بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۳۳: | خط ۳۳: | ||
اما همواره مراقب باش و از [[دشمن]] پس از آنکه از در صلح درآمدی بپرهیز...»<ref>نهج البلاغه، نامه ۵۳.</ref>. در موضعگیری [[امام]]{{ع}} در برابر گروههای معارض مانند [[قاسطین]] (باند [[تبهکار]] [[شورشیان]] [[شام]]) و [[ناکثین]] (امتیازطلبان عهدشکن) و [[مارقین]] (خشک مقدسهای سادهاندیش) گرچه به ظاهر حالت [[جنگ]] بر امام{{ع}} [[تحمیل]] شد، ولی استفادههایی که امام{{ع}} از فرصتهای مناسب برای خاموش کردن [[آتش]] جنگ و بازگشت به صلح و [[آرامش]] کرد، خود نشانگر [[میزان]] [[التزام عملی]] ایشان به اصل صلح و [[احترام]] به همزیستی عادلانه انسانهاست. | اما همواره مراقب باش و از [[دشمن]] پس از آنکه از در صلح درآمدی بپرهیز...»<ref>نهج البلاغه، نامه ۵۳.</ref>. در موضعگیری [[امام]]{{ع}} در برابر گروههای معارض مانند [[قاسطین]] (باند [[تبهکار]] [[شورشیان]] [[شام]]) و [[ناکثین]] (امتیازطلبان عهدشکن) و [[مارقین]] (خشک مقدسهای سادهاندیش) گرچه به ظاهر حالت [[جنگ]] بر امام{{ع}} [[تحمیل]] شد، ولی استفادههایی که امام{{ع}} از فرصتهای مناسب برای خاموش کردن [[آتش]] جنگ و بازگشت به صلح و [[آرامش]] کرد، خود نشانگر [[میزان]] [[التزام عملی]] ایشان به اصل صلح و [[احترام]] به همزیستی عادلانه انسانهاست. | ||
امام{{ع}} به دلیل بیان موضع اصولی خود دائر بر [[حفظ]] صلح به هر قیمتی برای صیانت حیثیت [[اسلام]] و [[وحدت مسلمانان]]، [[رنج]] بسیار کشید. هنگامی که امام{{ع}} در اردوگاه [[خوارج]] با آنان برای یافتن راهی برای | امام{{ع}} به دلیل بیان موضع اصولی خود دائر بر [[حفظ]] صلح به هر قیمتی برای صیانت حیثیت [[اسلام]] و [[وحدت مسلمانان]]، [[رنج]] بسیار کشید. هنگامی که امام{{ع}} در اردوگاه [[خوارج]] با آنان برای یافتن راهی برای پرهیز از [[کشتار]] و حفظ صلح به [[مذاکره]] نشست، به آنان چنین فرمود: {{متن حدیث|إِنَّمَا أَصْبَحْنَا نُقَاتِلُ إِخْوَانَنَا فِي الْإِسْلَامِ عَلَى مَا دَخَلَ فِيهِ مِنَ الزَّيْغِ وَ الِاعْوِجَاجِ وَ الشُّبْهَةِ وَ التَّأْوِيلِ فَإِذَا طَمِعْنَا فِي خَصْلَةٍ يَلُمُّ اللَّهُ بِهَا شَعَثَنَا وَ نَتَدَانَى بِهَا إِلَى الْبَقِيَّةِ فِيمَا بَيْنَنَا رَغِبْنَا فِيهَا وَ أَمْسَكْنَا عَمَّا سِوَاهَا}}<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۲۲.</ref>. | ||
«اما امروز که [[گمراهی]] و [[کجاندیشی]]، دوگانگی و [[تأویل]] وارد [[اسلام]] شده، ما با [[برادران]] [[اسلامی]] خود میجنگیم. پس هرگاه ما به چارهای [[امید]] میبندیم که [[خداوند]] پراکندگی ما را بدان زایل میسازد و بر پایه الفتهای باقی مانده پیوندمان میدهد، به آن مایل میشویم و از هر چیز روی میگردانیم». | «اما امروز که [[گمراهی]] و [[کجاندیشی]]، دوگانگی و [[تأویل]] وارد [[اسلام]] شده، ما با [[برادران]] [[اسلامی]] خود میجنگیم. پس هرگاه ما به چارهای [[امید]] میبندیم که [[خداوند]] پراکندگی ما را بدان زایل میسازد و بر پایه الفتهای باقی مانده پیوندمان میدهد، به آن مایل میشویم و از هر چیز روی میگردانیم». | ||