آیه نجوی: تفاوت میان نسخهها
←دلالت آیه
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|||
| خط ۱۲۸: | خط ۱۲۸: | ||
== دیدگاه فریقین == | == دیدگاه فریقین == | ||
== دلالت آیه == | == دلالت آیه == | ||
=== [[افضلیت امیرالمؤمنین]]{{ع}} === | |||
بدون تردید [[نزول]] [[آیه نجوا]] در [[شأن]] [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} فضیلتی بزرگ و انحصاری برای آن حضرت است و عمل نکردن سایر [[صحابه]] به [[دستور خداوند]] منقصت و کوتاهی سترگی برای آنان به شمار میآید. به همین جهت است که از [[عبدالله بن عمر]] نقل شده است که گفت: «[[علی بن ابیطالب]] سه ویژگی داشت که اگر یکی از آنها برای من بود از تمامی نعمتهای [[دنیا]] برای من [[دوست]] داشتنیتر بود:[[ ازدواج]] او با [[فاطمه]]{{س}}، اعطای پرچم به ایشان در [[روز خیبر]] و نزول آیه نجوا درباره ایشان»<ref>تفسیر الثعلبی، ج۹، ص۲۶۲؛ تفسیر القرطبی، ج۱۷، ص۳۰۲؛ مناقب خوارزمی، ص۲۷۷، ش۲۶۵.</ref>. | |||
این [[داستان]] دو جنبه دارد: از یکسو فضیلتی بزرگ را برای امیرالمؤمنین{{ع}} [[اثبات]] میکند و از سوی دیگر منقصتی بزرگ برای سایر صحابه به شمار میآید،؛ چراکه بر اساس آیه نجوا، تمامی [[مسلمانان]] و [[صحابه پیامبر]]{{صل}}، [[مأمور]] و موظف بودند که برای گفتگوی خصوصی با رسول خدا{{صل}} و [[یادگیری]] مسائل از آن حضرت مقداری [[صدقه]] بدهند پس اعطای صدقه پیش از گفتگوهای خصوصی با رسول خدا{{صل}} حکمی از جانب [[خداوند متعال]] و [[امتثال]] ان بر همه [[واجب]] بوده است. اما از میان اطرافیان [[پیامبر اکرم]]{{صل}}، تنها امیرالمؤمنین{{ع}} این [[حکم]] را امتثال کرده است و این فضیلتی اختصاصی و بزرگ برای ایشان است. | |||
[[شتاب]] امیرالمؤمنین{{ع}} در [[امتثال امر]] خداوند فضیلتی دیگر برای آن حضرت و عدم [[مسامحه]] و ترک نکردن [[تعلم]] از رسول خدا{{صل}} نیز [[فضیلت]] سوم به شمار میآید. افزون بر اینها اصل [[تصدق]] نیز فضیلت است و همه این [[فضائل]] در امیرالمؤمنین{{ع}} جمع شده است. اما در مقابل، سایر اطرافیان [[پیامبر اکرم]]{{صل}} اولا! [[بخل]] ورزیدند و از [[صدقه دادن]] و [[کمک به فقرا]] خودداری کردند، ثانیاً [[مصاحبت]] و [[گفتگو]] با [[رسول خدا]]{{صل}} و [[تعلم]] از ان حضرت را رها کردند و ثالثاً با [[امر خداوند]] [[مخالفت]] نمودند و [[حکم]] او را [[امتثال]] نکردند. البته باید توجه داشت که این حکم شامل [[فقرا]] و کسانی که تمکن پرداخت [[صدقه]] را نداشتند نمیشده است؛ زیرا آنان بر اساس [[قانون]] [[عقلی]] «عدم جواز [[تکلیف بمالایطاق]]» تخصصا از طرف [[خطاب]] بودن خارجاند، اما افرادی که علیرغم [[تمکین]] و [[توانایی مالی]] با پرداخت صدقه از این کار [[سرباز]] زدند هیچ عذری از آنان پذیرفته نیست. به همین روی [[خداوند]] آنها را [[مذمت]] و ملامت میکند و این مذمت حاکی از تقصیر و [[عصیان]] آنهاست<ref>سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۵، ص۳۰۶-۳۰۷.</ref>. | |||
=== [[امامت امیرالمؤمنین]]{{ع}} === | |||
امامت امیرالمؤمنین{{ع}} را از دو جهت میتوان از این [[آیه]] به [[اثبات]] رساند. | |||
# جهت نخست: از طریق [[افضلیت]] است. پس از [[اثبات افضلیت امیرالمؤمنین]]{{ع}} از این آیه، بر اساس [[حکم عقل]] به تقدیم [[فاضل]] بر [[مفضول]] و [[قبح]] [[تقدیم مفضول بر فاضل]]،[[ امامت]] آن حضرت ثابت میگردد. | |||
# جهت دوم: در این آیه از [[توبه]][[ سخن]] به میان آمده است و خود این نکته نیز حاکی از وقوع [[تخلف]] و عصیان از سوی صحابه است. این تخلف و عصیان همان [[بخل]] ورزیدن از پرداخت صدقه [[واجب]] است. صدقهای که به امضای [[الهی]] رسیده و در ازای [[مناجات]] با رسول خدا{{صل}} و تعلم از ایشان باید پرداخت شود. به عبارت دیگر [[مسلمانان]] و اطرافیان [[پیامبر]] البته آنها که [[تمکن مالی]] داشتند، حاضر نشدند برای [[امتثال امر]] [[خدا]] و [[تشرف]] به محضر رسول خدا{{صل}} و تعلم از ایشان حتی یک مشت جو صدقه بدهند. حال با توجه به این [[حقیقت]]، از صاحبان [[وجدان]] [[بیدار]] سؤال میکنیم: آیا آنان که حاضر نیستند در ازای یک مشت جو [[دستور خدا]] را [[اطاعت]] کنند و از [[فقیری]] [[دستگیری]] کنند و در عوض [[توفیق]] تشرف به محضر [[رسول خدا]]{{صل}} و [[تعلم]] از ایشان را بیابند، واقعاً برای [[خلافت]] و [[جانشینی پیامبر اکرم]]{{صل}} [[شایستگی]] دارند؟ یا آن کس شایسته خلافت و جانشینی پیامبر اکرم{{صل}} است که تحت هیچ شرایطی حاضر نیست [[مصاحبت با پیامبر]] [[اکرم]]{{صل}} را رد کند؟ همان کسی که برای تسریع در [[امتثال امر]] [[خداوند]] ـ بر اساس برخی نقلها ـ [[پول]] [[قرض]] میکند تا به این [[مصاحبت]] برسد. | |||
چنانچه [[زجاج]] میگوید: «[[سبب نزول آیه]] این بود که [[ثروتمندان]] با [[پیامبر]]{{صل}} [[خلوت]] میکردند ودرباره آنچه دلخواهشان بود با ایشان [[مشورت]] میکردند اما [[فقرا]] نمیتوانستند [[خدمت]] پیامبر برسند. از این رو خداوند پیش از [[رازگویی]] با پیامبر، [[صدقه]] را [[واجب]] ساخت تا از این کار امتناع کنند و آنها را [[مکلف]] ساخت که احدی پیش از [[صدقه دادن]] -کم یا زیاد- با [[رسول خدا]]{{صل}} رازگویی نکند و بر اساس آنچه [[روایت]] شده است، احدی این کار را نکرد. اما [[امیرالمؤمنین]]{{ع}}یک دینار قرض کرد و صدقه داد تا با پیامبر{{صل}} [[نجوا]] کند پس [[خدای تعالی]] این [[حکم]] را به واسطه [[آیه]] بعدی [[نسخ]] نمود»<ref>التبیان فی تفسیر القرآن، ج۹، ص۵۵۱ و ۵۵۲ به نقل از زجاج.</ref>. | |||
اما [[ابوبکر]] علیرغم [[تمکن مالی]]، از [[امر خدا]][[ اطاعت]] نکرده است و از سر [[بخل]] صدقه نداده است؛ چراکه مصاحبت با رسول خدا{{صل}} و [[تعلم]] از آن حضرا برای او اهمیتی نداشته است. براستی ابوبکر چه عذری داشته است؟ اگر گفته شود که او [[مالی]] برای صدقه دادن نداشته، این سخن با احادیثی که درباره نفع رسانی [[اموال]] وی برای پیامبر ساخته شدهاند [[تعارض]] دارد و اگر [[مال]] داشته و از [[امتثال]] [[حکم الهی]] [[سرباز]] زده، شایسته خلاقت نیست. از این رو [[اندیشمندان]] [[سنی]] در پی عذرتراشی و توجیه برآمدهاند که در بخش مناقشات [[عامه]] به بیان و بررسی آنها میپردازیم<ref>سید علی میلانی، [[جواهر الکلام]]، ج۵، ص۳۰۷-۳۰۹.</ref>. | |||
== مناقشات عامه == | == مناقشات عامه == | ||
=== مناقشات [[قاضی عبدالجبار معتزلی]] === | === مناقشات [[قاضی عبدالجبار معتزلی]] === | ||