پرش به محتوا

آیه فتلقی آدم: تفاوت میان نسخه‌ها

برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۸۳: خط ۸۳:
[[حدیثی]] که [[علامه حلی]] از [[ابن مغازلی]] [[روایت]] کرده، توسط حدیث‌پژوهان و [[اندیشمندان]] مشهور دیگر [[اهل سنت]] نیز روایت شده است. روایت ابن مغازلی و سند وی بدین صورت است: «[[احمد بن محمد بن عبدالوهاب]] ـ به صورت [[اجازه]] ـ و به سند خود از [[سعید بن جبیر]]، از [[عبدالله بن عباس]] روایت می‌کند که گفت: از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} درباره کلماتی که [[آدم]] از پروردگارش آموخت و [[خداوند]] به واسطه آن توبه‌اش را پذیرفت سؤال شد. [[پیامبر]] فرمود: «آدم [[خدا]] را به [[حق]] محمد، علی، [[فاطمه]]، حسن و حسین{{عم}} خواند که توبه‌اش را بپذیرد، پس خدا توبه‌اش را پذیرفت»»<ref>{{متن حدیث|سُئِلَ اَلنَبِیُ صَلَی اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ عَنِ اَلْکَلِمَاتِ اَلَتِی تَلَقَاهَا آدَمُ مِنْ رَبِهِ فَتابَ عَلَیْهِ قَالَ سَأَلَهُ بِحَقِ مُحَمَدٍ وَ عَلِیٍ وَ فَاطِمَةَ وَ اَلْحَسَنِ وَ اَلْحُسَیْنِ إِلاَ تُبْتَ عَلَیَ فَتَابَ عَلَیْهِ}}؛ [[مناقب علی]] بن أبیطالب{{ع}}، ص۳۴۳، ش ۴۴۲. همچنین ر.ک: [[شواهد التنزیل]]، ج۱، ص۱۰۲، ش۱۱۶.</ref>.
[[حدیثی]] که [[علامه حلی]] از [[ابن مغازلی]] [[روایت]] کرده، توسط حدیث‌پژوهان و [[اندیشمندان]] مشهور دیگر [[اهل سنت]] نیز روایت شده است. روایت ابن مغازلی و سند وی بدین صورت است: «[[احمد بن محمد بن عبدالوهاب]] ـ به صورت [[اجازه]] ـ و به سند خود از [[سعید بن جبیر]]، از [[عبدالله بن عباس]] روایت می‌کند که گفت: از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} درباره کلماتی که [[آدم]] از پروردگارش آموخت و [[خداوند]] به واسطه آن توبه‌اش را پذیرفت سؤال شد. [[پیامبر]] فرمود: «آدم [[خدا]] را به [[حق]] محمد، علی، [[فاطمه]]، حسن و حسین{{عم}} خواند که توبه‌اش را بپذیرد، پس خدا توبه‌اش را پذیرفت»»<ref>{{متن حدیث|سُئِلَ اَلنَبِیُ صَلَی اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ عَنِ اَلْکَلِمَاتِ اَلَتِی تَلَقَاهَا آدَمُ مِنْ رَبِهِ فَتابَ عَلَیْهِ قَالَ سَأَلَهُ بِحَقِ مُحَمَدٍ وَ عَلِیٍ وَ فَاطِمَةَ وَ اَلْحَسَنِ وَ اَلْحُسَیْنِ إِلاَ تُبْتَ عَلَیَ فَتَابَ عَلَیْهِ}}؛ [[مناقب علی]] بن أبیطالب{{ع}}، ص۳۴۳، ش ۴۴۲. همچنین ر.ک: [[شواهد التنزیل]]، ج۱، ص۱۰۲، ش۱۱۶.</ref>.


همین [[حدیث]] را [[شیخ الإسلام حموینی]] به صورت زیر روایت کرده است: «استاد [[نیکوکار]] [[جمال الدین احمد بن محمد بن محمد]] معروف به [[مذکویه قزوینی]] و دیگران به صورت اجازه و به سند خود از [[ابوهریره]] نقل می‌کند که پیامبر{{صل}} بر ما حدیث کرد و فرمود: «هنگامی که خداوند [[آدم ابوالبشر]] را آفرید و از روحش در او دمید، آدم به سمت راست [[عرش]] التفات کرد، پس در آنجا پنج نورسجده و [[رکوع]] می‌کردند. آدم گفت: [[پروردگار]]، آیا پیش از من احدی را از خاک آفریده‌ای؟ خداوند فرمود: «نه ای آدم». عرض کرد: پس این پنج [[روحی]] که آنها را در شکل و صورت خود می‌بینم چه کسی هستند؟ خداوند فرمود: «این پنج نفر از [[فرزندان]] تو هستند. اگر ایشان نبودند تو را [[خلق]] نمی‌کردم. برای این پنج نفر پنج اسم از اسم‌های خودم منشق کردم. اگر ایشان نبودند [[بهشت]]، [[جهنم]]، عرش، [[کرسی]]، [[آسمان]] و [[زمین]]، [[ملائکه]]، انس و [[جن]] را خلق نمی‌کردم، پس من محمودم و این محمد و من عالی هستم و این علی و من [[فاطر]] هستم و این بانو [[فاطمه]] و من [[احسان]] هستم و این حسن و من [[محسن]] هستم و این حسین».
حدیث مطرح شده از سوی [[علامه حلی]] در ذیل [[آیه]]، تنها توسط [[ابن مغازلی]] [[روایت]] نشده است، بلکه عده‌ای از [[پیشوایان]] [[حدیثی]] مشهور [[اهل تسنن]] آن را روایت کرده‌اند، افرادی همچون:[[رافعی]]؛ [[ابن نجار]]؛ [[دیلمی]]؛ [[نطنزی]]؛ [[حموینی]]؛ [[سیوطی]] و دیگران<ref>سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۶، ص۲۴ ـ ۳۰</ref>.
 
به [[عزت]] خودم بر عهده گرفتم که احدی با [[بغض]] یکی از ایشان به اندازه مثقال دانه‌ای از خردل نزد من نیاید مگر اینکه او را داخل [[آتش]] کنم و بدان اهمیت نمی‌دهم! ای [[آدم]]، اینها [[برگزیدگان]] من از خلقم هستند. به واسطه اینان بندگانم را [[نجات]] می‌دهم، و به سبب بغض اینان [[بندگان]] را هلاک می‌سازم؛ پس چنانچه تو به سوی من حاجتی داشتی، به اینها [[توسل]] کن».
 
آنگاه [[پیامبر]] فرمود: «ما کشتی نجاتیم، هر کس به آن درآید نجات می‌یابد و هر کس از آن دور شود هلاک می‌گردد. پس هر کس به [[خداوند]] حاجتی دارد، به واسطه ما [[اهل بیت]] آن را بطلبد»<ref>فرائد السمطین، ج۱، ص۳۶ ـ ۳۷.</ref>.
 
[[حموینی]] از [[اندیشمندان]] مشهور و مورد [[اعتماد]] سنیان است که [[رجالیان سنی]] بسیاری او را ستوده‌اند<ref>برای اطلاع از شرح حال وی ر.ک: الوافی بالوفیات، ج۶، ص۹۱ – ۹۲.</ref> [[ذهبی]] ضمن [[تجلیل]] از وی، به صراحت او را از [[اساتید]] و [[مشایخ]] خود در [[حدیث]] معرفی کرده است<ref>ر.ک: تذکرة الحفاظ، ج۴، ص۵۰۵، ش۲۴.</ref>.
 
به غیر از حموینی، [[ابوالفتح نطنزی]] نیز در کتاب «[[الخصائص العلویه]]» این حدیث را [[روایت]] کرده است. [[سمعانی]] از اندیشمندان به نام [[سنی]] درباره بهره‌گیری و اخذ حدیث از ابوالفتح نطنزی می‌نویسد: «در [[سال ۲۱ هجری]] در [[مرو]] بر ما وارد شد و من نکته‌های نیکویی از [[ادب]] از او آموختم و از وی بهره جستم و از دریای [[دانش]] او برداشت کردم. سپس او را در همدان [[ملاقات]] کردم و پس از آن چندین بار در [[بغداد]] بر ما وارد شد. در مدتی که در آنجا بودم، با او ملاقات نمی‌کردم مگر اینکه از او حدیث می‌نوشتم و اقتباس می‌کردم... اخیرا نیز در مرو، این حدیث را از او شنیدم»<ref>الأنساب، ج۵، ص۵۰۵ – ۵۰۶.</ref>.
 
براساس این روایت، اهل بیت{{عم}} از همه خلایق، اعم از [[انبیاء]] و [[اوصیاء]] پیشین برترند و [[رسول خدا]]{{صل}} تمامی [[مسلمانان]] را برای قبولی حاجتشان به توسل به این بزرگواران توصیه فرموده است.
 
[[سیوطی]] نیز [[حدیث]] را به دو طریق [[روایت]] کرده است. وی در [[الدرالمنثور]] می‌نویسد: دیلمی در «[[مسند الفردوس]]» و به سند خود از علی{{ع}} روایت کرده است که فرمود: «از [[پیامبر]]{{صل}} درباره سخن [[خداوند]] که فرمود: {{متن قرآن|فَتَلَقَّى آدَمُ}} پرسیدم... (این [[حدیث]] را ذکر کرده تا این سخن [[خدای عزوجل]] که به [[آدم]] فرمود): پس بر تو باد به این کلمات. همانا [[خداوند]] [[توبه]] تو را پذیرفت و [[گناه]] تو را آمرزید. بگو: خداوندا، از تو می‌‌خواهم به [[حق]] [[محمد و آل محمد]]... پس اینان کلماتی هستند که آدم آموخت».
 
[[ابن نجار]] نیز از [[ابن عباس]] آورده که گفت: «از [[رسول خدا]]{{صل}} درباره کلماتی که آدم از پروردگارش آموخت و خداوند توبه او را پذیرفت پرسیدم. [[پیامبر]]{{صل}} فرمودند: «از خداوند به حق محمد، علی، [[فاطمه]]، حسن و حسین خواست که توبه‌اش را بپذیرد؛ پس خداوند توبه‌اش را پذیرفت»<ref>{{متن حدیث|سَأَلْتُ اَلنَبِیَ{{صل}} عَنِ اَلْکَلِمَاتِ اَلَتِی تَلَقَاهَا آدَمُ مِنْ رَبِهِ فَتَابَ عَلَیْهِ قَالَ سَأَلَهُ بِحَقِ مُحَمَدٍ وَ عَلِیٍ، وَ فَاطِمَةَ وَ اَلْحَسَنِ وَ اَلْحُسَیْنِ،إِلاَ تُبْتَ عَلَیَ فَتَابَ عَلَیْهِ}}؛ الدر المنثور فی التفسیر المأثور؛ ج۱، ص۶۰-۶۱. همچنین ر.ک: شواهد التنزیل، ج۱، ص۱۰۱.</ref>.
 
بنابراین روشن شد که حدیث مطرح شده از سوی [[علامه حلی]] در ذیل [[آیه]]، تنها توسط [[ابن مغازلی]] [[روایت]] نشده است، بلکه عده‌ای از [[پیشوایان]] [[حدیثی]] مشهور [[اهل تسنن]] آن را روایت کرده‌اند، افرادی همچون:
# [[رافعی]]؛
# [[ابن نجار]]؛
# [[دیلمی]]؛
# [[نطنزی]]؛
# [[حموینی]]؛
# [[سیوطی]] و دیگران.
 
این [[حدیث شریف]] همچنین در کتب معتبر [[شیعه]] از [[امامان اهل بیت]]{{عم}} نیز روایت شده است<ref>برای اطلاع از این حدیث ر.ک: الخصال، ص۳۰۵، ح۸۴؛ معانی الأخبار، ص۱۲۶، ح۱؛ الکافی، ج۸، ص۳۰۴ ـ ۳۰۵، ح۴۷۲.</ref>، در نتیجه این حدیث در زمره احادیثی است که [[فریقین]] بر آن اتفاق دارند. افزون بر آن، محتوای حدیث نیز با [[احادیث صحیح]] دیگر کاملا سازگار است به طوری که در صدور آن هیچ تردیدی باقی نمی‌ماند<ref>سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۶، ص۲۴ ـ ۳۰</ref>.


== دلالت آیه ==
== دلالت آیه ==
۱۴٬۷۴۸

ویرایش