بنیبارق: تفاوت میان نسخهها
←بارق و دوران حکومت بنی امیه
| خط ۴۹: | خط ۴۹: | ||
==بارق و دوران حکومت بنی امیه== | ==بارق و دوران حکومت بنی امیه== | ||
[[همراهی]] برخی از بارقیها در برخی حوادث سالهای آغازین [[حکومت مروانیان]] نیز باید از دیگر وقایع مهم [[تاریخی]] دانست که برخی منابع بدان اشاره کردهاند. از جمله این وقایع، خیزش و [[قیام مختار]] در [[سال ۶۶ هجری]] علیه امرای [[دولت اموی]] است. نقل است که در آغازین ماههای [[قیام]] و [[تسلط]] [[مختار بن ابی عبیده ثقفی]] بر کوفه، اشراف و جمعی از [[قاتلان]] [[واقعه کربلا]] که مختار و حکومتش را خطری جدی برای خود میدیدند با اعوان [[انصار]] خود که برخی از مردان بارقی کوفه هم از جمله ایشان بودند، از [[فرصت]] خروج ابراهیم بن اشتر به سوی [[شام]] [[بهره]] بردند و علیه مختار دست به [[شورش]] زدند. در [[کارزار]] دو طرف که به [[نبرد]] [[جبانة السبیع]] معروف گردید، [[پیروزی]] از آن مختار و یارانش گردید. در این [[جنگ]]، علاوه بر کشته شدن جمعی بسیار از [[شورشیان]]، پانصد نفر از آنان به [[اسارت]] [[یاران مختار]] در آمدند که [[سراقة | [[همراهی]] برخی از بارقیها در برخی حوادث سالهای آغازین [[حکومت مروانیان]] نیز باید از دیگر وقایع مهم [[تاریخی]] دانست که برخی منابع بدان اشاره کردهاند. از جمله این وقایع، خیزش و [[قیام مختار]] در [[سال ۶۶ هجری]] علیه امرای [[دولت اموی]] است. نقل است که در آغازین ماههای [[قیام]] و [[تسلط]] [[مختار بن ابی عبیده ثقفی]] بر کوفه، اشراف و جمعی از [[قاتلان]] [[واقعه کربلا]] که مختار و حکومتش را خطری جدی برای خود میدیدند با اعوان [[انصار]] خود که برخی از مردان بارقی کوفه هم از جمله ایشان بودند، از [[فرصت]] خروج ابراهیم بن اشتر به سوی [[شام]] [[بهره]] بردند و علیه مختار دست به [[شورش]] زدند. در [[کارزار]] دو طرف که به [[نبرد]] [[جبانة السبیع]] معروف گردید، [[پیروزی]] از آن مختار و یارانش گردید. در این [[جنگ]]، علاوه بر کشته شدن جمعی بسیار از [[شورشیان]]، پانصد نفر از آنان به [[اسارت]] [[یاران مختار]] در آمدند که [[سراقة بن مرداس بارقی]] از جمله آنان بود. پس از بازگشت مختار از [[جبانه السبیع]] به قصر، [[سراقه]] بن مرداس [[فرصت]] را [[غنیمت]] شمرد و ضمن اشعاری او را چنین [[خطاب]] کرد: ای بهترین [[قوم]] معد بر من [[منت]] بگذار و آزادم کن؛ ای بهترین کس که در تجر و [[جند]] (نام دو محل) [[زندگی]] کرده؛ ای بهترین کسی که در [[حج]] بر یک پا جسته و [[تحیت]] فرستاده و [[سجده]] کرده». | ||
مختار دستور به [[زندانی]] کردن او داد و فردای آن [[روز]]، وی را احضار کرد. سراقه ضمن سرایش اشعاری<ref>برخی منابع از پناهنده شدن سراقة بن مرداس به عبدالملک بن مروان خبر دادهاند. (ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۲۰، ص۱۵۶)</ref> در حضور مختار، قسم یاد کرد که [[فرشتگان]] را دیده است که در حالی که بر اسبهای ابلق (دو رنگ) سوار بودند و میان [[زمین]] و [[آسمان]] [[جولان]] میدادند، به [[یاری]] او و سپاهش آمده بودند. مختار به او گفت که به [[منبر]] برود و آنچه دیده است، برای [[مردم]] تعریف کند. او هم بر منبر رفت و چنین کرد. آنگاه مختار او را در [[خلوت]] پذیرفت و گفت: «من میدانم که تو چیزی ندیدی و این گفته را برای این به زبان آوردی که از کشتن رها شوی؛ تو [[آزاد]] هستی هر جا که میخواهی برو اینجا نمان که [[یاران]] مرا [[گمراه]] و [[فاسد]] خواهی کرد». او هم به [[بصره]] رفت و به [[مصعب بن زبیر]] پیوست<ref>الا ابلغ ابا اسحق انا *** نزونا نزوه کانت علینا | مختار دستور به [[زندانی]] کردن او داد و فردای آن [[روز]]، وی را احضار کرد. سراقه ضمن سرایش اشعاری<ref>برخی منابع از پناهنده شدن سراقة بن مرداس به عبدالملک بن مروان خبر دادهاند. (ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۲۰، ص۱۵۶)</ref> در حضور مختار، قسم یاد کرد که [[فرشتگان]] را دیده است که در حالی که بر اسبهای ابلق (دو رنگ) سوار بودند و میان [[زمین]] و [[آسمان]] [[جولان]] میدادند، به [[یاری]] او و سپاهش آمده بودند. مختار به او گفت که به [[منبر]] برود و آنچه دیده است، برای [[مردم]] تعریف کند. او هم بر منبر رفت و چنین کرد. آنگاه مختار او را در [[خلوت]] پذیرفت و گفت: «من میدانم که تو چیزی ندیدی و این گفته را برای این به زبان آوردی که از کشتن رها شوی؛ تو [[آزاد]] هستی هر جا که میخواهی برو اینجا نمان که [[یاران]] مرا [[گمراه]] و [[فاسد]] خواهی کرد». او هم به [[بصره]] رفت و به [[مصعب بن زبیر]] پیوست<ref>الا ابلغ ابا اسحق انا *** نزونا نزوه کانت علینا | ||