بحث:عایشه در تاریخ اسلامی: تفاوت میان نسخهها
←پانویس
(←منابع) |
(←پانویس) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۱۵: | خط ۱۵: | ||
حقایقی را که در مسیر حرکتش برای هدایتش [[پیامبر]] به او فرموده بود، مثل ماجرای سگان آب حواب، نادیده انگاشت و [[زمین]] را به [[خون]] هزاران تن از [[امت]] رنگین کرد. ماجرای یک بام و دو هوا را که [[عایشه]] عمل کرد، آن [[روز]] علیه علی که [[عدل مطلق]] بود [[قیام]] کرد ولی امروز علیه معاویه و اخذ [[بیعت]] یزید و [[زمامداری]] [[فسق]] محض، نه تنها اقدامی نمیکند بلکه [[رضایت]] میدهد و [[حال]] آنکه آن روز که علیه علی{{ع}} قیام کرد انتساب همسریش به پیامبر بسیاری از [[مردم]] را [[اغفال]] کرد و اگر امروز به نام [[نهی از منکر]] عمل میکرد بسیاری از اذهان روشن میشد<ref>[[علی راجی|راجی، علی]]، [[مظلومیت سیدالشهداء ج۱ (کتاب)| مظلومیت سیدالشهداء ج۱]]، ص ۱۰۶.</ref>. | حقایقی را که در مسیر حرکتش برای هدایتش [[پیامبر]] به او فرموده بود، مثل ماجرای سگان آب حواب، نادیده انگاشت و [[زمین]] را به [[خون]] هزاران تن از [[امت]] رنگین کرد. ماجرای یک بام و دو هوا را که [[عایشه]] عمل کرد، آن [[روز]] علیه علی که [[عدل مطلق]] بود [[قیام]] کرد ولی امروز علیه معاویه و اخذ [[بیعت]] یزید و [[زمامداری]] [[فسق]] محض، نه تنها اقدامی نمیکند بلکه [[رضایت]] میدهد و [[حال]] آنکه آن روز که علیه علی{{ع}} قیام کرد انتساب همسریش به پیامبر بسیاری از [[مردم]] را [[اغفال]] کرد و اگر امروز به نام [[نهی از منکر]] عمل میکرد بسیاری از اذهان روشن میشد<ref>[[علی راجی|راجی، علی]]، [[مظلومیت سیدالشهداء ج۱ (کتاب)| مظلومیت سیدالشهداء ج۱]]، ص ۱۰۶.</ref>. | ||
== عایشه پس از رحلت رسول الله{{صل}} == | |||
بیشترین [[شهرت]] [[عایشه]] مربوط به بعد از رحلت آن حضرت میشود؛ زیرا وی هنگام ازدواج با پیامبر اکرم{{صل}} کم سنوسال بود و در [[زمان]] رحلت آن حضرت نیز حدود هجده تا بیست و یک سال سن داشت به همین جهت در دوره [[پیامبر اکرم]]{{صل}} وی نقش چندانی در فعالیتهای اجتماعی و [[سیاسی]] نداشته است، اما پس از رحلت رسول الله{{صل}}، در حوادث مهم صدر اسلام حضوری فعال داشت. | |||
او همچنان نسبت به [[اهلبیت]]{{عم}} بیمهر بود. در تمام مدت [[بیماری]] [[فاطمه]]{{س}} از او [[عیادت]] نکرد. آن حضرت نیز به او [[اجازه]] نداد که بر سر جنازهاش حاضر شود. | |||
عایشه در زمان [[خلافت ابوبکر]] بهعنوان [[همسر پیامبر اکرم]]{{صل}} و [[دختر خلیفه اول]]، از جایگاه ویژهای برخوردار بود. این وضعیت در دوره [[خلافت عمر بن خطاب]] (۱۲ - ۲۳ق) [[یار]] دیرین پدرش تقویت شد بهطوری که در [[سال ۱۵ هجری]] که عمر، [[مسلمانان]] را برای پرداخت مقرری از [[بیتالمال]] درجهبندی کرد، برای [[همسران رسول خدا]] دههزار درم مقرری سالیانه تعیین کرد، اما در میان آنان برای عایشه دو هزار درم بیشتر مقرر داشت<ref>السیرة النبویه ابنهشام، ج۲، ص۶۷؛ الطبقات الکبری، ج۸، ص۶۶؛ تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۴۰؛ تاریخ طبری، وقایع سال ۱۵ هجری.</ref>. عمر از [[غنائم]] [[فتح عراق]] نیز، گوهری گرانقیمت به او داد<ref>سیر اعلام النبلاء، ج۲، ص۱۳۳.</ref>. | |||
عمر همچنین همسران رسول خدا{{صل}} را برای درآمد خود مختار و مخیّر میکرد در اینکه محصول تضمین شده را [[انتخاب]] میکنند یا آب و [[زمین]] را، عایشه آب و زمین را برگزید و این به [[سود]] او بود<ref>مغازی واحدی، ج۲، ص۵۴۹.</ref>. | |||
در پایان حکومت شیخین، عایشه به یک [[زن]] [[میانسال]] و صاحبنفوذ در [[جامعه]] [[حجاز]] تبدیل شده بود. او با استفاده فراوان از [[لقب]] «[[امالمؤمنین]]» که توسط [[قرآن]] به همه [[همسران]] [[رسول الله]]{{صل}} داده شده است، گاهی در مسائل سیاسی [[دخالت]] میکرد. | |||
[[سیاست]] عمر بر این قرار داشت که از خروج [[بانوان]] رسول الله{{صل}} از [[مدینه]] جلوگیری به عمل آورد و در نتیجه [[عایشه]] جز با [[یاران پیامبر اکرم]]{{صل}} معاشرتی نداشت و به همین جهت موردی برای بیان [[احادیث]] بسیار از آن حضرت پیش نمیآمد و در این دوره احادیث او از نظر کمیت بسیار اندک است و از دهها [[حدیث]] [[تجاوز]] نمیکند و بیشتر آن احادیث نیز در [[تأیید]] و تثبیت [[مقام خلافت]] پدرش و عمر بوده و خود یکی از مؤیدان سرسخت [[خلافت]] [[شیخین]] بوده است البته باید توجه داشت که بیشتر احادیث در [[فضایل]] و [[مناقب]] شیخین پس از درگذشت آنان گفته شده است. | |||
بهطورکلی در [[زمان]] خلافت پدرش [[ابوبکر]] و [[عمر بن خطاب]] و نیمه اول [[خلافت عثمان]] (۲۳ - ۳۵ق)، از طرفداران جدی و [[ثابتقدم]] [[حکومت]] [[وقت]] به شمار میرفت. حکومت از او [[فتوا]] و دستور میگرفت. نامش مقدم بر نام دیگر [[همسران]] [[رسول الله]]{{صل}} برده میشد، اما از نیمه دوم خلافت عثمان بین او و [[خلیفه]] وقایعی گذشت که بر اثر اقدامات تند [[عایشه]] و عکسالعملهای شدید عثمان این تیرگی و کدورتخاطر رفتهرفته به [[کینه]] و [[دشمنی]] سخت مبدل گردید تا جایی که عایشه را در صف مخالفان سرسخت عثمان قرار داد. بنا به گفته [[یعقوبی]] منشأ رنجش عایشه از عثمان آن بود که عثمان مقرری او را که عمر تعیین کرده بود، کم کرد و دیگر [[زنان]] رسول الله{{صل}} را با او برابر کرد<ref>تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۷۲.</ref>؛ اما باید توجه داشت که [[اعتراض]] به [[خلیفه سوم]] یک جریان عمومی بوده است و بیشتر به [[سیاستهای حکومتی]] عثمان بهویژه مسئله وارد کردن بیش از اندازه [[بنیامیه]] در [[مناصب]] [[حکومتی]] مربوط میشود. | |||
در میان مخالفان عثمان افراد و گروههای متنوع با انگیزههای مختلف حضور داشتند که طیف وسیعی از [[صحابه]] بزرگ رسول الله{{صل}} تا [[مردمان]] سرزمینهای فتح شده را شامل میشد و برخلاف نظر عمومی که آغاز [[مخالفت]] با عثمان را از [[مصر]] یا [[عراق]] ذکر کردهاند، شروع و ریشههای این قضیه از [[مدینه]] بوده است و اولین سرزنشها و انتقاداتی که به سیاستهای خلیفه سوم وارد شد، از جانب صحابه و بزرگان مستقر در مدینة الرسول بوده است. عایشه نیز بهعنوان یک چهره با نفوذ و شناخته شده، یکی از منتقدان [[خلیفه]] محسوب میگردید. اولین [[مخالفت]] آشکار [[عایشه]] با عثمان زمانی بود که [[عبدالله بن مسعود]] [[صحابی پیامبر]] [[اکرم]]{{صل}} به دستور خلیفه [[شکنجه]] و به او [[توهین]] شد<ref>تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۷۶.</ref>. | |||
عایشه در برانگیختن احساسات مردم علیه عثمان دست به یک سلسله اقداماتی زد که در حدّ خود بینظیر بود. او درحالیکه [[مردم]] با تمام وجود شیفته یادگارهای [[پیامبر اکرم]]{{صل}} بودند و هنوز به یاد مجالست با او با یکدیگر سخن میگفتند، کفش [[رسول الله]]{{صل}} را بهعنوان سندی [[قاطع]] به نام زیر پا گذاشتن [[سنّت]] و روش رسول الله{{صل}}، علیه عثمان بر میدارد و به این وسیله احساسات مردم را بر ضد [[خلیفه]] بر میانگیزد و مردم را منقلب و برآشفته میسازد و با همین عمل که با حسابی دقیق و مناسب با [[زمان]] و مکان انجام داد، گروهی کثیر از مردم را به [[دستگاه خلافت]] بدبین کرد و آنان را از گرد خلیفه پراکنده ساخت و توانست خلیفه [[مقتدر]] و [[مستبد]] را در مقابل [[قدرت]] خود بهزانو درآورد و او را مجبور نمود که به خواستههای مردم گردن نهد و [[فرمان]] عزل [[برادر]] میخواره و [[فاسق]] خود [[ولید بن عقبه]] را از [[حکومت کوفه]] صادر نموده، برای [[محاکمه]] به مقر [[خلافت]] فراخواند. | |||
[[عایشه]] یکبار دیگر با پیراهن و موی رسول الله{{صل}}، توانست محرک احساسات مردم علیه عثمان و عامل اصلی [[تزلزل]] ارکان خلافت او گردد. او با مهارت و زیرکی توانست مصونیتی را که عثمان بهعنوان [[شخصیت]] برجسته [[اسلامی]] و [[مکانت]] و منزلتی را که به نام [[جانشینی]] رسول الله{{صل}} بین [[مسلمانان]] به دست آورده بود، در هم بشکند. بدینوسیله موقعیت و [[مقام]] او در [[اجتماع]] مسلمانان تا حدّ قابل ملاحظهای پایین آمد. | |||
مقدسی مدعی است که سرسختترین مخالفان عثمان، علاوه بر عایشه، [[طلحه]]، [[زبیر]] و [[محمد بن ابیبکر]] بودند<ref>آفرینش و تاریخ، ص۸۷۲.</ref>. | |||
در سال ۳۵ هجری و در جریان محاصره عثمان توسط مخالفان، عایشه هیچگونه تلاشی برای [[حمایت]] از خلیفه و ایجاد [[صلح]] نکرد، درحالیکه [[توانایی]] آن را داشت. زمانی که مخالفان خلیفه از [[مصر]]، [[کوفه]] و [[بصره]] بهسوی [[مدینه]] آمدند و او را در محاصره گرفتند، عثمان از افرادی چون [[امام علی]]{{ع}}، طلحه، زبیر و [[همسران پیامبر اکرم]]{{صل}} درخواست کمک کرد و در این میان فقط امام علی{{ع}} و [[امحبیبه]] [[همسر]] [[رسول الله]]{{صل}} به درخواست او [[جواب]] مثبت دادند<ref>تاریخ طبری، ج۴، ص۳۸۶.</ref>، درحالیکه [[عایشه]] در چنین اوضاعی مهیای [[سفر حج]] شد تا خود را از قضایا دور نگه دارد. [[مروان بن حکم]] از او خواست در [[مدینه]] بماند تا شاید [[جان]] [[خلیفه]] در [[امان]] باشد، اما او نپذیرفت و پاسخ داد: [[دوست]] داشتم عثمان پارهپاره در جوالی از جوالهای من بود و میتوانستم او را حمل کنم و به دریا افکنم<ref>انساب الاشراف، ج۵، ص۷۵؛ تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۷۲؛ الفتوح، ج۱، ص۱۵۵.</ref>. | |||
عایشه خود در [[تهییج]] [[افکار]] و اقدامات مخالفان عثمان سعی بلیغی انجام داد تا آنجا که [[فتوا]] به [[کفر]] او داد و او را [[نعثل]] نامید<ref>نعثل کفتار نر پیر، پیرمرد خرفت و نادان، مردی ریشدار، مردی یهودی. برای معانی تمثل ر.ک: النهایة ابن اثیر؛ تاج العروس؛ لسان العرب؛ المنجد ذیل واژه.</ref> و گفت که عثمان، [[سنت رسول الله]]{{صل}} را کهنه کرده است و [[فرمان]] قتلش را صادر کرد که: {{عربی|اقْتُلُوا نَعْثَلًا فَقَدْ كَفَرَ}}<ref>تاریخ طبری، ج۴، ص۳۸۷؛ الفتوح، ج۱، ص۱۵۵؛ الکامل فی التاریخ، ج۳، ص۸۷؛ شرح نهجالبلاغه، ج۲، ص۷۷.</ref>. | |||
عایشه بر ضد عثمان آنقدر کوشید و [[آتش فتنه]] و [[انقلاب]] [[مردم]] را دامن زد تا بالاخره عثمان کشته شد. وی در قیام بر ضد عثمان، در نظر داشت [[خلافت]] را به [[خاندان]] خویش [[قبیله]] [[تیم]] بازگرداند و پسرعمویش [[طلحة بن عبیدالله]] که بهشدت در [[فکر]] تصاحب خلافت بود، خلیفه سازد، اما با بیعت مردم با امام علی{{ع}} و آغاز خلافت آن حضرت، چون همه نقشههایش نقشبرآب شد، [[پرچم]] مخالفت با امام را برافراشت. | |||
عایشه نسبت به [[اهلبیت]]{{عم}} [[کینه]] شدیدی داشت. این کینه نسبت به [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} بیش از دیگران بود و همین امر نیز در پیوستن او به [[طلحه]] و [[زبیر]] مؤثر افتاد<ref>ر.ک: نهجالبلاغه، خطبه ۱۵۶؛ تاریخ طبری، ج۴، ص۵۴۴؛ ج۵، ص۱۵۰؛ برای آگاهی از علل این کینهورزی ر.ک: الجمل، ص۱۵۷-۱۶۰، ۴۰۹-۴۱۲، ۴۲۵-۴۳۴.</ref>. | |||
[[مخالفت]] عایشه با امیرالمؤمنین مسبوق به سوابق قبلی است بهطوری که در [[تاریخ]] و [[روایات]] به آن اشاره شده است که [[رسول الله]]{{صل}} عمق توطئهای که جریان داشت را [[درک]] میکرد و موارد مختلفی از [[دشمنیها]] را نسبت به امیرالمؤمنین [[شاهد]] بوده است و [[امت]] خود را از [[فتنهها]] برحذر میداشت. حتی روزی بهسوی [[خانه]] [[عایشه]] اشاره کرد و آن را جایگاه [[فتنه]] دانست<ref>ر.ک: صحیح بخاری، ج۳، ص۴۳.</ref>. یکبار نیز [[رسول خدا]]{{صل}} به [[زنان]] خویش گفته بود که مبادا یکی از شما همو باشد که سوار بر شتر میشود و سگهای حؤءب بر وی پارس میکنند<ref>ر.ک: انساب الاشراف، ج۲، ص۱۵۹-۱۶۰؛ تاریخ طبری، ج۴، ص۴۵۷، ۴۶۹؛ الفتوح، ج۲، ص۴۵۷-۴۵۸؛ مروج الذهب، ج۳، ص۱۰۲-۱۰۳.</ref>. | |||
برخی دیگر دلیل [[مخالفت]] را [[کینه]] شخصی میدانند که عایشه در [[ماجرای افک]] از [[امیرالمؤمنین]] به [[دل]] گرفته بود زیرا زمانی که [[پیامبر اکرم]]{{صل}} از علی{{ع}} در مورد عایشه نظرخواهی کرد، وی درحالیکه [[اتهام]] را نپذیرفت، سخنی هم در [[ستایش]] عایشه نگفت. | |||
از امیرالمؤمنین{{ع}} درباره انگیزههای کینه و [[دشمنی]] عایشه نسبت به او پرسیدند، فرمود: اموری سبب کینه او بر من شده است و حال آنکه من در هیچ مورد گناهی نداشتهام: پیامبر اکرم{{صل}} مرا بر پدر او [[برتری]] میداد. | |||
پیامبر اکرم{{صل}} هنگام [[عقد برادری]] مرا به [[برادری]] خود مخصوص کرد. پیامبر اکرم{{صل}} مقرر کرد درهای خانههای همه [[اصحاب]] که به [[مسجد]] گشوده میشد، بسته شود مگر در خانه من. | |||
[[روز]] [[جنگ خیبر]]، پیامبر اکرم{{صل}} نخست [[رایت]] [[جنگ]] را به پدر او سپرد ولی او در این مورد [[پایداری]] نکرد و گریخت. فردای آن روز رایت را به [[عمر بن خطاب]] داد و او هم پایداری نکرد و گریخت و پیامبر اکرم{{صل}} را این کار خوش نیامد و آشکارا و در حضور جمع فرمود: فردا رایت را به مردی خواهم داد که [[خدا]] و پیامبرش را [[دوست]] میدارد و خدا و پیامبرش هم او را دوست میدارند و او [[حمله]] کننده است و گریزنده نیست و باز نخواهد گشت تا [[خداوند]] به دست او فتح و [[پیروزی]] نصیب کند؛ و رایت را به من [[عنایت]] کرد و من چندان پایداری و [[شکیبایی]] کردم تا خداوند به دست من آن را گشود. | |||
پیامبر اکرم{{صل}} پدر او را برای [[ابلاغ سوره برائت]] گسیل داشت و به او دستور داد [[پیمان]] با [[مشرکان]] را [[لغو]] کند و او حرکت کرد، آنگاه خداوند به پیامبرش [[وحی]] کرد که او را برگرداند و [[آیات]] را از او بگیرد و به من [[تسلیم]] کند. | |||
[[عایشه]] بر [[خدیجه دختر خویلد]] [[خشمگین]] بود و او را خوش نمیداشت و میدانست که [[رسول الله]]{{صل}} بسیار به یاد [[خدیجه]] است و خاطره او را [[پاس]] میدارد و این موضوع هم بر او گران میآمد و این حالت او نسبت به [[فاطمه]] دختر خدیجه هم وجود داشت و مرا و فاطمه و خدیجه را [[دوست]] نمیداشت و بر ما [[کینه]] میورزید. | |||
چون به [[عایشه]] آن [[تهمت]] را زدند، [[پیامبر اکرم]]{{صل}} سخت آشفته و ناراحت شد و با من [[رایزنی]] کرد. من گفتم: ای [[رسول خدا]]! از بریره، [[کنیز]] عایشه، تحقیق کن؛ اگر چیزی بود او را رها کن که [[زنان]] بسیارند. او بر من [[خشم]] و کینه گرفت. به [[خدا]] [[سوگند]] که من بدی او را نخواستهام ولی برای خدا و رسول خدا{{صل}} [[خیرخواهی]] کردم و امور دیگری هم نظیر اینها که گفتم، بوده است. | |||
عایشه خود میگفت: همواره میان من و علی همان تباعد و نفرتی که میان [[زن]] و [[خویشاوندان]] شوهرش وجود دارد، وجود داشته است<ref>ر.ک: الجمل، ص۴۰۹-۴۱۳.</ref>. | |||
همه این موارد میتواند از [[دلایل]] [[مخالفت]] عایشه با [[امیرالمؤمنین]] باشد. | |||
عایشه در به وجود آمدن [[جنگ جمل]] نقش بسیار مهمی را ایفا کرد. اگر او پای در میدان نمینهاد و به [[خونخواهی عثمان]] برنمیخاست و چنان که [[خداوند]] او را فرموده است در [[خانه]] مینشست<ref>{{متن قرآن|وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَى وَأَقِمْنَ الصَّلَاةَ وَآتِينَ الزَّكَاةَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ}} «و در خانههایتان آرام گیرید و چون خویشآرایی دوره جاهلیت نخستین خویشآرایی مکنید و نماز بپا دارید و زکات بپردازید و از خداوند و فرستاده او فرمانبرداری کنید» سوره احزاب، آیه ۳۳.</ref>، [[طلحه]] و [[زبیر]] هرگز نمیتوانستند نیرویی فراهم آورند و با امیرالمؤمنین درافتند و [[نخستین مسلمان]] کشی را پس از [[رحلت رسول الله]]{{صل}} در حوزه [[اسلامی]] پدید آورند و آن اندازه کشته از دو [[لشکر]] برجای گذارند. البته نقش فرزند خواهرش [[عبدالله بن زبیر]] را هم نباید فراموش کرد که [[آتش]] افروز این [[جنگ]] بود و بیشترین تأثیر و نفوذ بر عایشه از جانب او بود. عبدالله که مردی جاهطلب و فزونخواه بود، در مخالفت و [[دشمنی]] با امیرالمؤمنین و فرزندانش چهرهای شناخته شده است<ref>ر.ک: شرح نهجالبلاغه، ج۴، ص۳۴۰؛ مروجالذهب، ج۱، ص۱۶۳.</ref>. چندین نوبت که عایشه قصد داشت از [[همراهی]] با مخالفان امام و حرکت بهسوی [[بصره]] خودداری کند، اصرار عبدالله و [[طلحه]] و [[زبیر]] مانع از تصمیم او شد<ref> [[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[زنان پیامبر اکرم و زنان با پیامبر اکرم (کتاب)|زنان پیامبر اکرم و زنان با پیامبر اکرم]]، ص ۷۴.</ref>. | |||
== پانویس == | == پانویس == | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||