پرش به محتوا

آیه فتلقی آدم: تفاوت میان نسخه‌ها

خط ۵۰: خط ۵۰:


[[احادیث]] فراوانی، در منابع شیعه و [[اهل سنت]]، وجود دارد که احتمال سوم را [[تأیید]] می‌کند؛ هر چند جمع بین هر سه احتمال امکان‌پذیر است و منافاتی بین احتمالات سه‌گانه فوق نیست. بدین معنی که [[حضرت آدم]] به خمسه طیّبه توسّل جست، ولی صیغه و الفاظ توبه‌اش به همان شکلی که در دو احتمال دیگر آمده، بوده است.<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[آیات ولایت در قرآن - مکارم شیرازی (کتاب)| آیات ولایت در قرآن]]، ص۲۴۱ ـ ۲۴۹.</ref>
[[احادیث]] فراوانی، در منابع شیعه و [[اهل سنت]]، وجود دارد که احتمال سوم را [[تأیید]] می‌کند؛ هر چند جمع بین هر سه احتمال امکان‌پذیر است و منافاتی بین احتمالات سه‌گانه فوق نیست. بدین معنی که [[حضرت آدم]] به خمسه طیّبه توسّل جست، ولی صیغه و الفاظ توبه‌اش به همان شکلی که در دو احتمال دیگر آمده، بوده است.<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[آیات ولایت در قرآن - مکارم شیرازی (کتاب)| آیات ولایت در قرآن]]، ص۲۴۱ ـ ۲۴۹.</ref>
به [[اعتقاد]] نویسنده [[تفسیر نمونه]]، تفسیرهای گوناگونِ نقل شده از واژه «کلمه»، هیچگونه منافاتی با هم ندارند؛ چراکه ممکن است همه این کلمات به [[حضرت آدم]]{{ع}} تعلیم داده شده باشد. <ref>مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۱۹۹.</ref> [[علامه مجلسی]] از صاحب کتاب درّ ثمین در [[تفسیر آیه]]: «فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ کَلِماتٍ»‏ نقل می‌کند که [[جبرئیل]]{{ع}} جهت پذیرش [[توبه حضرت آدم]]{{ع}} دعایی به این مضمون به آدم [[تعلیم]] داد: «یَا حَمِیدُ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ یَا عَالِی بِحَقِّ عَلِیٍّ یَا فَاطِرُ بِحَقِّ فَاطِمَةَ یَا مُحْسِنُ بِحَقِّ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ وَ مِنْکَ‏ الْإِحْسَان‏».«ای خدای [[ستوده]] به [[حق]] محمّد، ای خدای ارجمند به [[حق علی]]، ای [[آفریدگار]] به حق فاطمه، ای [[احسان]] بخش به حق حسن و حسین و از تو است احسان»<ref>مجلسی، بحارالانوار،۱۴۰۳ق، ج۴۴، ص۲۴۵</ref>.<ref>مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با محمد هادی فرقانی</ref>.
همان‌گونه که گفته شد، عدّه‌ای از دانشمندان اهل سنّت احتمال سوم، که مورد اتّفاق علمای شیعه می‌باشد، را پذیرفته‌اند و روایاتی در این زمینه نقل کرده‌اند که به هشت نفر از آنان اشاره می‌شود: علّامه بیهقی در کتاب‌ دلائل النّبوّة<ref>به نقل از احقاق الحق، ج۳، ص۷۶.</ref>؛ علّامه [[ابن عساکر]] در مسند<ref>به نقل از احقاق الحق، ج۳، ص۷۷.</ref>؛ علّامه [[سیوطی]] در [[تفسیر]] الدّرّ المنثور<ref> الدّرّالمنثور، ج۱، ص۶۰ (به نقل از احقاق الحق، ج۳، ص۷۸).</ref>؛ علّامه سیوطی در جمع الجوامع<ref>به نقل از احقاق الحق، ج۳، ص۷۸.</ref>‌؛ علّامه کاشفی در معارج النّبوّة<ref>معارج النّبوّة، رکن ۲، ص۹ (به نقل از احقاق الحق، ج۳، ص۷۸).</ref>؛ علّامه [[قندوزی]] در ینابیع المودّة<ref>ینابیع المودّة، ص۹۷ (به نقل از [[احقاق الحق]]، ج۳، ص۷۹).</ref>؛ علّامه ابن المغازلی در مناقب<ref>به نقل از احقاق الحق، ج۳، ص۷۷.</ref>‌؛ علّامه نطنزی در خصایص العلویّة<ref>به نقل از احقاق الحق، ج ۳، ص۷۸.</ref>.
به چند نمونه از [[روایات]] مذکور توجّه کنید:
# [[ابن مغازلی]] از [[ابن عبّاس]] چنین نقل می‌کند: «از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} سؤال شد: که منظور از کلماتی که [[آدم]] آنها را از سوی [[خداوند]] دریافت کرد (و به آنها [[توسّل]] جست و [[توبه]] کرد) چه بوده است؟ [[حضرت رسول]]{{صل}} فرمودند: آدم از خداوند خواست که به [[حقّ]] [[محمّد]]، علی، [[فاطمه]]، حسن و حسین توبه او را بپذیرد و خداوند توبه‌اش را پذیرفت»<ref>{{عربی|"سُئِلَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} عَنِ الْکَلِماتِ الَّتی تَلَقَّاها آدَمَ، قال: سَأَلَهُ آدَمُ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ عَلِیٍّ وَ فاطِمَةَ وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ الّا ما تُبْتَ عَلَیْهِ فَتابَ عَلَیْهِ‌"}}؛ احقاق الحق، ج۳، ص۷۶.</ref>.
# [[ابن عساکر]] در مسند، از [[خلیفه دوم]] چنین نقل می‌کند: «آدم (به هنگام توبه به درگاه [[پروردگار]] چنین) گفت: پروردگارا! تو را به حقّ محمّد و [[آل محمّد]] می‌خوانم که از من درگذری... و اگر محمّد و آل محمّد نبود، خداوند آدم را [[خلق]] نمی‌کرد»<ref>{{عربی|"قالَ آدَمُ: أَسْأَلُکَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ آلِه‌ الّا غَفَرْتَ لی- الی قوله{{ع}}- وَ لَوْ لا هُوَ ما خَلَقْتُکَ"}}؛ احقاق الحق، ج۳، ص۷۷.</ref>. [[عمر بن خطاب]] هر چند این [[روایت]] را به [[پیامبر]] نسبت نداده، ولی اینگونه‌ مطالب چیزی نیست که غیر پیامبر{{صل}} یا [[امام]] [[معصوم]]{{عم}} از آن مطّلع باشد؛ بنابراین، حتماً آن را از [[پیامبر اسلام]] {{صل}} شنیده است.
# علّامه نطنزی روایت زیر را در خصائص العلویّه‌ از [[مجاهد]] نقل می‌کند: «کلماتی که آدم از [[خداوند]] دریافت کرد چنین بود: «پروردگارا! به [[حقّ]] [[محمّد]]، علی، [[فاطمه]]، حسن و حسین توبه‌ام را بپذیر، سپس خداوند توبه‌اش را پذیرفت»<ref>{{عربی|"انَّ الْکَلِماتِ الَّتی تَلَقَّاها آدَمُ مِنْ رَبِّهِ اللَّهُمَّ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ عَلِیٍّ وَ فاطِمَةَ وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ الّا تُبْتَ عَلَیْهِ فَتابَ اللَّهُ عَلَیْهِ‌"}}؛ احقاق الحق، ج۳، ص۷۸.</ref>.
در ادامه این [[روایت]] آمده است وقتی [[توبه]] [[آدم]] پذیرفته شد، انگشتری برای خویش تهیّه کرد که بر روی نگین آن نام [[پیامبر اسلام]] به عنوان رسول اللَّه و نام [[حضرت علی]] به عنوان [[امیر المؤمنین]] حک شده بود.
خلاصه اینکه، طبق [[روایات]] فراوانی که در کتاب‌های [[تشیّع]] و تسنّن آمده منظور از کلماتی که [[حضرت آدم]] به آن [[توسّل]] جست و در [[سایه]] توسّل به آن کلمات توبه‌اش پذیرفته شد، «خمسه طیّبه» بوده است. آیا این مقام در [[عالم هستی]] برای هیچ کس جز [[اهل بیت]] [[عصمت]]{{عم}} [[ثابت]] شده است؟! آیا این [[فضیلت]] بزرگ دلالت نمی‌کند که این [[خاندان]] برترین انسان‌ها هستند؟! اگر آنها برترین هستند (که هستند) و خداوند بخواهد خلیفه‌ای برای پیامبرش تعیین کند، آیا با وجود برترین افراد، [[حکمت خداوند]] [[اجازه]] می‌دهد که دیگران به عنوان [[خلیفه رسول خدا]] [[نصب]] شوند؟! و اگر [[مردم]] بخواهند [[انتخاب]] نمایند، آیا [[عقل]] اجازه می‌دهد که با وجود برترین افراد، به سراغ اشخاص دیگر رفت و آنها را انتخاب نمود؟!<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[آیات ولایت در قرآن - مکارم شیرازی (کتاب)| آیات ولایت در قرآن]]، ص۲۴۱ ـ ۲۴۹.</ref>


=== {{متن قرآن|التَّوَّابُ}} ===
=== {{متن قرآن|التَّوَّابُ}} ===
۱۴٬۸۰۶

ویرایش