بنی ضبه: تفاوت میان نسخهها
←نسب بنی ضبه
| خط ۲: | خط ۲: | ||
== | ==نسب بنی ضبه== | ||
این [[قبیله]] بزرگ [[مُضَری]] که منابع از آنها در شمار «جمرات [[عرب]]» یاد کردهاند<ref>ابن قتیبه، المعارف، ص۷۵؛ جوهری، الصحاح، ج۲، ص۶۱۶؛ ابن فارس معجم مقاییس اللغه، ج۱، ص۴۷۸. «جمرات عرب» به قبایلی گفته شده است که ۳۰۰ سوار داشته و به نقلی به قبیلهای گفته میشد که در نبرد با دشمنان خود، به تواناییهای افراد قبیله خود متکی بوده، با غیر خودشان متحد و همپیمان نبودند. (ابن فارس، معجم مقاییس اللغه، ج۱، ص۴۷۷. نیز ر.ک: زبیدی، تاج العروس، ج۶، ص۲۰۸) منابع در ذکر تعداد قبایلی که صفت «جمرات عرب» را یدک میکشیدند، اختلاف کردهاند. برخی تعدادشان را سه قبیله برشمرده، آنها را: بنو نمیر بن عامر بن صعصع، بنی حارث بن کعب بن علة بن جلد و بنی ضبة بن أدّ بن طابخه ذکر کردهاند. (ابن عبد ربه، العقد الفرید، ج۳، ص۳۱۸؛ جوهری، الصحاح، ج۲، ص۶۱۶؛ ابن فارس معجم مقاییس اللغه، ج۱، ص۴۷۸) بعضی نیز، قبایل حرث بن کعب، بنی نمیر بن عامر، بنی عبس را در شمار جمرات دانستند. برخی هم با افزودن نام بنی ضبه به قول اخیر، آنها را چهار قبیله برشمردند. (ابن منظور، لسان العرب، ج۴، ص۱۴۵) ابن حبیب و ابن حزم هم از ضبه، عبس بن بغیض، حارث بن کعب و یربوع بن حنظله تحت عنوان «جمرات عرب» یاد کردهاند. (ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۲۳۴ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۴۷۶)</ref>، تیرهای از [[اعراب]] عدنانیاند که نسب از [[ضبة بن اد بن طابخة بن الیاس بن مضر]] میبرند<ref>هشام بن محمد کلبی، جمهرة النسب، ص۱۸۹؛ مبرد، نسب عدنان و قحطان، ص۶؛ سمعانی، الانساب، ج۸، ص۳۸۱.</ref>. [[ضبه]] از [[همسر]] خود [[لیلى بنت لحیان بن هذیل بن مدرکه]]<ref>هشام بن محمد کلبی، جمهرة النسب، ص۲۹۲؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱۱، ص۳۶۲.</ref>، صاحب فرزندانی به اسامی [[سَعد]]، سُعَید و باسِل<ref>ابن قتیبه، المعارف، ص۷۴؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱۱، ص۳۶۱؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۲۰۳.</ref> و عمرو و درج<ref>هشام بن محمد کلبی، جمهرة النسب، ص۲۹۲.</ref> شد. از سُعید بن [[ضبه]]، به جهت کشته شدنش در دوران [[نوجوانی]]، نسلی باقی نماند<ref>برخی منابع از وجود نسلی اندک برای او خبر دادهاند. (نویری، نهایة الارب فی فنون الادب، ج۲، ص۳۴۶. نیز ر.ک: عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۲، ص۵۲۴)</ref>. باسل هم که در پی [[اختلاف]] با پدر، به حالت [[قهر]] به [[دیلم]] رفته بود، در آنجا با دختری از [[دیار]] [[عجم]] [[ازدواج]] کرد و از او صاحب پسری به نام «دیلم» شد<ref>هشام بن محمد کلبی، جمهرة النسب، ص۲۹۲؛ ابن قتیبه، المعارف، ص۷۴؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱۱، ص۳۶۱.</ref>. بسیاری از منابع، نژاد دیلم را از [[نسل]] او دانستهاند<ref>هشام بن محمد کلبی، جمهرة النسب، ص۲۹۲؛ ابن عبد ربه، العقد الفرید، ج۳، ص۲۹۵؛ مسعودی، مروج الذهب و معادن الجوهر، ج۴، ص۲۱۷.</ref>؛ این در حالی است که برخی دیگر از منابع -از جمله [[بلاذری]] و [[قلقشندی]]- در گفتاری که به واقع نزدیکتر است، ضمن رد این انتساب، تنها بخشی از [[مردم]] دیلم را از نسل باسل بن [[ضبه]] دانستهاند<ref>بلاذری، روایت کلبی و دیگران در انتساب تمامی دیلم به باسل را رد کرده، آن را وهم شمرده، به نقل از نسبشناسانی غیر از ابن کلبی، دلیل رفتن باسل به دیلم را نه بخاطر قهر باسل از پدر، بلکه به جهت مشاجره و سپس درگیری او با برادرش سعد عنوان کرده آورده است. مردم دیلم پس از رفتن باسل به این منطقه، او را بزرگ شمردند و وی هم در آنجا منزل کرد..... بلاذری بر اساس این روایت، بعضی از مردم دیلم را از نسل باسل بن ضبه دانسته است. (بلاذری، انساب الاشراف، ج۱۱، ص۳۶۱) قلقشندی هم از باسل به عنوان پدر بخشی از دیالمه -از جمله پادشاهان آل بویه- یاد کرده است. (قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب العرب، ص۱۶۹. نیز ر.ک: قلقشندی، صبح الاعشی، ج۴، ص۳۷۹)</ref>. اما از سعد، پسر دیگر ضبه، -که نسل ضبه عمدتاً از طریق او و فرزندانش انتشار یافت،-<ref>ابن قتیبه، المعارف، ص۷۵.</ref> پسرانی به اسامی بکر، [[ثعلبه]] و صُریم متولد گردید<ref>هشام بن محمد کلبی، جمهرة النسب، ص۲۹۳؛ ابن قتیبه، المعارف، ص۷۵؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱۱، ص۳۶۲.</ref>. این پسران و [[فرزندان]] آنها، در کنار دیگر فرزندان این [[دودمان]]، به مرور [[زمان]] پایهگذار قبیلهای شدند که بعدها به نام نیایشان، «ضبه» نام گرفت. از ضبه شعب و فروعات بسیاری متفرع شده که از مهمترین آنها میتوان از: [[بنی سید بن مالک بن بکر]]<ref>ابن حبیب بغدادی، مختلف القبائل و مؤتلفها، ص۶۰؛ ابن درید، الاشتقاق، ص۱۹۰؛ ابن ماکولا، اکمال الکمال، ج۴، ص۴۱۹.</ref>، [[بنی شقرة بن ربیعة بن کعب]]<ref>ابن حبیب بغدادی، مختلف القبائل و مؤتلفها، ص۳۳؛ دار قطنی، المؤتلف و المختلف، ج۳، ص۱۳۷۰؛ قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب العرب، ص۳۰۶.</ref>، [[بنی صبح بن ذهل]]<ref>نویری، نهایة الارب فی فنون الادب، ج۲، ص۳۴۷؛ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۲، ص۶۳۰.</ref>، [[بنی عائذة بن مالک بن بکر]]<ref>ابن قتیبه، المعارف، ص۷۵؛ ابن درید، الاشتقاق، ص۱۹۰؛ ابن عبد ربه، العقد الفرید، ج۳، ص۲۹۶. قلقشندی از این طایفه با نام «بنی عائذ بن زید بن مالک» یاد کرده است. (قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب العرب، ص۳۱۹)</ref> یا به نقلی [[بنی عائذ الله بن سعد بن ضبه]]<ref>سمعانی، الانساب، ج۹، ص۱۶۹؛ ابن اثیر، اللباب فی تهذیب الأنساب، ج۲، ص۳۰۸.</ref>، [[بنی مبذول بن عامر بن ربیعه]]<ref>هشام بن محمد کلبی، جمهرة النسب، ص۳۰۰؛ نویری، نهایة الارب فی فنون الادب، ج۲، ص۳۴۶؛ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۳، ص۱۰۳۵.</ref>، [[بنی مسعود بن دلجة بن نعیم]] -که تمام مسعودىها بدیشان منسوبند-<ref>نویری، نهایة الارب فی فنون الادب، ج۲، ص۳۴۶؛ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۳، ص۱۰۹۳.</ref>، [[بنی نصر بن عبدالله بن بکر]]<ref>ابن قتیبه، المعارف، ص۷۵؛ نویری، نهایة الارب فی فنون الادب، ج۲، ص۳۴۷؛ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۳، ص۱۱۸۰.</ref>، [[بنی جارم بن مالک بن بکر]]<ref>ابن درید، الاشتقاق، ص۱۹۰؛ سمعانی، الانساب، ج۳، ص۱۶۵؛ ابن اثیر، اللباب فی تهذیب الأنساب، ج۱، ص۲۴۹.</ref> یا همان [[بنی تیم]] الله<ref>دار قطنی، المؤتلف و المختلف، ج۲، ص۶۵۹. ابن اثیر «تیم بن مالک بن بکر» را طایفهای جدا بر شمرده است. (ابن اثیر، اللباب فی تهذیب الأنساب، ج۱، ص۲۳۳)</ref>، [[بنی دول بن ثعلبة بن سعد]]<ref>ابن حبیب بغدادی، مختلف القبائل و مؤتلفها، ص۴۶.</ref>، [[بنی بجالة بن ذهل]]<ref>ابن درید، الاشتقاق، ص۱۹۳؛ نویری، نهایة الارب فی فنون الادب، ج۲، ص۳۴۷.</ref>، [[بنی کوز بن کعب بن بجاله]]<ref>ابن حبیب بغدادی، مختلف القبائل و مؤتلفها، ص۴۵؛ ابن عبد ربه، العقد الفرید، ج۳، ص۲۹۶؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۲۰۴.</ref>، [[بنی صباح بن طریف بن زید]]<ref>هشام بن محمد کلبی، جمهرة النسب، ص۳۰۰؛ سمعانی، الانساب، ج۸، ص۲۷۲؛ قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب العرب، ص۳۱۲.</ref>، [[بنی ذهل]]<ref>ابن قتیبه، المعارف، ص۷۵؛ ابن درید، الاشتقاق، ص۱۹۰.</ref>، [[بنی شییم]]<ref>ابن قتیبه، المعارف، ص۷۵؛ ابن درید، الاشتقاق، ص۱۹۱.</ref>، [[بنی صریم بن سعد بن ضبه]]<ref>هشام بن محمد کلبی، جمهرة النسب، ص۲۹۳؛ ابن درید، الاشتقاق، ص۱۹۲؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۲۰۳.</ref>، [[بنی هاجر]]<ref>ابن درید، الاشتقاق، ص۱۹۳؛ بکری، معجم ما استعجم، ج۳، ص۹۷۷.</ref>، [[بنی دلجة]]<ref>ابن درید، الاشتقاق، ص۱۹۵.</ref>، [[بنی قطن بن مالک بن زید]]<ref>هشام بن محمد کلبی، جمهرة النسب، ص۲۹۳.</ref>، [[بنی هلال بن عامر بن ربیعه]]<ref>هشام بن محمد کلبی، جمهرة النسب، ص۳۰۰.</ref>، [[بنی عبدالحارث بن طریف]]<ref>هشام بن محمد کلبی، جمهرة النسب، ص۳۰۰.</ref>، [[بنی زید مناة بن ربیعة بن کعب]] معروف به «بنی جروه»<ref>هشام بن محمد کلبی، جمهرة النسب، ص۳۰۰.</ref>، [[بنی زید بن کعب بن بجاله]]<ref>ابن عبد ربه، العقد الفرید، ج۳، ص۲۹۶؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۲۰۴.</ref>، [[بنى تیم بن ذهل]]<ref>ابن قتیبه، المعارف، ص۷۵؛ ابن درید، الاشتقاق، ص۱۹۳؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۲۰۵.</ref>، [[بنى ثعلبة بن سعد بن ضبه]]<ref>ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۲۰۶.</ref> و... یاد کرد. از فروعات [[دیلمی]] این [[قبیله]] بزرگ نیز از [[بنی بجیر بن معاویة بن دیلم]]<ref>نویری، نهایة الارب فی فنون الادب، ج۲، ص۳۴۷؛ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۱، ص۶۲.</ref> و [[بنی ابیض بن معاویة بن دیلم]]<ref>نویری، نهایة الارب فی فنون الادب، ج۲، ص۳۴۷؛ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۱، ص۴ و ۶۱.</ref> و ریز شاخههای آن: بنی بهرام بن ضحاک]]، [[بنی فیروز]]، [[بنی زر بوران]] و [[بنی بریانوس]]<ref>نویری، نهایة الارب فی فنون الادب، ج۲، ص۳۴۷.</ref> نام برده شده است. | این [[قبیله]] بزرگ [[مُضَری]] که منابع از آنها در شمار «جمرات [[عرب]]» یاد کردهاند<ref>ابن قتیبه، المعارف، ص۷۵؛ جوهری، الصحاح، ج۲، ص۶۱۶؛ ابن فارس معجم مقاییس اللغه، ج۱، ص۴۷۸. «جمرات عرب» به قبایلی گفته شده است که ۳۰۰ سوار داشته و به نقلی به قبیلهای گفته میشد که در نبرد با دشمنان خود، به تواناییهای افراد قبیله خود متکی بوده، با غیر خودشان متحد و همپیمان نبودند. (ابن فارس، معجم مقاییس اللغه، ج۱، ص۴۷۷. نیز ر.ک: زبیدی، تاج العروس، ج۶، ص۲۰۸) منابع در ذکر تعداد قبایلی که صفت «جمرات عرب» را یدک میکشیدند، اختلاف کردهاند. برخی تعدادشان را سه قبیله برشمرده، آنها را: بنو نمیر بن عامر بن صعصع، بنی حارث بن کعب بن علة بن جلد و بنی ضبة بن أدّ بن طابخه ذکر کردهاند. (ابن عبد ربه، العقد الفرید، ج۳، ص۳۱۸؛ جوهری، الصحاح، ج۲، ص۶۱۶؛ ابن فارس معجم مقاییس اللغه، ج۱، ص۴۷۸) بعضی نیز، قبایل حرث بن کعب، بنی نمیر بن عامر، بنی عبس را در شمار جمرات دانستند. برخی هم با افزودن نام بنی ضبه به قول اخیر، آنها را چهار قبیله برشمردند. (ابن منظور، لسان العرب، ج۴، ص۱۴۵) ابن حبیب و ابن حزم هم از ضبه، عبس بن بغیض، حارث بن کعب و یربوع بن حنظله تحت عنوان «جمرات عرب» یاد کردهاند. (ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۲۳۴ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۴۷۶)</ref>، تیرهای از [[اعراب]] عدنانیاند که نسب از [[ضبة بن اد بن طابخة بن الیاس بن مضر]] میبرند<ref>هشام بن محمد کلبی، جمهرة النسب، ص۱۸۹؛ مبرد، نسب عدنان و قحطان، ص۶؛ سمعانی، الانساب، ج۸، ص۳۸۱.</ref>. [[ضبه]] از [[همسر]] خود [[لیلى بنت لحیان بن هذیل بن مدرکه]]<ref>هشام بن محمد کلبی، جمهرة النسب، ص۲۹۲؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱۱، ص۳۶۲.</ref>، صاحب فرزندانی به اسامی [[سَعد]]، سُعَید و باسِل<ref>ابن قتیبه، المعارف، ص۷۴؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱۱، ص۳۶۱؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۲۰۳.</ref> و عمرو و درج<ref>هشام بن محمد کلبی، جمهرة النسب، ص۲۹۲.</ref> شد. از سُعید بن [[ضبه]]، به جهت کشته شدنش در دوران [[نوجوانی]]، نسلی باقی نماند<ref>برخی منابع از وجود نسلی اندک برای او خبر دادهاند. (نویری، نهایة الارب فی فنون الادب، ج۲، ص۳۴۶. نیز ر.ک: عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۲، ص۵۲۴)</ref>. باسل هم که در پی [[اختلاف]] با پدر، به حالت [[قهر]] به [[دیلم]] رفته بود، در آنجا با دختری از [[دیار]] [[عجم]] [[ازدواج]] کرد و از او صاحب پسری به نام «دیلم» شد<ref>هشام بن محمد کلبی، جمهرة النسب، ص۲۹۲؛ ابن قتیبه، المعارف، ص۷۴؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱۱، ص۳۶۱.</ref>. بسیاری از منابع، نژاد دیلم را از [[نسل]] او دانستهاند<ref>هشام بن محمد کلبی، جمهرة النسب، ص۲۹۲؛ ابن عبد ربه، العقد الفرید، ج۳، ص۲۹۵؛ مسعودی، مروج الذهب و معادن الجوهر، ج۴، ص۲۱۷.</ref>؛ این در حالی است که برخی دیگر از منابع -از جمله [[بلاذری]] و [[قلقشندی]]- در گفتاری که به واقع نزدیکتر است، ضمن رد این انتساب، تنها بخشی از [[مردم]] دیلم را از نسل باسل بن [[ضبه]] دانستهاند<ref>بلاذری، روایت کلبی و دیگران در انتساب تمامی دیلم به باسل را رد کرده، آن را وهم شمرده، به نقل از نسبشناسانی غیر از ابن کلبی، دلیل رفتن باسل به دیلم را نه بخاطر قهر باسل از پدر، بلکه به جهت مشاجره و سپس درگیری او با برادرش سعد عنوان کرده آورده است. مردم دیلم پس از رفتن باسل به این منطقه، او را بزرگ شمردند و وی هم در آنجا منزل کرد..... بلاذری بر اساس این روایت، بعضی از مردم دیلم را از نسل باسل بن ضبه دانسته است. (بلاذری، انساب الاشراف، ج۱۱، ص۳۶۱) قلقشندی هم از باسل به عنوان پدر بخشی از دیالمه -از جمله پادشاهان آل بویه- یاد کرده است. (قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب العرب، ص۱۶۹. نیز ر.ک: قلقشندی، صبح الاعشی، ج۴، ص۳۷۹)</ref>. اما از سعد، پسر دیگر ضبه، -که نسل ضبه عمدتاً از طریق او و فرزندانش انتشار یافت،-<ref>ابن قتیبه، المعارف، ص۷۵.</ref> پسرانی به اسامی بکر، [[ثعلبه]] و صُریم متولد گردید<ref>هشام بن محمد کلبی، جمهرة النسب، ص۲۹۳؛ ابن قتیبه، المعارف، ص۷۵؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱۱، ص۳۶۲.</ref>. این پسران و [[فرزندان]] آنها، در کنار دیگر فرزندان این [[دودمان]]، به مرور [[زمان]] پایهگذار قبیلهای شدند که بعدها به نام نیایشان، «ضبه» نام گرفت. از ضبه شعب و فروعات بسیاری متفرع شده که از مهمترین آنها میتوان از: [[بنی سید بن مالک بن بکر]]<ref>ابن حبیب بغدادی، مختلف القبائل و مؤتلفها، ص۶۰؛ ابن درید، الاشتقاق، ص۱۹۰؛ ابن ماکولا، اکمال الکمال، ج۴، ص۴۱۹.</ref>، [[بنی شقرة بن ربیعة بن کعب]]<ref>ابن حبیب بغدادی، مختلف القبائل و مؤتلفها، ص۳۳؛ دار قطنی، المؤتلف و المختلف، ج۳، ص۱۳۷۰؛ قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب العرب، ص۳۰۶.</ref>، [[بنی صبح بن ذهل]]<ref>نویری، نهایة الارب فی فنون الادب، ج۲، ص۳۴۷؛ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۲، ص۶۳۰.</ref>، [[بنی عائذة بن مالک بن بکر]]<ref>ابن قتیبه، المعارف، ص۷۵؛ ابن درید، الاشتقاق، ص۱۹۰؛ ابن عبد ربه، العقد الفرید، ج۳، ص۲۹۶. قلقشندی از این طایفه با نام «بنی عائذ بن زید بن مالک» یاد کرده است. (قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب العرب، ص۳۱۹)</ref> یا به نقلی [[بنی عائذ الله بن سعد بن ضبه]]<ref>سمعانی، الانساب، ج۹، ص۱۶۹؛ ابن اثیر، اللباب فی تهذیب الأنساب، ج۲، ص۳۰۸.</ref>، [[بنی مبذول بن عامر بن ربیعه]]<ref>هشام بن محمد کلبی، جمهرة النسب، ص۳۰۰؛ نویری، نهایة الارب فی فنون الادب، ج۲، ص۳۴۶؛ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۳، ص۱۰۳۵.</ref>، [[بنی مسعود بن دلجة بن نعیم]] -که تمام مسعودىها بدیشان منسوبند-<ref>نویری، نهایة الارب فی فنون الادب، ج۲، ص۳۴۶؛ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۳، ص۱۰۹۳.</ref>، [[بنی نصر بن عبدالله بن بکر]]<ref>ابن قتیبه، المعارف، ص۷۵؛ نویری، نهایة الارب فی فنون الادب، ج۲، ص۳۴۷؛ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۳، ص۱۱۸۰.</ref>، [[بنی جارم بن مالک بن بکر]]<ref>ابن درید، الاشتقاق، ص۱۹۰؛ سمعانی، الانساب، ج۳، ص۱۶۵؛ ابن اثیر، اللباب فی تهذیب الأنساب، ج۱، ص۲۴۹.</ref> یا همان [[بنی تیم]] الله<ref>دار قطنی، المؤتلف و المختلف، ج۲، ص۶۵۹. ابن اثیر «تیم بن مالک بن بکر» را طایفهای جدا بر شمرده است. (ابن اثیر، اللباب فی تهذیب الأنساب، ج۱، ص۲۳۳)</ref>، [[بنی دول بن ثعلبة بن سعد]]<ref>ابن حبیب بغدادی، مختلف القبائل و مؤتلفها، ص۴۶.</ref>، [[بنی بجالة بن ذهل]]<ref>ابن درید، الاشتقاق، ص۱۹۳؛ نویری، نهایة الارب فی فنون الادب، ج۲، ص۳۴۷.</ref>، [[بنی کوز بن کعب بن بجاله]]<ref>ابن حبیب بغدادی، مختلف القبائل و مؤتلفها، ص۴۵؛ ابن عبد ربه، العقد الفرید، ج۳، ص۲۹۶؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۲۰۴.</ref>، [[بنی صباح بن طریف بن زید]]<ref>هشام بن محمد کلبی، جمهرة النسب، ص۳۰۰؛ سمعانی، الانساب، ج۸، ص۲۷۲؛ قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب العرب، ص۳۱۲.</ref>، [[بنی ذهل]]<ref>ابن قتیبه، المعارف، ص۷۵؛ ابن درید، الاشتقاق، ص۱۹۰.</ref>، [[بنی شییم]]<ref>ابن قتیبه، المعارف، ص۷۵؛ ابن درید، الاشتقاق، ص۱۹۱.</ref>، [[بنی صریم بن سعد بن ضبه]]<ref>هشام بن محمد کلبی، جمهرة النسب، ص۲۹۳؛ ابن درید، الاشتقاق، ص۱۹۲؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۲۰۳.</ref>، [[بنی هاجر]]<ref>ابن درید، الاشتقاق، ص۱۹۳؛ بکری، معجم ما استعجم، ج۳، ص۹۷۷.</ref>، [[بنی دلجة]]<ref>ابن درید، الاشتقاق، ص۱۹۵.</ref>، [[بنی قطن بن مالک بن زید]]<ref>هشام بن محمد کلبی، جمهرة النسب، ص۲۹۳.</ref>، [[بنی هلال بن عامر بن ربیعه]]<ref>هشام بن محمد کلبی، جمهرة النسب، ص۳۰۰.</ref>، [[بنی عبدالحارث بن طریف]]<ref>هشام بن محمد کلبی، جمهرة النسب، ص۳۰۰.</ref>، [[بنی زید مناة بن ربیعة بن کعب]] معروف به «بنی جروه»<ref>هشام بن محمد کلبی، جمهرة النسب، ص۳۰۰.</ref>، [[بنی زید بن کعب بن بجاله]]<ref>ابن عبد ربه، العقد الفرید، ج۳، ص۲۹۶؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۲۰۴.</ref>، [[بنى تیم بن ذهل]]<ref>ابن قتیبه، المعارف، ص۷۵؛ ابن درید، الاشتقاق، ص۱۹۳؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۲۰۵.</ref>، [[بنى ثعلبة بن سعد بن ضبه]]<ref>ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۲۰۶.</ref> و... یاد کرد. از فروعات [[دیلمی]] این [[قبیله]] بزرگ نیز از [[بنی بجیر بن معاویة بن دیلم]]<ref>نویری، نهایة الارب فی فنون الادب، ج۲، ص۳۴۷؛ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۱، ص۶۲.</ref> و [[بنی ابیض بن معاویة بن دیلم]]<ref>نویری، نهایة الارب فی فنون الادب، ج۲، ص۳۴۷؛ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۱، ص۴ و ۶۱.</ref> و ریز شاخههای آن: بنی بهرام بن ضحاک]]، [[بنی فیروز]]، [[بنی زر بوران]] و [[بنی بریانوس]]<ref>نویری، نهایة الارب فی فنون الادب، ج۲، ص۳۴۷.</ref> نام برده شده است. | ||