جعدة بن هبیره مخزومی: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۲۲: خط ۲۲:
| مادر = [[ام هانی بنت ابی طالب]]   
| مادر = [[ام هانی بنت ابی طالب]]   
| همسر =  
| همسر =  
| پسر = [[عبدالله بن جعده بن هبیره]]  
| پسر = {{فهرست جعبه| [[عبدالله بن جعده بن هبیره]] | [[عقیل بن جعدة بن هبیره مخزومی]] | [[عون بن جعدة بن هبیره مخزومی]] }}
| دختر =   
| دختر =   
| خواهر =  
| خواهر =  
خط ۵۴: خط ۵۴:
}}
}}


'''جعدة بن هبيرة مخزومی''' پسر خواهر [[حضرت علی]] {{ع}} و از [[اصحاب]] و [[یاران]] باوفای آن حضرت بود. زمانی که [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} از [[جنگ جمل]] به [[کوفه]] وارد شد، در [[منزل]] او ساکن شد. حضرت پس از مدتی [[جعده]] را به [[خراسان]] فرستاده و پس از آنجام مأموریت از [[خراسان]] بازگشت و در [[کوفه]] ماند و همواره ملازم [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} بود.
'''جعدة بن هبيرة مخزومی''' پسر خواهر [[حضرت علی]]{{ع}} و از [[اصحاب]] و [[یاران]] باوفای آن حضرت بود. زمانی که [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} از [[جنگ جمل]] به [[کوفه]] وارد شد، در [[منزل]] او ساکن شد. حضرت پس از مدتی [[جعده]] را به [[خراسان]] فرستاده و پس از آنجام مأموریت از [[خراسان]] بازگشت و در [[کوفه]] ماند و همواره ملازم [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} بود.


== مقدمه ==
== مقدمه ==
جعدة بن هبيرة مخزومی پسر خواهر [[حضرت علی]] {{ع}} و مادرش [[ام هانی بنت ابی طالب]] و از [[اصحاب]] و [[یاران]] باوفای آن حضرت بود<ref>رجال طوسی، ص۳۷، ش۱۴؛ شرح ابن ابی الحدید، ج۱۰، ص۷۷ و اعیان الشیعه، ج۴، ص۷۷.</ref>.
جعدة بن هبيرة مخزومی پسر خواهر [[حضرت علی]]{{ع}} و مادرش [[ام هانی بنت ابی طالب]] و از [[اصحاب]] و [[یاران]] باوفای آن حضرت بود<ref>رجال طوسی، ص۳۷، ش۱۴؛ شرح ابن ابی الحدید، ج۱۰، ص۷۷ و اعیان الشیعه، ج۴، ص۷۷.</ref>.


جعدة بن هبيره یکی از پنج [[قریشی]] است که در خدمت [[حضرت امیر]] {{ع}} بود، و [[وفاداری]] خود را تا پای [[جان]] به [[ظهور]] رساند<ref>رجال کشی، ص۶۳، ح۱۱۱.</ref>.
جعدة بن هبيره یکی از پنج [[قریشی]] است که در خدمت [[حضرت امیر]]{{ع}} بود، و [[وفاداری]] خود را تا پای [[جان]] به [[ظهور]] رساند<ref>رجال کشی، ص۶۳، ح۱۱۱.</ref>.


او پس از [[هجرت به مدینه]]، مدتی در آنجا ماند و سپس در [[کوفه]] [[مسکن]] گرفت. و موقعی که [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} از [[جنگ جمل]] به [[کوفه]] وارد شد، در [[منزل]] او ساکن شد<ref>شرح ابن ابی الحدید، ج۳، ص۱۰۴.</ref>.
او پس از [[هجرت به مدینه]]، مدتی در آنجا ماند و سپس در [[کوفه]] [[مسکن]] گرفت. و موقعی که [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} از [[جنگ جمل]] به [[کوفه]] وارد شد، در [[منزل]] او ساکن شد<ref>شرح ابن ابی الحدید، ج۳، ص۱۰۴.</ref>.


حضرت پس از مدتی [[جعده]] را به [[خراسان]] فرستاده<ref>تهذيب التهذیب، ج۲، ص۴۸ و اعیان الشیعه، ج۴، ص۷۷.</ref> و پس از آنجام مأموریت از [[خراسان]] بازگشت و در [[کوفه]] ماند و همواره ملازم [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} بود. روزی حضرت می‌خواست سخنرانی کند، [[جعده]] سنگی گذاشت و حضرت در حالی که [[لباس]] پشمی به تن داشت و [[شمشیر]] خود را با لیف خرما حمایل کرده بود و پیشانی‌اش پینه بسته بود، بالای آن سنگ رفت و برای [[مردم]] سخنرانی کرد<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۸۲: {{عربی|الحمد لله الذي....}}.</ref>.<ref>[[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۱ (کتاب)|اصحاب امام علی ج۱]]، ص۳۰۱-۳۰۲؛ [[مهدی عباسی|عباسی، مهدی]]، [[جعده بن هبیره (مقاله)|مقاله «جعده بن هبیره»]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۴ (کتاب)| دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۴]]، ص۲۶۹-۲۷۰؛ [[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین ج۱ (کتاب)|سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین ج۱]]، ص ۵۲۰-۵۲۲.</ref>
حضرت پس از مدتی [[جعده]] را به [[خراسان]] فرستاده<ref>تهذيب التهذیب، ج۲، ص۴۸ و اعیان الشیعه، ج۴، ص۷۷.</ref> و پس از آنجام مأموریت از [[خراسان]] بازگشت و در [[کوفه]] ماند و همواره ملازم [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} بود. روزی حضرت می‌خواست سخنرانی کند، [[جعده]] سنگی گذاشت و حضرت در حالی که [[لباس]] پشمی به تن داشت و [[شمشیر]] خود را با لیف خرما حمایل کرده بود و پیشانی‌اش پینه بسته بود، بالای آن سنگ رفت و برای [[مردم]] سخنرانی کرد<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۸۲: {{عربی|الحمد لله الذي....}}.</ref>.<ref>[[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۱ (کتاب)|اصحاب امام علی ج۱]]، ص۳۰۱-۳۰۲؛ [[مهدی عباسی|عباسی، مهدی]]، [[جعده بن هبیره (مقاله)|مقاله «جعده بن هبیره»]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۴ (کتاب)| دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۴]]، ص۲۶۹-۲۷۰؛ [[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین ج۱ (کتاب)|سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین ج۱]]، ص ۵۲۰-۵۲۲.</ref>


== [[دلاوری]] جعده در [[جنگ صفین]] ==
== [[دلاوری]] جعده در [[جنگ صفین]] ==
خط ۷۴: خط ۷۴:
شعرای [[عرب]] از جمله [[نجاشی]] و شنّی در فحاشی عتبه به جعده و [[مبارزه]] این دو اشعاری سروده‌اند<ref>ر.ک: وقعة صفين، ص۴۶۲ - ۴۶۶ و شرح ابن ابی الحدید، ج۸ ص۹۷ - ۱۰۰.</ref>.<ref>[[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۱ (کتاب)|اصحاب امام علی]]، ج۱، ص۳۰۲-۳۰۳؛ [[مهدی عباسی|عباسی، مهدی]]، [[جعده بن هبیره (مقاله)|مقاله «جعده بن هبیره»]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۴ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۴]]، ص۲۷۲-۲۷۴؛ [[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین ج۱ (کتاب)|سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین ج۱]]، ص ۵۲۴-۵۲۷.</ref>
شعرای [[عرب]] از جمله [[نجاشی]] و شنّی در فحاشی عتبه به جعده و [[مبارزه]] این دو اشعاری سروده‌اند<ref>ر.ک: وقعة صفين، ص۴۶۲ - ۴۶۶ و شرح ابن ابی الحدید، ج۸ ص۹۷ - ۱۰۰.</ref>.<ref>[[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۱ (کتاب)|اصحاب امام علی]]، ج۱، ص۳۰۲-۳۰۳؛ [[مهدی عباسی|عباسی، مهدی]]، [[جعده بن هبیره (مقاله)|مقاله «جعده بن هبیره»]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۴ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۴]]، ص۲۷۲-۲۷۴؛ [[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین ج۱ (کتاب)|سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین ج۱]]، ص ۵۲۴-۵۲۷.</ref>


== [[محبت]] [[خاندان]] [[جعده]] به [[اهل بیت پیامبر]] {{صل}} ==
== [[محبت]] [[خاندان]] [[جعده]] به [[اهل بیت پیامبر]]{{صل}} ==
[[خاندان]] [[جعدة بن هبيره]] همواره از [[محبان]] و [[یاران]] [[اهل بیت پیامبر]] [[اسلام]] {{صل}} بودند و متقابلا على {{ع}} و فرزندانش آنان را مورد اعتماد خود می‌دانستند. لذا برای [[گمراهی]] [[بنی امیه]] از محل [[دفن]] [[حضرت علی]] {{ع}} در چند مورد [[قبر]] ساختند و یکی هم در [[خانه]] [[جعده]].
[[خاندان]] [[جعدة بن هبيره]] همواره از [[محبان]] و [[یاران]] [[اهل بیت پیامبر]] [[اسلام]]{{صل}} بودند و متقابلا على{{ع}} و فرزندانش آنان را مورد اعتماد خود می‌دانستند. لذا برای [[گمراهی]] [[بنی امیه]] از محل [[دفن]] [[حضرت علی]]{{ع}} در چند مورد [[قبر]] ساختند و یکی هم در [[خانه]] [[جعده]].


[[ابن ابی الحدید]] ذیل خطبه ۵۶ [[نهج البلاغه]] آورده است: شبی که [[امیرالمؤمنین علی]] {{ع}} به [[شهادت]] رسید، فرزندانش تصمیم گرفتند که مرقد مطهر آن حضرت را از [[بیم]] تعرض [[بنی امیه]] و [[خوارج]] پوشیده دارند، از این رو در همان شب [[دفن]]، [[مردم]] را در خصوص مزار او دچار تصورات گوناگون کردند. [[فرزندان]] [[امیرمؤمنان]] {{ع}} نخست تابوتی را که از آن بوی [[کافور]] برمی‌خاست بر شتر نری نهادند و با ریسمان‌ها [[استوار]] بستند و در [[تاریکی]] شب همراه تنی چند از افراد مورد اعتماد خویش آن را از [[کوفه]] بیرون فرستادند و خود شایع کردند که پیکر مطهر [[امیرمؤمنان]] {{ع}} را به [[مدینه]] می‌برند تا کنار مرقد [[فاطمه]] {{ع}} به خاک بسپارند.
[[ابن ابی الحدید]] ذیل خطبه ۵۶ [[نهج البلاغه]] آورده است: شبی که [[امیرالمؤمنین علی]]{{ع}} به [[شهادت]] رسید، فرزندانش تصمیم گرفتند که مرقد مطهر آن حضرت را از [[بیم]] تعرض [[بنی امیه]] و [[خوارج]] پوشیده دارند، از این رو در همان شب [[دفن]]، [[مردم]] را در خصوص مزار او دچار تصورات گوناگون کردند. [[فرزندان]] [[امیرمؤمنان]]{{ع}} نخست تابوتی را که از آن بوی [[کافور]] برمی‌خاست بر شتر نری نهادند و با ریسمان‌ها [[استوار]] بستند و در [[تاریکی]] شب همراه تنی چند از افراد مورد اعتماد خویش آن را از [[کوفه]] بیرون فرستادند و خود شایع کردند که پیکر مطهر [[امیرمؤمنان]]{{ع}} را به [[مدینه]] می‌برند تا کنار مرقد [[فاطمه]]{{ع}} به خاک بسپارند.


همچنین استری از [[منزل]] بیرون آوردند که بر آن شکل جنازه‌ای که در پارچه‌ای پیچیده بودند گذاشتند و چنین تصور می‌شد که می‌خواهند جنازه حضرت را در [[حیره]] به خاک بسپارند، و در آخر هم چند [[گور]] کندند یکی در [[مسجد کوفه]]، یکی کنار میدان [[قصر]] ـ ساختمان [[حکومتی]] ـ یکی در حجره‌ای از خانه‌های [[خاندان]] [[جعدة بن هبيرة مخزومی]] و یکی در کنار دیوار [[خانه]] [[عبدالله بن يزيد قسری]] و یکی در [[کناسه]] و یکی هم در ثويبة و بدین ترتیب محل آرام‌گاه آن [[امام]] غریب بر [[مردم]] پوشیده ماند و از محل [[دفن]] آن حضرت کسی جز [[فرزندان]] بزرگوار آن حضرت و برخی از [[یاران]] بسیار [[مخلص]] او [[آگاه]] نشدند. و [[سحرگاهان]] آن شب ـ بیست و یکم [[ماه رمضان]] ـ این جمع چند نفری پیکر [[شریف]] و [[مطهر]] حضرت را از [[کوفه]] بیرون بردند و در [[نجف]] و همان محلی که به [[غری]] معروف است بر طبق [[وصیت]] حضرت به خاک سپردند و بدین ترتیب محل [[دفن]] آن امام همام تا زمان [[حکومت]] [[هارون الرشید]] بر [[مردم]] پوشیده ماند<ref>شرح ابن ابی الحدید، ج۴، ص۸۱.</ref>.
همچنین استری از [[منزل]] بیرون آوردند که بر آن شکل جنازه‌ای که در پارچه‌ای پیچیده بودند گذاشتند و چنین تصور می‌شد که می‌خواهند جنازه حضرت را در [[حیره]] به خاک بسپارند، و در آخر هم چند [[گور]] کندند یکی در [[مسجد کوفه]]، یکی کنار میدان [[قصر]] ـ ساختمان [[حکومتی]] ـ یکی در حجره‌ای از خانه‌های [[خاندان]] [[جعدة بن هبيرة مخزومی]] و یکی در کنار دیوار [[خانه]] [[عبدالله بن يزيد قسری]] و یکی در [[کناسه]] و یکی هم در ثويبة و بدین ترتیب محل آرام‌گاه آن [[امام]] غریب بر [[مردم]] پوشیده ماند و از محل [[دفن]] آن حضرت کسی جز [[فرزندان]] بزرگوار آن حضرت و برخی از [[یاران]] بسیار [[مخلص]] او [[آگاه]] نشدند. و [[سحرگاهان]] آن شب ـ بیست و یکم [[ماه رمضان]] ـ این جمع چند نفری پیکر [[شریف]] و [[مطهر]] حضرت را از [[کوفه]] بیرون بردند و در [[نجف]] و همان محلی که به [[غری]] معروف است بر طبق [[وصیت]] حضرت به خاک سپردند و بدین ترتیب محل [[دفن]] آن امام همام تا زمان [[حکومت]] [[هارون الرشید]] بر [[مردم]] پوشیده ماند<ref>شرح ابن ابی الحدید، ج۴، ص۸۱.</ref>.


آری، [[جعده]] تا پایان [[عمر]] بابرکتش دست از [[محبت]] و [[اطاعت]] [[خاندان پیامبر]] {{ع}} برنداشت و همواره در خدمت آنان بود<ref>[[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۱ (کتاب)|اصحاب امام علی ج۱]]، ص۳۰۳-۳۰۴؛ [[مهدی عباسی|عباسی، مهدی]]، [[جعده بن هبیره (مقاله)|مقاله «جعده بن هبیره»]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۴ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۴]]، ص۲۷۶.</ref>.
آری، [[جعده]] تا پایان [[عمر]] بابرکتش دست از [[محبت]] و [[اطاعت]] [[خاندان پیامبر]]{{ع}} برنداشت و همواره در خدمت آنان بود<ref>[[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۱ (کتاب)|اصحاب امام علی ج۱]]، ص۳۰۳-۳۰۴؛ [[مهدی عباسی|عباسی، مهدی]]، [[جعده بن هبیره (مقاله)|مقاله «جعده بن هبیره»]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۴ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۴]]، ص۲۷۶.</ref>.


== [[دعوت]] از [[امام حسین]] {{ع}} ==
== [[دعوت]] از [[امام حسین]]{{ع}} ==
پس از [[شهادت]] امام علی {{ع}}، جعده که داماد وی بود، همچنان در [[کوفه]] سکونت گزید و طبق وصیت امام، صورت قبری در خانه وی ساخته شد تا علاوه بر ایجاد [[شک]] برای دشمنان، نام جعده بر سر زبان‌های [[مردم]] آن [[شهر]] باقی بماند و خانه او که روزی محل سکونت امام بود، هم چون پایگاهی برای [[مشتاقان]] [[علی]] {{ع}} در کوفه [[حفظ]] شود. بنابراین، [[پیروان]] و شیعیان علی{{ع}}، جعده را نماینده [[اهل بیت]] و حافظ [[اسرار]] خویش می‌دانستند و خواسته‌های خود را از طریق او به [[امام حسن]] {{ع}}و امام حسین {{ع}} بیان می‌کردند. از این رو، در [[زمان]] [[معاویه]] عده‌ای از [[شیعیان]] نزد جعده آمدند و از او خواستند تا نامه‌ای به [[حسین بن علی]] {{ع}} بنویسد و از آن حضرت بخواهد که بر ضد معاویه [[قیام]] کند.
پس از [[شهادت]] امام علی{{ع}}، جعده که داماد وی بود، همچنان در [[کوفه]] سکونت گزید و طبق وصیت امام، صورت قبری در خانه وی ساخته شد تا علاوه بر ایجاد [[شک]] برای دشمنان، نام جعده بر سر زبان‌های [[مردم]] آن [[شهر]] باقی بماند و خانه او که روزی محل سکونت امام بود، هم چون پایگاهی برای [[مشتاقان]] [[علی]]{{ع}} در کوفه [[حفظ]] شود. بنابراین، [[پیروان]] و شیعیان علی{{ع}}، جعده را نماینده [[اهل بیت]] و حافظ [[اسرار]] خویش می‌دانستند و خواسته‌های خود را از طریق او به [[امام حسن]]{{ع}}و امام حسین{{ع}} بیان می‌کردند. از این رو، در [[زمان]] [[معاویه]] عده‌ای از [[شیعیان]] نزد جعده آمدند و از او خواستند تا نامه‌ای به [[حسین بن علی]]{{ع}} بنویسد و از آن حضرت بخواهد که بر ضد معاویه [[قیام]] کند.


جعده نیز به نمایندگی از شیعیان، به امام حسین {{ع}} نوشت: "اما بعد؛ شیعیان شما در این جا [[دل]] و جانشان با [[امید]] به شما روشن است و هیچ کسی جز شما را پذیرا نیستند. نظر برادرت [[حسن]] {{ع}} را نیز در [[جنگ]] با معاویه شناخته‌اند و شما را هم در [[مهربانی]] با [[دوستان]] و [[استواری]] و تندی در برابر [[دشمنان]] و کوشش برای پیاده شدن امر [[خدا]] می‌شناسند. پس اگر می‌خواهی این [[حکومت]] را به دست گیری، به سوی ما بیا که همانا ما خود را برای [[شهادت]] همراه شما آماده کرده‌ایم".
جعده نیز به نمایندگی از شیعیان، به امام حسین{{ع}} نوشت: "اما بعد؛ شیعیان شما در این جا [[دل]] و جانشان با [[امید]] به شما روشن است و هیچ کسی جز شما را پذیرا نیستند. نظر برادرت [[حسن]]{{ع}} را نیز در [[جنگ]] با معاویه شناخته‌اند و شما را هم در [[مهربانی]] با [[دوستان]] و [[استواری]] و تندی در برابر [[دشمنان]] و کوشش برای پیاده شدن امر [[خدا]] می‌شناسند. پس اگر می‌خواهی این [[حکومت]] را به دست گیری، به سوی ما بیا که همانا ما خود را برای [[شهادت]] همراه شما آماده کرده‌ایم".


حضرت در پاسخ چنین نوشتند: ".... اما برادرم ([[حسن]])، من امیدوارم که [[خداوند]] او را موفق و کارش را محکم گرداند؛ اما امروز نظر من، [[قیام]] و [[مبارزه]] نیست. پس شما نیز حرکتی نکنید. خداوند شما را [[رحمت]] کند، در خانه‌های خود بنشینید و تا زمانی که [[معاویه]] زنده است، خود را از هر اتهامی [[حفظ]] کنید. پس اگر خدا حادثه [[مرگ]] او را پیش آورد و من زنده بودم، در نامه‌ای به شما نظرم را می‌نویسم"<ref>الاخبار الطوال، دینوری، ص۲۲۱.</ref>.
حضرت در پاسخ چنین نوشتند: ".... اما برادرم ([[حسن]])، من امیدوارم که [[خداوند]] او را موفق و کارش را محکم گرداند؛ اما امروز نظر من، [[قیام]] و [[مبارزه]] نیست. پس شما نیز حرکتی نکنید. خداوند شما را [[رحمت]] کند، در خانه‌های خود بنشینید و تا زمانی که [[معاویه]] زنده است، خود را از هر اتهامی [[حفظ]] کنید. پس اگر خدا حادثه [[مرگ]] او را پیش آورد و من زنده بودم، در نامه‌ای به شما نظرم را می‌نویسم"<ref>الاخبار الطوال، دینوری، ص۲۲۱.</ref>.


پس از شهادت امام حسن {{ع}} [[فرزندان]] [[جعده]] و دیگر [[شیعیان کوفه]] دور [[سلیمان]] صرد گرد آمدند و در نامه‌ای به [[امام حسین]] {{ع}} شهادت مظلومانه برادرش را به ایشان تسلیت گفتند و در پایان‌نامه اعلام کردند [[منتظر]] [[فرمان]] ایشان برای، مبارزه با دشمنان اهل بیت و گرفتن [[حق]] هستند. البته این بار نیز امام حسین {{ع}} در جواب، آنان را به [[صبر]] تا مرگ معاویه فرا خواندند<ref>تاریخ یعقوبی، یعقوبی، ج۲، ص۲۲۸.</ref>.<ref>[[مهدی عباسی|عباسی، مهدی]]، [[جعده بن هبیره (مقاله)|مقاله «جعده بن هبیره»]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۴ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۴]]، ص۲۷۶-۲۷۷.</ref>
پس از شهادت امام حسن{{ع}} [[فرزندان]] [[جعده]] و دیگر [[شیعیان کوفه]] دور [[سلیمان]] صرد گرد آمدند و در نامه‌ای به [[امام حسین]]{{ع}} شهادت مظلومانه برادرش را به ایشان تسلیت گفتند و در پایان‌نامه اعلام کردند [[منتظر]] [[فرمان]] ایشان برای، مبارزه با دشمنان اهل بیت و گرفتن [[حق]] هستند. البته این بار نیز امام حسین{{ع}} در جواب، آنان را به [[صبر]] تا مرگ معاویه فرا خواندند<ref>تاریخ یعقوبی، یعقوبی، ج۲، ص۲۲۸.</ref>.<ref>[[مهدی عباسی|عباسی، مهدی]]، [[جعده بن هبیره (مقاله)|مقاله «جعده بن هبیره»]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۴ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۴]]، ص۲۷۶-۲۷۷.</ref>


== سرانجام جعده ==
== سرانجام جعده ==
بعضی، رحلت جعده را در سال ۶۶ هجری دانسته و گفته‌اند؛ وی در [[زمان]] [[قیام امام حسین]] {{ع}} در [[کوفه]] بوده است؛ ولی درباره نبودن وی در این [[نهضت]] حرفی نزده‌اند. اما همان گونه که بیشتر مؤرخان نوشته‌اند، جعده در زمان معاویه در [[مدینه]] از [[دنیا]] رفت<ref>موسوعة طبقات فقهاء، جعفر سبحانی، ج۱، ص۳۱۳.</ref>.<ref>[[مهدی عباسی|عباسی، مهدی]]، [[جعده بن هبیره (مقاله)|مقاله «جعده بن هبیره»]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۴ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۴]]، ص۲۷۷.</ref>
بعضی، رحلت جعده را در سال ۶۶ هجری دانسته و گفته‌اند؛ وی در [[زمان]] [[قیام امام حسین]]{{ع}} در [[کوفه]] بوده است؛ ولی درباره نبودن وی در این [[نهضت]] حرفی نزده‌اند. اما همان گونه که بیشتر مؤرخان نوشته‌اند، جعده در زمان معاویه در [[مدینه]] از [[دنیا]] رفت<ref>موسوعة طبقات فقهاء، جعفر سبحانی، ج۱، ص۳۱۳.</ref>.<ref>[[مهدی عباسی|عباسی، مهدی]]، [[جعده بن هبیره (مقاله)|مقاله «جعده بن هبیره»]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۴ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۴]]، ص۲۷۷.</ref>


== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==
خط ۱۱۶: خط ۱۱۶:
{{پانویس}}
{{پانویس}}


[[رده:اعلام]]
[[رده:اصحاب امام علی]]
[[رده:اصحاب امام علی]]
[[رده:اعلام]]
[[رده:بنی‌مخزوم]]
[[رده:کارگزاران حکومت امام علی]]
[[رده:کارگزاران حکومت امام علی]]
۲۷٬۷۳۳

ویرایش