آیه اشتری: تفاوت میان نسخه‌ها

 
خط ۱۸۲: خط ۱۸۲:
یکی از عالمان معاصر، با استظهار از آیه غار و ارائه شواهد تاریخی به عنوان قرینه، مباحث نسبتا مبسوطی ذیل این آیه ارائه کرده است که در اینجا به ذکر خلاصه‌ای از آن بسنده می‌کنیم. خداوند در آیه غار می‌فرماید: {{متن قرآن|إِلاَّ تَنصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللَّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِينَ كَفَرُواْ}}.
یکی از عالمان معاصر، با استظهار از آیه غار و ارائه شواهد تاریخی به عنوان قرینه، مباحث نسبتا مبسوطی ذیل این آیه ارائه کرده است که در اینجا به ذکر خلاصه‌ای از آن بسنده می‌کنیم. خداوند در آیه غار می‌فرماید: {{متن قرآن|إِلاَّ تَنصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللَّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِينَ كَفَرُواْ}}.


نصرت و یاری در زمانی معنا دارد که خطری کسی را تهدید کند، و خداوند به روشنی بیان می‌کند که رسولِ خودش را هنگامی یاری کرده است که کافران او را بیرون کرده‌اند. بنابر این براساس این آیه، خطر در بیرون مکّه پیامبر اکرم{{صل}} را تهدید می‌کرده است. خداوند در ادامه، محدوده خطر را به صورت روشن‌تری بیان می‌کند و می‌فرماید: {{متن قرا«|ثَانِيَ اثْنَيْنِ إِذْ هُمَا فِي الْغَارِ}}. بر این اساس، خطر هنگامی پیامبر را تهدید می‌کرده که ایشان در غار بوده است.
نصرت و یاری در زمانی معنا دارد که خطری کسی را تهدید کند، و خداوند به روشنی بیان می‌کند که رسولِ خودش را هنگامی یاری کرده است که کافران او را بیرون کرده‌اند. بنابر این براساس این آیه، خطر در بیرون مکّه پیامبر اکرم{{صل}} را تهدید می‌کرده است. خداوند در ادامه، محدوده خطر را به صورت روشن‌تری بیان می‌کند و می‌فرماید: {{متن قرآن«|ثَانِيَ اثْنَيْنِ إِذْ هُمَا فِي الْغَارِ}}. بر این اساس، خطر هنگامی پیامبر را تهدید می‌کرده که ایشان در غار بوده است.


براساس شواهد تاریخی، تنها دو نفر از خروج پیامبر اکرم{{صل}} از مکّه آگاه بودند؛ یکی امیرالمؤمنین{{ع}} و دیگری ابوبکر و آل ابوبکر.
براساس شواهد تاریخی، تنها دو نفر از خروج پیامبر اکرم{{صل}} از مکّه آگاه بودند؛ یکی امیرالمؤمنین{{ع}} و دیگری ابوبکر و آل ابوبکر.
خط ۱۹۲: خط ۱۹۲:
اما مشرکان که با وجود بیتوته امیرالمؤمنین{{ع}} در بستر پیامبر؛ باور داشتند که پیامبر در رختخواب خویش است، سخن فرستاده ابوبکر را باور نکرده‌اند. تعبیر {{متن قرآن|ثَانِيَ اثْنَيْنِ}}، دومینِ هر کس نیز بیان‌گر آن است که ابوبکر پیش از پیامبر در بیرون مکه بوده است؛ از این رو خداوند پیامبر را دومین نفر از آن دو معرفی می‌کند؛ یعنی ابوبکر نخستین نفر بوده است. این نکته هم در خور توجّه است که {{متن قرآن|أَخْرَجَهُ}} در آیه به صورت مفرد بیان شده، یعنی مشرکان تنها پیامبر اکرم{{صل}} را به خروج از شهر مجبور ساخته‌اند و هیچ تهدیدی ابوبکر و خانواده‌اش را تهدید نمی‌کرده است و مشرکان نیز با وجود آگاهی از همراه شدن ابوبکر با پیامبر، نسبت به خانوادۀ او هیچ تعرضی نکرده‌اند! پس پیامبر به هنگام خارج شدن از مکّه، ابوبکر را دیده و برای این‌که او خبر خروجش را به مشرکان نرسانَد، وی را با خود همراه ساخته است و برای رهایی از شرّ مشرکان، با او به غار پناه برده است. بر اساس مستندات روشن تاریخی، مشرکان تا نزدیکی غار، پیامبر را از روی ردّ پای ایشان تعقیب کردند و پس از آن‌که دهانه غار را با تار عنکبوت مسدود یافتند، از جستجو دست برداشته و به مکّه بازگشتند. اما بر اساس آیه، خطر همچنان پیامبر اکرم{{صل}} را درون غار تهدید می‌کرده است.
اما مشرکان که با وجود بیتوته امیرالمؤمنین{{ع}} در بستر پیامبر؛ باور داشتند که پیامبر در رختخواب خویش است، سخن فرستاده ابوبکر را باور نکرده‌اند. تعبیر {{متن قرآن|ثَانِيَ اثْنَيْنِ}}، دومینِ هر کس نیز بیان‌گر آن است که ابوبکر پیش از پیامبر در بیرون مکه بوده است؛ از این رو خداوند پیامبر را دومین نفر از آن دو معرفی می‌کند؛ یعنی ابوبکر نخستین نفر بوده است. این نکته هم در خور توجّه است که {{متن قرآن|أَخْرَجَهُ}} در آیه به صورت مفرد بیان شده، یعنی مشرکان تنها پیامبر اکرم{{صل}} را به خروج از شهر مجبور ساخته‌اند و هیچ تهدیدی ابوبکر و خانواده‌اش را تهدید نمی‌کرده است و مشرکان نیز با وجود آگاهی از همراه شدن ابوبکر با پیامبر، نسبت به خانوادۀ او هیچ تعرضی نکرده‌اند! پس پیامبر به هنگام خارج شدن از مکّه، ابوبکر را دیده و برای این‌که او خبر خروجش را به مشرکان نرسانَد، وی را با خود همراه ساخته است و برای رهایی از شرّ مشرکان، با او به غار پناه برده است. بر اساس مستندات روشن تاریخی، مشرکان تا نزدیکی غار، پیامبر را از روی ردّ پای ایشان تعقیب کردند و پس از آن‌که دهانه غار را با تار عنکبوت مسدود یافتند، از جستجو دست برداشته و به مکّه بازگشتند. اما بر اساس آیه، خطر همچنان پیامبر اکرم{{صل}} را درون غار تهدید می‌کرده است.


یادآور می‌شویم که درون غار کسی جز ابوبکر همراه پیامبر {{صل}}نبوده است، پس خطر از ناحیه وی متوجّه پیامبر بوده است؛ از این رو پیامبر اکرم {{صل}}برای رفع این خطر، همراه خود را به آرامش فرامی‌خواند و به او وعده می‌دهد. خداوند این حقیقت را چنین بیان کرده است: {{متن قرآن|إِذْ يَقُولُ لِصَاحِبِهِ لاَ تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنَا }}؛
یادآور می‌شویم که درون غار کسی جز ابوبکر همراه پیامبر {{صل}}نبوده است، پس خطر از ناحیه وی متوجّه پیامبر بوده است؛ از این رو پیامبر اکرم {{صل}}برای رفع این خطر، همراه خود را به آرامش فرامی‌خواند و به او وعده می‌دهد. خداوند این حقیقت را چنین بیان کرده است: {{متن قرآن|إِذْ يَقُولُ لِصَاحِبِهِ لاَ تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنَا}}؛


با توجّه به آیه غار، ابوبکر از همراهی با پیامبر{{صل}} در غار محزون بوده و این حزن عاملی برای تهدید پیامبر{{صل}} به شمار می‌رفته است. بهترین تحلیل درباره معنای آیه این است که بگوئیم ابوبکر به خاطر از دست رفتن موقعیّت و دارائی‌های خود در مکّه و دور افتادن از خانه و اهل خویش محزون بوده است و همین امر او را به کشتن یا لو دادن پیامبر اکرم{{صل}} تحریک می‌کرده است؛ از این‌رو پیامبر به او وعده می‌دهد که خداوند با ماست و من به حکومت خواهم رسید و تو نیز از همراهی با من سودخواهی برد. با این وعده پیامبر اکرم{{صل}}، ضمن دلداری وی، آنچه که او در ذهن می‌پرورانده را بر طرف کرده است. تعبیر «إِذْ» در عبارت «إِذْ یَقُولُ‌» نشان می‌دهد که بین دفع خطر با این گفتار رسول خدا{{صل}} ارتباط برقرار است. صرف نظر از این تحلیل، روشن است که «لا تَحْزَنْ‌» نهی است و اگر محزون بودن ابوبکر کار پسندیده‌ای بود، پیامبر اکرم{{صل}} او را از این کار نهی نمی‌کرد. خداوند در ادامه آیه می‌فرماید: {{متن قرآن| فَأَنْزَلَ اَللّهُ سَکِینَتَهُ عَلَیْهِ‌}}؛
با توجّه به آیه غار، ابوبکر از همراهی با پیامبر{{صل}} در غار محزون بوده و این حزن عاملی برای تهدید پیامبر{{صل}} به شمار می‌رفته است. بهترین تحلیل درباره معنای آیه این است که بگوئیم ابوبکر به خاطر از دست رفتن موقعیّت و دارائی‌های خود در مکّه و دور افتادن از خانه و اهل خویش محزون بوده است و همین امر او را به کشتن یا لو دادن پیامبر اکرم{{صل}} تحریک می‌کرده است؛ از این‌رو پیامبر به او وعده می‌دهد که خداوند با ماست و من به حکومت خواهم رسید و تو نیز از همراهی با من سودخواهی برد. با این وعده پیامبر اکرم{{صل}}، ضمن دلداری وی، آنچه که او در ذهن می‌پرورانده را بر طرف کرده است. تعبیر «إِذْ» در عبارت {{متن قرآن|إِذْ أَخْرَجَهُ}} نشان می‌دهد که بین دفع خطر با این گفتار رسول خدا{{صل}} ارتباط برقرار است. صرف نظر از این تحلیل، روشن است که {{متن قرآن|لاَ تَحْزَنْ}} نهی است و اگر محزون بودن ابوبکر کار پسندیده‌ای بود، پیامبر اکرم{{صل}} او را از این کار نهی نمی‌کرد. خداوند در ادامه آیه می‌فرماید: {{متن قرآن|فَأَنزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ}}؛


به اتّفاق همه مفسّران فریقین ـ به استثنای برخی از معاصران ـ مرجع ضمیر در «عَلَیْهِ‌» پیامبر اکرم{{صل}} است؛ از این‌رو عدم نزول سکینه بر ابوبکر نیز نشان از عدم ایمان وی دارد، چرا که سکینۀ الهی تنها بر پیامبر و مؤمنین نازل می‌شود. همان‌طور که در آیۀ ۲۶ همین سوره، خداوند متعال می‌فرماید: {{متن قرآن|ثُمَّ أَنْزَلَ اَللّٰهُ سَکِینَتَهُ عَلیٰ رَسُولِهِ وَ عَلَی اَلْمُؤْمِنِینَ وَ أَنْزَلَ جُنُوداً لَمْ تَرَوْهٰا}} و یا در سورۀ فتح، آیۀ ۲۶ می‌فرماید: {{متن قرآن|فَأَنْزَلَ اَللّٰهُ سَکِینَتَهُ عَلیٰ رَسُولِهِ وَ عَلَی اَلْمُؤْمِنِینَ وَ أَلْزَمَهُمْ کَلِمَةَ اَلتَّقْویٰ‌}}. در ادامه نیز آمده است: {{متن قرآن|وَ أَیَّدَهُ بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْهٰا}}.
به اتّفاق همه مفسّران فریقین ـ به استثنای برخی از معاصران ـ مرجع ضمیر در «عَلَیْهِ‌» پیامبر اکرم{{صل}} است؛ از این‌رو عدم نزول سکینه بر ابوبکر نیز نشان از عدم ایمان وی دارد، چرا که سکینۀ الهی تنها بر پیامبر و مؤمنین نازل می‌شود. همان‌طور که در آیۀ ۲۶ همین سوره، خداوند متعال می‌فرماید: {{متن قرآن|ثُمَّ أَنزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَى رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَأَنزَلَ جُنُودًا لَّمْ تَرَوْهَا}} و یا در سورۀ فتح، آیۀ ۲۶ می‌فرماید: {{متن قرآن|فَأَنزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَى رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَأَلْزَمَهُمْ كَلِمَةَ التَّقْوَى }}. در ادامه نیز آمده است: {{متن قرآن|وَأَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَّمْ تَرَوْهَا}}.


خداوند پیامبرش را با لشکریانی تأیید فرموده که ابوبکر آنها را نمی‌دیده است. شاید این تعبیر به خاطر آن بوده که ابوبکر نزول سکینه و یاری شدن پیامبر اکرم{{صل}} را در غار انکار می‌کرده است، از این‌رو خداوند تأکید می‌کند که این یاری از سوی لشکریان الهی بوده است، اما ابوبکر آنها را نمی‌دیده و ندیدن دلیل بر نبودن و انکار نیست».
خداوند پیامبرش را با لشکریانی تأیید فرموده که ابوبکر آنها را نمی‌دیده است. شاید این تعبیر به خاطر آن بوده که ابوبکر نزول سکینه و یاری شدن پیامبر اکرم{{صل}} را در غار انکار می‌کرده است، از این‌رو خداوند تأکید می‌کند که این یاری از سوی لشکریان الهی بوده است، اما ابوبکر آنها را نمی‌دیده و ندیدن دلیل بر نبودن و انکار نیست».
۱۴٬۲۲۲

ویرایش