حبابه والبیه: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش
(←پانویس) |
بدون خلاصۀ ویرایش برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۴۹: | خط ۴۹: | ||
}} | }} | ||
از | == مقدمه == | ||
حَبابه دختر جعفر اسدی از طایفۀ بنی والبه وابسته به قبیلۀ [[بنیاسد]]، معروف به حبابة والبیه<ref>الانساب، ج۵، ص۵۶۸؛ اعلام الوری باعلام الهدی، ج۲، ص۱۴۰؛ الثاقب فی المناقب، ص۵۶۲؛ تراجم اعلام النساء، ج۲، ص۶؛ اعیان الشیعه، ج۴، ص۳۸۳.</ref> کنیهاش [[ام الندی]] به قولی [[ام البراء]] یا [[ام غانم]]<ref>اعلام الوری باعلام الهدی، ج۲، ص۱۴۰؛ الثاقب فی المناقب، ص۵۶۲؛ تراجم اعلام النساء، ج۲، ص۶؛ أعیان الشیعه، ج۴، ص۳۸۳.</ref> و یکی از [[زنان]] مورد وثوق و [[احترام]] [[قبیله]] خود و مورد علاقه [[خاندان پیامبر اسلام]] {{صل}} بوده است. | |||
او [[حضرت علی]]، [[امام حسن]] و [[امام حسین]] {{عم}} را [[درک]] کرد و روایاتی نیز از آنان [[نقل]] نمود و چون عمرش بسیار طولانی بود در سن ۱۱۳ سالگی با [[امام سجاد]] {{ع}} [[ملاقات]] کرد و حتی به [[نقلی]] خدمت [[امام باقر]]، [[امام صادق]] و [[امام کاظم]] {{عم}} شرفیاب شد و نُه ماه پس از ملاقات با [[امام رضا]] {{ع}} از [[دنیا]] رفت<ref>ر.ک: اصول کافی، ج۶، کتاب الحجة، ص۳۴۶؛ ترجم اعلام النساء، ج۲، ص۶؛ اعیان الشیعه، ج۴، ص۳۸۳؛ رجال طوسی، ص۶۷ و ۱۴۲.</ref>. [[امام هشتم]] {{ع}} به سبب علاقهای که به این بانوی سالخورده و مکرمه داشت، پیراهن [[مبارک]] خود را برای کفن او داد<ref>اعیان الشیعه، ج۴، ص۳۸۳.</ref>.<ref>[[سید اصغر ناظمزاده|ناظمزاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۲ (کتاب)|اصحاب امام علی ج۲]]، ص۱۴۰۹-۱۴۹۱؛ [[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین (کتاب)|زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین]]، ص ۱۸۵.</ref> | |||
==حبابه | == دعای امام {{ع}} و شفای [[حبابه]] == | ||
حبابه | [[اسحاق بن عمار]] به [[نقل]] از [[حبابه]] میگوید: من گرفتار [[بیماری]] برص شده بودم، [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} [[دست]] مبارکش را بر محل زخم گذاشت و [[دعا]] کرد و همین طور که [[دعا]] میکرد، دستش را از زحم برداشت [[خداوند]] [[بیماری]] برص را از من برطرف کرد و بهبودی یافتم. بعد [[امام]] {{ع}} به من فرمود: "ای [[حبابه]]، هیچ کس از این [[امت]] جز خود ما و شیعیانمان بر [[دین حنیف]] [[ابراهیم]] نیست و سایر [[مردم]] از [[دین حنیف]] [[ابراهیم]] دور هستند"<ref>{{متن حدیث|يَا حَبَابَةُ إِنَّهُ لَيْسَ أَحَدٌ عَلَى مِلَّةِ إِبْرَاهِيمَ فِي هَذِهِ اَلْأُمَّةِ غَيْرُنَا وَ غَيْرُ شِيعَتِنَا وَ مَنْ سِوَاهُمْ مِنْهَا بِرَاءٌ}}؛ رجال کشی، ص۱۱۵؛ تراجم اعلام النساء، ج۲، ص۶.</ref>.<ref>[[سید اصغر ناظمزاده|ناظمزاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۲ (کتاب)|اصحاب امام علی ج۲]]، ص۱۴۹۱؛ [[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین (کتاب)|زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین]]، ص ۱۸۵.</ref> | ||
== [[حبابه]] و [[حدیثی]] در [[امامت]] [[معصومین]] {{عم}} == | |||
[[حبابه والبیه]] میگوید: روزی [[امیرالمؤمنین علی]] {{ع}} را در محل [[شرطه الخمیس]] دیدم که تازیانه دو سری به دست داشت و با آن فروشندگان ماهی جری، مار ماهی و زمار (ماهیهای حرامگوشت بدون [[فلس]]) را میزد و میفرمود: "ای فروشندگان [[مسخ]] شدههای بنیاسرائیل و سپاهیان بنیمروان" | |||
[[فرات بن احنف]] گفت: "[[لشکریان]] [[بنیمروان]] چه کسانیاند؟ آن حضرت فرمود: "مردمی بودند که ریشها را میتراشیدند و سبیلها را تاب میدادند و آنها [[مسخ]] شدند". | |||
[[حبابه والبیه]] گوید: گویندهای خوش بیانتر از [[علی]] {{ع}} ندیدم؛ پس به دنبال حضرت به راه افتادم تا اینکه در جلو [[مسجد]] نشست؛ پس گفتم: خدای تو را [[رحمت]] کند!؟ [[دلیل]] [[امامت]] چیست. | |||
فرمود: "آن سنگ ریزه را بیاور" و با دست به سنگریزهای اشاره کرد؛ آن را آوردم و آن حضرت با خاتمش آن را مُهر کرد و به من داد و فرمود: "[[حبابه والبیه]]! اگر کسی [[ادعای امامت]] کرد و توانست چنانکه دیدی، این سنگ را مهر کند، بدان که او [[امام]] است و [[اطاعت]] او [[واجب]]؛ به علاوه از او چیزی پوشیده نیست". | |||
[[حبابه والبیه]] گوید: من آن سنگریزه را با خود داشتم تا وقتی که [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} [[شهید]] شد، پس نزد [[امام حسن]] {{ع}} رفتم، زمانی که بر مسند [[امیر المؤمنین]] نشسته بود و [[مردم]] از او سؤال میپرسیدند؛ پس به من فرمود: "[[حبابه والبیه]]! بیاور آنچه را که با خود داری"؛ پس من سنگریزه را به آن حضرت دادم و [[امام حسن]] {{ع}} بر آن مُهر کرد، چنان که [[امیر المؤمنین]] {{ع}} مُهر کرده بود؛ سپس در [[مسجد]] [[رسول اکرم]] {{صل}} نزد [[امام حسین]] {{ع}}<ref>طبق حدیث حبابه والبیه، امامت سید الشهداء و امامت او بعد از برادرش، ثابت و مسلم است (اعلام الوری باعلام الهدی، طبرسی، ص۲۱۷).</ref> رفتم و ایشان مرا پیش خواند و مرحبا گفت و فرمود: "آیا [[دلیل]] [[امامت]] را میخواهی؟" گفتم: آری، آقای من؛ فرمود: "آنچه را با خود داری بیاور! پس سنگریزه را به آن حضرت دادم و او هم بر آن مُهر نهاد؛ بعدها نزد [[علی بن الحسین]] {{ع}} رفتم، در حالی که به خاطر [[پیری]] رعشه مرا فرا گرفته بود؛ چون که [[صد]] و سیزده سال از عمرم گذشته بود؛ پس [[امام سجاد]] {{ع}} را در حال [[رکوع]] و [[سجود]] دیدم و از دریافت [[نشانه امامت]] [[مأیوس]] شدم؛ اما آن حضرت با انگشت سبابه به من اشاره کرد و جوانیم بازگشت؛ سپس فرمود: "آنچه همراه داری، بیاور!" سنگریزه را به ایشان تقدیم کردم و ایشان هم بر آن مُهر کرد؛ پس از [[شهادت]] ایشان آن سنگریزه را به [[امام باقر]] {{ع}} دادم و آن حضرت هم آن را مُهر کرد؛ سپس بعدها که آن را به نزد [[امام صادق]] و [[امام]] [[موسی بن جعفر]] و [[امام رضا]] {{عم}} بردم، آنها هم آن را مُهر کردند؛ [[محمد بن هشام]] میگوید: [[حبابه والبیه]] شش ماه پس از آن قضیه هم زنده بود<ref>اصول کافی، کلینی، ج۱، ص۳۴۶-۳۴۷؛ کمال الدین و تمام النعمه، شیخ صدوق، ج۲، ص۵۳۵-۵۳۷؛ اعلام الوری باعلام الهدی، طبرسی، ص۲۰۹- ۲۱۰ (با تلخیص)؛ کشف الغمه فی معرفه الائمه، اربلی، ج۲، ص۵۳۵-۵۳۶؛ قاموس الرجال، شوشتری، ج۱۲، ص۲۳۱-۲۳۲.</ref>.<ref>[[عبدالرضا عسکری|عسکری، عبدالرضا]]، [[حبابه والبیه (مقاله)|مقاله «حبابه والبیه»]]، [[اصحاب امام حسن مجتبی (کتاب)| اصحاب امام حسن مجتبی]]، ص ۲۵۸-۲۶۲؛ [[سید اصغر ناظمزاده|ناظمزاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۲ (کتاب)|اصحاب امام علی ج۲]]، ص۱۴۹۰-۱۴۹۲؛ [[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین (کتاب)|زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین]]، ص ۱۸۵؛ [[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص ۲۶۶.</ref> | |||
== [[حبابه والبیه|حبابه]]؛ از یاوران امام زمان {{ع}} == | |||
[[مفضل بن عمر]] گوید: از [[امام صادق]] {{ع}} شنیدم که میفرمود: "سیزده [[زن]] با [[قائم]] {{ع}} در هنگام [[ظهور]] هستند"؛ گفتم: چه کاری انجام خواهند داد؟ فرمود: "رسیدگی به امور مجروحان و مریضها"؛ گفتم: آنها را برایم نام میبرید؟ فرمود: "[[قنواء]] دختر [[رشید]]؛ [[ام ایمن]]؛ [[حبابه والبیه]]؛ [[سمیه]] مادر [[عمار بن یاسر]]؛ [[زبیده]]؛ [[ام خالد]]؛ [[احمسیه]]؛ [[ام سعید حنفیه]]؛ [[صبانه]] آرایشگر و [[ام خالد جهنیه]]"<ref>دلائل الإمامة، طبری، ص۴۸۴. البته در این روایت نام بیش از ۹ نفر نیامده است. نیلی نجفی در ذیل این روایت نوشته است: ظاهرا چهار نفر دیگر، آسیة بنت مزاحم، سارة، مریم بنت عمران، و کلثوم بنت عمران، خواهر موسی بن عمران هستند که به دلیل معروفیت، نامشان نیامده است. (سرور أهل الإیمان فی علامات ظهور صاحب الزمان، ص۱۱۵).</ref>.<ref>[[عبدالرضا عسکری|عسکری، عبدالرضا]]، [[حبابه والبیه (مقاله)|مقاله «حبابه والبیه»]]، [[اصحاب امام حسن مجتبی (کتاب)| اصحاب امام حسن مجتبی]]، ص ۲۶۶-۲۶۷.</ref> | |||
== پرسشهای وابسته == | == پرسشهای وابسته == | ||