محمد بن عمر واقدی: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۰٬۰۵۴ بایت اضافه‌شده ،  یک‌شنبهٔ ‏۰۹:۴۱
بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۱۶: خط ۱۶:


[[سال]] [[مرگ]] او را به [[اختلاف]] از ۲۰۷ تا ۲۰۹هـ ذکر کرده‌اند، ولی [[خطیب بغدادی]] می‌‌گوید: او سال ۲۰۷هـ در [[بغداد]] از [[دنیا]] رفت و در [[مقبره]] [[خیزران]] [[دفن]] شد.<ref>تاریخ بغداد ۳/۴ و ۲۰.</ref>.<ref>جمعی از پژوهشگران، [[فرهنگ‌نامه مؤلفان اسلامی (کتاب)|فرهنگ‌نامه مؤلفان اسلامی]] ج۱، ص۷۴۸-۷۴۹.</ref>
[[سال]] [[مرگ]] او را به [[اختلاف]] از ۲۰۷ تا ۲۰۹هـ ذکر کرده‌اند، ولی [[خطیب بغدادی]] می‌‌گوید: او سال ۲۰۷هـ در [[بغداد]] از [[دنیا]] رفت و در [[مقبره]] [[خیزران]] [[دفن]] شد.<ref>تاریخ بغداد ۳/۴ و ۲۰.</ref>.<ref>جمعی از پژوهشگران، [[فرهنگ‌نامه مؤلفان اسلامی (کتاب)|فرهنگ‌نامه مؤلفان اسلامی]] ج۱، ص۷۴۸-۷۴۹.</ref>
==محمد بن عمر واقدی==
محمد بن عمر واقدی از [[مورخان]] ده‌های پایانی [[قرن دوم]] و [[تخصص]] ویژه‌اش در [[مغازی]] و [[فتوحات]] است. وی دوران داش‌اندوزی را در [[مدینه]] گذراند، اما درسال ۱۸۰ به [[بغداد]] رفت. مرکزیت بغداد عامل عمده در کشاندن این قبیل چهره به نام به سوی خود بوده است. [[ابن سعد]] نوشته است: او از [[مردمان]] مدینه بود و در سال ۱۸۰ به بغداد آمد. پس از آن به [[شام]] ورقّه رفت و بار دیگر به بغداد بازگشت. در آنجا بود که [[مأمون]] در [[خراسان]] به بغداد آمد و [[منصب]] [[قاضی]] [[عسکر]] را به وی سپرد. او همچنان قاضی بود تا در شب سه [[شنبه]] یازدهم ذی [[الحجة]] سال ۲۰۷ در گذشت<ref>طبقات کبری ج۷،</ref> وی به دلیل پایبندش به روش‌های [[تاریخی]] مورد [[طعن]] [[اهل حدیث]] قرار گرفته و به‌ویژه از این حیث که اسناد نقلها را داخل در یکدیگر کرده و از چند سند یک متن را فراهم آورده، مورد [[انتقاد]] واقع شده است. [[ابن عدی]] نوشته است که متون اخباری [[واقدی]] غیر مضبوط بوده و [[سستی]] آنها آشکار است<ref>الکامل فی ضعفأ الرجال، ج۶، ص۲۴۳</ref> طبعا روش وی متفاوت از روش [[محدثان]] است<ref> نک: مقدمه حمد جاسر بر المناسک حربی، ص۱۱۰</ref> یاقوت نوشته است: درباره [[تاریخ]] مردمان و [[سیره]] و [[فقه]] و دیگر [[فنون]] وی به [[اجماع]] [[موثق]] است! <ref>معجم الادبأ، ج۱۸، ص۳۲۵</ref> [[ذهبی]] نوشته است: واقه [[ضعیف]] است اما نیاز در مغازی و تاریخ روشن است. ما آثار وی را بدون آنکه به آن [[استدلال]] کنیم می‌‌‌‌آوریم! <ref>نک: تهذیب الکمال، ج۲۶، ص۱۹۴</ref> ابن [[سید]] [[الناس]] و [[ابن کثیر]] با لحن مدافعانه از وی سخن گفته‌اند. <ref>عیون الاثر، ج۱، ص۲۶. البدایة و النهایة، ج۳، ص۲۲۴</ref> از [[عالمان شیعه]]، [[شیخ مفید]] او را متمایل به [[مذهب]] [[عثمانی]] درانسته که در عین حال به امیرالمؤ منین{{ع}} نیز بی‌علاقه بوده است<ref>قاموس الرجال، ج۸، ص۳۲۵</ref>
گفته شده بود که او آگاهترین [[مردم]] به [[اخبار]] [[دوره اسلامی]] بوده و [[جاهلیت]] چیزی نمی‌‌‌‌دانسته است<ref>تاریخ بغداد، ج۳، ص۹</ref> کتاب مهم بر جای مانده او [[المغازی]] است که نشانه کار گسترده وی و تتبع بسیار در [[روایات]] دوران از هجرات تا [[رحلت]] است. مقایسه آن باسیره ابن اسحاق، دامنه و وسعت کتاب [[واقدی]] با استفاده از تمامی منابع شفاهی و مکتوب به تحقیق درباره [[مغازی]] [[رسول خدا]]{{صل}} پرداخته و خود با رفتن به مناطقی که در آنها [[نبرد]] صورت گرفته، و نیز گرفتن آگاهیهای از [[نسب‌شناسان]] [[قبائل]]، اطلاعات خود را تکمیل کرده است. نقل شده که شخصی واقدی را دید که ظرف آبی برداشت عازم [[سفر]] بود. از وی پرسید: عازم کجاست: گفت: تصمیم دارد تا به منطقه حنین برود و منطقه‌ای را که نبرد در آن رخ داده از نزدیک ببیند<ref>نک: مقدمه کتاب الرده</ref>
برخی از سندهای [[المغازی]] نشان می‌‌‌‌دهد که وی از منابع رسمی و احتمالا مکتوب استفاده کرده است؛ مانند آنجه از [[زهری]] نقل می‌‌‌‌کند. اما در مواردی از اطلاعات [[خانوادگی]] استفاده شده است. مانند: {{عربی|حدثنی محمد بن الحسن بن اسامة بن زید عن بعض اهله}} وی باید از [[اعقاب اسامة بن زید]] گرفته باشد. چنین چیزی در [[زندگی]] قبایلی [[عرب]] بعید نیست، چه [[سنت]] [[تاریخ‌نگاری]] عرب از [[جاهلیت]] [[حفظ]] [[اخبار]] احداد بین نسلهای بعد بوده است. نکته شکفت آنکه واقدی با یان [[دانش]] خود را از [[مدینه]] گرفته و به [[عراق]] نیز آمده، در بخش مغازی از [[ابن اسحاق]] نقل کرده است<ref>نشأة علم التاریخ عند العرب، ص۳۱</ref> آبا ممکن است استفاده کرده و به دلیل مطعون بودن ابن اسحاق نزد [[اهل حدیث]]، از روی نام نبرده باشد؟ افزون بر آن، هسته اصلی کتاب [[طبقات الکبری ابن سعد]] از آن واقدی است. گواین که خود او نیز کتاب طبقات باشد<ref>نک: معجم الادبأ، ج۱۸، ص۲۸۲</ref> که ابن سعد آن را در کتاب خود درج کرده است. تنها در یک جلد [[متمم]] طبقات کبری، یکصد و چهل و سه بار از واقدی نقل شده که این نشان از آن دارد که ابن سعد بخش بزرگی از کتاب طبقات واقدی و شاید همه آنها را در طبقات خود آورده است. [[طبری]] بخش مهمی از آگاهیهای خود را از واقدی گرفته است. نام وی در [[تاریخ]] طبری ۳۸۷ و این نشانگر وسعت استفاده طبری از [[واقدی]] است. بخشی از این اطلاعات از طریق [[ابن سعد]] انجام شده اما در موارد دیگر قال الواقدی و بدون آنکه از طریق خاصی یاد کند، مطلب را آورده است.
[[ابن ندیم]] او را [[شیعه]] دانسته و نوشته است که او [[تقیه]] می‌‌‌‌کرده و باورش این بوده که علی{{ع}} [[معجزه]] [[پیامبر]]{{صل}} است. <ref>الفهرست، ص۱۱۱. الاولی و مؤلفوها، صص ۱۲۴، ۱۲۶</ref> اما جز او این احتمال را نداده و معلوم نیست که ابن ندیم با توجه به موضوع روشن وی در پذیرش دیدگاه‌های [[تسنن]] چگونه این [[اتهام]] را مطرح کرده است؟
[[ابن سعد]] کاتب وی را شمرده شده و درباره او نوشته است: او عالم به [[مغازی]]، [[سیر]]، [[فتوح]]، و [[اختلاف مردم]] در [[حدیث]] و [[احکام]] بوده است<ref>طبقات الکبری، ج۵، ص۴۲۲</ref> وی کتاب در [[جنگ جمل]] داشته که [[سید رضی]]، خطبه‌ای از [[امام علی]]{{ع}} به نقل از کتاب الجمل [[واقدی]] آورده است<ref>نهج البلاغه، خطبه ۲۳۱</ref> فقرات فراوانی ار کتاب الجمل واقدی در کتاب [[الجمل]] [[شیخ مفید]] آمده است<ref>نک: الجمل، شیخ مفید، تصحیح علی میر شفعی، (فهرست اعلام)، ص۵۷۴. شیخ در ص۱۳۱ به کتابی که واقدی درباره (حرب البصرة) تصنیف کرده، اشاره کرده است</ref> کتابی که تحت عنوان فتوح [[الشام]] به او نسبت داده شده است (بیروت، دارالجیل در دو جلد، چاپ شده به نام [[ابوعبدالله بن عمر واقدی]]!) بیشتر حماسی نوشته شده بوده به او نسبت می‌‌‌‌داده‌اند تا [[مردم]] به او [[اطمینان]] کنند<ref>نک: تاریخ الادب العربی ج۳، ص۴۲۲</ref> کتاب دیگری به عنوان کتاب الرده اخیرا از وی به چاپ رسیده و شباهت زیادی به آنچه در [[فتوح ابن اعثم]] درباره (رده) آمده دارد. این بدان معنا باشد که [[ابن اعثم]] حوادث رده را از کتاب واقدی استفاده کرده است. باید این حال نگاهی به سند نخست کتاب الرده و نیز وضعیت عمومی کتاب به و مقایسه با سبک [[المغازی واقدی]]، تردیدی را در [[صحت]] انتساب‌ای کتاب به واقدی نسبت داده باشد! گذشت که واقدی در [[دستگاه خلافت عباسی]] به کار [[قضا]] [[اشتغال]] داشته و کما بیش از [[امتیازات ویژه]] [[همکاری]] با [[خلافت]]، برخوردار می‌‌‌‌شده است. <ref>طبقات الکبری، ج۵، صص ۴۲۷ ۴۲۶، وی وصی مأمون شمرده شده. ج۵، ص۴۲۸</ref> وی در برخی از منابع از [[موالی]] [[عباسیان]]<ref>وفیات الاعیان، ج۳، ص۴۷۳</ref> و در منابع دیگر از موالی بین سهم شمرده شده و ابن سعد گفته است که او از موالی [[عبدالله بن بریده اسلمی]] بوده است<ref>طبقات الکبری، ج۷، ص۴۲۸</ref> <ref>[[رسول جعفریان|جعفریان، رسول]]، [[منابع تاریخ اسلام (کتاب)|منابع تاریخ اسلام]]، ص ۹۲.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
{{منابع}}
{{منابع}}
# [[پرونده: IM009687.jpg|22px]] جمعی از پژوهشگران، [[فرهنگ‌نامه مؤلفان اسلامی ج۱ (کتاب)|'''فرهنگ‌نامه مؤلفان اسلامی ج۱''']]
# [[پرونده: IM009687.jpg|22px]] جمعی از پژوهشگران، [[فرهنگ‌نامه مؤلفان اسلامی ج۱ (کتاب)|'''فرهنگ‌نامه مؤلفان اسلامی ج۱''']]
# [[پرونده:IM010927.jpg|22px]] [[رسول جعفریان|جعفریان، رسول]]، [[منابع تاریخ اسلام (کتاب)|'''منابع تاریخ اسلام''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


۸۰٬۴۷۱

ویرایش