رحمت در قرآن: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش
(←منابع) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۹: | خط ۹: | ||
== معناشناسی == | == معناشناسی == | ||
[[رحمت]] ضد قسوت<ref>البیان، ص۴۲۹.</ref>، شدت<ref>البیان، ص۴۲۹؛ انوار درخشان، ج ۱، ص۱۲.</ref>، [[غضب]]<ref>البیان، ص۴۹۰؛ التحقیق، ج ۱۴، ص۲۲۵، «یأس».</ref> و [[سخط]]<ref>البیان، ص۴۹۰.</ref> و به معنای [[مهربانی]]<ref>نثر طوبی، ج ۱، ص۲۹۸؛ لغتنامه، ج ۱۰، ص۱۰۵۲۰، «رحمت».</ref>، [[رأفت]]<ref>معجم مقاییس اللغه، ج ۲، ص۴۹۸، «رحم»؛ تفسیر روشن، ج ۲، ص۲۷۴.</ref>، [[عطوفت]] و دلسوزی<ref>معجم مقاییس اللغه، ج ۲، ص۴۹۸؛ لسان العرب، ج ۱۲، ص۲۳۰، «رحم».</ref> است؛ به گونهای که سبب [[احسان]] و [[بخشش]] به دیگری گردد<ref>مفردات، ص۳۴۷، «رحم»؛ تفسیر الصراط المستقیم، ج ۳، ص۲۵۵.</ref> به آنچه نیز از سر ترحّم به دیگری داده میشود، رحمت میگویند،<ref>رسائل المرتضی، ج ۲، ص۲۷۱؛ آلاء الرحمن، ج ۱، ص۵۳.</ref> که در این صورت رحمت، معنایی مساوی با [[نعمت]] دارد، بلکه به گفتهای معنای رحمت نعمت است<ref>التوحید، ص۲۰۳ - ۲۰۴؛ مجمع البیان، ج ۱، ص۹۱؛ عدة الداعی، ص۳۲۱.</ref>؛ حتی بعضی<ref>تفسیر الصراط المستقیم، ج ۳، ص۲۶۰.</ref> استعمال واژه رحمت را در معنای رقت و دلسوزی مجاز دانستهاند و معنای حقیقیاش را همان نعمت<ref>[[محمد صادق صالحیمنش|صالحیمنش، محمد صادق]]، [[رحمت - صالحیمنش (مقاله)|رحمت | [[رحمت]] ضد قسوت<ref>البیان، ص۴۲۹.</ref>، شدت<ref>البیان، ص۴۲۹؛ انوار درخشان، ج ۱، ص۱۲.</ref>، [[غضب]]<ref>البیان، ص۴۹۰؛ التحقیق، ج ۱۴، ص۲۲۵، «یأس».</ref> و [[سخط]]<ref>البیان، ص۴۹۰.</ref> و به معنای [[مهربانی]]<ref>نثر طوبی، ج ۱، ص۲۹۸؛ لغتنامه، ج ۱۰، ص۱۰۵۲۰، «رحمت».</ref>، [[رأفت]]<ref>معجم مقاییس اللغه، ج ۲، ص۴۹۸، «رحم»؛ تفسیر روشن، ج ۲، ص۲۷۴.</ref>، [[عطوفت]] و دلسوزی<ref>معجم مقاییس اللغه، ج ۲، ص۴۹۸؛ لسان العرب، ج ۱۲، ص۲۳۰، «رحم».</ref> است؛ به گونهای که سبب [[احسان]] و [[بخشش]] به دیگری گردد<ref>مفردات، ص۳۴۷، «رحم»؛ تفسیر الصراط المستقیم، ج ۳، ص۲۵۵.</ref> به آنچه نیز از سر ترحّم به دیگری داده میشود، رحمت میگویند،<ref>رسائل المرتضی، ج ۲، ص۲۷۱؛ آلاء الرحمن، ج ۱، ص۵۳.</ref> که در این صورت رحمت، معنایی مساوی با [[نعمت]] دارد، بلکه به گفتهای معنای رحمت نعمت است<ref>التوحید، ص۲۰۳ - ۲۰۴؛ مجمع البیان، ج ۱، ص۹۱؛ عدة الداعی، ص۳۲۱.</ref>؛ حتی بعضی<ref>تفسیر الصراط المستقیم، ج ۳، ص۲۶۰.</ref> استعمال واژه رحمت را در معنای رقت و دلسوزی مجاز دانستهاند و معنای حقیقیاش را همان نعمت<ref>[[محمد صادق صالحیمنش|صالحیمنش، محمد صادق]]، [[رحمت - صالحیمنش (مقاله)|رحمت]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳]]، ص۵۴۴- ۵۸۰.</ref>. | ||
== رحمت در قرآن == | == رحمت در قرآن == | ||
| خط ۱۸: | خط ۱۸: | ||
بسیاری از [[مفسران]] در توضیح آیات: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ وَمَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}}<ref> خداوند و فرشتگانش بر پیامبر درود میفرستند، ای مؤمنان! بر او درود فرستید و به شایستگی (بدو) سلام کنید؛ سوره احزاب، آیه۵۶.</ref> و {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ وَمَلائِكَتُهُ لِيُخْرِجَكُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَكَانَ بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيمًا}}<ref> اوست آنکه بر شما درود میفرستد- و فرشتگانش (نیز)- تا شما را به سوی روشنایی از تیرگیها بیرون برد و با مؤمنان بخشاینده است؛ سوره احزاب، آیه۴۳.</ref> معنای [[صلات]] [[خدای متعال]] بر [[بنده]] را رحمت او و صلات بر دیگری از سوی غیر [[خدا]] را درخواست رحمت برای او از خدا دانستهاند<ref>الاصفی، ج ۲، ص۹۹۶؛ آیات الاحکام، ج ۱، ص۱۹۴؛ ارشاد الاذهان، ص۴۲۸.</ref>. | بسیاری از [[مفسران]] در توضیح آیات: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ وَمَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}}<ref> خداوند و فرشتگانش بر پیامبر درود میفرستند، ای مؤمنان! بر او درود فرستید و به شایستگی (بدو) سلام کنید؛ سوره احزاب، آیه۵۶.</ref> و {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ وَمَلائِكَتُهُ لِيُخْرِجَكُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَكَانَ بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيمًا}}<ref> اوست آنکه بر شما درود میفرستد- و فرشتگانش (نیز)- تا شما را به سوی روشنایی از تیرگیها بیرون برد و با مؤمنان بخشاینده است؛ سوره احزاب، آیه۴۳.</ref> معنای [[صلات]] [[خدای متعال]] بر [[بنده]] را رحمت او و صلات بر دیگری از سوی غیر [[خدا]] را درخواست رحمت برای او از خدا دانستهاند<ref>الاصفی، ج ۲، ص۹۹۶؛ آیات الاحکام، ج ۱، ص۱۹۴؛ ارشاد الاذهان، ص۴۲۸.</ref>. | ||
همچنین خدای والا در [[قرآن کریم]] خود را با عناوین {{متن قرآن|خَيْرُ الرَّاحِمِينَ}}<ref> بهترین بخشایندگانی؛ سوره مؤمنین، آیه۱۰۹.</ref>، {{متن قرآن|أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ}}<ref> بخشایندهترین بخشایندگانی؛ سوره اعراف، آیه۱۵۱.</ref>؛ {{متن قرآن|ذُو الرَّحْمَةِ}}<ref> دارای بخشایش؛ سوره انعام، آیه۱۳۳.</ref>، {{متن قرآن|الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ}}<ref> آن بخشنده بخشاینده؛ سوره فاتحه، آیه۳.</ref> یاد فرموده که در این میان، ۴ عنوان اخیر، نیز راحم از اسما و [[صفات الهی]] به شمار میآید<ref>اسماء و صفات الهی، ج۱، ص۴۸۱.</ref>.<ref>[[محمد صادق صالحیمنش|صالحیمنش، محمد صادق]]، [[رحمت - صالحیمنش (مقاله)|رحمت | همچنین خدای والا در [[قرآن کریم]] خود را با عناوین {{متن قرآن|خَيْرُ الرَّاحِمِينَ}}<ref> بهترین بخشایندگانی؛ سوره مؤمنین، آیه۱۰۹.</ref>، {{متن قرآن|أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ}}<ref> بخشایندهترین بخشایندگانی؛ سوره اعراف، آیه۱۵۱.</ref>؛ {{متن قرآن|ذُو الرَّحْمَةِ}}<ref> دارای بخشایش؛ سوره انعام، آیه۱۳۳.</ref>، {{متن قرآن|الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ}}<ref> آن بخشنده بخشاینده؛ سوره فاتحه، آیه۳.</ref> یاد فرموده که در این میان، ۴ عنوان اخیر، نیز راحم از اسما و [[صفات الهی]] به شمار میآید<ref>اسماء و صفات الهی، ج۱، ص۴۸۱.</ref>.<ref>[[محمد صادق صالحیمنش|صالحیمنش، محمد صادق]]، [[رحمت - صالحیمنش (مقاله)|رحمت]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳]]، ص۵۴۴- ۵۸۰.</ref> | ||
== چگونگی اتصاف [[خدای متعال]] به [[رحمت]] == | == چگونگی اتصاف [[خدای متعال]] به [[رحمت]] == | ||
| خط ۲۷: | خط ۲۷: | ||
از مظاهر رحمت الهی در زمینه اعطاء وجود به موجودات، آن است که به هر [[آفریده]]، آنچه را به زبان حال از خدای والا طلب کرده، عطا فرموده است<ref>شرح الاسماء الحسنی، ص۱۷۴، ۵۲۰؛ الانوار الساطعه، ج ۱، ص۴۶۴.</ref>: {{متن قرآن|وَآتَاكُم مِّن كُلِّ مَا سَأَلْتُمُوهُ وَإِن تَعُدُّواْ نِعْمَتَ اللَّهِ لاَ تُحْصُوهَا إِنَّ الإِنسَانَ لَظَلُومٌ كَفَّارٌ}}<ref> و از هر چه خواستید به شما داده است و اگر نعمت خداوند را بر شمارید نمیتوانید شمار کرد؛ بیگمان انسان ستمکارهای بسیار ناسپاس است؛ سوره ابراهیم، آیه۳۴.</ref>؛ {{متن قرآن|وَمَن يُشَاقِقِ الرَّسُولَ مِن بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُ الْهُدَى وَيَتَّبِعْ غَيْرَ سَبِيلِ الْمُؤْمِنِينَ نُوَلِّهِ مَا تَوَلَّى وَنُصْلِهِ جَهَنَّمَ وَسَاءَتْ مَصِيرًا}}<ref> و هر کس پس از آنکه به روشنی رهنمود یافت با پیامبر مخالفت ورزد و از راهی جز راه مؤمنان پیروی کند وی را با آنچه بدان روی آورده است وامینهیم و وی را به دوزخ میافکنیم و این بد پایانهای است!؛ سوره نساء، آیه ۱۱۵.</ref>؛{{متن قرآن|إِنَّا عَرَضْنَا الأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَيْنَ أَن يَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الإِنسَانُ إِنَّهُ كَانَ ظَلُومًا جَهُولا}}<ref> ما امانت را بر آسمانها و زمین و کوهها عرضه کردیم، از برداشتن آن سر برتافتند و از آن هراسیدند و آدمی آن را برداشت؛ بیگمان او ستمکارهای نادان است؛ سوره احزاب، آیه۷۲.</ref>. | از مظاهر رحمت الهی در زمینه اعطاء وجود به موجودات، آن است که به هر [[آفریده]]، آنچه را به زبان حال از خدای والا طلب کرده، عطا فرموده است<ref>شرح الاسماء الحسنی، ص۱۷۴، ۵۲۰؛ الانوار الساطعه، ج ۱، ص۴۶۴.</ref>: {{متن قرآن|وَآتَاكُم مِّن كُلِّ مَا سَأَلْتُمُوهُ وَإِن تَعُدُّواْ نِعْمَتَ اللَّهِ لاَ تُحْصُوهَا إِنَّ الإِنسَانَ لَظَلُومٌ كَفَّارٌ}}<ref> و از هر چه خواستید به شما داده است و اگر نعمت خداوند را بر شمارید نمیتوانید شمار کرد؛ بیگمان انسان ستمکارهای بسیار ناسپاس است؛ سوره ابراهیم، آیه۳۴.</ref>؛ {{متن قرآن|وَمَن يُشَاقِقِ الرَّسُولَ مِن بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُ الْهُدَى وَيَتَّبِعْ غَيْرَ سَبِيلِ الْمُؤْمِنِينَ نُوَلِّهِ مَا تَوَلَّى وَنُصْلِهِ جَهَنَّمَ وَسَاءَتْ مَصِيرًا}}<ref> و هر کس پس از آنکه به روشنی رهنمود یافت با پیامبر مخالفت ورزد و از راهی جز راه مؤمنان پیروی کند وی را با آنچه بدان روی آورده است وامینهیم و وی را به دوزخ میافکنیم و این بد پایانهای است!؛ سوره نساء، آیه ۱۱۵.</ref>؛{{متن قرآن|إِنَّا عَرَضْنَا الأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَيْنَ أَن يَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الإِنسَانُ إِنَّهُ كَانَ ظَلُومًا جَهُولا}}<ref> ما امانت را بر آسمانها و زمین و کوهها عرضه کردیم، از برداشتن آن سر برتافتند و از آن هراسیدند و آدمی آن را برداشت؛ بیگمان او ستمکارهای نادان است؛ سوره احزاب، آیه۷۲.</ref>. | ||
بر پایه نظری، [[رحمت]] - همانند [[علم]] - از صفات ذاتی خدای والا<ref>التحقیق، ج ۱۳، ص۱۰۴، «وسع».</ref> و به گفتهای صفت فعل [[خدای سبحان]]<ref>المیزان، ج ۷، ص۲۶-۲۷.</ref> - مانند صفت [[خلق]] و [[رزق]]<ref>مجمع البیان، ج ۶، ص۶۸۸؛ المیزان، ج ۸، ص۳۵۲.</ref> است. در نظر دیگری، اگر وصف [[خدای متعال]] را به رحمت مَجاز و مراد از [[رحمت الهی]] را [[نعمت]] دادن به [[بندگان]] بدانیم، رحمت صفت فعل است و چنانچه مراد از آن را [[اراده]] [[خیر]] بدانیم، رحمت صفت ذات است<ref>البحر المحیط، ج ۱، ص۳۱؛ روح البیان، ج ۵، ص۵۳۰.</ref>.<ref>[[محمد صادق صالحیمنش|صالحیمنش، محمد صادق]]، [[رحمت - صالحیمنش (مقاله)|رحمت | بر پایه نظری، [[رحمت]] - همانند [[علم]] - از صفات ذاتی خدای والا<ref>التحقیق، ج ۱۳، ص۱۰۴، «وسع».</ref> و به گفتهای صفت فعل [[خدای سبحان]]<ref>المیزان، ج ۷، ص۲۶-۲۷.</ref> - مانند صفت [[خلق]] و [[رزق]]<ref>مجمع البیان، ج ۶، ص۶۸۸؛ المیزان، ج ۸، ص۳۵۲.</ref> است. در نظر دیگری، اگر وصف [[خدای متعال]] را به رحمت مَجاز و مراد از [[رحمت الهی]] را [[نعمت]] دادن به [[بندگان]] بدانیم، رحمت صفت فعل است و چنانچه مراد از آن را [[اراده]] [[خیر]] بدانیم، رحمت صفت ذات است<ref>البحر المحیط، ج ۱، ص۳۱؛ روح البیان، ج ۵، ص۵۳۰.</ref>.<ref>[[محمد صادق صالحیمنش|صالحیمنش، محمد صادق]]، [[رحمت - صالحیمنش (مقاله)|رحمت]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳]]، ص۵۴۴- ۵۸۰.</ref> | ||
== رحمت رحمانی و رحیمی == | == رحمت رحمانی و رحیمی == | ||
| خط ۳۶: | خط ۳۶: | ||
خدای والا [[سوره الرحمن]] را با کلمه {{متن قرآن|الرَّحْمَنُ}} آغاز کرده؛ زیرا در این [[سوره]] اشاره فرموده که [[جهان]] و اجزای آن را طوری [[آفریده]] و سامان داده که [[جنّ]] و انس بتوانند از آن بهرهمند شوند و اینکه عالم به دو نشئه [[آخرت]] و [[دنیا]] قسمت شده و در آن، نشئه [[سعادت]] از [[شقاوت]] و [[نعمت]] از نقمت متمایز میگردد، پس هر چه در دو عالم هست، مصداق نعمت خدای والاست؛ به همین مناسبت، نام الرحمن که عموم و کثرت [[رحمت]] از راه بذل نعمت را میرساند، استعمال شده است<ref>المیزان، ج ۱۹، ص۹۴.</ref> [[آیه]] {{متن قرآن|وَاكْتُبْ لَنَا فِي هَذِهِ الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الآخِرَةِ إِنَّا هُدْنَا إِلَيْكَ قَالَ عَذَابِي أُصِيبُ بِهِ مَنْ أَشَاء وَرَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ فَسَأَكْتُبُهَا لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَالَّذِينَ هُم بِآيَاتِنَا يُؤْمِنُونَ}}<ref>و در این جهان و در جهان واپسین برای ما نیکی مقرّر فرما که ما به سوی تو بازگشتهایم؛ فرمود: عذابم را به هر کس بخواهم میرسانم و بخشایشم همه چیز را فرا میگیرد و آن را به زودی برای آنان که پرهیزگاری میورزند و زکات میدهند و کسانی که به آیات ما ایمان دارند مقرّر میدارم؛ سوره اعراف، آیه۱۵۶.</ref> [[عذاب]] را در بعضی از موارد ثابت میکند؛ خواه ناخواه باید در برابر این عذاب خاص، رحمت خاصی هم وجود داشته باشد؛ زیرا [[محرومیت]] گروهی خاص از نعمت به معنای تنعّم گروهی دیگر است، پس دو جمله {{متن قرآن|وَاكْتُبْ لَنَا فِي هَذِهِ الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الآخِرَةِ إِنَّا هُدْنَا إِلَيْكَ قَالَ عَذَابِي أُصِيبُ بِهِ مَنْ أَشَاء وَرَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ فَسَأَكْتُبُهَا لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَالَّذِينَ هُم بِآيَاتِنَا يُؤْمِنُونَ}}<ref>و در این جهان و در جهان واپسین برای ما نیکی مقرّر فرما که ما به سوی تو بازگشتهایم؛ فرمود: عذابم را به هر کس بخواهم میرسانم و بخشایشم همه چیز را فرا میگیرد و آن را به زودی برای آنان که پرهیزگاری میورزند و زکات میدهند و کسانی که به آیات ما ایمان دارند مقرّر میدارم؛ سوره اعراف، آیه۱۵۶.</ref> در [[آیه]] [[شریف]] نشان میدهند که [[رحمت الهی]] به دو قسم [[عام و خاص]] قسمت شده و [[رحمت]] عام، شامل همه موجودات و رحمت خاص ویژه [[مؤمنان]] است<ref>المیزان، ج ۸، ص۲۷۵.</ref> روایتی مشهور از [[امام صادق]]{{ع}} نیز اختصاص لفظ رحمان را به رحمت همگانی و رحیم را به رحمت ویژه بر مؤمنان [[تأیید]] میکند<ref>نورالثقلین، ج ۱، ص۱۴.</ref>؛ به همین مناسبت، رحمت عام را رحمت رحمانی و رحمت خاص را رحمت رحیمی میگویند. بعضی [[مفسران]]، اختصاص رحمت رحیمی به مؤمنان را نپذیرفتهاند؛ زیرا کلمه رحیم در [[قرآن]] بیآنکه به مؤمنان یا به [[آخرت]] اختصاص داشته باشد، به کار رفته است<ref>البیان، ص۴۳۲.</ref>. | خدای والا [[سوره الرحمن]] را با کلمه {{متن قرآن|الرَّحْمَنُ}} آغاز کرده؛ زیرا در این [[سوره]] اشاره فرموده که [[جهان]] و اجزای آن را طوری [[آفریده]] و سامان داده که [[جنّ]] و انس بتوانند از آن بهرهمند شوند و اینکه عالم به دو نشئه [[آخرت]] و [[دنیا]] قسمت شده و در آن، نشئه [[سعادت]] از [[شقاوت]] و [[نعمت]] از نقمت متمایز میگردد، پس هر چه در دو عالم هست، مصداق نعمت خدای والاست؛ به همین مناسبت، نام الرحمن که عموم و کثرت [[رحمت]] از راه بذل نعمت را میرساند، استعمال شده است<ref>المیزان، ج ۱۹، ص۹۴.</ref> [[آیه]] {{متن قرآن|وَاكْتُبْ لَنَا فِي هَذِهِ الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الآخِرَةِ إِنَّا هُدْنَا إِلَيْكَ قَالَ عَذَابِي أُصِيبُ بِهِ مَنْ أَشَاء وَرَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ فَسَأَكْتُبُهَا لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَالَّذِينَ هُم بِآيَاتِنَا يُؤْمِنُونَ}}<ref>و در این جهان و در جهان واپسین برای ما نیکی مقرّر فرما که ما به سوی تو بازگشتهایم؛ فرمود: عذابم را به هر کس بخواهم میرسانم و بخشایشم همه چیز را فرا میگیرد و آن را به زودی برای آنان که پرهیزگاری میورزند و زکات میدهند و کسانی که به آیات ما ایمان دارند مقرّر میدارم؛ سوره اعراف، آیه۱۵۶.</ref> [[عذاب]] را در بعضی از موارد ثابت میکند؛ خواه ناخواه باید در برابر این عذاب خاص، رحمت خاصی هم وجود داشته باشد؛ زیرا [[محرومیت]] گروهی خاص از نعمت به معنای تنعّم گروهی دیگر است، پس دو جمله {{متن قرآن|وَاكْتُبْ لَنَا فِي هَذِهِ الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الآخِرَةِ إِنَّا هُدْنَا إِلَيْكَ قَالَ عَذَابِي أُصِيبُ بِهِ مَنْ أَشَاء وَرَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ فَسَأَكْتُبُهَا لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَالَّذِينَ هُم بِآيَاتِنَا يُؤْمِنُونَ}}<ref>و در این جهان و در جهان واپسین برای ما نیکی مقرّر فرما که ما به سوی تو بازگشتهایم؛ فرمود: عذابم را به هر کس بخواهم میرسانم و بخشایشم همه چیز را فرا میگیرد و آن را به زودی برای آنان که پرهیزگاری میورزند و زکات میدهند و کسانی که به آیات ما ایمان دارند مقرّر میدارم؛ سوره اعراف، آیه۱۵۶.</ref> در [[آیه]] [[شریف]] نشان میدهند که [[رحمت الهی]] به دو قسم [[عام و خاص]] قسمت شده و [[رحمت]] عام، شامل همه موجودات و رحمت خاص ویژه [[مؤمنان]] است<ref>المیزان، ج ۸، ص۲۷۵.</ref> روایتی مشهور از [[امام صادق]]{{ع}} نیز اختصاص لفظ رحمان را به رحمت همگانی و رحیم را به رحمت ویژه بر مؤمنان [[تأیید]] میکند<ref>نورالثقلین، ج ۱، ص۱۴.</ref>؛ به همین مناسبت، رحمت عام را رحمت رحمانی و رحمت خاص را رحمت رحیمی میگویند. بعضی [[مفسران]]، اختصاص رحمت رحیمی به مؤمنان را نپذیرفتهاند؛ زیرا کلمه رحیم در [[قرآن]] بیآنکه به مؤمنان یا به [[آخرت]] اختصاص داشته باشد، به کار رفته است<ref>البیان، ص۴۳۲.</ref>. | ||
دو صفت غفور و رحیم نیز که بارها در [[قرآن کریم]] با یکدیگر ذکر شدهاند، به [[بشر]] اختصاص ندارند و همه موجودات [[جهان]] را در مرحله [[خلق]]، [[استمرار]] خلق، ایجاد، نیز در مرحله [[تدبیر]] فرا گرفته و در همه [[عوالم]] و نشئهها به تناسب همان عالم، ظهور و آثاری دارد. [[مغفرت]] به معنای پوشاندن نقص و رحمت به معنای برآوردن [[حاجت]] نیازمند است. از مظاهر این دو صفت، تبدّل و تحوّل جاری در سراسر جهان و رفع نقص موجودات در پرتو تأثیر و تأثر و فعل و انفعال میان آنهاست. حد وجودی خاصی که برای هر یک از انواع موجودات مقرر شده، در آنها نقص و نیاز پدید میآورد و ارتباطی که میان این موجودات محدود به حدود وجودی خاص ایجاد شده، سبب میشود موجودات از یکدیگر سود برده و نقص هر یک رفع شده و ابزار حرکت و [[تکامل]] خود را دریافت کنند. برای نمونه، دانه گندم محدود به حد وجودی و دارای نقایص است و با [[نور]] [[خورشید]]، آب، خاک، هوا و شیره مخصوص [[رشد]] و نمو میکند و هر یک از امور یاد شده و مانند آنها از علل و اسباب طبیعی و نعمتهایی برای همه موجودات است. گندم نیز [[نعمت]] [[حقیقی]] برای [[انسان]] است؛ زیرا [[حاجت]] [[تکوینی]] او را رفع میکند. به این ترتیب، مراحلی را که هر موجودی میپیماید، هر لحظهاش ظهوری از صفت غفور و رحیم است<ref>انوار درخشان، ج ۹، ص۳۹۱، ۴۲۵.</ref>.<ref>[[محمد صادق صالحیمنش|صالحیمنش، محمد صادق]]، [[رحمت - صالحیمنش (مقاله)|رحمت | دو صفت غفور و رحیم نیز که بارها در [[قرآن کریم]] با یکدیگر ذکر شدهاند، به [[بشر]] اختصاص ندارند و همه موجودات [[جهان]] را در مرحله [[خلق]]، [[استمرار]] خلق، ایجاد، نیز در مرحله [[تدبیر]] فرا گرفته و در همه [[عوالم]] و نشئهها به تناسب همان عالم، ظهور و آثاری دارد. [[مغفرت]] به معنای پوشاندن نقص و رحمت به معنای برآوردن [[حاجت]] نیازمند است. از مظاهر این دو صفت، تبدّل و تحوّل جاری در سراسر جهان و رفع نقص موجودات در پرتو تأثیر و تأثر و فعل و انفعال میان آنهاست. حد وجودی خاصی که برای هر یک از انواع موجودات مقرر شده، در آنها نقص و نیاز پدید میآورد و ارتباطی که میان این موجودات محدود به حدود وجودی خاص ایجاد شده، سبب میشود موجودات از یکدیگر سود برده و نقص هر یک رفع شده و ابزار حرکت و [[تکامل]] خود را دریافت کنند. برای نمونه، دانه گندم محدود به حد وجودی و دارای نقایص است و با [[نور]] [[خورشید]]، آب، خاک، هوا و شیره مخصوص [[رشد]] و نمو میکند و هر یک از امور یاد شده و مانند آنها از علل و اسباب طبیعی و نعمتهایی برای همه موجودات است. گندم نیز [[نعمت]] [[حقیقی]] برای [[انسان]] است؛ زیرا [[حاجت]] [[تکوینی]] او را رفع میکند. به این ترتیب، مراحلی را که هر موجودی میپیماید، هر لحظهاش ظهوری از صفت غفور و رحیم است<ref>انوار درخشان، ج ۹، ص۳۹۱، ۴۲۵.</ref>.<ref>[[محمد صادق صالحیمنش|صالحیمنش، محمد صادق]]، [[رحمت - صالحیمنش (مقاله)|رحمت]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳]]، ص۵۴۴- ۵۸۰.</ref> | ||
== [[التزام]] [[خدا]] به [[رحمت]] == | == [[التزام]] [[خدا]] به [[رحمت]] == | ||
اضافه [[خلق]] به رحمان در [[آیه]]: {{متن قرآن|الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ طِبَاقًا مَّا تَرَى فِي خَلْقِ الرَّحْمَنِ مِن تَفَاوُتٍ فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَرَى مِن فُطُورٍ}}<ref> همان که هفت آسمان را تو بر تو آفرید، در آفرینش (خداوند) بخشنده هیچ ناسازواری نمیبینی؛ چشم بگردان! آیا هیچ شکاف و رخنهای میبینی؟؛ سوره ملک، آیه۳.</ref> اشاره دارد که غایت آفرینش، رحمت عام است<ref>روح البیان، ج ۱۰، ص۷۹؛ المیزان، ج ۱۹، ص۳۵۰.</ref> بر پایه [[آیات]] {{متن قرآن|قُل لِّمَن مَّا فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ قُل لِلَّهِ كَتَبَ عَلَى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ لَيَجْمَعَنَّكُمْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ لاَ رَيْبَ فِيهِ الَّذِينَ خَسِرُواْ أَنفُسَهُمْ فَهُمْ لاَ يُؤْمِنُونَ}}<ref> بگو آنچه در [[آسمانها]] و [[زمین]] است از آن کیست؟ بگو از آن [[خداوند]] است که بر خویش [[بخشایش]] را بر خویش مقرّر داشته است، شما را تا [[روز رستخیز]]- که در آن تردیدی نیست- گرد میآورد؛ کسانی که به خویشتن [[زیان]] رساندهاند [[ایمان]] نمیآورند؛ [[سوره انعام]]، آیه۱۲.</ref> و {{متن قرآن|وَإِذَا جَاءَكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِآيَاتِنَا فَقُلْ سَلامٌ عَلَيْكُمْ كَتَبَ رَبُّكُمْ عَلَى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ أَنَّهُ مَن عَمِلَ مِنكُمْ سُوءًا بِجَهَالَةٍ ثُمَّ تَابَ مِن بَعْدِهِ وَأَصْلَحَ فَأَنَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ}}<ref> و چون مؤمنان به آیات ما، نزد تو آیند بگو: درود بر شما! پروردگارتان بخشایش را بر خویش مقرّر داشته است: چنانچه هر یک از شما از سر نادانی کار بدی انجام دهد، آنگاه از پس آن توبه کند و به راه آید، چنین است که خداوند آمرزندهای بخشاینده است؛ سوره انعام، آیه۵۴.</ref> خدای والا رحمت را بر خویش نوشته؛ یعنی رحمت را که همان [[افاضه نعمت]] و رساندن موجود به کمال است، بر خود [[واجب]] و لازم ساخته است<ref>المیزان، ج ۷، ص۲۶.</ref>؛ به این معنا که محال است [[فعل الهی]] از عنوان رحمت جدا گردد<ref>المیزان، ج ۷، ص۱۰۵.</ref> [[کتابت]] [[رحمت]] به [[نوشتن]] آن در [[لوح محفوظ]]<ref>البحر المحیط، ج ۴، ص۴۴۶.</ref>، [[وعده]] [[رحمت]]<ref>تفسیر روشن، ج ۸، ص۶.</ref>، [[واجب]] ساختن بر خود اما از سر [[رأفت]]<ref>ارشاد الاذهان، ص۱۳۹.</ref> و فضل و [[کرم]]<ref>مقتنیات الدرر، ج ۴، ص۱۴۲.</ref> [[تفسیر]] شده است نه به [[لزوم]]. برپایه نظری، [[رحمت الهی]] در این [[آیه]]، [[تأخیر]] [[عذاب]]<ref>تفسیر مقاتل، ج ۱، ص۵۵۱-۵۵۲.</ref> و خودداری از عذاب در [[دنیا]]<ref>تفسیر سمرقندی، ج ۱، ص۴۳۷؛ مقتنیات الدرر، ج ۴، ص۱۴۲.</ref> یا [[قبول توبه]] و [[عفو]] از [[گناه]]<ref>مواهب علیه، ص۲۷۲.</ref> یا [[هدایت]] [[بندگان]] به [[شناخت]] خود و قرار دادن دلیل بر [[توحید]]<ref>الکشاف، ج ۲، ص۸؛ الصافی، ج ۲، ص۱۱۰.</ref>، توجه به [[آدمیان]] در زمینه [[ارسال پیامبران]] و [[ترغیب]] آنان به [[طاعت]] خویش و تحذیر از [[مخالفت]] و مهلت دادن به [[گناهکار]] است<ref>بیان السعاده، ج ۲، ص۱۲۵.</ref> به نظری دیگر، رحمت عام در دنیا و [[آخرت]] مراد است که هدایت، نازل ساختن [[کتابهای آسمانی]] و مهلت دادن به [[کافران]] از مصادیق آن است<ref>تفسیر بیضاوی، ج ۲، ص۱۵۵.</ref>. گفتنی است [[آگاه کردن]] [[مردم]] از [[پاداش]] و [[کیفر]] [[آخرتی]] رحمت الهی است؛ زیرا [[آگاهی]] از این مسئله باز دارندهای درونی است که امر [[تهذیب نفس]]، بیآن به سامان نمیرسد<ref>المنار، ج ۷، ص۳۲۵-۳۲۶.</ref> به احتمالی، جمله {{متن قرآن|لَيَجْمَعَنَّكُمْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ}} در آیه {{متن قرآن|قُل لِّمَن مَّا فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ قُل لِلَّهِ كَتَبَ عَلَى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ لَيَجْمَعَنَّكُمْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ لاَ رَيْبَ فِيهِ الَّذِينَ خَسِرُواْ أَنفُسَهُمْ فَهُمْ لاَ يُؤْمِنُونَ}}<ref> بگو آنچه در آسمانها و زمین است از آن کیست؟ بگو از آن خداوند است که بر خویش بخشایش را بر خویش مقرّر داشته است، شما را تا روز رستخیز- که در آن تردیدی نیست- گرد میآورد؛ کسانی که به خویشتن زیان رساندهاند ایمان نمیآورند؛ سوره انعام، آیه۱۲.</ref>. [[انسان]] را مهار نمیکند<ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۲، ص۴۸۹.</ref>. چنانکه [[انتخاب]] [[شیوه]] {{عربی|" اخذ علی التخوف"}} یعنی عذابی که با سابقه [[ترس]] فرا رسد و نشانههایش از پیش برسند تا هر که میخواهد با [[توبه]] و [[ندامت]] و مانند آن، از فرا رسیدن آن جلوگیری کند، در مقابل، [[عذاب]] ناگهانی بر اثر [[رأفت]] و [[رحمت]] [[خدای متعال]] است <ref>المیزان، ج ۱۲، ص۲۶۳.</ref>: {{متن قرآن|أَوْ يَأْخُذَهُمْ عَلَى تَخَوُّفٍ فَإِنَّ رَبَّكُمْ لَرَؤُوفٌ رَّحِيمٌ}}<ref> یا آنان را در حال ترسیدن فرو گیرد؟ پس بیگمان پروردگارتان مهربانی بخشاینده است؛ سوره نحل، آیه۴۷.</ref>.<ref>[[محمد صادق صالحیمنش|صالحیمنش، محمد صادق]]، [[رحمت - صالحیمنش (مقاله)|رحمت | اضافه [[خلق]] به رحمان در [[آیه]]: {{متن قرآن|الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ طِبَاقًا مَّا تَرَى فِي خَلْقِ الرَّحْمَنِ مِن تَفَاوُتٍ فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَرَى مِن فُطُورٍ}}<ref> همان که هفت آسمان را تو بر تو آفرید، در آفرینش (خداوند) بخشنده هیچ ناسازواری نمیبینی؛ چشم بگردان! آیا هیچ شکاف و رخنهای میبینی؟؛ سوره ملک، آیه۳.</ref> اشاره دارد که غایت آفرینش، رحمت عام است<ref>روح البیان، ج ۱۰، ص۷۹؛ المیزان، ج ۱۹، ص۳۵۰.</ref> بر پایه [[آیات]] {{متن قرآن|قُل لِّمَن مَّا فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ قُل لِلَّهِ كَتَبَ عَلَى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ لَيَجْمَعَنَّكُمْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ لاَ رَيْبَ فِيهِ الَّذِينَ خَسِرُواْ أَنفُسَهُمْ فَهُمْ لاَ يُؤْمِنُونَ}}<ref> بگو آنچه در [[آسمانها]] و [[زمین]] است از آن کیست؟ بگو از آن [[خداوند]] است که بر خویش [[بخشایش]] را بر خویش مقرّر داشته است، شما را تا [[روز رستخیز]]- که در آن تردیدی نیست- گرد میآورد؛ کسانی که به خویشتن [[زیان]] رساندهاند [[ایمان]] نمیآورند؛ [[سوره انعام]]، آیه۱۲.</ref> و {{متن قرآن|وَإِذَا جَاءَكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِآيَاتِنَا فَقُلْ سَلامٌ عَلَيْكُمْ كَتَبَ رَبُّكُمْ عَلَى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ أَنَّهُ مَن عَمِلَ مِنكُمْ سُوءًا بِجَهَالَةٍ ثُمَّ تَابَ مِن بَعْدِهِ وَأَصْلَحَ فَأَنَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ}}<ref> و چون مؤمنان به آیات ما، نزد تو آیند بگو: درود بر شما! پروردگارتان بخشایش را بر خویش مقرّر داشته است: چنانچه هر یک از شما از سر نادانی کار بدی انجام دهد، آنگاه از پس آن توبه کند و به راه آید، چنین است که خداوند آمرزندهای بخشاینده است؛ سوره انعام، آیه۵۴.</ref> خدای والا رحمت را بر خویش نوشته؛ یعنی رحمت را که همان [[افاضه نعمت]] و رساندن موجود به کمال است، بر خود [[واجب]] و لازم ساخته است<ref>المیزان، ج ۷، ص۲۶.</ref>؛ به این معنا که محال است [[فعل الهی]] از عنوان رحمت جدا گردد<ref>المیزان، ج ۷، ص۱۰۵.</ref> [[کتابت]] [[رحمت]] به [[نوشتن]] آن در [[لوح محفوظ]]<ref>البحر المحیط، ج ۴، ص۴۴۶.</ref>، [[وعده]] [[رحمت]]<ref>تفسیر روشن، ج ۸، ص۶.</ref>، [[واجب]] ساختن بر خود اما از سر [[رأفت]]<ref>ارشاد الاذهان، ص۱۳۹.</ref> و فضل و [[کرم]]<ref>مقتنیات الدرر، ج ۴، ص۱۴۲.</ref> [[تفسیر]] شده است نه به [[لزوم]]. برپایه نظری، [[رحمت الهی]] در این [[آیه]]، [[تأخیر]] [[عذاب]]<ref>تفسیر مقاتل، ج ۱، ص۵۵۱-۵۵۲.</ref> و خودداری از عذاب در [[دنیا]]<ref>تفسیر سمرقندی، ج ۱، ص۴۳۷؛ مقتنیات الدرر، ج ۴، ص۱۴۲.</ref> یا [[قبول توبه]] و [[عفو]] از [[گناه]]<ref>مواهب علیه، ص۲۷۲.</ref> یا [[هدایت]] [[بندگان]] به [[شناخت]] خود و قرار دادن دلیل بر [[توحید]]<ref>الکشاف، ج ۲، ص۸؛ الصافی، ج ۲، ص۱۱۰.</ref>، توجه به [[آدمیان]] در زمینه [[ارسال پیامبران]] و [[ترغیب]] آنان به [[طاعت]] خویش و تحذیر از [[مخالفت]] و مهلت دادن به [[گناهکار]] است<ref>بیان السعاده، ج ۲، ص۱۲۵.</ref> به نظری دیگر، رحمت عام در دنیا و [[آخرت]] مراد است که هدایت، نازل ساختن [[کتابهای آسمانی]] و مهلت دادن به [[کافران]] از مصادیق آن است<ref>تفسیر بیضاوی، ج ۲، ص۱۵۵.</ref>. گفتنی است [[آگاه کردن]] [[مردم]] از [[پاداش]] و [[کیفر]] [[آخرتی]] رحمت الهی است؛ زیرا [[آگاهی]] از این مسئله باز دارندهای درونی است که امر [[تهذیب نفس]]، بیآن به سامان نمیرسد<ref>المنار، ج ۷، ص۳۲۵-۳۲۶.</ref> به احتمالی، جمله {{متن قرآن|لَيَجْمَعَنَّكُمْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ}} در آیه {{متن قرآن|قُل لِّمَن مَّا فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ قُل لِلَّهِ كَتَبَ عَلَى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ لَيَجْمَعَنَّكُمْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ لاَ رَيْبَ فِيهِ الَّذِينَ خَسِرُواْ أَنفُسَهُمْ فَهُمْ لاَ يُؤْمِنُونَ}}<ref> بگو آنچه در آسمانها و زمین است از آن کیست؟ بگو از آن خداوند است که بر خویش بخشایش را بر خویش مقرّر داشته است، شما را تا روز رستخیز- که در آن تردیدی نیست- گرد میآورد؛ کسانی که به خویشتن زیان رساندهاند ایمان نمیآورند؛ سوره انعام، آیه۱۲.</ref>. [[انسان]] را مهار نمیکند<ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۲، ص۴۸۹.</ref>. چنانکه [[انتخاب]] [[شیوه]] {{عربی|" اخذ علی التخوف"}} یعنی عذابی که با سابقه [[ترس]] فرا رسد و نشانههایش از پیش برسند تا هر که میخواهد با [[توبه]] و [[ندامت]] و مانند آن، از فرا رسیدن آن جلوگیری کند، در مقابل، [[عذاب]] ناگهانی بر اثر [[رأفت]] و [[رحمت]] [[خدای متعال]] است <ref>المیزان، ج ۱۲، ص۲۶۳.</ref>: {{متن قرآن|أَوْ يَأْخُذَهُمْ عَلَى تَخَوُّفٍ فَإِنَّ رَبَّكُمْ لَرَؤُوفٌ رَّحِيمٌ}}<ref> یا آنان را در حال ترسیدن فرو گیرد؟ پس بیگمان پروردگارتان مهربانی بخشاینده است؛ سوره نحل، آیه۴۷.</ref>.<ref>[[محمد صادق صالحیمنش|صالحیمنش، محمد صادق]]، [[رحمت - صالحیمنش (مقاله)|رحمت]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳]]، ص۵۴۴- ۵۸۰.</ref> | ||
==[[سبقت]] و [[غلبه]] [[رحمت الهی]] بر [[غضب]] == | ==[[سبقت]] و [[غلبه]] [[رحمت الهی]] بر [[غضب]] == | ||
به مسئله پیشی گرفتن رحمت الهی بر غضب او در [[قرآن کریم]] تصریح نشده؛ ولی در [[روایات]] [[خاصه]]<ref>الکافی، ج ۲، ص۲۷۵؛ عیون أخبار الرضا، ج ۱، ص۲۸۴؛ بحارالانوار، ج ۳، ص۱۲، ح ۲۴.</ref> و [[عامه]]<ref>الدرالمنثور، ج ۱، ص۴۸؛ ج ۳، ص۶.</ref> و [[ادعیه]] [[مأثور]]<ref>الکافی، ج ۲، ص۵۲۹، ۵۳۸؛ اقبال الاعمال، ص۳۶۳؛ بحارالانوار، ج ۹۱، ص۲۳۹.</ref> بر آن تصریح و در چندین [[حدیث قدسی]]<ref>تفسیر عیاشی، ج ۲، ص۱۲۹؛ الکافی، ج ۱، ص۴۴۳؛ بحارالانوار، ج ۱، ص۳۹۳.</ref>، جمله {{عربی|" سَبَقَتْ رَحْمَتِي غَضَبِي"}} از خدای والا نقل شده و اصلی مسلّم تلقّی میشود. [[مفسران]] نیز به آیاتی از قرآن کریم بر آن [[استدلال]] یا آن را از اشارات [[آیات قرآن]] برداشت کرده و بر پایه آن، بعضی از [[آیات]] را توضیح داده؛ یا مفاد [[آیه]] را از مصادیق این اصل شمردهاند. مراد از [[سبقت]] رحمت الهی بر غضب، به نظری، غلبه رحمت بر غضب<ref>الجدید، ج ۱، ص۱۴.</ref> است. قرآن کریم با آیه {{متن قرآن|بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ}} میآغازد، که کلمه [[مبارک]] {{متن قرآن|اللَّهِ}} [[عَلَم]] ذات است و در معنای خویش افزون بر رحمت و [[مهربانی]]، [[قهر]] و غضب را نیز میرساند؛ اما خدای متعال با [[لفظ جلاله]]: {{متن قرآن|اللَّهِ}} صفت رحمت را همراه کرده و از صفات قهر نامی نیاورده، تا به [[بندگان]] غلبه رحمت خویش بر غضب را بفهماند<ref>الجدید، ج ۱، ص۱۴.</ref>. آیات آغازین [[سوره حمد]]، چون دو صفت [[ربوبیت]] و رحمت را کنار هم یاد کرده، [[غلبه]] [[رحمت]] بر [[غضب]] را میرساند<ref>المنار، ج ۱، ص۷۴-۷۵.</ref>؛ همچنین پس از وصف خدای والا به «رب العالمین» او را به رحمان و رحیم ستوده، تا برساند [[ربوبیت الهی]] - یعنی بهرهمند ساختن موجودات از [[نعمتها]] - برای رساندن تدریجی آنان به کمال، با [[رحمت]] و رعایت توان و [[استعداد]] مربوبان همراه است، به گونهای که آنان به [[سختی]] دچار نشده و [[آزار]] نبینند<ref>التحریر والتنویر، ج ۱، ص۱۷۰.</ref> [[آیات]] {{متن قرآن|يَوْمَ تَبْيَضُّ وُجُوهٌ وَتَسْوَدُّ وُجُوهٌ فَأَمَّا الَّذِينَ اسْوَدَّتْ وُجُوهُهُمْ أَكَفَرْتُم بَعْدَ إِيمَانِكُمْ فَذُوقُواْ الْعَذَابَ بِمَا كُنتُمْ تَكْفُرُونَ وَأَمَّا الَّذِينَ ابْيَضَّتْ وُجُوهُهُمْ فَفِي رَحْمَةِ اللَّهِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ}}<ref> روزی که چهرههایی سپید و چهرههایی سیاه میگردد؛ امّا (به) آنان که سیهرویند (میگویند:) آیا پس از ایمان آوردنتان کفر ورزیدید؟ اینک برای کفری که ورزیده بودید عذاب را بچشید. و امّا آنان که سپیدرویند در (بهشت) بخشایش خداوند به سر میبرند، آنان در آن جاودانند؛ سوره آل عمران، آیه ۱۰۶ - ۱۰۷.</ref> نیز به [[غلبه]] رحمت اشعار دارند؛ زیرا اولاً [[خلود]] [[اهل]] رحمت در رحمت تصریح شده و ذکری از [[جاودانگی]] اهل [[عذاب]] نشده است؛ ثانیاً [[خدای متعال]] رحمت را به خود نسبت داده نه عذاب را؛ ثالثاً علت عذاب را که [[کفر]] باشد، بیان کرده و سپس در [[آیه]] ۱۰۸ فرموده: {{متن قرآن|وَمَا اللَّهُ يُرِيدُ ظُلْمًا لِّلْعَالَمِينَ}}<ref> و خداوند، ستمی برای جهانیان نمیخواهد؛ سوره آل عمران، آیه ۱۰۸.</ref> که این اعتذار از [[تهدید]] به عقاب است<ref>التفسیر الکبیر، ج ۸، ص۳۲۰؛ المنار، ج ۴، ص۵۴ - ۵۵.</ref>. به گفته برخی، [[سبقت]] [[رحمت الهی]] بر [[غضب]]، کثرت رحمت نسبت به غضب<ref>[[التفسیر الکبیر]]، ج ۱۲، ص۴۸۹.</ref> است. در آیه {{متن قرآن|وَإِذَا أَذَقْنَا النَّاسَ رَحْمَةً فَرِحُوا بِهَا وَإِن تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ إِذَا هُمْ يَقْنَطُونَ}}<ref> و چون به مردم بخشایشی بچشانیم بدان شادمان میگردند و اگر برای کارهایی که کردهاند بلایی به آنان برسد ناگاه نومید میگردند؛ سوره روم، آیه۳۶.</ref> مقابله میان {{متن قرآن|إِذَا}} در اِذاقه رحمت و {{متن قرآن|إِن}} در اِصابه [[سیئه]]، این معنا را میرساند که [[رحمت]] [[قطعی]] و بسیار است؛ ولی نامطلوبها اندک و احتمالیاند<ref>المیزان، ج ۱۶، ص۱۸۳.</ref>. به نظری، مراد از [[سبقت]] [[رحمت الهی]] بر [[غضب]]، آن است که در هستی، اصالت با رحمت است؛ یعنی غرض اصلی از خلقتْ رحمت است و [[غضب الهی]]، مقتضای [[معاصی]] [[آدمیان]]، تبعی و بسیار روشن است که امر ذاتی بر امر تبعی مقدّم است<ref>ریاض السالکین، ج ۳، ص۱۱۴.</ref>، بنابراین [[خلق]] موجودات و روزی رساندن به آنان رحمت است و غضب جز پس از خلق و [[رزق]] و سپس [[نافرمانی]] رخ نخواهد داد<ref>تقریب القرآن، ج ۲، ص۲۵۳.</ref>. | به مسئله پیشی گرفتن رحمت الهی بر غضب او در [[قرآن کریم]] تصریح نشده؛ ولی در [[روایات]] [[خاصه]]<ref>الکافی، ج ۲، ص۲۷۵؛ عیون أخبار الرضا، ج ۱، ص۲۸۴؛ بحارالانوار، ج ۳، ص۱۲، ح ۲۴.</ref> و [[عامه]]<ref>الدرالمنثور، ج ۱، ص۴۸؛ ج ۳، ص۶.</ref> و [[ادعیه]] [[مأثور]]<ref>الکافی، ج ۲، ص۵۲۹، ۵۳۸؛ اقبال الاعمال، ص۳۶۳؛ بحارالانوار، ج ۹۱، ص۲۳۹.</ref> بر آن تصریح و در چندین [[حدیث قدسی]]<ref>تفسیر عیاشی، ج ۲، ص۱۲۹؛ الکافی، ج ۱، ص۴۴۳؛ بحارالانوار، ج ۱، ص۳۹۳.</ref>، جمله {{عربی|" سَبَقَتْ رَحْمَتِي غَضَبِي"}} از خدای والا نقل شده و اصلی مسلّم تلقّی میشود. [[مفسران]] نیز به آیاتی از قرآن کریم بر آن [[استدلال]] یا آن را از اشارات [[آیات قرآن]] برداشت کرده و بر پایه آن، بعضی از [[آیات]] را توضیح داده؛ یا مفاد [[آیه]] را از مصادیق این اصل شمردهاند. مراد از [[سبقت]] رحمت الهی بر غضب، به نظری، غلبه رحمت بر غضب<ref>الجدید، ج ۱، ص۱۴.</ref> است. قرآن کریم با آیه {{متن قرآن|بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ}} میآغازد، که کلمه [[مبارک]] {{متن قرآن|اللَّهِ}} [[عَلَم]] ذات است و در معنای خویش افزون بر رحمت و [[مهربانی]]، [[قهر]] و غضب را نیز میرساند؛ اما خدای متعال با [[لفظ جلاله]]: {{متن قرآن|اللَّهِ}} صفت رحمت را همراه کرده و از صفات قهر نامی نیاورده، تا به [[بندگان]] غلبه رحمت خویش بر غضب را بفهماند<ref>الجدید، ج ۱، ص۱۴.</ref>. آیات آغازین [[سوره حمد]]، چون دو صفت [[ربوبیت]] و رحمت را کنار هم یاد کرده، [[غلبه]] [[رحمت]] بر [[غضب]] را میرساند<ref>المنار، ج ۱، ص۷۴-۷۵.</ref>؛ همچنین پس از وصف خدای والا به «رب العالمین» او را به رحمان و رحیم ستوده، تا برساند [[ربوبیت الهی]] - یعنی بهرهمند ساختن موجودات از [[نعمتها]] - برای رساندن تدریجی آنان به کمال، با [[رحمت]] و رعایت توان و [[استعداد]] مربوبان همراه است، به گونهای که آنان به [[سختی]] دچار نشده و [[آزار]] نبینند<ref>التحریر والتنویر، ج ۱، ص۱۷۰.</ref> [[آیات]] {{متن قرآن|يَوْمَ تَبْيَضُّ وُجُوهٌ وَتَسْوَدُّ وُجُوهٌ فَأَمَّا الَّذِينَ اسْوَدَّتْ وُجُوهُهُمْ أَكَفَرْتُم بَعْدَ إِيمَانِكُمْ فَذُوقُواْ الْعَذَابَ بِمَا كُنتُمْ تَكْفُرُونَ وَأَمَّا الَّذِينَ ابْيَضَّتْ وُجُوهُهُمْ فَفِي رَحْمَةِ اللَّهِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ}}<ref> روزی که چهرههایی سپید و چهرههایی سیاه میگردد؛ امّا (به) آنان که سیهرویند (میگویند:) آیا پس از ایمان آوردنتان کفر ورزیدید؟ اینک برای کفری که ورزیده بودید عذاب را بچشید. و امّا آنان که سپیدرویند در (بهشت) بخشایش خداوند به سر میبرند، آنان در آن جاودانند؛ سوره آل عمران، آیه ۱۰۶ - ۱۰۷.</ref> نیز به [[غلبه]] رحمت اشعار دارند؛ زیرا اولاً [[خلود]] [[اهل]] رحمت در رحمت تصریح شده و ذکری از [[جاودانگی]] اهل [[عذاب]] نشده است؛ ثانیاً [[خدای متعال]] رحمت را به خود نسبت داده نه عذاب را؛ ثالثاً علت عذاب را که [[کفر]] باشد، بیان کرده و سپس در [[آیه]] ۱۰۸ فرموده: {{متن قرآن|وَمَا اللَّهُ يُرِيدُ ظُلْمًا لِّلْعَالَمِينَ}}<ref> و خداوند، ستمی برای جهانیان نمیخواهد؛ سوره آل عمران، آیه ۱۰۸.</ref> که این اعتذار از [[تهدید]] به عقاب است<ref>التفسیر الکبیر، ج ۸، ص۳۲۰؛ المنار، ج ۴، ص۵۴ - ۵۵.</ref>. به گفته برخی، [[سبقت]] [[رحمت الهی]] بر [[غضب]]، کثرت رحمت نسبت به غضب<ref>[[التفسیر الکبیر]]، ج ۱۲، ص۴۸۹.</ref> است. در آیه {{متن قرآن|وَإِذَا أَذَقْنَا النَّاسَ رَحْمَةً فَرِحُوا بِهَا وَإِن تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ إِذَا هُمْ يَقْنَطُونَ}}<ref> و چون به مردم بخشایشی بچشانیم بدان شادمان میگردند و اگر برای کارهایی که کردهاند بلایی به آنان برسد ناگاه نومید میگردند؛ سوره روم، آیه۳۶.</ref> مقابله میان {{متن قرآن|إِذَا}} در اِذاقه رحمت و {{متن قرآن|إِن}} در اِصابه [[سیئه]]، این معنا را میرساند که [[رحمت]] [[قطعی]] و بسیار است؛ ولی نامطلوبها اندک و احتمالیاند<ref>المیزان، ج ۱۶، ص۱۸۳.</ref>. به نظری، مراد از [[سبقت]] [[رحمت الهی]] بر [[غضب]]، آن است که در هستی، اصالت با رحمت است؛ یعنی غرض اصلی از خلقتْ رحمت است و [[غضب الهی]]، مقتضای [[معاصی]] [[آدمیان]]، تبعی و بسیار روشن است که امر ذاتی بر امر تبعی مقدّم است<ref>ریاض السالکین، ج ۳، ص۱۱۴.</ref>، بنابراین [[خلق]] موجودات و روزی رساندن به آنان رحمت است و غضب جز پس از خلق و [[رزق]] و سپس [[نافرمانی]] رخ نخواهد داد<ref>تقریب القرآن، ج ۲، ص۲۵۳.</ref>. | ||
در [[آیه]] {{متن قرآن|اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِيثِ كِتَابًا مُّتَشَابِهًا مَّثَانِيَ تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ثُمَّ تَلِينُ جُلُودُهُمْ وَقُلُوبُهُمْ إِلَى ذِكْرِ اللَّهِ ذَلِكَ هُدَى اللَّهِ يَهْدِي بِهِ مَنْ يَشَاء وَمَن يُضْلِلْ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَادٍ}}<ref> خداوند است که بهترین گفتار را (به گونه) کتابی (با آیاتی) همانند دوگانه (یعنی مکرّر) فرو فرستاده است؛ پوستهای آنان که از پروردگار خویش میهراسند از آن به لرزه میافتد سپس با یاد خداوند پوستها و دلهاشان نرم میشود؛ این رهنمود خداوند است که با آن هر که را بخواهد راهنمایی میکند و هر که را گمراه گذارد رهنمونی نخواهد داشت؛ سوره زمر، آیه۲۳.</ref> به گفته برخی مراد از {{متن قرآن|ذِكْرِ اللَّهِ}} یاد رحمت خداست؛ ولی در آیه، به ذکر [[الله]] بسنده شده، تا برساند پایه کار خدای والا رحمت و [[رأفت]] است و رحمت او بر غضبش سبقت دارد و به همین دلیل وقتی از او یاد میشود، قبل از هر صفتی، از [[صفات الهی]] رحیم و [[رئوف]] بودن او به یاد میآید<ref>زبدة التفاسیر، ج ۶، ص۷۳.</ref>، هم چنان که از آیه {{متن قرآن|وَرَبُّكَ الْغَفُورُ ذُو الرَّحْمَةِ}}<ref> و [[پروردگار]] توست که [[آمرزنده]] دارای [[بخشایش]] است؛ [[سوره]] [[کهف]]، آیه۵۸.</ref>. به جهت اضافه [[رب]] به ضمیر [[خطاب]] برداشت شده که اصولاً [[تدبیر الهی]] درباره [[بشر]] بر [[مغفرت]] و [[رحمت]] [[استوار]] است<ref>انوار درخشان، ج ۱۰، ص۳۰۷.</ref> تقدم [[بشارت]] در [[آیه]] {{متن قرآن|وَمَا نُرْسِلُ الْمُرْسَلِينَ إِلاَّ مُبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ فَمَنْ آمَنَ وَأَصْلَحَ فَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ}}<ref> و ما پیامبران را جز نویدبخش و بیمدهنده نمیفرستیم پس کسانی که ایمان آورند و به راه آیند نه بیمی خواهند داشت و نه اندوهگین میگردند؛ سوره انعام، آیه۴۸.</ref> نشان میدهد که نخستین مأموریت رسولان [[خدای متعال]] بیان [[رحمت]] و مهر [[پروردگار]] والا و [[دعوت]] [[مردم]] به سوی آن است؛ زیرا رحمت او در مرتبه نخست و بر [[غضب]] پیشی دارد و غرض نخستین [[خلقت]]، بسط رحمت است<ref>تفسیر روشن، ج ۷، ص۳۸۰.</ref>.<ref>[[محمد صادق صالحیمنش|صالحیمنش، محمد صادق]]، [[رحمت - صالحیمنش (مقاله)|رحمت | در [[آیه]] {{متن قرآن|اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِيثِ كِتَابًا مُّتَشَابِهًا مَّثَانِيَ تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ثُمَّ تَلِينُ جُلُودُهُمْ وَقُلُوبُهُمْ إِلَى ذِكْرِ اللَّهِ ذَلِكَ هُدَى اللَّهِ يَهْدِي بِهِ مَنْ يَشَاء وَمَن يُضْلِلْ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَادٍ}}<ref> خداوند است که بهترین گفتار را (به گونه) کتابی (با آیاتی) همانند دوگانه (یعنی مکرّر) فرو فرستاده است؛ پوستهای آنان که از پروردگار خویش میهراسند از آن به لرزه میافتد سپس با یاد خداوند پوستها و دلهاشان نرم میشود؛ این رهنمود خداوند است که با آن هر که را بخواهد راهنمایی میکند و هر که را گمراه گذارد رهنمونی نخواهد داشت؛ سوره زمر، آیه۲۳.</ref> به گفته برخی مراد از {{متن قرآن|ذِكْرِ اللَّهِ}} یاد رحمت خداست؛ ولی در آیه، به ذکر [[الله]] بسنده شده، تا برساند پایه کار خدای والا رحمت و [[رأفت]] است و رحمت او بر غضبش سبقت دارد و به همین دلیل وقتی از او یاد میشود، قبل از هر صفتی، از [[صفات الهی]] رحیم و [[رئوف]] بودن او به یاد میآید<ref>زبدة التفاسیر، ج ۶، ص۷۳.</ref>، هم چنان که از آیه {{متن قرآن|وَرَبُّكَ الْغَفُورُ ذُو الرَّحْمَةِ}}<ref> و [[پروردگار]] توست که [[آمرزنده]] دارای [[بخشایش]] است؛ [[سوره]] [[کهف]]، آیه۵۸.</ref>. به جهت اضافه [[رب]] به ضمیر [[خطاب]] برداشت شده که اصولاً [[تدبیر الهی]] درباره [[بشر]] بر [[مغفرت]] و [[رحمت]] [[استوار]] است<ref>انوار درخشان، ج ۱۰، ص۳۰۷.</ref> تقدم [[بشارت]] در [[آیه]] {{متن قرآن|وَمَا نُرْسِلُ الْمُرْسَلِينَ إِلاَّ مُبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ فَمَنْ آمَنَ وَأَصْلَحَ فَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ}}<ref> و ما پیامبران را جز نویدبخش و بیمدهنده نمیفرستیم پس کسانی که ایمان آورند و به راه آیند نه بیمی خواهند داشت و نه اندوهگین میگردند؛ سوره انعام، آیه۴۸.</ref> نشان میدهد که نخستین مأموریت رسولان [[خدای متعال]] بیان [[رحمت]] و مهر [[پروردگار]] والا و [[دعوت]] [[مردم]] به سوی آن است؛ زیرا رحمت او در مرتبه نخست و بر [[غضب]] پیشی دارد و غرض نخستین [[خلقت]]، بسط رحمت است<ref>تفسیر روشن، ج ۷، ص۳۸۰.</ref>.<ref>[[محمد صادق صالحیمنش|صالحیمنش، محمد صادق]]، [[رحمت - صالحیمنش (مقاله)|رحمت]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳]]، ص۵۴۴- ۵۸۰.</ref> | ||
== سعه [[رحمت الهی]] == | == سعه [[رحمت الهی]] == | ||
در [[آیه]] {{متن قرآن|وَلَوْ شَاء رَبُّكَ لَجَعَلَ النَّاسَ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلاَ يَزَالُونَ مُخْتَلِفِينَ إِلاَّ مَن رَّحِمَ رَبُّكَ وَلِذَلِكَ خَلَقَهُمْ وَتَمَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنَ الْجِنَّةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ}}<ref> و اگر پروردگارت میخواست مردم را امّتی یگانه میکرد؛ و آنان هماره اختلاف میورزند جز کسانی که پروردگارت (بر آنان) بخشایش آورد و آنها را برای همین (بخشایش) آفرید؛ و حکم پروردگارت (بدین قرار) اتمام یافت که: بیگمان دوزخ را از پریان و آدمیان میآکنم؛ سوره هود، آیه ۱۱۸ - ۱۱۹.</ref> تصریح شده که رحمت بر [[انسان]]، غرض از خلقت اوست<ref>مجمع البیان، ج ۵، ص۳۱۱.</ref> از آیه {{متن قرآن|وَرَبُّكَ الْغَنِيُّ ذُو الرَّحْمَةِ إِن يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ وَيَسْتَخْلِفْ مِن بَعْدِكُم مَّا يَشَاء كَمَا أَنشَأَكُم مِّن ذُرِّيَّةِ قَوْمٍ آخَرِينَ}}<ref> و پروردگار تو بینیاز دارای بخشایش است؛ اگر بخواهد شما را باز میبرد و آنچه را بخواهد پس از شما جانشین میگرداند به همانگونه که شما را از نسل گروه دیگری پدید آورد؛ سوره انعام، آیه۱۳۳.</ref> نیز برداشت شده که به وجود آوردن انسان یا غیر او، فقط به عنوان اظهار و تجلّی رحمت انجام گرفته است<ref>تفسیر روشن، ج ۸، ص۱۸۶.</ref>. افزون بر این، [[آیات]] {{متن قرآن|وَرَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ}}<ref> و بخشایشم همه چیز را فرا میگیرد؛ سوره اعراف، آیه۱۵۶.</ref>، {{متن قرآن|فَإِن كَذَّبُوكَ فَقُل رَّبُّكُمْ ذُو رَحْمَةٍ وَاسِعَةٍ وَلاَ يُرَدُّ بَأْسُهُ عَنِ الْقَوْمِ الْمُجْرِمِينَ}}<ref> پس اگر تو را دروغزن شمردهاند، بگو پروردگارتان دارای بخشایشی گسترده است و عذاب وی را از گروه تبهکاران باز نمیگردانند؛ سوره انعام، آیه۱۴۷.</ref> و {{متن قرآن|رَبَّنَا وَسِعْتَ كُلَّ شَيْءٍ رَّحْمَةً وَعِلْمًا}}<ref> پروردگارا! بخشایش و دانش تو همه چیز را فراگیر است؛ سوره غافر، آیه۷.</ref> به صراحت، گستردگی [[رحمت الهی]] بر همه ما سوا را بیان داشتهاند. [[رحمت]] گسترده [[پروردگار]] ممکن است اشاره به [[نعمتها]] و [[برکات]] [[دنیایی]] باشد که همگان، اعم از [[نیک]] و بد، از آن بهره میبرند و گسترش رحمت بر همه چیز، از آن جهت است که [[آفریدن]]، [[روزی دادن]] و مانند آن، همه، رحمت الهی است و [[کتابت]] رحمت که جمله{{متن قرآن|فَسَأَكْتُبُهَا لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ}}<ref> و آن را به زودی برای آنان که پرهیزگاری میورزند؛ سوره اعراف، آیه۱۵۶.</ref>. برای [[متّقیان]] [[ثابت]] کرده، درباره رحمت [[آخرت]] است<ref>تبیین القرآن، ص۱۸۲.</ref> به نظری، [[آیه]] ۱۵۶ [[سوره اعراف]] نشان میدهد سعه رحمت و [[افاضه نعمت]]، از مقتضیات [[الوهیت]] و از لوازم صفت [[ربوبیت]] است، بنابراین رحمت الهی گسترده است و به [[مؤمن]] یا صاحبان [[شعور]] اختصاص نداشته و مخصوص به [[دنیا]] یا به آخرت نیز نیست؛ حتی شمول و عمومیتش فعلی است - نه شأنی - و [[مشیت]] او همواره ملازم با رحمت اوست. بر همین اساس، در آیه یاد شده [[عذاب]] به جمله "هر که را بخواهم" [[مقید]] شده: {{متن قرآن|عَذَابِي أُصِيبُ بِهِ مَنْ أَشَاء}}<ref> عذابم را به هر کس بخواهم میرسانم؛ سوره اعراف، آیه۱۵۶.</ref>. اما رحمت مقید نشده؛ زیرا عذاب اقتضای [[عمل]] [[گنهکاران]] است نه ربوبیت پروردگار، و از [[خدای متعال]] جز رحمت انجام نمیگیرد. [[آیات]] {{متن قرآن|مَّا يَفْعَلُ اللَّهُ بِعَذَابِكُمْ إِن شَكَرْتُمْ وَآمَنتُمْ وَكَانَ اللَّهُ شَاكِرًا عَلِيمًا}}<ref> اگر سپاسگزار باشید و ایمان آورید خداوند را با عذاب شما چه کار؟ و خداوند سپاسداری داناست؛ سوره نساء، آیه۱۴۷.</ref> و {{متن قرآن|لَئِن شَكَرْتُمْ لأَزِيدَنَّكُمْ وَلَئِن كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِي لَشَدِيدٌ}}<ref> اگر سپاسگزار باشید به [[یقین]] بر ([[نعمت]]) شما میافزایم و اگر [[ناسپاسی]] کنید بیگمان [[عذاب]] من سخت است؛ [[سوره ابراهیم]]، آیه۷.</ref> نیز گواهاند که عذاب، اقتضای [[ربوبیت الهی]] نیست، وگرنه باید همگان را عذاب میکرد، حال آنکه فقط کسانی که [[کفران]] کردهاند، عذاب میشوند<ref>المیزان، ج ۸، ص۲۷۴.</ref>، همچنان که در [[آیه]]: {{متن قرآن|رَبِّ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا الرَّحْمَنِ لا يَمْلِكُونَ مِنْهُ خِطَابًا}}<ref> پروردگار آسمانها و زمین و آنچه میان آنهاست - آن (خداوند) بخشنده- که از سوی او اذن سخن گفتن ندارند؛ سوره نبأ، آیه۳۷.</ref> وصف کردن [[رب]] به رحمان به گسترش [[رحمت الهی]] اشاره دارد و نشان میدهد که [[رحمت]]، علامت [[ربوبیت]] [[خدای متعال]] است<ref>المیزان، ج ۲۰، ص۱۷۰.</ref>، پس رحمت الهی نیز همانند ربوبیت او همه اشیا را شامل است. در [[آیات قرآن کریم]] رحمت حتی در موارد عذاب نیز ذکر شده و [[امید]] [[نزول رحمت]] [[نفی]] نشده است: {{متن قرآن|يُعَذِّبُ مَن يَشَاء وَيَرْحَمُ مَن يَشَاء وَإِلَيْهِ تُقْلَبُونَ}}<ref> هر کس را بخواهد عذاب میکند و هر کس را بخواهد میبخشاید و به سوی او بازگردانیده خواهید شد؛ سوره عنکبوت، آیه۲۱.</ref>؛ {{متن قرآن|رَّبُّكُمْ أَعْلَمُ بِكُمْ إِن يَشَأْ يَرْحَمْكُمْ أَوْ إِن يَشَأْ يُعَذِّبْكُمْ وَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ وَكِيلاً}}<ref> پروردگارتان به (حال) شما آگاهتر است، اگر خواهد به شما بخشایش میآورد یا اگر خواهد شما را عذاب میکند و تو را نگهبان آنان نفرستادهایم؛ سوره اسراء، آیه۵۴.</ref>؛ {{متن قرآن|قَالَ يَا قَوْمِ لِمَ تَسْتَعْجِلُونَ بِالسَّيِّئَةِ قَبْلَ الْحَسَنَةِ لَوْلا تَسْتَغْفِرُونَ اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ}}<ref> گفت: ای قوم من! چرا پیش از نیکی به بدی شتاب دارید؟ چرا از خداوند آمرزش نمیخواهید باشد که بر شما بخشایش آورند؟؛ سوره نمل، آیه ۴۶.</ref><ref>التحقیق، ج ۴، ص۹۴، «رحم».</ref>، بنابراین رحمت گسترده میتواند اشاره به همه رحمتهای مادی و [[معنوی]] باشد؛ زیرا نعمتهای معنوی نیز به گروهی خاص اختصاص ندارد و درهای رحمت الهی به روی همگان گشوده است، هر چند شرایطی دارد که بیآنها شامل کسی نمیشود و اگر کسانی شروط ورود در آن را فراهم نسازند، تقصیر خود آنهاست؛ نه محدود بودن [[رحمت]]<ref>نمونه، ج ۶، ص۳۹۳.</ref> این مطلب را جمله {{متن قرآن|فَسَأَكْتُبُهَا لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ}}<ref> و آن را به زودی برای آنان که [[پرهیزگاری]] میورزند؛ [[سوره]] اعراف، آیه۱۵۶.</ref> پس از بیان سعه [[رحمت]] به خوبی ثابت میکند و نشان میدهد [[ترک معصیت]]، [[عمل به واجبات]] و [[ایمان]]، شرطهای بهرهمندی از رحمت گسترده [[پروردگار]] هستند<ref>اطیب البیان، ج ۵، ص۴۷۵ - ۴۷۶.</ref> و تنها استثنا در این زمینه، آن است که موجودی [[استعداد]] دریافت رحمت را نداشته باشد و با [[انتخاب]] [[ناشایست]] خود مانعی در شمول رحمت نسبت به خود و دستیابی به خوبیهایی که برای [[انسان]] نزد خدای والا آماده است، ایجاد کند که این مانع جز [[گناه]] چیزی نیست و در غیر این صورت، نسبت به هیچ فردی در شمول [[رحمت الهی]] امساک نمیشود: {{متن قرآن|كُلاًّ نُّمِدُّ هَؤُلاء وَهَؤُلاء مِنْ عَطَاء رَبِّكَ وَمَا كَانَ عَطَاء رَبِّكَ مَحْظُورًا}}<ref> به هر یک از آنان و اینان از دهش پروردگارت یاری میرسانیم و دهش پروردگارت بازداشته نیست؛ سوره اسراء، آیه۲۰.</ref>، بنابراین اگر مانع گناه برداشته شود، [[جود الهی]] بس است، تا انسان را مشمول انواع رحمتهای [[خدا]] کند<ref>المیزان، ج ۳، ص۱۶۰.</ref>، از همینرو غالباً در [[قرآن کریم]] همراه رحمت و امور مشابه آن، از [[مغفرت]] نیز یاد شده است<ref>المیزان، ج ۵، ص۴۸.</ref>.<ref>[[محمد صادق صالحیمنش|صالحیمنش، محمد صادق]]، [[رحمت - صالحیمنش (مقاله)|رحمت | در [[آیه]] {{متن قرآن|وَلَوْ شَاء رَبُّكَ لَجَعَلَ النَّاسَ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلاَ يَزَالُونَ مُخْتَلِفِينَ إِلاَّ مَن رَّحِمَ رَبُّكَ وَلِذَلِكَ خَلَقَهُمْ وَتَمَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنَ الْجِنَّةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ}}<ref> و اگر پروردگارت میخواست مردم را امّتی یگانه میکرد؛ و آنان هماره اختلاف میورزند جز کسانی که پروردگارت (بر آنان) بخشایش آورد و آنها را برای همین (بخشایش) آفرید؛ و حکم پروردگارت (بدین قرار) اتمام یافت که: بیگمان دوزخ را از پریان و آدمیان میآکنم؛ سوره هود، آیه ۱۱۸ - ۱۱۹.</ref> تصریح شده که رحمت بر [[انسان]]، غرض از خلقت اوست<ref>مجمع البیان، ج ۵، ص۳۱۱.</ref> از آیه {{متن قرآن|وَرَبُّكَ الْغَنِيُّ ذُو الرَّحْمَةِ إِن يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ وَيَسْتَخْلِفْ مِن بَعْدِكُم مَّا يَشَاء كَمَا أَنشَأَكُم مِّن ذُرِّيَّةِ قَوْمٍ آخَرِينَ}}<ref> و پروردگار تو بینیاز دارای بخشایش است؛ اگر بخواهد شما را باز میبرد و آنچه را بخواهد پس از شما جانشین میگرداند به همانگونه که شما را از نسل گروه دیگری پدید آورد؛ سوره انعام، آیه۱۳۳.</ref> نیز برداشت شده که به وجود آوردن انسان یا غیر او، فقط به عنوان اظهار و تجلّی رحمت انجام گرفته است<ref>تفسیر روشن، ج ۸، ص۱۸۶.</ref>. افزون بر این، [[آیات]] {{متن قرآن|وَرَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ}}<ref> و بخشایشم همه چیز را فرا میگیرد؛ سوره اعراف، آیه۱۵۶.</ref>، {{متن قرآن|فَإِن كَذَّبُوكَ فَقُل رَّبُّكُمْ ذُو رَحْمَةٍ وَاسِعَةٍ وَلاَ يُرَدُّ بَأْسُهُ عَنِ الْقَوْمِ الْمُجْرِمِينَ}}<ref> پس اگر تو را دروغزن شمردهاند، بگو پروردگارتان دارای بخشایشی گسترده است و عذاب وی را از گروه تبهکاران باز نمیگردانند؛ سوره انعام، آیه۱۴۷.</ref> و {{متن قرآن|رَبَّنَا وَسِعْتَ كُلَّ شَيْءٍ رَّحْمَةً وَعِلْمًا}}<ref> پروردگارا! بخشایش و دانش تو همه چیز را فراگیر است؛ سوره غافر، آیه۷.</ref> به صراحت، گستردگی [[رحمت الهی]] بر همه ما سوا را بیان داشتهاند. [[رحمت]] گسترده [[پروردگار]] ممکن است اشاره به [[نعمتها]] و [[برکات]] [[دنیایی]] باشد که همگان، اعم از [[نیک]] و بد، از آن بهره میبرند و گسترش رحمت بر همه چیز، از آن جهت است که [[آفریدن]]، [[روزی دادن]] و مانند آن، همه، رحمت الهی است و [[کتابت]] رحمت که جمله{{متن قرآن|فَسَأَكْتُبُهَا لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ}}<ref> و آن را به زودی برای آنان که پرهیزگاری میورزند؛ سوره اعراف، آیه۱۵۶.</ref>. برای [[متّقیان]] [[ثابت]] کرده، درباره رحمت [[آخرت]] است<ref>تبیین القرآن، ص۱۸۲.</ref> به نظری، [[آیه]] ۱۵۶ [[سوره اعراف]] نشان میدهد سعه رحمت و [[افاضه نعمت]]، از مقتضیات [[الوهیت]] و از لوازم صفت [[ربوبیت]] است، بنابراین رحمت الهی گسترده است و به [[مؤمن]] یا صاحبان [[شعور]] اختصاص نداشته و مخصوص به [[دنیا]] یا به آخرت نیز نیست؛ حتی شمول و عمومیتش فعلی است - نه شأنی - و [[مشیت]] او همواره ملازم با رحمت اوست. بر همین اساس، در آیه یاد شده [[عذاب]] به جمله "هر که را بخواهم" [[مقید]] شده: {{متن قرآن|عَذَابِي أُصِيبُ بِهِ مَنْ أَشَاء}}<ref> عذابم را به هر کس بخواهم میرسانم؛ سوره اعراف، آیه۱۵۶.</ref>. اما رحمت مقید نشده؛ زیرا عذاب اقتضای [[عمل]] [[گنهکاران]] است نه ربوبیت پروردگار، و از [[خدای متعال]] جز رحمت انجام نمیگیرد. [[آیات]] {{متن قرآن|مَّا يَفْعَلُ اللَّهُ بِعَذَابِكُمْ إِن شَكَرْتُمْ وَآمَنتُمْ وَكَانَ اللَّهُ شَاكِرًا عَلِيمًا}}<ref> اگر سپاسگزار باشید و ایمان آورید خداوند را با عذاب شما چه کار؟ و خداوند سپاسداری داناست؛ سوره نساء، آیه۱۴۷.</ref> و {{متن قرآن|لَئِن شَكَرْتُمْ لأَزِيدَنَّكُمْ وَلَئِن كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِي لَشَدِيدٌ}}<ref> اگر سپاسگزار باشید به [[یقین]] بر ([[نعمت]]) شما میافزایم و اگر [[ناسپاسی]] کنید بیگمان [[عذاب]] من سخت است؛ [[سوره ابراهیم]]، آیه۷.</ref> نیز گواهاند که عذاب، اقتضای [[ربوبیت الهی]] نیست، وگرنه باید همگان را عذاب میکرد، حال آنکه فقط کسانی که [[کفران]] کردهاند، عذاب میشوند<ref>المیزان، ج ۸، ص۲۷۴.</ref>، همچنان که در [[آیه]]: {{متن قرآن|رَبِّ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا الرَّحْمَنِ لا يَمْلِكُونَ مِنْهُ خِطَابًا}}<ref> پروردگار آسمانها و زمین و آنچه میان آنهاست - آن (خداوند) بخشنده- که از سوی او اذن سخن گفتن ندارند؛ سوره نبأ، آیه۳۷.</ref> وصف کردن [[رب]] به رحمان به گسترش [[رحمت الهی]] اشاره دارد و نشان میدهد که [[رحمت]]، علامت [[ربوبیت]] [[خدای متعال]] است<ref>المیزان، ج ۲۰، ص۱۷۰.</ref>، پس رحمت الهی نیز همانند ربوبیت او همه اشیا را شامل است. در [[آیات قرآن کریم]] رحمت حتی در موارد عذاب نیز ذکر شده و [[امید]] [[نزول رحمت]] [[نفی]] نشده است: {{متن قرآن|يُعَذِّبُ مَن يَشَاء وَيَرْحَمُ مَن يَشَاء وَإِلَيْهِ تُقْلَبُونَ}}<ref> هر کس را بخواهد عذاب میکند و هر کس را بخواهد میبخشاید و به سوی او بازگردانیده خواهید شد؛ سوره عنکبوت، آیه۲۱.</ref>؛ {{متن قرآن|رَّبُّكُمْ أَعْلَمُ بِكُمْ إِن يَشَأْ يَرْحَمْكُمْ أَوْ إِن يَشَأْ يُعَذِّبْكُمْ وَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ وَكِيلاً}}<ref> پروردگارتان به (حال) شما آگاهتر است، اگر خواهد به شما بخشایش میآورد یا اگر خواهد شما را عذاب میکند و تو را نگهبان آنان نفرستادهایم؛ سوره اسراء، آیه۵۴.</ref>؛ {{متن قرآن|قَالَ يَا قَوْمِ لِمَ تَسْتَعْجِلُونَ بِالسَّيِّئَةِ قَبْلَ الْحَسَنَةِ لَوْلا تَسْتَغْفِرُونَ اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ}}<ref> گفت: ای قوم من! چرا پیش از نیکی به بدی شتاب دارید؟ چرا از خداوند آمرزش نمیخواهید باشد که بر شما بخشایش آورند؟؛ سوره نمل، آیه ۴۶.</ref><ref>التحقیق، ج ۴، ص۹۴، «رحم».</ref>، بنابراین رحمت گسترده میتواند اشاره به همه رحمتهای مادی و [[معنوی]] باشد؛ زیرا نعمتهای معنوی نیز به گروهی خاص اختصاص ندارد و درهای رحمت الهی به روی همگان گشوده است، هر چند شرایطی دارد که بیآنها شامل کسی نمیشود و اگر کسانی شروط ورود در آن را فراهم نسازند، تقصیر خود آنهاست؛ نه محدود بودن [[رحمت]]<ref>نمونه، ج ۶، ص۳۹۳.</ref> این مطلب را جمله {{متن قرآن|فَسَأَكْتُبُهَا لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ}}<ref> و آن را به زودی برای آنان که [[پرهیزگاری]] میورزند؛ [[سوره]] اعراف، آیه۱۵۶.</ref> پس از بیان سعه [[رحمت]] به خوبی ثابت میکند و نشان میدهد [[ترک معصیت]]، [[عمل به واجبات]] و [[ایمان]]، شرطهای بهرهمندی از رحمت گسترده [[پروردگار]] هستند<ref>اطیب البیان، ج ۵، ص۴۷۵ - ۴۷۶.</ref> و تنها استثنا در این زمینه، آن است که موجودی [[استعداد]] دریافت رحمت را نداشته باشد و با [[انتخاب]] [[ناشایست]] خود مانعی در شمول رحمت نسبت به خود و دستیابی به خوبیهایی که برای [[انسان]] نزد خدای والا آماده است، ایجاد کند که این مانع جز [[گناه]] چیزی نیست و در غیر این صورت، نسبت به هیچ فردی در شمول [[رحمت الهی]] امساک نمیشود: {{متن قرآن|كُلاًّ نُّمِدُّ هَؤُلاء وَهَؤُلاء مِنْ عَطَاء رَبِّكَ وَمَا كَانَ عَطَاء رَبِّكَ مَحْظُورًا}}<ref> به هر یک از آنان و اینان از دهش پروردگارت یاری میرسانیم و دهش پروردگارت بازداشته نیست؛ سوره اسراء، آیه۲۰.</ref>، بنابراین اگر مانع گناه برداشته شود، [[جود الهی]] بس است، تا انسان را مشمول انواع رحمتهای [[خدا]] کند<ref>المیزان، ج ۳، ص۱۶۰.</ref>، از همینرو غالباً در [[قرآن کریم]] همراه رحمت و امور مشابه آن، از [[مغفرت]] نیز یاد شده است<ref>المیزان، ج ۵، ص۴۸.</ref>.<ref>[[محمد صادق صالحیمنش|صالحیمنش، محمد صادق]]، [[رحمت - صالحیمنش (مقاله)|رحمت]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳]]، ص۵۴۴- ۵۸۰.</ref> | ||
== انحصار رحمت در [[خدای متعال]] == | == انحصار رحمت در [[خدای متعال]] == | ||
| خط ۵۴: | خط ۵۴: | ||
در [[آیات]] {{متن قرآن|مَا يَفْتَحِ اللَّهُ لِلنَّاسِ مِن رَّحْمَةٍ فَلا مُمْسِكَ لَهَا وَمَا يُمْسِكْ فَلا مُرْسِلَ لَهُ مِن بَعْدِهِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ يَا أَيُّهَا النَّاسُ اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ هَلْ مِنْ خَالِقٍ غَيْرُ اللَّهِ يَرْزُقُكُم مِّنَ السَّمَاء وَالأَرْضِ لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ}}<ref> خداوند در هر بخشایشی را بر مردم بگشاید کس را یارای بستن آن نیست و چون فرو بندد پس از او گشایندهای ندارد و او پیروزمند فرزانه است. ای مردم! نعمت خداوند را بر خویش به یاد آورید؛ آیا آفرینندهای جز خداوند هست که از آسمان و زمین به شما روزی دهد؟ هیچ خدایی جز او نیست پس چگونه (از حق) باز گردانده میشوید؟؛ سوره فاطر، آیه ۲ - ۳.</ref> نیز از [[رزق]] که همان [[نعمت]] است، به [[رحمت]] تعبیر شده، تا برساند [[افاضه]] این [[نعمتها]] تنها از روی رحمت [[خدای متعال]] است، بیآنکه چشمداشت نفع یا دستیابی به کمالی داشته باشد<ref>المیزان، ج ۱۷، ص۱۵.</ref> و بهرهمند ساختن موجودات از رزق در امتداد ایجاد آنها به [[هدف]] ادامه [[حیات]] و تکمیل موجودات است و همانگونه که عطای اصل وجود از رحمانیت خدای [[متعال]] است، روزی رساندن به موجودات نیز بسط رحمانیت<ref>التحقیق، ج ۴، ص۱۱۶ - ۱۱۷، «رزق»؛ ج ۱۲، ص۹۰، «نفذ».</ref> به شمار میآید. | در [[آیات]] {{متن قرآن|مَا يَفْتَحِ اللَّهُ لِلنَّاسِ مِن رَّحْمَةٍ فَلا مُمْسِكَ لَهَا وَمَا يُمْسِكْ فَلا مُرْسِلَ لَهُ مِن بَعْدِهِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ يَا أَيُّهَا النَّاسُ اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ هَلْ مِنْ خَالِقٍ غَيْرُ اللَّهِ يَرْزُقُكُم مِّنَ السَّمَاء وَالأَرْضِ لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ}}<ref> خداوند در هر بخشایشی را بر مردم بگشاید کس را یارای بستن آن نیست و چون فرو بندد پس از او گشایندهای ندارد و او پیروزمند فرزانه است. ای مردم! نعمت خداوند را بر خویش به یاد آورید؛ آیا آفرینندهای جز خداوند هست که از آسمان و زمین به شما روزی دهد؟ هیچ خدایی جز او نیست پس چگونه (از حق) باز گردانده میشوید؟؛ سوره فاطر، آیه ۲ - ۳.</ref> نیز از [[رزق]] که همان [[نعمت]] است، به [[رحمت]] تعبیر شده، تا برساند [[افاضه]] این [[نعمتها]] تنها از روی رحمت [[خدای متعال]] است، بیآنکه چشمداشت نفع یا دستیابی به کمالی داشته باشد<ref>المیزان، ج ۱۷، ص۱۵.</ref> و بهرهمند ساختن موجودات از رزق در امتداد ایجاد آنها به [[هدف]] ادامه [[حیات]] و تکمیل موجودات است و همانگونه که عطای اصل وجود از رحمانیت خدای [[متعال]] است، روزی رساندن به موجودات نیز بسط رحمانیت<ref>التحقیق، ج ۴، ص۱۱۶ - ۱۱۷، «رزق»؛ ج ۱۲، ص۹۰، «نفذ».</ref> به شمار میآید. | ||
افزون بر این، ما سوای [[الله]] از جمله رحمتی که از مخلوقها مشاهده میشود، نیز توان بهرهگیری مرحوم از رحمت دیگران، ممکن الوجود و تحقق آن وابسته به ایجادش از خدای متعال است<ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۳، ص۱۵۴؛ تفسیر صدرالمتالهین، ج ۱، ص۶۶؛ المنیر، ج ۸، ص۵۱.</ref> روایتی ازپیامبر{{صل}}<ref>مجمع البیان، ج ۱، ص۹۴.</ref> نیز به خوبی نشان میدهد که خدای والا بهرهای از رحمت خویش به [[مخلوقات]] عطا فرموده و اگر این نبود، مهر و عطوفتی از هیچ مخلوقی نسبت به دیگری مشاهده نمیشد، بنابراین جز [[خدا]] کسی صاحب رحمت نیست و دیگران فقط مظاهر [[رحمت الهی]] به شمار میآیند، بلکه این مطلب اقتضاء [[اعتقاد به توحید]] در زمینه صفت رحمت است. سخن امام سجاد{{ع}} در [[صحیفه سجادیه]]: {{عربی|" فَلَعَلَ بَعْضَهُمْ بِرَحْمَتِكَ يَرْحَمُنِي "}}<ref>صحیفه سجادیه، دعای ۳۱.</ref> نیز همین را میرساند. [[آیات]] {{متن قرآن|وَرَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ}}<ref> و بخشایشم همه چیز را فرا میگیرد؛ سوره اعراف، آیه۱۵۶.</ref> و {{متن قرآن|كَتَبَ عَلَى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ}}<ref> بر خویش بخشایش را بر خویش مقرّر داشته است؛ سوره انعام، آیه۱۲.</ref> و دیگر آیاتی نیز که در آن رحمت به خدا اضافه شده، به گونهای که [[حصر]] از آن فهمیده میشود، بلکه چه بسا [[آیه]] {{متن قرآن|كَتَبَ عَلَى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ}}<ref> بر خویش بخشایش را بر خویش مقرّر داشته است؛ سوره انعام، آیه۱۲.</ref> اگر آن را به معنای [[وعده]] [[رحمت]] ندانسته بلکه مفاد را [[جعل]] رحمت در [[مقام]] [[تکوین]] بدانیم، از آیاتیاند که در این زمینه درخور استنادند<ref>الانوار الساطعه، ج ۱، ص۴۶۱- ۴۶۲.</ref>. نسبت یافتن [[رحمت]] به غیر [[خدای متعال]]، مَجاز<ref>تفسیر صدرالمتألهین، ج ۱، ص۶۵.</ref> و بر اساس [[تأویل]] است<ref>اسرار الصلاه، ص۳۴۷.</ref>، هر چند در [[باور]] بعضی، اگر چه خدای متعال ابتدا و اصل همه امور است، این سبب نمیشود که اسناد این امور به [[مخلوقات]] مجاز باشد، وگرنه میبایست اسناد همه [[افعال]] اختیاری به [[انسان]] را نیز مَجاز بدانیم<ref>تفسیر الصراط المستقیم، ج ۳، ص۴۴۸.</ref>؛ به علاوه، ظاهر آیاتی مانند {{متن قرآن|وَجَعَلَ بَيْنَكُم مَّوَدَّةً وَرَحْمَةً}}<ref> میان شما [[دلبستگی]] [[پایدار]] و مهر پدید آورد؛ [[سوره روم]]، آیه۲۱.</ref> و {{متن قرآن|وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ}}<ref> و او بخشایندهترین بخشایندگان است؛ سوره یوسف، آیه ۶۴.</ref> نیز ظاهر روایاتی مانند {{عربی|" ارْحَمْ تُرْحَم "}}<ref>بحارالانوار، ج ۷۱، ص۱۰۰.</ref> یا {{عربی|" انّ الله قسّم جزء من الرّحمة بین خلقه به یتراحمون "}} آن است که اسناد رحمت به مخلوقات، اسناد [[حقیقی]] است<ref>تفسیر الصراط المستقیم، ج ۳، ص۴۴۶ - ۴۴۷.</ref>؛ البته رحمتی که با واژه رحمان، [[خدا]] را به آن وصف میکنیم، رحمت خاصی است که صدورش از غیر [[حضرت حق]] امکان ندارد<ref>نک: تفسیر الصراط المستقیم، ج ۳، ص۲۷۹.</ref>.<ref>[[محمد صادق صالحیمنش|صالحیمنش، محمد صادق]]، [[رحمت - صالحیمنش (مقاله)|رحمت | افزون بر این، ما سوای [[الله]] از جمله رحمتی که از مخلوقها مشاهده میشود، نیز توان بهرهگیری مرحوم از رحمت دیگران، ممکن الوجود و تحقق آن وابسته به ایجادش از خدای متعال است<ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۳، ص۱۵۴؛ تفسیر صدرالمتالهین، ج ۱، ص۶۶؛ المنیر، ج ۸، ص۵۱.</ref> روایتی ازپیامبر{{صل}}<ref>مجمع البیان، ج ۱، ص۹۴.</ref> نیز به خوبی نشان میدهد که خدای والا بهرهای از رحمت خویش به [[مخلوقات]] عطا فرموده و اگر این نبود، مهر و عطوفتی از هیچ مخلوقی نسبت به دیگری مشاهده نمیشد، بنابراین جز [[خدا]] کسی صاحب رحمت نیست و دیگران فقط مظاهر [[رحمت الهی]] به شمار میآیند، بلکه این مطلب اقتضاء [[اعتقاد به توحید]] در زمینه صفت رحمت است. سخن امام سجاد{{ع}} در [[صحیفه سجادیه]]: {{عربی|" فَلَعَلَ بَعْضَهُمْ بِرَحْمَتِكَ يَرْحَمُنِي "}}<ref>صحیفه سجادیه، دعای ۳۱.</ref> نیز همین را میرساند. [[آیات]] {{متن قرآن|وَرَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ}}<ref> و بخشایشم همه چیز را فرا میگیرد؛ سوره اعراف، آیه۱۵۶.</ref> و {{متن قرآن|كَتَبَ عَلَى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ}}<ref> بر خویش بخشایش را بر خویش مقرّر داشته است؛ سوره انعام، آیه۱۲.</ref> و دیگر آیاتی نیز که در آن رحمت به خدا اضافه شده، به گونهای که [[حصر]] از آن فهمیده میشود، بلکه چه بسا [[آیه]] {{متن قرآن|كَتَبَ عَلَى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ}}<ref> بر خویش بخشایش را بر خویش مقرّر داشته است؛ سوره انعام، آیه۱۲.</ref> اگر آن را به معنای [[وعده]] [[رحمت]] ندانسته بلکه مفاد را [[جعل]] رحمت در [[مقام]] [[تکوین]] بدانیم، از آیاتیاند که در این زمینه درخور استنادند<ref>الانوار الساطعه، ج ۱، ص۴۶۱- ۴۶۲.</ref>. نسبت یافتن [[رحمت]] به غیر [[خدای متعال]]، مَجاز<ref>تفسیر صدرالمتألهین، ج ۱، ص۶۵.</ref> و بر اساس [[تأویل]] است<ref>اسرار الصلاه، ص۳۴۷.</ref>، هر چند در [[باور]] بعضی، اگر چه خدای متعال ابتدا و اصل همه امور است، این سبب نمیشود که اسناد این امور به [[مخلوقات]] مجاز باشد، وگرنه میبایست اسناد همه [[افعال]] اختیاری به [[انسان]] را نیز مَجاز بدانیم<ref>تفسیر الصراط المستقیم، ج ۳، ص۴۴۸.</ref>؛ به علاوه، ظاهر آیاتی مانند {{متن قرآن|وَجَعَلَ بَيْنَكُم مَّوَدَّةً وَرَحْمَةً}}<ref> میان شما [[دلبستگی]] [[پایدار]] و مهر پدید آورد؛ [[سوره روم]]، آیه۲۱.</ref> و {{متن قرآن|وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ}}<ref> و او بخشایندهترین بخشایندگان است؛ سوره یوسف، آیه ۶۴.</ref> نیز ظاهر روایاتی مانند {{عربی|" ارْحَمْ تُرْحَم "}}<ref>بحارالانوار، ج ۷۱، ص۱۰۰.</ref> یا {{عربی|" انّ الله قسّم جزء من الرّحمة بین خلقه به یتراحمون "}} آن است که اسناد رحمت به مخلوقات، اسناد [[حقیقی]] است<ref>تفسیر الصراط المستقیم، ج ۳، ص۴۴۶ - ۴۴۷.</ref>؛ البته رحمتی که با واژه رحمان، [[خدا]] را به آن وصف میکنیم، رحمت خاصی است که صدورش از غیر [[حضرت حق]] امکان ندارد<ref>نک: تفسیر الصراط المستقیم، ج ۳، ص۲۷۹.</ref>.<ref>[[محمد صادق صالحیمنش|صالحیمنش، محمد صادق]]، [[رحمت - صالحیمنش (مقاله)|رحمت]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳]]، ص۵۴۴- ۵۸۰.</ref> | ||
== اقتضائات رحمت خدای متعال == | == اقتضائات رحمت خدای متعال == | ||
| خط ۶۰: | خط ۶۰: | ||
=== [[وحدت]] [[ربوبیت]] و الوهیت === | === [[وحدت]] [[ربوبیت]] و الوهیت === | ||
تعبیر از خدای متعال به "رحمان" در [[آیه]]: {{متن قرآن|أَأَتَّخِذُ مِن دُونِهِ آلِهَةً إِن يُرِدْنِ الرَّحْمَن بِضُرٍّ لاَّ تُغْنِ عَنِّي شَفَاعَتُهُمْ شَيْئًا وَلاَ يُنقِذُونِ}}<ref> آیا به جای او خدایانی را برگزینم که اگر (خداوند) بخشنده گزندی برای من بخواهد میانجیگری آنان مرا سودی نخواهد داشت و نمیتوانند رهاییم بخشند؟؛ سوره یس، آیه ۲۳.</ref> اشاره به سعه [[رحمت]] وی و اینکه همه [[نعمتها]] از او و [[تدبیر]] [[خیر و شر]] با اوست، در نتیجه [[آیه]] شریفْ برهانی را در زمینه [[ربوبیت]] [[خدای سبحان]] بهدست میدهد: وقتی خاستگاه تمامی نعمتها، نیز [[نظام]] جاری در آنها، رحمت عامِ [[خدای متعال]] است، بیآنکه خود استقلالی داشته باشند، ناگزیر تدبیر آنها نیز تنها با خداست؛ حتی اگر فرضاً سخن [[مشرکان]] درست باشد که [[ملائکه]] بخشی از تدبیر را به دست دارند، باز همان نیز از [[رحمت خدا]] و تدبیر اوست، پس نتیجه میگیریم که ربوبیت، تنها از آن خداست؛ همچنین الوهیتْ خاصِ اوست<ref>المیزان، ج ۱۷، ص۷۸.</ref>.<ref>[[محمد صادق صالحیمنش|صالحیمنش، محمد صادق]]، [[رحمت - صالحیمنش (مقاله)|رحمت | تعبیر از خدای متعال به "رحمان" در [[آیه]]: {{متن قرآن|أَأَتَّخِذُ مِن دُونِهِ آلِهَةً إِن يُرِدْنِ الرَّحْمَن بِضُرٍّ لاَّ تُغْنِ عَنِّي شَفَاعَتُهُمْ شَيْئًا وَلاَ يُنقِذُونِ}}<ref> آیا به جای او خدایانی را برگزینم که اگر (خداوند) بخشنده گزندی برای من بخواهد میانجیگری آنان مرا سودی نخواهد داشت و نمیتوانند رهاییم بخشند؟؛ سوره یس، آیه ۲۳.</ref> اشاره به سعه [[رحمت]] وی و اینکه همه [[نعمتها]] از او و [[تدبیر]] [[خیر و شر]] با اوست، در نتیجه [[آیه]] شریفْ برهانی را در زمینه [[ربوبیت]] [[خدای سبحان]] بهدست میدهد: وقتی خاستگاه تمامی نعمتها، نیز [[نظام]] جاری در آنها، رحمت عامِ [[خدای متعال]] است، بیآنکه خود استقلالی داشته باشند، ناگزیر تدبیر آنها نیز تنها با خداست؛ حتی اگر فرضاً سخن [[مشرکان]] درست باشد که [[ملائکه]] بخشی از تدبیر را به دست دارند، باز همان نیز از [[رحمت خدا]] و تدبیر اوست، پس نتیجه میگیریم که ربوبیت، تنها از آن خداست؛ همچنین الوهیتْ خاصِ اوست<ref>المیزان، ج ۱۷، ص۷۸.</ref>.<ref>[[محمد صادق صالحیمنش|صالحیمنش، محمد صادق]]، [[رحمت - صالحیمنش (مقاله)|رحمت]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳]]، ص۵۴۴- ۵۸۰.</ref> | ||
=== [[نفی]] فرزند === | === [[نفی]] فرزند === | ||
در آیه {{متن قرآن|وَمَا يَنبَغِي لِلرَّحْمَنِ أَن يَتَّخِذَ وَلَدًا}}<ref> و سزیده (خداوند) بخشنده نیست که فرزندی گزیند؛ سوره مریم، آیه۹۲.</ref> نفی فرزند از [[خدا]] بر صفت رحمانیت مترتب شده، تا بفهماند جز خدای سبحان هر چه هست، یا [[نعمت]] است یا از [[نعمت الهی]] بهره میگیرد، پس به هر روی مجانستی با نعمتآفرین ندارد، تا خدای متعال او را به [[فرزندی]] بگیرد<ref>تفسیر بیضاوی، ج ۴، ص۲۱؛ تفسیر لاهیجی، ج ۳، ص۴۴.</ref>؛ به سخن دیگر، رحمت عامِ [[الهی]] شامل همه موجودات است، پس ما سوا همگی نیازمند رحمت اویند، حال آنکه اگر فرزندی برای خدای سبحان فرض شود، در [[الوهیت]] باید همتای خدای - عز و جل - و دارای [[مقام]] غنای مطلق، در نتیجه از [[رحمت الهی]] بینیاز باشد<ref>التحریر والتنویر، ج ۱۶، ص۸۷.</ref>.<ref>[[محمد صادق صالحیمنش|صالحیمنش، محمد صادق]]، [[رحمت - صالحیمنش (مقاله)|رحمت | در آیه {{متن قرآن|وَمَا يَنبَغِي لِلرَّحْمَنِ أَن يَتَّخِذَ وَلَدًا}}<ref> و سزیده (خداوند) بخشنده نیست که فرزندی گزیند؛ سوره مریم، آیه۹۲.</ref> نفی فرزند از [[خدا]] بر صفت رحمانیت مترتب شده، تا بفهماند جز خدای سبحان هر چه هست، یا [[نعمت]] است یا از [[نعمت الهی]] بهره میگیرد، پس به هر روی مجانستی با نعمتآفرین ندارد، تا خدای متعال او را به [[فرزندی]] بگیرد<ref>تفسیر بیضاوی، ج ۴، ص۲۱؛ تفسیر لاهیجی، ج ۳، ص۴۴.</ref>؛ به سخن دیگر، رحمت عامِ [[الهی]] شامل همه موجودات است، پس ما سوا همگی نیازمند رحمت اویند، حال آنکه اگر فرزندی برای خدای سبحان فرض شود، در [[الوهیت]] باید همتای خدای - عز و جل - و دارای [[مقام]] غنای مطلق، در نتیجه از [[رحمت الهی]] بینیاز باشد<ref>التحریر والتنویر، ج ۱۶، ص۸۷.</ref>.<ref>[[محمد صادق صالحیمنش|صالحیمنش، محمد صادق]]، [[رحمت - صالحیمنش (مقاله)|رحمت]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳]]، ص۵۴۴- ۵۸۰.</ref> | ||
=== انحصار استحقاق عبادت === | === انحصار استحقاق عبادت === | ||
آیه {{متن قرآن|وَإِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ لاَّ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الرَّحْمَنُ الرَّحِيمُ}}<ref> و خدای شما خدایی یگانه است، خدایی جز آن بخشنده بخشاینده نیست؛ سوره بقره، آیه۱۶۳.</ref> خدا را به رحمت وصف کرده، تا به [[استحقاق]] او برای [[عبادت]] اشاره کند<ref>البحر المحیط، ج ۲، ص۷۶- ۷۷.</ref>؛ زیرا استحقاق عبادت، تنها برای کسی است که بالاترین [[نعمت]] را عطا میکند، از همینرو [[رحمت خدا]] با الفاظ رحمان و رحیم که مبالغه در [[رحمت]] را میرساند، بیان شده<ref>التبیان، ج ۲، ص۵۳.</ref>؛ همچنین در [[آیه]] {{متن قرآن|يَا أَبَتِ لا تَعْبُدِ الشَّيْطَانَ إِنَّ الشَّيْطَانَ كَانَ لِلرَّحْمَنِ عَصِيًّا}}<ref> ای پدر! شیطان را نپرست که شیطان با (خداوند) بخشنده نافرمان است؛ سوره مریم، آیه۴۴.</ref> که در [[مقام]] ترغیب به [[عبادت]] [[خدای متعال]] است، واژه رحمان یاد شده، تا برساند فقط او [[استحقاق]] دارد که [[پرستش]] شود؛ زیرا رحمان است و همه رحمتها و [[نعمتها]] از او سرچشمه میگیرند<ref>المیزان، ج ۱۴، ص۵۸-۵۹.</ref> در آیه {{متن قرآن|وَهُم بِذِكْرِ الرَّحْمَنِ هُمْ كَافِرُونَ}}<ref> آنان (نسبت) به یادکرد (خداوند) بخشنده انکار دارند؛ سوره انبیاء، آیه۳۶.</ref> مراد از {{متن قرآن|ذِكْرِ الرَّحْمَنِ}} یاد کردن از [[خدا]] به عنوان سرچشمه همه رحمتها و نعمتهاست که لازمِ آن، [[ربوبیت]] و [[لزوم]] عبادت اوست<ref>المیزان، ج ۱۴، ص۲۸۸.</ref>. در [[آیات]] {{متن قرآن|وَلاَ تَدْعُ مِن دُونِ اللَّهِ مَا لاَ يَنفَعُكَ وَلاَ يَضُرُّكَ فَإِن فَعَلْتَ فَإِنَّكَ إِذًا مِّنَ الظَّالِمِينَ وَإِن يَمْسَسْكَ اللَّهُ بِضُرٍّ فَلاَ كَاشِفَ لَهُ إِلاَّ هُوَ وَإِن يُرِدْكَ بِخَيْرٍ فَلاَ رَادَّ لِفَضْلِهِ يُصِيبُ بِهِ مَن يَشَاء مِنْ عِبَادِهِ وَهُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ}}<ref> و به جای خداوند چیزی را (به پرستش) مخوان که نه تو را سودی میرساند و نه زیانی، اگر چنین کنی آنگاه بیگمان از ستمگرانی. و اگر خداوند بلایی به تو رساند کسی جز خود او آن را نمیگرداند، و اگر خیری برای تو بخواهد هیچ کس بازدارنده بخشش او نیست؛ آن را به هر کس از بندگانش بخواهد، میرساند و او آمرزنده بخشاینده است؛ سوره یونس، آیه ۱۰۶ - ۱۰۷.</ref> جمله {{متن قرآن|وَإِن يَمْسَسْكَ اللَّهُ}} حالیه و مفادش این است که جز خدا را عبادت نکن، حال آنکه جز خدا کسی زیانی را از تو دفع نکرده و خیری را که او برای تو بخواهد، کسی نمیتواند از تو دور کند و او [[غفور]] و رحیم است، بنابراین اتصاف [[خدا]] به این صفات و بیبهره بودن جز او از آنها اقتضا دارد که [[عبادت]] و درخواست مختص خدا باشد<ref>المیزان، ج ۱۰، ص۱۳۳.</ref>.<ref>[[محمد صادق صالحیمنش|صالحیمنش، محمد صادق]]، [[رحمت - صالحیمنش (مقاله)|رحمت | آیه {{متن قرآن|وَإِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ لاَّ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الرَّحْمَنُ الرَّحِيمُ}}<ref> و خدای شما خدایی یگانه است، خدایی جز آن بخشنده بخشاینده نیست؛ سوره بقره، آیه۱۶۳.</ref> خدا را به رحمت وصف کرده، تا به [[استحقاق]] او برای [[عبادت]] اشاره کند<ref>البحر المحیط، ج ۲، ص۷۶- ۷۷.</ref>؛ زیرا استحقاق عبادت، تنها برای کسی است که بالاترین [[نعمت]] را عطا میکند، از همینرو [[رحمت خدا]] با الفاظ رحمان و رحیم که مبالغه در [[رحمت]] را میرساند، بیان شده<ref>التبیان، ج ۲، ص۵۳.</ref>؛ همچنین در [[آیه]] {{متن قرآن|يَا أَبَتِ لا تَعْبُدِ الشَّيْطَانَ إِنَّ الشَّيْطَانَ كَانَ لِلرَّحْمَنِ عَصِيًّا}}<ref> ای پدر! شیطان را نپرست که شیطان با (خداوند) بخشنده نافرمان است؛ سوره مریم، آیه۴۴.</ref> که در [[مقام]] ترغیب به [[عبادت]] [[خدای متعال]] است، واژه رحمان یاد شده، تا برساند فقط او [[استحقاق]] دارد که [[پرستش]] شود؛ زیرا رحمان است و همه رحمتها و [[نعمتها]] از او سرچشمه میگیرند<ref>المیزان، ج ۱۴، ص۵۸-۵۹.</ref> در آیه {{متن قرآن|وَهُم بِذِكْرِ الرَّحْمَنِ هُمْ كَافِرُونَ}}<ref> آنان (نسبت) به یادکرد (خداوند) بخشنده انکار دارند؛ سوره انبیاء، آیه۳۶.</ref> مراد از {{متن قرآن|ذِكْرِ الرَّحْمَنِ}} یاد کردن از [[خدا]] به عنوان سرچشمه همه رحمتها و نعمتهاست که لازمِ آن، [[ربوبیت]] و [[لزوم]] عبادت اوست<ref>المیزان، ج ۱۴، ص۲۸۸.</ref>. در [[آیات]] {{متن قرآن|وَلاَ تَدْعُ مِن دُونِ اللَّهِ مَا لاَ يَنفَعُكَ وَلاَ يَضُرُّكَ فَإِن فَعَلْتَ فَإِنَّكَ إِذًا مِّنَ الظَّالِمِينَ وَإِن يَمْسَسْكَ اللَّهُ بِضُرٍّ فَلاَ كَاشِفَ لَهُ إِلاَّ هُوَ وَإِن يُرِدْكَ بِخَيْرٍ فَلاَ رَادَّ لِفَضْلِهِ يُصِيبُ بِهِ مَن يَشَاء مِنْ عِبَادِهِ وَهُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ}}<ref> و به جای خداوند چیزی را (به پرستش) مخوان که نه تو را سودی میرساند و نه زیانی، اگر چنین کنی آنگاه بیگمان از ستمگرانی. و اگر خداوند بلایی به تو رساند کسی جز خود او آن را نمیگرداند، و اگر خیری برای تو بخواهد هیچ کس بازدارنده بخشش او نیست؛ آن را به هر کس از بندگانش بخواهد، میرساند و او آمرزنده بخشاینده است؛ سوره یونس، آیه ۱۰۶ - ۱۰۷.</ref> جمله {{متن قرآن|وَإِن يَمْسَسْكَ اللَّهُ}} حالیه و مفادش این است که جز خدا را عبادت نکن، حال آنکه جز خدا کسی زیانی را از تو دفع نکرده و خیری را که او برای تو بخواهد، کسی نمیتواند از تو دور کند و او [[غفور]] و رحیم است، بنابراین اتصاف [[خدا]] به این صفات و بیبهره بودن جز او از آنها اقتضا دارد که [[عبادت]] و درخواست مختص خدا باشد<ref>المیزان، ج ۱۰، ص۱۳۳.</ref>.<ref>[[محمد صادق صالحیمنش|صالحیمنش، محمد صادق]]، [[رحمت - صالحیمنش (مقاله)|رحمت]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳]]، ص۵۴۴- ۵۸۰.</ref> | ||
=== [[نفی ظلم]] === | === [[نفی ظلم]] === | ||
[[ظلم]]، برخاسته از نیاز یا [[قساوت]] است و بر اساس [[آیه]] {{متن قرآن|وَرَبُّكَ الْغَنِيُّ ذُو الرَّحْمَةِ إِن يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ وَيَسْتَخْلِفْ مِن بَعْدِكُم مَّا يَشَاء كَمَا أَنشَأَكُم مِّن ذُرِّيَّةِ قَوْمٍ آخَرِينَ}}<ref> و پروردگار تو بینیاز دارای بخشایش است؛ اگر بخواهد شما را باز میبرد و آنچه را بخواهد پس از شما جانشین میگرداند به همانگونه که شما را از نسل گروه دیگری پدید آورد؛ سوره انعام، آیه۱۳۳.</ref> [[خدای متعال]] از این دو صفت [[منزه]] است؛ به چیزی نیاز ندارد و دارای [[رحمت]] است و به هر موجودی به فراخور حال او [[نعمت]] ارزانی میدارد، بنابراین ظلم به هیچ کس از سوی او متصور نیست<ref>المیزان، ج ۷، ص۳۵۶.</ref> بیان یاد شده، استدلالی است برای نفی ظلم از [[خدا]]، که در دو آیه قبل به آن اشاره شده است<ref>[[محمد صادق صالحیمنش|صالحیمنش، محمد صادق]]، [[رحمت - صالحیمنش (مقاله)|رحمت | [[ظلم]]، برخاسته از نیاز یا [[قساوت]] است و بر اساس [[آیه]] {{متن قرآن|وَرَبُّكَ الْغَنِيُّ ذُو الرَّحْمَةِ إِن يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ وَيَسْتَخْلِفْ مِن بَعْدِكُم مَّا يَشَاء كَمَا أَنشَأَكُم مِّن ذُرِّيَّةِ قَوْمٍ آخَرِينَ}}<ref> و پروردگار تو بینیاز دارای بخشایش است؛ اگر بخواهد شما را باز میبرد و آنچه را بخواهد پس از شما جانشین میگرداند به همانگونه که شما را از نسل گروه دیگری پدید آورد؛ سوره انعام، آیه۱۳۳.</ref> [[خدای متعال]] از این دو صفت [[منزه]] است؛ به چیزی نیاز ندارد و دارای [[رحمت]] است و به هر موجودی به فراخور حال او [[نعمت]] ارزانی میدارد، بنابراین ظلم به هیچ کس از سوی او متصور نیست<ref>المیزان، ج ۷، ص۳۵۶.</ref> بیان یاد شده، استدلالی است برای نفی ظلم از [[خدا]]، که در دو آیه قبل به آن اشاره شده است<ref>[[محمد صادق صالحیمنش|صالحیمنش، محمد صادق]]، [[رحمت - صالحیمنش (مقاله)|رحمت]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳]]، ص۵۴۴- ۵۸۰.</ref>. | ||
=== [[لزوم]] ارسال [[پیامبران]] === | === [[لزوم]] ارسال [[پیامبران]] === | ||
آیه {{متن قرآن|أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ قُلْ إِنِ افْتَرَيْتُهُ فَلا تَمْلِكُونَ لِي مِنَ اللَّهِ شَيْئًا هُوَ أَعْلَمُ بِمَا تُفِيضُونَ فِيهِ كَفَى بِهِ شَهِيدًا بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَهُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ}}<ref> بلکه میگویند: او خود آن (قرآن) را بربافته است، بگو، اگر من آن را بربافته باشم، شما در برابر (خشم) خداوند برای من کاری نمیتوانید کرد، او به آنچه در آن (به ناروا) سخن میرانید داناتر است، او میان من و شما گواه بس، و او آمرزنده بخشاینده است؛ سوره احقاف، آیه۸.</ref> پاسخ مستدل به ادعای بطلان [[رسالت]] از سوی [[منکران]] است که [[خدای سبحان]] [[غفور]] و رحیم و به اقتضای [[حکمت]] خویش [[واجب]] است با [[مخلوقات]] به [[مغفرت]] و رحمت [[رفتار]] کند؛ زیرا صلاحیت دستیابی به این کمال در [[آدمیان]] هست و مغفرت و رحمت، تنها شامل کسانی میشود که به سوی او باز گردند، تا از [[سعادت]] جاودان بهرهمند شوند و برای [[بندگان]] چنین امری جز در پرتو [[هدایت الهی]] شدنی نخواهد بود، بنابراین بر خداست که [[پیامبری]] بفرستد، تا [[مردم]] را به راهی که آنان را به [[مغفرت]] و [[رحمت الهی]] میرساند، [[دعوت]] کند<ref>المیزان، ج ۱۸، ص۱۹۰ - ۱۸۹.</ref>.<ref>[[محمد صادق صالحیمنش|صالحیمنش، محمد صادق]]، [[رحمت - صالحیمنش (مقاله)|رحمت | آیه {{متن قرآن|أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ قُلْ إِنِ افْتَرَيْتُهُ فَلا تَمْلِكُونَ لِي مِنَ اللَّهِ شَيْئًا هُوَ أَعْلَمُ بِمَا تُفِيضُونَ فِيهِ كَفَى بِهِ شَهِيدًا بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَهُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ}}<ref> بلکه میگویند: او خود آن (قرآن) را بربافته است، بگو، اگر من آن را بربافته باشم، شما در برابر (خشم) خداوند برای من کاری نمیتوانید کرد، او به آنچه در آن (به ناروا) سخن میرانید داناتر است، او میان من و شما گواه بس، و او آمرزنده بخشاینده است؛ سوره احقاف، آیه۸.</ref> پاسخ مستدل به ادعای بطلان [[رسالت]] از سوی [[منکران]] است که [[خدای سبحان]] [[غفور]] و رحیم و به اقتضای [[حکمت]] خویش [[واجب]] است با [[مخلوقات]] به [[مغفرت]] و رحمت [[رفتار]] کند؛ زیرا صلاحیت دستیابی به این کمال در [[آدمیان]] هست و مغفرت و رحمت، تنها شامل کسانی میشود که به سوی او باز گردند، تا از [[سعادت]] جاودان بهرهمند شوند و برای [[بندگان]] چنین امری جز در پرتو [[هدایت الهی]] شدنی نخواهد بود، بنابراین بر خداست که [[پیامبری]] بفرستد، تا [[مردم]] را به راهی که آنان را به [[مغفرت]] و [[رحمت الهی]] میرساند، [[دعوت]] کند<ref>المیزان، ج ۱۸، ص۱۹۰ - ۱۸۹.</ref>.<ref>[[محمد صادق صالحیمنش|صالحیمنش، محمد صادق]]، [[رحمت - صالحیمنش (مقاله)|رحمت]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳]]، ص۵۴۴- ۵۸۰.</ref> | ||
=== حتمی بودن [[معاد]] === | === حتمی بودن [[معاد]] === | ||
[[خدای متعال]] در [[آیه]] {{متن قرآن|قُل لِّمَن مَّا فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ قُل لِلَّهِ كَتَبَ عَلَى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ لَيَجْمَعَنَّكُمْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ لاَ رَيْبَ فِيهِ الَّذِينَ خَسِرُواْ أَنفُسَهُمْ فَهُمْ لاَ يُؤْمِنُونَ}}<ref> بگو آنچه در آسمانها و زمین است از آن کیست؟ بگو از آن خداوند است که بر خویش بخشایش را بر خویش مقرّر داشته است، شما را تا روز رستخیز- که در آن تردیدی نیست- گرد میآورد؛ کسانی که به خویشتن زیان رساندهاند ایمان نمیآورند؛ سوره انعام، آیه۱۲.</ref> از [[رحمت]] بر معاد [[استدلال]] فرموده است: خدای متعال مالک همه چیز در [[آسمانها]] و [[زمین]] است و میتواند هر گونه که بخواهد در آنها [[تصرف]] کند؛ از سویی دارای صفت رحمت است و چون [[انسانها]] صلاحیت و [[استعداد]] [[زندگی]] [[سعادتمند]] [[جاودانه]] را دارند، خدای متعال به اقتضای [[قدرت]] و رحمت خود آنها را [[محشور]] میسازد و آنچه را [[استحقاق]] دارند، به آنها عطا میفرماید<ref>المیزان، ج ۷، ص۲۶ - ۲۷.</ref>. برخی جمله {{متن قرآن|إِنَّهُ يَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ}}<ref> بیگمان او آفرینش را میآغازد آنگاه آن را باز میگرداند؛ سوره یونس، آیه۴.</ref> را در آیه ۴ [[سوره یونس]] با توجه به [[سنت]] [[افاضه]] رحمت الهی بر موجودات در اصل وجود و ادامه افاضه رحمت تا [[زمان]] [[اجل]]، استدلال بر معاد دانستهاند؛ زیرا رسیدن اجل به معنای فنا و [[باطل]] شدن رحمت الهی نیست، چون [[رحمت خدا]] بطلان نمیپذیرد، بلکه آنچه وی افاضه میکند، وجه و جلوه اوست و وجه [[خدا]] فناناپذیر است، بنابراین رسیدن اجل به معنای گرفتن و [[قبض]] کردن رحمتی است که خدای متعال گسترانده بود و به سخن دیگر، برگشتن موجود به سوی وی و جایی است که از آنجا نازل شده و چون آنچه نزد خداست، ماندنی است، این موجود نیز باقی است<ref>المیزان، ج ۱۰، ص۱۱.</ref>. به گفتهای، گرد آوردن [[آدمیان]] در [[قیامت]] برای [[حساب]] و [[جزاء]]، خود [[رحمت الهی]] درباره [[مکلفان]] است؛ زیرا در غیر این صورت، بسیاری از [[نیکوکاران]] از [[پاداش]] و بسیاری از [[مظلومان]] از [[دادرسی]] [[محروم]] مانده و بسیاری از [[ظالمان]] به [[مجازات]] نمیرسند، چون پیامدهای [[دنیایی]] [[اعمال]] نمیتواند همه کارها در همه [[انسانها]] را [[پوشش]] دهد<ref>المنار، ج ۷، ص۳۲۷.</ref>.<ref>[[محمد صادق صالحیمنش|صالحیمنش، محمد صادق]]، [[رحمت - صالحیمنش (مقاله)|رحمت | [[خدای متعال]] در [[آیه]] {{متن قرآن|قُل لِّمَن مَّا فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ قُل لِلَّهِ كَتَبَ عَلَى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ لَيَجْمَعَنَّكُمْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ لاَ رَيْبَ فِيهِ الَّذِينَ خَسِرُواْ أَنفُسَهُمْ فَهُمْ لاَ يُؤْمِنُونَ}}<ref> بگو آنچه در آسمانها و زمین است از آن کیست؟ بگو از آن خداوند است که بر خویش بخشایش را بر خویش مقرّر داشته است، شما را تا روز رستخیز- که در آن تردیدی نیست- گرد میآورد؛ کسانی که به خویشتن زیان رساندهاند ایمان نمیآورند؛ سوره انعام، آیه۱۲.</ref> از [[رحمت]] بر معاد [[استدلال]] فرموده است: خدای متعال مالک همه چیز در [[آسمانها]] و [[زمین]] است و میتواند هر گونه که بخواهد در آنها [[تصرف]] کند؛ از سویی دارای صفت رحمت است و چون [[انسانها]] صلاحیت و [[استعداد]] [[زندگی]] [[سعادتمند]] [[جاودانه]] را دارند، خدای متعال به اقتضای [[قدرت]] و رحمت خود آنها را [[محشور]] میسازد و آنچه را [[استحقاق]] دارند، به آنها عطا میفرماید<ref>المیزان، ج ۷، ص۲۶ - ۲۷.</ref>. برخی جمله {{متن قرآن|إِنَّهُ يَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ}}<ref> بیگمان او آفرینش را میآغازد آنگاه آن را باز میگرداند؛ سوره یونس، آیه۴.</ref> را در آیه ۴ [[سوره یونس]] با توجه به [[سنت]] [[افاضه]] رحمت الهی بر موجودات در اصل وجود و ادامه افاضه رحمت تا [[زمان]] [[اجل]]، استدلال بر معاد دانستهاند؛ زیرا رسیدن اجل به معنای فنا و [[باطل]] شدن رحمت الهی نیست، چون [[رحمت خدا]] بطلان نمیپذیرد، بلکه آنچه وی افاضه میکند، وجه و جلوه اوست و وجه [[خدا]] فناناپذیر است، بنابراین رسیدن اجل به معنای گرفتن و [[قبض]] کردن رحمتی است که خدای متعال گسترانده بود و به سخن دیگر، برگشتن موجود به سوی وی و جایی است که از آنجا نازل شده و چون آنچه نزد خداست، ماندنی است، این موجود نیز باقی است<ref>المیزان، ج ۱۰، ص۱۱.</ref>. به گفتهای، گرد آوردن [[آدمیان]] در [[قیامت]] برای [[حساب]] و [[جزاء]]، خود [[رحمت الهی]] درباره [[مکلفان]] است؛ زیرا در غیر این صورت، بسیاری از [[نیکوکاران]] از [[پاداش]] و بسیاری از [[مظلومان]] از [[دادرسی]] [[محروم]] مانده و بسیاری از [[ظالمان]] به [[مجازات]] نمیرسند، چون پیامدهای [[دنیایی]] [[اعمال]] نمیتواند همه کارها در همه [[انسانها]] را [[پوشش]] دهد<ref>المنار، ج ۷، ص۳۲۷.</ref>.<ref>[[محمد صادق صالحیمنش|صالحیمنش، محمد صادق]]، [[رحمت - صالحیمنش (مقاله)|رحمت]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳]]، ص۵۴۴- ۵۸۰.</ref> | ||
=== [[زشتی]] [[معصیت]] خدای والا === | === [[زشتی]] [[معصیت]] خدای والا === | ||
[[آیه]] {{متن قرآن|يَا أَبَتِ لا تَعْبُدِ الشَّيْطَانَ إِنَّ الشَّيْطَانَ كَانَ لِلرَّحْمَنِ عَصِيًّا}}<ref> ای پدر! شیطان را نپرست که شیطان با (خداوند) بخشنده نافرمان است؛ سوره مریم، آیه۴۴.</ref> در [[مقام]] باز داشتن از [[اطاعت شیطان]] و [[ترغیب]] به [[فرمانبری]] از خداست. مراد از [[عبادت]] [[شیطان]]، [[اطاعت]] از اوست. استعمال واژه {{متن قرآن|رَّحْمَنِ}} به جای کلمه [[مبارک]] [[الله]] برای آن است که [[رحمت]] مطلق [[الهی]] در این زمینه نقش دارد؛ زیرا ناشی شدن همه رحمتها و [[نعمتها]] از [[خدا]]، سبب [[قبح]] پافشاری بر [[نافرمانی]] اوست، چنان که [[نهی]] از اطاعت شیطان را روا میدارد<ref>المیزان، ج ۱۴، ص۵۹.</ref>. آیه {{متن قرآن|ثُمَّ لَنَنزِعَنَّ مِن كُلِّ شِيعَةٍ أَيُّهُمْ أَشَدُّ عَلَى الرَّحْمَنِ عِتِيًّا}}<ref> سپس از هر گروه هر کدام را که در برابر (خداوند) بخشنده سرکشترند بیرون میکشیم؛ سوره مریم، آیه۶۹.</ref> تصریح دارد که در [[محشر]] از هر گروهی، کسانی را که در برابر خدای رحمان از همه سرکشتر بودهاند، جدا خواهند ساخت. تعبیر از [[معصیت خدا]] به "[[سرکشی]] در برابر رحمان" اشاره دارد که [[تمرّد]] آنان بسیار بزرگ است، چون [[سرپیچی]] از کسی است که رحمت او همه چیز را فرا گرفته و ایشان از او جز رحمت ندیدند<ref>المیزان، ج ۱۴، ص۸۹.</ref>.<ref>[[محمد صادق صالحیمنش|صالحیمنش، محمد صادق]]، [[رحمت - صالحیمنش (مقاله)|رحمت | [[آیه]] {{متن قرآن|يَا أَبَتِ لا تَعْبُدِ الشَّيْطَانَ إِنَّ الشَّيْطَانَ كَانَ لِلرَّحْمَنِ عَصِيًّا}}<ref> ای پدر! شیطان را نپرست که شیطان با (خداوند) بخشنده نافرمان است؛ سوره مریم، آیه۴۴.</ref> در [[مقام]] باز داشتن از [[اطاعت شیطان]] و [[ترغیب]] به [[فرمانبری]] از خداست. مراد از [[عبادت]] [[شیطان]]، [[اطاعت]] از اوست. استعمال واژه {{متن قرآن|رَّحْمَنِ}} به جای کلمه [[مبارک]] [[الله]] برای آن است که [[رحمت]] مطلق [[الهی]] در این زمینه نقش دارد؛ زیرا ناشی شدن همه رحمتها و [[نعمتها]] از [[خدا]]، سبب [[قبح]] پافشاری بر [[نافرمانی]] اوست، چنان که [[نهی]] از اطاعت شیطان را روا میدارد<ref>المیزان، ج ۱۴، ص۵۹.</ref>. آیه {{متن قرآن|ثُمَّ لَنَنزِعَنَّ مِن كُلِّ شِيعَةٍ أَيُّهُمْ أَشَدُّ عَلَى الرَّحْمَنِ عِتِيًّا}}<ref> سپس از هر گروه هر کدام را که در برابر (خداوند) بخشنده سرکشترند بیرون میکشیم؛ سوره مریم، آیه۶۹.</ref> تصریح دارد که در [[محشر]] از هر گروهی، کسانی را که در برابر خدای رحمان از همه سرکشتر بودهاند، جدا خواهند ساخت. تعبیر از [[معصیت خدا]] به "[[سرکشی]] در برابر رحمان" اشاره دارد که [[تمرّد]] آنان بسیار بزرگ است، چون [[سرپیچی]] از کسی است که رحمت او همه چیز را فرا گرفته و ایشان از او جز رحمت ندیدند<ref>المیزان، ج ۱۴، ص۸۹.</ref>.<ref>[[محمد صادق صالحیمنش|صالحیمنش، محمد صادق]]، [[رحمت - صالحیمنش (مقاله)|رحمت]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳]]، ص۵۴۴- ۵۸۰.</ref> | ||
=== [[ترس]] از [[عذاب]] === | === [[ترس]] از [[عذاب]] === | ||
[[عذاب الهی]]، ملازم با امساک رحمت از سوی اوست و چون همه رحمت و نعمتها از خدا سرچشمه میگیرند، در [[آیه]] {{متن قرآن|يَا أَبَتِ إِنِّي أَخَافُ أَن يَمَسَّكَ عَذَابٌ مِّنَ الرَّحْمَن فَتَكُونَ لِلشَّيْطَانِ وَلِيًّا}}<ref> ای پدر! من میهراسم که عذابی از (خداوند) بخشنده به تو رسد آنگاه دوست شیطان گردی؛ سوره مریم، آیه۴۵.</ref> کلمه رحمان به کار رفته، تا نقش [[رحمت]] عامِ [[الهی]] را در [[ترس]] از [[عذاب]] برساند<ref>المیزان، ج ۱۴، ص۵۹.</ref>.<ref>[[محمد صادق صالحیمنش|صالحیمنش، محمد صادق]]، [[رحمت - صالحیمنش (مقاله)|رحمت | [[عذاب الهی]]، ملازم با امساک رحمت از سوی اوست و چون همه رحمت و نعمتها از خدا سرچشمه میگیرند، در [[آیه]] {{متن قرآن|يَا أَبَتِ إِنِّي أَخَافُ أَن يَمَسَّكَ عَذَابٌ مِّنَ الرَّحْمَن فَتَكُونَ لِلشَّيْطَانِ وَلِيًّا}}<ref> ای پدر! من میهراسم که عذابی از (خداوند) بخشنده به تو رسد آنگاه دوست شیطان گردی؛ سوره مریم، آیه۴۵.</ref> کلمه رحمان به کار رفته، تا نقش [[رحمت]] عامِ [[الهی]] را در [[ترس]] از [[عذاب]] برساند<ref>المیزان، ج ۱۴، ص۵۹.</ref>.<ref>[[محمد صادق صالحیمنش|صالحیمنش، محمد صادق]]، [[رحمت - صالحیمنش (مقاله)|رحمت]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳]]، ص۵۴۴- ۵۸۰.</ref> | ||
== [[خزائن]] [[رحمت الهی]] == | == [[خزائن]] [[رحمت الهی]] == | ||
{{اصلی|خزانه الهی در قرآن}} | {{اصلی|خزانه الهی در قرآن}} | ||
در [[آیات]] {{متن قرآن|قُل لَّوْ أَنتُمْ تَمْلِكُونَ خَزَائِنَ رَحْمَةِ رَبِّي إِذًا لَّأَمْسَكْتُمْ خَشْيَةَ الإِنفَاقِ وَكَانَ الإِنسَانُ قَتُورًا}}<ref> بگو: اگر شما گنجینههای بخشایش پروردگارم را میداشتید باز از ترس از دست رفتن دارایی تنگچشمی پیشه میکردید و آدمی تنگچشم است؛ سوره اسراء، آیه۱۰۰.</ref> و {{متن قرآن|أَمْ عِندَهُمْ خَزَائِنُ رَحْمَةِ رَبِّكَ الْعَزِيزِ الْوَهَّابِ}}<ref> تا دور شوند و آنان عذابی پایا خواهند داشت؛ سوره ص، آیه۹.</ref> از خزائن رحمت الهی یاد شده که مراد همان منبع [[فیض الهی]] است که هستی و آثارش را به هر چیزی [[افاضه]] میکند. از آیه {{متن قرآن|إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَيْئًا أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ}}<ref> فرمان او جز این نیست که چون چیزی را بخواهد بدو میگوید: باش! بیدرنگ خواهد بود؛ سوره یس، آیه۸۲.</ref> برداشت میشود که مصدر آن کلمه {{متن قرآن|كُنْ}} است که از [[مقام]] [[عظمت]] و کبریا صادر میگردد و چه بسا مراد از خزائن [[الله]] در آیاتی مانند {{متن قرآن|لاَّ أَقُولُ لَكُمْ عِندِي خَزَائِنُ اللَّهِ}}<ref> من به شما نمیگویم که گنجینههای [[خداوند]] نزد من است؛ [[سوره انعام]]، آیه۵۰.</ref> نیز همین خزائن رحمت باشد<ref>المیزان، ج ۷، ص۹۵.</ref> که همه فیوضات الهی را در بر دارد و مراتب وجود و [[عوالم هستی]]، همگی از تجلیات و مظاهر رحمت الهی به شمار میآیند و به جهت تنوع و فراوانی این مظاهر با وجود مفرد بودن رحمت، در آیات یاد شده از آن با لفظ جمع (خزائن) یاد شده است<ref>التحقیق، ج ۳، ص۴۷ - ۴۸، «خزن».</ref> به نظری، [[خزائن]] [[رحمت]]، قدرتی است که با آن [[نعمت]] به دیگران عطا میشود<ref>التبیان، ج ۸، ص۵۴۶.</ref>. در [[آیه]] {{متن قرآن|مَا يَفْتَحِ اللَّهُ لِلنَّاسِ مِن رَّحْمَةٍ فَلا مُمْسِكَ لَهَا وَمَا يُمْسِكْ فَلا مُرْسِلَ لَهُ مِن بَعْدِهِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ}}<ref> خداوند در هر بخشایشی را بر مردم بگشاید کس را یارای بستن آن نیست و چون فرو بندد پس از او گشایندهای ندارد و او پیروزمند فرزانه است؛ سوره فاطر، آیه۲.</ref> بهرهمند ساختن از [[رحمت]] را با تعبیر {{متن قرآن|مَا يَفْتَحِ اللَّهُ لِلنَّاسِ مِن رَّحْمَةٍ}} بیان فرمود؛ زیرا تعبیر {{متن قرآن|فْتَحِ}} با [[خزائن]] مناسبتر است. با اینکه دادن نعمت مراد است و باید از آن به ارسال رحمت تعبیر میکرد - چنان که در جمله دوم فرمود {{متن قرآن|فَلا مُرْسِلَ}} - تعبیر یاد شده نشان میدهد رحمتی که [[خدا]] [[آدمیان]] را از آن برخوردار میکند، در خزائنی است که [[مردم]] را در بر گرفته و بهرهمند شدن آنان از آن فقط در گرو آن است که این خزائن گشوده گردند<ref>المیزان، ج ۱۷، ص۱۵.</ref>. گفتنی است بر اساس آیه یاد شده، گشودن و امساک رحمت و [[افاضه نعمت]] و خودداری از آن، فقط کار [[خدای متعال]] است و در آیه پیش از آن، همراه یادآوری نعمتهای بزرگ آسمانی و زمینی و [[تدبیر]] متقن همه [[جهان]] بهویژه [[انسانها]] به واسطههایی اشاره میکند که رحمت و نعمت را از خدا گرفته و به [[خلق]] میرسانند و آنان [[ملائکه]] هستند، که واسطههای میان خدا و خلقاند{{متن قرآن|الْحَمْدُ لِلَّهِ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ جَاعِلِ الْمَلائِكَةِ رُسُلا أُولِي أَجْنِحَةٍ مَّثْنَى وَثُلاثَ وَرُبَاعَ يَزِيدُ فِي الْخَلْقِ مَا يَشَاء إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ}}<ref> [[سپاس خداوند]] را، آفریننده [[آسمانها]] و [[زمین]]، همان که [[فرشتگان]] دارنده دو دو، و سه سه، و چهار چهار، بال را پیامرسان گمارده است؛ در [[آفرینش]] هر چه بخواهد میافزاید، بیگمان [[خداوند]] بر هر کاری تواناست؛ [[سوره فاطر]]، آیه۱.</ref><ref>المیزان، ج ۱۷، ص۵.</ref>. [[ولیّ]] بودن ملائکه نسبت به [[مؤمنان]] نیز که [[آیه]] {{متن قرآن|نَحْنُ أَوْلِيَاؤُكُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَفِي الآخِرَةِ وَلَكُمْ فِيهَا مَا تَشْتَهِي أَنفُسُكُمْ وَلَكُمْ فِيهَا مَا تَدَّعُونَ}}<ref> ما دوستان شما در این جهان و در جهان واپسینیم و در آنجا هر چه دلتان بخواهد هست و هر چه درخواست کنید دارید؛ سوره فصلت، آیه۳۱.</ref> آن را میرساند، به این معناست که آنان وسائط [[رحمت الهی]] هستند<ref>المیزان، ج ۱۷، ص۳۹۰.</ref>.<ref>[[محمد صادق صالحیمنش|صالحیمنش، محمد صادق]]، [[رحمت - صالحیمنش (مقاله)|رحمت | در [[آیات]] {{متن قرآن|قُل لَّوْ أَنتُمْ تَمْلِكُونَ خَزَائِنَ رَحْمَةِ رَبِّي إِذًا لَّأَمْسَكْتُمْ خَشْيَةَ الإِنفَاقِ وَكَانَ الإِنسَانُ قَتُورًا}}<ref> بگو: اگر شما گنجینههای بخشایش پروردگارم را میداشتید باز از ترس از دست رفتن دارایی تنگچشمی پیشه میکردید و آدمی تنگچشم است؛ سوره اسراء، آیه۱۰۰.</ref> و {{متن قرآن|أَمْ عِندَهُمْ خَزَائِنُ رَحْمَةِ رَبِّكَ الْعَزِيزِ الْوَهَّابِ}}<ref> تا دور شوند و آنان عذابی پایا خواهند داشت؛ سوره ص، آیه۹.</ref> از خزائن رحمت الهی یاد شده که مراد همان منبع [[فیض الهی]] است که هستی و آثارش را به هر چیزی [[افاضه]] میکند. از آیه {{متن قرآن|إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَيْئًا أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ}}<ref> فرمان او جز این نیست که چون چیزی را بخواهد بدو میگوید: باش! بیدرنگ خواهد بود؛ سوره یس، آیه۸۲.</ref> برداشت میشود که مصدر آن کلمه {{متن قرآن|كُنْ}} است که از [[مقام]] [[عظمت]] و کبریا صادر میگردد و چه بسا مراد از خزائن [[الله]] در آیاتی مانند {{متن قرآن|لاَّ أَقُولُ لَكُمْ عِندِي خَزَائِنُ اللَّهِ}}<ref> من به شما نمیگویم که گنجینههای [[خداوند]] نزد من است؛ [[سوره انعام]]، آیه۵۰.</ref> نیز همین خزائن رحمت باشد<ref>المیزان، ج ۷، ص۹۵.</ref> که همه فیوضات الهی را در بر دارد و مراتب وجود و [[عوالم هستی]]، همگی از تجلیات و مظاهر رحمت الهی به شمار میآیند و به جهت تنوع و فراوانی این مظاهر با وجود مفرد بودن رحمت، در آیات یاد شده از آن با لفظ جمع (خزائن) یاد شده است<ref>التحقیق، ج ۳، ص۴۷ - ۴۸، «خزن».</ref> به نظری، [[خزائن]] [[رحمت]]، قدرتی است که با آن [[نعمت]] به دیگران عطا میشود<ref>التبیان، ج ۸، ص۵۴۶.</ref>. در [[آیه]] {{متن قرآن|مَا يَفْتَحِ اللَّهُ لِلنَّاسِ مِن رَّحْمَةٍ فَلا مُمْسِكَ لَهَا وَمَا يُمْسِكْ فَلا مُرْسِلَ لَهُ مِن بَعْدِهِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ}}<ref> خداوند در هر بخشایشی را بر مردم بگشاید کس را یارای بستن آن نیست و چون فرو بندد پس از او گشایندهای ندارد و او پیروزمند فرزانه است؛ سوره فاطر، آیه۲.</ref> بهرهمند ساختن از [[رحمت]] را با تعبیر {{متن قرآن|مَا يَفْتَحِ اللَّهُ لِلنَّاسِ مِن رَّحْمَةٍ}} بیان فرمود؛ زیرا تعبیر {{متن قرآن|فْتَحِ}} با [[خزائن]] مناسبتر است. با اینکه دادن نعمت مراد است و باید از آن به ارسال رحمت تعبیر میکرد - چنان که در جمله دوم فرمود {{متن قرآن|فَلا مُرْسِلَ}} - تعبیر یاد شده نشان میدهد رحمتی که [[خدا]] [[آدمیان]] را از آن برخوردار میکند، در خزائنی است که [[مردم]] را در بر گرفته و بهرهمند شدن آنان از آن فقط در گرو آن است که این خزائن گشوده گردند<ref>المیزان، ج ۱۷، ص۱۵.</ref>. گفتنی است بر اساس آیه یاد شده، گشودن و امساک رحمت و [[افاضه نعمت]] و خودداری از آن، فقط کار [[خدای متعال]] است و در آیه پیش از آن، همراه یادآوری نعمتهای بزرگ آسمانی و زمینی و [[تدبیر]] متقن همه [[جهان]] بهویژه [[انسانها]] به واسطههایی اشاره میکند که رحمت و نعمت را از خدا گرفته و به [[خلق]] میرسانند و آنان [[ملائکه]] هستند، که واسطههای میان خدا و خلقاند{{متن قرآن|الْحَمْدُ لِلَّهِ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ جَاعِلِ الْمَلائِكَةِ رُسُلا أُولِي أَجْنِحَةٍ مَّثْنَى وَثُلاثَ وَرُبَاعَ يَزِيدُ فِي الْخَلْقِ مَا يَشَاء إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ}}<ref> [[سپاس خداوند]] را، آفریننده [[آسمانها]] و [[زمین]]، همان که [[فرشتگان]] دارنده دو دو، و سه سه، و چهار چهار، بال را پیامرسان گمارده است؛ در [[آفرینش]] هر چه بخواهد میافزاید، بیگمان [[خداوند]] بر هر کاری تواناست؛ [[سوره فاطر]]، آیه۱.</ref><ref>المیزان، ج ۱۷، ص۵.</ref>. [[ولیّ]] بودن ملائکه نسبت به [[مؤمنان]] نیز که [[آیه]] {{متن قرآن|نَحْنُ أَوْلِيَاؤُكُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَفِي الآخِرَةِ وَلَكُمْ فِيهَا مَا تَشْتَهِي أَنفُسُكُمْ وَلَكُمْ فِيهَا مَا تَدَّعُونَ}}<ref> ما دوستان شما در این جهان و در جهان واپسینیم و در آنجا هر چه دلتان بخواهد هست و هر چه درخواست کنید دارید؛ سوره فصلت، آیه۳۱.</ref> آن را میرساند، به این معناست که آنان وسائط [[رحمت الهی]] هستند<ref>المیزان، ج ۱۷، ص۳۹۰.</ref>.<ref>[[محمد صادق صالحیمنش|صالحیمنش، محمد صادق]]، [[رحمت - صالحیمنش (مقاله)|رحمت]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳]]، ص۵۴۴- ۵۸۰.</ref> | ||
== عوامل جلب رحمت خاص الهی و [[محرومیت]] از آن == | == عوامل جلب رحمت خاص الهی و [[محرومیت]] از آن == | ||
بر اساس [[آیات]]، عوامل پیدایی رحمت خاص الهی بدین شرحاند: اعتصام به [[خدا]]: {{متن قرآن|فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُواْ بِاللَّهِ وَاعْتَصَمُواْ بِهِ فَسَيُدْخِلُهُمْ فِي رَحْمَةٍ مِّنْهُ وَفَضْلٍ وَيَهْدِيهِمْ إِلَيْهِ صِرَاطًا مُّسْتَقِيمًا}}<ref> اما آن کسان که به خداوند ایمان آوردند و به او چنگ در زدند، (خداوند) آنان را در بخشایش و بخششی از خویش در خواهد آورد و ایشان را به راهی راست به سوی خود راهنمایی خواهد کرد؛ سوره نساء، آیه۱۷۵.</ref>، [[اطاعت از پیامبر]]{{صل}}{{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ يُنَادُونَكَ مِن وَرَاء الْحُجُرَاتِ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْقِلُونَ وَلَوْ أَنَّهُمْ صَبَرُوا حَتَّى تَخْرُجَ إِلَيْهِمْ لَكَانَ خَيْرًا لَّهُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ}}<ref> به راستی آنان که تو را از پشت (در) اتاقها صدا میزنند، بیشترشان خرد نمیورزند و اگر آنها شکیبایی میورزیدند تا تو خود به نزد آنان برون آیی برای آنها بهتر میبود و خداوند آمرزندهای بخشاینده است؛ سوره حجرات، آیه ۴- ۵.</ref>، [[پیروی از قرآن]] [[کریم]]: {{متن قرآن|وَهَذَا كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ مُبَارَكٌ فَاتَّبِعُوهُ وَاتَّقُواْ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ}}<ref> و این (قرآن) کتابی است خجسته که آن را فرو فرستادهایم پس، از آن پیروی کنید و پرهیزگاری ورزید باشد که بر شما بخشایش آورند؛ سوره انعام، آیه۱۵۵.</ref>، [[سکوت]] و گوش فرا دادن به هنگام [[تلاوت قرآن]]: {{متن قرآن|و وَإِذَا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُواْ لَهُ وَأَنصِتُواْ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ}}<ref> و چون [[قرآن]] خوانده شود بدان [[گوش]]فرا دهید و خاموش بمانید باشد که بر شما [[بخشایش]] آورند؛ [[سوره اعراف]]، آیه۲۰۴.</ref>، [[ذکر خدا]]: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا وَسَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَأَصِيلا هُوَ الَّذِي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ وَمَلائِكَتُهُ لِيُخْرِجَكُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَكَانَ بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيمًا}}<ref> ای مؤمنان! خداوند را بسیار یاد کنید. و او را پگاه و دیرگاه عصر به پاکی بستأیید. اوست آنکه بر شما درود میفرستد- و فرشتگانش (نیز)- تا شما را به سوی روشنایی از تیرگیها بیرون برد و با مؤمنان بخشاینده است؛ سوره احزاب، آیه ۴۱- ۴۳.</ref>، [[اقامه نماز]]، [[پرداخت زکات]] {{متن قرآن|وَاكْتُبْ لَنَا فِي هَذِهِ الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الآخِرَةِ إِنَّا هُدْنَا إِلَيْكَ قَالَ عَذَابِي أُصِيبُ بِهِ مَنْ أَشَاء وَرَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ فَسَأَكْتُبُهَا لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَالَّذِينَ هُم بِآيَاتِنَا يُؤْمِنُونَ}}<ref> و در این جهان و در جهان واپسین برای ما نیکی مقرّر فرما که ما به سوی تو بازگشتهایم؛ فرمود: عذابم را به هر کس بخواهم میرسانم و بخشایشم همه چیز را فرا میگیرد و آن را به زودی برای آنان که پرهیزگاری میورزند و زکات میدهند و کسانی که به آیات ما ایمان دارند مقرّر میدارم؛ سوره اعراف، آیه ۱۵۶.</ref>؛ {{متن قرآن|وَأَقِيمُوا الصَّلاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ}}<ref> و نماز را بپا دارید و زکات را بپردازید و از پیامبر فرمان برید باشد که بر شما بخشایش آورند؛ سوره نور، آیه۵۶.</ref>؛ {{متن قرآن|وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاء بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَيُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَيُطِيعُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ أُوْلَئِكَ سَيَرْحَمُهُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ}}<ref> و مردان و زنان مؤمن، دوستان یکدیگرند که به کار شایسته فرمان میدهند و از کار ناشایست باز میدارند و نماز را برپا میدارند و زکات میپردازند و از خداوند و پیامبرش فرمان میبرند، اینانند که خداوند به زودی بر آنان بخشایش میآورد، به راستی خداوند پیروزمندی فرزانه است؛ سوره توبه، آیه۷۱.</ref>، [[تقوا]] {{متن قرآن|وَهَذَا كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ مُبَارَكٌ فَاتَّبِعُوهُ وَاتَّقُواْ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ}}<ref> و این (قرآن) کتابی است خجسته که آن را فرو فرستادهایم پس، از آن پیروی کنید و پرهیزگاری ورزید باشد که بر شما بخشایش آورند؛ سوره انعام، آیه۱۵۵.</ref>؛ {{متن قرآن|إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ}}<ref> جز این نیست که مؤمنان برادرند، پس میان برادرانتان را آشتی دهید و از خداوند پروا کنید باشد که بر شما بخشایش آورند؛ سوره حجرات، آیه۱۰.</ref>؛ {{متن قرآن|أَوَعَجِبْتُمْ أَن جَاءَكُمْ ذِكْرٌ مِّن رَّبِّكُمْ عَلَى رَجُلٍ مِّنكُمْ لِيُنذِرَكُمْ وَلِتَتَّقُواْ وَلَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ}}<ref> آیا شگفت میدارید که از سوی پروردگارتان بر (زبان) مردی از شما پندی آمده باشد تا هشدارتان دهد؟ و تا پرهیزگاری ورزید و باشد که بر شما رحمت آورند؛ سوره اعراف، آیه ۶۳.</ref>، {{متن قرآن|وَاكْتُبْ لَنَا فِي هَذِهِ الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الآخِرَةِ إِنَّا هُدْنَا إِلَيْكَ قَالَ عَذَابِي أُصِيبُ بِهِ مَنْ أَشَاء وَرَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ فَسَأَكْتُبُهَا لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَالَّذِينَ هُم بِآيَاتِنَا يُؤْمِنُونَ}}<ref> و در این جهان و در جهان واپسین برای ما نیکی مقرّر فرما که ما به سوی تو بازگشتهایم؛ فرمود: عذابم را به هر کس بخواهم میرسانم و بخشایشم همه چیز را فرا میگیرد و آن را به زودی برای آنان که پرهیزگاری میورزند و زکات میدهند و کسانی که به آیات ما ایمان دارند مقرّر میدارم؛ سوره اعراف، آیه۱۵۶.</ref>، [[احسان]]: {{متن قرآن|وَلاَ تُفْسِدُواْ فِي الأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاحِهَا وَادْعُوهُ خَوْفًا وَطَمَعًا إِنَّ رَحْمَتَ اللَّهِ قَرِيبٌ مِّنَ الْمُحْسِنِينَ}}<ref> و در زمین پس از سامان یافتن آن تباهی نورزید و او را با بیم و امید بخوانید که بخشایش خداوند به نیکوکاران نزدیک است؛ سوره اعراف، آیه۵۶.</ref>، [[توبه]] و [[استغفار]] {{متن قرآن|قَالَ يَا قَوْمِ لِمَ تَسْتَعْجِلُونَ بِالسَّيِّئَةِ قَبْلَ الْحَسَنَةِ لَوْلا تَسْتَغْفِرُونَ اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ}}<ref> گفت: ای قوم من! چرا پیش از نیکی به بدی شتاب دارید؟ چرا از خداوند آمرزش نمیخواهید باشد که بر شما بخشایش آورند؟؛ سوره نمل، آیه۴۶.</ref>؛{{متن قرآن|ثُمَّ إِنَّ رَبَّكَ لِلَّذِينَ عَمِلُواْ السُّوءَ بِجَهَالَةٍ ثُمَّ تَابُواْ مِن بَعْدِ ذَلِكَ وَأَصْلَحُواْ إِنَّ رَبَّكَ مِن بَعْدِهَا لَغَفُورٌ رَّحِيمٌ}}<ref> سپس بیگمان پروردگارت نسبت به کسانی که از سر نادانی کار بد انجام دادهاند آنگاه پس از آن توبه کرده و به راه آمدهاند آمرزندهای بخشاینده است؛ سوره نحل، آیه۱۱۹.</ref>، [[امر به معروف و نهی از منکر]]: {{متن قرآن|وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاء بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَيُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَيُطِيعُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ أُوْلَئِكَ سَيَرْحَمُهُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ}}<ref> و مردان و زنان مؤمن، دوستان یکدیگرند که به کار شایسته فرمان میدهند و از کار ناشایست باز میدارند و نماز را برپا میدارند و زکات میپردازند و از خداوند و پیامبرش فرمان میبرند، اینانند که خداوند به زودی بر آنان بخشایش میآورد، به راستی خداوند پیروزمندی فرزانه است؛ سوره توبه، آیه۷۱.</ref>، [[اصلاح]] میان [[برادران ایمانی]]: {{متن قرآن|إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ}}<ref> جز این نیست که مؤمنان برادرند، پس میان برادرانتان را آشتی دهید و از خداوند پروا کنید باشد که بر شما بخشایش آورند؛ سوره حجرات، آیه۱۰.</ref>، [[صبر بر مصیبت]]: {{متن قرآن|أُوْلَئِكَ الَّذِينَ اشْتَرَوُاْ الضَّلالَةَ بِالْهُدَى وَالْعَذَابَ بِالْمَغْفِرَةِ فَمَا أَصْبَرَهُمْ عَلَى النَّارِ}}<ref> آنان، همان کسانند که گمراهی را به (بهای) رهنمود و عذاب را به (بهای) آمرزش خریدند، و بر آتش چه شکیبایند!؛ سوره بقره، آیه۱۷۵.</ref> و [[جهاد]] و [[هجرت]]: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ آمَنُواْ وَالَّذِينَ هَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أُوْلَئِكَ يَرْجُونَ رَحْمَتَ اللَّهِ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ}}<ref> بیگمان کسانی که ایمان آوردند و در راه خداوند هجرت و جهاد کردند، به بخشایش خداوند امید دارند و خداوند آمرزندهای بخشاینده است؛ سوره بقره، آیه۲۱۸.</ref>؛ {{متن قرآن|الَّذِينَ آمَنُواْ وَهَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِندَ اللَّهِ وَأُولَئِكَ هُمُ الْفَائِزُونَ يُبَشِّرُهُمْ رَبُّهُم بِرَحْمَةٍ مِّنْهُ وَرِضْوَانٍ وَجَنَّاتٍ لَّهُمْ فِيهَا نَعِيمٌ مُّقِيمٌ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا إِنَّ اللَّهَ عِندَهُ أَجْرٌ عَظِيمٌ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَتَّخِذُواْ آبَاءَكُمْ وَإِخْوَانَكُمْ أَوْلِيَاء إِنِ اسْتَحَبُّواْ الْكُفْرَ عَلَى الإِيمَانِ وَمَن يَتَوَلَّهُم مِّنكُمْ فَأُولَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ}}<ref> آنان که ایمان آوردهاند و هجرت کردهاند و در راه خداوند با مال و جان خود، جهاد ورزیدهاند، نزد خداوند بلند پایگاهترند و آنانند که رستگارندپروردگارشان آنان را به بخشایش و خشنودی از سوی خویش و بوستانهایی که ایشان را در آنها نعمتی پایدار است نوید میدهد در حالی که هماره در آن جاودانند؛ بیگمان خداوند است که پاداشی سترگ نزد اوست ای مؤمنان! پدران و برادرانتان را دوست مگیرید اگر کفر را بر ایمان برگزینند و کسانی از شما که آنها را دوست بگیرند ستمگرند؛ سوره توبه، آیه ۲۰ -۲۳.</ref> همچنان که [[آیات]] {{متن قرآن|فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَيُدْخِلُهُمْ رَبُّهُمْ فِي رَحْمَتِهِ ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْمُبِينُ}}<ref> امّا آنان که ایمان آورده و کارهای شایسته کردهاند پروردگارشان آنان را در (کنف) بخشایش خویش درمیآورد؛ این همان رستگاری آشکار است؛ سوره جاثیه، آیه۳۰.</ref>؛ {{متن قرآن|فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُواْ بِاللَّهِ وَاعْتَصَمُواْ بِهِ فَسَيُدْخِلُهُمْ فِي رَحْمَةٍ مِّنْهُ وَفَضْلٍ وَيَهْدِيهِمْ إِلَيْهِ صِرَاطًا مُّسْتَقِيمًا}}<ref> اما آن کسان که به خداوند ایمان آوردند و به او چنگ در زدند، (خداوند) آنان را در بخشایش و بخششی از خویش در خواهد آورد و ایشان را به راهی راست به سوی خود راهنمایی خواهد کرد؛ سوره نساء، آیه۱۷۵.</ref> و {{متن قرآن|وَأَدْخَلْنَاهُ فِي رَحْمَتِنَا إِنَّهُ مِنَ الصَّالِحِينَ}}<ref> و او را در (پناه) بخشایش خویش درآوردیم که او از شایستگان بود؛ سوره انبیاء، آیه۷۵.</ref>، {{متن قرآن|وَإِسْمَاعِيلَ وَإِدْرِيسَ وَذَا الْكِفْلِ كُلٌّ مِّنَ الصَّابِرِينَ وَأَدْخَلْنَاهُمْ فِي رَحْمَتِنَا إِنَّهُم مِّنَ الصَّالِحِينَ}}<ref> و اسماعیل و ادریس و ذو الکفل را (یاد کن) که همه از شکیبایان بودند. و آنان را در بخشایش خویش در آوردیم؛ بیگمان آنها از شایستگان بودند؛ سوره انبیاء، آیه ۸۵- ۸۶.</ref> نشان میدهند، در سخنی جامع میتوان آنها را در [[ایمان]] و [[عمل صالح]] خلاصه کرد. | بر اساس [[آیات]]، عوامل پیدایی رحمت خاص الهی بدین شرحاند: اعتصام به [[خدا]]: {{متن قرآن|فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُواْ بِاللَّهِ وَاعْتَصَمُواْ بِهِ فَسَيُدْخِلُهُمْ فِي رَحْمَةٍ مِّنْهُ وَفَضْلٍ وَيَهْدِيهِمْ إِلَيْهِ صِرَاطًا مُّسْتَقِيمًا}}<ref> اما آن کسان که به خداوند ایمان آوردند و به او چنگ در زدند، (خداوند) آنان را در بخشایش و بخششی از خویش در خواهد آورد و ایشان را به راهی راست به سوی خود راهنمایی خواهد کرد؛ سوره نساء، آیه۱۷۵.</ref>، [[اطاعت از پیامبر]]{{صل}}{{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ يُنَادُونَكَ مِن وَرَاء الْحُجُرَاتِ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْقِلُونَ وَلَوْ أَنَّهُمْ صَبَرُوا حَتَّى تَخْرُجَ إِلَيْهِمْ لَكَانَ خَيْرًا لَّهُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ}}<ref> به راستی آنان که تو را از پشت (در) اتاقها صدا میزنند، بیشترشان خرد نمیورزند و اگر آنها شکیبایی میورزیدند تا تو خود به نزد آنان برون آیی برای آنها بهتر میبود و خداوند آمرزندهای بخشاینده است؛ سوره حجرات، آیه ۴- ۵.</ref>، [[پیروی از قرآن]] [[کریم]]: {{متن قرآن|وَهَذَا كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ مُبَارَكٌ فَاتَّبِعُوهُ وَاتَّقُواْ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ}}<ref> و این (قرآن) کتابی است خجسته که آن را فرو فرستادهایم پس، از آن پیروی کنید و پرهیزگاری ورزید باشد که بر شما بخشایش آورند؛ سوره انعام، آیه۱۵۵.</ref>، [[سکوت]] و گوش فرا دادن به هنگام [[تلاوت قرآن]]: {{متن قرآن|و وَإِذَا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُواْ لَهُ وَأَنصِتُواْ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ}}<ref> و چون [[قرآن]] خوانده شود بدان [[گوش]]فرا دهید و خاموش بمانید باشد که بر شما [[بخشایش]] آورند؛ [[سوره اعراف]]، آیه۲۰۴.</ref>، [[ذکر خدا]]: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا وَسَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَأَصِيلا هُوَ الَّذِي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ وَمَلائِكَتُهُ لِيُخْرِجَكُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَكَانَ بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيمًا}}<ref> ای مؤمنان! خداوند را بسیار یاد کنید. و او را پگاه و دیرگاه عصر به پاکی بستأیید. اوست آنکه بر شما درود میفرستد- و فرشتگانش (نیز)- تا شما را به سوی روشنایی از تیرگیها بیرون برد و با مؤمنان بخشاینده است؛ سوره احزاب، آیه ۴۱- ۴۳.</ref>، [[اقامه نماز]]، [[پرداخت زکات]] {{متن قرآن|وَاكْتُبْ لَنَا فِي هَذِهِ الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الآخِرَةِ إِنَّا هُدْنَا إِلَيْكَ قَالَ عَذَابِي أُصِيبُ بِهِ مَنْ أَشَاء وَرَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ فَسَأَكْتُبُهَا لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَالَّذِينَ هُم بِآيَاتِنَا يُؤْمِنُونَ}}<ref> و در این جهان و در جهان واپسین برای ما نیکی مقرّر فرما که ما به سوی تو بازگشتهایم؛ فرمود: عذابم را به هر کس بخواهم میرسانم و بخشایشم همه چیز را فرا میگیرد و آن را به زودی برای آنان که پرهیزگاری میورزند و زکات میدهند و کسانی که به آیات ما ایمان دارند مقرّر میدارم؛ سوره اعراف، آیه ۱۵۶.</ref>؛ {{متن قرآن|وَأَقِيمُوا الصَّلاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ}}<ref> و نماز را بپا دارید و زکات را بپردازید و از پیامبر فرمان برید باشد که بر شما بخشایش آورند؛ سوره نور، آیه۵۶.</ref>؛ {{متن قرآن|وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاء بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَيُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَيُطِيعُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ أُوْلَئِكَ سَيَرْحَمُهُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ}}<ref> و مردان و زنان مؤمن، دوستان یکدیگرند که به کار شایسته فرمان میدهند و از کار ناشایست باز میدارند و نماز را برپا میدارند و زکات میپردازند و از خداوند و پیامبرش فرمان میبرند، اینانند که خداوند به زودی بر آنان بخشایش میآورد، به راستی خداوند پیروزمندی فرزانه است؛ سوره توبه، آیه۷۱.</ref>، [[تقوا]] {{متن قرآن|وَهَذَا كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ مُبَارَكٌ فَاتَّبِعُوهُ وَاتَّقُواْ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ}}<ref> و این (قرآن) کتابی است خجسته که آن را فرو فرستادهایم پس، از آن پیروی کنید و پرهیزگاری ورزید باشد که بر شما بخشایش آورند؛ سوره انعام، آیه۱۵۵.</ref>؛ {{متن قرآن|إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ}}<ref> جز این نیست که مؤمنان برادرند، پس میان برادرانتان را آشتی دهید و از خداوند پروا کنید باشد که بر شما بخشایش آورند؛ سوره حجرات، آیه۱۰.</ref>؛ {{متن قرآن|أَوَعَجِبْتُمْ أَن جَاءَكُمْ ذِكْرٌ مِّن رَّبِّكُمْ عَلَى رَجُلٍ مِّنكُمْ لِيُنذِرَكُمْ وَلِتَتَّقُواْ وَلَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ}}<ref> آیا شگفت میدارید که از سوی پروردگارتان بر (زبان) مردی از شما پندی آمده باشد تا هشدارتان دهد؟ و تا پرهیزگاری ورزید و باشد که بر شما رحمت آورند؛ سوره اعراف، آیه ۶۳.</ref>، {{متن قرآن|وَاكْتُبْ لَنَا فِي هَذِهِ الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الآخِرَةِ إِنَّا هُدْنَا إِلَيْكَ قَالَ عَذَابِي أُصِيبُ بِهِ مَنْ أَشَاء وَرَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ فَسَأَكْتُبُهَا لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَالَّذِينَ هُم بِآيَاتِنَا يُؤْمِنُونَ}}<ref> و در این جهان و در جهان واپسین برای ما نیکی مقرّر فرما که ما به سوی تو بازگشتهایم؛ فرمود: عذابم را به هر کس بخواهم میرسانم و بخشایشم همه چیز را فرا میگیرد و آن را به زودی برای آنان که پرهیزگاری میورزند و زکات میدهند و کسانی که به آیات ما ایمان دارند مقرّر میدارم؛ سوره اعراف، آیه۱۵۶.</ref>، [[احسان]]: {{متن قرآن|وَلاَ تُفْسِدُواْ فِي الأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاحِهَا وَادْعُوهُ خَوْفًا وَطَمَعًا إِنَّ رَحْمَتَ اللَّهِ قَرِيبٌ مِّنَ الْمُحْسِنِينَ}}<ref> و در زمین پس از سامان یافتن آن تباهی نورزید و او را با بیم و امید بخوانید که بخشایش خداوند به نیکوکاران نزدیک است؛ سوره اعراف، آیه۵۶.</ref>، [[توبه]] و [[استغفار]] {{متن قرآن|قَالَ يَا قَوْمِ لِمَ تَسْتَعْجِلُونَ بِالسَّيِّئَةِ قَبْلَ الْحَسَنَةِ لَوْلا تَسْتَغْفِرُونَ اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ}}<ref> گفت: ای قوم من! چرا پیش از نیکی به بدی شتاب دارید؟ چرا از خداوند آمرزش نمیخواهید باشد که بر شما بخشایش آورند؟؛ سوره نمل، آیه۴۶.</ref>؛{{متن قرآن|ثُمَّ إِنَّ رَبَّكَ لِلَّذِينَ عَمِلُواْ السُّوءَ بِجَهَالَةٍ ثُمَّ تَابُواْ مِن بَعْدِ ذَلِكَ وَأَصْلَحُواْ إِنَّ رَبَّكَ مِن بَعْدِهَا لَغَفُورٌ رَّحِيمٌ}}<ref> سپس بیگمان پروردگارت نسبت به کسانی که از سر نادانی کار بد انجام دادهاند آنگاه پس از آن توبه کرده و به راه آمدهاند آمرزندهای بخشاینده است؛ سوره نحل، آیه۱۱۹.</ref>، [[امر به معروف و نهی از منکر]]: {{متن قرآن|وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاء بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَيُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَيُطِيعُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ أُوْلَئِكَ سَيَرْحَمُهُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ}}<ref> و مردان و زنان مؤمن، دوستان یکدیگرند که به کار شایسته فرمان میدهند و از کار ناشایست باز میدارند و نماز را برپا میدارند و زکات میپردازند و از خداوند و پیامبرش فرمان میبرند، اینانند که خداوند به زودی بر آنان بخشایش میآورد، به راستی خداوند پیروزمندی فرزانه است؛ سوره توبه، آیه۷۱.</ref>، [[اصلاح]] میان [[برادران ایمانی]]: {{متن قرآن|إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ}}<ref> جز این نیست که مؤمنان برادرند، پس میان برادرانتان را آشتی دهید و از خداوند پروا کنید باشد که بر شما بخشایش آورند؛ سوره حجرات، آیه۱۰.</ref>، [[صبر بر مصیبت]]: {{متن قرآن|أُوْلَئِكَ الَّذِينَ اشْتَرَوُاْ الضَّلالَةَ بِالْهُدَى وَالْعَذَابَ بِالْمَغْفِرَةِ فَمَا أَصْبَرَهُمْ عَلَى النَّارِ}}<ref> آنان، همان کسانند که گمراهی را به (بهای) رهنمود و عذاب را به (بهای) آمرزش خریدند، و بر آتش چه شکیبایند!؛ سوره بقره، آیه۱۷۵.</ref> و [[جهاد]] و [[هجرت]]: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ آمَنُواْ وَالَّذِينَ هَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أُوْلَئِكَ يَرْجُونَ رَحْمَتَ اللَّهِ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ}}<ref> بیگمان کسانی که ایمان آوردند و در راه خداوند هجرت و جهاد کردند، به بخشایش خداوند امید دارند و خداوند آمرزندهای بخشاینده است؛ سوره بقره، آیه۲۱۸.</ref>؛ {{متن قرآن|الَّذِينَ آمَنُواْ وَهَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِندَ اللَّهِ وَأُولَئِكَ هُمُ الْفَائِزُونَ يُبَشِّرُهُمْ رَبُّهُم بِرَحْمَةٍ مِّنْهُ وَرِضْوَانٍ وَجَنَّاتٍ لَّهُمْ فِيهَا نَعِيمٌ مُّقِيمٌ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا إِنَّ اللَّهَ عِندَهُ أَجْرٌ عَظِيمٌ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَتَّخِذُواْ آبَاءَكُمْ وَإِخْوَانَكُمْ أَوْلِيَاء إِنِ اسْتَحَبُّواْ الْكُفْرَ عَلَى الإِيمَانِ وَمَن يَتَوَلَّهُم مِّنكُمْ فَأُولَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ}}<ref> آنان که ایمان آوردهاند و هجرت کردهاند و در راه خداوند با مال و جان خود، جهاد ورزیدهاند، نزد خداوند بلند پایگاهترند و آنانند که رستگارندپروردگارشان آنان را به بخشایش و خشنودی از سوی خویش و بوستانهایی که ایشان را در آنها نعمتی پایدار است نوید میدهد در حالی که هماره در آن جاودانند؛ بیگمان خداوند است که پاداشی سترگ نزد اوست ای مؤمنان! پدران و برادرانتان را دوست مگیرید اگر کفر را بر ایمان برگزینند و کسانی از شما که آنها را دوست بگیرند ستمگرند؛ سوره توبه، آیه ۲۰ -۲۳.</ref> همچنان که [[آیات]] {{متن قرآن|فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَيُدْخِلُهُمْ رَبُّهُمْ فِي رَحْمَتِهِ ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْمُبِينُ}}<ref> امّا آنان که ایمان آورده و کارهای شایسته کردهاند پروردگارشان آنان را در (کنف) بخشایش خویش درمیآورد؛ این همان رستگاری آشکار است؛ سوره جاثیه، آیه۳۰.</ref>؛ {{متن قرآن|فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُواْ بِاللَّهِ وَاعْتَصَمُواْ بِهِ فَسَيُدْخِلُهُمْ فِي رَحْمَةٍ مِّنْهُ وَفَضْلٍ وَيَهْدِيهِمْ إِلَيْهِ صِرَاطًا مُّسْتَقِيمًا}}<ref> اما آن کسان که به خداوند ایمان آوردند و به او چنگ در زدند، (خداوند) آنان را در بخشایش و بخششی از خویش در خواهد آورد و ایشان را به راهی راست به سوی خود راهنمایی خواهد کرد؛ سوره نساء، آیه۱۷۵.</ref> و {{متن قرآن|وَأَدْخَلْنَاهُ فِي رَحْمَتِنَا إِنَّهُ مِنَ الصَّالِحِينَ}}<ref> و او را در (پناه) بخشایش خویش درآوردیم که او از شایستگان بود؛ سوره انبیاء، آیه۷۵.</ref>، {{متن قرآن|وَإِسْمَاعِيلَ وَإِدْرِيسَ وَذَا الْكِفْلِ كُلٌّ مِّنَ الصَّابِرِينَ وَأَدْخَلْنَاهُمْ فِي رَحْمَتِنَا إِنَّهُم مِّنَ الصَّالِحِينَ}}<ref> و اسماعیل و ادریس و ذو الکفل را (یاد کن) که همه از شکیبایان بودند. و آنان را در بخشایش خویش در آوردیم؛ بیگمان آنها از شایستگان بودند؛ سوره انبیاء، آیه ۸۵- ۸۶.</ref> نشان میدهند، در سخنی جامع میتوان آنها را در [[ایمان]] و [[عمل صالح]] خلاصه کرد. | ||
در مقابل، [[آیات]] {{متن قرآن|لا يُفَتَّرُ عَنْهُمْ وَهُمْ فِيهِ مُبْلِسُونَ}}<ref> عذاب را از آنان کاهش ندهند و آنان در آن ناامیدند؛ سوره زخرف، آیه۷۵.</ref> و {{متن قرآن|وَالَّذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِ اللَّهِ وَلِقَائِهِ أُوْلَئِكَ يَئِسُوا مِن رَّحْمَتِي وَأُولَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ}}<ref> و کسانی که به آیات خداوند و لقای او کفر ورزیدهاند از بخشایش من ناامیدند و آنان را عذابی دردناک خواهد بود؛ سوره عنکبوت، آیه۲۳.</ref> [[دوزخیان]] و [[کافران]] را از [[رحمت]] [[پروردگار]] [[نومید]] دانسته است. به احتمالی، این تعبیر کنایه از [[حکم]] تخلفناپذیر [[الهی]] درباره [[محرومیت]] کافران از رحمت است که در این [[آیه]] مراد از آن [[بهشت]] است<ref>المیزان، ج ۱۶، ص۱۱۹.</ref> از [[آیات]] {{متن قرآن|مَا كَانَ لِلنَّبِيِّ وَالَّذِينَ آمَنُواْ أَن يَسْتَغْفِرُواْ لِلْمُشْرِكِينَ وَلَوْ كَانُواْ أُولِي قُرْبَى مِن بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُمْ أَصْحَابُ الْجَحِيمِ وَمَا كَانَ اسْتِغْفَارُ إِبْرَاهِيمَ لِأَبِيهِ إِلاَّ عَن مَّوْعِدَةٍ وَعَدَهَا إِيَّاهُ فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ أَنَّهُ عَدُوٌّ لِلَّهِ تَبَرَّأَ مِنْهُ إِنَّ إِبْرَاهِيمَ لَأَوَّاهٌ حَلِيمٌ}}<ref> پیامبر و مؤمنان نباید برای مشرکان پس از آنکه بر ایشان آشکار شد که آنان دوزخیند آمرزش بخواهند هر چند خویشاوند باشند. و آمرزش خواهی ابراهیم برای پدرش جز بنا به وعدهای نبود که به وی داده بود و چون بر او آشکار گشت که وی دشمن خداوند است از وی دوری جست؛ بیگمان ابراهیم دردمندی بردبار بود؛ سوره توبه، آیه ۱۱۳- ۱۱۴.</ref> برداشت شده که [[نهی]] از [[استغفار]] برای [[مشرکان]] به جهت [[دشمنی]] آنان با خداست که سبب میشود استغفار [[لغو]] باشد؛ زیرا استغفار [[طلب رحمت]] و [[مغفرت]] است و درخواست رحمت برای کسی که خود از قبول رحمت سر باز میزند، از نظر [[عقل]] و [[فطرت]]، [[بیهوده]] است و معنایی جز [[استهزاء]] به [[مقام]] [[ربوبیت]] ندارد که به [[ضرورت]] فطرت جایز نیست و چون با [[ایمان]] سازگاری ندارد، از آن نهی شده است<ref>المیزان، ج ۱، ص۳۹۷.</ref>. همچنین آیاتی از [[قرآن کریم]] گروههایی را مورد [[لعن خدا]] یا [[پیامبران]]، [[ملائکه]] و [[مؤمنان]] معرفی کردهاند (مانند {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ لَعَنَ الْكَافِرِينَ وَأَعَدَّ لَهُمْ سَعِيرًا}}<ref> [[خداوند]] [[کافران]] را [[لعنت]] و برای آنان [[آتش]] ([[دوزخ]]) را آماده کرده است؛ [[سوره احزاب]]، آیه۶۴.</ref>؛ {{متن قرآن|لُعِنَ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِن بَنِي إِسْرَائِيلَ عَلَى لِسَانِ دَاوُودَ وَعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ ذَلِكَ بِمَا عَصَوا وَّكَانُواْ يَعْتَدُونَ}}<ref> کافران از بنی اسرائیل بر زبان داوود و عیسی پسر مریم لعنت شدهاند از این رو که نافرمانی ورزیدند و تجاوز میکردند؛ سوره مائده، آیه۷۸.</ref>؛ {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَا أَنزَلْنَا مِنَ الْبَيِّنَاتِ وَالْهُدَى مِن بَعْدِ مَا بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِي الْكِتَابِ أُوْلَئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللَّهُ وَيَلْعَنُهُمُ اللاَّعِنُونَ}}<ref> خداوند و لعنتکنندگان، کسانی را لعنت میکنند که برهانها و رهنمودی را که فرو فرستادیم، پس از آنکه در کتاب (تورات) برای مردم روشن کردیم، پنهان میدارند؛ سوره بقره، آیه۱۵۹.</ref>، {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَمَاتُوا وَهُمْ كُفَّارٌ أُوْلَئِكَ عَلَيْهِمْ لَعْنَةُ اللَّهِ وَالْمَلائِكَةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ}}<ref> لعنت خداوند و فرشتگان و همه مردم، بر کسانی که کافر شدهاند و با کفر مردهاند؛ سوره بقره، آیه۱۶۱.</ref>. و از آن رو که "[[لعن]]" [[الهی]] به معنای دور ساختن از [[رحمت]] و از سوی [[پیامبران]]، [[ملائکه]] و [[مؤمنان]] به معنای درخواست آن از خداست<ref>التبیان، ج ۲، ص۵۱؛ ارشاد الاذهان، ص۲۹؛ آلاءالرحمن، ج ۱، ص۱۴.</ref>، همه کسانی که [[قرآن کریم]] آنان را لعن کرده یا سزاوار آن دانسته، از [[رحمت الهی]] محروماند؛ البته دوری آنها از رحمت در حالت عدم [[توبه]] است، چنان که در بعضی از [[آیات]] مذکور بدان تصریح شده است. همچنین تعبیر بُعد در آیاتی مانند {{متن قرآن|كَأَن لَّمْ يَغْنَوْا فِيهَا أَلاَ إِنَّ ثَمُودَ كَفَرُواْ رَبَّهُمْ أَلاَ بُعْدًا لِّثَمُودَ}}<ref> گویی (هرگز) در آن به سر نبردهاند؛ بدانید که (قوم) ثمود به پروردگارشان کفر ورزیدند؛ هان نابود باد ثمود!؛ سوره هود، آیه۶۸.</ref>، {{متن قرآن|كَأَن لَّمْ يَغْنَوْا فِيهَا أَلاَ بُعْدًا لِّمَدْيَنَ كَمَا بَعِدَتْ ثَمُودُ}}<ref> گویی (هرگز) در آن نمیزیستهاند؛ هان! نابود باد مدین! چنان که ثمود نابود گشت؛ سوره هود، آیه۹۵.</ref>، {{متن قرآن|فَأَخَذَتْهُمُ الصَّيْحَةُ بِالْحَقِّ فَجَعَلْنَاهُمْ غُثَاءً فَبُعْدًا لِّلْقَوْمِ الظَّالِمِينَ}}<ref> آنگاه [[بانگ آسمانی]] به [[حق]] آنان را فرو گرفت و ایشان را خاشاکی گرداندیم؛ پس [[نفرین]] بر [[ستمگران]] باد!؛ [[سوره مؤمنون]]، آیه۴۱.</ref> و {{متن قرآن|فَبُعْدًا لِّقَوْمٍ لّا يُؤْمِنُونَ}}<ref> پس بر گروهی که ایمان نمیآورند نفرین باد!؛ سوره مؤمنون، آیه۴۴.</ref> نیز واژه "[[خزی]]" به [[دوری از رحمت خدا]] [[تفسیر]] شدهاند<ref>الارشاد الاذهان، ص۸۰، ۲۰۲؛ الجدید، ج ۲، ص۲۱۸؛ نمونه، ج ۹، ص۱۴۷ - ۱۴۸.</ref>. بر این اساس، با توجه به [[آیات]]، برخی عوامل [[محرومیت]] از [[رحمت الهی]] بدین شرحاند: [[شرک]]: {{متن قرآن|وَيُعَذِّبَ الْمُنَافِقِينَ وَالْمُنَافِقَاتِ وَالْمُشْرِكِينَ وَالْمُشْرِكَاتِ الظَّانِّينَ بِاللَّهِ ظَنَّ السَّوْءِ عَلَيْهِمْ دَائِرَةُ السَّوْءِ وَغَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَلَعَنَهُمْ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَهَنَّمَ وَسَاءَتْ مَصِيرًا}}<ref> و مردان و زنان منافق و مردان و زنان مشرک را که به خداوند بدگمانند عذاب کند، بر آنان گردش بد (روزگاران) باد! و خداوند بر آنان خشم و لعنت آورده و دوزخ را برای آنان فراهم کرده است و این بد پایانهای است؛ سوره فتح، آیه۶.</ref>، [[کفر]] {{متن قرآن|وَالَّذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِ اللَّهِ وَلِقَائِهِ أُوْلَئِكَ يَئِسُوا مِن رَّحْمَتِي وَأُولَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ}}<ref> و کسانی که به آیات خداوند و لقای او کفر ورزیدهاند از بخشایش من ناامیدند و آنان را عذابی دردناک خواهد بود؛ سوره عنکبوت، آیه۲۳.</ref>؛ {{متن قرآن|وَلَمَّا جَاءَهُمْ كِتَابٌ مِّنْ عِندِ اللَّهِ مُصَدِّقٌ لِّمَا مَعَهُمْ وَكَانُواْ مِن قَبْلُ يَسْتَفْتِحُونَ عَلَى الَّذِينَ كَفَرُواْ فَلَمَّا جَاءَهُم مَّا عَرَفُواْ كَفَرُواْ بِهِ فَلَعْنَةُ اللَّه عَلَى الْكَافِرِينَ}}<ref> و چون کتابی از سوی خداوند نزدشان آمد که آنچه را با خود داشتند، راست میشمرد؛ با آنکه پیشتر، (به مژده آمدن آن) در برابر کافران یاری میخواستند؛ همین که آنچه میشناختند نزدشان رسید، بدان کفر ورزیدند پس لعنت خداوند بر کافران باد؛ سوره بقره، آیه۸۹.</ref>، {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَمَاتُوا وَهُمْ كُفَّارٌ أُوْلَئِكَ عَلَيْهِمْ لَعْنَةُ اللَّهِ وَالْمَلائِكَةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ}}<ref> لعنت خداوند و فرشتگان و همه مردم، بر کسانی که کافر شدهاند و با کفر مردهاند؛ سوره بقره، آیه۱۶۱.</ref>، [[نفاق]]: {{متن قرآن|وَعَدَ اللَّه الْمُنَافِقِينَ وَالْمُنَافِقَاتِ وَالْكُفَّارَ نَارَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا هِيَ حَسْبُهُمْ وَلَعَنَهُمُ اللَّهُ وَلَهُمْ عَذَابٌ مُّقِيمٌ}}<ref> خداوند به مردان و زنان منافق و کافران، آتش دوزخ را وعده کرده است که در آن جاودانند، همان آنان را بس! و خداوند آنان را لعنت کرده است و عذابی پایدار خواهند داشت؛ سوره توبه، آیه۶۸.</ref>، [[ارتداد]]: {{متن قرآن|كَيْفَ يَهْدِي اللَّهُ قَوْمًا كَفَرُواْ بَعْدَ إِيمَانِهِمْ وَشَهِدُواْ أَنَّ الرَّسُولَ حَقٌّ وَجَاءَهُمُ الْبَيِّنَاتُ وَاللَّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ أُوْلَئِكَ جَزَاؤُهُمْ أَنَّ عَلَيْهِمْ لَعْنَةَ اللَّهِ وَالْمَلائِكَةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ}}<ref> چگونه خداوند گروهی را راهنمایی کند که پس از آنکه ایمان آوردند و گواهی دادند که این فرستاده، بر حقّ است و برهانها (ی روشن) برای آنان آمد کفر ورزیدند و خداوند گروه ستمکاران را راهنمایی نمیکند. کیفر آنان لعنت خداوند و فرشتگان و همه مردم بر آنهاست؛ سوره آل عمران، آیه ۸۶ - ۸۷.</ref>، [[ایمان]] به [[طاغوت]]: {{متن قرآن|أُوْلَئِكَ الَّذِينَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ وَمَن يَلْعَنِ اللَّهُ فَلَن تَجِدَ لَهُ نَصِيرًا}}<ref> آنانند که خداوند لعنتشان کرده است و برای هر کس که خداوند او را لعنت کند هرگز یاوری نخواهی یافت؛ سوره نساء، آیه۵۲.</ref>، [[اذیت]] [[خدا]] و [[پیامبر]]{{صل}}{{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ وَأَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا مُّهِينًا}}<ref> خداوند آنان را که خداوند و فرستاده او را میآزارند در این جهان و جهان بازپسین لعنت میکند و برای آنها عذابی خوارساز آماده کرده است؛ سوره احزاب، آیه۵۷.</ref>، [[نقض]] [[عهد الهی]] و قطع پیوندهایی که خدا به آن امر کرده{{متن قرآن|وَالَّذِينَ يَنقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِن بَعْدِ مِيثَاقِهِ وَيَقْطَعُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَن يُوصَلَ وَيُفْسِدُونَ فِي الأَرْضِ أُوْلَئِكَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ وَلَهُمْ سُوءُ الدَّارِ}}<ref> و لعنت و بدفرجامی آنان راست که پیمان خداوند را پس از بستن آن میشکنند و آنچه را خداوند فرمان به پیوند آن داده است میگسلند و در زمین تبهکاری میورزند؛ سوره رعد، آیه ۲۵.</ref>، [[کتمان]] [[هدایت الهی]]: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَا أَنزَلْنَا مِنَ الْبَيِّنَاتِ وَالْهُدَى مِن بَعْدِ مَا بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِي الْكِتَابِ أُوْلَئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللَّهُ وَيَلْعَنُهُمُ اللاَّعِنُونَ}}<ref> خداوند و لعنتکنندگان، کسانی را لعنت میکنند که برهانها و رهنمودی را که فرو فرستادیم، پس از آنکه در کتاب (تورات) برای مردم روشن کردیم، پنهان میدارند؛ سوره بقره، آیه۱۵۹.</ref>، [[فساد در زمین]]: {{متن قرآن|الَّذِينَ يَنقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِن بَعْدِ مِيثَاقِهِ وَيَقْطَعُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَن يُوصَلَ وَيُفْسِدُونَ فِي الأَرْضِ أُوْلَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ}}<ref> همان کسان که پیمان با خداوند را پس از بستن آن میشکنند و چیزی را که خداوند فرمان به پیوند آن داده است میگسلند و در زمین تباهی میورزند، آنانند که زیانکارند؛ سوره بقره، آیه۲۷.</ref>، کشتن عمدی [[مؤمن]]: {{متن قرآن|وَمَن يَقْتُلْ مُؤْمِنًا مُّتَعَمِّدًا فَجَزَاؤُهُ جَهَنَّمُ خَالِدًا فِيهَا وَغَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَلَعَنَهُ وَأَعَدَّ لَهُ عَذَابًا عَظِيمًا}}<ref> و هر کس مؤمنی را به عمد بکشد کیفر او دوزخ است که در آن جاودانه خواهد بود و خداوند بر او خشم میگیرد و لعنت میفرستد و برای او عذابی سترگ آماده میکند؛ سوره نساء، آیه۹۳.</ref>، [[تهمت]] به [[زنان]] پاکدامن{{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَنَاتِ الْغَافِلاتِ الْمُؤْمِنَاتِ لُعِنُوا فِي الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ}}<ref> به راستی آنان که به زنان پاکدامن بیخبر مؤمن، تهمت (زنا) میزنند، در این جهان و در جهان واپسین لعنت شدهاند و آنان را عذابی سترگ خواهد بود؛ سوره نور، آیه۲۳.</ref>، ترک [[نهی از منکر]] {{متن قرآن|لُعِنَ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِن بَنِي إِسْرَائِيلَ عَلَى لِسَانِ دَاوُودَ وَعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ ذَلِكَ بِمَا عَصَوا وَّكَانُواْ يَعْتَدُونَ كَانُواْ لاَ يَتَنَاهَوْنَ عَن مُّنكَرٍ فَعَلُوهُ لَبِئْسَ مَا كَانُواْ يَفْعَلُونَ}}<ref> کافران از بنی اسرائیل بر زبان داوود و عیسی پسر مریم لعنت شدهاند از این رو که نافرمانی ورزیدند و تجاوز میکردند. از کار ناپسندی که میکردند باز نمیایستادند بیگمان، زشت است کاری که میکردند؛ سوره مائده، آیه ۷۸ - ۷۹.</ref> و نسبتهای ناروا و خلاف واقع به [[خدا]]: {{متن قرآن|وَقَالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَلُعِنُواْ بِمَا قَالُواْ بَلْ يَدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ يُنفِقُ كَيْفَ يَشَاء وَلَيَزِيدَنَّ كَثِيرًا مِّنْهُم مَّا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ طُغْيَانًا وَكُفْرًا وَأَلْقَيْنَا بَيْنَهُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاء إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ كُلَّمَا أَوْقَدُواْ نَارًا لِّلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا اللَّهُ وَيَسْعَوْنَ فِي الأَرْضِ فَسَادًا وَاللَّهُ لاَ يُحِبُّ الْمُفْسِدِينَ}}<ref> و یهودیان گفتند که دست خداوند بسته است، دستشان بسته باد و بر آنچه گفتهاند لعنت بر ایشان باد بلکه دستهای او باز است و هرگونه بخواهد میبخشد و بیگمان آنچه به سوی تو از سوی پروردگارت فرو فرستاده شده است بر سرکشی و کفر بسیاری از آنان میافزاید؛ و میان آنان تا رستخیز دشمنی و کینهجویی افکندیم؛ هر بار که آتشی را برای جنگ بر افروختند خداوند آن را خاموش گردانید؛ و در زمین به تباهی میکوشند و خداوند تبهکاران را دوست نمیدارد؛ سوره مائده، آیه۶۴.</ref>. [[دوری از رحمت]]، میشود هم در [[دنیا]] و هم در [[آخرت]] باشد. [[آیه]] {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ وَأَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا مُّهِينًا}}<ref> خداوند آنان را که خداوند و فرستاده او را میآزارند در این جهان و جهان بازپسین لعنت میکند و برای آنها عذابی خوارساز آماده کرده است؛ سوره احزاب، آیه۵۷.</ref> [[لعن]] در آخرت، دوری از رحمت [[قرب به خدا]] یا چشاندن نتیجه [[عمل زشت]] به [[مجرمان]]<ref>المیزان، ج ۱۰، ص۱۸۹.</ref> و اِعمال [[عذاب]] بر آنان<ref>المیزان، ج ۱۰، ص۳۰۵.</ref> است و در دنیا [[محرومیت]] از [[رحمت]] [[هدایت]] و [[ایمان]] است که [[محروم]] ماندن از [[عمل صالح]] را نیز به دنبال دارد و [[مجازات]] [[اعمال ناشایست]] و بازگشت آن، به [[طبع]] [[قلب]] است: {{متن قرآن|لَعَنَّاهُمْ وَجَعَلْنَا قُلُوبَهُمْ قَاسِيَةً}}<ref>برای پیمانشکنی لعنتشان کردیم و دلهاشان را سخت گردانیدیم؛ سوره مائده، آیه۱۳.</ref>؛ {{متن قرآن|وَلَكِن لَّعَنَهُمُ اللَّهُ بِكُفْرِهِمْ فَلاَ يُؤْمِنُونَ إِلاَّ قَلِيلاً}}<ref>اما خداوند آنان را برای کفرشان لعنت کرده است پس جز اندکی، ایمان نخواهند آورد؛ سوره نساء، آیه۴۶.</ref>؛ {{متن قرآن|أُوْلَئِكَ الَّذِينَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فَأَصَمَّهُمْ وَأَعْمَى أَبْصَارَهُمْ}}<ref> آنان کسانی هستند که خداوند آنان را لعنت کرده است و ناشنوایشان ساخته و چشمهاشان را نابینا کرده است؛ سوره محمد، آیه۲۳.</ref><ref>المیزان، ج ۱۶، ص۳۳۹.</ref> [[دوری از رحمت الهی]] در [[دنیا]] ممکن است به صورت [[عذاب]] باشد، چنان که برخی در [[آیه]]: {{متن قرآن|وَأُتْبِعُواْ فِي هَذِهِ الدُّنْيَا لَعْنَةً وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ أَلا إِنَّ عَادًا كَفَرُواْ رَبَّهُمْ أَلاَ بُعْدًا لِّعَادٍ قَوْمِ هُودٍ}}<ref> و در این جهان و در روز رستخیز، لعنتی پیگیرشان شده است؛ آگاه باشید که بیگمان (مردم) عاد به پروردگارشان کفر ورزیدند؛ هان، نابود باد عاد قوم هود!؛ سوره هود، آیه۶۰.</ref> [[لعنت]] در دنیا را عذاب نازل شده بر [[قوم هود]] دانستهاند<ref>خلاصة المنهج، ج ۲، ص۳۳۳؛ المیزان، ج ۱۰، ص۳۰۵؛ الفرقان، ج ۱۴، ص۳۳۵.</ref>.<ref>[[محمد صادق صالحیمنش|صالحیمنش، محمد صادق]]، [[رحمت - صالحیمنش (مقاله)|رحمت | در مقابل، [[آیات]] {{متن قرآن|لا يُفَتَّرُ عَنْهُمْ وَهُمْ فِيهِ مُبْلِسُونَ}}<ref> عذاب را از آنان کاهش ندهند و آنان در آن ناامیدند؛ سوره زخرف، آیه۷۵.</ref> و {{متن قرآن|وَالَّذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِ اللَّهِ وَلِقَائِهِ أُوْلَئِكَ يَئِسُوا مِن رَّحْمَتِي وَأُولَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ}}<ref> و کسانی که به آیات خداوند و لقای او کفر ورزیدهاند از بخشایش من ناامیدند و آنان را عذابی دردناک خواهد بود؛ سوره عنکبوت، آیه۲۳.</ref> [[دوزخیان]] و [[کافران]] را از [[رحمت]] [[پروردگار]] [[نومید]] دانسته است. به احتمالی، این تعبیر کنایه از [[حکم]] تخلفناپذیر [[الهی]] درباره [[محرومیت]] کافران از رحمت است که در این [[آیه]] مراد از آن [[بهشت]] است<ref>المیزان، ج ۱۶، ص۱۱۹.</ref> از [[آیات]] {{متن قرآن|مَا كَانَ لِلنَّبِيِّ وَالَّذِينَ آمَنُواْ أَن يَسْتَغْفِرُواْ لِلْمُشْرِكِينَ وَلَوْ كَانُواْ أُولِي قُرْبَى مِن بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُمْ أَصْحَابُ الْجَحِيمِ وَمَا كَانَ اسْتِغْفَارُ إِبْرَاهِيمَ لِأَبِيهِ إِلاَّ عَن مَّوْعِدَةٍ وَعَدَهَا إِيَّاهُ فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ أَنَّهُ عَدُوٌّ لِلَّهِ تَبَرَّأَ مِنْهُ إِنَّ إِبْرَاهِيمَ لَأَوَّاهٌ حَلِيمٌ}}<ref> پیامبر و مؤمنان نباید برای مشرکان پس از آنکه بر ایشان آشکار شد که آنان دوزخیند آمرزش بخواهند هر چند خویشاوند باشند. و آمرزش خواهی ابراهیم برای پدرش جز بنا به وعدهای نبود که به وی داده بود و چون بر او آشکار گشت که وی دشمن خداوند است از وی دوری جست؛ بیگمان ابراهیم دردمندی بردبار بود؛ سوره توبه، آیه ۱۱۳- ۱۱۴.</ref> برداشت شده که [[نهی]] از [[استغفار]] برای [[مشرکان]] به جهت [[دشمنی]] آنان با خداست که سبب میشود استغفار [[لغو]] باشد؛ زیرا استغفار [[طلب رحمت]] و [[مغفرت]] است و درخواست رحمت برای کسی که خود از قبول رحمت سر باز میزند، از نظر [[عقل]] و [[فطرت]]، [[بیهوده]] است و معنایی جز [[استهزاء]] به [[مقام]] [[ربوبیت]] ندارد که به [[ضرورت]] فطرت جایز نیست و چون با [[ایمان]] سازگاری ندارد، از آن نهی شده است<ref>المیزان، ج ۱، ص۳۹۷.</ref>. همچنین آیاتی از [[قرآن کریم]] گروههایی را مورد [[لعن خدا]] یا [[پیامبران]]، [[ملائکه]] و [[مؤمنان]] معرفی کردهاند (مانند {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ لَعَنَ الْكَافِرِينَ وَأَعَدَّ لَهُمْ سَعِيرًا}}<ref> [[خداوند]] [[کافران]] را [[لعنت]] و برای آنان [[آتش]] ([[دوزخ]]) را آماده کرده است؛ [[سوره احزاب]]، آیه۶۴.</ref>؛ {{متن قرآن|لُعِنَ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِن بَنِي إِسْرَائِيلَ عَلَى لِسَانِ دَاوُودَ وَعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ ذَلِكَ بِمَا عَصَوا وَّكَانُواْ يَعْتَدُونَ}}<ref> کافران از بنی اسرائیل بر زبان داوود و عیسی پسر مریم لعنت شدهاند از این رو که نافرمانی ورزیدند و تجاوز میکردند؛ سوره مائده، آیه۷۸.</ref>؛ {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَا أَنزَلْنَا مِنَ الْبَيِّنَاتِ وَالْهُدَى مِن بَعْدِ مَا بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِي الْكِتَابِ أُوْلَئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللَّهُ وَيَلْعَنُهُمُ اللاَّعِنُونَ}}<ref> خداوند و لعنتکنندگان، کسانی را لعنت میکنند که برهانها و رهنمودی را که فرو فرستادیم، پس از آنکه در کتاب (تورات) برای مردم روشن کردیم، پنهان میدارند؛ سوره بقره، آیه۱۵۹.</ref>، {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَمَاتُوا وَهُمْ كُفَّارٌ أُوْلَئِكَ عَلَيْهِمْ لَعْنَةُ اللَّهِ وَالْمَلائِكَةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ}}<ref> لعنت خداوند و فرشتگان و همه مردم، بر کسانی که کافر شدهاند و با کفر مردهاند؛ سوره بقره، آیه۱۶۱.</ref>. و از آن رو که "[[لعن]]" [[الهی]] به معنای دور ساختن از [[رحمت]] و از سوی [[پیامبران]]، [[ملائکه]] و [[مؤمنان]] به معنای درخواست آن از خداست<ref>التبیان، ج ۲، ص۵۱؛ ارشاد الاذهان، ص۲۹؛ آلاءالرحمن، ج ۱، ص۱۴.</ref>، همه کسانی که [[قرآن کریم]] آنان را لعن کرده یا سزاوار آن دانسته، از [[رحمت الهی]] محروماند؛ البته دوری آنها از رحمت در حالت عدم [[توبه]] است، چنان که در بعضی از [[آیات]] مذکور بدان تصریح شده است. همچنین تعبیر بُعد در آیاتی مانند {{متن قرآن|كَأَن لَّمْ يَغْنَوْا فِيهَا أَلاَ إِنَّ ثَمُودَ كَفَرُواْ رَبَّهُمْ أَلاَ بُعْدًا لِّثَمُودَ}}<ref> گویی (هرگز) در آن به سر نبردهاند؛ بدانید که (قوم) ثمود به پروردگارشان کفر ورزیدند؛ هان نابود باد ثمود!؛ سوره هود، آیه۶۸.</ref>، {{متن قرآن|كَأَن لَّمْ يَغْنَوْا فِيهَا أَلاَ بُعْدًا لِّمَدْيَنَ كَمَا بَعِدَتْ ثَمُودُ}}<ref> گویی (هرگز) در آن نمیزیستهاند؛ هان! نابود باد مدین! چنان که ثمود نابود گشت؛ سوره هود، آیه۹۵.</ref>، {{متن قرآن|فَأَخَذَتْهُمُ الصَّيْحَةُ بِالْحَقِّ فَجَعَلْنَاهُمْ غُثَاءً فَبُعْدًا لِّلْقَوْمِ الظَّالِمِينَ}}<ref> آنگاه [[بانگ آسمانی]] به [[حق]] آنان را فرو گرفت و ایشان را خاشاکی گرداندیم؛ پس [[نفرین]] بر [[ستمگران]] باد!؛ [[سوره مؤمنون]]، آیه۴۱.</ref> و {{متن قرآن|فَبُعْدًا لِّقَوْمٍ لّا يُؤْمِنُونَ}}<ref> پس بر گروهی که ایمان نمیآورند نفرین باد!؛ سوره مؤمنون، آیه۴۴.</ref> نیز واژه "[[خزی]]" به [[دوری از رحمت خدا]] [[تفسیر]] شدهاند<ref>الارشاد الاذهان، ص۸۰، ۲۰۲؛ الجدید، ج ۲، ص۲۱۸؛ نمونه، ج ۹، ص۱۴۷ - ۱۴۸.</ref>. بر این اساس، با توجه به [[آیات]]، برخی عوامل [[محرومیت]] از [[رحمت الهی]] بدین شرحاند: [[شرک]]: {{متن قرآن|وَيُعَذِّبَ الْمُنَافِقِينَ وَالْمُنَافِقَاتِ وَالْمُشْرِكِينَ وَالْمُشْرِكَاتِ الظَّانِّينَ بِاللَّهِ ظَنَّ السَّوْءِ عَلَيْهِمْ دَائِرَةُ السَّوْءِ وَغَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَلَعَنَهُمْ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَهَنَّمَ وَسَاءَتْ مَصِيرًا}}<ref> و مردان و زنان منافق و مردان و زنان مشرک را که به خداوند بدگمانند عذاب کند، بر آنان گردش بد (روزگاران) باد! و خداوند بر آنان خشم و لعنت آورده و دوزخ را برای آنان فراهم کرده است و این بد پایانهای است؛ سوره فتح، آیه۶.</ref>، [[کفر]] {{متن قرآن|وَالَّذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِ اللَّهِ وَلِقَائِهِ أُوْلَئِكَ يَئِسُوا مِن رَّحْمَتِي وَأُولَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ}}<ref> و کسانی که به آیات خداوند و لقای او کفر ورزیدهاند از بخشایش من ناامیدند و آنان را عذابی دردناک خواهد بود؛ سوره عنکبوت، آیه۲۳.</ref>؛ {{متن قرآن|وَلَمَّا جَاءَهُمْ كِتَابٌ مِّنْ عِندِ اللَّهِ مُصَدِّقٌ لِّمَا مَعَهُمْ وَكَانُواْ مِن قَبْلُ يَسْتَفْتِحُونَ عَلَى الَّذِينَ كَفَرُواْ فَلَمَّا جَاءَهُم مَّا عَرَفُواْ كَفَرُواْ بِهِ فَلَعْنَةُ اللَّه عَلَى الْكَافِرِينَ}}<ref> و چون کتابی از سوی خداوند نزدشان آمد که آنچه را با خود داشتند، راست میشمرد؛ با آنکه پیشتر، (به مژده آمدن آن) در برابر کافران یاری میخواستند؛ همین که آنچه میشناختند نزدشان رسید، بدان کفر ورزیدند پس لعنت خداوند بر کافران باد؛ سوره بقره، آیه۸۹.</ref>، {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَمَاتُوا وَهُمْ كُفَّارٌ أُوْلَئِكَ عَلَيْهِمْ لَعْنَةُ اللَّهِ وَالْمَلائِكَةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ}}<ref> لعنت خداوند و فرشتگان و همه مردم، بر کسانی که کافر شدهاند و با کفر مردهاند؛ سوره بقره، آیه۱۶۱.</ref>، [[نفاق]]: {{متن قرآن|وَعَدَ اللَّه الْمُنَافِقِينَ وَالْمُنَافِقَاتِ وَالْكُفَّارَ نَارَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا هِيَ حَسْبُهُمْ وَلَعَنَهُمُ اللَّهُ وَلَهُمْ عَذَابٌ مُّقِيمٌ}}<ref> خداوند به مردان و زنان منافق و کافران، آتش دوزخ را وعده کرده است که در آن جاودانند، همان آنان را بس! و خداوند آنان را لعنت کرده است و عذابی پایدار خواهند داشت؛ سوره توبه، آیه۶۸.</ref>، [[ارتداد]]: {{متن قرآن|كَيْفَ يَهْدِي اللَّهُ قَوْمًا كَفَرُواْ بَعْدَ إِيمَانِهِمْ وَشَهِدُواْ أَنَّ الرَّسُولَ حَقٌّ وَجَاءَهُمُ الْبَيِّنَاتُ وَاللَّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ أُوْلَئِكَ جَزَاؤُهُمْ أَنَّ عَلَيْهِمْ لَعْنَةَ اللَّهِ وَالْمَلائِكَةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ}}<ref> چگونه خداوند گروهی را راهنمایی کند که پس از آنکه ایمان آوردند و گواهی دادند که این فرستاده، بر حقّ است و برهانها (ی روشن) برای آنان آمد کفر ورزیدند و خداوند گروه ستمکاران را راهنمایی نمیکند. کیفر آنان لعنت خداوند و فرشتگان و همه مردم بر آنهاست؛ سوره آل عمران، آیه ۸۶ - ۸۷.</ref>، [[ایمان]] به [[طاغوت]]: {{متن قرآن|أُوْلَئِكَ الَّذِينَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ وَمَن يَلْعَنِ اللَّهُ فَلَن تَجِدَ لَهُ نَصِيرًا}}<ref> آنانند که خداوند لعنتشان کرده است و برای هر کس که خداوند او را لعنت کند هرگز یاوری نخواهی یافت؛ سوره نساء، آیه۵۲.</ref>، [[اذیت]] [[خدا]] و [[پیامبر]]{{صل}}{{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ وَأَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا مُّهِينًا}}<ref> خداوند آنان را که خداوند و فرستاده او را میآزارند در این جهان و جهان بازپسین لعنت میکند و برای آنها عذابی خوارساز آماده کرده است؛ سوره احزاب، آیه۵۷.</ref>، [[نقض]] [[عهد الهی]] و قطع پیوندهایی که خدا به آن امر کرده{{متن قرآن|وَالَّذِينَ يَنقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِن بَعْدِ مِيثَاقِهِ وَيَقْطَعُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَن يُوصَلَ وَيُفْسِدُونَ فِي الأَرْضِ أُوْلَئِكَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ وَلَهُمْ سُوءُ الدَّارِ}}<ref> و لعنت و بدفرجامی آنان راست که پیمان خداوند را پس از بستن آن میشکنند و آنچه را خداوند فرمان به پیوند آن داده است میگسلند و در زمین تبهکاری میورزند؛ سوره رعد، آیه ۲۵.</ref>، [[کتمان]] [[هدایت الهی]]: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَا أَنزَلْنَا مِنَ الْبَيِّنَاتِ وَالْهُدَى مِن بَعْدِ مَا بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِي الْكِتَابِ أُوْلَئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللَّهُ وَيَلْعَنُهُمُ اللاَّعِنُونَ}}<ref> خداوند و لعنتکنندگان، کسانی را لعنت میکنند که برهانها و رهنمودی را که فرو فرستادیم، پس از آنکه در کتاب (تورات) برای مردم روشن کردیم، پنهان میدارند؛ سوره بقره، آیه۱۵۹.</ref>، [[فساد در زمین]]: {{متن قرآن|الَّذِينَ يَنقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِن بَعْدِ مِيثَاقِهِ وَيَقْطَعُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَن يُوصَلَ وَيُفْسِدُونَ فِي الأَرْضِ أُوْلَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ}}<ref> همان کسان که پیمان با خداوند را پس از بستن آن میشکنند و چیزی را که خداوند فرمان به پیوند آن داده است میگسلند و در زمین تباهی میورزند، آنانند که زیانکارند؛ سوره بقره، آیه۲۷.</ref>، کشتن عمدی [[مؤمن]]: {{متن قرآن|وَمَن يَقْتُلْ مُؤْمِنًا مُّتَعَمِّدًا فَجَزَاؤُهُ جَهَنَّمُ خَالِدًا فِيهَا وَغَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَلَعَنَهُ وَأَعَدَّ لَهُ عَذَابًا عَظِيمًا}}<ref> و هر کس مؤمنی را به عمد بکشد کیفر او دوزخ است که در آن جاودانه خواهد بود و خداوند بر او خشم میگیرد و لعنت میفرستد و برای او عذابی سترگ آماده میکند؛ سوره نساء، آیه۹۳.</ref>، [[تهمت]] به [[زنان]] پاکدامن{{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَنَاتِ الْغَافِلاتِ الْمُؤْمِنَاتِ لُعِنُوا فِي الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ}}<ref> به راستی آنان که به زنان پاکدامن بیخبر مؤمن، تهمت (زنا) میزنند، در این جهان و در جهان واپسین لعنت شدهاند و آنان را عذابی سترگ خواهد بود؛ سوره نور، آیه۲۳.</ref>، ترک [[نهی از منکر]] {{متن قرآن|لُعِنَ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِن بَنِي إِسْرَائِيلَ عَلَى لِسَانِ دَاوُودَ وَعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ ذَلِكَ بِمَا عَصَوا وَّكَانُواْ يَعْتَدُونَ كَانُواْ لاَ يَتَنَاهَوْنَ عَن مُّنكَرٍ فَعَلُوهُ لَبِئْسَ مَا كَانُواْ يَفْعَلُونَ}}<ref> کافران از بنی اسرائیل بر زبان داوود و عیسی پسر مریم لعنت شدهاند از این رو که نافرمانی ورزیدند و تجاوز میکردند. از کار ناپسندی که میکردند باز نمیایستادند بیگمان، زشت است کاری که میکردند؛ سوره مائده، آیه ۷۸ - ۷۹.</ref> و نسبتهای ناروا و خلاف واقع به [[خدا]]: {{متن قرآن|وَقَالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَلُعِنُواْ بِمَا قَالُواْ بَلْ يَدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ يُنفِقُ كَيْفَ يَشَاء وَلَيَزِيدَنَّ كَثِيرًا مِّنْهُم مَّا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ طُغْيَانًا وَكُفْرًا وَأَلْقَيْنَا بَيْنَهُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاء إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ كُلَّمَا أَوْقَدُواْ نَارًا لِّلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا اللَّهُ وَيَسْعَوْنَ فِي الأَرْضِ فَسَادًا وَاللَّهُ لاَ يُحِبُّ الْمُفْسِدِينَ}}<ref> و یهودیان گفتند که دست خداوند بسته است، دستشان بسته باد و بر آنچه گفتهاند لعنت بر ایشان باد بلکه دستهای او باز است و هرگونه بخواهد میبخشد و بیگمان آنچه به سوی تو از سوی پروردگارت فرو فرستاده شده است بر سرکشی و کفر بسیاری از آنان میافزاید؛ و میان آنان تا رستخیز دشمنی و کینهجویی افکندیم؛ هر بار که آتشی را برای جنگ بر افروختند خداوند آن را خاموش گردانید؛ و در زمین به تباهی میکوشند و خداوند تبهکاران را دوست نمیدارد؛ سوره مائده، آیه۶۴.</ref>. [[دوری از رحمت]]، میشود هم در [[دنیا]] و هم در [[آخرت]] باشد. [[آیه]] {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ وَأَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا مُّهِينًا}}<ref> خداوند آنان را که خداوند و فرستاده او را میآزارند در این جهان و جهان بازپسین لعنت میکند و برای آنها عذابی خوارساز آماده کرده است؛ سوره احزاب، آیه۵۷.</ref> [[لعن]] در آخرت، دوری از رحمت [[قرب به خدا]] یا چشاندن نتیجه [[عمل زشت]] به [[مجرمان]]<ref>المیزان، ج ۱۰، ص۱۸۹.</ref> و اِعمال [[عذاب]] بر آنان<ref>المیزان، ج ۱۰، ص۳۰۵.</ref> است و در دنیا [[محرومیت]] از [[رحمت]] [[هدایت]] و [[ایمان]] است که [[محروم]] ماندن از [[عمل صالح]] را نیز به دنبال دارد و [[مجازات]] [[اعمال ناشایست]] و بازگشت آن، به [[طبع]] [[قلب]] است: {{متن قرآن|لَعَنَّاهُمْ وَجَعَلْنَا قُلُوبَهُمْ قَاسِيَةً}}<ref>برای پیمانشکنی لعنتشان کردیم و دلهاشان را سخت گردانیدیم؛ سوره مائده، آیه۱۳.</ref>؛ {{متن قرآن|وَلَكِن لَّعَنَهُمُ اللَّهُ بِكُفْرِهِمْ فَلاَ يُؤْمِنُونَ إِلاَّ قَلِيلاً}}<ref>اما خداوند آنان را برای کفرشان لعنت کرده است پس جز اندکی، ایمان نخواهند آورد؛ سوره نساء، آیه۴۶.</ref>؛ {{متن قرآن|أُوْلَئِكَ الَّذِينَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فَأَصَمَّهُمْ وَأَعْمَى أَبْصَارَهُمْ}}<ref> آنان کسانی هستند که خداوند آنان را لعنت کرده است و ناشنوایشان ساخته و چشمهاشان را نابینا کرده است؛ سوره محمد، آیه۲۳.</ref><ref>المیزان، ج ۱۶، ص۳۳۹.</ref> [[دوری از رحمت الهی]] در [[دنیا]] ممکن است به صورت [[عذاب]] باشد، چنان که برخی در [[آیه]]: {{متن قرآن|وَأُتْبِعُواْ فِي هَذِهِ الدُّنْيَا لَعْنَةً وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ أَلا إِنَّ عَادًا كَفَرُواْ رَبَّهُمْ أَلاَ بُعْدًا لِّعَادٍ قَوْمِ هُودٍ}}<ref> و در این جهان و در روز رستخیز، لعنتی پیگیرشان شده است؛ آگاه باشید که بیگمان (مردم) عاد به پروردگارشان کفر ورزیدند؛ هان، نابود باد عاد قوم هود!؛ سوره هود، آیه۶۰.</ref> [[لعنت]] در دنیا را عذاب نازل شده بر [[قوم هود]] دانستهاند<ref>خلاصة المنهج، ج ۲، ص۳۳۳؛ المیزان، ج ۱۰، ص۳۰۵؛ الفرقان، ج ۱۴، ص۳۳۵.</ref>.<ref>[[محمد صادق صالحیمنش|صالحیمنش، محمد صادق]]، [[رحمت - صالحیمنش (مقاله)|رحمت]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳]]، ص۵۴۴- ۵۸۰.</ref> | ||
== [[نهی]] از فریفته شدن به [[رحمت الهی]] و [[ناامیدی]] از آن == | == [[نهی]] از فریفته شدن به [[رحمت الهی]] و [[ناامیدی]] از آن == | ||
[[انسان]] باید بداند که هم امور ناملایم و هم رحمتی که به وی رسیده، هر دو با [[مشیت]] [[خدا]] میتوانند رخت بربندند، پس نباید به چیزی خوشحال شود که ایمن از فقدانش نیست و از چیزی [[نومید]] گردد که [[امید]] زوالش هست<ref>المیزان، ج ۱۶، ص۱۸۴.</ref>؛ {{متن قرآن|وَإِذَا أَذَقْنَا النَّاسَ رَحْمَةً فَرِحُوا بِهَا وَإِن تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ إِذَا هُمْ يَقْنَطُونَ أَوَلَمْ يَرَوْا أَنَّ اللَّهَ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن يَشَاء وَيَقْدِرُ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ}}<ref> و چون به مردم بخشایشی بچشانیم بدان شادمان میگردند و اگر برای کارهایی که کردهاند بلایی به آنان برسد ناگاه نومید میگردند. و آیا ندیدهاند که خداوند برای هر که بخواهد روزی را فراخ یا تنگ میدارد؛ بیگمان در این، نشانههایی است برای گروهی که ایمان دارند؛ سوره روم، آیه ۳۶ - ۳۷.</ref> [[قرآن کریم]] از [[نومیدی]] از رحمت الهی نهی کرده {{متن قرآن|قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ}}<ref> بگو: ای بندگان من که با خویش گزافکاری کردهاید! از بخشایش خداوند ناامید نباشید که خداوند همه گناهان را میآمرزد؛ بیگمان اوست که آمرزنده بخشاینده است؛ سوره زمر، آیه۵۳.</ref>؛ {{متن قرآن|يَا بَنِيَّ اذْهَبُواْ فَتَحَسَّسُواْ مِن يُوسُفَ وَأَخِيهِ وَلاَ تَيْأَسُواْ مِن رَّوْحِ اللَّهِ إِنَّهُ لاَ يَيْأَسُ مِن رَّوْحِ اللَّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْكَافِرُونَ}}<ref> ای فرزندان من! بروید و از یوسف و برادرش خبر گیرید و از رحمت خداوند نومید نگردید که جز گروه کافران (کسی) از رحمت خداوند نومید نمیگردد؛ سوره یوسف، آیه۸۷.</ref> و آن را از ویژگی [[گمراهان]] شمرده است: {{متن قرآن|قَالَ وَمَن يَقْنَطُ مِن رَّحْمَةِ رَبِّهِ إِلاَّ الضَّالُّونَ}}([[حجر]]/۵۶). {{متن قرآن|رَّوْحِ}} به معنای [[رحمت]]<ref>نثر طوبی، ج ۱، ص۳۲۵؛ نمونه، ج ۱۰، ص۵۸.</ref>، راحت، [[فرج]] و [[گشایش]] کار<ref>نمونه، ج ۱۰، ص۵۸.</ref> و به نظری، فرج پس از شدت<ref>روح المعانی، ج ۷، ص۴۳؛ المیزان، ج ۱۱، ص۲۳۵.</ref> است و بسیاری از [[مفسران]] آن را به رحمت [[تفسیر]] کردهاند<ref>مجمع البیان، ج ۵، ص۳۹۵؛ الدر المنثور، ج ۴، ص۳۳؛ تفسیر هدایت، ج ۵، ص۲۱۰؛ الجدید، ج ۴، ص۷۵.</ref>. در [[آیه]] ۸۷ [[سوره یوسف]]، [[یأس]] از رحمتْ ویژگی [[کافران]] شمرده شده؛ زیرا [[ناامیدی]] از رحمت به معنای محدود دانستن [[قدرت الهی]]، [[کفر]] به گستردگی رحمت او<ref>المیزان، ج ۱۱، ص۲۳۴.</ref>، [[اعتقاد]] به [[بخل]] وی و [[باور]] نداشتن [[فراگیری علم]] [[خدای سبحان]]<ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۸، ص۵۰۱.</ref> است و [[گمراه]] دانستن [[مأیوس]] از رحمت در آیه [[سوره حجر]]، به جهت [[گمراهی]] او در زمینه [[معرفت خدای متعال]] و گسترده بودن رحمت و کمال [[علم]] و [[قدرت حضرت]] باری است<ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۹، ص۱۵۲؛ کنز الدقائق، ج ۷، ص۱۴۲؛ بیان السعاده، ج ۲، ص۴۰۳.</ref> در [[حدیثی قدسی]] بیان شده که خاستگاه [[نومیدی]] از [[رحمت الهی]]، [[بدگمانی]] به خداست<ref>التوحید، ص۳۴۰-۳۴۱.</ref>. تأکیدهای متعدد در [[آیات]]: {{متن قرآن|نَبِّىءْ عِبَادِي أَنِّي أَنَا الْغَفُورُ الرَّحِيمُ وَأَنَّ عَذَابِي هُوَ الْعَذَابُ الأَلِيمَ}}<ref> بندگانم را آگاه کن که بیگمان منم که آمرزنده بخشایندهام. و عذاب من است که عذاب دردناک است؛ سوره حجر، آیه ۴۹- ۵۰.</ref> نشان میدهند که [[مغفرت]] و [[رحمت الهی]] بیکران است؛ زیرا رحمت الهی را بیمشیت او، هیچ امری نمیتواند تحدید کنند و در برابرش مانعی فرضکردنی نیست: {{متن قرآن|وَاللَّهُ يَحْكُمُ لاَ مُعَقِّبَ لِحُكْمِهِ}}<ref> و خداوند داوری میکند و داوریاش بازدارندهای ندارد؛ سوره رعد، آیه۴۱.</ref>، از همینرو نباید کسی از مغفرت و [[روح]] و [[رحمت]] او [[ناامید]] گردد، هرچند نباید عذابش را کوچک شمرده و او را [[درمانده]] بداند و خود را از [[مکر]] وی ایمن{{متن قرآن|قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ وَأَنِيبُوا إِلَى رَبِّكُمْ}}<ref> بگو: ای بندگان من که با خویش گزافکاری کردهاید! از بخشایش خداوند ناامید نباشید که خداوند همه گناهان را میآمرزد؛ بیگمان اوست که آمرزنده بخشاینده است؛ سوره زمر، آیه۵۳ - ۵۴.</ref><ref>المیزان، ج ۱۲، ص۱۷۹ - ۱۸۰.</ref>. بر اساس [[آیه]] {{متن قرآن|فَإِن كَذَّبُوكَ فَقُل رَّبُّكُمْ ذُو رَحْمَةٍ وَاسِعَةٍ وَلاَ يُرَدُّ بَأْسُهُ عَنِ الْقَوْمِ الْمُجْرِمِينَ}}<ref> پس اگر تو را دروغزن شمردهاند، بگو پروردگارتان دارای بخشایشی گسترده است و عذاب وی را از گروه تبهکاران باز نمیگردانند؛ سوره انعام، آیه۱۴۷.</ref> [[مجرمان]] نباید خود را به سعه رحمت الهی [[فریب]] دهند، چون به رغم مهلت [[الهی]]، [[اهمال]] در [[مجازات]] وجود ندارد<ref>التسهیل، ج ۱، ص۲۷۹؛ تفسیر مراغی، ج ۸، ص۶۰.</ref> اگر زمینه [[لطف]] و رحمت در وجود کسی منتفی شود، به [[قهر]] و [[مؤاخذه]] و شدّت گرفتار میآید<ref>تفسیر روشن، ج ۸، ص۲۲۳.</ref>، پس نباید به [[امید]] رحمت، مجرمان خود را از [[عذاب]] ایمن بدانند<ref>الکشاف، ج ۲، ص۷۶.</ref> [[آیات]]: {{متن قرآن|نَبِّىءْ عِبَادِي أَنِّي أَنَا الْغَفُورُ الرَّحِيمُ وَأَنَّ عَذَابِي هُوَ الْعَذَابُ الأَلِيمَ}}<ref> بندگانم را آگاه کن که بیگمان منم که آمرزنده بخشایندهام. و عذاب من است که عذاب دردناک است؛ سوره حجر، آیه ۴۹- ۵۰.</ref> به [[آگاه]] ساختن [[مردم]] از [[غفور]] و رحیم بودن [[خدا]] و [[ابلاغ]] [[عذاب]] دردناک دستور داده، تا از هر گونه [[سوء استفاده]] از مظاهر [[رحمت الهی]] [[پیشگیری]] شود<ref>نمونه، ج ۱۱، ص۹۳.</ref>، چنان که [[آیه]] {{متن قرآن|اعْلَمُواْ أَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ وَأَنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ}}<ref> بدانید که خداوند سخت کیفر و خداوند آمرزندهای بخشاینده است؛ سوره مائده، آیه۹۸.</ref> از [[شدید العقاب]] و غفور و رحیم بودن خدا یاد کرده؛ زیرا [[خوف و رجا]] هر دو از شروط ایماناند<ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۲، ص۴۴۱.</ref>. آیه {{متن قرآن|فَإِنْ أَعْرَضُوا فَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًا إِنْ عَلَيْكَ إِلاَّ الْبَلاغُ وَإِنَّا إِذَا أَذَقْنَا الإِنسَانَ مِنَّا رَحْمَةً فَرِحَ بِهَا وَإِن تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ فَإِنَّ الإِنسَانَ كَفُورٌ}}<ref> پس اگر روی گرداندند تو را بر آنان نگهبان نفرستادهایم، بر تو جز پیامرسانی نیست و ما هر گاه به آدمی بخشایشی از خود چشاندیم بدان شادمان شد و چون برای کارهایی که کردهاند گزندی به آنان برسد بیگمان (در آن حال) آدمی بسیار ناسپاس است؛ سوره شوری، آیه۴۸.</ref> تلویحاً [[انسانی]] را که به رحمتها و [[نعمتهای الهی]] سرگرم یا در مصائبی که ثمره بدیهای خود او بوده، به جای [[تذکر]]، به [[کفران]] [[الهی]] سرگرم شده، [[توبیخ]] کرده است<ref>المیزان، ج ۱۸، ص۶۸.</ref>.<ref>[[محمد صادق صالحیمنش|صالحیمنش، محمد صادق]]، [[رحمت - صالحیمنش (مقاله)|رحمت | [[انسان]] باید بداند که هم امور ناملایم و هم رحمتی که به وی رسیده، هر دو با [[مشیت]] [[خدا]] میتوانند رخت بربندند، پس نباید به چیزی خوشحال شود که ایمن از فقدانش نیست و از چیزی [[نومید]] گردد که [[امید]] زوالش هست<ref>المیزان، ج ۱۶، ص۱۸۴.</ref>؛ {{متن قرآن|وَإِذَا أَذَقْنَا النَّاسَ رَحْمَةً فَرِحُوا بِهَا وَإِن تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ إِذَا هُمْ يَقْنَطُونَ أَوَلَمْ يَرَوْا أَنَّ اللَّهَ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن يَشَاء وَيَقْدِرُ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ}}<ref> و چون به مردم بخشایشی بچشانیم بدان شادمان میگردند و اگر برای کارهایی که کردهاند بلایی به آنان برسد ناگاه نومید میگردند. و آیا ندیدهاند که خداوند برای هر که بخواهد روزی را فراخ یا تنگ میدارد؛ بیگمان در این، نشانههایی است برای گروهی که ایمان دارند؛ سوره روم، آیه ۳۶ - ۳۷.</ref> [[قرآن کریم]] از [[نومیدی]] از رحمت الهی نهی کرده {{متن قرآن|قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ}}<ref> بگو: ای بندگان من که با خویش گزافکاری کردهاید! از بخشایش خداوند ناامید نباشید که خداوند همه گناهان را میآمرزد؛ بیگمان اوست که آمرزنده بخشاینده است؛ سوره زمر، آیه۵۳.</ref>؛ {{متن قرآن|يَا بَنِيَّ اذْهَبُواْ فَتَحَسَّسُواْ مِن يُوسُفَ وَأَخِيهِ وَلاَ تَيْأَسُواْ مِن رَّوْحِ اللَّهِ إِنَّهُ لاَ يَيْأَسُ مِن رَّوْحِ اللَّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْكَافِرُونَ}}<ref> ای فرزندان من! بروید و از یوسف و برادرش خبر گیرید و از رحمت خداوند نومید نگردید که جز گروه کافران (کسی) از رحمت خداوند نومید نمیگردد؛ سوره یوسف، آیه۸۷.</ref> و آن را از ویژگی [[گمراهان]] شمرده است: {{متن قرآن|قَالَ وَمَن يَقْنَطُ مِن رَّحْمَةِ رَبِّهِ إِلاَّ الضَّالُّونَ}}([[حجر]]/۵۶). {{متن قرآن|رَّوْحِ}} به معنای [[رحمت]]<ref>نثر طوبی، ج ۱، ص۳۲۵؛ نمونه، ج ۱۰، ص۵۸.</ref>، راحت، [[فرج]] و [[گشایش]] کار<ref>نمونه، ج ۱۰، ص۵۸.</ref> و به نظری، فرج پس از شدت<ref>روح المعانی، ج ۷، ص۴۳؛ المیزان، ج ۱۱، ص۲۳۵.</ref> است و بسیاری از [[مفسران]] آن را به رحمت [[تفسیر]] کردهاند<ref>مجمع البیان، ج ۵، ص۳۹۵؛ الدر المنثور، ج ۴، ص۳۳؛ تفسیر هدایت، ج ۵، ص۲۱۰؛ الجدید، ج ۴، ص۷۵.</ref>. در [[آیه]] ۸۷ [[سوره یوسف]]، [[یأس]] از رحمتْ ویژگی [[کافران]] شمرده شده؛ زیرا [[ناامیدی]] از رحمت به معنای محدود دانستن [[قدرت الهی]]، [[کفر]] به گستردگی رحمت او<ref>المیزان، ج ۱۱، ص۲۳۴.</ref>، [[اعتقاد]] به [[بخل]] وی و [[باور]] نداشتن [[فراگیری علم]] [[خدای سبحان]]<ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۸، ص۵۰۱.</ref> است و [[گمراه]] دانستن [[مأیوس]] از رحمت در آیه [[سوره حجر]]، به جهت [[گمراهی]] او در زمینه [[معرفت خدای متعال]] و گسترده بودن رحمت و کمال [[علم]] و [[قدرت حضرت]] باری است<ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۹، ص۱۵۲؛ کنز الدقائق، ج ۷، ص۱۴۲؛ بیان السعاده، ج ۲، ص۴۰۳.</ref> در [[حدیثی قدسی]] بیان شده که خاستگاه [[نومیدی]] از [[رحمت الهی]]، [[بدگمانی]] به خداست<ref>التوحید، ص۳۴۰-۳۴۱.</ref>. تأکیدهای متعدد در [[آیات]]: {{متن قرآن|نَبِّىءْ عِبَادِي أَنِّي أَنَا الْغَفُورُ الرَّحِيمُ وَأَنَّ عَذَابِي هُوَ الْعَذَابُ الأَلِيمَ}}<ref> بندگانم را آگاه کن که بیگمان منم که آمرزنده بخشایندهام. و عذاب من است که عذاب دردناک است؛ سوره حجر، آیه ۴۹- ۵۰.</ref> نشان میدهند که [[مغفرت]] و [[رحمت الهی]] بیکران است؛ زیرا رحمت الهی را بیمشیت او، هیچ امری نمیتواند تحدید کنند و در برابرش مانعی فرضکردنی نیست: {{متن قرآن|وَاللَّهُ يَحْكُمُ لاَ مُعَقِّبَ لِحُكْمِهِ}}<ref> و خداوند داوری میکند و داوریاش بازدارندهای ندارد؛ سوره رعد، آیه۴۱.</ref>، از همینرو نباید کسی از مغفرت و [[روح]] و [[رحمت]] او [[ناامید]] گردد، هرچند نباید عذابش را کوچک شمرده و او را [[درمانده]] بداند و خود را از [[مکر]] وی ایمن{{متن قرآن|قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ وَأَنِيبُوا إِلَى رَبِّكُمْ}}<ref> بگو: ای بندگان من که با خویش گزافکاری کردهاید! از بخشایش خداوند ناامید نباشید که خداوند همه گناهان را میآمرزد؛ بیگمان اوست که آمرزنده بخشاینده است؛ سوره زمر، آیه۵۳ - ۵۴.</ref><ref>المیزان، ج ۱۲، ص۱۷۹ - ۱۸۰.</ref>. بر اساس [[آیه]] {{متن قرآن|فَإِن كَذَّبُوكَ فَقُل رَّبُّكُمْ ذُو رَحْمَةٍ وَاسِعَةٍ وَلاَ يُرَدُّ بَأْسُهُ عَنِ الْقَوْمِ الْمُجْرِمِينَ}}<ref> پس اگر تو را دروغزن شمردهاند، بگو پروردگارتان دارای بخشایشی گسترده است و عذاب وی را از گروه تبهکاران باز نمیگردانند؛ سوره انعام، آیه۱۴۷.</ref> [[مجرمان]] نباید خود را به سعه رحمت الهی [[فریب]] دهند، چون به رغم مهلت [[الهی]]، [[اهمال]] در [[مجازات]] وجود ندارد<ref>التسهیل، ج ۱، ص۲۷۹؛ تفسیر مراغی، ج ۸، ص۶۰.</ref> اگر زمینه [[لطف]] و رحمت در وجود کسی منتفی شود، به [[قهر]] و [[مؤاخذه]] و شدّت گرفتار میآید<ref>تفسیر روشن، ج ۸، ص۲۲۳.</ref>، پس نباید به [[امید]] رحمت، مجرمان خود را از [[عذاب]] ایمن بدانند<ref>الکشاف، ج ۲، ص۷۶.</ref> [[آیات]]: {{متن قرآن|نَبِّىءْ عِبَادِي أَنِّي أَنَا الْغَفُورُ الرَّحِيمُ وَأَنَّ عَذَابِي هُوَ الْعَذَابُ الأَلِيمَ}}<ref> بندگانم را آگاه کن که بیگمان منم که آمرزنده بخشایندهام. و عذاب من است که عذاب دردناک است؛ سوره حجر، آیه ۴۹- ۵۰.</ref> به [[آگاه]] ساختن [[مردم]] از [[غفور]] و رحیم بودن [[خدا]] و [[ابلاغ]] [[عذاب]] دردناک دستور داده، تا از هر گونه [[سوء استفاده]] از مظاهر [[رحمت الهی]] [[پیشگیری]] شود<ref>نمونه، ج ۱۱، ص۹۳.</ref>، چنان که [[آیه]] {{متن قرآن|اعْلَمُواْ أَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ وَأَنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ}}<ref> بدانید که خداوند سخت کیفر و خداوند آمرزندهای بخشاینده است؛ سوره مائده، آیه۹۸.</ref> از [[شدید العقاب]] و غفور و رحیم بودن خدا یاد کرده؛ زیرا [[خوف و رجا]] هر دو از شروط ایماناند<ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۲، ص۴۴۱.</ref>. آیه {{متن قرآن|فَإِنْ أَعْرَضُوا فَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًا إِنْ عَلَيْكَ إِلاَّ الْبَلاغُ وَإِنَّا إِذَا أَذَقْنَا الإِنسَانَ مِنَّا رَحْمَةً فَرِحَ بِهَا وَإِن تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ فَإِنَّ الإِنسَانَ كَفُورٌ}}<ref> پس اگر روی گرداندند تو را بر آنان نگهبان نفرستادهایم، بر تو جز پیامرسانی نیست و ما هر گاه به آدمی بخشایشی از خود چشاندیم بدان شادمان شد و چون برای کارهایی که کردهاند گزندی به آنان برسد بیگمان (در آن حال) آدمی بسیار ناسپاس است؛ سوره شوری، آیه۴۸.</ref> تلویحاً [[انسانی]] را که به رحمتها و [[نعمتهای الهی]] سرگرم یا در مصائبی که ثمره بدیهای خود او بوده، به جای [[تذکر]]، به [[کفران]] [[الهی]] سرگرم شده، [[توبیخ]] کرده است<ref>المیزان، ج ۱۸، ص۶۸.</ref>.<ref>[[محمد صادق صالحیمنش|صالحیمنش، محمد صادق]]، [[رحمت - صالحیمنش (مقاله)|رحمت]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳]]، ص۵۴۴- ۵۸۰.</ref> | ||
== [[رحمت]] [[انسان]] جلوه رحمت الهی == | == [[رحمت]] [[انسان]] جلوه رحمت الهی == | ||
| خط ۱۰۶: | خط ۱۰۶: | ||
بهره [[بنده]] از صفت رحمان این است که هیچ مستمندی را وا نگذارد و در رفع احتیاج [[نیازمندان]] به [[مال]]، [[آبرو]] یا [[شفاعت]] نزد دیگران بکوشد و اگر از همه اینها [[درمانده]] بود، با [[دعاء]] او را کمک کند و از [[نیازمندی]] او [[غمگین]] باشد و خود را در ضرر یا [[حاجت]] او سهیم بداند. بهره [[بنده]] از رحمت رحیمی این است که به غافلان [[ترحم]] و به [[گناهکاران]] به دیده [[رحمت]] بنگرد نه [[سرزنش]]، بلکه با [[مهربانی]] و [[لطف]] آنان را از [[غفلت]] باز دارد و به [[خدا]] [[دعوت]] کند و از [[عذاب]] برهاند<ref>اسرار الصلاه، ص۳۴۸ - ۳۴۹؛ المراقبات، ص۱۴۳.</ref>. | بهره [[بنده]] از صفت رحمان این است که هیچ مستمندی را وا نگذارد و در رفع احتیاج [[نیازمندان]] به [[مال]]، [[آبرو]] یا [[شفاعت]] نزد دیگران بکوشد و اگر از همه اینها [[درمانده]] بود، با [[دعاء]] او را کمک کند و از [[نیازمندی]] او [[غمگین]] باشد و خود را در ضرر یا [[حاجت]] او سهیم بداند. بهره [[بنده]] از رحمت رحیمی این است که به غافلان [[ترحم]] و به [[گناهکاران]] به دیده [[رحمت]] بنگرد نه [[سرزنش]]، بلکه با [[مهربانی]] و [[لطف]] آنان را از [[غفلت]] باز دارد و به [[خدا]] [[دعوت]] کند و از [[عذاب]] برهاند<ref>اسرار الصلاه، ص۳۴۸ - ۳۴۹؛ المراقبات، ص۱۴۳.</ref>. | ||
[[امر به معروف و نهی از منکر]]، جلوه رحمت رحیمی است، از همینرو بر [[آمر به معروف و ناهی از منکر]] لازم است که به [[قلب]] خود از رحمت رحیمی بچشاند و رحمت، او را به [[ارشاد]] [[جاهلان]] و [[بیدار]] کردن غافلان وادارد. [[خدای متعال]] [[حضرت موسی]]{{ع}} را برای [[هدایت]] و [[نجات]] بنده [[طغیانگری]] فرستاد که {{متن قرآن|أَنَا رَبُّكُمُ الأَعْلَى}}<ref>من پروردگار برتر شمایم؛ سوره نازعات، آیه ۲۴.</ref> میگفت، حال آنکه میتوانست او را به [[صاعقه]] [[غضب]] بسوزاند؛ ولی رحمت رحیمی برای او دو [[پیغمبر]] بزرگ حضرت موسی{{ع}} و [[حضرت هارون]]{{ع}} را میفرستد و سفارش میکند با او با [[کلام]] نرم [[گفتوگو]] کنید: {{متن قرآن|اذْهَبَا إِلَى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَى فَقُولا لَهُ قَوْلا لَّيِّنًا لَّعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشَى}}<ref> به سوی فرعون بروید که او سرکشی کرده است. و با او به نرمی سخن گویید باشد که او پند گیرد یا بهراسد؛ سوره طه، آیه ۴۳- ۴۴.</ref><ref>شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص۳۱۹؛ آداب الصلاه، ص۲۳۷-۲۴۰.</ref>. به دیدهای، مراد از رحمت در [[آیه]]: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَتْكُم مَّوْعِظَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَشِفَاء لِّمَا فِي الصُّدُورِ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِينَ}}<ref> ای مردم! برای شما پندی از سوی پروردگارتان و شفایی برای دلها و رهنمود و بخشایشی برای مؤمنان آمده است؛ سوره یونس، آیه۵۷.</ref> رحمتی است که [[مؤمنان]] در میان خود و با یکدیگر دارند<ref>المنار، ج ۱۱، ص۴۰۳.</ref>. بر پایه روایتی از [[امام صادق]]{{ع}} علت [[تحریم]] [[آشامیدن]] [[خون]]، آن است که [[انسانها]] را درّندهخو و [[سنگدل]] میسازد و [[رأفت]] و رحمت را کم میکند، تا آنجا که اطمینانی نیست که خورنده [[خون]] به کشتن فرزند و [[پدر و مادر]] خود دست نزند<ref>الکافی، ج ۶، ص۲۴۱ - ۲۴۲.</ref>. گفتنی است قرار دادن نیروی [[غضب]] در [[انسان]] نیز اقتضاء رحمت رحمانی [[الهی]] است که دفع موذیات خارجی و داخلی فردی، نیز مفسدات و مخلات [[نظام]] عایله و [[جامعه]] و [[مدینه فاضله]] در گرو آن است، بلکه [[جهاد با نفس]] و [[جنود]] [[ابلیس]] و [[جهل]]، تحت [[حمایت]] آن انجام میگیرد: {{متن قرآن|وَأَشِدَّاء عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاء بَيْنَهُمْ}}<ref>بر کافران سختگیر، میان خویش مهربانند؛ سوره فتح، آیه۲۹.</ref><ref>شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص۲۴۲-۲۴۳.</ref>.<ref>[[محمد صادق صالحیمنش|صالحیمنش، محمد صادق]]، [[رحمت - صالحیمنش (مقاله)|رحمت | [[امر به معروف و نهی از منکر]]، جلوه رحمت رحیمی است، از همینرو بر [[آمر به معروف و ناهی از منکر]] لازم است که به [[قلب]] خود از رحمت رحیمی بچشاند و رحمت، او را به [[ارشاد]] [[جاهلان]] و [[بیدار]] کردن غافلان وادارد. [[خدای متعال]] [[حضرت موسی]]{{ع}} را برای [[هدایت]] و [[نجات]] بنده [[طغیانگری]] فرستاد که {{متن قرآن|أَنَا رَبُّكُمُ الأَعْلَى}}<ref>من پروردگار برتر شمایم؛ سوره نازعات، آیه ۲۴.</ref> میگفت، حال آنکه میتوانست او را به [[صاعقه]] [[غضب]] بسوزاند؛ ولی رحمت رحیمی برای او دو [[پیغمبر]] بزرگ حضرت موسی{{ع}} و [[حضرت هارون]]{{ع}} را میفرستد و سفارش میکند با او با [[کلام]] نرم [[گفتوگو]] کنید: {{متن قرآن|اذْهَبَا إِلَى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَى فَقُولا لَهُ قَوْلا لَّيِّنًا لَّعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشَى}}<ref> به سوی فرعون بروید که او سرکشی کرده است. و با او به نرمی سخن گویید باشد که او پند گیرد یا بهراسد؛ سوره طه، آیه ۴۳- ۴۴.</ref><ref>شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص۳۱۹؛ آداب الصلاه، ص۲۳۷-۲۴۰.</ref>. به دیدهای، مراد از رحمت در [[آیه]]: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَتْكُم مَّوْعِظَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَشِفَاء لِّمَا فِي الصُّدُورِ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِينَ}}<ref> ای مردم! برای شما پندی از سوی پروردگارتان و شفایی برای دلها و رهنمود و بخشایشی برای مؤمنان آمده است؛ سوره یونس، آیه۵۷.</ref> رحمتی است که [[مؤمنان]] در میان خود و با یکدیگر دارند<ref>المنار، ج ۱۱، ص۴۰۳.</ref>. بر پایه روایتی از [[امام صادق]]{{ع}} علت [[تحریم]] [[آشامیدن]] [[خون]]، آن است که [[انسانها]] را درّندهخو و [[سنگدل]] میسازد و [[رأفت]] و رحمت را کم میکند، تا آنجا که اطمینانی نیست که خورنده [[خون]] به کشتن فرزند و [[پدر و مادر]] خود دست نزند<ref>الکافی، ج ۶، ص۲۴۱ - ۲۴۲.</ref>. گفتنی است قرار دادن نیروی [[غضب]] در [[انسان]] نیز اقتضاء رحمت رحمانی [[الهی]] است که دفع موذیات خارجی و داخلی فردی، نیز مفسدات و مخلات [[نظام]] عایله و [[جامعه]] و [[مدینه فاضله]] در گرو آن است، بلکه [[جهاد با نفس]] و [[جنود]] [[ابلیس]] و [[جهل]]، تحت [[حمایت]] آن انجام میگیرد: {{متن قرآن|وَأَشِدَّاء عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاء بَيْنَهُمْ}}<ref>بر کافران سختگیر، میان خویش مهربانند؛ سوره فتح، آیه۲۹.</ref><ref>شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص۲۴۲-۲۴۳.</ref>.<ref>[[محمد صادق صالحیمنش|صالحیمنش، محمد صادق]]، [[رحمت - صالحیمنش (مقاله)|رحمت]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳]]، ص۵۴۴- ۵۸۰.</ref> | ||
== تجلی کامل [[رحمت الهی]] در [[آخرت]] == | == تجلی کامل [[رحمت الهی]] در [[آخرت]] == | ||
| خط ۱۱۵: | خط ۱۱۵: | ||
بهشت نیز از مصادیق بارز رحمت الهی در [[آخرت]] است که [[انسان]] برای آن [[آفریده]] شده<ref>المیزان، ج ۸، ص۳۳۴.</ref>، چنان که در [[آیات]] متعدد از بهشت به رحمت تعبیر شده است: {{متن قرآن|وَأَمَّا الَّذِينَ ابْيَضَّتْ وُجُوهُهُمْ فَفِي رَحْمَةِ اللَّهِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ}}<ref>و امّا آنان که سپیدرویند در (بهشت) بخشایش خداوند به سر میبرند، آنان در آن جاودانند؛ سوره آل عمران، آیه ۱۰۷.</ref><ref>کشف الاسرار، ج ۱، ص۲۱۸؛ التفسیر الکبیر، ج ۸، ص۳۲۰.</ref>؛ {{متن قرآن|وَالَّذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِ اللَّهِ وَلِقَائِهِ أُوْلَئِكَ يَئِسُوا مِن رَّحْمَتِي وَأُولَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ}}<ref> و کسانی که به آیات خداوند و لقای او کفر ورزیدهاند از بخشایش من ناامیدند و آنان را عذابی دردناک خواهد بود؛ سوره عنکبوت، آیه۲۳.</ref><ref>تفسیر مقاتل، ج ۳، ص۸۴۱.</ref>؛ {{متن قرآن|فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَيُدْخِلُهُمْ رَبُّهُمْ فِي رَحْمَتِهِ ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْمُبِينُ}}<ref> امّا آنان که [[ایمان]] آورده و کارهای شایسته کردهاند پروردگارشان آنان را در (کنف) [[بخشایش]] خویش درمیآورد؛ این همان [[رستگاری]] آشکار است؛ [[سوره جاثیه]]، آیه۳۰.</ref>؛ {{متن قرآن|يُدْخِلُ مَن يَشَاء فِي رَحْمَتِهِ وَالظَّالِمِينَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا}}<ref>هر که را بخواهد در بخشایش خویش درمیآورد و برای ستمگران عذابی دردناک آماده کرده است؛ سوره انسان، آیه ۳۱.</ref><ref>تفسیر ابنکثیر، ج ۷، ص۲۵۰؛ ارشاد الاذهان، ص۵۸۵؛ المیزان، ج ۱۶، ص۱۱۹.</ref>. نامیدن [[بهشت]] به [[رحمت]]، یا از آن جهت است که رحمت با بهشت ملازم است<ref>المیزان، ج ۱۶، ص۱۱۹.</ref>؛ زیرا بهشت سرای [[رحمت الهی]] است<ref>روح البیان، ج ۸، ص۴۵۵.</ref>؛ یا از آن روست که [[بنده]] [[استحقاق بهشت]] را ندارد، بلکه به رحمت الهی وارد آن میگردد؛ زیرا [[طاعت]] را [[خدا]] برای او میسّر ساخته است<ref>التفسیر الکبیر، ج ۸، ص۳۲۰.</ref>. همچنین در [[آیات]]: {{متن قرآن|فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُواْ بِاللَّهِ وَاعْتَصَمُواْ بِهِ فَسَيُدْخِلُهُمْ فِي رَحْمَةٍ مِّنْهُ وَفَضْلٍ وَيَهْدِيهِمْ إِلَيْهِ صِرَاطًا مُّسْتَقِيمًا}}<ref> اما آن کسان که به خداوند ایمان آوردند و به او چنگ در زدند، (خداوند) آنان را در بخشایش و بخششی از خویش در خواهد آورد و ایشان را به راهی راست به سوی خود راهنمایی خواهد کرد؛ سوره نساء، آیه۱۷۵.</ref>، {{متن قرآن|أُوْلَئِكَ الَّذِينَ يَدْعُونَ يَبْتَغُونَ إِلَى رَبِّهِمُ الْوَسِيلَةَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ وَيَرْجُونَ رَحْمَتَهُ وَيَخَافُونَ عَذَابَهُ إِنَّ عَذَابَ رَبِّكَ كَانَ مَحْذُورًا}}<ref> آن کسانی که (مشرکان به پرستش) میخوانند خود به سوی پروردگارشان دستاویز میجویند تا کدام یک (به خداوند) نزدیکتر گردند و به بخشایش او امید میبرند و از عذاب وی میهراسند؛ بیگمان عذاب پروردگارت پرهیختنی است؛ سوره اسراء، آیه ۵۷.</ref>، {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ آمَنُواْ وَالَّذِينَ هَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أُوْلَئِكَ يَرْجُونَ رَحْمَتَ اللَّهِ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ}}<ref> بیگمان کسانی که ایمان آوردند و در راه خداوند هجرت و جهاد کردند، به بخشایش خداوند امید دارند و خداوند آمرزندهای بخشاینده است؛ سوره بقره، آیه۲۱۸.</ref>، {{متن قرآن|وَالَّذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِ اللَّهِ وَلِقَائِهِ أُوْلَئِكَ يَئِسُوا مِن رَّحْمَتِي وَأُولَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ}}<ref> و کسانی که به [[آیات خداوند]] و لقای او [[کفر]] ورزیدهاند از [[بخشایش]] من ناامیدند و آنان را عذابی دردناک خواهد بود؛ [[سوره عنکبوت]]، آیه۲۳.</ref><ref>الوجوه والنظائر، ص۳۵۸.</ref>، {{متن قرآن|يَوْمَ يَقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَالْمُنَافِقَاتُ لِلَّذِينَ آمَنُوا انظُرُونَا نَقْتَبِسْ مِن نُّورِكُمْ قِيلَ ارْجِعُوا وَرَاءكُمْ فَالْتَمِسُوا نُورًا فَضُرِبَ بَيْنَهُم بِسُورٍ لَّهُ بَابٌ بَاطِنُهُ فِيهِ الرَّحْمَةُ وَظَاهِرُهُ مِن قِبَلِهِ الْعَذَابُ}}<ref> روزی که مردان و زنان منافق به مؤمنان میگویند: چشم به راه ما بمانید تا از فروغتان (بهرهای) بگیریم، (به آنان) گفته میشود: به پس پشت خود باز گردید و فروغی بجویید؛ آنگاه میان آنان (و مؤمنان) بارویی میکشند که دری دارد، درون آن بخشایش و بیرون آن روی به عذاب دارد؛ سوره حدید، آیه ۱۳.</ref><ref>التفسیر الکبیر، ج ۲۹، ص۴۵۸؛ تفسیر بغوی، ج ۵، ص۲۹.</ref> و {{متن قرآن|وَلَوْ شَاء اللَّهُ لَجَعَلَهُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَكِن يُدْخِلُ مَن يَشَاء فِي رَحْمَتِهِ وَالظَّالِمُونَ مَا لَهُم مِّن وَلِيٍّ وَلا نَصِيرٍ}}<ref> و اگر خداوند میخواست آنان را امّتی یگانه میکرد امّا هر کس را که بخواهد در بخشایش خویش درمیآورد و ستمگران را هیچ یار و یاوری نیست؛ سوره شوری، آیه۸.</ref><ref>ارشاد الاذهان، ص۴۸۸؛ المیزان، ج ۱۸، ص۱۹.</ref> [[رحمت]] به [[بهشت]] [[تفسیر]] شده است. | بهشت نیز از مصادیق بارز رحمت الهی در [[آخرت]] است که [[انسان]] برای آن [[آفریده]] شده<ref>المیزان، ج ۸، ص۳۳۴.</ref>، چنان که در [[آیات]] متعدد از بهشت به رحمت تعبیر شده است: {{متن قرآن|وَأَمَّا الَّذِينَ ابْيَضَّتْ وُجُوهُهُمْ فَفِي رَحْمَةِ اللَّهِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ}}<ref>و امّا آنان که سپیدرویند در (بهشت) بخشایش خداوند به سر میبرند، آنان در آن جاودانند؛ سوره آل عمران، آیه ۱۰۷.</ref><ref>کشف الاسرار، ج ۱، ص۲۱۸؛ التفسیر الکبیر، ج ۸، ص۳۲۰.</ref>؛ {{متن قرآن|وَالَّذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِ اللَّهِ وَلِقَائِهِ أُوْلَئِكَ يَئِسُوا مِن رَّحْمَتِي وَأُولَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ}}<ref> و کسانی که به آیات خداوند و لقای او کفر ورزیدهاند از بخشایش من ناامیدند و آنان را عذابی دردناک خواهد بود؛ سوره عنکبوت، آیه۲۳.</ref><ref>تفسیر مقاتل، ج ۳، ص۸۴۱.</ref>؛ {{متن قرآن|فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَيُدْخِلُهُمْ رَبُّهُمْ فِي رَحْمَتِهِ ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْمُبِينُ}}<ref> امّا آنان که [[ایمان]] آورده و کارهای شایسته کردهاند پروردگارشان آنان را در (کنف) [[بخشایش]] خویش درمیآورد؛ این همان [[رستگاری]] آشکار است؛ [[سوره جاثیه]]، آیه۳۰.</ref>؛ {{متن قرآن|يُدْخِلُ مَن يَشَاء فِي رَحْمَتِهِ وَالظَّالِمِينَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا}}<ref>هر که را بخواهد در بخشایش خویش درمیآورد و برای ستمگران عذابی دردناک آماده کرده است؛ سوره انسان، آیه ۳۱.</ref><ref>تفسیر ابنکثیر، ج ۷، ص۲۵۰؛ ارشاد الاذهان، ص۵۸۵؛ المیزان، ج ۱۶، ص۱۱۹.</ref>. نامیدن [[بهشت]] به [[رحمت]]، یا از آن جهت است که رحمت با بهشت ملازم است<ref>المیزان، ج ۱۶، ص۱۱۹.</ref>؛ زیرا بهشت سرای [[رحمت الهی]] است<ref>روح البیان، ج ۸، ص۴۵۵.</ref>؛ یا از آن روست که [[بنده]] [[استحقاق بهشت]] را ندارد، بلکه به رحمت الهی وارد آن میگردد؛ زیرا [[طاعت]] را [[خدا]] برای او میسّر ساخته است<ref>التفسیر الکبیر، ج ۸، ص۳۲۰.</ref>. همچنین در [[آیات]]: {{متن قرآن|فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُواْ بِاللَّهِ وَاعْتَصَمُواْ بِهِ فَسَيُدْخِلُهُمْ فِي رَحْمَةٍ مِّنْهُ وَفَضْلٍ وَيَهْدِيهِمْ إِلَيْهِ صِرَاطًا مُّسْتَقِيمًا}}<ref> اما آن کسان که به خداوند ایمان آوردند و به او چنگ در زدند، (خداوند) آنان را در بخشایش و بخششی از خویش در خواهد آورد و ایشان را به راهی راست به سوی خود راهنمایی خواهد کرد؛ سوره نساء، آیه۱۷۵.</ref>، {{متن قرآن|أُوْلَئِكَ الَّذِينَ يَدْعُونَ يَبْتَغُونَ إِلَى رَبِّهِمُ الْوَسِيلَةَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ وَيَرْجُونَ رَحْمَتَهُ وَيَخَافُونَ عَذَابَهُ إِنَّ عَذَابَ رَبِّكَ كَانَ مَحْذُورًا}}<ref> آن کسانی که (مشرکان به پرستش) میخوانند خود به سوی پروردگارشان دستاویز میجویند تا کدام یک (به خداوند) نزدیکتر گردند و به بخشایش او امید میبرند و از عذاب وی میهراسند؛ بیگمان عذاب پروردگارت پرهیختنی است؛ سوره اسراء، آیه ۵۷.</ref>، {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ آمَنُواْ وَالَّذِينَ هَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أُوْلَئِكَ يَرْجُونَ رَحْمَتَ اللَّهِ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ}}<ref> بیگمان کسانی که ایمان آوردند و در راه خداوند هجرت و جهاد کردند، به بخشایش خداوند امید دارند و خداوند آمرزندهای بخشاینده است؛ سوره بقره، آیه۲۱۸.</ref>، {{متن قرآن|وَالَّذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِ اللَّهِ وَلِقَائِهِ أُوْلَئِكَ يَئِسُوا مِن رَّحْمَتِي وَأُولَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ}}<ref> و کسانی که به [[آیات خداوند]] و لقای او [[کفر]] ورزیدهاند از [[بخشایش]] من ناامیدند و آنان را عذابی دردناک خواهد بود؛ [[سوره عنکبوت]]، آیه۲۳.</ref><ref>الوجوه والنظائر، ص۳۵۸.</ref>، {{متن قرآن|يَوْمَ يَقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَالْمُنَافِقَاتُ لِلَّذِينَ آمَنُوا انظُرُونَا نَقْتَبِسْ مِن نُّورِكُمْ قِيلَ ارْجِعُوا وَرَاءكُمْ فَالْتَمِسُوا نُورًا فَضُرِبَ بَيْنَهُم بِسُورٍ لَّهُ بَابٌ بَاطِنُهُ فِيهِ الرَّحْمَةُ وَظَاهِرُهُ مِن قِبَلِهِ الْعَذَابُ}}<ref> روزی که مردان و زنان منافق به مؤمنان میگویند: چشم به راه ما بمانید تا از فروغتان (بهرهای) بگیریم، (به آنان) گفته میشود: به پس پشت خود باز گردید و فروغی بجویید؛ آنگاه میان آنان (و مؤمنان) بارویی میکشند که دری دارد، درون آن بخشایش و بیرون آن روی به عذاب دارد؛ سوره حدید، آیه ۱۳.</ref><ref>التفسیر الکبیر، ج ۲۹، ص۴۵۸؛ تفسیر بغوی، ج ۵، ص۲۹.</ref> و {{متن قرآن|وَلَوْ شَاء اللَّهُ لَجَعَلَهُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَكِن يُدْخِلُ مَن يَشَاء فِي رَحْمَتِهِ وَالظَّالِمُونَ مَا لَهُم مِّن وَلِيٍّ وَلا نَصِيرٍ}}<ref> و اگر خداوند میخواست آنان را امّتی یگانه میکرد امّا هر کس را که بخواهد در بخشایش خویش درمیآورد و ستمگران را هیچ یار و یاوری نیست؛ سوره شوری، آیه۸.</ref><ref>ارشاد الاذهان، ص۴۸۸؛ المیزان، ج ۱۸، ص۱۹.</ref> [[رحمت]] به [[بهشت]] [[تفسیر]] شده است. | ||
گفتنی است در زمانهای مخصوصی در [[دنیا]] نیز رحمت[[حق]] گستردهتر و امکان شمول آن بر [[بندگان]] بیشتر است که مهمترین آنها [[ماه مبارک رمضان]]، به ویژه [[شب قدر]] است. وصف شب قدر به [[سلام]]، اشاره به گسترش [[رحمت الهی]] بر بندگانی است که در این شب به او روی آورند<ref>المیزان، ج ۲۰، ص۳۳۳.</ref>؛ {{متن قرآن|سَلامٌ هِيَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ}}<ref> آن (شب) تا دمیدن سپیده (امن و) سلامت است؛ سوره قدر، آیه۵.</ref>. مراد از {{متن قرآن|لَيْلَةٍ مُّبَارَكَةٍ}} در [[آیه]] {{متن قرآن|إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةٍ مُّبَارَكَةٍ إِنَّا كُنَّا مُنذِرِينَ}}<ref> که ما آن را در شبی خجسته فرو فرستادیم، بیگمان ما بیمدهنده بودیم؛ سوره دخان، آیه۳.</ref>. نیز به قرینه آیه: {{متن قرآن|إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ}}<ref> ما آن (قرآن) را در شب قدر فرو فرستادیم؛ سوره قدر، آیه۱.</ref> [[شب قدر]] است و [[مبارک]] بودنش به جهت خیر فراوان و [[رحمت]] گسترده [[الهی]] بر [[مخلوقات]] است: {{متن قرآن|لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِّنْ أَلْفِ شَهْرٍ}}<ref> شب قدر از هزار ماه بهتر است؛ سوره قدر، آیه۳.</ref><ref>المیزان، ج ۱۸، ص۱۳۰.</ref>.<ref>[[محمد صادق صالحیمنش|صالحیمنش، محمد صادق]]، [[رحمت - صالحیمنش (مقاله)|رحمت | گفتنی است در زمانهای مخصوصی در [[دنیا]] نیز رحمت[[حق]] گستردهتر و امکان شمول آن بر [[بندگان]] بیشتر است که مهمترین آنها [[ماه مبارک رمضان]]، به ویژه [[شب قدر]] است. وصف شب قدر به [[سلام]]، اشاره به گسترش [[رحمت الهی]] بر بندگانی است که در این شب به او روی آورند<ref>المیزان، ج ۲۰، ص۳۳۳.</ref>؛ {{متن قرآن|سَلامٌ هِيَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ}}<ref> آن (شب) تا دمیدن سپیده (امن و) سلامت است؛ سوره قدر، آیه۵.</ref>. مراد از {{متن قرآن|لَيْلَةٍ مُّبَارَكَةٍ}} در [[آیه]] {{متن قرآن|إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةٍ مُّبَارَكَةٍ إِنَّا كُنَّا مُنذِرِينَ}}<ref> که ما آن را در شبی خجسته فرو فرستادیم، بیگمان ما بیمدهنده بودیم؛ سوره دخان، آیه۳.</ref>. نیز به قرینه آیه: {{متن قرآن|إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ}}<ref> ما آن (قرآن) را در شب قدر فرو فرستادیم؛ سوره قدر، آیه۱.</ref> [[شب قدر]] است و [[مبارک]] بودنش به جهت خیر فراوان و [[رحمت]] گسترده [[الهی]] بر [[مخلوقات]] است: {{متن قرآن|لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِّنْ أَلْفِ شَهْرٍ}}<ref> شب قدر از هزار ماه بهتر است؛ سوره قدر، آیه۳.</ref><ref>المیزان، ج ۱۸، ص۱۳۰.</ref>.<ref>[[محمد صادق صالحیمنش|صالحیمنش، محمد صادق]]، [[رحمت - صالحیمنش (مقاله)|رحمت]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳]]، ص۵۴۴- ۵۸۰.</ref> | ||
== مصادیق [[رحمت الهی]] == | == مصادیق [[رحمت الهی]] == | ||
| خط ۱۲۲: | خط ۱۲۲: | ||
در [[آیه]] ۸ [[سوره احقاف]] در پاسخ به [[انکار رسالت]]، [[غفور]] بودن و رحیم بودن [[پروردگار]] یاد شده است<ref>المیزان، ج ۱۸، ص۱۹۰ - ۱۸۹.</ref>؛ همچنین آیه {{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلاَّ رَحْمَةً لِّلْعَالَمِينَ}}<ref> و تو را جز رحمتی برای جهانیان، نفرستادهایم؛ سوره انبیاء، آیه۱۰۷.</ref> ارسال [[پیامبر اسلام]]{{صل}} را جز رحمت بر جهانیان ندانسته؛ آیه {{متن قرآن|وَيُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِينَ وَرَحْمَةٌ لِّلَّذِينَ آمَنُواْ مِنكُمْ}}<ref> برای آن دسته از شما که ایمان آوردهاند رحمت است و برای آن کسان که به فرستاده خداوند؛ سوره توبه، آیه۶۱.</ref> نیز ایشان را برای خصوص [[مؤمنان]]، رحمت به شمار آورده است. | در [[آیه]] ۸ [[سوره احقاف]] در پاسخ به [[انکار رسالت]]، [[غفور]] بودن و رحیم بودن [[پروردگار]] یاد شده است<ref>المیزان، ج ۱۸، ص۱۹۰ - ۱۸۹.</ref>؛ همچنین آیه {{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلاَّ رَحْمَةً لِّلْعَالَمِينَ}}<ref> و تو را جز رحمتی برای جهانیان، نفرستادهایم؛ سوره انبیاء، آیه۱۰۷.</ref> ارسال [[پیامبر اسلام]]{{صل}} را جز رحمت بر جهانیان ندانسته؛ آیه {{متن قرآن|وَيُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِينَ وَرَحْمَةٌ لِّلَّذِينَ آمَنُواْ مِنكُمْ}}<ref> برای آن دسته از شما که ایمان آوردهاند رحمت است و برای آن کسان که به فرستاده خداوند؛ سوره توبه، آیه۶۱.</ref> نیز ایشان را برای خصوص [[مؤمنان]]، رحمت به شمار آورده است. | ||
این تفاوت در تعبیر، از آنروست که رحمت در آیه ۱۰۷ [[سوره انبیاء]] رحمت شأنی و مراد آن است که جهانیان میتوانند از رحمت وجود وی برخوردار شوند و مقصود از رحمت در آیه ۶۱ [[سوره توبه]] رحمت فعلی و به این معناست که مؤمنان از رحمت وجود آن حضرت برخوردارند، چنان که مراد از رحمت در آیه: {{متن قرآن|فَبِمَا رَحْمَةٍ مِّنَ اللَّهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لاَنفَضُّواْ مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِي الأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ}}<ref> پس با بخشایشی از (سوی) خداوند با آنان نرمخویی ورزیدی و اگر درشتخویی سنگدل میبودی از دورت میپراکندند؛ پس آنان را ببخشای و برای ایشان آمرزش بخواه و با آنها در کار، رایزنی کن و چون آهنگ (کاری) کردی به خداوند توکل کن که خداوند توکل کنندگان (به خویش) را دوست میدارد؛ سوره آل عمران، آیه۱۵۹.</ref> [[رحمت]] خاص است، بنابراین [[فرستادن پیامبر]]{{صل}} از سر رحمت انجام گرفته: {{متن قرآن|أَمْرًا مِّنْ عِندِنَا إِنَّا كُنَّا مُرْسِلِينَ رَحْمَةً مِّن رَّبِّكَ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ}}<ref> به فرمانی از نزد ما که ما فرستندهایم. به بخشایشی از سوی پروردگارت که او شنوای داناست؛ [[سوره دخان]]، آیه۵ - ۶.</ref><ref>مجمع البیان، ج ۹، ص۹۳؛ مواهب علیه، ص۱۱۱۲؛ التحریر والتنویر، ج ۲۵، ص۳۱۱.</ref> و ایشان هم برای آنان که به او [[ایمان]] آورده و هم برای [[کافران]] که به او ایمان نیاوردهاند، رحمت است؛ چه نسبت به معاصران حضرت و چه در امتداد [[زمان]] و برای همه آیندگان<ref>المیزان، ج ۹، ص۳۱۶.</ref>. در [[آیه]] {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُم مُّصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْرَاةِ وَمُبَشِّرًا بِرَسُولٍ يَأْتِي مِن بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَدُ فَلَمَّا جَاءَهُم بِالْبَيِّنَاتِ قَالُوا هَذَا سِحْرٌ مُّبِينٌ}}<ref> و (یاد کن) آنگاه را که عیسی پسر مریم گفت: ای بنی اسرائیل! من فرستاده خداوند به سوی شمایم، توراتی را که پیش از من بوده است راست میشمارم و نویددهنده به پیامبری هستم که پس از من خواهد آمد، نام او احمد است؛ امّا چون برای آنان برهانها (ی روشن) آورد، گفتند: این جادویی آشکار است؛ سوره صف، آیه۶.</ref> از زبان [[حضرت عیسی]]{{ع}} به [[بعثت]] [[پیامبر اسلام]]{{صل}} [[بشارت]] داده شده است. بشارت، خبر [[خوشی]] است که خوبی و خیری را نوید میدهد و در [[بعثت پیامبر]]{{صل}} باز شدن درهای [[رحمت الهی]] بر [[مردم]] است که [[سعادت دنیا]] و [[آخرت]] آنان را تأمین میکند<ref>المیزان، ج ۱۹، ص۲۵۲.</ref>. در آیه {{متن قرآن|كَذَلِكَ أَرْسَلْنَاكَ فِي أُمَّةٍ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهَا أُمَمٌ لِّتَتْلُوَ عَلَيْهِمُ الَّذِيَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَهُمْ يَكْفُرُونَ بِالرَّحْمَنِ قُلْ هُوَ رَبِّي لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ مَتَابِ}}<ref> بدینگونه تو را میان امّتی که پیش از آن، امّتهایی گذشتهاند فرستادیم تا بر آنها آنچه را به تو وحی کردهایم بخوانی، در حالی که آنان به (خداوند) بخشنده کفر میورزند؛ بگو او پروردگار من است، خدایی جز او نیست، بر او توکّل کردم و بازگشتم به سوی اوست؛ سوره رعد، آیه۳۰.</ref> جمله {{متن قرآن|وَهُمْ يَكْفُرُونَ بِالرَّحْمَنِ}} به [[کفران نعمت]] ارسال [[پیامبر]]{{صل}} و انزال [[قرآن کریم]] اشاره دارد که از مظاهر [[رحمت الهی]] به شمار میآیند<ref>تفیسر بیضاوی، ج ۳، ص۱۸۷.</ref> و اینکه امتناع از پذیرش [[دعوت پیامبر]]{{صل}} و [[تصدیق]] [[وحی]]، [[کفر]] ورزیدن به [[رحمت]] عامِ خداست<ref>المیزان، ج ۱۱، ص۳۵۸.</ref>. [[خدای متعال]] [[حضرت عیسی]]{{ع}} را نیز رحمت قرار داده است: {{متن قرآن|قَالَ كَذَلِكِ قَالَ رَبُّكِ هُوَ عَلَيَّ هَيِّنٌ وَلِنَجْعَلَهُ آيَةً لِلنَّاسِ وَرَحْمَةً مِّنَّا وَكَانَ أَمْرًا مَّقْضِيًّا}}<ref> گفت: چنین است؛ پروردگارت میفرماید که آن (کار) بر من آسان است و (بر آنیم) تا او را نشانهای برای مردم و رحمتی از سوی خویش گردانیم و این کاری انجام شدنی است؛ سوره مریم، آیه ۲۱.</ref>بعضی [[بعث]] [[انبیا]]<ref>آداب الصلوه، ص۶۶.</ref> از جمله فرستادن [[حضرت موسی]]{{ع}} و [[حضرت هارون]]{{ع}} به سوی [[فرعون]] را برخاسته از رحمت رحیمی [[الهی]] دانستهاند<ref>شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص۳۱۹.</ref>. همچنان که [[بعثت پیامبران]] برای همه [[انسانها]] رحمت است، برای خود پیامبر نیز رحمت، بلکه [[نبوت]] بالاترین درجه رحمت برای [[بنده]] به شمار میآید<ref>ارشاد الاذهان، ص۳۳۴.</ref> در [[آیات]] متعددی، مانند: {{متن قرآن|وَأَدْخَلْنَاهُ فِي رَحْمَتِنَا إِنَّهُ مِنَ الصَّالِحِينَ}}<ref> و او را در (پناه) بخشایش خویش درآوردیم که او از شایستگان بود؛ سوره انبیاء، آیه۷۵.</ref><ref>المیزان، ج ۱۴، ص۳۰۶.</ref>، {{متن قرآن|وَأَدْخَلْنَاهُمْ فِي رَحْمَتِنَا إِنَّهُم مِّنَ الصَّالِحِينَ}}<ref> و آنان را در بخشایش خویش در آوردیم؛ بیگمان آنها از شایستگان بودند؛ سوره انبیاء، آیه۸۶.</ref><ref>ارشاد الاذهان، ص۳۳۵.</ref>، {{متن قرآن|أَهُمْ يَقْسِمُونَ رَحْمَةَ رَبِّكَ نَحْنُ قَسَمْنَا بَيْنَهُم مَّعِيشَتَهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَرَفَعْنَا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ لِيَتَّخِذَ بَعْضُهُم بَعْضًا سُخْرِيًّا وَرَحْمَتُ رَبِّكَ خَيْرٌ مِّمَّا يَجْمَعُونَ}}<ref> آیا آنان بخشایش پروردگارت را تقسیم میکنند؟ ماییم که توشه زندگی آنان را در زندگانی این جهان میانشان تقسیم کردهایم و برخی از آنان را بر دیگری به پایههایی برتری دادهایم تا برخی، برخی دیگر را به کار گیرند و بخشایش پروردگارت از آنچه آنان فراهم میآورند بهتر است؛ سوره زخرف، آیه۳۲.</ref><ref>روح المعانی، ج ۱۳، ص۷۸؛ المیزان، ج ۱۸، ص۹۸؛ ارشاد الاذهان، ص۴۹۶.</ref>، {{متن قرآن|أَمْ عِندَهُمْ خَزَائِنُ رَحْمَةِ رَبِّكَ الْعَزِيزِ الْوَهَّابِ}}<ref> یا گنجینههای بخشایش پروردگار پیروز بخشنده تو نزد آنان است؟؛ سوره ص، آیه۹.</ref>، {{متن قرآن|وَآتَانِي رَحْمَةً مِّنْ عِندِهِ}}<ref> به من بخشایشی از سوی خویش داده باشد؛ سوره هود، آیه۲۸.</ref> و {{متن قرآن|قَالَ يَا قَوْمِ أَرَأَيْتُمْ إِن كُنتُ عَلَى بَيِّنَةً مِّن رَّبِّي وَآتَانِي مِنْهُ رَحْمَةً فَمَن يَنصُرُنِي مِنَ اللَّهِ إِنْ عَصَيْتُهُ فَمَا تَزِيدُونَنِي غَيْرَ تَخْسِيرٍ}}<ref> گفت: ای قوم من! مرا خبر دهید اگر برهانی از پروردگار خود داشته باشم و او از نزد خویش بخشایشی به من ارزانی داشته باشد، چه کسی مرا در برابر خداوند چنانچه با او نافرمانی کنم، یاری خواهد کرد؟! پس شما جز زیان، بر من نمیافزایید؛ سوره هود، آیه۶۳.</ref><ref>المیزان، ج ۱۰، ص۳۱۲.</ref>. [[رحمت]] بهنبوت و در پارهای از آنها<ref>فتح القدیر، ج ۴، ص۴۸۴.</ref>، به [[نبوت]] و دیگر [[نعمتهای الهی]] [[تفسیر]] شده<ref>التفسیر الکاشف، ج ۶، ص۳۶۶.</ref>، چنانکه بر پایه روایتی<ref>مجمع البیان، ج ۱، ص۳۴۴.</ref> مراد از رحمت در [[آیه]] {{متن قرآن|مَّا يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ وَلاَ الْمُشْرِكِينَ أَن يُنَزَّلَ عَلَيْكُم مِّنْ خَيْرٍ مِّن رَّبِّكُمْ وَاللَّهُ يَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ مَن يَشَاء وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ}}<ref> کافران از اهل کتاب و مشرکان، خوش ندارند که از پروردگارتان، خیری بر شما فرو فرستاده شود، ولی خداوند هر کس را بخواهد به بخشایش خود، ویژگی میدهد و خداوند، دارای بخشش سترگ است؛ سوره بقره، آیه ۱۰۵.</ref> نبوت است. در آیه {{متن قرآن|وَحَنَانًا مِّن لَّدُنَّا وَزَكَاةً وَكَانَ تَقِيًّا}}<ref> و از نزد خویش مهر و پاکیزگی ارزانی داشتیم و او پرهیزگار بود؛ سوره مریم، آیه۱۳.</ref> نیز "حنان" به [[رحمت]]<ref>مجمع البیان، ج ۶، ص۷۸۱.</ref> [[تفسیر]] شده و احتمالاً مراد از آن [[نبوت]] یا [[ولایت]] است<ref>المیزان، ج ۱۴، ص۲۰.</ref>.<ref>[[محمد صادق صالحیمنش|صالحیمنش، محمد صادق]]، [[رحمت - صالحیمنش (مقاله)|رحمت | این تفاوت در تعبیر، از آنروست که رحمت در آیه ۱۰۷ [[سوره انبیاء]] رحمت شأنی و مراد آن است که جهانیان میتوانند از رحمت وجود وی برخوردار شوند و مقصود از رحمت در آیه ۶۱ [[سوره توبه]] رحمت فعلی و به این معناست که مؤمنان از رحمت وجود آن حضرت برخوردارند، چنان که مراد از رحمت در آیه: {{متن قرآن|فَبِمَا رَحْمَةٍ مِّنَ اللَّهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لاَنفَضُّواْ مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِي الأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ}}<ref> پس با بخشایشی از (سوی) خداوند با آنان نرمخویی ورزیدی و اگر درشتخویی سنگدل میبودی از دورت میپراکندند؛ پس آنان را ببخشای و برای ایشان آمرزش بخواه و با آنها در کار، رایزنی کن و چون آهنگ (کاری) کردی به خداوند توکل کن که خداوند توکل کنندگان (به خویش) را دوست میدارد؛ سوره آل عمران، آیه۱۵۹.</ref> [[رحمت]] خاص است، بنابراین [[فرستادن پیامبر]]{{صل}} از سر رحمت انجام گرفته: {{متن قرآن|أَمْرًا مِّنْ عِندِنَا إِنَّا كُنَّا مُرْسِلِينَ رَحْمَةً مِّن رَّبِّكَ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ}}<ref> به فرمانی از نزد ما که ما فرستندهایم. به بخشایشی از سوی پروردگارت که او شنوای داناست؛ [[سوره دخان]]، آیه۵ - ۶.</ref><ref>مجمع البیان، ج ۹، ص۹۳؛ مواهب علیه، ص۱۱۱۲؛ التحریر والتنویر، ج ۲۵، ص۳۱۱.</ref> و ایشان هم برای آنان که به او [[ایمان]] آورده و هم برای [[کافران]] که به او ایمان نیاوردهاند، رحمت است؛ چه نسبت به معاصران حضرت و چه در امتداد [[زمان]] و برای همه آیندگان<ref>المیزان، ج ۹، ص۳۱۶.</ref>. در [[آیه]] {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُم مُّصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْرَاةِ وَمُبَشِّرًا بِرَسُولٍ يَأْتِي مِن بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَدُ فَلَمَّا جَاءَهُم بِالْبَيِّنَاتِ قَالُوا هَذَا سِحْرٌ مُّبِينٌ}}<ref> و (یاد کن) آنگاه را که عیسی پسر مریم گفت: ای بنی اسرائیل! من فرستاده خداوند به سوی شمایم، توراتی را که پیش از من بوده است راست میشمارم و نویددهنده به پیامبری هستم که پس از من خواهد آمد، نام او احمد است؛ امّا چون برای آنان برهانها (ی روشن) آورد، گفتند: این جادویی آشکار است؛ سوره صف، آیه۶.</ref> از زبان [[حضرت عیسی]]{{ع}} به [[بعثت]] [[پیامبر اسلام]]{{صل}} [[بشارت]] داده شده است. بشارت، خبر [[خوشی]] است که خوبی و خیری را نوید میدهد و در [[بعثت پیامبر]]{{صل}} باز شدن درهای [[رحمت الهی]] بر [[مردم]] است که [[سعادت دنیا]] و [[آخرت]] آنان را تأمین میکند<ref>المیزان، ج ۱۹، ص۲۵۲.</ref>. در آیه {{متن قرآن|كَذَلِكَ أَرْسَلْنَاكَ فِي أُمَّةٍ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهَا أُمَمٌ لِّتَتْلُوَ عَلَيْهِمُ الَّذِيَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَهُمْ يَكْفُرُونَ بِالرَّحْمَنِ قُلْ هُوَ رَبِّي لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ مَتَابِ}}<ref> بدینگونه تو را میان امّتی که پیش از آن، امّتهایی گذشتهاند فرستادیم تا بر آنها آنچه را به تو وحی کردهایم بخوانی، در حالی که آنان به (خداوند) بخشنده کفر میورزند؛ بگو او پروردگار من است، خدایی جز او نیست، بر او توکّل کردم و بازگشتم به سوی اوست؛ سوره رعد، آیه۳۰.</ref> جمله {{متن قرآن|وَهُمْ يَكْفُرُونَ بِالرَّحْمَنِ}} به [[کفران نعمت]] ارسال [[پیامبر]]{{صل}} و انزال [[قرآن کریم]] اشاره دارد که از مظاهر [[رحمت الهی]] به شمار میآیند<ref>تفیسر بیضاوی، ج ۳، ص۱۸۷.</ref> و اینکه امتناع از پذیرش [[دعوت پیامبر]]{{صل}} و [[تصدیق]] [[وحی]]، [[کفر]] ورزیدن به [[رحمت]] عامِ خداست<ref>المیزان، ج ۱۱، ص۳۵۸.</ref>. [[خدای متعال]] [[حضرت عیسی]]{{ع}} را نیز رحمت قرار داده است: {{متن قرآن|قَالَ كَذَلِكِ قَالَ رَبُّكِ هُوَ عَلَيَّ هَيِّنٌ وَلِنَجْعَلَهُ آيَةً لِلنَّاسِ وَرَحْمَةً مِّنَّا وَكَانَ أَمْرًا مَّقْضِيًّا}}<ref> گفت: چنین است؛ پروردگارت میفرماید که آن (کار) بر من آسان است و (بر آنیم) تا او را نشانهای برای مردم و رحمتی از سوی خویش گردانیم و این کاری انجام شدنی است؛ سوره مریم، آیه ۲۱.</ref>بعضی [[بعث]] [[انبیا]]<ref>آداب الصلوه، ص۶۶.</ref> از جمله فرستادن [[حضرت موسی]]{{ع}} و [[حضرت هارون]]{{ع}} به سوی [[فرعون]] را برخاسته از رحمت رحیمی [[الهی]] دانستهاند<ref>شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص۳۱۹.</ref>. همچنان که [[بعثت پیامبران]] برای همه [[انسانها]] رحمت است، برای خود پیامبر نیز رحمت، بلکه [[نبوت]] بالاترین درجه رحمت برای [[بنده]] به شمار میآید<ref>ارشاد الاذهان، ص۳۳۴.</ref> در [[آیات]] متعددی، مانند: {{متن قرآن|وَأَدْخَلْنَاهُ فِي رَحْمَتِنَا إِنَّهُ مِنَ الصَّالِحِينَ}}<ref> و او را در (پناه) بخشایش خویش درآوردیم که او از شایستگان بود؛ سوره انبیاء، آیه۷۵.</ref><ref>المیزان، ج ۱۴، ص۳۰۶.</ref>، {{متن قرآن|وَأَدْخَلْنَاهُمْ فِي رَحْمَتِنَا إِنَّهُم مِّنَ الصَّالِحِينَ}}<ref> و آنان را در بخشایش خویش در آوردیم؛ بیگمان آنها از شایستگان بودند؛ سوره انبیاء، آیه۸۶.</ref><ref>ارشاد الاذهان، ص۳۳۵.</ref>، {{متن قرآن|أَهُمْ يَقْسِمُونَ رَحْمَةَ رَبِّكَ نَحْنُ قَسَمْنَا بَيْنَهُم مَّعِيشَتَهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَرَفَعْنَا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ لِيَتَّخِذَ بَعْضُهُم بَعْضًا سُخْرِيًّا وَرَحْمَتُ رَبِّكَ خَيْرٌ مِّمَّا يَجْمَعُونَ}}<ref> آیا آنان بخشایش پروردگارت را تقسیم میکنند؟ ماییم که توشه زندگی آنان را در زندگانی این جهان میانشان تقسیم کردهایم و برخی از آنان را بر دیگری به پایههایی برتری دادهایم تا برخی، برخی دیگر را به کار گیرند و بخشایش پروردگارت از آنچه آنان فراهم میآورند بهتر است؛ سوره زخرف، آیه۳۲.</ref><ref>روح المعانی، ج ۱۳، ص۷۸؛ المیزان، ج ۱۸، ص۹۸؛ ارشاد الاذهان، ص۴۹۶.</ref>، {{متن قرآن|أَمْ عِندَهُمْ خَزَائِنُ رَحْمَةِ رَبِّكَ الْعَزِيزِ الْوَهَّابِ}}<ref> یا گنجینههای بخشایش پروردگار پیروز بخشنده تو نزد آنان است؟؛ سوره ص، آیه۹.</ref>، {{متن قرآن|وَآتَانِي رَحْمَةً مِّنْ عِندِهِ}}<ref> به من بخشایشی از سوی خویش داده باشد؛ سوره هود، آیه۲۸.</ref> و {{متن قرآن|قَالَ يَا قَوْمِ أَرَأَيْتُمْ إِن كُنتُ عَلَى بَيِّنَةً مِّن رَّبِّي وَآتَانِي مِنْهُ رَحْمَةً فَمَن يَنصُرُنِي مِنَ اللَّهِ إِنْ عَصَيْتُهُ فَمَا تَزِيدُونَنِي غَيْرَ تَخْسِيرٍ}}<ref> گفت: ای قوم من! مرا خبر دهید اگر برهانی از پروردگار خود داشته باشم و او از نزد خویش بخشایشی به من ارزانی داشته باشد، چه کسی مرا در برابر خداوند چنانچه با او نافرمانی کنم، یاری خواهد کرد؟! پس شما جز زیان، بر من نمیافزایید؛ سوره هود، آیه۶۳.</ref><ref>المیزان، ج ۱۰، ص۳۱۲.</ref>. [[رحمت]] بهنبوت و در پارهای از آنها<ref>فتح القدیر، ج ۴، ص۴۸۴.</ref>، به [[نبوت]] و دیگر [[نعمتهای الهی]] [[تفسیر]] شده<ref>التفسیر الکاشف، ج ۶، ص۳۶۶.</ref>، چنانکه بر پایه روایتی<ref>مجمع البیان، ج ۱، ص۳۴۴.</ref> مراد از رحمت در [[آیه]] {{متن قرآن|مَّا يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ وَلاَ الْمُشْرِكِينَ أَن يُنَزَّلَ عَلَيْكُم مِّنْ خَيْرٍ مِّن رَّبِّكُمْ وَاللَّهُ يَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ مَن يَشَاء وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ}}<ref> کافران از اهل کتاب و مشرکان، خوش ندارند که از پروردگارتان، خیری بر شما فرو فرستاده شود، ولی خداوند هر کس را بخواهد به بخشایش خود، ویژگی میدهد و خداوند، دارای بخشش سترگ است؛ سوره بقره، آیه ۱۰۵.</ref> نبوت است. در آیه {{متن قرآن|وَحَنَانًا مِّن لَّدُنَّا وَزَكَاةً وَكَانَ تَقِيًّا}}<ref> و از نزد خویش مهر و پاکیزگی ارزانی داشتیم و او پرهیزگار بود؛ سوره مریم، آیه۱۳.</ref> نیز "حنان" به [[رحمت]]<ref>مجمع البیان، ج ۶، ص۷۸۱.</ref> [[تفسیر]] شده و احتمالاً مراد از آن [[نبوت]] یا [[ولایت]] است<ref>المیزان، ج ۱۴، ص۲۰.</ref>.<ref>[[محمد صادق صالحیمنش|صالحیمنش، محمد صادق]]، [[رحمت - صالحیمنش (مقاله)|رحمت]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳]]، ص۵۴۴- ۵۸۰.</ref> | ||
=== وجود [[امامان]]{{عم}} === | === وجود [[امامان]]{{عم}} === | ||
به دلالت [[آیه]] {{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلاَّ رَحْمَةً لِّلْعَالَمِينَ}}<ref> و تو را جز رحمتی برای جهانیان، نفرستادهایم؛ سوره انبیاء، آیه۱۰۷.</ref> [[قلب]] [[مقدس]] [[پیامبر]]{{صل}} [[کاملترین]] [[دلها]] در زمینه [[رحمت]] و مجلای اتم [[نور]] [[رحمت الهی]] است، به گونهای که همه موجودات مشمول این رحمتاند و [[قلوب]] [[مطهر]] [[ائمه]]{{عم}} نیز به همین گونهاند<ref>الأنوار الساطعه، ج ۱، ص۴۶۳.</ref> [[روایات]] متعددی که [[بقاء]] [[زمین]] بیامام{{ع}} را ناشدنی دانسته<ref>الکافی، ج ۱، ص۱۷۸-۱۷۹.</ref> و به کار بردن تعبیر {{عربی|"مَعْدِنَ الرَّحْمَةِ "}} برای امامان{{عم}} در [[زیارت جامعه]]<ref>تهذیب، ج ۶، ص۹۶.</ref> نیز این مطلب را [[تأیید]] میکنند؛ زیرا لازمِ این تعبیر، آن است که [[نزول]] هر گونه رحمت عام یا خاص بر هر مخلوقی به سبب آنان باشد<ref>الأنوار الساطعه، ج ۱، ص۴۶۶.</ref>، بنابراین امامان{{عم}} مانند پیامبر{{صل}} برای همه [[انسانها]] مایه رحمت و از مصادیق رحمت عامِ [[الهی]] و برای [[مؤمنان]] که از راه [[پیروی]] از آنان به رحمتهای ویژه الهی[[دست]] مییابند، رحمت خاص به شمار میآیند. بر اساس برخی روایات، رحمت در آیه: {{متن قرآن|وَحَنَانًا مِّن لَّدُنَّا وَزَكَاةً وَكَانَ تَقِيًّا}}<ref> بگو: به بخشش خداوند و به بخشایش وی- آری، به آن- باید شاد گردند، این از آنچه فراهم میآورند بهتر است؛ سوره یونس، آیه۵۸.</ref>، علی بن ابی طالب{{ع}}<ref>تفسیر فرات الکوفی، ص۱۷۹.</ref> و در آیه {{متن قرآن|وَإِذَا جَاءَهُمْ أَمْرٌ مِّنَ الأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذَاعُواْ بِهِ وَلَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَإِلَى أُولِي الأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنبِطُونَهُ مِنْهُمْ وَلَوْلاَ فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ لاَتَّبَعْتُمُ الشَّيْطَانَ إِلاَّ قَلِيلاً}}<ref> و هنگامی که خبری از ایمنی یا بیم به ایشان برسد آن را فاش میکنند و اگر آن را به پیامبر یا پیشوایانشان باز میبردند کسانی از ایشان که آن را در مییافتند به آن پی میبردند و اگر بخشش و بخشایش خداوند بر شما نمیبود (همه) جز اندکی، از شیطان پیروی میکردید؛ سوره نساء، آیه۸۳.</ref> [[پیامبر]]{{صل}}<ref>البرهان، ج ۲، ص۱۳۸.</ref>، [[امیرمؤمنان]]{{ع}} یا [[ولایت امامان]]{{عم}} است<ref>الاصفی، ج ۱، ص۲۲۵؛ البرهان، ج ۲، ص۱۳۷.</ref> در [[آیه]] {{متن قرآن|وَوَهَبْنَا لَهُم مِّن رَّحْمَتِنَا وَجَعَلْنَا لَهُمْ لِسَانَ صِدْقٍ عَلِيًّا}}<ref> و به آنان از بخشایش خویش ارزانی داشتیم و برای آنان نام و آوازه نیکوی بلندی پدید آوردیم؛ سوره مریم، آیه۵۰.</ref> نیز پیامبر{{صل}} است<ref>تفسیر قمی، ج ۲، ص۵۱.</ref> مراد از [[رحمت]] در این [[روایات]]، رحمت رحیمی است و [[تفسیر]] رحمت به پیامبر{{صل}} و [[امامان]]{{عم}} بر پایه تعیین مصداق [[حقیقی]]<ref>مواهب الرحمان، ج ۹، ص۹۳.</ref> یا [[جری]] و مراد [[نبوت]] و [[ولایت]] آنان است؛ زیرا [[خدا]] [[آدمیان]] را از این دو راه - که یکی ابزار [[الهی]] برای [[تبلیغ]] و دیگری برای اجراست - از [[گمراهی]] [[نجات]] میبخشد<ref>المیزان، ج ۵، ص۲۷.</ref>.<ref>[[محمد صادق صالحیمنش|صالحیمنش، محمد صادق]]، [[رحمت - صالحیمنش (مقاله)|رحمت | به دلالت [[آیه]] {{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلاَّ رَحْمَةً لِّلْعَالَمِينَ}}<ref> و تو را جز رحمتی برای جهانیان، نفرستادهایم؛ سوره انبیاء، آیه۱۰۷.</ref> [[قلب]] [[مقدس]] [[پیامبر]]{{صل}} [[کاملترین]] [[دلها]] در زمینه [[رحمت]] و مجلای اتم [[نور]] [[رحمت الهی]] است، به گونهای که همه موجودات مشمول این رحمتاند و [[قلوب]] [[مطهر]] [[ائمه]]{{عم}} نیز به همین گونهاند<ref>الأنوار الساطعه، ج ۱، ص۴۶۳.</ref> [[روایات]] متعددی که [[بقاء]] [[زمین]] بیامام{{ع}} را ناشدنی دانسته<ref>الکافی، ج ۱، ص۱۷۸-۱۷۹.</ref> و به کار بردن تعبیر {{عربی|"مَعْدِنَ الرَّحْمَةِ "}} برای امامان{{عم}} در [[زیارت جامعه]]<ref>تهذیب، ج ۶، ص۹۶.</ref> نیز این مطلب را [[تأیید]] میکنند؛ زیرا لازمِ این تعبیر، آن است که [[نزول]] هر گونه رحمت عام یا خاص بر هر مخلوقی به سبب آنان باشد<ref>الأنوار الساطعه، ج ۱، ص۴۶۶.</ref>، بنابراین امامان{{عم}} مانند پیامبر{{صل}} برای همه [[انسانها]] مایه رحمت و از مصادیق رحمت عامِ [[الهی]] و برای [[مؤمنان]] که از راه [[پیروی]] از آنان به رحمتهای ویژه الهی[[دست]] مییابند، رحمت خاص به شمار میآیند. بر اساس برخی روایات، رحمت در آیه: {{متن قرآن|وَحَنَانًا مِّن لَّدُنَّا وَزَكَاةً وَكَانَ تَقِيًّا}}<ref> بگو: به بخشش خداوند و به بخشایش وی- آری، به آن- باید شاد گردند، این از آنچه فراهم میآورند بهتر است؛ سوره یونس، آیه۵۸.</ref>، علی بن ابی طالب{{ع}}<ref>تفسیر فرات الکوفی، ص۱۷۹.</ref> و در آیه {{متن قرآن|وَإِذَا جَاءَهُمْ أَمْرٌ مِّنَ الأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذَاعُواْ بِهِ وَلَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَإِلَى أُولِي الأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنبِطُونَهُ مِنْهُمْ وَلَوْلاَ فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ لاَتَّبَعْتُمُ الشَّيْطَانَ إِلاَّ قَلِيلاً}}<ref> و هنگامی که خبری از ایمنی یا بیم به ایشان برسد آن را فاش میکنند و اگر آن را به پیامبر یا پیشوایانشان باز میبردند کسانی از ایشان که آن را در مییافتند به آن پی میبردند و اگر بخشش و بخشایش خداوند بر شما نمیبود (همه) جز اندکی، از شیطان پیروی میکردید؛ سوره نساء، آیه۸۳.</ref> [[پیامبر]]{{صل}}<ref>البرهان، ج ۲، ص۱۳۸.</ref>، [[امیرمؤمنان]]{{ع}} یا [[ولایت امامان]]{{عم}} است<ref>الاصفی، ج ۱، ص۲۲۵؛ البرهان، ج ۲، ص۱۳۷.</ref> در [[آیه]] {{متن قرآن|وَوَهَبْنَا لَهُم مِّن رَّحْمَتِنَا وَجَعَلْنَا لَهُمْ لِسَانَ صِدْقٍ عَلِيًّا}}<ref> و به آنان از بخشایش خویش ارزانی داشتیم و برای آنان نام و آوازه نیکوی بلندی پدید آوردیم؛ سوره مریم، آیه۵۰.</ref> نیز پیامبر{{صل}} است<ref>تفسیر قمی، ج ۲، ص۵۱.</ref> مراد از [[رحمت]] در این [[روایات]]، رحمت رحیمی است و [[تفسیر]] رحمت به پیامبر{{صل}} و [[امامان]]{{عم}} بر پایه تعیین مصداق [[حقیقی]]<ref>مواهب الرحمان، ج ۹، ص۹۳.</ref> یا [[جری]] و مراد [[نبوت]] و [[ولایت]] آنان است؛ زیرا [[خدا]] [[آدمیان]] را از این دو راه - که یکی ابزار [[الهی]] برای [[تبلیغ]] و دیگری برای اجراست - از [[گمراهی]] [[نجات]] میبخشد<ref>المیزان، ج ۵، ص۲۷.</ref>.<ref>[[محمد صادق صالحیمنش|صالحیمنش، محمد صادق]]، [[رحمت - صالحیمنش (مقاله)|رحمت]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳]]، ص۵۴۴- ۵۸۰.</ref> | ||
=== [[قرآن]] و دیگر [[کتابهای آسمانی]] === | === [[قرآن]] و دیگر [[کتابهای آسمانی]] === | ||
| خط ۱۳۴: | خط ۱۳۴: | ||
[[آیه]] {{متن قرآن|قُلْ أَنزَلَهُ الَّذِي يَعْلَمُ السِّرَّ فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ إِنَّهُ كَانَ غَفُورًا رَّحِيمًا}}<ref> و گفتند: افسانههای پیشینیان است که رونویس کرده است آنگاه پگاه و دیرگاه عصر بر او خوانده میشود؛ سوره فرقان، آیه۶.</ref> به [[آگاهی]] [[خدا]] از [[نهان]] [[انسانها]] اشاره دارد و اینکه در درون آنان [[سعادتطلبی]] و درخواست پایان [[نیکو]] به زبان [[فطرت]] است و آن، شمول [[مغفرت]] و [[رحمت]] را استدعا دارد، هر چند برخی آنان به [[خطا]] در تطبیق دچار شده و بهره [[دنیا]] را [[سعادت]] میپندارند و خدای والا از آنجا که [[غفور]] و رحیم است، این درخواست [[فطری]] آنان را با فرو فرستادن [[قرآن کریم]] پاسخ داده است<ref>المیزان، ج ۱۵، ص۱۸۳.</ref> گفته شده: چون در آغاز [[قرآن]]، خدا - عزوجل - خود را به رحمت [[ستوده]]، که [[نزول قرآن]] فقط از سر رحمت بر [[بندگان]] و اقتضای صفت رحمت در وی بوده<ref>البیان، ص۴۳۹.</ref> و قرآن کریم از بارزترین مظاهر رحمت رحمانی و رحیمی است - رحمت رحمانی از آن رو که آن را [[وحی]] فرموده و رحمت رحیمی از آن رو که در این [[کتاب مقدس]] [[معارف الهی]] و [[حقایق]] [[تکوین]] و [[تشریع]] را آشکار ساخته<ref>مواهب الرحمان، ج ۱، ص۱۶ - ۱۷.</ref> - بنابراین قرآن از مظاهر رحمت مطلق [[الهی]] است<ref>آداب الصلاة، ص۶۶.</ref> از [[آیه]] {{متن قرآن|وَمَا يَأْتِيهِم مِّن ذِكْرٍ مِّنَ الرَّحْمَنِ مُحْدَثٍ إِلاَّ كَانُوا عَنْهُ مُعْرِضِينَ}}<ref> و هیچ یادکرد تازهای از سوی (خداوند) بخشنده برای آنان نیامد مگر آنکه از آن رویگردان بودند؛ سوره شعراء، آیه۵.</ref> نیز به دست میآید که نازل ساختن<ref>انوار درخشان، ج ۱۲، ص۴؛ تفسیر آسان، ج ۱۴، ص۲۹۱؛ نمونه، ج ۱۵، ص۱۸۶.</ref> [[آیات قرآن]]، بلکه تمام [[کتابهای آسمانی]] برخاسته از رحمت عامِ [[پروردگار]] است<ref>المیزان، ج ۱۵، ص۲۵۱؛ نمونه، ج ۱۵، ص۱۸۶.</ref>. | [[آیه]] {{متن قرآن|قُلْ أَنزَلَهُ الَّذِي يَعْلَمُ السِّرَّ فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ إِنَّهُ كَانَ غَفُورًا رَّحِيمًا}}<ref> و گفتند: افسانههای پیشینیان است که رونویس کرده است آنگاه پگاه و دیرگاه عصر بر او خوانده میشود؛ سوره فرقان، آیه۶.</ref> به [[آگاهی]] [[خدا]] از [[نهان]] [[انسانها]] اشاره دارد و اینکه در درون آنان [[سعادتطلبی]] و درخواست پایان [[نیکو]] به زبان [[فطرت]] است و آن، شمول [[مغفرت]] و [[رحمت]] را استدعا دارد، هر چند برخی آنان به [[خطا]] در تطبیق دچار شده و بهره [[دنیا]] را [[سعادت]] میپندارند و خدای والا از آنجا که [[غفور]] و رحیم است، این درخواست [[فطری]] آنان را با فرو فرستادن [[قرآن کریم]] پاسخ داده است<ref>المیزان، ج ۱۵، ص۱۸۳.</ref> گفته شده: چون در آغاز [[قرآن]]، خدا - عزوجل - خود را به رحمت [[ستوده]]، که [[نزول قرآن]] فقط از سر رحمت بر [[بندگان]] و اقتضای صفت رحمت در وی بوده<ref>البیان، ص۴۳۹.</ref> و قرآن کریم از بارزترین مظاهر رحمت رحمانی و رحیمی است - رحمت رحمانی از آن رو که آن را [[وحی]] فرموده و رحمت رحیمی از آن رو که در این [[کتاب مقدس]] [[معارف الهی]] و [[حقایق]] [[تکوین]] و [[تشریع]] را آشکار ساخته<ref>مواهب الرحمان، ج ۱، ص۱۶ - ۱۷.</ref> - بنابراین قرآن از مظاهر رحمت مطلق [[الهی]] است<ref>آداب الصلاة، ص۶۶.</ref> از [[آیه]] {{متن قرآن|وَمَا يَأْتِيهِم مِّن ذِكْرٍ مِّنَ الرَّحْمَنِ مُحْدَثٍ إِلاَّ كَانُوا عَنْهُ مُعْرِضِينَ}}<ref> و هیچ یادکرد تازهای از سوی (خداوند) بخشنده برای آنان نیامد مگر آنکه از آن رویگردان بودند؛ سوره شعراء، آیه۵.</ref> نیز به دست میآید که نازل ساختن<ref>انوار درخشان، ج ۱۲، ص۴؛ تفسیر آسان، ج ۱۴، ص۲۹۱؛ نمونه، ج ۱۵، ص۱۸۶.</ref> [[آیات قرآن]]، بلکه تمام [[کتابهای آسمانی]] برخاسته از رحمت عامِ [[پروردگار]] است<ref>المیزان، ج ۱۵، ص۲۵۱؛ نمونه، ج ۱۵، ص۱۸۶.</ref>. | ||
قرآن کریم ویژگی رحمت را برای [[تورات]] نیز آورده است: {{متن قرآن|ثُمَّ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ تَمَامًا عَلَى الَّذِيَ أَحْسَنَ وَتَفْصِيلاً لِّكُلِّ شَيْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَةً لَّعَلَّهُم بِلِقَاء رَبِّهِمْ يُؤْمِنُونَ}}<ref> سپس به موسی کتاب دادیم تا (نعمت را) بر آنکه نیکی کرده است تمام کنیم و برای روشن داشتن هر چیز و برای رهنمون و بخشایش باشد که آنان به لقای پروردگارشان ایمان آورند؛ سوره شعراء، آیه۱۵۴.</ref>؛ {{متن قرآن|أَفَمَن كَانَ عَلَى بَيِّنَةٍ مِّن رَّبِّهِ وَيَتْلُوهُ شَاهِدٌ مِّنْهُ وَمِن قَبْلِهِ كِتَابُ مُوسَى إِمَامًا وَرَحْمَةً أُوْلَئِكَ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَمَن يَكْفُرْ بِهِ مِنَ الأَحْزَابِ فَالنَّارُ مَوْعِدُهُ فَلاَ تَكُ فِي مِرْيَةٍ مِّنْهُ إِنَّهُ الْحَقُّ مِن رَّبِّكَ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يُؤْمِنُونَ}}<ref> پس آیا کسی که از سوی پروردگارش برهانی دارد و گواهی از (خویشان) وی پیرو اوست؛ و کتاب موسی به پیشوایی و بخشایش پیش از او بوده است، (مانند کسی است که چنین نیست)؟ آنان (که اهل بینشاند) به آن ایمان دارند و از دستهها (ی مشرکان) هر کس بدان کفر ورزد آتش (دوزخ) وعدهگاه اوست پس نسبت به آن در تردید مباش که آن (کتاب) از سوی پروردگار تو راستین است اما بیشتر (این) مردم ایمان نمیآورند؛ سوره هود، آیه۱۷.</ref>؛ {{متن قرآن|وَمِن قَبْلِهِ كِتَابُ مُوسَى إِمَامًا وَرَحْمَةً وَهَذَا كِتَابٌ مُّصَدِّقٌ لِّسَانًا عَرَبِيًّا لِّيُنذِرَ الَّذِينَ ظَلَمُوا وَبُشْرَى لِلْمُحْسِنِينَ}}<ref> و پیش از آن، کتاب موسی پیشوا و رحمت بود و این کتابی است راستشمارنده (ی کتاب موسی) به زبان عربی، تا به ستمگران بیم دهد و نیکوکاران را نوید است؛ سوره احقاف، آیه۱۲.</ref>؛ زیرا برای دستیابی [[پیروان]] آن به [[رحمت]]، نازل شده<ref>ارشاد الاذهان، ص۳۹۵.</ref> و سبب [[اصلاح]] [[نفوس]]<ref>المیزان، ج ۱۸، ص۱۹۵.</ref>، دربردارنده عوامل خیر [[دنیا]] و [[آخرت]]<ref>التحریر والتنویر، ج ۲۶، ص۲۱ – ۲۲.</ref> و مشتمل بر [[معارف]] [[حق]] و [[شریعت الهی]] است که [[آدمیان]] از [[نعمت]] آن برخوردار میشوند<ref>المیزان، ج ۱۰، ص۱۸۶.</ref>. رحمت در [[آیه]] {{متن قرآن|قَالَ يَا قَوْمِ أَرَأَيْتُمْ إِن كُنتُ عَلَى بَيِّنَةٍ مِّن رَّبِّيَ وَآتَانِي رَحْمَةً مِّنْ عِندِهِ فَعُمِّيَتْ عَلَيْكُمْ أَنُلْزِمُكُمُوهَا وَأَنتُمْ لَهَا كَارِهُونَ}}<ref> گفت: ای قوم من! به من بگویید اگر من برهانی از پروردگارم داشته باشم و به من بخشایشی از سوی خویش داده باشد که از چشم شما پنهان گردانده باشند آیا میتوانیم شما را به (قبول) آن وا داریم در حالی که شما آن را ناپسند میدارید؟؛ سوره هود، آیه۲۸.</ref> نیز [[کتاب آسمانی]] و [[علم]] است<ref>المیزان، ج ۱۰، ص۲۰۶.</ref>.<ref>[[محمد صادق صالحیمنش|صالحیمنش، محمد صادق]]، [[رحمت - صالحیمنش (مقاله)|رحمت | قرآن کریم ویژگی رحمت را برای [[تورات]] نیز آورده است: {{متن قرآن|ثُمَّ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ تَمَامًا عَلَى الَّذِيَ أَحْسَنَ وَتَفْصِيلاً لِّكُلِّ شَيْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَةً لَّعَلَّهُم بِلِقَاء رَبِّهِمْ يُؤْمِنُونَ}}<ref> سپس به موسی کتاب دادیم تا (نعمت را) بر آنکه نیکی کرده است تمام کنیم و برای روشن داشتن هر چیز و برای رهنمون و بخشایش باشد که آنان به لقای پروردگارشان ایمان آورند؛ سوره شعراء، آیه۱۵۴.</ref>؛ {{متن قرآن|أَفَمَن كَانَ عَلَى بَيِّنَةٍ مِّن رَّبِّهِ وَيَتْلُوهُ شَاهِدٌ مِّنْهُ وَمِن قَبْلِهِ كِتَابُ مُوسَى إِمَامًا وَرَحْمَةً أُوْلَئِكَ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَمَن يَكْفُرْ بِهِ مِنَ الأَحْزَابِ فَالنَّارُ مَوْعِدُهُ فَلاَ تَكُ فِي مِرْيَةٍ مِّنْهُ إِنَّهُ الْحَقُّ مِن رَّبِّكَ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يُؤْمِنُونَ}}<ref> پس آیا کسی که از سوی پروردگارش برهانی دارد و گواهی از (خویشان) وی پیرو اوست؛ و کتاب موسی به پیشوایی و بخشایش پیش از او بوده است، (مانند کسی است که چنین نیست)؟ آنان (که اهل بینشاند) به آن ایمان دارند و از دستهها (ی مشرکان) هر کس بدان کفر ورزد آتش (دوزخ) وعدهگاه اوست پس نسبت به آن در تردید مباش که آن (کتاب) از سوی پروردگار تو راستین است اما بیشتر (این) مردم ایمان نمیآورند؛ سوره هود، آیه۱۷.</ref>؛ {{متن قرآن|وَمِن قَبْلِهِ كِتَابُ مُوسَى إِمَامًا وَرَحْمَةً وَهَذَا كِتَابٌ مُّصَدِّقٌ لِّسَانًا عَرَبِيًّا لِّيُنذِرَ الَّذِينَ ظَلَمُوا وَبُشْرَى لِلْمُحْسِنِينَ}}<ref> و پیش از آن، کتاب موسی پیشوا و رحمت بود و این کتابی است راستشمارنده (ی کتاب موسی) به زبان عربی، تا به ستمگران بیم دهد و نیکوکاران را نوید است؛ سوره احقاف، آیه۱۲.</ref>؛ زیرا برای دستیابی [[پیروان]] آن به [[رحمت]]، نازل شده<ref>ارشاد الاذهان، ص۳۹۵.</ref> و سبب [[اصلاح]] [[نفوس]]<ref>المیزان، ج ۱۸، ص۱۹۵.</ref>، دربردارنده عوامل خیر [[دنیا]] و [[آخرت]]<ref>التحریر والتنویر، ج ۲۶، ص۲۱ – ۲۲.</ref> و مشتمل بر [[معارف]] [[حق]] و [[شریعت الهی]] است که [[آدمیان]] از [[نعمت]] آن برخوردار میشوند<ref>المیزان، ج ۱۰، ص۱۸۶.</ref>. رحمت در [[آیه]] {{متن قرآن|قَالَ يَا قَوْمِ أَرَأَيْتُمْ إِن كُنتُ عَلَى بَيِّنَةٍ مِّن رَّبِّيَ وَآتَانِي رَحْمَةً مِّنْ عِندِهِ فَعُمِّيَتْ عَلَيْكُمْ أَنُلْزِمُكُمُوهَا وَأَنتُمْ لَهَا كَارِهُونَ}}<ref> گفت: ای قوم من! به من بگویید اگر من برهانی از پروردگارم داشته باشم و به من بخشایشی از سوی خویش داده باشد که از چشم شما پنهان گردانده باشند آیا میتوانیم شما را به (قبول) آن وا داریم در حالی که شما آن را ناپسند میدارید؟؛ سوره هود، آیه۲۸.</ref> نیز [[کتاب آسمانی]] و [[علم]] است<ref>المیزان، ج ۱۰، ص۲۰۶.</ref>.<ref>[[محمد صادق صالحیمنش|صالحیمنش، محمد صادق]]، [[رحمت - صالحیمنش (مقاله)|رحمت]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳]]، ص۵۴۴- ۵۸۰.</ref> | ||
=== شریعت آسمانی === | === شریعت آسمانی === | ||
| خط ۱۵۰: | خط ۱۵۰: | ||
[[آیه]] {{متن قرآن|فَمَن تَابَ مِن بَعْدِ ظُلْمِهِ وَأَصْلَحَ فَإِنَّ اللَّهَ يَتُوبُ عَلَيْهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ}}<ref> و هر کس پس از ستم کردن خویش توبه کند و به راه آید بیگمان خداوند توبه او را میپذیرد که خداوند آمرزندهای بخشاینده است؛ سوره مائده، آیه۳۹.</ref> نیز رفع [[عذاب]] از دزدان و شمول [[غفران]] و رحمت الهی را در صورت توبه بیان کرده است. اطلاق رفع عذاب، شامل سقوط حد نیز میشود، چنان که بعضی از [[روایات]] بر آن [[دلالت]] داشته<ref>مواهب الرحمان، ج ۱۱، ص۲۲۰.</ref> و مشهور [[فقها]] نیز چنین معتقدند<ref>نمونه، ج ۴، ص۳۷۵.</ref>. | [[آیه]] {{متن قرآن|فَمَن تَابَ مِن بَعْدِ ظُلْمِهِ وَأَصْلَحَ فَإِنَّ اللَّهَ يَتُوبُ عَلَيْهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ}}<ref> و هر کس پس از ستم کردن خویش توبه کند و به راه آید بیگمان خداوند توبه او را میپذیرد که خداوند آمرزندهای بخشاینده است؛ سوره مائده، آیه۳۹.</ref> نیز رفع [[عذاب]] از دزدان و شمول [[غفران]] و رحمت الهی را در صورت توبه بیان کرده است. اطلاق رفع عذاب، شامل سقوط حد نیز میشود، چنان که بعضی از [[روایات]] بر آن [[دلالت]] داشته<ref>مواهب الرحمان، ج ۱۱، ص۲۲۰.</ref> و مشهور [[فقها]] نیز چنین معتقدند<ref>نمونه، ج ۴، ص۳۷۵.</ref>. | ||
گفتنی است آیه {{متن قرآن|فوَلَوْلا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ وَأَنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ حَكِيمٌ}}<ref> و اگر بخشش و بخشایش خداوند بر شما نمیبود و اینکه خداوند توبهپذیری فرزانه است کارتان دشوار میشد؛ سوره نور، آیه ۱۰.</ref> پس از بیان حکم [[لعان]]، نشان میدهد حتی [[احکام]] و دستورهایی نیز که ظاهری سخت و شدید دارند، از مصادیق فضل و [[رحمت]] الهیاند<ref>مجموعه آثار، ج ۲۶، ص۴۰۲، «آشنایی با قرآن (۴)».</ref>، چنان که از جمله {{متن قرآن|إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ}} در آیه {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ يَا قَوْمِ إِنَّكُمْ ظَلَمْتُمْ أَنفُسَكُمْ بِاتِّخَاذِكُمُ الْعِجْلَ فَتُوبُواْ إِلَى بَارِئِكُمْ فَاقْتُلُواْ أَنفُسَكُمْ ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ عِندَ بَارِئِكُمْ فَتَابَ عَلَيْكُمْ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ}}<ref> و (یاد کنید) آنگاه را که موسی به قوم خود گفت: ای قوم من! بیگمان شما با (به پرستش) گرفتن گوساله بر خویش ستم روا داشتید پس به درگاه آفریدگار خود توبه کنید و یکدیگر را بکشید، این کار نزد آفریدگارتان برای شما بهتر است. آنگاه، خداوند از شما در گذشت که او توبهپذیر بخشاینده است؛ سوره بقره، آیه ۵۴.</ref> برداشت میشود علت [[تشریع حکم]] [[قتل]]، [[رحمت]] و راندن [[مجرمان]] به سوی [[سعادت]] است، تا بدین وسیله [[عناد]] [[قلبی]] با [[پروردگار]] از آنان زدوده گردد<ref>انوار درخشان، ج ۱، ص۱۶۷.</ref>.<ref>[[محمد صادق صالحیمنش|صالحیمنش، محمد صادق]]، [[رحمت - صالحیمنش (مقاله)|رحمت | گفتنی است آیه {{متن قرآن|فوَلَوْلا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ وَأَنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ حَكِيمٌ}}<ref> و اگر بخشش و بخشایش خداوند بر شما نمیبود و اینکه خداوند توبهپذیری فرزانه است کارتان دشوار میشد؛ سوره نور، آیه ۱۰.</ref> پس از بیان حکم [[لعان]]، نشان میدهد حتی [[احکام]] و دستورهایی نیز که ظاهری سخت و شدید دارند، از مصادیق فضل و [[رحمت]] الهیاند<ref>مجموعه آثار، ج ۲۶، ص۴۰۲، «آشنایی با قرآن (۴)».</ref>، چنان که از جمله {{متن قرآن|إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ}} در آیه {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ يَا قَوْمِ إِنَّكُمْ ظَلَمْتُمْ أَنفُسَكُمْ بِاتِّخَاذِكُمُ الْعِجْلَ فَتُوبُواْ إِلَى بَارِئِكُمْ فَاقْتُلُواْ أَنفُسَكُمْ ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ عِندَ بَارِئِكُمْ فَتَابَ عَلَيْكُمْ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ}}<ref> و (یاد کنید) آنگاه را که موسی به قوم خود گفت: ای قوم من! بیگمان شما با (به پرستش) گرفتن گوساله بر خویش ستم روا داشتید پس به درگاه آفریدگار خود توبه کنید و یکدیگر را بکشید، این کار نزد آفریدگارتان برای شما بهتر است. آنگاه، خداوند از شما در گذشت که او توبهپذیر بخشاینده است؛ سوره بقره، آیه ۵۴.</ref> برداشت میشود علت [[تشریع حکم]] [[قتل]]، [[رحمت]] و راندن [[مجرمان]] به سوی [[سعادت]] است، تا بدین وسیله [[عناد]] [[قلبی]] با [[پروردگار]] از آنان زدوده گردد<ref>انوار درخشان، ج ۱، ص۱۶۷.</ref>.<ref>[[محمد صادق صالحیمنش|صالحیمنش، محمد صادق]]، [[رحمت - صالحیمنش (مقاله)|رحمت]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳]]، ص۵۴۴- ۵۸۰.</ref> | ||
=== [[هدایت]]، [[اسلام]] و [[ایمان]] === | === [[هدایت]]، [[اسلام]] و [[ایمان]] === | ||
| خط ۱۵۷: | خط ۱۵۷: | ||
جمله {{متن قرآن|أُولَئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ}} در [[آیه]] {{متن قرآن|أُوْلَئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَوَاتٌ مِّن رَّبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ}}<ref> بر آنان از پروردگارشان درودها و بخشایشی است و آنانند که رهیافتهاند؛ سوره بقره، آیه۱۵۷.</ref> نشان میدهد که اهتداء "هدایت یافتگی" نتیجه [[درود]] و [[رحمت الهی]] است و چون اهتداء در گرو هدایت است، رحمت مذکور در آیه، [[هدایت الهی]] است<ref>المیزان، ج ۱، ص۳۶۱-۳۶۲.</ref> در آیه {{متن قرآن|وَإِذَا جَاءَهُمْ أَمْرٌ مِّنَ الأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذَاعُواْ بِهِ وَلَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَإِلَى أُولِي الأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنبِطُونَهُ مِنْهُمْ وَلَوْلاَ فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ لاَتَّبَعْتُمُ الشَّيْطَانَ إِلاَّ قَلِيلاً}}<ref> و هنگامی که خبری از ایمنی یا بیم به ایشان برسد آن را فاش میکنند و اگر آن را به پیامبر یا پیشوایانشان باز میبردند کسانی از ایشان که آن را در مییافتند به آن پی میبردند و اگر بخشش و بخشایش خداوند بر شما نمیبود (همه) جز اندکی، از شیطان پیروی میکردید؛ سوره نساء، آیه۸۳.</ref> نیز رحمت به [[توفیق]] معنا شده است<ref>الوجوه والنظائر، ص۳۶۱.</ref> رحمت، در آیات {{متن قرآن|يُدْخِلُ مَن يَشَاء فِي رَحْمَتِهِ}}<ref> هر کس را که بخواهد در بخشایش خویش درمیآورد؛ سوره شوری، آیه۸.</ref><ref>الوجوه والنظائر، ص۳۵۷.</ref>، {{متن قرآن|لِيُدْخِلَ اللَّهُ فِي رَحْمَتِهِ مَن يَشَاء}}<ref>سوره فتح، آیه ۲۵.</ref><ref>الوجوه والنظائر، ص۳۵۷.</ref>، {{متن قرآن|وَاللَّهُ يَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ مَن يَشَاء}}<ref> خداوند هر کس را بخواهد به بخشایش خود، ویژگی میدهد؛ سوره بقره، آیه۱۰۵.</ref><ref>انوار العرفان، ج ۱، ص۵۵.</ref>، {{متن قرآن|يَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ مَن يَشَاء}}<ref> هر کس را بخواهد به بخشایش خود ویژگی میدهد؛ سوره آل عمران، آیه۷۴.</ref><ref>جامع البیان، ج ۳، ص۲۲۵؛ الوجوه والنظائر، ص۳۵۷.</ref>، | جمله {{متن قرآن|أُولَئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ}} در [[آیه]] {{متن قرآن|أُوْلَئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَوَاتٌ مِّن رَّبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ}}<ref> بر آنان از پروردگارشان درودها و بخشایشی است و آنانند که رهیافتهاند؛ سوره بقره، آیه۱۵۷.</ref> نشان میدهد که اهتداء "هدایت یافتگی" نتیجه [[درود]] و [[رحمت الهی]] است و چون اهتداء در گرو هدایت است، رحمت مذکور در آیه، [[هدایت الهی]] است<ref>المیزان، ج ۱، ص۳۶۱-۳۶۲.</ref> در آیه {{متن قرآن|وَإِذَا جَاءَهُمْ أَمْرٌ مِّنَ الأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذَاعُواْ بِهِ وَلَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَإِلَى أُولِي الأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنبِطُونَهُ مِنْهُمْ وَلَوْلاَ فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ لاَتَّبَعْتُمُ الشَّيْطَانَ إِلاَّ قَلِيلاً}}<ref> و هنگامی که خبری از ایمنی یا بیم به ایشان برسد آن را فاش میکنند و اگر آن را به پیامبر یا پیشوایانشان باز میبردند کسانی از ایشان که آن را در مییافتند به آن پی میبردند و اگر بخشش و بخشایش خداوند بر شما نمیبود (همه) جز اندکی، از شیطان پیروی میکردید؛ سوره نساء، آیه۸۳.</ref> نیز رحمت به [[توفیق]] معنا شده است<ref>الوجوه والنظائر، ص۳۶۱.</ref> رحمت، در آیات {{متن قرآن|يُدْخِلُ مَن يَشَاء فِي رَحْمَتِهِ}}<ref> هر کس را که بخواهد در بخشایش خویش درمیآورد؛ سوره شوری، آیه۸.</ref><ref>الوجوه والنظائر، ص۳۵۷.</ref>، {{متن قرآن|لِيُدْخِلَ اللَّهُ فِي رَحْمَتِهِ مَن يَشَاء}}<ref>سوره فتح، آیه ۲۵.</ref><ref>الوجوه والنظائر، ص۳۵۷.</ref>، {{متن قرآن|وَاللَّهُ يَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ مَن يَشَاء}}<ref> خداوند هر کس را بخواهد به بخشایش خود، ویژگی میدهد؛ سوره بقره، آیه۱۰۵.</ref><ref>انوار العرفان، ج ۱، ص۵۵.</ref>، {{متن قرآن|يَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ مَن يَشَاء}}<ref> هر کس را بخواهد به بخشایش خود ویژگی میدهد؛ سوره آل عمران، آیه۷۴.</ref><ref>جامع البیان، ج ۳، ص۲۲۵؛ الوجوه والنظائر، ص۳۵۷.</ref>، | ||
{{متن قرآن|وَرَحْمَتُ رَبِّكَ خَيْرٌ مِّمَّا يَجْمَعُونَ}}<ref> و بخشایش پروردگارت از آنچه آنان فراهم میآورند بهتر است؛ سوره زخرف، آیه۳۲.</ref><ref>کشف الاسرار، ج ۱، ص۲۱۷.</ref> و {{متن قرآن|قُلْ بِفَضْلِ اللَّهِ وَبِرَحْمَتِهِ فَبِذَلِكَ فَلْيَفْرَحُواْ هُوَ خَيْرٌ مِّمَّا يَجْمَعُونَ}}<ref> بگو: به بخشش خداوند و به بخشایش وی- آری، به آن- باید شاد گردند، این از آنچه فراهم میآورند بهتر است؛ سوره یونس، آیه۵۸.</ref><ref>جامع البیان، ج ۱۱، ص۸۷ - ۸۸؛ کشف الاسرار، ج ۱، ص۲۱۷.</ref> به [[اسلام]] [[تفسیر]] شده است<ref>کشف الاسرار، ج ۱، ص۲۱۷.</ref> به احتمالی، مراد از [[رحمت]] در [[آیه]]: {{متن قرآن|يُدْخِلُ مَن يَشَاء فِي رَحْمَتِهِ}}<ref> هر کس را که بخواهد در بخشایش خویش درمیآورد؛ سوره شوری، آیه۸.</ref> [[هدایت]] [[انسان]] به [[ایمان]] است<ref>ارشاد الاذهان، ص۴۸۹.</ref>، چنانکه مراد از رحمت در [[آیات]] {{متن قرآن|قَالَ يَا قَوْمِ أَرَأَيْتُمْ إِن كُنتُ عَلَى بَيِّنَةٍ مِّن رَّبِّيَ وَآتَانِي رَحْمَةً مِّنْ عِندِهِ فَعُمِّيَتْ عَلَيْكُمْ أَنُلْزِمُكُمُوهَا وَأَنتُمْ لَهَا كَارِهُونَ}}<ref> گفت: ای قوم من! به من بگویید اگر من برهانی از پروردگارم داشته باشم و به من بخشایشی از سوی خویش داده باشد که از چشم شما پنهان گردانده باشند آیا میتوانیم شما را به (قبول) آن وا داریم در حالی که شما آن را ناپسند میدارید؟؛ سوره هود، آیه۲۸.</ref> و {{متن قرآن|قَالَ يَا قَوْمِ أَرَأَيْتُمْ إِن كُنتُ عَلَى بَيِّنَةً مِّن رَّبِّي وَآتَانِي مِنْهُ رَحْمَةً فَمَن يَنصُرُنِي مِنَ اللَّهِ إِنْ عَصَيْتُهُ فَمَا تَزِيدُونَنِي غَيْرَ تَخْسِيرٍ}}<ref> گفت: ای قوم من! مرا خبر دهید اگر برهانی از پروردگار خود داشته باشم و او از نزد خویش بخشایشی به من ارزانی داشته باشد، چه کسی مرا در برابر خداوند چنانچه با او نافرمانی کنم، یاری خواهد کرد؟! پس شما جز زیان، بر من نمیافزایید؛ سوره هود، آیه۶۳.</ref><ref>الوجوه والنظائر، ص۳۶۱؛ [[کشف الاسرار]]، ج ۲، ص۶۸۴.</ref>ایمان است. به فرموده [[امام عسکری]]{{ع}}<ref>البرهان، ج ۱، ص۲۹۹.</ref> به [[رحمت]] در [[آیه]] ۱۰۵ بقره/۲ [[توفیق]] [[اسلام]] و [[موالات]] [[محمد]]{{صل}} و علی{{ع}} است<ref>[[محمد صادق صالحیمنش|صالحیمنش، محمد صادق]]، [[رحمت - صالحیمنش (مقاله)|رحمت | {{متن قرآن|وَرَحْمَتُ رَبِّكَ خَيْرٌ مِّمَّا يَجْمَعُونَ}}<ref> و بخشایش پروردگارت از آنچه آنان فراهم میآورند بهتر است؛ سوره زخرف، آیه۳۲.</ref><ref>کشف الاسرار، ج ۱، ص۲۱۷.</ref> و {{متن قرآن|قُلْ بِفَضْلِ اللَّهِ وَبِرَحْمَتِهِ فَبِذَلِكَ فَلْيَفْرَحُواْ هُوَ خَيْرٌ مِّمَّا يَجْمَعُونَ}}<ref> بگو: به بخشش خداوند و به بخشایش وی- آری، به آن- باید شاد گردند، این از آنچه فراهم میآورند بهتر است؛ سوره یونس، آیه۵۸.</ref><ref>جامع البیان، ج ۱۱، ص۸۷ - ۸۸؛ کشف الاسرار، ج ۱، ص۲۱۷.</ref> به [[اسلام]] [[تفسیر]] شده است<ref>کشف الاسرار، ج ۱، ص۲۱۷.</ref> به احتمالی، مراد از [[رحمت]] در [[آیه]]: {{متن قرآن|يُدْخِلُ مَن يَشَاء فِي رَحْمَتِهِ}}<ref> هر کس را که بخواهد در بخشایش خویش درمیآورد؛ سوره شوری، آیه۸.</ref> [[هدایت]] [[انسان]] به [[ایمان]] است<ref>ارشاد الاذهان، ص۴۸۹.</ref>، چنانکه مراد از رحمت در [[آیات]] {{متن قرآن|قَالَ يَا قَوْمِ أَرَأَيْتُمْ إِن كُنتُ عَلَى بَيِّنَةٍ مِّن رَّبِّيَ وَآتَانِي رَحْمَةً مِّنْ عِندِهِ فَعُمِّيَتْ عَلَيْكُمْ أَنُلْزِمُكُمُوهَا وَأَنتُمْ لَهَا كَارِهُونَ}}<ref> گفت: ای قوم من! به من بگویید اگر من برهانی از پروردگارم داشته باشم و به من بخشایشی از سوی خویش داده باشد که از چشم شما پنهان گردانده باشند آیا میتوانیم شما را به (قبول) آن وا داریم در حالی که شما آن را ناپسند میدارید؟؛ سوره هود، آیه۲۸.</ref> و {{متن قرآن|قَالَ يَا قَوْمِ أَرَأَيْتُمْ إِن كُنتُ عَلَى بَيِّنَةً مِّن رَّبِّي وَآتَانِي مِنْهُ رَحْمَةً فَمَن يَنصُرُنِي مِنَ اللَّهِ إِنْ عَصَيْتُهُ فَمَا تَزِيدُونَنِي غَيْرَ تَخْسِيرٍ}}<ref> گفت: ای قوم من! مرا خبر دهید اگر برهانی از پروردگار خود داشته باشم و او از نزد خویش بخشایشی به من ارزانی داشته باشد، چه کسی مرا در برابر خداوند چنانچه با او نافرمانی کنم، یاری خواهد کرد؟! پس شما جز زیان، بر من نمیافزایید؛ سوره هود، آیه۶۳.</ref><ref>الوجوه والنظائر، ص۳۶۱؛ [[کشف الاسرار]]، ج ۲، ص۶۸۴.</ref>ایمان است. به فرموده [[امام عسکری]]{{ع}}<ref>البرهان، ج ۱، ص۲۹۹.</ref> به [[رحمت]] در [[آیه]] ۱۰۵ بقره/۲ [[توفیق]] [[اسلام]] و [[موالات]] [[محمد]]{{صل}} و علی{{ع}} است<ref>[[محمد صادق صالحیمنش|صالحیمنش، محمد صادق]]، [[رحمت - صالحیمنش (مقاله)|رحمت]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳]]، ص۵۴۴- ۵۸۰.</ref>. | ||
=== قبول توبه و [[مغفرت]] === | === قبول توبه و [[مغفرت]] === | ||
| خط ۱۷۷: | خط ۱۷۷: | ||
از نمونههای [[رفتار]] رحمتآمیز با [[مشرکان]]، مهلت ۴ ماهه به آنان پس از [[نقض عهد]] است: {{متن قرآن|فَسِيحُواْ فِي الأَرْضِ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَاعْلَمُواْ أَنَّكُمْ غَيْرُ مُعْجِزِي اللَّهِ وَأَنَّ اللَّهَ مُخْزِي الْكَافِرِينَ}}<ref> چهار ماه در این سرزمین (آزاد) بگردید و بدانید که شما خداوند را به ستوه نمیتوانید آورد و خداوند رسواگر کافران است؛ سوره توبه، آیه۲.</ref>.<ref>المیزان، ج ۹، ص۱۹۱.</ref> | از نمونههای [[رفتار]] رحمتآمیز با [[مشرکان]]، مهلت ۴ ماهه به آنان پس از [[نقض عهد]] است: {{متن قرآن|فَسِيحُواْ فِي الأَرْضِ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَاعْلَمُواْ أَنَّكُمْ غَيْرُ مُعْجِزِي اللَّهِ وَأَنَّ اللَّهَ مُخْزِي الْكَافِرِينَ}}<ref> چهار ماه در این سرزمین (آزاد) بگردید و بدانید که شما خداوند را به ستوه نمیتوانید آورد و خداوند رسواگر کافران است؛ سوره توبه، آیه۲.</ref>.<ref>المیزان، ج ۹، ص۱۹۱.</ref> | ||
نمونههای دیگری از مصادیق [[رحمت الهی]] بدین شرحاند: [[استجابت دعا]]: {{متن قرآن|ذِكْرُ رَحْمَةِ رَبِّكَ عَبْدَهُ زَكَرِيَّا}}<ref> این یادکرد بخشایش پروردگارت به بندهاش زکریّاست؛ سوره مریم، آیه۲.</ref><ref>مجمع البیان، ج ۶، ص۷۷۵؛ المیزان، ج ۱۴، ص۷.</ref>؛ کم نکردن از [[پاداش]]: {{متن قرآن|قَالَتِ الأَعْرَابُ آمَنَّا قُل لَّمْ تُؤْمِنُوا وَلَكِن قُولُوا أَسْلَمْنَا وَلَمَّا يَدْخُلِ الإِيمَانُ فِي قُلُوبِكُمْ وَإِن تُطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ لا يَلِتْكُم مِّنْ أَعْمَالِكُمْ شَيْئًا إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ}}<ref> تازیهای بیاباننشین گفتند: ایمان آوردهایم بگو: ایمان نیاوردهاید بلکه بگویید: اسلام آوردهایم و هنوز ایمان در دلهایتان راه نیافته است و اگر از خداوند و پیامبرش فرمان برید از (پاداش) کردارهایتان چیزی کم نمیکند که خداوند آمرزندهای بخشاینده است؛ سوره حجرات، آیه۱۴.</ref><ref>المیزان، ج ۱۸، ص۳۲۹.</ref>؛ [[نصرت]] [[مؤمنان]]: {{متن قرآن|فَأَنجَيْنَاهُ وَالَّذِينَ مَعَهُ بِرَحْمَةٍ مِّنَّا وَقَطَعْنَا دَابِرَ الَّذِينَ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا وَمَا كَانُواْ مُؤْمِنِينَ}}<ref> پس او و همراهان او را با بخشایشی از خویش رهایی بخشیدیم و ریشه کسانی را که نشانههای ما را دروغ شمردند و مؤمن نبودند برکندیم؛ سوره اعراف، آیه۷۲.</ref> نیز {{متن قرآن|إِنَّا لَنَنصُرُ رُسُلَنَا وَالَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيَوْمَ يَقُومُ الأَشْهَادُ}}<ref> ما پیامبران خویش و مؤمنان را در زندگی این جهان و در روزی که گواهان (به گواهی) برخیزند یاری میکنیم؛ سوره غافر، آیه۵۱.</ref>، {{متن قرآن|وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ رُسُلا إِلَى قَوْمِهِمْ فَجَاؤُوهُم بِالْبَيِّنَاتِ فَانتَقَمْنَا مِنَ الَّذِينَ أَجْرَمُوا وَكَانَ حَقًّا عَلَيْنَا نَصْرُ الْمُؤْمِنِينَ}}<ref> و بیگمان پیش از تو پیامبرانی به سوی قوم آنان فرستادیم که برای آنها برهانها (ی روشن) آوردند و ما از گناهکاران انتقام گرفتیم و یاری مؤمنان بر ما واجب است؛ سوره روم، آیه۴۷.</ref><ref>المیزان، ج ۸، ص۱۸۰؛ ج ۱۰، ص۳۰۴.</ref>، {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ آمَنُواْ وَالَّذِينَ هَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أُوْلَئِكَ يَرْجُونَ رَحْمَتَ اللَّهِ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ}}<ref> بیگمان کسانی که ایمان آوردند و در راه خداوند هجرت و جهاد کردند، به بخشایش خداوند امید دارند و خداوند آمرزندهای بخشاینده است؛ سوره بقره، آیه۲۱۸.</ref><ref>مجمع البیان، ج ۲، ص۵۵۳؛ زبدة التفاسیر، ج ۱، ص۳۴۵.</ref>، {{متن قرآن|قُلْ مَن ذَا الَّذِي يَعْصِمُكُم مِّنَ اللَّهِ إِنْ أَرَادَ بِكُمْ سُوءًا أَوْ أَرَادَ بِكُمْ رَحْمَةً وَلا يَجِدُونَ لَهُم مِّن دُونِ اللَّهِ وَلِيًّا وَلا نَصِيرًا}}<ref> بگو: کیست که شما را از خداوند اگر برای شما گزند یا بخشایشی خواسته باشد نگه دارد؟ و آنان (هیچ گاه) برای خود در برابر خداوند یار و یاوری نمییابند؛ سوره احزاب، آیه۱۷.</ref><ref>تفسیر ثعلبی، ج ۸، ص۲۰؛ تفسیر بغوی، ج ۳، ص۶۲۲؛ الجدید، ج ۵، ص۴۲۶.</ref>، {{متن قرآن|وَلَوْلاَ فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكَ وَرَحْمَتُهُ لَهَمَّت طَّائِفَةٌ مِّنْهُمْ أَن يُضِلُّوكَ وَمَا يُضِلُّونَ إِلاُّ أَنفُسَهُمْ وَمَا يَضُرُّونَكَ مِن شَيْءٍ وَأَنزَلَ اللَّهُ عَلَيْكَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَعَلَّمَكَ مَا لَمْ تَكُنْ تَعْلَمُ وَكَانَ فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكَ عَظِيمًا}}<ref> و اگر بخشش و بخشایش خداوند بر تو نبود گروهی از ایشان به بیراه کردن تو کوشیده بودند حال آنکه جز خودشان را بیراه نمیکنند و به تو هیچ زیانی نمیرسانند و خداوند کتاب و فرزانگی بر تو فرو فرستاد و به تو چیزی آموخت که نمیدانستی و بخشش خداوند بر تو سترگ است؛ سوره نساء، آیه۱۱۳.</ref><ref>کشف الاسرار، ج ۲، ص۶۸۳.</ref>؛ [[شب]] و [[روز]]: {{متن قرآن|وَمِن رَّحْمَتِهِ جَعَلَ لَكُمُ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ لِتَسْكُنُوا فِيهِ وَلِتَبْتَغُوا مِن فَضْلِهِ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ}}<ref> و از بخشایش اوست که شب و روز را برایتان پدید آورد تا در شب آرام گیرید و (روز) از بخشش وی، (روزی خویش) بجویید و باشد که سپاس گزارید؛ سوره قصص، آیه۷۳.</ref>؛ [[باران]]: {{متن قرآن|وَهُوَ الَّذِي يُرْسِلُ الرِّيَاحَ بُشْرًا بَيْنَ يَدَيْ رَحْمَتِهِ حَتَّى إِذَا أَقَلَّتْ سَحَابًا ثِقَالاً سُقْنَاهُ لِبَلَدٍ مَّيِّتٍ فَأَنزَلْنَا بِهِ الْمَاء فَأَخْرَجْنَا بِهِ مِن كُلِّ الثَّمَرَاتِ كَذَلِكَ نُخْرِجُ الْمَوْتَى لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ}}<ref> و اوست که بادها را پیشاهنگ رحمت خویش (باران)، نویددهنده میفرستد تا چون ابری بارور را برداشت آن را به سرزمینی بایر برانیم و از آن، آب فرو فشانیم و با آن از هر گونه میوه برآوریم؛ به همین گونه مردگان را بر میانگیزیم باشد که پند گیرید؛ سوره اعراف، آیه۵۷.</ref><ref>کشف الاسرار، ج ۱، ص۲۱۸؛ مجمع البیان، ج ۴، ص۶۶۴؛ التحریر و التنویر، ج۸، ص۱۳۷؛ المیزان، ج ۸، ص۱۶۰؛ المنیر، ج ۸، ص۲۴۵.</ref>؛ رویاندن گیاهان و به بار رساندن درختان<ref>مقتنیات الدرر، ج ۱۰، ص۲۶.</ref> یا تابش [[آفتاب]] پس از باران<ref>روح البیان، ج ۸، ص۳۱۹.</ref>؛ همه نیازمندیهای [[آدمیان]]<ref>الجدید، ج ۶، ص۳۱۹.</ref>، {{متن قرآن|وَهُوَ الَّذِي يُنَزِّلُ الْغَيْثَ مِن بَعْدِ مَا قَنَطُوا وَيَنشُرُ رَحْمَتَهُ وَهُوَ الْوَلِيُّ الْحَمِيدُ}}<ref> و اوست که باران را پس از آنکه (مردم) نومید شوند فرو میفرستد و بخشایش خویش را میگستراند و او سرور ستوده است؛ سوره شوری، آیه۲۸.</ref>؛ وزش بادها<ref>المیزان، ج ۱۶، ص۱۹۹.</ref>: {{متن قرآن|وَمِنْ آيَاتِهِ أَن يُرْسِلَ الرِّيَاحَ مُبَشِّرَاتٍ وَلِيُذِيقَكُم مِّن رَّحْمَتِهِ وَلِتَجْرِيَ الْفُلْكُ بِأَمْرِهِ وَلِتَبْتَغُوا مِن فَضْلِهِ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ}}<ref> و از آیات او این است که بادها را مژدهآور (باران) میفرستد و (چنین میکند) تا از بخشایش خود به شما بچشاند و تا کشتیها به فرمان وی روان گردند و تا از بخشش وی (روزی) بجویید و باشد که سپاس گزارید؛ سوره روم، آیه۴۶.</ref>، [[رزق]]<ref>تفسیر سمرقندی، ج ۲، ص۳۳۰؛ روح البیان، ج ۵، ص۲۰۷؛ التفسیر الکاشف، ج ۵، ص۹۰.</ref>، [[مال]]<ref>جامع البیان، ج ۱۵، ص۱۱۳؛ تفسیر ثعالبی، ج ۳، ص۴۹۹؛ التفسیر الکاشف، ج ۵، ص۹۰.</ref>، {{متن قرآن|قُل لَّوْ أَنتُمْ تَمْلِكُونَ خَزَائِنَ رَحْمَةِ رَبِّي إِذًا لَّأَمْسَكْتُمْ خَشْيَةَ الإِنفَاقِ وَكَانَ الإِنسَانُ قَتُورًا}}<ref> بگو: اگر شما گنجینههای بخشایش پروردگارم را میداشتید باز از ترس از دست رفتن دارایی تنگچشمی پیشه میکردید و آدمی تنگچشم است؛ سوره اسراء، آیه ۱۰۰.</ref>؛ {{متن قرآن|أَمْ عِندَهُمْ خَزَائِنُ رَحْمَةِ رَبِّكَ الْعَزِيزِ الْوَهَّابِ}}<ref> یا گنجینههای بخشایش پروردگار پیروز بخشنده تو نزد آنان است؟؛ سوره ص، آیه۹.</ref>؛ عطایای [[الهی]] که بهرهمند ساختن [[انسان]] از آن لزومی ندارد<ref>المیزان، ج ۳، ص۲۶۰-۲۶۱.</ref> و زیاده از جنس نعمتهایی که به [[بندگان]] داده شده است: {{متن قرآن|وَلاَ تُؤْمِنُواْ إِلاَّ لِمَن تَبِعَ دِينَكُمْ قُلْ إِنَّ الْهُدَى هُدَى اللَّهِ أَن يُؤْتَى أَحَدٌ مِّثْلَ مَا أُوتِيتُمْ أَوْ يُحَاجُّوكُمْ عِندَ رَبِّكُمْ قُلْ إِنَّ الْفَضْلَ بِيَدِ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَاء وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ يَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ مَن يَشَاء وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ}}<ref> و جز به کسی که از دین شما پیروی کند اعتماد نکنید، بگو: بیگمان رهنمود، رهنمود خداوند است تا کسی نپندارد که به کسی مانند آنچه به شما دادهاند میدهند یا بتوانند با شما نزد پروردگارتان چون و چرا کنند، بگو: به راستی بخشش در دست خداوند است، به هر که خواهد میدهد و خداوند نعمتگستری داناست. هر کس را بخواهد به بخشایش خود ویژگی میدهد و خداوند دارای بخشش سترگ است؛ سوره آل عمران، آیه ۷۳- ۷۴.</ref><ref>التفسیر الکبیر، ج ۸، ص۲۶۲.</ref>.<ref>[[محمد صادق صالحیمنش|صالحیمنش، محمد صادق]]، [[رحمت - صالحیمنش (مقاله)|رحمت | نمونههای دیگری از مصادیق [[رحمت الهی]] بدین شرحاند: [[استجابت دعا]]: {{متن قرآن|ذِكْرُ رَحْمَةِ رَبِّكَ عَبْدَهُ زَكَرِيَّا}}<ref> این یادکرد بخشایش پروردگارت به بندهاش زکریّاست؛ سوره مریم، آیه۲.</ref><ref>مجمع البیان، ج ۶، ص۷۷۵؛ المیزان، ج ۱۴، ص۷.</ref>؛ کم نکردن از [[پاداش]]: {{متن قرآن|قَالَتِ الأَعْرَابُ آمَنَّا قُل لَّمْ تُؤْمِنُوا وَلَكِن قُولُوا أَسْلَمْنَا وَلَمَّا يَدْخُلِ الإِيمَانُ فِي قُلُوبِكُمْ وَإِن تُطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ لا يَلِتْكُم مِّنْ أَعْمَالِكُمْ شَيْئًا إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ}}<ref> تازیهای بیاباننشین گفتند: ایمان آوردهایم بگو: ایمان نیاوردهاید بلکه بگویید: اسلام آوردهایم و هنوز ایمان در دلهایتان راه نیافته است و اگر از خداوند و پیامبرش فرمان برید از (پاداش) کردارهایتان چیزی کم نمیکند که خداوند آمرزندهای بخشاینده است؛ سوره حجرات، آیه۱۴.</ref><ref>المیزان، ج ۱۸، ص۳۲۹.</ref>؛ [[نصرت]] [[مؤمنان]]: {{متن قرآن|فَأَنجَيْنَاهُ وَالَّذِينَ مَعَهُ بِرَحْمَةٍ مِّنَّا وَقَطَعْنَا دَابِرَ الَّذِينَ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا وَمَا كَانُواْ مُؤْمِنِينَ}}<ref> پس او و همراهان او را با بخشایشی از خویش رهایی بخشیدیم و ریشه کسانی را که نشانههای ما را دروغ شمردند و مؤمن نبودند برکندیم؛ سوره اعراف، آیه۷۲.</ref> نیز {{متن قرآن|إِنَّا لَنَنصُرُ رُسُلَنَا وَالَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيَوْمَ يَقُومُ الأَشْهَادُ}}<ref> ما پیامبران خویش و مؤمنان را در زندگی این جهان و در روزی که گواهان (به گواهی) برخیزند یاری میکنیم؛ سوره غافر، آیه۵۱.</ref>، {{متن قرآن|وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ رُسُلا إِلَى قَوْمِهِمْ فَجَاؤُوهُم بِالْبَيِّنَاتِ فَانتَقَمْنَا مِنَ الَّذِينَ أَجْرَمُوا وَكَانَ حَقًّا عَلَيْنَا نَصْرُ الْمُؤْمِنِينَ}}<ref> و بیگمان پیش از تو پیامبرانی به سوی قوم آنان فرستادیم که برای آنها برهانها (ی روشن) آوردند و ما از گناهکاران انتقام گرفتیم و یاری مؤمنان بر ما واجب است؛ سوره روم، آیه۴۷.</ref><ref>المیزان، ج ۸، ص۱۸۰؛ ج ۱۰، ص۳۰۴.</ref>، {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ آمَنُواْ وَالَّذِينَ هَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أُوْلَئِكَ يَرْجُونَ رَحْمَتَ اللَّهِ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ}}<ref> بیگمان کسانی که ایمان آوردند و در راه خداوند هجرت و جهاد کردند، به بخشایش خداوند امید دارند و خداوند آمرزندهای بخشاینده است؛ سوره بقره، آیه۲۱۸.</ref><ref>مجمع البیان، ج ۲، ص۵۵۳؛ زبدة التفاسیر، ج ۱، ص۳۴۵.</ref>، {{متن قرآن|قُلْ مَن ذَا الَّذِي يَعْصِمُكُم مِّنَ اللَّهِ إِنْ أَرَادَ بِكُمْ سُوءًا أَوْ أَرَادَ بِكُمْ رَحْمَةً وَلا يَجِدُونَ لَهُم مِّن دُونِ اللَّهِ وَلِيًّا وَلا نَصِيرًا}}<ref> بگو: کیست که شما را از خداوند اگر برای شما گزند یا بخشایشی خواسته باشد نگه دارد؟ و آنان (هیچ گاه) برای خود در برابر خداوند یار و یاوری نمییابند؛ سوره احزاب، آیه۱۷.</ref><ref>تفسیر ثعلبی، ج ۸، ص۲۰؛ تفسیر بغوی، ج ۳، ص۶۲۲؛ الجدید، ج ۵، ص۴۲۶.</ref>، {{متن قرآن|وَلَوْلاَ فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكَ وَرَحْمَتُهُ لَهَمَّت طَّائِفَةٌ مِّنْهُمْ أَن يُضِلُّوكَ وَمَا يُضِلُّونَ إِلاُّ أَنفُسَهُمْ وَمَا يَضُرُّونَكَ مِن شَيْءٍ وَأَنزَلَ اللَّهُ عَلَيْكَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَعَلَّمَكَ مَا لَمْ تَكُنْ تَعْلَمُ وَكَانَ فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكَ عَظِيمًا}}<ref> و اگر بخشش و بخشایش خداوند بر تو نبود گروهی از ایشان به بیراه کردن تو کوشیده بودند حال آنکه جز خودشان را بیراه نمیکنند و به تو هیچ زیانی نمیرسانند و خداوند کتاب و فرزانگی بر تو فرو فرستاد و به تو چیزی آموخت که نمیدانستی و بخشش خداوند بر تو سترگ است؛ سوره نساء، آیه۱۱۳.</ref><ref>کشف الاسرار، ج ۲، ص۶۸۳.</ref>؛ [[شب]] و [[روز]]: {{متن قرآن|وَمِن رَّحْمَتِهِ جَعَلَ لَكُمُ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ لِتَسْكُنُوا فِيهِ وَلِتَبْتَغُوا مِن فَضْلِهِ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ}}<ref> و از بخشایش اوست که شب و روز را برایتان پدید آورد تا در شب آرام گیرید و (روز) از بخشش وی، (روزی خویش) بجویید و باشد که سپاس گزارید؛ سوره قصص، آیه۷۳.</ref>؛ [[باران]]: {{متن قرآن|وَهُوَ الَّذِي يُرْسِلُ الرِّيَاحَ بُشْرًا بَيْنَ يَدَيْ رَحْمَتِهِ حَتَّى إِذَا أَقَلَّتْ سَحَابًا ثِقَالاً سُقْنَاهُ لِبَلَدٍ مَّيِّتٍ فَأَنزَلْنَا بِهِ الْمَاء فَأَخْرَجْنَا بِهِ مِن كُلِّ الثَّمَرَاتِ كَذَلِكَ نُخْرِجُ الْمَوْتَى لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ}}<ref> و اوست که بادها را پیشاهنگ رحمت خویش (باران)، نویددهنده میفرستد تا چون ابری بارور را برداشت آن را به سرزمینی بایر برانیم و از آن، آب فرو فشانیم و با آن از هر گونه میوه برآوریم؛ به همین گونه مردگان را بر میانگیزیم باشد که پند گیرید؛ سوره اعراف، آیه۵۷.</ref><ref>کشف الاسرار، ج ۱، ص۲۱۸؛ مجمع البیان، ج ۴، ص۶۶۴؛ التحریر و التنویر، ج۸، ص۱۳۷؛ المیزان، ج ۸، ص۱۶۰؛ المنیر، ج ۸، ص۲۴۵.</ref>؛ رویاندن گیاهان و به بار رساندن درختان<ref>مقتنیات الدرر، ج ۱۰، ص۲۶.</ref> یا تابش [[آفتاب]] پس از باران<ref>روح البیان، ج ۸، ص۳۱۹.</ref>؛ همه نیازمندیهای [[آدمیان]]<ref>الجدید، ج ۶، ص۳۱۹.</ref>، {{متن قرآن|وَهُوَ الَّذِي يُنَزِّلُ الْغَيْثَ مِن بَعْدِ مَا قَنَطُوا وَيَنشُرُ رَحْمَتَهُ وَهُوَ الْوَلِيُّ الْحَمِيدُ}}<ref> و اوست که باران را پس از آنکه (مردم) نومید شوند فرو میفرستد و بخشایش خویش را میگستراند و او سرور ستوده است؛ سوره شوری، آیه۲۸.</ref>؛ وزش بادها<ref>المیزان، ج ۱۶، ص۱۹۹.</ref>: {{متن قرآن|وَمِنْ آيَاتِهِ أَن يُرْسِلَ الرِّيَاحَ مُبَشِّرَاتٍ وَلِيُذِيقَكُم مِّن رَّحْمَتِهِ وَلِتَجْرِيَ الْفُلْكُ بِأَمْرِهِ وَلِتَبْتَغُوا مِن فَضْلِهِ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ}}<ref> و از آیات او این است که بادها را مژدهآور (باران) میفرستد و (چنین میکند) تا از بخشایش خود به شما بچشاند و تا کشتیها به فرمان وی روان گردند و تا از بخشش وی (روزی) بجویید و باشد که سپاس گزارید؛ سوره روم، آیه۴۶.</ref>، [[رزق]]<ref>تفسیر سمرقندی، ج ۲، ص۳۳۰؛ روح البیان، ج ۵، ص۲۰۷؛ التفسیر الکاشف، ج ۵، ص۹۰.</ref>، [[مال]]<ref>جامع البیان، ج ۱۵، ص۱۱۳؛ تفسیر ثعالبی، ج ۳، ص۴۹۹؛ التفسیر الکاشف، ج ۵، ص۹۰.</ref>، {{متن قرآن|قُل لَّوْ أَنتُمْ تَمْلِكُونَ خَزَائِنَ رَحْمَةِ رَبِّي إِذًا لَّأَمْسَكْتُمْ خَشْيَةَ الإِنفَاقِ وَكَانَ الإِنسَانُ قَتُورًا}}<ref> بگو: اگر شما گنجینههای بخشایش پروردگارم را میداشتید باز از ترس از دست رفتن دارایی تنگچشمی پیشه میکردید و آدمی تنگچشم است؛ سوره اسراء، آیه ۱۰۰.</ref>؛ {{متن قرآن|أَمْ عِندَهُمْ خَزَائِنُ رَحْمَةِ رَبِّكَ الْعَزِيزِ الْوَهَّابِ}}<ref> یا گنجینههای بخشایش پروردگار پیروز بخشنده تو نزد آنان است؟؛ سوره ص، آیه۹.</ref>؛ عطایای [[الهی]] که بهرهمند ساختن [[انسان]] از آن لزومی ندارد<ref>المیزان، ج ۳، ص۲۶۰-۲۶۱.</ref> و زیاده از جنس نعمتهایی که به [[بندگان]] داده شده است: {{متن قرآن|وَلاَ تُؤْمِنُواْ إِلاَّ لِمَن تَبِعَ دِينَكُمْ قُلْ إِنَّ الْهُدَى هُدَى اللَّهِ أَن يُؤْتَى أَحَدٌ مِّثْلَ مَا أُوتِيتُمْ أَوْ يُحَاجُّوكُمْ عِندَ رَبِّكُمْ قُلْ إِنَّ الْفَضْلَ بِيَدِ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَاء وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ يَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ مَن يَشَاء وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ}}<ref> و جز به کسی که از دین شما پیروی کند اعتماد نکنید، بگو: بیگمان رهنمود، رهنمود خداوند است تا کسی نپندارد که به کسی مانند آنچه به شما دادهاند میدهند یا بتوانند با شما نزد پروردگارتان چون و چرا کنند، بگو: به راستی بخشش در دست خداوند است، به هر که خواهد میدهد و خداوند نعمتگستری داناست. هر کس را بخواهد به بخشایش خود ویژگی میدهد و خداوند دارای بخشش سترگ است؛ سوره آل عمران، آیه ۷۳- ۷۴.</ref><ref>التفسیر الکبیر، ج ۸، ص۲۶۲.</ref>.<ref>[[محمد صادق صالحیمنش|صالحیمنش، محمد صادق]]، [[رحمت - صالحیمنش (مقاله)|رحمت]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳]]، ص۵۴۴- ۵۸۰.</ref> | ||
== منابع == | == منابع == | ||
{{منابع}} | {{منابع}} | ||
# [[پرونده:000055.jpg|22px]] [[محمد صادق صالحیمنش|صالحیمنش، محمد صادق]]، [[رحمت - صالحیمنش (مقاله)|رحمت]] [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|'''دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳''']] | # [[پرونده:000055.jpg|22px]] [[محمد صادق صالحیمنش|صالحیمنش، محمد صادق]]، [[رحمت - صالحیمنش (مقاله)|رحمت]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|'''دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳''']] | ||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||