بحث:میمونه بنت حارث در تاریخ اسلامی: تفاوت میان نسخهها
بحث:میمونه بنت حارث در تاریخ اسلامی (نمایش مبدأ)
نسخهٔ ۱۶ آوریل ۲۰۲۶، ساعت ۱۳:۲۶
، پنجشنبهٔ ۱۳:۲۶←پانویس
(صفحهای تازه حاوی «== میمونه در دایره المعارف صحابه پیامبر == او دختر حارث بن حزن هلالی، خواهر امفضل و خواهر مادری اسماء بنت عمیس است. نام او بره بود و پیامبر {{صل}} او را میمونه نامید<ref>الطبقات الکبری، ابن سعد، ج۸، ص۱۳۷؛ الاستیعاب، ابن عبد البر، ج۴...» ایجاد کرد) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(←پانویس) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۶: | خط ۶: | ||
با توجه به [[پیمان]] قبلی رسول خدا {{صل}} با [[مردم]] مکه ایشان اجازه نداشت بیش از سه [[روز]] در مکه بماند، لذا زفاف با میمونه در مکه صورت نگرفت، بلکه پس از خارج شدن پیامبر {{صل}} از مکه و در اولین [[منزل]]، یعنی بیست و دو کیلومتری مکه و در محلی به نام سرف صورت گرفت<ref>المغازی، واقدی، ج۲، ص۷۴۰-۷۴۱؛ الطبقات الکبری، ابن سعد، ج۸، ص۱۳۲؛ المستدرک، حاکم نیشابوری، ج۴، ص۳۰.</ref> و پیامبر {{صل}} [[ولیمه]] [[عروسی]] داد<ref>السیرة النبویة، ابن هشام، ج۴، ص۱۴؛ فروع کافی، کلینی، ج۵، ص۳۶۸.</ref>. حادثه عجیب اینکه [[میمونه]] ۵۴ سال بعد ([[سال ۶۱ هجری]]) به [[حج]] رفت و در بازگشت از [[مکه]] در همین مکان در ۸۱ سالگی از [[دنیا]] رفت و [[ابن عباس]] بر او [[نماز]] گزارد و در همان قبهای که زفاف او با [[پیامبر]] {{صل}} صورت گرفته بود، به [[خاک]] سپرده شد<ref>تاریخ الاسلام، ذهبی، ج۴، ص۳۱۹؛ الاصابه، ابن حجر، ج۸، ص۳۲۴؛ سیر أعلام النبلاء، ذهبی، ج۲، ص۲۴۵.</ref>.<ref>[[حبیب عباسی|عباسی، حبیب]]، [[میمونه همسر رسول خدا (مقاله)|مقاله «میمونه همسر رسول خدا»]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۷ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ج۷، ص۳۷۱-۳۷۲.</ref> | با توجه به [[پیمان]] قبلی رسول خدا {{صل}} با [[مردم]] مکه ایشان اجازه نداشت بیش از سه [[روز]] در مکه بماند، لذا زفاف با میمونه در مکه صورت نگرفت، بلکه پس از خارج شدن پیامبر {{صل}} از مکه و در اولین [[منزل]]، یعنی بیست و دو کیلومتری مکه و در محلی به نام سرف صورت گرفت<ref>المغازی، واقدی، ج۲، ص۷۴۰-۷۴۱؛ الطبقات الکبری، ابن سعد، ج۸، ص۱۳۲؛ المستدرک، حاکم نیشابوری، ج۴، ص۳۰.</ref> و پیامبر {{صل}} [[ولیمه]] [[عروسی]] داد<ref>السیرة النبویة، ابن هشام، ج۴، ص۱۴؛ فروع کافی، کلینی، ج۵، ص۳۶۸.</ref>. حادثه عجیب اینکه [[میمونه]] ۵۴ سال بعد ([[سال ۶۱ هجری]]) به [[حج]] رفت و در بازگشت از [[مکه]] در همین مکان در ۸۱ سالگی از [[دنیا]] رفت و [[ابن عباس]] بر او [[نماز]] گزارد و در همان قبهای که زفاف او با [[پیامبر]] {{صل}} صورت گرفته بود، به [[خاک]] سپرده شد<ref>تاریخ الاسلام، ذهبی، ج۴، ص۳۱۹؛ الاصابه، ابن حجر، ج۸، ص۳۲۴؛ سیر أعلام النبلاء، ذهبی، ج۲، ص۲۴۵.</ref>.<ref>[[حبیب عباسی|عباسی، حبیب]]، [[میمونه همسر رسول خدا (مقاله)|مقاله «میمونه همسر رسول خدا»]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۷ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ج۷، ص۳۷۱-۳۷۲.</ref> | ||
== میمونه بنت حارث هلالیه == | |||
میمونه دختر [[حارث بن حزن هلالیه]]، [[امالمؤمنین]]، یکی از [[همسران پیامبر اکرم]]{{صل}} است. پدرش [[حارث بن حزن بن بجیر بن هزم]] از [[خاندان]] [[عامر بن صعصعه]] است. مادرش هند دختر [[عوف بن زهیر بن حارث بن حماطة بن جرش]] است، جرش را ابنجریش هم گفتهاند<ref>الطبقات الکبری، ج۸، ص۱۳۵؛ الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۴، ص۱۹۱۵؛ اسد الغابه، ج۶، ص۲۷۲.</ref>. | |||
[[میمونه]] نخست [[همسر]] [[مسعود بن عمرو بن عمیر ثقفی]] بود. سپس [[مسعود]] او را [[طلاق]] داد و همسر [[ابورهم بن عبدالعزی]] که از خاندان [[عامر بن لؤی]] بود، شد. پس از [[مرگ]] او، در [[ماه شوال]] [[سال هفتم هجری]] و هنگام [[عمرة القضاء]]<ref>عمرة القضاء: عمرهای که رسول خدا{{صل}} به جای عمرهای که در صلح حدیبیه از آن حضرت و یارانش قضا شده بود، همراه همه شرکتکنندگان در حدیبیه در ماه ذیالقعده سال هفتم هجری بجا آوردند.</ref>، [[عباس بن عبدالمطلب]] عموی پیامبر اکرم{{صل}}، میمونه را که [[خواهر]] تنی همسرش لبابه مکنّی به [[امالفضل]] بود، با مهر پانصد درهم به [[عقد]] [[رسول الله]]{{صل}} درآورد<ref>الطبقات الکبری، ج۸، ص۱۳۵؛ الاصابة فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۳۲۳؛ اسد الغابه، ج۶، ص۲۷۲.</ref>. | |||
این [[ازدواج]] در منطقه [[سرف]] روی داد که در ده مایلی [[مکه]] است<ref>ر.ک: معجم البلدان، (ذیل واژه).</ref>. | |||
نام اصلی میمونه، بره بوده و رسول الله{{صل}} آن را به میمونه [[تغییر]] داد<ref>الطبقات الکبری، ج۸، ص۱۴۰؛ الاصابة فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۳۲۲؛ الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۴، ص۱۹۱۶.</ref>. اصولاً [[پیامبر اکرم]]{{صل}} این نام را ناخوش میداشت. | |||
وی آخرین بانویی است که پیامبر اکرم{{صل}} [[تزویج]] کرد<ref>الطبقات الکبری، ج۸، ص۱۳۵؛ الاصابة فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۳۲۳.</ref>. | |||
بنا به نقل [[واقدی]] رسول الله{{صل}} پیش از آنکه برای [[عمره]] [[احرام]] ببندد، میمونه را برای خود عقد کرد و در منطقه سرف با او [[عروسی]] کرد<ref>الطبقات الکبری، ج۸، ص۱۳۶.</ref>. | |||
میمونه سه خواهر مادری داشت که پیامبر اکرم{{صل}} به نام اخوات [[مؤمنات]] از آنان یاد میکرد<ref>الطبقات الکبری، ج۸، ص۱۴۱؛ الاصابة فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۳۲۳؛ الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۴، ص۱۹۱۵. هند دختر عوف بن زهیر چهار دختر به نامهای اسماء، میمونه، سلمی و لبابه داشت که آنان را به ترتیب به نکاح جعفر بن ابیطالب، پیامبر اکرم{{صل}}، حمزه و عباس بن عبدالمطلب در آورده بود.</ref>. [[میمونه]] در [[مراسم حج]] تا هنگامی که [[رمی]] جمره [[عقبه]] را انجام میداد، {{متن حدیث|لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ}} میگفت<ref>الطبقات الکبری، ج۸، ص۱۴۲؛ اعلام النساء المؤمنات، ص۶۱۹.</ref>. او با روسری بزرگ و پیراهن بلند بدون اینکه روپوش دیگری بر تن کند، [[نماز]] میگزارد<ref>الطبقات الکبری، ج۸، ص۱۴۳.</ref>. | |||
[[پیامبر اکرم]]{{صل}} انجام دادن کار چوپانی را برای [[زنان]] تجویز میکرد. زمانی که میمونه زنی از کنیزان خود را [[آزاد]] کرد، آن حضرت به او فرمود: اگر او را به خانوادهات میدادی تا برایشان گوسفند بچراند، بهتر بود<ref>صحیح بخاری، ج۲، ص۲۳۴؛ الاصابة فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۱۵۷؛ المعجم الکبیر، ج۲۳، ص۴۳۸؛ ج۲۴.</ref>. | |||
[[رسول الله]]{{صل}} از درآمد [[خیبر]] به او نیز همچون دیگر همسرانش هشتاد شتروار خرما و بیست شتروار جو و گندم مقرر فرمود<ref>الطبقات الکبری، ج۸، ص۱۴۴.</ref>. | |||
میمونه از [[محبان]] امیرالمؤمنین علی{{ع}} بود و به پیامبر اکرم{{صل}} عرض کرد که من آموختهام که علی{{ع}} را به [[دوستی]] شما [[دوست]] بدارم. رسول الله{{صل}} فرمود: راست میگویی؛ زیرا [[خداوند]] [[قلب]] تو را با [[ایمان]] انباشته و [[امتحان]] کرده است<ref>تنقیح المقال، ج۳، ص۸۳؛ اعلام النساء المؤمنات، ص۶۲۰.</ref>. | |||
مامقانی در ادامه این [[حدیث]] مینویسد: این سخن رسول الله{{صل}} درباره میمونه، دلیل توثیق و اعتبار اوست؛ زیرا کسی را که خداوند [[دل]] او را با ایمان [[آزمایش]] کرده است، غیر از شخص [[عادل]] و صادقی نمیتواند باشد. | |||
[[طبرانی]] به سند خود از [[جری بن سمره]] نقل میکند که شخصی وارد [[مدینه]] شد و به [[خانه]] میمونه رفت. میمونه پرسید: از کجا میآیی؟ از [[کوفه]]. از کدام قبیلهای؟ از [[بنیعامر]] و چون [[فتنه]] [[مردم]] را دیدم، ترسیدم [[گمراه]] شوم. | |||
آیا با امیرالمؤمنین علی{{ع}} [[بیعت]] کردهای؟ آری! برگرد و از صف [[امیرالمؤمنین]] جدا مشو. به [[خدا]] قسم هر که با علی{{ع}} باشد، گمراه نخواهد شد<ref>المعجم الکبیر، ج۲۴، ص۲۶-۲۷؛ المستدرک علی الصحیحین، ج۴، ص۳۰؛ اعلام النساء المؤمنات، ص۶۳۰.</ref>. | |||
میمونه به سال ۶۱ هجری و در [[روزگار]] [[حکومت یزید بن معاویه]] پس از بازگشت از [[سفر حج]] در [[سرف]] درگذشت<ref>الطبقات الکبری، ج۸، ص۱۳۶؛ الاصابة فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۱۵۷؛ الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۴، ص۱۹۱۵؛ اسد الغابه، ج۶، ص۲۷۳.</ref>. | |||
او به هنگام [[وفات]] هشتاد و یا هشتاد و یک سال سن داشت و با آن حال زنی چابک بوده است. اگرچه گفته شده او آخرین کس از [[همسران]] [[رسول الله]]{{صل}} است که در گذشته است<ref>الطبقات الکبری، ج۸، ص۱۴۴؛ الاصابة فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۱۵۷.</ref>، اما بنا به قول معروف [[امسلمه]] آخرین [[همسر پیامبر اکرم]]{{صل}} بود که پس از [[شهادت امام حسین]]{{ع}} زنده بود و در سوگ او بسیار گریست و در اواخر سال ۶۱ و یا اوایل [[سال ۶۲ هجری]] در گذشته است<ref>المغازی، ج۱، ص۳۴۱؛ الطبقات الکبری، ج۴، ص۳۴۱؛ انساب الاشراف، ج۲، ص۳۶۲؛ تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۲۴۵-۲۴۶؛ سیر اعلام النبلاء، ج۲، ص۲۰۱-۲۰۲؛ الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۴، ص۱۹۲۱؛ صفة الصفوة، ج۲، ص۴۲.</ref>. | |||
بنا به روایتی [[تاریخ]] وفات میمونه [[سال ۵۱ هجری]] در [[زمان]] [[حکومت]] [[معاویة بن ابیسفیان]] بود<ref>الاصابة فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۳۲۴؛ الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۴، ص۱۹۱۸؛ اسد الغابه، ج۶، ص۲۷۴.</ref>. این قول قابل قبول میباشد. | |||
فرزند خواهرش [[ابنعباس]]، [[عبدالرحمان بن خالد بن ولید]] و [[یزید بن اصم]] و همچنین عبیدالله خولانی که از کوچکی در [[خانه]] آنان به سر میبرد، وارد [[قبر]] او شدند. ابنعباس بر جنازهاش [[نماز]] گزارد<ref>الطبقات الکبری، ج۸، ص۱۴۳؛ تاریخ طبری، ج۴، ص۱۲۹۵؛ الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۴، ص۱۹۱۸؛ اسد الغابه، ج۵، ص۵۵۰؛ نهایة الارب، ج۳، ص۱۶۹.</ref>. | |||
میمونه از راویان [[احادیث پیامبر اکرم]]{{صل}} است و هفتاد و شش [[حدیث]] از آن حضرت در باب [[غسل]] و مسائل مربوط به حیض و نفاس نقل کرده است. برخی از [[عالمان اهل سنت]] او را در زمره [[فقیهان]] آورده و رأی [[فقهی]] وی را گزارش کرده و گاه پذیرفتهاند<ref>برای نمونه: ر.ک: سیر اعلام النبلاء، ج۲، ص۲۰۳.</ref>. | |||
افرادی از جمله ابنعباس از او حدیث نقل کرده است. ابنعباس گوید: من و پسرخالهام [[خالد بن ولید]] در خدمت [[رسول خدا]]{{صل}} به [[خانه]] خالهام [[میمونه]] [[همسر]] [[رسول الله]]{{صل}} رفتیم، او ظرف شیری برای ما آورد. [[پیامبر اکرم]]{{صل}} مقداری از آن را نوشید و من در سمت راست آن حضرت نشسته بودم و خالد در سمت چپ نشسته بود. پیامبر اکرم{{صل}} ظرف شیر را به من داد و فرمود: نوبت [[نوشیدن]] توست و اگر خواستی چیزی هم به خالد بده. من گفتم: ای [[رسول خدا]]! من برای نوشیدن آنچه از شما باقی مانده است، هیچکس را بر خود ترجیح نمیدهم. آنگاه رسول خدا{{صل}} فرمود: به هرکس [[خداوند]] خوراکی ارزانی فرمود، باید بگوید: بار خدایا! در این [[خوراک]] ما را [[برکت]] ده و بهتر از آن به ما ارزانی فرمای؛ و به هر کس خداوند شیر عنایت کند، باید بگوید: خدایا! در این آشامیدنی برکت ده و از آن برای ما افزون کن! سپس فرمود: هیچچیز غیر از شیر، [[خوردن و آشامیدن]] را کفایت نمیکند<ref>شمائل النبی، ص۱۲۵-۱۲۶.</ref>.<ref> [[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[زنان پیامبر اکرم و زنان با پیامبر اکرم (کتاب)|زنان پیامبر اکرم و زنان با پیامبر اکرم]]، ص ۱۵۳.</ref> | |||
== پانویس == | == پانویس == | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||