قضاعه: تفاوت میان نسخه‌ها

۳۷٬۱۲۴ بایت اضافه‌شده ،  دیروز در ‏۱۰:۱۱
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۶۴: خط ۶۴:
«بلادی» نیز، [[خندف]] و شبابه را از [[قبایل]] معروف حجاز برشمرده، بنی بلی را از تیره‌های شبابه دانسته است<ref>بلادی، نسب حرب، ص۲۲۵.</ref>. این [[طایفه]]، خود به [[دوازده]] شاخه تقسیم می‌شود<ref>نک‍: فؤاد حمزه، قلب جزیرة العرب، ص۱۳۹.</ref>. در سال ۱۹۲۶میلادی [[عربستان سعودی]] به هفت امارت تقسیم شد که یکی از آنها امارت «وجه» بود و تمام قبایل بنی بلی از جمله جواهره، قُرعان، وابِصه و عرادات تابع آن شدند<ref>فؤاد حمزه، قلب جزیرة العرب، ص۸۰؛ زرکلی، شبه الجزیرة فی عهد الملک عبدالعزیز، ج۳، ص۸۸۲.</ref>. در همین [[زمان]]، [[رئیس قبیله]] بنی بلی در وجه، [[حامد بن سالم بن رفاده]]، معروف به «[[اعور]]» بر [[حکومت مرکزی]] [[عربستان]] شورید و در این [[شورش]]، افراد بسیاری از قبیله بنی بلی کشته شدند. پس از حامد، [[ریاست]] قبیلۀ بلی را [[ابراهیم بن سلیمان بن رفاده]] بر عهده گرفت<ref>خطیب، صفحات من تاریخ الجزیرة العربیة الحدیث، ص۲۰۱؛ ناصر سعید، تاریخ آل‌سعود، ج۱، ص۳۰۲-۳۰۳؛ زرکلی، شبه الجزیرة فی عهد الملک عبدالعزیز، ج۱، ص۵۵۷ – ۵۵۸.</ref>.
«بلادی» نیز، [[خندف]] و شبابه را از [[قبایل]] معروف حجاز برشمرده، بنی بلی را از تیره‌های شبابه دانسته است<ref>بلادی، نسب حرب، ص۲۲۵.</ref>. این [[طایفه]]، خود به [[دوازده]] شاخه تقسیم می‌شود<ref>نک‍: فؤاد حمزه، قلب جزیرة العرب، ص۱۳۹.</ref>. در سال ۱۹۲۶میلادی [[عربستان سعودی]] به هفت امارت تقسیم شد که یکی از آنها امارت «وجه» بود و تمام قبایل بنی بلی از جمله جواهره، قُرعان، وابِصه و عرادات تابع آن شدند<ref>فؤاد حمزه، قلب جزیرة العرب، ص۸۰؛ زرکلی، شبه الجزیرة فی عهد الملک عبدالعزیز، ج۳، ص۸۸۲.</ref>. در همین [[زمان]]، [[رئیس قبیله]] بنی بلی در وجه، [[حامد بن سالم بن رفاده]]، معروف به «[[اعور]]» بر [[حکومت مرکزی]] [[عربستان]] شورید و در این [[شورش]]، افراد بسیاری از قبیله بنی بلی کشته شدند. پس از حامد، [[ریاست]] قبیلۀ بلی را [[ابراهیم بن سلیمان بن رفاده]] بر عهده گرفت<ref>خطیب، صفحات من تاریخ الجزیرة العربیة الحدیث، ص۲۰۱؛ ناصر سعید، تاریخ آل‌سعود، ج۱، ص۳۰۲-۳۰۳؛ زرکلی، شبه الجزیرة فی عهد الملک عبدالعزیز، ج۱، ص۵۵۷ – ۵۵۸.</ref>.
[[مردم]] [[بنی مهره]] نیز از دیگر شعب بزرگ [[قبیله]] بزرگ قضاعه‌اند که امروزه، علاوه بر إقلیم [[مهره]] و جزیره سقطری در [[یمن]]، در دیگر دول خلیج فارس و [[بلاد شام]] و شمال [[افریقا]] نیز حضور دارند و معدودی از آنان هم در [[امریکا]] [[زندگی]] می‌کنند<ref>الموسوعة الحره، مقاله تاریخ المهره.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>
[[مردم]] [[بنی مهره]] نیز از دیگر شعب بزرگ [[قبیله]] بزرگ قضاعه‌اند که امروزه، علاوه بر إقلیم [[مهره]] و جزیره سقطری در [[یمن]]، در دیگر دول خلیج فارس و [[بلاد شام]] و شمال [[افریقا]] نیز حضور دارند و معدودی از آنان هم در [[امریکا]] [[زندگی]] می‌کنند<ref>الموسوعة الحره، مقاله تاریخ المهره.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>
==تاریخ جاهلی قضاعه==
با توجه به هجرت‌های گسترده [[بنی قضاعه]] به بلاد مختلف و متفرق شدن ایشان در پهنه ای وسیعی از [[جهان]]، بالتبع تاریخ جاهلی این [[قوم]] را نیز باید در گستره عظیمی از دنیای آن [[روز]] -که منطقه ای به بزرگی [[یمن]]، عمان، [[حجاز]] و [[بحرین]] و [[شام]] و جزیره را شامل می‌شده است- جستجو کرد. در میان این مناطق، جنوب [[عربستان]] –شامل یمن و عمان آن روز- و [[عراق]] و شام به عنوان اصلی‌ترین مراکز تجمع قضاعی‌ها، کانون توجه [[مورخین]] و وقایع نگاران قرار گرفته، گزارشات مبسوطی از آنان و وقایع و حوادث مرتبط با ایشان، به ثبت و ضبط رسیده است که [[اخبار]] [[جنگ‌های جاهلی]] این قوم از مهمترین آنها و در صدر این حوادث و رخدادهاست.
قضاعه در یمن از نظر [[سیاسی]] و [[اجتماعی]]، از گذشته‌های دور در شمار [[قبایل]] تأثیرگذار منطقه محسوب می‌شده است؛ چندان که نام برخی از [[طوایف]] این [[قبیله]] از جمله [[مهره]] در برخی نقوش برجای مانده از [[عهد قدیم]] در یمن به چشم می‌خورد. قدیمی‌ترین نقشی که در آن نامی از مهره به میان آمده است در یکی از کتیبه‌های المِعسَال در استان «[[البیضاء]]» [نقش۴] است که در آن به خیزش «أحرار یهبأر» علیه «العاذ یلط بن عم ذخر (العزیالوت)» -[[پادشاه]] حضرموت- و مشارکت قبیله مهره در آن در سال ۲۲۰ میلادی سخن رفته است. در یکی از نقوش «العقله» در «شبوة» فی حدود ۲۴۰میلادی هم، به مناسبت حضور «کبیر المَهْرَة» در [[جشن‌ها]] و گردهمایی‌های «تتویج» (موسوم به إل بین بن رب شمس) -از أحرار یهبأر در العقله- که در آن به تعیین [[وزراء]] و موظفین إداری پرداخته می‌شد(النقش RES. ۴۸۷۷)، از این قبیله یاد شده است<ref>علی صالح الخلاقی، دور قبیلة مَهْرَة وأعلامها فی مصر فی القرون الثلاثة الأولی للهجرة (۱)، یافع نیوز؛ الحکواتی - الموءسسة العربیة للثقافة، مقاله قبائل المهره.</ref>. در نقش «عبدان [[الکبیر]]» که به [[عهد]] تبابعه در [[قرن چهارم]] میلادی بر می‌گردد و نیز در یکی از نقوش مربوط به جریان «الاسرة الیزنیة بنو لحیعة یرخم» به مناسبت [[همراهی]] [[مهری‌ها]] و سیبانی‌های [[حضرمی]] –که از یزنی‌ها به شمار می‌رفتند- در [[نبرد]] با عمال تبابعه در حدود [[قرن پنجم]] میلادی، و [[چیرگی]] آنان بر نیمه شرقی مملکت تبابعه، از آنان ذکری به میان آمده است<ref>الحکواتی - الموءسسة العربیة للثقافة، مقاله قبائل المهره.</ref>. [[مهری‌ها]] در محدوده جغرافیایی خود، مجموعه دولت‌هایی را تشکیل دادند که تا بیش از هفت [[قرن]] ادامه یافت که امارت بنو تبلة بن شماسة مهری و بعد از او امارت ابی [[دجانه]] مهری بر [[الشحر]] در حوالی [[قرن پنجم هجری]] و [[سلطنت]] مهری‌ها فی قشن از جمله آن است. بر این [[دولت]] مهری سلاطینی از شاخه‌های مختلف این [[قبیله]] از [[جاهلیت]] تا دوره معاصر (سال ۱۹۶۲ میلادی) [[حکومت]] راندند که از [[شهر بن وائل مهری]] و دیگر بزرگان این [[قوم]] در [[دوران جاهلیت]] ([[قرن دوم]] میلادی) تا [[سلطان]] عیسی بن علی بن سالم آل عفرار ۱۳۸۷هـ/ ۱۹۶۷م را شامل می‌شده است<ref>الموسوعة الحره، مقاله تاریخ المهره.</ref>. با این حال گفته شده که قبیله مَهره دارای یک حکومت با [[تشکیلات اداری]] و [[مالی]] منسجم نبودند که بتواند [[قدرت]] خود را همانند یک دولت [[اعمال]] کند<ref>عبدالرحمن عبدالواحد الشجاع، الیمن فی صدر الاسلام، ص۴۷.</ref>. آنها درگیری‌هایی را با [[بنی معاویة بن کنده]] [[تجربه]] کرده بودند که از جمله این پیکارها، می‌توان به وقوع [[جنگی]] هولناک بین [[مهره]] و کنده اشاره کرد که در آن [[مردم]] مهره در پاسخ به [[خیانت]] [[معدی]] کرب –جد [[اشعث بن قیس کندی]]- به ناگاه بر او و قبیله‌اش [[یورش]] آوردند و پس از [[ظفر]] یافتن بر آنان، بینی و گوش‌های معدی کرب -[[رییس قبیله]] کنده- را بریدند و شکمش را دریدند و بدین ترتیب، او را به [[هلاکت]] رساندند<ref>ابن حبیب، المحبر، ص۲۴۵؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۷، ص۳۵۲.</ref>.
[[زهیر بن جناب بن هبل کلبی]] را می‌توان مهمترین [[شخصیت]] [[قضاعی]] قبل از [[اسلام]] در [[یمن]] دانست که توانست [[قبایل]] قضاعه را زیر یک [[پرچم]] جمع کرده و بر کلب و قضاعه همزمان [[حکم]] براند<ref>سجستانی، المعمّرون والوصایا، ص۳۵؛ برو، تاریخ العرب القدیم، ص۲۱۰.</ref>. زهیر بن جناب را که بواسطه‌اندیشه درست و پیشگویی‌های دقیقش، او را «[[کاهن]]» می‌گفتند، در [[طول عمر]] دویست و پنجاه و به نقلی چهارصد و پنجاه ساله اش<ref>ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۲۰۲-۲۰۳.</ref>، بالغ بر دویست [[جنگ]] را [[تجربه]] کرده بود<ref>ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۲۵۰.</ref>. از جمله این [[جنگ‌ها]]، [[نبرد]] [[کلبیان]] به [[فرماندهی]] [[زهیر بن جناب]] با [[قبیله غطفان]] بر سر ساختن مکانی [[مقدس]] -همانند [[کعبه]]- توسط غطفانی‌ها بود. این [[جنگ]] نفس گیر و طولانی، سرانجام با [[پیروزی]] [[کلبی‌ها]] و نابودی این مکان خاتمه یافت<ref>ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۲۰۳.</ref>. از دیگر جنگ‌های او می‌توان به [[ستیز]] او با [[قبایل]] بکر و [[تغلب]] اشاره کرد. زهیر بن جناب با ورود [[ابرهه]] و سپاهیانش به نجد، به استقبال وی شتافت و با او دیدار نمود. ابرهه نیز، مقدم او را گرامی داشت و قبیله‌اش را بر دیگر قبایلی که به نزدش آمدند، [[برتری]] داد و زهیر را بر قبایل بکر و تغلب [[فرمانروایی]] داد. با سخت گرفتن زهیر در ستاندن [[خراج]] از این دو [[قبیله]]، در سالی که آنان از پرداختش عاجز بودند، [[بنی بکر]] و [[بنی تغلب]] علیه او شوریدند اما در مصاف با زهیر بن جناب و یارانش [[شکست]] خوردند<ref>ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۵۰۴-۵۰۵؛ زرکلی، الاعلام، ج۳، ص۵۱</ref>. کلبیان همچنین به فرماندهی زهیر به مقابله با [[لشکر]] بزرگ [[بنی القین]] –دیگر [[طایفه]] بزرگ [[قضاعی]]-پرداختند و پس از [[مقاومت]] و [[پایداری]] بسیار به پیروزی رسیدند<ref>ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۵۰۵-۵۰۶.</ref>.
افزون بر جنگ‌های یاد شده، [[قضاعیان]] در نبردهای [[جاهلی]] بسیار دیگری نیز مشارکت داشتند که نبرد [[بنی‌کلب]] و بنی ربّان با [[حمیر]]<ref>ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۱۳، ص۱۵۷؛ ابن خلدون، تاریخ، ج۲، ص۲۸۹. حمیری‌ها در یمن بر قضاعی‌های باقی مانده در این سرزمین -که از طوایف بنی‌کلب و بنی ربان بودند- تاختند و آنها را بر پرداخت خراج یا رفتن از یمن مخیر کردند. آنها هم از منطقه کوچیدند و به شام رفتند. قضاعی‌های مذکور، در شام مورد تهاجم بنی کنانة بن خزیمه قرار گرفته و از آنجا رانده شدند و به سماوه رفتند. (ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۱۳، ص۱۵۷؛ ابن خلدون، تاریخ، ج۲، ص۲۸۹)</ref>، [[ستیزه جویی]] قضاعه و تغلب با کنده در [[یوم]] «أواره»<ref>زرکلی، الاعلام، ج۷، ص۲۶۷.</ref>، نبردهای قضاعه با [[وائل بن حمیر]]<ref>ابن خلدون، تاریخ، ج۲، ص۲۹۶.</ref>، [[نبرد]] این [[قبیله]] با مردان [[بنی حارث بن کعب بن ازد]] و [[شکست]] از آنها در [[نجران]]<ref>ابن خلدون، تاریخ، ج۲، ص۲۹۶.</ref>، همچنین، [[همراهی]] با ربیعه و [[مضر]] در [[یوم]] البیداء<ref>قضاعی‌ها در جنگی که به «یوم بیداء» معروف است، با مضر و ربعی متحد شدند و با قبایل یمنی مذحج که قصد تجاوز به تهامه را داشتند به رهبری عامر بن ظرب عدوانی در ناحیه بیداء –بین مکه و مدینه- وارد کارزار شدند و آنان را شکست دادند. برخی این جنگ را از کهن‌ترین جنگ‌های معدیان با یمنی‌ها و به روایتی، قبایل حمیر با کلب دانسته‌اند. (ابن حبیب بغدادی، المحبّر، ص۲۴۶؛ میدانی، مجمع الامثال، ج۴، ص۱۹.)</ref>، یوم السُّلان<ref>ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۲۴۹.</ref> و یوم خزازی در یمن<ref>ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۲۴۹. در جنگ موسوم به «یوم خزّاز» نیز که میان مجموع قبایل عدنانی ربیعه و مضر و قضاعه به فرماندهی کلیب بن ربیعه از یک سو و قبایل مذحج و سایر قبایل یمنی از سوی دیگر در کنار کوه خزاز در گرفت، عدنانیان به پیروزی دست یافتند. (قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب العرب،، ص۲۵۰-۲۵۱؛ ابوعبیده، دیوان النقائص: نقائص جریر و الفرزدق، ج۲، ص۲۶۱.) این نبرد که به احتمال، پیش از جنگ «بسوس» و در اواخر قرن پنجم میلادی به وقوع پیوست، (فریجات، الشعراء الجاهلیون الاوائل، ص۳۸۳ و ۳۸۶.) مهمترین جنگ دوره جاهلی محسوب می‌شد.؛ چراکه پس از آن ربیعه و مضر از زیر سلطه حکام یمن خارج شدند و تا ظهور اسلام، با اقتدار بر یمن چیره بودند.</ref>، یوم «فیف الریح»<ref>از جمله حاضران قضاعی این جنگ، به نام صخر بن اعیا بن عبدیغوث قضاعی اشاره شده است. وی با کشتن حمیل بن عمرو بن معبد بن ضباب نقشی مؤثری از خود در این جنگ بروز داد. (هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۷۳۴)</ref>، و نیز یوم «[[کلاب]] الثانی» و مشارکت برخی [[طوایف]] [[قضاعی]] همچون بنی نهد و بنی [[جرم بن ربان]] با همپیمان خود [[بنی حارث بن سعد العشیره]] (از قبایل بزرگ مذحج) و غارتشان بر [[بنی تمیم]]<ref>ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۶۲۰-۶۲۵.</ref> از جمله آنهاست. ضمن این که [[مردم]] خَولان قضاعه نیز همچون دیگر قبایل [[بدوی]] در این دوره، در [[منازعه]] با دیگر [[اقوام عرب]]، چالش و ستیزی طولانی را با همدان [[تجربه]] کرده بودند<ref>حسن بن احمد همدانی، الاکلیل، ج۱۰، ص۱۰۸ و ۱۲۴.</ref>. [[جنگ‌های جاهلی]] قضاعه با ارحب (مرة) بن دعام همدانی<ref>زرکلی، الاعلام، ج۱، ص۲۸۷.</ref> هم از دیگر جنگ‌های قضاعی‌ها با [[قبیله همدان]] برشمرده شده است. [[نبرد]] [[قبایل]] طی و قضاعه با [[بنی ربیعه]] به [[فرماندهی]] [[براق بن روحان]] که به [[پیروزی]] بنی ربیعه منتهی شد<ref>زرکلی، الاعلام، ج۲، ص۴۷.</ref> و نیز پیکارهای درون قبیلگی از جمله [[جنگ]] بنی بهراء بن الحاف با [[بنی قین بن جسر]]<ref>بر پایه برخی اخبار، این نبرد که در منطقه دیر الجماجم اتفاق افتاد، جمعی از دو طرف کشته شدند. نقل است که دو طرف، در پایان این جنگ، کشته‌های خود را نزدیک این دیر به خاک سپردند و چون در پی حفاری‌هایی که بعدها در اطراف این دیر انجام می‌گرفت، جمجمه‌هایی کشف می‌شد، آن دیر و آن منطقه را از آن پس «دیر الجماجم» نامیدند. (بلاذری، فتوح البلدان، ص۲۷۸؛ ابن فقیه، البلدان، ص۲۱۷)</ref>، از دیگر پیکارهای [[جاهلی]] ثبت شده [[مردم]] قضاعه در این [[تاریخ]] است.
[[یاری رساندن]] [[بنی قضاعه]] به [[برادر]] [[مادری]] خود [[قصی بن کلاب]] در به دست گرفتن امور [[مکه]] هم از دیگر اتفاقات مهم جاهلی است که [[قضاعیان]] [[یمن]] در آن دستی بر [[آتش]] داشتند. نقل است که قصی پس از [[مخالفت]] [[بنی خزاعه]] با [[زعامت]] او بر مکه، با [[قریش]] و [[بنی‌کنانه]] در این باره سخن گفت و از آنان یاری‌طلبید، آنها نیز پذیرفته<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۵۶؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۱۲۴؛ یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ج۱، ص۲۳۸.</ref> و با او [[بیعت]] کردند. سپس قصی، نامه‌ای به [[برادران]] مادری‌اش به‌ویژه رزاح بن ربیعه عذری ‌نوشت و از آنان کمک خواست. آنها نیز با سواران خود از [[بنی عذره]] و دیگر [[طوایف]] قضاعه به [[یاری]] او شتافتند<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۱۱۸-۱۲۴؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۲، ص۲۵۶-۲۵۸؛ یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ج۱، ص۲۳۸. نیز ر.ک: ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۵۶-۵۷؛ بلاذری، انساب الاشراف،، ج۱، ص۵۰.</ref>.
قضاعه را نخستین [[قبیله عربی]] گفته‌اند که در [[شام]] [[نزول]] کرد<ref>یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ج۱، ص۲۰۶؛ مسعودی، مروج الذهب و معادن الجوهر، ج۲، ص۸۲.</ref>. [[رومیان]] آنها را بعد از ورود به [[آیین نصرانیت]] بر [[اعراب]] [[شام]] گماشتند<ref>مسعودی، مروج الذهب و معادن الجوهر، ج۲، ص۸۲.</ref> و بدین ترتیب، آنان بر پهنه وسیعی از سرزمین‌های میان شام و [[حجاز]] تا [[عراق]] در [[ایله]] و جبال [[کرک]] تا مناطق داخلی شام به [[فرمانروایی]] دست یافتند<ref>ابن خلدون، تاریخ، ج۲، ص۲۹۸.</ref>. تنوخی‌ها نخستین [[فرمانروایان]] قضاعه در این منطقه بودند. سه [[پادشاه]] از آنان -یعنی [[نعمان بن عمرو]] و پسر [[عمرو بن نعمان]] و پس از او، پسرش [[حواری بن عمرو بن نعمان]]- به [[حکومت]] پرداختند. پس از حواری، بنی سلیح بر آنان غالب شدند و به [[ریاست]] [[خاندان]] بنی ضجعم بن معد به حکومت پرداختند. تیتوس -[[قیصر]] شام،- آنان را بر اعراب فرمانروایی داد تا آنکه زیادة بن هیولة بن عمرو به حکومت رسید. در این هنگام، طایقه [[غسان]] که از [[یمن]] به منطقه آمده بودند، بر ایشان غالب آمدند و به ریاست خاندان جفنه، [[پادشاهی]] [[عرب]] شام را به دست گرفتند<ref>مسعودی، مروج الذهب و معادن الجوهر، ج۲، ص۸۲-۸۳؛ ابن خلدون، تاریخ، ج۲، ص۲۹۸-۲۹۹. نیز ر.ک: یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ج۱، ص۲۰۶؛ ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۳۷۰-۳۷۱.</ref>.
[[کلبیان]] هم پس از [[مهاجرت]] به [[بلاد شام]] و عراق، به [[حکومتی]] در منطقه دست یافتند که گاه بین بنی سکون -از [[طوایف]] بزرگ کنده-دست به دست می‌شد<ref>ابن خلدون، تاریخ، ج۲، ص۲۹۹.</ref>. این فرمانروایی [[پس از ظهور اسلام]] هم، همچنان ادامه یافت؛ چندان که دَجلة بن قنافه کلبی -جدّ اعلای [[میسون]] ([[همسر معاویه]])- را از کسانی گفته‌اند که در [[صدر اسلام]] در [[دومةالجندل]] و [[تبوک]] فرمانروایی داشت<ref>ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۵۹۶.</ref>. از [[نوادگان]] [[عبید بن ابرص]] -شاخه‌ای از [[قبیله]] سلیم- نیز که از اشراف عرب بودند به عنوان [[پادشاهان]] موروثی ناحیه ای به نام «حصین» در صحرای [[سنجار]] در منطقه جزیره، یاد شده است<ref>بامطرف، الجامع(جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۲، ص۶۹۳.</ref>.
[[قبایل]] [[قضاعی]] ساکن در نجد و عراق نیز بسان [[قضاعیان]] یمن، نبردهای [[جاهلی]] بسیاری را [[تجربه]] کردند که از جمله مهمترین آنها می‌توان به «[[یوم]] [[سیف]]»<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۵۹۳، ۶۱۸ و ۶۲۴. در این جنگ که ظاهراً بین اعراب بدوی عراق و بین ایرانیان و اعراب هوادارش به وقوع پیوست، (ر. ک. هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۶۱۸) عمرو بن زید بن عامر متمنّی -رییس بنی کنانة بن عوف- فرماندهی این قوم را بر عهده داشت. (هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۶۲۴) هبیر بن صخر بن ربیعه هم دیگر قضاعی این میدان بود که به عنوان فرمانده بنی عامر در این جنگ حضور داشت. (هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۶۱۸)</ref> و [[نبرد]] زیر مجموعه آن «یوم الکاهنین»<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۵۶۵.</ref>، یوم عراعر<ref>یوم «عراعر» جنگی بود بین بنی عبس بن بغیض با کلب و همپیمانان ذبیانی شان. (بلاذری، انساب الاشراف،، ج۱۳، ص۱۹۵ و ۲۲۱-۲۲۲ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۲، ص۷۳۹)</ref>، و نیز نبردهای [[بنی‌کلب]] با [[اقوام]] [[بنی فزاره]]<ref>ر.ک: هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۵۷۸. </ref>، [[بنی عنبر بن جذام]]<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۵۸۵.</ref> و [[بنی تغلب]]<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۵۹۹.</ref> اشاره کرد. ستیزه‌های قضاعه با بنی عبدالله در «یوم نهاده»<ref>یوم «نهاده» نبردی بود میان بنی عبدالله و بین بنی عامر بن عوف و بنی کنانة بن عوف. (هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۶۲۳ و ۶۲۶) در این رزم، ثعلبة بن خیبری ریاست بنی کنانه را بر عهده داشت. (هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۶۲۶)</ref> و دیگر [[جنگ‌ها]]<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۶۱۷.</ref>، و نیز درگیری با [[بنی عجل]]<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۵۷۰.</ref> و مشارکت برخی از [[قضاعیان]] در [[پیکار]] «[[یوم]] اباغ»<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۶۱۸. در این پیکار که بین منذر ماء السماء و حارث الاعرج بن ابی اشمر اتفاق افتاد، بشر بن هبیره قضاعی، حارث بن ابی شمر را همراهی می‌کرد. (هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۶۱۸)</ref> هم، از دیگر ایام [[جاهلی]] بود که قضاعی‌های این مناطق در آن نقش آفرین بودند. از دیگر وقایع جاهلی این [[قوم]] در منطقه [[عراق]] و جزیره می‌توان از [[نبرد]] درون قبیلگی قضاعی‌ها با [[بنی قین]] –از [[طوایف]] نامدار قضاعه- به [[ریاست]] هلال القینی<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۵۶۶.</ref> و نیز کشته شدن [[صالح بن لأم بن حصن]] و برادرش جبله -از سران قضاعه- در [[جنگ]] با [[قبیله]] بَلقَین<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۵۷۹.</ref>، حضور بنی سلیح و بنی تزید بن [[حلوان]] و دیگر [[قبایل]] [[قضاعی]] در [[سپاه]] زبّاء –ملکه [[شام]] و جزیره-<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۱، ص۶۱۸؛ ابو علی مسکویه، تجارب الامم، ج۱، ص۱۱۱.</ref>، همچنین درگیری آنان با [[پادشاه ایران]] یاد کرد. شرارت‌های این قوم و دیگر [[اعراب]] [[بدوی]] عراق، [[شاپور بن اردشیر ساسانی]] -پادشاه ایران- را بر آن داشت تا با [[لشکرکشی]] به [[حیره]]، [[مردم]] این [[سرزمین]] -که تنوخ بخشی از آنان بودند- را [[سرکوب]] و منطقه را از شرارت‌های آنان [[رهایی]] بخشد<ref>ابن خلدون، تاریخ، ج۲، ص۲۸۹.</ref>. [[شاپور ذوالاکتاف]] در ادامه [[فتوحات]] خود در عراق، با [[همراهی]] جمع زیادی از قضاعی‌ها، به بلاد جزیره نیز [[حمله]] برد و آنجا را فتح کرد. اندکی بعد، شاپور به [[خراسان]] [[سفر]] کرد. پس از رفتن شاپور به خراسان، ضیزن قضاعی بخشی از [[سرزمین جزیره]] را به [[تصرف]] خود در آورد. شاپور پس از بازگشت از خراسان، به سوی او تاخت و سرانجام با کمک نضیره -دختر ضیزن- بر قلعه او دست یافت و وی را به همراه جمع زیادی از قضاعی‌ها به [[هلاکت]] رساند<ref>ابو علی مسکویه، تجارب الامم، ج۱، ص۱۴۵؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۳۸۷-۳۸۸. نیز ر.ک: مسعودی، مروج الذهب و معادن الجوهر، ج۲، ص۲۴۷-۲۴۸</ref>. برخی «[[یوم]] بردان» و نبرد [[زیاد بن هیوله سلیحی]] با [[حجر بن عمرو کندی]] را از ایام بزرگ این قوم برشمردند<ref>ر.ک: ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۵۰۶. نیز ر.ک: ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۱۶، ص۵۰۶-۵۰۷.</ref> که ابن اثیر (م. ۶۳۰ [[هجری]]) وقوع این حادثه را با توجه به محدوده اقلیمی و عدم تطابق دوره زمانی زیاد بن هیوله با حجر، رد کرده است<ref>ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۵۱۰-۵۱۱.</ref>.
از برجسته‌ترین [[تشکل‌های سیاسی]] در میان قبایل [[عرب جاهلی]]، باید از برقراری [[اتحاد]] و [[همپیمانی]] با قبایل دیگر یاد کرد، چه این اتحاد موقتی و برای یک رویدادی خاص باشد یا مستمر که شرایط خاص اقتضا می‌کرد. کثرت [[قبیله قضاعه]] و [[نیرومندی]] آنان در [[جاهلیت]]، دیگر قبایل را [[تشویق]] به همپیمانی با [[قضاعیان]]، چه بواسطه [[حلف]] و چه از طریق جوار، می‌کرد. چندان که اکثر شعب این [[قبیله]] با [[طوایف]] و قبایل متعددی [[پیمان]] داشتند که از جمله آن می‌توان از همپیمانی با ربیعه و [[مضر]] و [[همراهی]] با ایشان در [[یوم]] البیداء<ref>ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۲۴۶.</ref>، [[یوم السلان]]<ref>ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۲۴۹.</ref> و یوم خزازی<ref>ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۲۴۹.</ref>، پیمان با [[بنی تغلب]] با کنده در یوم «أواره»<ref>زرکلی، الاعلام، ج۷، ص۲۶۷.</ref>، اتحاد با [[قبیله طی]] در [[نبرد]] با [[بنی ربیعه]]<ref>زرکلی، الاعلام، ج۲، ص۴۷.</ref>، حلف [[بنی‌کلب]] و [[بنی تمیم]]<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۶۳۱. این پیمان در اسلام توسط جبلة بن خمة بن ایّاس قضاعی تجدید شد. (هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۶۴۱-۶۴۲)</ref> و نیز همپیمانی بنی بهراء با [[ایرانیان]] در نبرد [[ذی قار]]<ref>مسعودی، التنبیه و الاشراف، ص۲۰۸؛ جواد علی، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۴، ص۵۰۱؛ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۱، ص۹۶.</ref>، [[غسان]] و بهراء<ref>عامرالاشل بن حارث قضاعی برقرار کننده این حلف بود. (هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۷۰۳)</ref> و [[بنی‌کلب]] و [[بنی ذبیان]]<ref>ر.ک: بلاذری، انساب الاشراف،، ج۱۳، ص۱۹۵ و ۲۲۱-۲۲۲؛ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۲، ص۷۳۹.</ref> یاد کرد. همراهی برخی طوایف [[قضاعی]] همچون بنی نهد و [[بنی جرم بن ربان]] با همپیمان خود [[بنی حارث بن سعد العشیره]] -از طوایف بزرگ [[مذحج]]- در یوم [[کلاب]] الثانی و غارتشان بر بنی‌تمیم<ref>ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۶۲۰-۶۲۵.</ref>، همچنین برخی پیمان‌های درون قبیلگی همانند حلف [[بنی عذره]] با برخی بطون سعد هذیم همچون بنی ضنه و بنی سلامان معروف به «[[صحار]]» هم از دیگر [[احلاف]] این [[قوم]] برشمرده شده‌اند. اخباریان آغاز این [[همپیمانی]] را از [[زمان]] [[جنگ]] قضاعه موسوم به «القریض» گفته‌اند<ref>جواد علی، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۷، ص۲۴۶.</ref>. قضاعه و به‌ویژه [[طایفه]] بنی عذره همچنین، [[روابط دوستانه]] ای با [[قریش]] داشتند. این ارتباط که از زمان [[ازدواج فاطمه]] [[بنت سعد بن سهل]] -مادر قصی- با مردی از بنی عذره به نام [[ربیعة بن حرام]] حاصل شده بود، منجر به [[همکاری]] [[برادران]] [[مادری]] قصی و دیگر [[اقوام]] قضاعه با قریش در [[براندازی]] امارت [[خزاعیان]] در [[مکه]] گردید<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۱۱۸؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۵۵؛ بلاذری، انساب الاشراف،، ج۱، ص۴۸. نیز ر.ک: جواد علی، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۷، ص۲۴۷</ref>.
از دیگر مؤلفه‌های مهم [[اجتماعی]]، -نظیر ازدواج‌های [[جاهلی]]- که در واقع کارکردی مشابه پیمان‌های میان قبیلگی داشتند و پشتوانه ای برای [[استحکام]] روابط فیما بین [[قبائل]]، محسوب می‌شدند هم، می‌توان علاوه بر ازدواج‌های متعدد صورت گرفته بین [[طوایف]] قضاعه با قریش<ref>از جمله این ازدواج‌ها می‌توان به وصلت، کنانة بن خزیمه با فکیهه بنت هنی بن بلی، (مصعب زبیری، نسب قریش، ص۱۰؛ بلاذری، انساب الاشراف،، ج۱، ص۳۷-۳۸) لؤی بن غالب با ماریه بنت کعب بن قین، (ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۹۶؛ مصعب زبیری، نسب قریش، ص۱۳) هاشم بن عبدمناف با امیمه بنت ادّ قضاعی، (مصعب زبیری، نسب قریش، ص۱۵-۱۶) الیاس بن مضر با خندف (لیلی) بنت حلوان بن عمران قضاعی، (ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۵۴؛ مصعب زبیری، نسب قریش، ص۷؛ ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۱، ص۴۵) مدرکة بن الیاس با سلمی بنت اسلم بن الحاف بن قضاعه، (ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۵۴؛ ابن جوزی، المنتظم فی تاریخ الامم و الملوک، ج۲، ص۲۳۰؛ بلاذری، انساب الاشراف،، ج۱، ص۳۵) معاویه با میسون دختر بهدل بن حسان بن عدی -مادر یزید- (هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۵۸۸) عثمان بن عفان با نائله بنت فرافصه، (هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۵۶۷) حکم بن حسان بن اثربیّ با حیّه بنت حجاج بن عامر فهری قریشی (هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۶۵۱) و ازدواج‌های امام علْی{{ع}} و امام حسن{{ع}} و امام حسین{{ع}} به ترتیب با محیاه، سلمی و رباب دختران امرؤالقیس بن عدی (ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۱۶، ص۳۶۱؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۴۵۷؛ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۶۹، ص۱۱۹) نام برد.</ref>، از پیمان‌های [[زناشویی]] فراوان آنان با [[اقوام]] و [[طوایف]] مختلف از جمله [[غطفان]]، [[کنانه]]، بلقین، [[هوازن]]، طی، [[بنی تمیم]]، [[بنی اسد]] و... یاد کرد<ref>ازدواج‌های عذرة بن زید اللات با هند بنت انمار بن بغیض غطفانی، (هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۵۵۸) عوف بن عذره با غدیره بنت بکر بن عبدمناة بن کنانه، (هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۵۵۸) کنانة بن بکر قضاعی با محیاة بنت کعب بن مضابن از بلقین، (هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۵۵۹) عبدالله بن کنانه با حبی بنت هرّ(مشقر) بن عمرو بن عوف غسانی، (هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۵۵۹) هبل بن عبدالله بن کنانه با آمنه بنت ربیعة بن عامر هوازنی، (هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۵۶۰) عمرو بن ثعلبة بن حارث با رباب بنت انیف بن حارثه طایی، (هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۵۶۶) کعب بن علیم با نثله بنت مالک بن عمرو طایی، (هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۵۷۷) مراد بن عبدالله بن کیسان با دختر جلیّ بن حوط بن عبدعامر طایی، (هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۶۱۲) عوف بن عذرة بن زیداللات با اسمی بنت قعین از بنی اسد، (هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۶۲۰) جشم بن مالک بن کعب با هند بنت نبت بن رائش کندی، (هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۶۴۷-۶۴۸) حیی بن وائل بن جشم با رقاش بنت نمیر بن اسامه اسدی، (هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۶۴۸) عبدالله بن خالد بن سعد با اسماء بنت جمیل تمیمی، (هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۶۷۳) ربیعة بن عوف بن ربیعه با شقیقه بنت عبدالله بکری، (هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۶۸۲) قلابه بنت ارقم با شریک بن عمرو بن قیس شیبانی (هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۶۸۷) و فاطمه بنت سعد بن سیل ازدی با ربیعة بن حرام بن ضنّه (هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۷۱۶؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۱۱۸؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۵۵.) نمونه ای از پیوندهای نسبی قضاعه و منتسبان به ایشان با دیگر قبایل و طوایف در جاهلیت و صدر اسلام است.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۸۰٬۴۱۹

ویرایش