پرش به محتوا

آیه والذی جاء بالصدق: تفاوت میان نسخه‌ها

خط ۷۱: خط ۷۱:


==== [[تعارض]] تفسیر مجاهد با تفسیر مشهور [[اهل سنت]] از [[آیه]] ====
==== [[تعارض]] تفسیر مجاهد با تفسیر مشهور [[اهل سنت]] از [[آیه]] ====
ابن تیمیه در ادامه، به عنوان معارض برای این تفسیر مجاهد، تفسیر دیگری در ذیل آیه از [[مفسران]] دیگر نقل می‌کند. وی می‌گوید: «وجه دوم اینکه این تفسیر با آنچه نزد مفسران از آن مشهورتر است تعارض دارد و آن اینکه [مراد از] {{متن قرآن|وَالَّذِی جَاءَ بِالصِّدْقِ}}محمّد و [مراد از] {{متن قرآن|وَالَّذِی جَاءَ بِالصِّدْقِ}} [[ابوبکر]] است و این سخن را گروهی گفته‌اند و [[طبری]] با اسناد [[روایت]] به علی آن را آورده است که گفت: مراد از «جاء به» محمّد و [مراد از] {{متن قرآن|وَصَدَّقَ بِهِ}} ابوبکر است و در این زمینه حکایتی وجود دارد که برخی از مفسران، از ابوبکر [[عبدالعزیز]] بن جعفر ([[غلام]] ابوبکر خلال) نقل می‌کنند که [[پرسش‌گری]] دربارۀ این آیه از وی سؤال کرد و او ـ یا برخی از حاضران ـ در پاسخ وی گفتند: دربارۀ ابوبکر نازل شده است. پرسش‌گر گفت: بلکه دربارۀ علی نازل شده باشد! ابوبکر بن جعفر گفت: ادامه {{متن قرآن| أُولَئِکَ هُمُ الْمُتَّقُونَ}}‌ تا سخن [[خداوند]] که فرمود {{متن قرآن|لِيُكَفِّرَ اللَّهُ عَنْهُمْ أَسْوَأَ الَّذِي عَمِلُوا}}. پس پرسش‌گر مبهوت شد!»<ref>{{عربی|الوجه الثانی: أنّ هذا معارض بما هو أشهر منه عند أهل التفسیر، وهو أنّ {{متن قرآن|وَالَّذِی جَاءَ بِالصِّدْقِ}}: محمّد، والذی {{متن قرآن| وَصَدَّقَ بِهِ}}: [[أبوبکر]]، فإنّ هذا یقوله طائفة، وذکره الطبری بإسناده إلی علیّ‌. قال: جاء به محمّد، وصدّق به [[أبوبکر]]. وفی هذا حکایة [[ذکرها]] بعضهم عن أبی [[بکر ]][[عبدالعزیز]] بن جعفر [[غلام]] أبی بکر الخلّال: أنّ سائلاً سأله عن هذه الآیة، فقال له هو ـ أو بعض الحاضرین ـ: نزلت فی أبی بکر، فقال السائل: بل فی علیّ؟ فقال أبوبکر بن جعفر: إقرأ ما بعدها: {{متن قرآن| أُولَئِکَ هُمُ الْمُتَّقُونَ}} ‌ إلی قوله {{متن قرآن|لِيُكَفِّرَ اللَّهُ عَنْهُمْ أَسْوَأَ الَّذِي عَمِلُوا}} الآیة، فبهت السائل}}، [[منهاج السنة]]، ج۷، ص۱۳۲-۱۳۳.</ref>
ابن تیمیه در ادامه، به عنوان معارض برای این تفسیر مجاهد، تفسیر دیگری در ذیل آیه از [[مفسران]] دیگر نقل می‌کند. وی می‌گوید: «وجه دوم اینکه این تفسیر با آنچه نزد مفسران از آن مشهورتر است تعارض دارد و آن اینکه [مراد از] {{متن قرآن|وَالَّذِي جَاءَ بِالصِّدْقِ}} محمّد و [مراد از] {{متن قرآن|وَالَّذِي جَاءَ بِالصِّدْقِ}} [[ابوبکر]] است و این سخن را گروهی گفته‌اند و [[طبری]] با اسناد [[روایت]] به علی آن را آورده است که گفت: مراد از «جاء به» محمّد و [مراد از] {{متن قرآن|وَصَدَّقَ بِهِ}} ابوبکر است و در این زمینه حکایتی وجود دارد که برخی از مفسران، از ابوبکر [[عبدالعزیز]] بن جعفر ([[غلام]] ابوبکر خلال) نقل می‌کنند که [[پرسش‌گری]] دربارۀ این آیه از وی سؤال کرد و او ـ یا برخی از حاضران ـ در پاسخ وی گفتند: دربارۀ ابوبکر نازل شده است. پرسش‌گر گفت: بلکه دربارۀ علی نازل شده باشد! ابوبکر بن جعفر گفت: ادامه {{متن قرآن| أُولَئِکَ هُمُ الْمُتَّقُونَ}}‌ تا سخن [[خداوند]] که فرمود {{متن قرآن|لِيُكَفِّرَ اللَّهُ عَنْهُمْ أَسْوَأَ الَّذِي عَمِلُوا}}. پس پرسش‌گر مبهوت شد!»<ref>{{عربی|الوجه الثانی: أنّ هذا معارض بما هو أشهر منه عند أهل التفسیر، وهو أنّ {{متن قرآن|وَالَّذِي جَاءَ بِالصِّدْقِ}}: محمّد، والذی {{متن قرآن|وَصَدَّقَ بِهِ}}: [[أبوبکر]]، فإنّ هذا یقوله طائفة، وذکره الطبری بإسناده إلی علیّ‌. قال: جاء به محمّد، وصدّق به [[أبوبکر]]. وفی هذا حکایة [[ذکرها]] بعضهم عن أبی [[بکر ]][[عبدالعزیز]] بن جعفر [[غلام]] أبی بکر الخلّال: أنّ سائلاً سأله عن هذه الآیة، فقال له هو ـ أو بعض الحاضرین ـ: نزلت فی أبی بکر، فقال السائل: بل فی علیّ؟ فقال أبوبکر بن جعفر: إقرأ ما بعدها: {{متن قرآن| أُولَئِکَ هُمُ الْمُتَّقُونَ}} ‌ إلی قوله {{متن قرآن|لِيُكَفِّرَ اللَّهُ عَنْهُمْ أَسْوَأَ الَّذِي عَمِلُوا}} الآیة، فبهت السائل}}، [[منهاج السنة]]، ج۷، ص۱۳۲-۱۳۳.</ref>


دنباله رو [[ابن تیمیه]] هیچ سخن جدیدی در این زمینه از خود ندارد و باز هم عیناً [[کلام]] پیشوای خود را [[تکرار]] می‌کند. وی می‌گوید: «و آنچه [[[سید]]] ذکر کرده با آنچه نزد [[مفسران]] مشهورتر از آن است [[تعارض]] دارد و آن اینکه [مراد از] {{متن قرآن|وَصَدَّقَ بِهِ}} [[ابوبکر صدیق]] است. [[ابن جریر]] و غیر او این را آورده‌اند و از ابوجعفر [[فقیه]] ـ غلام خلال ـ دربارۀ این [[آیۀ سؤال]] شد. وی گفت: این [[آیه]] دربارۀ [[ابوبکر]] نازل شده است. پرسش‌گر گفت: بلکه دربارۀ علی است. ابوجعفر فقیه گفت: آنچه را بعد از آن آمده بخوان. آن‌گاه تا آیۀ ۳۵ [[سوره زمر]] را خواند که {{متن قرآن|لِيُكَفِّرَ اللَّهُ عَنْهُمْ أَسْوَأَ الَّذِي عَمِلُوا}}. سپس گفت: علی از نظر تو [[معصوم]] است و گناهی ندارد، پس آنچه ([[خداوند]]) از او می‌پوشاند چیست‌؟ پس پرسش‌گر مبهوت شد»<ref>{{عربی|وما ذکر معارض بما هو أشهر عند المفسرین وهو: أنّ {{متن قرآن| وَصَدَّقَ بِهِ}} أبوبکر الصدّیق. ذکره ابن جریر وغیره. وقد سئل أبوجعفر الفقیه ـ غلام الخلّال ـ عن هذه الآیة، فقال: نزلت فی أبی‌بکر. فقال السائل: بل فی علی. فقال أبوجعفر الفقیه: إقرأ ما بعدها، فقرأ إلی قوله {{متن قرآن|لِيُكَفِّرَ اللَّهُ عَنْهُمْ أَسْوَأَ الَّذِي عَمِلُوا}}، فقال: علیّ عندک معصوم لاسیئة له، فما الذی یکفّر عنه‌؟! فبهت السائل!}}.</ref>.
دنباله رو [[ابن تیمیه]] هیچ سخن جدیدی در این زمینه از خود ندارد و باز هم عیناً [[کلام]] پیشوای خود را [[تکرار]] می‌کند. وی می‌گوید: «و آنچه [[[سید]]] ذکر کرده با آنچه نزد [[مفسران]] مشهورتر از آن است [[تعارض]] دارد و آن اینکه [مراد از] {{متن قرآن|وَصَدَّقَ بِهِ}} [[ابوبکر صدیق]] است. [[ابن جریر]] و غیر او این را آورده‌اند و از ابوجعفر [[فقیه]] ـ غلام خلال ـ دربارۀ این [[آیۀ سؤال]] شد. وی گفت: این [[آیه]] دربارۀ [[ابوبکر]] نازل شده است. پرسش‌گر گفت: بلکه دربارۀ علی است. ابوجعفر فقیه گفت: آنچه را بعد از آن آمده بخوان. آن‌گاه تا آیۀ ۳۵ [[سوره زمر]] را خواند که {{متن قرآن|لِيُكَفِّرَ اللَّهُ عَنْهُمْ أَسْوَأَ الَّذِي عَمِلُوا}}. سپس گفت: علی از نظر تو [[معصوم]] است و گناهی ندارد، پس آنچه ([[خداوند]]) از او می‌پوشاند چیست‌؟ پس پرسش‌گر مبهوت شد»<ref>{{عربی|وما ذکر معارض بما هو أشهر عند المفسرین وهو: أنّ {{متن قرآن| وَصَدَّقَ بِهِ}} أبوبکر الصدّیق. ذکره ابن جریر وغیره. وقد سئل أبوجعفر الفقیه ـ غلام الخلّال ـ عن هذه الآیة، فقال: نزلت فی أبی‌بکر. فقال السائل: بل فی علی. فقال أبوجعفر الفقیه: إقرأ ما بعدها، فقرأ إلی قوله {{متن قرآن|لِيُكَفِّرَ اللَّهُ عَنْهُمْ أَسْوَأَ الَّذِي عَمِلُوا}}، فقال: علیّ عندک معصوم لاسیئة له، فما الذی یکفّر عنه‌؟! فبهت السائل!}}.</ref>.
خط ۹۵: خط ۹۵:
حال اهل انصاف را به قضاوت می‌طلبیم و می‌پرسیم که آیا به راستی با استناد به سخن و روایت چنین شخصی، می‌توان ادّعا کرد تفسیر دیگری در ذیل آیه وجود دارد که با تفسیر مجاهد معارض است‌؟! آیا تفسیر نقل شده از مثل عبدالملک بن عمیر، یارای معارضه با تفسیر متفق علیه فریقین را دارد؟!
حال اهل انصاف را به قضاوت می‌طلبیم و می‌پرسیم که آیا به راستی با استناد به سخن و روایت چنین شخصی، می‌توان ادّعا کرد تفسیر دیگری در ذیل آیه وجود دارد که با تفسیر مجاهد معارض است‌؟! آیا تفسیر نقل شده از مثل عبدالملک بن عمیر، یارای معارضه با تفسیر متفق علیه فریقین را دارد؟!


'''3. نکته سوم''' این‌که ابن تیمیه و دنباله رو او ادّعا می‌کنند تفسیر منقول از عبدالملک بن عمیر، مشهورتر از تفسیر متفق علیه فریقین است. اما به راستی این چه تفسیر مشهوری است که طبری علی رغم ذکر آن به سند ضعیف، آن را ناصحیح دانسته و می‌نویسد: «از میان نظرهایی که در تفسیر آیه بیان شده است، صحیح آن است که منظور خداوند از این قول خود [که فرمود]: {{متن قرآن|وَ اَلَّذِی جاءَ بِالصِّدْقِ وَ صَدَّقَ بِهِ‌}}، همه کسانی هستند که به توحید خداوند و تصدیق رسول او و عمل به آنچه پیامبران الاهی به آن مبعوث شده و به تبعیت از او خوانده شده و به او ایمان آورده‌اند. به این بیان که گفته شود «صدق» همان قرآن و شهادت به [توحید است، یعنی شهادت به] این‌که خدایی جز اللّه نیست، و «تصدیق کننده» تمامی آفریدگان الاهی هستند که مؤمن به قرآنند، هر آن کس که موجود باشد، اعم از پیامبر خدا و پیروانش»<ref>{{عربی| والصواب من القول فی ذلک أن یقال: إنّ اللّه تعالی ذکره، عنی بقوله: {{متن قرآن|وَالَّذِی جَاءَ بِالصِّدْقِ وَصَدَّقَ بِهِ}} کلّ من دعا إلی توحید اللّه، وتصدیق رسوله، والعمل بما ابتعث به رسوله{{صل}} من بین رسل اللّه وأتباعه والمؤمنین به، وأن یقال: الصدق هو القرآن، وشهادة أن لا إله إلّا اللّه، والمصدّق به: المؤمنون بالقرآن من جمیع خلق اللّه، کائناً من کان، من نبیّ اللّه وأتباعه}}، تفسیر الطبری، ج۲۴، ص۶.</ref>.
'''3. نکته سوم''' این‌که ابن تیمیه و دنباله رو او ادّعا می‌کنند تفسیر منقول از عبدالملک بن عمیر، مشهورتر از تفسیر متفق علیه فریقین است. اما به راستی این چه تفسیر مشهوری است که طبری علی رغم ذکر آن به سند ضعیف، آن را ناصحیح دانسته و می‌نویسد: «از میان نظرهایی که در تفسیر آیه بیان شده است، صحیح آن است که منظور خداوند از این قول خود [که فرمود]: {{متن قرآن|وَالَّذِي جَاءَ بِالصِّدْقِ وَصَدَّقَ بِهِ}}، همه کسانی هستند که به توحید خداوند و تصدیق رسول او و عمل به آنچه پیامبران الاهی به آن مبعوث شده و به تبعیت از او خوانده شده و به او ایمان آورده‌اند. به این بیان که گفته شود «صدق» همان قرآن و شهادت به [توحید است، یعنی شهادت به] این‌که خدایی جز اللّه نیست، و «تصدیق کننده» تمامی آفریدگان الاهی هستند که مؤمن به قرآنند، هر آن کس که موجود باشد، اعم از پیامبر خدا و پیروانش»<ref>{{عربی| والصواب من القول فی ذلک أن یقال: إنّ اللّه تعالی ذکره، عنی بقوله: {{متن قرآن|وَالَّذِي جَاءَ بِالصِّدْقِ وَصَدَّقَ بِهِ}} کلّ من دعا إلی توحید اللّه، وتصدیق رسوله، والعمل بما ابتعث به رسوله{{صل}} من بین رسل اللّه وأتباعه والمؤمنین به، وأن یقال: الصدق هو القرآن، وشهادة أن لا إله إلّا اللّه، والمصدّق به: المؤمنون بالقرآن من جمیع خلق اللّه، کائناً من کان، من نبیّ اللّه وأتباعه}}، تفسیر الطبری، ج۲۴، ص۶.</ref>.


بنابراین، ابن تیمیه و پیرو او ادّعا می‌کنند که آن تفسیر، مشهورتر از تفسیر متفقٌ علیه فریقین است در حالی که از سوی طبری دنباله‌رو ابن تیمیه «شیخ المفسرین» پذیرفته نشده است.
بنابراین، ابن تیمیه و پیرو او ادّعا می‌کنند که آن تفسیر، مشهورتر از تفسیر متفقٌ علیه فریقین است در حالی که از سوی طبری دنباله‌رو ابن تیمیه «شیخ المفسرین» پذیرفته نشده است.
خط ۱۰۱: خط ۱۰۱:
اما دربارۀ حکایتی که ابن تیمیه از «عبدالعزیز بن جعفر»، غلام ابی بکر خلال نقل می‌کند<ref>دنباله رو او نیز عیناً آن حکایت را تکرار کرده و تنها نام «عبدالعزیز» را به اشتباه کنیه «ابوجعفر» ذکر کرده است! </ref>. نیز دو نکته در خور توجه است:
اما دربارۀ حکایتی که ابن تیمیه از «عبدالعزیز بن جعفر»، غلام ابی بکر خلال نقل می‌کند<ref>دنباله رو او نیز عیناً آن حکایت را تکرار کرده و تنها نام «عبدالعزیز» را به اشتباه کنیه «ابوجعفر» ذکر کرده است! </ref>. نیز دو نکته در خور توجه است:


نخست این‌که از سیاق داستان معلوم می‌شود پرسش‌گری که از غلام ابوبکر خلال دربارۀ تفسیر آیه پرسیده سنی بوده است و این نشان می‌دهد که قول به نزول آیه دربارۀ حضرت امیرالمؤمنین{{ع}} در میان سنیان هم مشهور بوده است؛ از این رو غلام ابوبکر خلال با پاسخی که به وی داده، می‌خواسته او را از این نظر منصرف سازد. وی با استناد به آیۀ شریف {{متن قرآن|لِيُكَفِّرَ اللَّهُ عَنْهُمْ}} یادآور می‌شود که از امیرالمؤمنین{{ع}} عمل زشتی صادر نشده و نمی‌شود تا خداوند آن را پاک کند؛ از این رو نتیجه می‌گیرد که آیۀ {{متن قرآن|وَالَّذِی جَاءَ بِالصِّدْقِ وَصَدَّقَ بِهِ}} دربارۀ امیرالمؤمنین{{ع}} نیست.
نخست این‌که از سیاق داستان معلوم می‌شود پرسش‌گری که از غلام ابوبکر خلال دربارۀ تفسیر آیه پرسیده سنی بوده است و این نشان می‌دهد که قول به نزول آیه دربارۀ حضرت امیرالمؤمنین{{ع}} در میان سنیان هم مشهور بوده است؛ از این رو غلام ابوبکر خلال با پاسخی که به وی داده، می‌خواسته او را از این نظر منصرف سازد. وی با استناد به آیۀ شریف {{متن قرآن|لِيُكَفِّرَ اللَّهُ عَنْهُمْ}} یادآور می‌شود که از امیرالمؤمنین{{ع}} عمل زشتی صادر نشده و نمی‌شود تا خداوند آن را پاک کند؛ از این رو نتیجه می‌گیرد که آیۀ {{متن قرآن|وَالَّذِي جَاءَ بِالصِّدْقِ وَصَدَّقَ بِهِ}} دربارۀ امیرالمؤمنین{{ع}} نیست.


در پاسخ به این شبهه باید گفت اگر {{متن قرآن|لِيُكَفِّرَ اللَّهُ عَنْهُمْ}} ناظر به {{متن قرآن|وَ صَدَّقَ بِهِ}}‌ باشد، شامل {{متن قرآن|اَلَّذِی جاءَ بِالصِّدْقِ‌}} نیز خواهد بود و در این‌که مراد از {{متن قرآن|اَلَّذِی جاءَ بِالصِّدْقِ‌}} رسول خدا{{صل}} است هیچ اختلافی وجود ندارد و مسلم است که از رسول خدا{{صل}} نیز هرگز عمل زشتی صادر نشده و نمی‌شود تا خداوند آن را پاک کند. در نتیجه هر توضیحی که دربارۀ رسول خدا{{صل}} داده شود، دربارۀ امیرالمؤمنین{{ع}} نیز صادق خواهد بود. آیات دیگری هم نظیر این آیه دربارۀ رسول خدا{{صل}} وجود دارد. به عنوان مثال خدای متعال در آیۀ دوم از سوره مبارک فتح، خطاب به پیامبر اکرم{{صل}} می‌فرماید: {{متن قرآن|لِیَغْفِرَ لَکَ اللَّهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِکَ وَمَا تَأَخَّرَ}}<ref>«تا خداوند گناه پیشین و پسین  تو را بیامرزد و نعمت خود را بر تو تمام گرداند و تو را به راهی راست رهنمون گردد» سوره فتح، آیه ۲.</ref>.
در پاسخ به این شبهه باید گفت اگر {{متن قرآن|لِيُكَفِّرَ اللَّهُ عَنْهُمْ}} ناظر به {{متن قرآن|وَ صَدَّقَ بِهِ}}‌ باشد، شامل {{متن قرآن|وَالَّذِي جَاءَ بِالصِّدْقِ}} نیز خواهد بود و در این‌که مراد از {{متن قرآن|وَالَّذِي جَاءَ بِالصِّدْقِ}} رسول خدا{{صل}} است هیچ اختلافی وجود ندارد و مسلم است که از رسول خدا{{صل}} نیز هرگز عمل زشتی صادر نشده و نمی‌شود تا خداوند آن را پاک کند. در نتیجه هر توضیحی که دربارۀ رسول خدا{{صل}} داده شود، دربارۀ امیرالمؤمنین{{ع}} نیز صادق خواهد بود. آیات دیگری هم نظیر این آیه دربارۀ رسول خدا{{صل}} وجود دارد. به عنوان مثال خدای متعال در آیۀ دوم از سوره مبارک فتح، خطاب به پیامبر اکرم{{صل}} می‌فرماید: {{متن قرآن|لِیَغْفِرَ لَکَ اللَّهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِکَ وَمَا تَأَخَّرَ}}<ref>«تا خداوند گناه پیشین و پسین  تو را بیامرزد و نعمت خود را بر تو تمام گرداند و تو را به راهی راست رهنمون گردد» سوره فتح، آیه ۲.</ref>.


روشن است این معنا با عصمت رسول خدا{{صل}} ناسازگار است، پس به ناچار باید گفت که معنای این آیات غیر از آن چیزی است که امثال ابن تیمیه و پیروانش می‌فهمند و یک وجه صحیح محتمل آن است که گفته شود منظور از {{متن قرآن|الذَّنْبِ}} ‌ و {{متن قرآن|أَسْوَأَ الَّذِی عَمِلُوا}} و تعابیر این چنینی، گناه و امور حرام نیست، بلکه منظور اموری است که مخالفان آنها را گناه یا ناپسند می‌شمارند.
روشن است این معنا با عصمت رسول خدا{{صل}} ناسازگار است، پس به ناچار باید گفت که معنای این آیات غیر از آن چیزی است که امثال ابن تیمیه و پیروانش می‌فهمند و یک وجه صحیح محتمل آن است که گفته شود منظور از {{متن قرآن|الذَّنْبِ}} ‌ و {{متن قرآن|أَسْوَأَ الَّذِی عَمِلُوا}} و تعابیر این چنینی، گناه و امور حرام نیست، بلکه منظور اموری است که مخالفان آنها را گناه یا ناپسند می‌شمارند.
خط ۱۱۳: خط ۱۱۳:
مرحوم شیخ طوسی نیز در أمالی خود، از امیرالمؤمنین{{ع}} حدیثی نقل می‌کند که دربارۀ این آیۀ شریف فرمودند: «[مراد از] صدق ولایت ما اهل بیت است»<ref>{{عربی|الصدّق ولایتنا أهل البیت}}، الأمالی، ص ۳۶۴، ح۷۶۶. همچنین ر.ک: مناقب آل أبی‌طالب، ج۲، ص۲۸۸.</ref>.
مرحوم شیخ طوسی نیز در أمالی خود، از امیرالمؤمنین{{ع}} حدیثی نقل می‌کند که دربارۀ این آیۀ شریف فرمودند: «[مراد از] صدق ولایت ما اهل بیت است»<ref>{{عربی|الصدّق ولایتنا أهل البیت}}، الأمالی، ص ۳۶۴، ح۷۶۶. همچنین ر.ک: مناقب آل أبی‌طالب، ج۲، ص۲۸۸.</ref>.


بر این اساس می‌توان گفت که مراد خداوند از {{متن قرآن|اَلَّذِی جاءَ بِالصِّدْقِ‌}} در آیۀ مورد بحث، حضرت رسول اکرم{{صل}} است که پیام ولایت حضرت امیرالمؤمنین{{ع}} را از سوی خداوند برای مردم آورده است. البته تفسیر {{متن قرآن|اَلَّذِی جاءَ بِالصِّدْقِ‌}} به قرآن نیز با این معنا هیچ منافاتی ندارد و کاملا سازگار است. مراد از {{متن قرآن|صدّق به}} نیز کسی است که ولایت حضرت امیرالمؤمنین{{ع}} را تصدیق می‌کند و می‌پذیرد.
بر این اساس می‌توان گفت که مراد خداوند از {{متن قرآن|وَالَّذِي جَاءَ بِالصِّدْقِ}} در آیۀ مورد بحث، حضرت رسول اکرم{{صل}} است که پیام ولایت حضرت امیرالمؤمنین{{ع}} را از سوی خداوند برای مردم آورده است. البته تفسیر {{متن قرآن|وَالَّذِي جَاءَ بِالصِّدْقِ}} به قرآن نیز با این معنا هیچ منافاتی ندارد و کاملا سازگار است. مراد از {{متن قرآن|صدّق به}} نیز کسی است که ولایت حضرت امیرالمؤمنین{{ع}} را تصدیق می‌کند و می‌پذیرد.


از آنجا که این معنا برای صدق بسیار مشهور بوده است، از این رو سنیان ناگزیر از ذکر آن بوده‌اند و چون نمی‌خواستند ولایت امیرالمؤمنین{{ع}} مطرح شود، به همین جهت تفسیر آیه را به صورت مبهم بیان کرده‌اند. اگر این احتمال صحیح باشد، در این صورت معنای آیه روشن‌تر خواهد بود، یعنی مراد از «صدق» در آیۀ ولایت امیرالمؤمنین{{ع}} است که قرآن و آورنده آن پیام ولایت آن حضرت را از سوی خداوند سبحان برای مردم آورده‌اند و مراد از «الذی صدق به»، تصدیق کنندگان ولایت الهی امیرالمؤمنین{{ع}} خواهند بود و در نتیجه مرجع ضمیر در {{متن قرآن|لِيُكَفِّرَ اللَّهُ عَنْهُمْ}} نیز شیعیان و کسانی خواهند بود که در برابر ولایت امیرالمؤمنین{{ع}} و پیام الهی رسول خدا{{صل}} تسلیم شده و آن را پذیرفته‌اند و خداوند نیز در ازای این تسلیم و پذیرش، سایر اعمال زشتی که ممکن است از آنها سر زند را از بین می‌برد<ref>سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۶، ص۲۲8-۲۲2.</ref>.
از آنجا که این معنا برای صدق بسیار مشهور بوده است، از این رو سنیان ناگزیر از ذکر آن بوده‌اند و چون نمی‌خواستند ولایت امیرالمؤمنین{{ع}} مطرح شود، به همین جهت تفسیر آیه را به صورت مبهم بیان کرده‌اند. اگر این احتمال صحیح باشد، در این صورت معنای آیه روشن‌تر خواهد بود، یعنی مراد از «صدق» در آیۀ ولایت امیرالمؤمنین{{ع}} است که قرآن و آورنده آن پیام ولایت آن حضرت را از سوی خداوند سبحان برای مردم آورده‌اند و مراد از «الذی صدق به»، تصدیق کنندگان ولایت الهی امیرالمؤمنین{{ع}} خواهند بود و در نتیجه مرجع ضمیر در {{متن قرآن|لِيُكَفِّرَ اللَّهُ عَنْهُمْ}} نیز شیعیان و کسانی خواهند بود که در برابر ولایت امیرالمؤمنین{{ع}} و پیام الهی رسول خدا{{صل}} تسلیم شده و آن را پذیرفته‌اند و خداوند نیز در ازای این تسلیم و پذیرش، سایر اعمال زشتی که ممکن است از آنها سر زند را از بین می‌برد<ref>سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۶، ص۲۲8-۲۲2.</ref>.
۱۵٬۲۷۸

ویرایش