان]] [[اسلام در مدینه]] به شمار میآمدند. از جمله زنان [[پیشتاز]] این قوم، که پس از [[هجرت نبی اکرم]]{{صل}} به مدینه، در کنار مردان خود، پس از [[قبول اسلام]]، با آن حضرت [[بیعت]] کردند میتوان از: أمامه و [[خوله بنت صامت]] بن قیس -[[خواهران]] عباده و [[اوس بن صامت]]-<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۸۰؛ ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۲۴.</ref>، [[خوله بنت ثعلبة بن أصرم]] -[[همسر]] اوس بن صامت-<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۸۰؛ ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۲۴.</ref>، [[ام انس بنت واقد بن عمرو]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۸۳؛ ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۲۴؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۳۵۸.</ref>، [[بزیعه دختر ابوخارجة بن اوس بن سکن]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۸۳.</ref>، [[فریعه بنت مالک بن دخشم]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۸۲؛ ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۲۴؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۶، ص۲۳۵.</ref> و [[جمیله بنت حزیمة بن حزمه]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۸۲. ابن حبیب از او با نام «جمیله بنت خزیمه» (ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۲۴) و ابن ماکولا از او در کتاب خود با نام و نسب «خمیله بنت خزیمة بن خزمه» نام بردهاند. (ابن ماکولا، اکمال الکمال، ج۲، ص۱۳۱)</ref> نام برد.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref> | ||
===بنی غنم بن عوف و تعامل با دولت نبوی{{صل}}=== | ===بنی غنم بن عوف و تعامل با دولت نبوی{{صل}}=== | ||
از قول برخی منابع، در ذکر جریان چگونگی ورود [[پیامبر]]{{صل}} به [[مدینه]] و استقبال [[طوایف]] [[مسلمان]] این [[شهر]] از ایشان در جریان [[هجرت]] آن حضرت به مدینه<ref>در پی هجرت نبی خاتم{{صل}} به مدینه، آن حضرت، با استقبال پر شور مردم انصار به مدینه وارد شد. نقل است که رسول خدا{{صل}} از روز دوشنبه دوازدهم ربیع الاول که به محله قباء وارد شد تا روز جمعه (چهار روز) در قباء در میان مردم بنی عمرو بن عوف اقامت فرمود و در همان چند روز، مسجد قبا -نخستین مسجد اسلام- را به دست خود بنا نمود. سپس روز جمعه، سوار بر مادهشتر (ناقه) خود به حرکت در آمدند تا به مدینه وارد شوند. حضرت، به هنگام ظهر به محله «بنی سالم بن عوف» -محل سکونت بنی سالم و بنی غنم بن عوف- رسید و با جمع همراه خود، نخستین نماز جمعه اسلام را در وادی رانوناء برپا داشتند. (ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۴۹۴؛ خلیفة بن خیاط، تاریخ، ص۱۸-۱۹؛ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۴، ص۳۰۲.) پس از اتمام نماز، بزرگان بنی سالم بن عوف [و احتمالاً بنی غنم بن عوف] مانند: عتبان بن مالک و جمعی دیگر نزد آن حضرت آمده عرضه داشتند: «یا رسول الله{{صل}} در میان قوم ما فرود آی که هر چه بخواهی از اسلحه و مردان جنگجو و مال و آذوقه در دفاع از شما در آن فراهم است». اما پیامبر{{صل}} به آنان فرمود: «شتر را رها کنید و راه را باز کنید که او مأمور است». (ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۴۹۴؛ بیهقی، دلائل النبوه و معرفة احوال صاحب الشریعه، ج۲، ص۵۰۴؛ ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۳، ص۱۹۸.)</ref>، اگر بگذریم، حضور در عرصههای مختلف [[سیاسی]]- [[اجتماعی]] دوران [[حکومت نبوی]]{{صل}} -بهویژه حضور فعال در میادین نظامی- را باید از مهمترین فعالیتهای بنی غنمیها در دوران [[حیات پیامبر]]{{صل}} برشمرد. با گشوده شدن عرصه [[جهاد]] و برخورد نظامی [[رسول خدا]]{{صل}} با [[یهودیان]] و [[کفار]] شبه جزیره، [[بنی غنم]] در کنار دیگر [[خویشان]] [[مدنی]] خود از [[قبایل]] [[اوس و خزرج]]، به [[یاری]] [[پیغمبر]]{{صل}} شتافتند و پای ثابت [[سپاه]] [[نبوی]]{{صل}} در تمامی [[غزوات]] و سرایای حضرت گردیدند. نخستین این [[جنگها]]، [[غزوه بدر]] بود از جمله بنی غنمیهای حاضر در این میدان بزرگ میتوان از [[عبادة بن صامت بن قیس بن أصرم]] و برادرش [[أوس بن صامت]]<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۴۱۶؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۶۶؛ طبرانی، المعجم الکبیر، ج۱، ص۲۲۵.</ref>، [[نعمان بن مالک بن ثعلبه]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۴؛ ابن حبان، الثقات، ج۱، ص۱۹۷؛ ابن عبد البر، الدرر فی اختصار المغازی و السیر، ص۱۲۳.</ref>، حارث بن خرمة (خزیمه) بن عدی<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۴۱۶؛ ابن عبد ربه، العقد الفرید، ج۳، ص۳۳۰..</ref>، [[نوفل بن عبدالله بن نضله]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۵.</ref> و [[مالک بن دخشم]]<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۴۱۶؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۵؛ ابن حبان، الثقات، ج۱، ص۱۹۷.</ref> نام برد. [[اسارت]] [[سهیل بن عمرو قریشی]] در این [[جنگ]] به دست [[مالک بن دخشم]] و حوادث پیرامون آن، از [[اخبار]] مهم این [[نبرد]] است که در آن به نقش | از قول برخی منابع، در ذکر جریان چگونگی ورود [[پیامبر]]{{صل}} به [[مدینه]] و استقبال [[طوایف]] [[مسلمان]] این [[شهر]] از ایشان در جریان [[هجرت]] آن حضرت به مدینه<ref>در پی هجرت نبی خاتم{{صل}} به مدینه، آن حضرت، با استقبال پر شور مردم انصار به مدینه وارد شد. نقل است که رسول خدا{{صل}} از روز دوشنبه دوازدهم ربیع الاول که به محله قباء وارد شد تا روز جمعه (چهار روز) در قباء در میان مردم بنی عمرو بن عوف اقامت فرمود و در همان چند روز، مسجد قبا -نخستین مسجد اسلام- را به دست خود بنا نمود. سپس روز جمعه، سوار بر مادهشتر (ناقه) خود به حرکت در آمدند تا به مدینه وارد شوند. حضرت، به هنگام ظهر به محله «بنی سالم بن عوف» -محل سکونت بنی سالم و بنی غنم بن عوف- رسید و با جمع همراه خود، نخستین نماز جمعه اسلام را در وادی رانوناء برپا داشتند. (ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۴۹۴؛ خلیفة بن خیاط، تاریخ، ص۱۸-۱۹؛ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۴، ص۳۰۲.) پس از اتمام نماز، بزرگان بنی سالم بن عوف [و احتمالاً بنی غنم بن عوف] مانند: عتبان بن مالک و جمعی دیگر نزد آن حضرت آمده عرضه داشتند: «یا رسول الله{{صل}} در میان قوم ما فرود آی که هر چه بخواهی از اسلحه و مردان جنگجو و مال و آذوقه در دفاع از شما در آن فراهم است». اما پیامبر{{صل}} به آنان فرمود: «شتر را رها کنید و راه را باز کنید که او مأمور است». (ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۴۹۴؛ بیهقی، دلائل النبوه و معرفة احوال صاحب الشریعه، ج۲، ص۵۰۴؛ ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۳، ص۱۹۸.)</ref>، اگر بگذریم، حضور در عرصههای مختلف [[سیاسی]]- [[اجتماعی]] دوران [[حکومت نبوی]]{{صل}} -بهویژه حضور فعال در میادین نظامی- را باید از مهمترین فعالیتهای بنی غنمیها در دوران [[حیات پیامبر]]{{صل}} برشمرد. با گشوده شدن عرصه [[جهاد]] و برخورد نظامی [[رسول خدا]]{{صل}} با [[یهودیان]] و [[کفار]] شبه جزیره، [[بنی غنم]] در کنار دیگر [[خویشان]] [[مدنی]] خود از [[قبایل]] [[اوس و خزرج]]، به [[یاری]] [[پیغمبر]]{{صل}} شتافتند و پای ثابت [[سپاه]] [[نبوی]]{{صل}} در تمامی [[غزوات]] و سرایای حضرت گردیدند. نخستین این [[جنگها]]، [[غزوه بدر]] بود از جمله بنی غنمیهای حاضر در این میدان بزرگ میتوان از [[عبادة بن صامت بن قیس بن أصرم]] و برادرش [[أوس بن صامت]]<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۴۱۶؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۶۶؛ طبرانی، المعجم الکبیر، ج۱، ص۲۲۵.</ref>، [[نعمان بن مالک بن ثعلبه]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۴؛ ابن حبان، الثقات، ج۱، ص۱۹۷؛ ابن عبد البر، الدرر فی اختصار المغازی و السیر، ص۱۲۳.</ref>، حارث بن خرمة (خزیمه) بن عدی<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۴۱۶؛ ابن عبد ربه، العقد الفرید، ج۳، ص۳۳۰..</ref>، [[نوفل بن عبدالله بن نضله]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۵.</ref> و [[مالک بن دخشم]]<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۴۱۶؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۵؛ ابن حبان، الثقات، ج۱، ص۱۹۷.</ref> نام برد. [[اسارت]] [[سهیل بن عمرو قریشی]] در این [[جنگ]] به دست [[مالک بن دخشم]] و حوادث پیرامون آن، از [[اخبار]] مهم این [[نبرد]] است که در آن به نقش بنی غنم بن عوف در این [[پیکار]] بزرگ پرداخته شده است<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۳۰۳؛ ابن عبد ربه، العقد الفرید، ج۳، ص۳۳۰.</ref>. | ||
[[جنگ احد]] نیز، از دیگر [[غزوات]] بزرگ دوران [[حکومت]] [[نبی مکرم اسلام]]{{صل}} بود که [[شاهد]] حضور جمعی از [[بنی غنم]] در خود بود. در این جنگ -که به [[سال سوم هجرت]] اتفاق افتاد،- گروهی از [[مردم]] این [[قوم]] که [[عبادة بن صامت بن قیس]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۳؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۳، ص۵۶.</ref> و برادرش [[اوس بن صامت]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۳. نیز ر.ک: ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۱، ص۱۷۲.</ref>، [[نعمان بن مالک بن ثعلبه]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۴. نیز ر.ک: هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۴۱۶؛ ابن جوزی، المنتظم فی تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۱۹۶.</ref>، [[مالک بن دخشم بن مرضخه]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۵.</ref> و [[نهیک بن اوس بن خزمه]]<ref>ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۴، ص۱۵۱۱؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۴، ص۵۸۹.</ref> از جمله ایشان بودند، مشارکت داشتند. در پایان این [[جنگ]]، جمعی از [[مسلمانان]] به [[شهادت]] رسیدند که [[نعمان بن مالک بن ثعلبه]] از بنی غنم بن عوف از جمله آنان بود<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۴. نیز ر.ک: هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۴۱۶؛ ابن جوزی، المنتظم فی تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۱۹۶.</ref>. علاوه بر [[بدر]] و [[احد]]، جنگهای خندق<ref>از مشارکتکنندگان بنی غنم در این جنگ میتوان از: مالک بن دخشم بن مرضخه، (ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۵) عبادة بن صامت بن قیس بن اصرم (ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۳؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۳، ص۵۶) و برادرش اوس بن صامت (ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۳) نام برد.</ref>، [[تبوک]]<ref>از جمله غنمیهای شرکتکننده در نبرد تبوک میتوان از مالک بن دخشم بن مرضخه یاد کرد. نقل است که پیامبر{{صل}}، در مراجعت از تبوک، پس از نزول آیاتی از قرآن کریم، او و عاصم بن عدی را به مدینه فرستاد تا مسجد ضرار را در محله بنی عمرو بن عوف آتش بزنند. (ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۵)</ref>، حنین<ref>از جمله این شرکتکنندگان، نهیک بن اوس بن خزمه بود. پس از پایان پیروزمندانه این جنگ، حضرت او را جهت بشارت فتح حنین و هوازن به مدینه فرستاد. (ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۴، ص۵۸۹-۵۹۰)</ref> و دیگر جنگهای [[دوران پیامبر]]{{صل}}<ref>از جمله ایشان میتوان از مالک بن قیس بن خیثمه، (ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۴، ص۲۷۰) مالک بن دخشم بن مرضخه، (ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۵) نهیک بن اوس بن خزمه، (ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۴، ص۱۵۱۱) عبادة بن صامت بن قیس بن اصرم (ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۳؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۳، ص۵۶) و برادرش اوس بن صامت (ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۳) یاد کرد.</ref> هم، عرصه حضور مردانی از بنی غنم بود. | [[جنگ احد]] نیز، از دیگر [[غزوات]] بزرگ دوران [[حکومت]] [[نبی مکرم اسلام]]{{صل}} بود که [[شاهد]] حضور جمعی از [[بنی غنم]] در خود بود. در این جنگ -که به [[سال سوم هجرت]] اتفاق افتاد،- گروهی از [[مردم]] این [[قوم]] که [[عبادة بن صامت بن قیس]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۳؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۳، ص۵۶.</ref> و برادرش [[اوس بن صامت]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۳. نیز ر.ک: ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۱، ص۱۷۲.</ref>، [[نعمان بن مالک بن ثعلبه]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۴. نیز ر.ک: هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۴۱۶؛ ابن جوزی، المنتظم فی تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۱۹۶.</ref>، [[مالک بن دخشم بن مرضخه]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۵.</ref> و [[نهیک بن اوس بن خزمه]]<ref>ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۴، ص۱۵۱۱؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۴، ص۵۸۹.</ref> از جمله ایشان بودند، مشارکت داشتند. در پایان این [[جنگ]]، جمعی از [[مسلمانان]] به [[شهادت]] رسیدند که [[نعمان بن مالک بن ثعلبه]] از بنی غنم بن عوف از جمله آنان بود<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۴. نیز ر.ک: هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۴۱۶؛ ابن جوزی، المنتظم فی تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۱۹۶.</ref>. علاوه بر [[بدر]] و [[احد]]، جنگهای خندق<ref>از مشارکتکنندگان بنی غنم در این جنگ میتوان از: مالک بن دخشم بن مرضخه، (ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۵) عبادة بن صامت بن قیس بن اصرم (ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۳؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۳، ص۵۶) و برادرش اوس بن صامت (ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۳) نام برد.</ref>، [[تبوک]]<ref>از جمله غنمیهای شرکتکننده در نبرد تبوک میتوان از مالک بن دخشم بن مرضخه یاد کرد. نقل است که پیامبر{{صل}}، در مراجعت از تبوک، پس از نزول آیاتی از قرآن کریم، او و عاصم بن عدی را به مدینه فرستاد تا مسجد ضرار را در محله بنی عمرو بن عوف آتش بزنند. (ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۵)</ref>، حنین<ref>از جمله این شرکتکنندگان، نهیک بن اوس بن خزمه بود. پس از پایان پیروزمندانه این جنگ، حضرت او را جهت بشارت فتح حنین و هوازن به مدینه فرستاد. (ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۴، ص۵۸۹-۵۹۰)</ref> و دیگر جنگهای [[دوران پیامبر]]{{صل}}<ref>از جمله ایشان میتوان از مالک بن قیس بن خیثمه، (ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۴، ص۲۷۰) مالک بن دخشم بن مرضخه، (ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۵) نهیک بن اوس بن خزمه، (ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۴، ص۱۵۱۱) عبادة بن صامت بن قیس بن اصرم (ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۳؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۳، ص۵۶) و برادرش اوس بن صامت (ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۳) یاد کرد.</ref> هم، عرصه حضور مردانی از بنی غنم بود. | ||
| خط ۳۴: | خط ۳۴: | ||
===بنی غنم بن عوف پس از رحلت نبی خاتم{{صل}}=== | ===بنی غنم بن عوف پس از رحلت نبی خاتم{{صل}}=== | ||
از بنی غنم بن عوف و حضورشان در وقایع و حوادث این دوران معدود اخباری در دست است که از مهمترین آنها میتوان به [[کارگزاری]] برخی از غنمیها برای [[خلفا]] اشاره کرد. [[عبادة بن صامت]] بن قیس از جمله این افراد است که بنا بر نقل برخی گزارشات [[تاریخی]]، از سوی [[عمر بن خطاب]] به عنوان [[قاضی]] و [[معلم قرآن]] و نیز انجام [[تفقّه]] به [[شام]] فرستاده شد<ref>ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۳، ص۵۶.</ref>. برخی منابع، عباده را اولین قاضی [[فلسطین]] گفتهاند<ref>ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۳، ص۵۶.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref> | از بنی غنم بن عوف و حضورشان در وقایع و حوادث این دوران معدود اخباری در دست است که از مهمترین آنها میتوان به [[کارگزاری]] برخی از غنمیها برای [[خلفا]] اشاره کرد. [[عبادة بن صامت]] بن قیس از جمله این افراد است که بنا بر نقل برخی گزارشات [[تاریخی]]، از سوی [[عمر بن خطاب]] به عنوان [[قاضی]] و [[معلم قرآن]] و نیز انجام [[تفقّه]] به [[شام]] فرستاده شد<ref>ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۳، ص۵۶.</ref>. برخی منابع، عباده را اولین قاضی [[فلسطین]] گفتهاند<ref>ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۳، ص۵۶.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref> | ||
==اعلام و مشاهیر این قوم== | |||
این [[طایفه]]، زادگاه معاریف و [[رجال]] برجسته بسیاری است که از مشاهیر آنها میتوان از اصحابی چون: [[نهیک بن اوس بن خزمه]]<ref>ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۴، ص۱۵۱۱.</ref>، [[عبادة بن صامت بن قیس]] -از [[عقبیون]]<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۴۳۱ و۴۴۴؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۳؛ ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۳، ص۱۵۰.</ref> و [[نقباء]] [[خزرج]]<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۴۱۶؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۳؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۲۵۱.</ref> و اولین [[قاضی]] [[فلسطین]]<ref>ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۳، ص۵۶.</ref>- [[اوس بن صامت]]<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۴۱۶؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۶۶؛ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۲۶، ص۱۷۹.</ref>، [[مالک بن دخشم]]<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۴۱۶؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۵؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۳۰۳.</ref>، [[حارث بن خرمة بن عدی]]<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۴۱۶.</ref>، [[نوفل بن عبدالله بن نضله]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۵.</ref>، و [[نعمان بن مالک بن ثعلبه]] -از [[بدریون]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۴؛ ابن حبان، الثقات، ج۱، ص۱۹۷؛ ابن عبد البر، الدرر فی اختصار المغازی و السیر، ص۱۲۳.</ref> و از [[شهدای جنگ احد]]-<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۴. نیز ر.ک: هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۴۱۶ ابن جوزی، المنتظم فی تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۱۹۶.</ref> نام برد. [[ولید بن عبادة بن صامت بن قیس]] -از [[تابعین]] و [[محدثین]] [[اخبار]]-<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۵۹؛ المزی، تهذیب الکمال، ج۳۱، ص۳۱.</ref> و پسرانش [[عبادة بن ولید بن عبادة بن صامت بن قیس]]<ref>بخاری، التاریخ الکبیر، ج۶، ص۹۴؛ ابن ابیحاتم، الجرح و التعدیل، ج۶، ص۹۶؛ ابن حبان، الثقات، ج۱، ص۱۰۶؛ ابن حجر عسقلانی، تهذیب التهذیب، ج۵، ص۱۰۰.</ref> و [[یحیی بن ولید بن عبادة بن صامت بن قیس]]<ref>بخاری، التاریخ الکبیر، ج۸، ص۳۰۹؛ ابن ابیحاتم، الجرح و التعدیل، ج۹، ص۱۹۴؛ المزی، تهذیب الکمال، ج۳۲، ص۳۰.</ref>، همچنین، [[نعمان بن داوود بن محمد بن عبادة بن صامت بن قیس]]<ref>بخاری، التاریخ الکبیر، ج۸، ص۸۰؛ ابن ابیحاتم، الجرح و التعدیل، ج۸، ص۴۴۷.</ref> و برادرش [[ولید بن داوود بن محمد بن بن عبادة بن صامت بن قیس]]<ref>ابن حبان، الثقات، ج۹، ص۲۲۴. نیز ر.ک: ابن ابی عاصم، الآحاد و المثانی، ج۳، ص۴۳۱؛ ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ج۲، ص۷.</ref> -همگی از [[محدثان]] و اخباریان [[اهل سنت]]- هم، از دیگر [[رجال]] معروف این [[قوم]] بودند. ضمن اینکه از [[زنان]] نامآور این قوم که نامی از ایشان در جریده [[تاریخ]] به ثبت و ضبط رسیده است باید از [[خوله]] بنت [[ثعلبة]] بن أصرم -[[همسر]] [[اوس بن صامت]] از زنان [[بیعتکننده]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۸۰.</ref> و از مسببین [[نزول آیات]] ظهار<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۳-۴۱۴؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۲۵۱؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۱، ص۱۷۲.</ref>- أمامه و [[خوله بنت صامت بن قیس]] -[[خواهران]] عباده و اوس بن صامت-<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۸۰؛ ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۲۴.</ref>، [[ام انس بنت واقد بن عمرو]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۸۳؛ ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۲۴؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۳۵۸.</ref>، بزیعه دختر [[ابوخارجة بن اوس بن سکن]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۸۳.</ref>، [[فریعه بنت مالک بن دخشم]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۸۲؛ ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۲۴؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۶، ص۲۳۵.</ref> و [[جمیله بنت حزیمة بن حزمه]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۸۲. ضمن این که ابن حبیب از او با نام «جمیله بنت خزیمه» (ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۲۴) و ابن ماکولا از او در کتاب خود با نام و نسب «خمیله بنت خزیمة بن خزمه» نام بردهاند. (ابن ماکولا، اکمال الکمال، ج۲، ص۱۳۱)</ref> -همگی از [[صحابیات]] و [[بیعتکنندگان]] با [[پیامبر]]{{صل}}- یاد کرد.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||