اسم الهی در عرفان اسلامی: تفاوت میان نسخهها
←مقدمه
(←پانویس) |
(←مقدمه) |
||
| (۲ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۶: | خط ۶: | ||
}} | }} | ||
==مقدمه== | == مقدمه == | ||
ما الفاظی را که در اینجا بر معانی مورد [[ادراک]] خود اطلاق میکنیم، مقداری وسعت میدهیم و بر [[حقتعالی]] اطلاق میکنیم و بیشتر از این توان نداریم. با الفاظی که از این نشئه برخاستهاند، تعبیر از [[حقیقت]] حقتعالی دشوار است و ما با الفاظ فقط میخواهیم [[تنزیه]] از کثرت [[خلق]] کنیم، وگرنه این الفاظ نمیتوانند بیانگر [[هویت]] و | ما الفاظی را که در اینجا بر معانی مورد [[ادراک]] خود اطلاق میکنیم، مقداری وسعت میدهیم و بر [[حقتعالی]] اطلاق میکنیم و بیشتر از این توان نداریم. با الفاظی که از این نشئه برخاستهاند، تعبیر از [[حقیقت]] حقتعالی دشوار است و ما با الفاظ فقط میخواهیم [[تنزیه]] از کثرت [[خلق]] کنیم، وگرنه این الفاظ نمیتوانند بیانگر [[هویت]] و واقعیت او باشند<ref>حسن حسنزاده آملی، شرح مصباح الانس، ص۵۰۹ و ۵۲۱.</ref> و [[ذات خداوند]] [[منزه]] از هر اسمی است؛ زیرا او از انتساب به [[روح]] و جسم برکنار است و فقط به سبب احوال عالم میباشد که [[خداوند]] را گاهی [[قابض]] و [[باسط]] و گاهی عزیز و لطیف و به دیگر اسماء میخوانیم<ref>ندارد حق مطلق هیچ نامی *** که مطلق از اسامی هست سامی | ||
منزه باشد از هر رسم و اسمی *** چو ناید نسبتش با روح و جسمی | منزه باشد از هر رسم و اسمی *** چو ناید نسبتش با روح و جسمی | ||
تو از عکس خود و از سایه خود *** بیابی نامهای بیعِد و حد | تو از عکس خود و از سایه خود *** بیابی نامهای بیعِد و حد | ||
| خط ۳۰: | خط ۳۰: | ||
اذفر: تیزبوی، پُر بوی؛ تفریغ: فارغ ساختن، خالی کردن</ref>. در مقام مقایسه، برخی اسماء مثل «وجود» و «[[حق]]» الفاظ بهتری هستند؛ اوسع و اشمل و اتمّ و اقدم از آنها نمییابیم و امرای [[کلام]]، یعنی [[ائمه اطهار]] آنها را بر [[حقتعالی]] اطلاق کردهاند<ref>حسن حسنزاده آملی، شرح مصباح الانس، ص۵۰۹ و ۵۲۲.</ref>. | اذفر: تیزبوی، پُر بوی؛ تفریغ: فارغ ساختن، خالی کردن</ref>. در مقام مقایسه، برخی اسماء مثل «وجود» و «[[حق]]» الفاظ بهتری هستند؛ اوسع و اشمل و اتمّ و اقدم از آنها نمییابیم و امرای [[کلام]]، یعنی [[ائمه اطهار]] آنها را بر [[حقتعالی]] اطلاق کردهاند<ref>حسن حسنزاده آملی، شرح مصباح الانس، ص۵۰۹ و ۵۲۲.</ref>. | ||
یکی از معانی [[اسم اعظم]] این است که [[جامعیت]] آن نسبت به اسمای دیگر بیشتر است؛ یعنی احاطه و کلیتی نسبت به دیگران دارد و حاوی، رأس، شامل و محیط همه است. اسم [[شریف]] «[[رب]]» از اسمای اعظم است. رب باید پرورش داشته و | یکی از معانی [[اسم اعظم]] این است که [[جامعیت]] آن نسبت به اسمای دیگر بیشتر است؛ یعنی احاطه و کلیتی نسبت به دیگران دارد و حاوی، رأس، شامل و محیط همه است. اسم [[شریف]] «[[رب]]» از اسمای اعظم است. رب باید پرورش داشته و مصور و [[مدبر]] و رازق باشد؛ وگرنه مربوب [[وحدت]] صنع نمییابد. پس «رب» اسامی فراوانی را به عنوان سدنه و خدمه در [[اختیار]] دارد؛ همانطور که قوه غاذیه در [[انسان]] - که [[وظیفه]] تغذیه را بر عهده دارد- دارای قوای فراوان است؛ یعنی دارای قوه جاذبه است تا غذا را بگیرد؛ قوه ماسکه دارد تا غذا را [[حفظ]] کند؛ قوه هاضمه دارد تا تحلیل و هضم کند و نیز باید قوه دافعه در کار باشد تا فضولات را دفع نماید. اینها همگی سدنه و خدمه قوه غاذیهاند و اگر نباشند این قوه به تنهایی کاری از پیش نمیبرد؛ او [[رئیس]] و محیط و شامل آنهاست و به این معنا اعظم از آنهاست. همینطور اسم اعظم نیز دارای حیطه و شمول بیشتری است؛ برای مثال گفتیم که «رب» اینگونه است<ref>حسن حسنزاده آملی، شرح مصباح الانس، ص۵۵۳.</ref>. | ||
دو اسم | |||
[[خلق]] را چون آب دان صاف و زلال *** اندر آن تابان صفات [[ | دو اسم «الظاهر» و «الباطن» تمام [[اسماء]] را زیر پر میگیرند. این دو اسم نسبت به ما معنا دارند؛ همانطور که ما برای خود ظهور و بطون داریم و نسبت ظهور و بطون برای دیگران است، [[حقتعالی]] نیز اینگونه است و برای ما ظهور او از بطونش متفاوت است. [[باطن]]، [[مقام]] احدیّت و جمعالجمع است و اگر برای کسی اسم الباطن تجلی کند، از ظاهر به باطن [[سفر]] میکند و از موجودات ظاهر [[اعراض]] مینماید و اگر اسم الظاهر برای کسی تجلی کند، [[حق]] را در همه میبیند و [[توحید]] در [[حس]] و خیال او ظاهر میشود و از هیچ موجودی رویگردان نمیشود؛ زیرا همانطور که ما چون پدر خویش را [[دوست]] داریم، همه امور مربوط به او را نیز دوست میداریم، [[سالک]] نیز چون [[خدا]] را دوست دارد، به همه موجوداتش نیز علاقهمند است. | ||
[[خلق]] را چون آب دان صاف و زلال *** اندر آن تابان صفات ذو الجلال<ref>مولانا.</ref> | |||
در این صورت دهانش [[پاک]] میشود و شهری و دهاتی و سیاه و سفید نمیگوید؛ با خلق خدا [[مهربان]] میشود؛ با حیوانات به گونهای دیگر [[مهربانی]] میکند. [[شرع]] [[مقدس]] میفرماید که یک جانبه بر حیوان سوار نشوید، به طوری که هر دو پا را در یک طرف بیاورید، بلکه طوری بنشینید که پاها برابر با هم شوند تا حیوان [[آزار]] نبیند و مراعات حالش را کنید و به صورت حیوان سیلی نزنید؛ [[سالک]] اکنون که [[توحید]] و اسم ظاهر بر وی [[غلبه]] دارد، مزّه این حرفها را میچشد<ref>حسن حسنزاده آملی، شرح مصباح الانس، ص۶۳۲-۶۳۴.</ref>. | |||
بعضی [[اسماء مستأثره]]؛ یعنی منتخب و برگزیده [[حقتعالی]] هستند و قابل اعطا به دیگران نیستند. صفات فراوانی در ما وجود دارد؛ برای مثال [[سمع]]، [[بصر]] و [[علم]] در ما وجود دارد؛ این اسماء مستأثره نیستند؛ ولی اسم «[[واجب]] بالذات» مستأثره است و در [[مخلوقات]] نمیآید. نکته دیگر آنکه علم و [[دانش]] در ما مقیّد است؛ اما حقتعالی ورای همه مخلوقات علم دارد و علم او مطلق است و هیچگونه قیدی ندارد. درباره [[قدرت]] و دیگر [[اسماء]] نیز همین سخن است و اطلاق و بینهایتِ هر یک از اسماء، مستأثره [[خداوند]] است و در موجودات آثاری ندارد. «عالم مطلق»، «قادر مطلق» و «المحیط» در مخلوقات پیدا نمیشود و فقط قدرت و علم مقیّد و محدود، در [[خلق]] موجود است. اسماء در حالِ اطلاقِ خود، حتی در صادر نخستین نیستند؛ چون او نیز مقیّد به اطلاق است. بنابراین اسماء به طور اطلاقشان مستأثره هستند و کسی به آنها راه ندارد<ref>حسن حسنزاده آملی، شرح مصباح الانس، ص۵۲۴ و ۵۴۹.</ref>. | |||
از [[انسان کامل]] نیز به [[اسم اعظم]] و اسم مستأثرة [[حق]] تعبیر میشود. بنابراین هیچکس نمیتواند به طور کامل [[حضرت خاتم الانبیاء]]{{صل}} و [[خاتم الاوصیاء]] والاولیاء{{عم}} را به [[درستی]] بشناسد؛ چراکه ایشان مظاهر اتمّ اسمای مستأثرة الهیاند و [[اسمای حسنی]] یا خود آن اسماء هستند؛ چنانکه فرمودند: {{متن حدیث|نَحْنُ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى}}<ref>ما نامهای نیکو هستیم.</ref>.<ref>حسن حسنزاده آملی، شرح مصباح الانس، ص۵۶۰.</ref> | از [[انسان کامل]] نیز به [[اسم اعظم]] و اسم مستأثرة [[حق]] تعبیر میشود. بنابراین هیچکس نمیتواند به طور کامل [[حضرت خاتم الانبیاء]]{{صل}} و [[خاتم الاوصیاء]] والاولیاء{{عم}} را به [[درستی]] بشناسد؛ چراکه ایشان مظاهر اتمّ اسمای مستأثرة الهیاند و [[اسمای حسنی]] یا خود آن اسماء هستند؛ چنانکه فرمودند: {{متن حدیث|نَحْنُ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى}}<ref>ما نامهای نیکو هستیم.</ref>.<ref>حسن حسنزاده آملی، شرح مصباح الانس، ص۵۶۰.</ref> | ||
| خط ۴۴: | خط ۴۷: | ||
غافر و ساتر است و فاطر کل *** کاسر و چابر است و حنانا | غافر و ساتر است و فاطر کل *** کاسر و چابر است و حنانا | ||
یک صدوچارده ز اسمایش *** عدد سورههای قرآنا | یک صدوچارده ز اسمایش *** عدد سورههای قرآنا | ||
(حسن حسنزاده آملی، دیوان اشعار، ص۲۷۵، ۲۷۶)</ref> یا «هزارویک» تقسیم میکنند و منظور، کلیبودن این تقسیمهاست که دیگر [[اسماء]] را نیز شامل میشوند؛ وگرنه {{متن قرآن|قُلْ لَوْ كَانَ الْبَحْرُ مِدَادًا لِكَلِمَاتِ رَبِّي لَنَفِدَ الْبَحْرُ قَبْلَ أَنْ تَنْفَدَ كَلِمَاتُ رَبِّي}}<ref>«بگو: اگر برای (نوشتن) کلمات پروردگارم دریا مرکّب میبود پیش از آنکه کلمات پروردگارم به پایان رسد آن دریا پایان مییافت» سوره کهف، آیه ۱۰۹.</ref>؛ | (حسن حسنزاده آملی، دیوان اشعار، ص۲۷۵، ۲۷۶)</ref> یا «هزارویک» تقسیم میکنند و منظور، کلیبودن این تقسیمهاست که دیگر [[اسماء]] را نیز شامل میشوند؛ وگرنه {{متن قرآن|قُلْ لَوْ كَانَ الْبَحْرُ مِدَادًا لِكَلِمَاتِ رَبِّي لَنَفِدَ الْبَحْرُ قَبْلَ أَنْ تَنْفَدَ كَلِمَاتُ رَبِّي}}<ref>«بگو: اگر برای (نوشتن) کلمات پروردگارم دریا مرکّب میبود پیش از آنکه کلمات پروردگارم به پایان رسد آن دریا پایان مییافت» سوره کهف، آیه ۱۰۹.</ref>؛ کلمات الهی نفاد ندارند و همه این اسمای بیشمار، خوراک [[انسان]] است و سفره اسماء برای انسان گسترده شده تا [[خداوند]] را به اسمایش بخواند؛ {{متن قرآن|وَلِلَّهِ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى فَادْعُوهُ بِهَا}}<ref>«و خداوند را نامهای نیکوتر است، او را بدانها بخوانید!» سوره اعراف، آیه ۱۸۰.</ref> و [[استعداد]] خود را ضایع نکند<ref>حسن حسنزاده آملی، مصباح الانس، ص۱۷۳، ۱۷۴.</ref>.<ref>[[علی علیزاده آملی|علیزاده آملی، علی]]، [[عرفان در آثار علامه حسنزاده آملی (کتاب)|عرفان در آثار علامه حسنزاده آملی]]، ص ۷۹ ـ ۸۴.</ref> | ||
== منابع == | == منابع == | ||
| خط ۵۴: | خط ۵۷: | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||
[[رده:صفات | [[رده:اسماء و صفات الهی]] | ||