معنویت: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۹: | خط ۹: | ||
== مقدمه == | == مقدمه == | ||
نظام معنویت اسلامی، یکی از نظامهای [[رفتاری]] مبتنی بر [[نظام]] بینشی و نگرشی است که ساحت معنایی و [[ملکوتی]] [[انسان]] را معرفی میکند. اسلام از آنجا که [[دینی]] [[الهی]] است، [[هدف]] نهاییاش تربیت معنوی [[انسان]] است. [[ایمان]] به [[خداوند]]، زنده بودن [[دل]] به یاد خدا و [[خضوع]] و [[خشوع]] در برابر | نظام معنویت اسلامی، یکی از نظامهای [[رفتاری]] مبتنی بر [[نظام]] بینشی و نگرشی است که ساحت معنایی و [[ملکوتی]] [[انسان]] را معرفی میکند. اسلام از آنجا که [[دینی]] [[الهی]] است، [[هدف]] نهاییاش تربیت معنوی [[انسان]] است. [[ایمان]] به [[خداوند]]، زنده بودن [[دل]] به یاد خدا و [[خضوع]] و [[خشوع]] در برابر عظمت الهی مؤلفههای حیات معنوی انسان است<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در بیست و دومین سالگرد امام خمینی، ۱۴/۳/۱۳۹۰. بیانات در دیدار با مسئولان نظام در روز میلاد پیامبر{{صل}}، ۲/۱۲/۱۳۸۹.</ref>.<ref>[[سید فرید حاج سید جوادی|حاج سید جوادی، سید فرید]]، [[اسلامشناسی - حاج سید جوادی (مقاله)|مقاله «اسلامشناسی»]]، [[منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۱ (کتاب)|منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۱]]، ص۲۴۶.</ref> | ||
== معناشناسی == | == معناشناسی == | ||
معنویت، اصالت دادن به [[عالم غیب]] در برابر اصالت بخشیدن به [[عالم شهادت]] است؛ یعنی معنا در برابر ماده اصالت دارد و [[گرایش]] به ماوراء و [[جهان]] قدسی یا [[اعتقاد]] و [[باور]] به [[خدا]] و [[معاد]] [[معناگرایی]] است. معنویت در درون [[انسان]] تعبیه شده و [[جان]] و جهان درون [[آدمی]] ظرف معنویت است که انسان مثل جهان دارای ظاهر و [[باطن]] | معنویت، اصالت دادن به [[عالم غیب]] در برابر اصالت بخشیدن به [[عالم شهادت]] است؛ یعنی معنا در برابر ماده اصالت دارد و [[گرایش]] به ماوراء و [[جهان]] قدسی یا [[اعتقاد]] و [[باور]] به [[خدا]] و [[معاد]] [[معناگرایی]] است. معنویت در درون [[انسان]] تعبیه شده و [[جان]] و جهان درون [[آدمی]] ظرف معنویت است که انسان مثل جهان دارای ظاهر و [[باطن]] غیب و شهادت و [[ملک]] و [[ملکوت]] است و اگر [[انسانی]] به باطن خویش، [[غیب]] وجودش و ملکوت هستیاش اعتبار و [[ارزش]] داد یعنی دریچههای معنویت را به روی خود گشوده است. | ||
معنویت، پاسخ مثبت به نیازهای درونی و | معنویت، پاسخ مثبت به نیازهای درونی و گرایشهای فطری است. معنویت، پیوند انسان با [[خدا]] و [[عالم باطن]] است. معنویت یعنی انسان بر اساس [[جهانبینی توحیدی]] به مبدأ و معاد [[باور]] داشته باشد و انسان را در برابر خدا، خود، [[جامعه]] و جهان، [[مسئول]] و پاسخگو بداند. معنویت [[اجتماعی]] و «معنویت» [[انقلاب]] و [[نظام اسلامی]] نیز تنها به معنای [[دعا]]، [[نیایش]]، [[عبادت]] و... نیست؛ بلکه معنویتی ساری و جاری در چالشهای روزمره و واقعیتهای [[حیات انسان]] و [[زندگی فردی]] ـ [[اجتماعی]] است<ref>یادداشتها، ج۱۱، ص۲۷۵.</ref>. معنویت بر پایه باورهای اسلامی، رابطه دو سویه با [[عدالت اجتماعی]] و [[کرامت]] و [[حریت]] [[انسانی]] دارد و تأثیر معنویت و معرفت، معنویت و کرامت، معنویت و [[عدالت]] و معنویت و حریت، تأثیری دو جانبه و متقابل است. از نظر [[قرآن]]، معنویت پایه [[تکامل]] است. این همه [[عبادات]] که در اسلام بر روی آن تکیه شده است، برای تقویت جنبه [[معنوی]] [[روح انسان]] است<ref>مجموعه آثار، ج۲۲، ص۴۱۹.</ref>.<ref>[[محمد جواد رودگر|رودگر، محمد جواد]]، [[نظام معنویت اسلامی - رودگر (مقاله)| مقاله «نظام معنویت اسلامی»]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|منظومه فکری امام خمینی]]، ص۲۹۳.</ref> | ||
به این ترتیب معنویت به معنای | به این ترتیب معنویت به معنای ارتباط با خدا و [[تجربه]] جاذبه [[لطف]] و حضور او، [[حقیقت]] عرفان است و عرفان در صورت برخورداری از این جوهره [[معنوی]] [[حقیقی]] است و بدون آن چیزی بیش از الفاظ و اصطلاحات پوچ نیست<ref>[[حمید رضا مظاهریسیف|مظاهریسیف، حمید رضا]]، [[نظام معنویت اسلامی - مظاهریسیف (مقاله)|مقاله «نظام معنویت اسلامی»]]، [[منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۱ (کتاب)|منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۱]]، ص۳۵۴.</ref>. | ||
== گونهشناسی معنویت == | == گونهشناسی معنویت == | ||
معنویت چهارگونه است که سه گونه از آن نادرست و [[انحرافی]] و تنها یک گونه از آن با معیارهای [[اسلامی]] و تعریف ارائه شده از معنویت سازگار است و میتواند سامان دهنده [[زندگی]] [[انسان]] در بستر هستی باشد. | معنویت چهارگونه است که سه گونه از آن نادرست و [[انحرافی]] و تنها یک گونه از آن با معیارهای [[اسلامی]] و تعریف ارائه شده از معنویت سازگار است و میتواند سامان دهنده [[زندگی]] [[انسان]] در بستر هستی باشد. | ||
# '''معنویت متحجرانه''': اولین صورت معنویت که کژروی و | # '''معنویت متحجرانه''': اولین صورت معنویت که کژروی و ناسازگاری با هستی و زندگی انسان در آن موج میزند؛ معنویتی است که با گریز از [[دنیا]] و دست کشیدن بیجهت از مواهب [[دنیوی]] شکل میگیرد. بسیاری از گرفتاریهایی که در مجموعه [[دینداران]] در گذشته اتفاق افتاده: اقبال به مسائل [[اخروی]] و [[دینی]]، بیتوجهی به مواهب عالم [[حیات]] و استعدادهایی است که [[خدای متعال]] در این عالم قرار داده است<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات، ۲۷/۲/۱۳۸۸.</ref>. قائلان به معنویت متحجرانه نه تنها در [[محرومیت]] خود از الطاف این جهانی [[خداوند]] مقصرند، بلکه در [[توسعه]] [[مفاسد]] و تمکن یافتن فاسدان نیز مقصر و مسئولاند و این یک [[انحراف]] بزرگ راه معنویت است. | ||
# '''معنویت [[دنیوی]]''': گونه دیگر از معنویت نادرست و [[انحرافی]]، معنویتی است که بر [[انگیزهها]] و اهداف دنیوی [[استوار]] شده است. اگر فداکاری برای | # '''معنویت [[دنیوی]]''': گونه دیگر از معنویت نادرست و [[انحرافی]]، معنویتی است که بر [[انگیزهها]] و اهداف دنیوی [[استوار]] شده است. اگر فداکاری برای اهداف الهی و موجب نزدیکی و ارتباط با خداوند باشد، خوب و درست است، اما اگر اهدافی نظیر ناسیونالیسم، یا رسیدن به [[قدرت]]، یا صرفاً دستیابی به [[آرامش]] دنیوی باشد، اگرچه گاهی ارزشمند است، اما آن معنویتی نیست که استعدادهای معنوی [[انسان]] را در ارتباط با خداوند شکوفا میسازد و انسان را در جاذبه [[لطف الهی]] [[رشد]] میدهد. معنویتی که معطوف به اهداف و آرزوهای دنیوی است، نمیتواند شکوفا کننده [[روح]] و استعدادهای عظیم معنوی باشد. | ||
# '''معنویت ستمپذیرانه''': [[هدف]] این گونه از معنویت، به [[انقیاد]] در آوردن [[مردم]] است به طوری که دامنه [[اقتدار]] | # '''معنویت ستمپذیرانه''': [[هدف]] این گونه از معنویت، به [[انقیاد]] در آوردن [[مردم]] است به طوری که دامنه [[اقتدار]] نظام سلطه را به لایههای عمیق [[باورها]] و ارزشهای مردم پیوند بزند. شکلگیری این معنویت دو بستر اصلی دارد: نخست بستر [[فطری]] و روانی [[انسانها]] و دوم بستر [[سیاسی]] است. میان این بستر پیوند نزدیکی برقرار است. وجود معنوی و [[روحانی]] [[انسان]] موجب شده است که از نظام مادی و [[ظالمانه]] سرمایهداری خسته و دلزده شود و بحران معنویت به تهدیدی جدی در فضای جهانی مبدل گردد. | ||
# '''[[معنویت اسلامی]]''': معنویت اسلامی مبتنی بر مبانی [[اسلامی]] است و چون [[اسلام]] برنامه کامل [[زندگی]] است، معنویت اسلامی از ویژگی کلنگری برخورد است. کلنگری معنویت اسلامی در دو جهت دامن میگسترد. نخست در | # '''[[معنویت اسلامی]]''': معنویت اسلامی مبتنی بر مبانی [[اسلامی]] است و چون [[اسلام]] برنامه کامل [[زندگی]] است، معنویت اسلامی از ویژگی کلنگری برخورد است. کلنگری معنویت اسلامی در دو جهت دامن میگسترد. نخست در طول حیات بشری که در برگیرنده [[دنیا]] و [[آخرت]] است و دیگر در عرض [[حیات]] بشری که ساحتهای گوناگون [[اقتصادی]] و [[سیاسی]] و [[علمی]] و [[فرهنگی]] را شامل میشود. همه فعالیتهای دنیوی به شرط توجه به خداوند و قصد قرب او به ذکر تبدیل میشود و موجب شکلگیری ارتباط نزدیک و درونی با خداست. به این ترتیب روح معنویت در ساحتهای گوناگون زندگی دمیده میشود و دنیا و آخرت از تقابل و دوگانگی به [[وحدت]] و یگانگی میرسد و انسان [[حقیقت]] زندگی را درک کرده به ژرفای وجود خود دست یافته است و حقیقت خویش را در یکپارچگی کامل میبیند. حقیقتی [[ابدی]]، یکپارچه و سرشار از زندگی و [[روشنایی]] که در پرتو نور خدا و توجه و ارتباط با او [[کشف]] میشود<ref>[[حمید رضا مظاهریسیف|مظاهریسیف، حمید رضا]]، [[نظام معنویت اسلامی - مظاهریسیف (مقاله)|مقاله «نظام معنویت اسلامی»]]، [[منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۱ (کتاب)|منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۱]]، ص۳۶۱-۳۶۷.</ref>. | ||
[[انسان]] [[مؤمن]] در پرتو [[ایمان]] و [[عمل صالح]] با نگاه [[معنوی]] به [[تفسیر]] هستی یا عالم و [[آدم]] میپردازد؛ لذا چون دارای [[جهانشناسی]] معنوی است [[ایدئولوژی]] معنوی نیز داشته و با چنین دیدگاهی عالم را محضر [[خدا]] دیده و خود را در حضور [[حضرت حق]] سبحانه | [[انسان]] [[مؤمن]] در پرتو [[ایمان]] و [[عمل صالح]] با نگاه [[معنوی]] به [[تفسیر]] هستی یا عالم و [[آدم]] میپردازد؛ لذا چون دارای [[جهانشناسی]] معنوی است [[ایدئولوژی]] معنوی نیز داشته و با چنین دیدگاهی عالم را محضر [[خدا]] دیده و خود را در حضور [[حضرت حق]] سبحانه مشاهده میکند<ref>صحیفه امام، ج۱۳، ص۴۶۱.</ref>. در نتیجه در هر کاری [[قیام]] لله دارد و [[اهل عرفان]] است. بنابراین [[میزان]] [[قیام]] لله است<ref>آئینه جمال (مجموعه نامههای امام خمینی)، ص۷۰.</ref>، چه در کارهای شخصی و انفرادی و چه در فعالیتهای اجتماعی. پس معنویت در ارتباطهای چهارگانه: ۱. ارتباط با خدا ۲. ارتباط با خود ٣. ارتباط با [[جامعه]] ۴. ارتباط با [[جهان]]، اصل اصیل و رکن رکین است<ref>شرح چهل حدیث، ص۳۲۱-۳۳۳.</ref>.<ref>[[محمد جواد رودگر|رودگر، محمد جواد]]، [[نظام معنویت اسلامی - رودگر (مقاله)| مقاله «نظام معنویت اسلامی»]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|منظومه فکری امام خمینی]]، ص۳۰۲.</ref> | ||
== مبانی معنویت == | == مبانی معنویت == | ||
| خط ۴۱: | خط ۴۱: | ||
=== مبنای معرفتشناختی === | === مبنای معرفتشناختی === | ||
اگرچه [[تفکر]] از دیدگاه برخی از دانشمندان، رهآورد [[علم]] است؛ لکن ایشان [[اصرار]] دارند آگاهیهای برآمده از [[شهود]] را [[معرفت]] بنامند و بدانند و [[مشاهده]] حضوری را که پس از ریاضتهای معنوی حاصلشدنی است، برترین نوع [[آگاهی]] قلمداد میکند<ref>تعلیقات بر فصوص الحکم و مصباح الانس، ص۲۷۳.</ref> و تفکر را خاستگاه کثرت و [[معرفت شهودی]] را خاستگاه [[وحدت]] برمیشمارد. اگرچه به عوامل [[خطاپذیر]] مشاهدات نیز توجه تام دارد<ref>تعلیقات بر فصوص الحکم و مصباح الانس، ص۵۲.</ref> و معیار مشاهده پدیدههای [[غیبی]] را جدا شدن [[نفس آدمی]] از | اگرچه [[تفکر]] از دیدگاه برخی از دانشمندان، رهآورد [[علم]] است؛ لکن ایشان [[اصرار]] دارند آگاهیهای برآمده از [[شهود]] را [[معرفت]] بنامند و بدانند و [[مشاهده]] حضوری را که پس از ریاضتهای معنوی حاصلشدنی است، برترین نوع [[آگاهی]] قلمداد میکند<ref>تعلیقات بر فصوص الحکم و مصباح الانس، ص۲۷۳.</ref> و تفکر را خاستگاه کثرت و [[معرفت شهودی]] را خاستگاه [[وحدت]] برمیشمارد. اگرچه به عوامل [[خطاپذیر]] مشاهدات نیز توجه تام دارد<ref>تعلیقات بر فصوص الحکم و مصباح الانس، ص۵۲.</ref> و معیار مشاهده پدیدههای [[غیبی]] را جدا شدن [[نفس آدمی]] از طبیعت و بازگشت به درون خویش میداند<ref>تعلیقات بر فصوص الحکم و مصباح الانس، ص۵۲.</ref>، بنابراین معرفت عرفانی از راه ریاضتهای [[مشروع]]، بهدست آمدنی است و عناصری چون: [[تزکیه نفس]]؛ [[تزکیه]] [[عقل]] و [[تصفیه نفس]] در فرایند صادق و صائب بودنش نقش کلیدی دارند<ref>شرح چهل حدیث، ص۳۷۲.</ref>. | ||
[[میزان]] در [[علم]] [[چراغ هدایت]] [[ملکوت]] و [[صراط مستقیم]] [[تقرب]] [[حق]] و دار کرامت است<ref>شرح چهل حدیث، ص۳۷۳.</ref>. تمامیت علم به این است که کاشف از [[حقایق]] عالیه بوده و از شائبه [[جهل]] و [[حجاب]] خالی باشد<ref>شرح دعای سحر، ص۲۴۵.</ref> و برای [[معرفت]] مراتبی قائل است که عبارتاند از: معرفت به [[عجز]] معرفت یا علم به جهل از [[معرفت به خدا]]<ref>مصباح الهدایة، ص۲۱-۲۲.</ref>؛ [[معرفت عقلی]]<ref>شرح چهل حدیث، ص۱۹۶ - ۱۹۷.</ref> و [[معرفت قلبی]]<ref>شرح چهل حدیث، ص۵۶۱.</ref>، اگرچه [[مراتب معرفت]] [[قلبی]] ـ [[شهودی]] را نیز مطرح مینمایند<ref>شرح چهل حدیث، ص۳۴۱.</ref>.<ref>[[محمد جواد رودگر|رودگر، محمد جواد]]، [[نظام معنویت اسلامی - رودگر (مقاله)| مقاله «نظام معنویت اسلامی»]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|منظومه فکری امام خمینی]]، ص۳۱۳.</ref>. | [[میزان]] در [[علم]] [[چراغ هدایت]] [[ملکوت]] و [[صراط مستقیم]] [[تقرب]] [[حق]] و دار کرامت است<ref>شرح چهل حدیث، ص۳۷۳.</ref>. تمامیت علم به این است که کاشف از [[حقایق]] عالیه بوده و از شائبه [[جهل]] و [[حجاب]] خالی باشد<ref>شرح دعای سحر، ص۲۴۵.</ref> و برای [[معرفت]] مراتبی قائل است که عبارتاند از: معرفت به [[عجز]] معرفت یا علم به جهل از [[معرفت به خدا]]<ref>مصباح الهدایة، ص۲۱-۲۲.</ref>؛ [[معرفت عقلی]]<ref>شرح چهل حدیث، ص۱۹۶ - ۱۹۷.</ref> و [[معرفت قلبی]]<ref>شرح چهل حدیث، ص۵۶۱.</ref>، اگرچه [[مراتب معرفت]] [[قلبی]] ـ [[شهودی]] را نیز مطرح مینمایند<ref>شرح چهل حدیث، ص۳۴۱.</ref>.<ref>[[محمد جواد رودگر|رودگر، محمد جواد]]، [[نظام معنویت اسلامی - رودگر (مقاله)| مقاله «نظام معنویت اسلامی»]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|منظومه فکری امام خمینی]]، ص۳۱۳.</ref>. | ||
| خط ۱۱۰: | خط ۱۱۰: | ||
# '''[[تحریف دین]] از سوی [[سلطهگران]]:''' [[گرایش]] به [[خدا]] و معنویت و میل به فراروی از عالم ماده با هستی و [[آفرینش انسان]] آمیخته شده و هیچ قدرتی بدون توجیه معنوی نمیتواند بر [[افکار]] و [[قلوب]] مردم [[تسلط]] یابد. بدون [[شک]] [[دین]] و معنویت [[حقیقی]] [[انسانها]] را بیدار میکند و از زیر [[سلطه]] بیرون میآورد و شرایط [[ناگواری]] را برای [[مستکبران]] و طبقه [[سلطهگر]] [[جامعه]] رقم میزند. [[دینی]] که از آموزههای سازنده تهی باشد و در سرگرم کردن مردم به امور شبه معنوی [[کارایی]] داشته باشد. در این مسیر [[ابرقدرتها]] به این نتیجه رسیدهاند که دین را از صفحه عالم بزدایند،... اگر چه به ظواهرش هم احتفاظ بشود»<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات، ۹/۱۱/۱۳۶۸.</ref>. برای مقابله با این «استحاله معنوی» راه روشن این است که «از لحاظ بنیه معنوی، انسانها را سالم و [[قوی]] و خوب نگهداریم»<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات، ۲۱/۲/۱۳۷۰.</ref>.<ref>[[حمید رضا مظاهریسیف|مظاهریسیف، حمید رضا]]، [[نظام معنویت اسلامی - مظاهریسیف (مقاله)|مقاله «نظام معنویت اسلامی»]]، [[منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۱ (کتاب)|منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۱]]، ص۳۹۹ ـ ۴۰۲.</ref> | # '''[[تحریف دین]] از سوی [[سلطهگران]]:''' [[گرایش]] به [[خدا]] و معنویت و میل به فراروی از عالم ماده با هستی و [[آفرینش انسان]] آمیخته شده و هیچ قدرتی بدون توجیه معنوی نمیتواند بر [[افکار]] و [[قلوب]] مردم [[تسلط]] یابد. بدون [[شک]] [[دین]] و معنویت [[حقیقی]] [[انسانها]] را بیدار میکند و از زیر [[سلطه]] بیرون میآورد و شرایط [[ناگواری]] را برای [[مستکبران]] و طبقه [[سلطهگر]] [[جامعه]] رقم میزند. [[دینی]] که از آموزههای سازنده تهی باشد و در سرگرم کردن مردم به امور شبه معنوی [[کارایی]] داشته باشد. در این مسیر [[ابرقدرتها]] به این نتیجه رسیدهاند که دین را از صفحه عالم بزدایند،... اگر چه به ظواهرش هم احتفاظ بشود»<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات، ۹/۱۱/۱۳۶۸.</ref>. برای مقابله با این «استحاله معنوی» راه روشن این است که «از لحاظ بنیه معنوی، انسانها را سالم و [[قوی]] و خوب نگهداریم»<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات، ۲۱/۲/۱۳۷۰.</ref>.<ref>[[حمید رضا مظاهریسیف|مظاهریسیف، حمید رضا]]، [[نظام معنویت اسلامی - مظاهریسیف (مقاله)|مقاله «نظام معنویت اسلامی»]]، [[منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۱ (کتاب)|منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۱]]، ص۳۹۹ ـ ۴۰۲.</ref> | ||
# '''[[تبعیت]] از هواهای نفس:''' [[سقوط]] معنوی انسان مثل صعود معنویاش تدریجی و مرحله به مرحله است و [[آدمی]] قدم به قدم در اثر تمنیات و [[تمایلات]] حیوانی تنزل یافته و سیر نزولی میکند تا درکات را یکی بعد از دیگری تجربه کند و گاهی با یک متابعت از نفس به چندین [[مفاسد]] و مهالک [[مبتلا]] میشود<ref>شرح چهل حدیث، ص۱۷۱.</ref>. انسان در اثر [[حاکمیت]] نفس بر خود، [[انوار]] [[عقل]] و [[ایمان]] را در خود خاموش میکند و ولادت ثانیه که ولادت انسانیه است را [[درک]] و دریافت نمیکند<ref>شرح چهل حدیث، ص۱۶۹.</ref>. بنابراین [[حب]] به نفس ریشه معنویتسوزی و همه [[مشکلات]] سیر و سلوک عرفانی است<ref>صحیفه امام، ج۱، ص۲۲.</ref>. | # '''[[تبعیت]] از هواهای نفس:''' [[سقوط]] معنوی انسان مثل صعود معنویاش تدریجی و مرحله به مرحله است و [[آدمی]] قدم به قدم در اثر تمنیات و [[تمایلات]] حیوانی تنزل یافته و سیر نزولی میکند تا درکات را یکی بعد از دیگری تجربه کند و گاهی با یک متابعت از نفس به چندین [[مفاسد]] و مهالک [[مبتلا]] میشود<ref>شرح چهل حدیث، ص۱۷۱.</ref>. انسان در اثر [[حاکمیت]] نفس بر خود، [[انوار]] [[عقل]] و [[ایمان]] را در خود خاموش میکند و ولادت ثانیه که ولادت انسانیه است را [[درک]] و دریافت نمیکند<ref>شرح چهل حدیث، ص۱۶۹.</ref>. بنابراین [[حب]] به نفس ریشه معنویتسوزی و همه [[مشکلات]] سیر و سلوک عرفانی است<ref>صحیفه امام، ج۱، ص۲۲.</ref>. | ||
# '''[[حب دنیا]]:''' با توجه به [[آموزههای اسلامی]] همه خطاها از [[حب]] دنیاست، از حب [[شهرت]] است که [[محبت دنیا]] انسان را به | # '''[[حب دنیا]]:''' با توجه به [[آموزههای اسلامی]] همه خطاها از [[حب]] دنیاست، از حب [[شهرت]] است که [[محبت دنیا]] انسان را به هلاکت ابدی میکشاند<ref>شرح چهل حدیث، ص۱۲۴؛ صحیفه امام، ج۶، ص۲۸۴.</ref>. | ||
# '''[[غفلت]] و | # '''[[غفلت]] و فراموشی [[آخرت]]:''' [[معاد]] گریزی، غفلت از حساب و کتابهای [[قیامت]] و فراموش کردن آخرت در گفتار، [[کردار]] و [[رفتار]]، مایه [[بدبختی]] و از دست دادن معنویت است<ref>شرح چهل حدیث، ص۱۷۵ ـ ۱۷۶.</ref>. | ||
# '''[[انکار]] مقامات معنوی:''' یکی از بدترین خارهای طریق کمال و وصول به [[مقامات]] معنویه انکار مقامات و مدارج غیبیه معنویه است چه اینکه این انکار [[روح]] [[شوق]] را میمیراند و [[آتش]] [[عشق]] را خاموش میکند و انسان را از [[طلب]] باز میدارد<ref>شرح چهل حدیث، ص۵۰۷؛ آئینه جمال، ص۶۰-۶۱.</ref>. | # '''[[انکار]] مقامات معنوی:''' یکی از بدترین خارهای طریق کمال و وصول به [[مقامات]] معنویه انکار مقامات و مدارج غیبیه معنویه است چه اینکه این انکار [[روح]] [[شوق]] را میمیراند و [[آتش]] [[عشق]] را خاموش میکند و انسان را از [[طلب]] باز میدارد<ref>شرح چهل حدیث، ص۵۰۷؛ آئینه جمال، ص۶۰-۶۱.</ref>. | ||
# '''غفلت از [[گناه]] و کوچک شمردن آن:''' یکی از موانع مهم از دست دادن معنویت یا عدم دستیابی به معنویت، گناه کردن و کوچک دانستن گناه است. [[علم]] بدون عمل<ref>شرح چهل حدیث، ص۱۵۲.</ref>، [[بغض]] [[عدل]] و حب [[ظلم]]<ref>شرح چهل حدیث، ص۱۱۳.</ref>، [[نفاق]]<ref>شرح چهل حدیث، ص۱۵۷.</ref>، [[عصبیت]]<ref>شرح چهل حدیث، ص۱۴۵.</ref> و... از موانع [[تربیت معنوی]] و [[سیر و سلوک]] [[الهی]] شمرده می شود<ref>[[محمد جواد رودگر|رودگر، محمد جواد]]، [[نظام معنویت اسلامی - رودگر (مقاله)| مقاله «نظام معنویت اسلامی»]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|منظومه فکری امام خمینی]]، ص۳۱۹.</ref>. | # '''غفلت از [[گناه]] و کوچک شمردن آن:''' یکی از موانع مهم از دست دادن معنویت یا عدم دستیابی به معنویت، گناه کردن و کوچک دانستن گناه است. [[علم]] بدون عمل<ref>شرح چهل حدیث، ص۱۵۲.</ref>، [[بغض]] [[عدل]] و حب [[ظلم]]<ref>شرح چهل حدیث، ص۱۱۳.</ref>، [[نفاق]]<ref>شرح چهل حدیث، ص۱۵۷.</ref>، [[عصبیت]]<ref>شرح چهل حدیث، ص۱۴۵.</ref> و... از موانع [[تربیت معنوی]] و [[سیر و سلوک]] [[الهی]] شمرده می شود<ref>[[محمد جواد رودگر|رودگر، محمد جواد]]، [[نظام معنویت اسلامی - رودگر (مقاله)| مقاله «نظام معنویت اسلامی»]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|منظومه فکری امام خمینی]]، ص۳۱۹.</ref>. | ||
== نتیجه == | == نتیجه == | ||
معنویت یک [[حقیقت]] جمعی است که | معنویت یک [[حقیقت]] جمعی است که شکوفایی و پویش آن به زندگی اجتماعی و کیفیت پیوند انسانها با هم گره خورده است. معنویت ماهیتی اجتماعی دارد و بدون وجود جامعهای معنوی، زیست معنوی انسان به صورت فردی کامل مطلوب را نخواهد یافت. استدلالهای تبیین کننده این نظریه که از این مقاله استفاده میشود، از این قرار است: | ||
# [[خدای متعال]] [[روح]] هستی و [[حقیقت]] هستی است و [[انسان]] جلوهای از | # [[خدای متعال]] [[روح]] هستی و [[حقیقت]] هستی است و [[انسان]] جلوهای از روح خدا و [[نور]] بیکران [[الهی]] است. | ||
# جامعه معنوی با تثبیت [[ارزشها]] و الگوهای عمل معنوی شکل میگیرد و | # جامعه معنوی با تثبیت [[ارزشها]] و الگوهای عمل معنوی شکل میگیرد و روابط افراد بر اساس [[ایمان]]، [[تقوا]] و [[یاد خدا]] سامان میگیرد. در چنین محیطی روابط اجتماعی ماهیتی یادآورانه دارد و افراد در روابط اجتماعی همواره یاد خدا و نور او را در [[قلب]] یکدیگر منعکس مینمایند و پیش از رسیدن به [[بهشت اخروی]] «[[بهشت]] [[صفا]] و [[آرامش]]» را [[تجربه]] میکنند. | ||
# گذشته از روابط آشکار و طبیعی که میان افراد جامعه وجود دارد، نهادهای [[اجتماعی]] و نقشهای که [[جامعه]] بر آن [[استوار]] شده میتواند | # گذشته از روابط آشکار و طبیعی که میان افراد جامعه وجود دارد، نهادهای [[اجتماعی]] و نقشهای که [[جامعه]] بر آن [[استوار]] شده میتواند سیر به سوی خدا را میسر سازد و یا راه رسیدن به او را به [[بیراهه]] بکشد. تحقق هندسه [[الهی]] در یک جامعه، زمینه مساعدی برای [[رشد]] و شکوفایی معنوی است. | ||
# رویکرد [[مستکبران]] و [[رفتار]] [[فساد]] گسترانه آنها، موجب فساد دیگران میشود و | # رویکرد [[مستکبران]] و [[رفتار]] [[فساد]] گسترانه آنها، موجب فساد دیگران میشود و طبیعت قدرتگرای [[استکبار]] موجب [[محرومیت]] [[مردم]] از [[آزادی معنوی]] و دستیابی به فرصتهای مناسب برای رشد و شکوفایی معنوی میشود. | ||
نقش [[حکومت]] فراتر از اینکه در شکلگیری سایر نهادهای [[اجتماعی]] و پیاده شدن هندسه [[الهی]] تأثیر فراوانی دارد، به طور مستقیم در [[معنوی]] زیستن مردم، یا پیدایش گرایشهای | نقش [[حکومت]] فراتر از اینکه در شکلگیری سایر نهادهای [[اجتماعی]] و پیاده شدن هندسه [[الهی]] تأثیر فراوانی دارد، به طور مستقیم در [[معنوی]] زیستن مردم، یا پیدایش گرایشهای ضد معنوی در آنها تأثیر گذار است. شالوده حکومت و بینشها و ارزشهای [[حاکمان]] در [[جامعه]] [[ارزش]] آفرین و هنجار دهنده است<ref>[[حمید رضا مظاهریسیف|مظاهریسیف، حمید رضا]]، [[نظام معنویت اسلامی - مظاهریسیف (مقاله)|مقاله «نظام معنویت اسلامی»]]، [[منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۱ (کتاب)|منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۱]]، ص۴۰۳.</ref>. | ||
== منابع == | == منابع == | ||