قضاعه: تفاوت میان نسخه‌ها

۳۰٬۳۸۷ بایت اضافه‌شده ،  دیروز در ‏۱۱:۳۹
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۲۱۶: خط ۲۱۶:


[[قیام]] دیگر خوارج همزمان با شروع [[خلافت]] [[مروان دوم]] (۱۳۲ - ۱۲۷ هجری) در [[عراق]] رخداد. در این واقعه [[ضحاک بن قیس شیبانی]] پس از [[برگزیده شدن]] به [[رهبری]] خوارج، با [[آگاهی]] از [[آشفتگی]] عراق به سبب [[اختلاف]] بین [[مضریان]] به رهبری [[نضربن سعید حاکم]] جدید عراق و [[یمنیان]] به رهبری [[عبدالله بن عمر بن عبدالعزیز]] حاکم سابق عراق<ref>ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۴، ص۳۴۱.</ref>-<ref>فصلنامه علمی مطالعات تاریخی جنگ، مقاله «بررسی مواجهه نظامی قبیله کلب با جنبش‌های اعتقادی و چالشهای سیاسی و اقتصادی دوره اموی(۴۱-۱۳۲ هجری)، تألیف میثم حبیبی کیان؛ مهران اسماعیلی، ص۸۴-۸۵.</ref> در ۱۲۷ هجری به سمت [[کوفه]] [[حرکت]] کرد. در این [[زمان]] نضر و عبدالله اختلاف را کنارگذاشته، با یکدیگر [[متحد]] شدند. [[عبدالله بن عمر]]، [[منصور بن جمهور کلبی]] را با سیصد سوار کلبی به مقابله خارجیان فرستاد که با آنها نبردی سخت کردند<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۷، ص۳۱۷.</ref>. در این دوره اگرچه [[مردم]] قضاعه و در راس شان [[قبیله کلب]] از سیاست‌های مروان دوم که جانب [[قیسی]] ها(رقیب [[کلبیان]])را گرفته بود ناخشنود بودند لکن باز هم با جانبداری از عبدالله در نقش حامیان [[حکومت اموی]] ظاهر شدند. بنابر این می‌توان نتیجه گرفت که در اواخر [[حکومت بنی امیه]]، کلبیان علی‌رغم [[اختلاف]] نظر با [[امویان]] هنوز رگه‌هایی از عِرق به حکومت اموی را داشتند که حاضر به [[جانفشانی]] بودند. در مواجهه با [[پیروان اهل بیت]]{{ع}} نیز برخی از [[طوایف]] قضاعه به‌ویژه کلبیان می‌داندار بودند و برای مقاصد امویان در قالب [[قتل]] و [[سرکوب]] کوشیدند؛ از جمله اینکه [[أَبوالجهم بن کنانة کلبی]] به دستور [[حجاج بن یوسف]]، [[کمیل بن زیاد]]، [[یار امام علی]]{{ع}}را به طرز فجیعی به [[شهادت]] رساند<ref>سمعانی، الانساب، ج۸، ص۳۵۱.</ref>. در [[میدان نبرد]] نیز، مهمترین عرصه حضور قضاعه و کلب در برابر [[شیعیان]]، [[قیام زید بن علی]] در ۱۲۲ [[هجری]] است؛ چراکه [[اصبغ بن ذواله کلبی]] در رأس گروهی از طرف [[والی]] [[حیره]]، [[مأمور]] سرکوب [[قیام]] شده بود<ref>ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۶۰۶.</ref>. از گزارش‌های مربوط به این ماجرا می‌توان نحوه نگرش کلبیان [[شام]] نسبت به منتسبین به [[پیامبر]]{{صل}}را هم کاوید به طوری که در جهت ابراز [[وفاداری]] خود نسبت به امویان از هیچ عملی [[پروا]] نداشتند و برخی از آنها به [[سبّ]] و شتم [[اهل بیت]] [[رسول خدا]]{{صل}} اقدام کردند<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۷، ص۱۷۱؛ ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ص۱۳۶.</ref>. [[قضاعیان]] پس از آن نیز به [[حمایت]] از اقدام [[بنی امیه]] در سرکوب قیام ادامه دادند که جلوه آن در سروده‌هایشان بود. [[اصبغ بن ذواله]] به مشارکت [[بنی‌کلب]] در قتل زید [[افتخار]] کرده<ref>ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۶۰۶.</ref> و [[حکیم بن عیاش]] مشهور به أعور کلبی، از شعرای هتاک [[اموی]]، به بهانه قیام زید بن علی{{ع}} به هجو [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} پرداخت<ref>زید را روی تنه درخت خرما به صلیب کشیدیم... و احمقانه عثمان را با علی مقایسه کردی ولی عثمان از علی بهتر است. (ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۱۷، ص۳۶.)</ref> از این روی، مورد [[نفرین امام]] صادق{{ع}}قرارگرفت<ref>یوسفی، موسوعة التاریخ الاسلامی، ج۷، ص۱۳۳.</ref>. به نظر می‌رسد [[اعور]] کلبی در شمار [[کلبیان]] [[عثمانی مذهب]] باشد که تا آن [[زمان]] برپای [[عقاید]] خویش ایستاده بودند. کُمیتِ [[شاعر]] نیز در واکنش به این [[تفکر]] و در پاسخ به اعور، کلبیان را [[هوادار]] و پیرو [[بنی امیه]] و [[دشمنان علی]]{{ع}}معرفی کرده است<ref>ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۱۷، ص۳۷-۳۸.</ref>. بنابراین [[اعتقاد]] به [[امویان]] و [[دشمنی با اهل بیت]]{{ع}} از سوی برخی [[کلبی‌ها]] فقط در [[میدان نبرد]] نبود بلکه در [[جامعه]] ی کلبیان [[شام]] [[رسوخ]] کرده بود و در لابلای اشعار و تفاخرهای قبیلگی قابل [[مشاهده]] بود. نهایتاً همان طور که [[شیعیان]] [[معتقد]] به [[حقانیت اهل بیت]]{{ع}} بودند، کلبیان و در پی آن قضاعه شام هم [[ایمان]] به [[قداست]] و [[خلافت بنی امیه]] داشتند و با بکار بستن این [[باور]] به [[کارزار]] مخالفان امویان وارد می‌شدند<ref>فصلنامه علمی مطالعات تاریخی جنگ، مقاله «بررسی مواجهه نظامی قبیله کلب با جنبش‌های اعتقادی و چالشهای سیاسی و اقتصادی دوره اموی(۴۱-۱۳۲ هجری)، تألیف میثم حبیبی کیان؛ مهران اسماعیلی، ص۸۶.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>
[[قیام]] دیگر خوارج همزمان با شروع [[خلافت]] [[مروان دوم]] (۱۳۲ - ۱۲۷ هجری) در [[عراق]] رخداد. در این واقعه [[ضحاک بن قیس شیبانی]] پس از [[برگزیده شدن]] به [[رهبری]] خوارج، با [[آگاهی]] از [[آشفتگی]] عراق به سبب [[اختلاف]] بین [[مضریان]] به رهبری [[نضربن سعید حاکم]] جدید عراق و [[یمنیان]] به رهبری [[عبدالله بن عمر بن عبدالعزیز]] حاکم سابق عراق<ref>ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۴، ص۳۴۱.</ref>-<ref>فصلنامه علمی مطالعات تاریخی جنگ، مقاله «بررسی مواجهه نظامی قبیله کلب با جنبش‌های اعتقادی و چالشهای سیاسی و اقتصادی دوره اموی(۴۱-۱۳۲ هجری)، تألیف میثم حبیبی کیان؛ مهران اسماعیلی، ص۸۴-۸۵.</ref> در ۱۲۷ هجری به سمت [[کوفه]] [[حرکت]] کرد. در این [[زمان]] نضر و عبدالله اختلاف را کنارگذاشته، با یکدیگر [[متحد]] شدند. [[عبدالله بن عمر]]، [[منصور بن جمهور کلبی]] را با سیصد سوار کلبی به مقابله خارجیان فرستاد که با آنها نبردی سخت کردند<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۷، ص۳۱۷.</ref>. در این دوره اگرچه [[مردم]] قضاعه و در راس شان [[قبیله کلب]] از سیاست‌های مروان دوم که جانب [[قیسی]] ها(رقیب [[کلبیان]])را گرفته بود ناخشنود بودند لکن باز هم با جانبداری از عبدالله در نقش حامیان [[حکومت اموی]] ظاهر شدند. بنابر این می‌توان نتیجه گرفت که در اواخر [[حکومت بنی امیه]]، کلبیان علی‌رغم [[اختلاف]] نظر با [[امویان]] هنوز رگه‌هایی از عِرق به حکومت اموی را داشتند که حاضر به [[جانفشانی]] بودند. در مواجهه با [[پیروان اهل بیت]]{{ع}} نیز برخی از [[طوایف]] قضاعه به‌ویژه کلبیان می‌داندار بودند و برای مقاصد امویان در قالب [[قتل]] و [[سرکوب]] کوشیدند؛ از جمله اینکه [[أَبوالجهم بن کنانة کلبی]] به دستور [[حجاج بن یوسف]]، [[کمیل بن زیاد]]، [[یار امام علی]]{{ع}}را به طرز فجیعی به [[شهادت]] رساند<ref>سمعانی، الانساب، ج۸، ص۳۵۱.</ref>. در [[میدان نبرد]] نیز، مهمترین عرصه حضور قضاعه و کلب در برابر [[شیعیان]]، [[قیام زید بن علی]] در ۱۲۲ [[هجری]] است؛ چراکه [[اصبغ بن ذواله کلبی]] در رأس گروهی از طرف [[والی]] [[حیره]]، [[مأمور]] سرکوب [[قیام]] شده بود<ref>ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۶۰۶.</ref>. از گزارش‌های مربوط به این ماجرا می‌توان نحوه نگرش کلبیان [[شام]] نسبت به منتسبین به [[پیامبر]]{{صل}}را هم کاوید به طوری که در جهت ابراز [[وفاداری]] خود نسبت به امویان از هیچ عملی [[پروا]] نداشتند و برخی از آنها به [[سبّ]] و شتم [[اهل بیت]] [[رسول خدا]]{{صل}} اقدام کردند<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۷، ص۱۷۱؛ ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ص۱۳۶.</ref>. [[قضاعیان]] پس از آن نیز به [[حمایت]] از اقدام [[بنی امیه]] در سرکوب قیام ادامه دادند که جلوه آن در سروده‌هایشان بود. [[اصبغ بن ذواله]] به مشارکت [[بنی‌کلب]] در قتل زید [[افتخار]] کرده<ref>ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۶۰۶.</ref> و [[حکیم بن عیاش]] مشهور به أعور کلبی، از شعرای هتاک [[اموی]]، به بهانه قیام زید بن علی{{ع}} به هجو [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} پرداخت<ref>زید را روی تنه درخت خرما به صلیب کشیدیم... و احمقانه عثمان را با علی مقایسه کردی ولی عثمان از علی بهتر است. (ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۱۷، ص۳۶.)</ref> از این روی، مورد [[نفرین امام]] صادق{{ع}}قرارگرفت<ref>یوسفی، موسوعة التاریخ الاسلامی، ج۷، ص۱۳۳.</ref>. به نظر می‌رسد [[اعور]] کلبی در شمار [[کلبیان]] [[عثمانی مذهب]] باشد که تا آن [[زمان]] برپای [[عقاید]] خویش ایستاده بودند. کُمیتِ [[شاعر]] نیز در واکنش به این [[تفکر]] و در پاسخ به اعور، کلبیان را [[هوادار]] و پیرو [[بنی امیه]] و [[دشمنان علی]]{{ع}}معرفی کرده است<ref>ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۱۷، ص۳۷-۳۸.</ref>. بنابراین [[اعتقاد]] به [[امویان]] و [[دشمنی با اهل بیت]]{{ع}} از سوی برخی [[کلبی‌ها]] فقط در [[میدان نبرد]] نبود بلکه در [[جامعه]] ی کلبیان [[شام]] [[رسوخ]] کرده بود و در لابلای اشعار و تفاخرهای قبیلگی قابل [[مشاهده]] بود. نهایتاً همان طور که [[شیعیان]] [[معتقد]] به [[حقانیت اهل بیت]]{{ع}} بودند، کلبیان و در پی آن قضاعه شام هم [[ایمان]] به [[قداست]] و [[خلافت بنی امیه]] داشتند و با بکار بستن این [[باور]] به [[کارزار]] مخالفان امویان وارد می‌شدند<ref>فصلنامه علمی مطالعات تاریخی جنگ، مقاله «بررسی مواجهه نظامی قبیله کلب با جنبش‌های اعتقادی و چالشهای سیاسی و اقتصادی دوره اموی(۴۱-۱۳۲ هجری)، تألیف میثم حبیبی کیان؛ مهران اسماعیلی، ص۸۶.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>
====رویارویی بنی قضاعه با چالش‌های سیاسی و اقتصادی====
[[کناره‌گیری]] [[معاویة بن یزید]] از [[خلافت]]، [[بیعت]] برخی از شهرهای [[شام]] با [[عبدالله بن زبیر]]<ref>ضحاک بن قیس فهری به عنوان نماینده ی ابن زبیر در شام، از برخی مردم این منطقه بیعت گرفت. (ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۴، ص۱۴۷.)</ref>، [[رقابت]] دو گروه [[قیسی]] و [[یمنی]] و [[دودستگی]] [[مردم]] در امر [[بیعت با خلیفه]] بعدی، [[دولت]] نوپای [[امویان]] را با چالش جدّی روبرو کرد. در این [[زمان]] حساس، حسان بن مالک، [[زعیم]] [[قبیله کلب]] مهمترین چهره ی سیاسی شام بود که توانست [[بحران]] [[جانشینی]] امویان ([[۶۴ هجری]])را [[مدیریت]] کند و به طور موقت اداره ی [[حکومت]] را به‌دست گیرد<ref>ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۴، ص۱۴۷.</ref> تا اینکه سرانجام بزرگان [[بنی امیه]] برای [[انتخاب خلیفه]] در [[جابیه]] به [[شور]] نشستند. [[رئیس]] [[کنگره]] [[حسان بن مالک کلبی]] بود و برخلافت [[خالد بن یزید]] [[برادر]] [[خلیفه]] مستعفی [[اموی]] پافشاری می‌کرد ولی [[مروان بن حکم]] به دلیل [[تجربه]] از اقبال بیشتری برخوردار بود و با [[پذیرفتن]] اصلی‌ترین شرط [[کلبیان]] مبنی بر [[ولی‌عهدی]] خالد بن یزید به عنوان [[رئیس حکومت]] [[انتخاب]] شد<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۵، ص۶۱۰.</ref>. در نتیجه ی این [[حمایت]] سیاسی بزرگان کلب، بقای دولت بنی امیه تضمین شد، اگرچه [[قدرت]] از شاخه ی [[سفیانی]] به [[مروانی]] منتقل گردید. وجه دیگر ارائه شروط برای [[مروان]] از سوی کلب، [[نمایش قدرت]] این [[قبیله]] است که آن زمان هیچ جماعتی در حدّ آنها نبود. در تحلیل گزارشهای [[تاریخی]] گوناگون و مضطرب این دوره فقط می‌توان به این رهنمون شد که حسّان بن مالک کلبی (ابن بحدل) نقش اول تحولات را ایفا می‌کرد. او با پشتوانه ی قبیله ای منسجم و بزرگ و نسبت سببی با بنی امیه به [[رهبری]] سالخورده و مورد [[اعتماد]] برای همه گروههای مدعی [[منصب خلافت]] تبدیل شده بود و مروان نیز با این [[شناخت]] دست به دامان او شد و همان شیوه معاویه و یزید در تکیه بر [[کلبیان]] را در پیش گرفت<ref>ولهاوزن، تاریخ الدولة العربیة من ظهور الاسلام الی نهایة الدولة الأمویه، ص۱۷۲.</ref>. به نظر می‌رسد [[بنی‌کلب]] در این [[زمان]] نگرشی کاملاً [[سیاسی]] نسبت به [[خلافت]] پیداکرده بودند، پس مهم نبود که چه کسی سرکار باشد ازاین رو وقتی [[مروان]] برخلاف [[عهد]] خود عمل کرد، ([[ولی‌عهدی]] خالد را نقض کرد) ابن بحدل هم [[مخالفت]] چندانی نکرد زیرا سایر شروط به نفع کلب همچنان باقی بود و به جایگاه قبیله‌اش خللی وارد نمی‌شد<ref>فصلنامه علمی مطالعات تاریخی جنگ، مقاله «بررسی مواجهه نظامی قبیله کلب با جنبش‌های اعتقادی و چالشهای سیاسی و اقتصادی دوره اموی (۴۱-۱۳۲ هجری)، تألیف میثم حبیبی کیان؛ مهران اسماعیلی، ص۸۷.</ref>. با تثبیت جایگاه سیاسی [[کلبیان]] در [[جابیه]]، [[کارشکنی]] و مخالفت قیسی‌ها شدت گرفت و آنها را به طور کامل در مقابل [[امویان]] [[قرارداد]] که نقطه اوج آن [[نبرد]] [[مرج راهط]] (۶۴ یا ۶۵هجری) بود، جایی که قیسی‌ها به [[رهبری]] [[ضحاک بن قیس]] به مصاف [[سپاه]] امویان رفتند. در این نبرد،- به استثنای حضور جمعی از [[قضاعیان]] در سپاه [[ضحاک بن قیس فهری]] و کشته شدن برخی از آنها با وی،-<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۵، ص۵۳۷-۵۳۸. </ref>طایفه‌های [[غسان]]، کلب و سکسکی‌ها که دارای مردان فراوان بودند، [[دعوت]] مروان را لبیک گفتند<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۵، ص۵۳۷.</ref> و بر قیسی‌ها چیره گشتند<ref>مسعودی، التنبیه و الإشراف، ص۲۶۹-۲۸۰.</ref>. [[کلبی‌ها]] زیر [[پرچم]] خیثم کلبی<ref>بلاذری، انساب الأشراف، ج۵، ص۱۳۹.</ref> [[شمشیر]] زده و بزرگترین [[لشکر]] که بالغ بر پنج تا هفت هزار نفر بود را تشکیل می‌دادند<ref>ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۱۹، ص۱۹۶.</ref>. [[فرمانده]] سوارکاران، [[حسان بن مالک]] بود<ref>بلاذری، انساب الأشراف، ج۵، ص۱۳۸.</ref>و [[زحنة بن عبدالله کلبی]] کسی بود که [[ضحاک بن قیس]] را به [[قتل]] رساند<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۵، ص۵۳۸-۵۴۳.</ref>. [[نجات]] [[مروان بن حکم]] از [[مرگ]] توسط [[حزیب بن مسعود]] و [[محرز بن حزیب کلبی]]<ref>بلاذری، انساب الأشراف، ج۶، ص۲۷۷.</ref> هم، از جانفشانی‌های آنها در مرج راهط بود<ref>ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۵۷۶.</ref>. در این جنگ علاوه بر [[مردم]] عادی قبیله کلب، بزرگانی از آنها نیز کُشته و یا مجروح شدند؛ مالک بن زید از کشته شدگان کلب<ref>ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۲۴، ص۴۵.</ref> و [[عمرو بن مخلاة]]<ref>زبیر بن بکار، الأخبار الموفقیات، ص۵۰۹.</ref>، حُرَاق بن حُصَیْن و [[وازغ بن ذوالة کلبی]] از [[مجروحان]] بودند<ref>ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۵۶۲.</ref>. در این [[کارزار]] رجزهائی از سوی [[کلبیان]] خوانده شد که حاکی از [[تنش]] [[سیاسی]] و عمق [[دشمنی]] کلب با قیس بود به گونه ای که به ذکر سابقه [[جاهلی]] هر [[قبیله]] کشیده شد<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۵، ص۵۴۲.</ref>. [[جواس بن قعطل]] در [[حمایت]] از [[مروان]] و قبیله‌اش [[جواب]] رجزهای زُفَر بن حارث کلابی را در قالب [[شعر]] داد و بر [[پایمردی]] مردان کلب تأکید کرد<ref>ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۱۹، ص۱۳۱.</ref>. عمرو بن مخلاة هم که چشمش آسیب دید در زمینه ی [[تفاخر]] یمنی‌ها بر [[نزاری‌ها]] و نقش کلب در تثبیت [[خلافت]] مروان شعر سرود<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۴، ص۴۱۹؛ مسعودی، التنبیه و الإشراف، ص۲۶۷؛ زبیر بن بکار، الأخبار الموفقیات، ص۵۰۹.</ref> و [[ثمامة بن قیس کلبی]]، ضحاک را [[پیشوایی]] [[دروغگو]] و مروان را [[امام هدایت]] و [[راستگویی]] خواند<ref>ابن أعثم، الفتوح، ج۵، ص۱۷۱.</ref>. این [[پیروزی]] تا سالها مایه [[غرور]] کلب و یادآور رشادت‌های قبیله بود، آن چنانکه اَبوالْخطّار کلب<ref>ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۵۷۲.</ref> در ضمن شعری با اشاره به [[وفاداری]] قبیله‌اش در [[مرج راهط]]، روزی که [[مروانیان]] [[یاوری]] جز کلب نداشتند، به [[حکومت اندلس]] رسید<ref>ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۴، ص۲۹۱-۲۹۲.</ref>. سروده‌های شعرای کلبی در ارتباط با این ماجرا بیانگر نهایت [[خدمت]] کلب و [[قضاعه]] به [[امویان]]، [[ترس]] و بی‌اطلاعی مروان از [[سیاست]] و نفع بردن دو طرف(کلب و [[بنی امیه]]) است<ref>ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۵، ص۲۷۳.</ref>.-<ref>فصلنامه علمی مطالعات تاریخی جنگ، مقاله «بررسی مواجهه نظامی قبیله کلب با جنبش‌های اعتقادی و چالشهای سیاسی و اقتصادی دوره اموی(۴۱-۱۳۲ هجری)، تألیف میثم حبیبی کیان؛ مهران اسماعیلی، ص۸۸.</ref> بنابر این [[تعصب]] قبیلگی کلب، منجر به حمایت سیاسی از امویان گردید و قیسیان و دیگر [[قبایل]] [[مضری]] رقیب را از میدان [[بدر]] کرد در حالی که [[نگرانی]] [[سقوط]] [[خلافت امویان]] وجود داشت. البته این پایان ماجرا نبود؛ چراکه قیسی‌ها پس از [[شکست]] در [[مرج راهط]]، گرد [[زفر بن حارث کلابی]] در [[قرقیسیا]] [[اجتماع]] کردند<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۵، ص۵۴۱</ref>. از این‌رو [[عبدالملک]] در ۷۱ [[هجری]] تصمیم گرفت تا با سپاهی متشکل از [[جنگجویان]] کلبی و برخی [[قبایل]] دیگر با آنها مقابله کند. اگرچه در چندین نوبت درگیری نزدیک بود که [[لشکر شام]] شکست بخورد و برخی هم نظر بر [[ترک مخاصمه]] داشتند ولی بزرگ [[کلبی‌ها]]، حُریث بن بحدل، بر ادامه ی [[مبارزه]] نظر داشت و با این که در آستانه ی شکست بودند دست از [[کینه‌توزی]] نسبت به قیسی‌ها و [[وفاداری]] [[بنی امیه]] برنداشت. در نهایت این پیش قدمی و خوش خدمتی [[بنی‌کلب]] با تکیه بر [[اعتماد به نفس]] و [[اطمینان]] بر [[قدرت نظامی]] افراد [[قبیله]]، مانع شکست بنی امیه و سبب [[مصالحه]] ی عبدالملک و زُفر گردید<ref>ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۴، ص۳۳۹.</ref>. بررسی تحرکات [[کلبیان]] در این دوره از جنگ‌های پراکنده، علاوه بر رقابت‌های [[سیاسی]] حاکی از انگیزهای بالاتر، در قالب [[تعصب]] قبیلگی و [[پیروی]] از [[سنت]] [[خونخواهی]] (ثأر) است. در [[حقیقت]] این سنّتِ مبتنی بر [[تعصبات جاهلی]]، با وجود [[جایگزینی]] [[قصاص]] به جای آن<ref>سوره بقره، آیه ۱۷۸.</ref>همچنان در میان قبایل رواج داشت به گونه ای که کشته شدن یک نفر از قبیله یا تعرض به [[عشیره]] ای برابر با [[تجاوز]] به کل قبیله بود و [[انتقام]] از آن، دیگر جنبه ی فردی نداشت. با این بیان می‌توان نبردهای کلب و قیس را در قالب این سنت نیز برشمرد به طوریکه بیشترین آسیب را قبایل [[بدوی]] کلب دیدند چراکه هجمه به آنها از سوی انتقام جویان [[قیسی]]، به مراتب آسانتر از کلبیان مستقر در [[شهرها]] بود.
در گوشه دیگر [[خلافت اسلامی]] و در میانه دوران [[حکومت بنی امیه]]، [[ستم]] [[والیان اموی]] بر [[مردم عراق]]، سبب اعتراض‌های سیاسی و قبیلگی [[مردم]] آن [[دیار]] شد و این منطقه را به کانون شورش‌های ضد [[اموی]] بدل کرد. [[شورش]] عبدالرحمان بن اشعث کندی از این دسته بود. او که در ابتدا حامی [[بنی امیه]] بود؛ در ۸۰ [[هجری]] از سوی حجاج بن یوسف، به سیستان رفت و آنجا را فتح کرد اما پس از پیروزی‌های مختلف کارش را متوقف کرد<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۶، ص۳۲۲-۳۲۷.</ref>. از این‌رو به [[سستی]] و [[ناتوانی]] متهم شد و همین مسئله سبب مخالفتش با [[امویان]] گردید<ref>نویری، نهایة الارب فی فنون الادب، ج۲۱، ص۲۳۷.</ref>. پس از این [[اختلاف]]، [[ابن اشعث]] که [[رهبر]] [[قبیله]] ی کنده و از [[بزرگان کوفه]] بود توانست از [[کینه]] ی [[عراقی‌ها]] نسبت به امویان بهره گیرد و [[شورشی]] را در۸۱ [[هجری]] از [[بصره]] آغاز کند. در این سلسله [[نبردها]] علاوه بر [[مردم]] عادی کلب که قسمتی از [[سپاه شام]] و [[کوفه]] را تشکیل می‌دادند، [[سفیان بن أبرد]] و [[عبدالرحمن بن سلیم]]، دو سردار [[قبیله کلب]] بودند که [[مسئولیت]] دسته ی سوارکاران و سمت راست [[سپاه]] حجاج را برعهده داشتند<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۶، ص۳۴۹.</ref>. بنابراین [[کلبی‌ها]] با حضور دو سردار خود، قسمت بزرگی از سپاه شام را تشکیل می‌دادند و توانستند در [[نبرد]] [[دیر الجماجم]]<ref>مسعودی، التنبیه و الإشراف، ص۲۷۱-۲۷۳.</ref> [[قیام]] ابن اشعث را [[شکست]] دهند<ref>یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۲۰۱؛ نویری، نهایة الارب فی فنون الادب، ج۲۱، ص۲۳۷. از شعری هم که اعشی همدانی پیش از مرگش نزد حجاج بن یوسف ثقفی سروده بود نیز، به حمایت گسترده قضاعیان از حجاج بن یوسف ثقفی در نبرد او با عبدالرحمن بن محمد بن اشعث اشاره شده است. (طبری۶، ص۳۷۷ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۴، ص۴۹۰)</ref>. پس از ابن اشعث، [[یزید بن مهلب]] هم در پی [[سیاست‌های امویان]] دست به [[شورش]] زد. او پس از [[عزل]] از [[امارت خراسان]]<ref>طقوش، دولت امویان، ص۱۴۸.</ref> و [[زندانی]] شدن<ref>ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۴، ص۴۸۸.</ref>، در ۱۰۱ هجری از [[زندان]] [[فرار]] کرد و [[حرکت]] خود را در ابتدای دوره [[خلافت]] [[یزید بن عبدالملک]] (۱۰۱ - ۱۰۵ هجری) علیه [[بنی امیه]] آغاز نمود. [[ابن مهلب]] بصره را [[تصرف]] کرد و مردم آنجا با او [[بیعت]] کردند<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۶، ص۵۸۴.</ref>. او علاوه بر بصره، برکوفه، فارس و [[اهواز]] چیره گردید ولی در مواجهه با سپاه اعزامی [[خلیفه]] -یزید بن عبدالملک– (حک. ۱۰۱-۱۰۵) به [[فرماندهی]] [[مسلمة بن عبدالملک]] و [[عباس بن یزید]] متشکل از [[قبایل]] [[غسان]]، [[لخم]]، [[جذام]]، [[عامله]]، [[قضاعه]] و... بسیاری از یارانش را از دست داد و کشته شد<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۶، ص۵۹۷؛ عوتبی صحاری، الانساب، ج۲، ص۶۵۲.</ref>. در خاموش کردن این [[جنبش]]، [[مردم]] قضاعه مقدم‌تر از همه بودند و [[فحل بن عیاش کلبی]]، نقش بسزایی در [[سرنوشت]] [[جنگ]] داشت به طوری که پس از شناختن [[یزید بن مهلب]] با کمک دیگر [[کلبیان]]، او را به [[قتل]] رساند<ref>ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۵۹۴.</ref>. [[مدرک بن ضب کلبی]] هم به دنبال باقیمانده [[آل مهلب]] به فارس رفت و عبدالرحمن بن سلیم کلبی به [[پاس]] این [[خدمت]] [[والی بصره]] شد<ref>ابن اعثم، الفتوح، ج۸، ص۲۳۱.</ref>.
علاوه بر عرصه نظامی، [[مسیب بن رفل کلبی]] هم که [[شاهد]] کشته شدن یزید بن مهلب بود با سرودن شعری به اقدامات قضاعه در واقعه قتل یزید بن مهلب [[افتخار]] کرده و با [[منافق]] خواندن [[عراقی‌ها]]، [[کینه]] دیرینه مردم [[شام]] نسبت به [[عراق]] را به تصویر کشید<ref>ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۵۹۵؛ مسعودی، التنبیه و الإشراف، ص۲۷۸؛ مرزبانی، معجم الشعراء، ص۳۵۴.</ref>. البته لازم به ذکر است اگرچه [[امویان]] در این دوره حکومت [[یزید بن عبدالملک]] به قیسی‌ها [[تمایل]] داشتند<ref>طقوش، دولت امویان، ص۱۸۴.</ref>، ولی این گزارش نشان می‌دهد که کلب پس از گذشت بیش از نیم [[قرن]] نقش‌آفرینی هنوز [[قبیله]] ای [[وفادار]] و سرنوشت ساز بود و [[اعتماد]] به آنها [[منافع]] زیادی را نصیب امویان می‌نمود. در شرق [[خلافت اسلامی]] هم گزارش‌هایی از حضور [[قضاعیان]] در دسترس است. [[حکم بن عَوانة کلبی]] مدتی از سوی [[هشام بن عبدالملک]] (۱۰۵ - ۱۲۵ [[هجری]]) [[والی خراسان]] و [[سِند]] شد<ref>ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۶۲۶.</ref>. حَسَنة بن حُنَیف کلبی هم از همراهان حکم بن عوانة در [[سرزمین]] سند بود و در همانجا کشته شد<ref>دارقطنی، المؤتلف و المختلف، ج۲، ص۶۷۸.</ref>. همچنین [[حملة بن نعیم]] از بنی عُلیم [[فرمانده]] کلبی دمشقی‌های [[لشکر]] [[خراسان]] در مقابل [[قیام]] [[مرجئه]] و [[ترکان]] بود<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۷، ص۱۲۲؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۵، ص۲۰۲.</ref>.-<ref>فصلنامه علمی مطالعات تاریخی جنگ، مقاله «بررسی مواجهه نظامی قبیله کلب با جنبش‌های اعتقادی و چالشهای سیاسی و اقتصادی دوره اموی(۴۱-۱۳۲ هجری)، تألیف میثم حبیبی کیان؛ مهران اسماعیلی، ص۸۹-۹۰.</ref>
[[امویان]] پس از استقرار دولتشان برخلاف توصیه‌های [[اسلامی]]، بر [[امور دنیوی]] تأکید کردند<ref>ابن طقطقی، تاریخ فخری درآداب ملکداری و دولتهای اسلامی، ص۱۴۷؛ زیدان، تاریخ تمدن اسلام، ج۴، ص۶۹۳.</ref>. [[حکومت اشرافی]]، مخارجشان را افزایش داد و علاوه بر [[بذل و بخشش]]، هزینه‌های لشکری و کشوری نیز بخش عمده ای از [[نظام مالی]] [[حکومت]] را در بر می‌گرفت<ref>حاج حسن، النظم الاسلامیه، ص۲۲۷.</ref>؛ از این‌رو از طریق دریافت [[خراج]]، [[جزیه]]، [[غنائم]] و [[هدایا]] [[خزانه]] خود را پُر می‌کردند<ref>اصطخری، المسالک والممالک، ص۱۴۸-۱۴۹؛ پطروشفسکی، اسلام در ایران، ص۱۷۵.</ref>. در این راستا [[سختگیری]] بر [[اهل ذمه]] و [[تغییر]] در [[نظام مالیاتی]] با [[هدف]] افزایش درآمد، سبب شورش‌های پراکندهای در مقابل [[والیان اموی]] شد. از جمله این [[شورش‌ها]]، [[قیام]] [[مردم]] افریقیه بر [[یزید بن أَبی مسلم ثقفی]]، [[امیر]] [[اموی]] [[مغرب]] (۱۰۱- تا ۱۰۲ [[هجری]]) بود. مردم افریقیه به سبب در پیش گرفتن روش سختگیرانه دریافت جزیه از ذمّیانِ [[تازه مسلمان]]، او را به [[قتل]] رساندند. یزید بن عبدالملک هم برای جلوگیری از [[شورش]] مجدد، [[بشر بن صفوان کلبی]]- [[برادر]] حنظله- را برای سر و سامان دادن به [[ناآرامی‌ها]] بدانجا فرستاد تا مانع [[تضعیف]] [[حکومت امویان]] شود<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۶، ص۶۱۷؛ ابن خلکان، وفیات الاعیان، ج۶، ص۳۰۹.</ref>. دیگر شورش با انگیزه‌های [[مالی]]، اعتراضِ [[قبطیان]] و اهل [[الصعید]] [[مصر]]<ref>صعید منطقه ای در مصر امروزی، در دوسوی نیل از جنوب قاهره تا مرزهای سودان است. قلقشندی، صبح الاعشی، ج۱۱، ص۴۲۰.</ref> به دریافت خراج زیاد در [[زمان]] امارت [[حنظلة بن صفوان کلبی]] در ۱۲۱ هجری بود که با قتل عده ی زیادی در هم [[شکست]]<ref>کندی، کتاب الولاة و کتاب القضاة، ص۶۲.</ref>. گزارش این دسته از [[قیام‌ها]] غالباً مربوط به [[اهل ذمّه]] است؛ چراکه با ادامه [[فتوحات]] در دوره اموی، نظام مالیاتی امویان وسعت پیدا کرد و دست [[والیان]] برای گرفتن خراج و جزیه باز بود از این‌رو نسبت به مردم خود سختگیرانه عمل می‌کردند؛ بنابراین فشار برای پرداخت جزیه بیشتر و [[وضع قوانین]] جدید در راستای [[تحقیر]] و [[توهین]] به [[اهل ذمّه]]<ref>پیگلوسکایا، تاریخ ایران، ص۱۶۲.</ref>، آنها را بر علیه [[والیان اموی]] تحریک می‌نمود که نمونه‌هایی از آن ذکر شد. در نهایت لازم به ذکر است حضور [[کلبیان]] در رأس [[سپاه اموی]] در چهارگوشه [[جهان اسلام]]، [[قدرت]] جنگآوری و [[اعتماد]] [[بنی امیه]] به آنها را نشان می‌دهد ولی لزوماً حاکی از رویکرد کلی [[قبیله]] نمی‌تواند باشد چراکه در اواخر دوره اموی برخی از شهرهای کلبی نشین(مثل [[تدمر]] (، خود به [[قیام]] علیه امویان پیوستند<ref>فصلنامه علمی مطالعات تاریخی جنگ، مقاله «بررسی مواجهه نظامی قبیله کلب با جنبشهای اعتقادی و چالشهای سیاسی و اقتصادی دوره اموی(۴۱-۱۳۲ هجری)، تألیف میثم حبیبی کیان؛ مهران اسماعیلی، ص۹۱.</ref>.-<ref>در این پژوهش ۱۸ چالش پدید آمده برای دولت امویان که کلبیان در آن نقش عمده ای ایفا کردند، مورد توصیف و تحلیل قرار گرفت. این بررسی بیان می‌کند که ۱۲ مورد از قیام‌ها بر اساس انگیزه‌های اعتقادی و ۶ مورد با مقاصد سیاسی بوده است. پراکندگی جغرافیایی این تنشها نیز حاکی از آن است که قیامهای اعتقادی در حجاز و عراق صورت گرفت و در شام فقط جنبش‌های سیاسی رقم خورد که خود نشان از باور شامیان به خلافت امویان است. براین اساس رهآورد مناسبات دوسویه و مطلوب امویان و کلبی‌های شام، خدمات ارزنده ای در ایجاد نظم و امنیت و دفع قیام‌ها و دریافت خراج بود که با هیچ قبیله ای در شام قابل مقایسه نیست. از این جهت علل اقبال قبیله ی کلب به دولت امویان و تلاش در جهت سرکوب قیامهای ضد اموی را می‌توان در موارد ذیل برشمرد:
# باور به حقانیت بنی امیه در خلافت و جانشینی عثمان و ناحق دانستن دیگر مدعیان خلافت؛
#پیمان‌های سیاسی و وابستگی خانوادگی با بنی امیه؛
#داشتن زمینه‌های فکری از سبک و شیوه پادشاهی کهن و تطبیق آن با دولت امویان؛
#ادعای سروری قبایل یمنی شام و تلاش برای حفظ این جایگاه؛
# رقابت دیرینه با قبایل عراق و ترس از تسلط عراقیان بر شام؛
# پایبندی به سنت جاهلی ثأر و خونخواهی، به‌ویژه نسبت به قتل عثمان و تعرض به زن کلبی او و دیگر کشته شدگان کلبی.
یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد هریک از این موارد، کارکرد خود را در قبال جنبشهای ضدّ اموی داشت و عملکرد بنی‌کلب با توجه به علل مذکور، برحسب انگیزه ی مخالفان فرق می‌کرد. در نهایت اینکه سنت‌ها، باورها و مصالح قبیله ی کلب، آنها را به نیرویی مدافع خلافت نه تنها در شام بلکه در گستره ی جهان اسلام، هرجایی که تهدیدی علیه امویان بود، تبدیل کرد که نقطه ی اوج آن مشارکت در سرکوب قیام‌های ضد اموی در عراق، شام، حجاز و شمال آفریقا بود.</ref>
پایان این بخش به ذکر اخباری از مداخلات [[قضاعیان]] و در رأس شان [[کلبیان]] در [[امور حکومتی]] از جمله [[قتل]] [[ولید بن یزید بن عبدالملک]] -[[خلیفه اموی]]-<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۷، ص۲۳۳؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۵، ص۲۸۱.</ref> و نیز خبر حضور جمعی از آنان در [[سپاه]] [[مروان بن محمد]] به هنگام [[فرار]] او به [[زاب]] و [[تمرد]] آنها از [[فرامین]] [[مروان]]، اختصاص دارد<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۷، ص۴۳۴؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۵، ص۴۱۹؛ ابن جوزی، المنتظم فی تاریخ الامم و الملوک، ج۷، ص۳۰۲.</ref>. ضمن این که حضور در عرصه‌های [[کارگزاری]] [[نظام اموی]] از دیگر صحنه‌های حضور پررنگ قضاعی‌ها در دوران [[حکومت امویان]] است که -علاوه بر موارد پیش گفته- باید به [[انتخاب]] [[رویفع بن ثابت بلوی]] به عنوان امارت طرابلس در سال ۴۶ از سوی معاویه<ref>ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۲، ص۵۰۴؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۲، ص۸۷. رویفع از سوی معاویه به فتوحات افریقا اقدام کرد. (ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۲، ص۵۰۴؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۲، ص۸۷) ضمن این که منابعی هم او را از فاتحان مغرب به شمار آورده‌اند. (ابن جوزی، المنتظم فی تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۲۶۱؛ ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۸، ص۶۱)</ref>، و نیز [[زمل بن عمرو عذری]] [[رییس]] پلیس معاویة بن ابوسفیان<ref>ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۴، ص۱۱. زمل بن عمرو عذری را کاتب معاویه (ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۴، ص۱۱) و یزید بن معاویه (مسعودی، التنبیه و الاشراف، ص۲۶۵) و معاویة بن یزید (مسعودی، التنبیه و الاشراف، ص۲۶۵) نیز گفته‌اند.</ref> و [[بشر بن حسان مهری]] [[فرماندار]] [[سلیمان بن عبدالملک اموی]] (ح. ۵۴-۹۹ [[هجری]]) در [[کوفه]] اشاره کرد<ref>خلیفة بن خیاط، تاریخ، ص۳۰۳.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۸۰٬۴۱۹

ویرایش