حکیمه بنت محمد بن علی الجواد: تفاوت میان نسخهها
←آشنایی اجمالی
(صفحهای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = امام مهدی | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = | پرسش مرتبط = امام مهدی (پرسش) }} == مقدمه == حکیمه خاتون، از بانوان خاندان امامت و رسالت و زنی باکفایت و مؤمنه بود. وی دختر امام جواد {{ع}}، خواهر امام هادی {{ع}} و عمّه ...» ایجاد کرد) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|||
| (۳ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | {{مدخل مرتبط | ||
| موضوع مرتبط = امام | | موضوع مرتبط = فرزندان امام جواد | ||
| عنوان مدخل = | | عنوان مدخل = | ||
| مداخل مرتبط = | | مداخل مرتبط = | ||
| خط ۶: | خط ۶: | ||
}} | }} | ||
== | == آشنایی اجمالی == | ||
[[حکیمه خاتون]]، از | وی از [[زنان]] برجسته [[خاندان اهلبیت]]{{عم}} و از ثقات زنان راوی حدیث [[شیعه]] میباشد که [[روایات]] و [[احادیث]] وی در کتب معتبر [[امامیه]] از جمله [[کتب اربعه]] نقل شده است. او محضر چهار [[امام]] ([[امام جواد]]، [[امام هادی]]، [[امام عسکری]] و [[امام مهدی]]{{عم}}) را [[درک]] نموده و محرم اسرار آنان بود. | ||
حکیمه خاتون با یکی از [[علویون]] به نام [[شریف]] [[ابوالحسن]] [[محدث]] از نوادگان حسین اصغر فرزند امام زین العابدین{{ع}} [[ازدواج]] کرد و صاحب دو فرزند به نامهای شریف ابوعبدالله الحسین و [[حمزه]] گردید. | |||
حکیمه خاتون به جهت [[علم]]، [[دانش]]، فضل، کمال و تقوایش کلاس درس تشکیل میداد. همه خاندانش را به دور خود جمع میکرد و از دانش و [[فقه]] و [[تعلیم و تربیت]] [[دینی]] خویش آنان را برخوردار میکرد. | |||
حکیمه خاتون [[اخبار]] بسیاری را درباره ازدواج امام حسن [[عسکری]]{{ع}} با [[نرجس]] و [[ولادت امام مهدی]]{{ع}} نقل میکند<ref>ر.ک: الکافی، ج۱، ص۳۳۰؛ کمال الدین و تمام النعمه، ج۲، ص۴۲۴ به بعد؛ اعلام الوری باعلام الهدی، ج۲، ص۳۳۸؛ معجم رجال الحدیث، ج۲۳، ص۱۸۷.</ref>. او خود هنگام [[ولادت امام زمان]]{{ع}} حضور داشته است. گویند آداب اسلامی و فرایض دینی را به [[نرجس خاتون]] آموخت تا آنکه او را سرآمد زنان [[روزگار]] نمود. | |||
حکیمه خاتون از سفراء و ابواب [[صاحب الزمان]]{{ع}} بود و هرگاه [[اراده]] میکرد به خدمت آن حضرت میرسید و عرایض [[مردم]] را به امام میرسانید و [[توقیعات]] آن حضرت را به مردم برمیگردانید. [[امام زمان]]{{ع}} و مادرش مدتی در [[منزل]] او پنهان بودند. گویند [[نواب امام زمان]]{{ع}} به وسیله این بانو با امام رابطه برقرار میکردند. | |||
[[شیخ صدوق]] به سند معتبر خود از [[احمد بن ابراهیم]] نقل میکند که گفت: من بر حکیمه خاتون در سال ۲۶۲ وارد شدم و سؤالاتم را از پشت پرده از ایشان پرسیدم. او واسطه [[امام عصر]] با مردم بود و بسیاری از امور مربوط به [[شیعیان]] را انجام میداد. | |||
حکیمه خاتون به سال ۲۷۴ هجری در [[شهر]] [[سامرا]] [[وفات]] یافت و در پایین پای [[امام حسن عسکری]]{{ع}} کنار [[قبر]] [[نرجس خاتون]] به خاک سپرده شد. علمای شیعه [[زیارت]] او را در قبال زیارت [[ائمه]] [[سامرا]] [[مستحب]] مؤکد قرار دادهاند<ref>برای شرح حال حکیمه خاتون ر.ک: الغیبه، حلوسی، ص۱۴۱؛ اعلام الوری باعلام الهدی، ج۲، ص۳۳۸؛ اعیان الشیعه، ج۶، ص۲۱۷؛ کمال الدین و تمام النعمه، ج۴، ص۴۲۴؛ تنقیح المقال، ج۳، ص۷۶؛ جامع الرواة، ج۲، ص۴۵۷؛ بحارالانوار، ج۹۹، ص۷۹؛ معجم رجال الحدیث، ج۲۳، ص۱۸۷؛ اعلام النساءالمؤمنات، ص۳۴۶-۳۵۰.</ref>. | |||
تا [[زمان]] [[علامه مجلسی]] برای این بانوی [[بزرگوار]] زیارتنامهای وارد نشده بود. علامه در اینباره مینویسد: در بقعه [[شریف]] [[امام هادی]] و [[امام عسکری]]{{عم}} [[قبر]] این بانوی دانشمند قرار دارد و من نمیدانم چرا [[عالمان]] و دانشمندان زیارتی را برای ایشان نیاوردهاند، درحالیکه وی دارای فضل و جلال درخشانی بود و در خدمت [[ائمه معصومین]]{{عم}} قرار داشت و حامل [[اسرار]] آنان بود و برای [[وجود مقدس امام زمان]]{{ع}} سمت مادری داشت و بارها آن حضرت را [[ملاقات]] و [[زیارت]] نمود و پس از [[وفات امام عسکری]]{{ع}} نیز واسطه و [[سفیر]] او بود و [[مردم]] به واسطه او حوائج و مسائل خود را حل میکردند. بنابراین سزاوار است که ایشان در آن بقعه شریف زیارت شوند و آنطور که [[شأن]] و صلاحیت او اقتضا میکند، از وی تجلیل و [[تکریم]] به عمل آید. | |||
اکنون در مفاتیح الجنان به نقل از هدیة الزائرین پس از نقل زیارت ائمه سر من رأی و بعد از [[زیارتنامه]] [[مادر امام زمان]]{{ع}} زیارتی به نام جناب [[حکیمه]] آمده و [[شیخ عباس قمی]] متن کامل آن را ذکر کرده است<ref>[[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین (کتاب)|زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین]]، ص ۳۳۰ ـ ۳۳۱.</ref>. | |||
== حکیمه و ولادت امام مهدی{{ع}} == | |||
از [[روایات اسلامی]] به روشنی استفاده میشود که مادر [[امام مهدی|حضرت مهدی]] {{ع}} آموزههای [[دینی]] را در [[مکتب]] این بانوی بزرگوار فراگرفته است. افزون بر آن، حضور فعّال وی در شب ولادت آخرین پیشوای [[معصوم]] و منجی [[موعود]]، نشان از جایگاه ویژه وی در [[خاندان]] [[عصمت]] و [[طهارت]] دارد. | از [[روایات اسلامی]] به روشنی استفاده میشود که مادر [[امام مهدی|حضرت مهدی]] {{ع}} آموزههای [[دینی]] را در [[مکتب]] این بانوی بزرگوار فراگرفته است. افزون بر آن، حضور فعّال وی در شب ولادت آخرین پیشوای [[معصوم]] و منجی [[موعود]]، نشان از جایگاه ویژه وی در [[خاندان]] [[عصمت]] و [[طهارت]] دارد. | ||
وی نخستین بانویی است که [[جمال]] دل آرای پیشوای آخرین را مشاهده کرده، یگانه روایتگری است که حکایت آن تولد منجی موعود را به تفصیل گزارش کرده است. | وی نخستین بانویی است که [[جمال]] دل آرای پیشوای آخرین را مشاهده کرده، یگانه روایتگری است که حکایت آن تولد منجی موعود را به تفصیل گزارش کرده است. | ||
امروزه درباره چگونگی ولادت [[امام مهدی|حضرت مهدی]] {{ع}} مشهورترین گزارشی که میتوان ارائه کرد، سخنان ارزشمند این بانوی بزرگ است. [[شیخ صدوق]]، این حادثه بزرگ را از زبان آن بانوی بزرگ چنین آورده است: [[حکیمه]] دختر [[امام جواد]] {{ع}} گوید: [[امام حسن عسکری]] {{ع}} مرا به نزد خود فراخواند. و فرمود: ای عمه! امشب افطار نزد ما باش! که شب نیمه [[شعبان]] است و [[خدای تعالی]] امشب [[حجّت]] خود را- که [[حجّت]] او در روی [[زمین]] است- ظاهر سازد. گوید: گفتم: مادر او کیست؟ فرمود: [[نرجس]]. گفتم: فدای شما شوم اثری در او نیست، فرمود: همین است که به تو میگویم. گوید: آمدم و چون [[سلام]] کردم و نشستم، [[نرجس]] آمد کفش مرا بردارد و گفت: ای بانوی من و بانوی خاندانم حالتان چطور است؟ گفتم: تو بانوی من و بانوی [[خاندان]] من هستی، گوید: از [[کلام]] من ناخرسند شد و گفت: ای عمه [[جان]]! این چه فرمایشی است؟ گوید: بدو گفتم: ای دختر [[جان]]! [[خدای متعال]] امشب به تو فرزندی عطا فرماید که در [[دنیا]] و [[آخرت]] آقا است. گوید: [[نرجس]] خجالت کشید و حیاء کرد<ref>[[شیخ صدوق]]، [[کمال الدین و تمام النعمة (کتاب)|کمال الدین و تمام النعمة]]، ج۲، باب ۴۲، ح۱؛ همچنین ر. ک: شیخ طوسی، کتاب الغیبة، ص۲۳۸؛ اربلی، کشف الغمة، ج۲، ص۴۴۹.</ref>. | امروزه درباره چگونگی ولادت [[امام مهدی|حضرت مهدی]] {{ع}} مشهورترین گزارشی که میتوان ارائه کرد، سخنان ارزشمند این بانوی بزرگ است. [[شیخ صدوق]]، این حادثه بزرگ را از زبان آن بانوی بزرگ چنین آورده است: [[حکیمه]] دختر [[امام جواد]] {{ع}} گوید: [[امام حسن عسکری]] {{ع}} مرا به نزد خود فراخواند. و فرمود: ای عمه! امشب افطار نزد ما باش! که شب نیمه [[شعبان]] است و [[خدای تعالی]] امشب [[حجّت]] خود را- که [[حجّت]] او در روی [[زمین]] است- ظاهر سازد. گوید: گفتم: مادر او کیست؟ فرمود: [[نرجس]]. گفتم: فدای شما شوم اثری در او نیست، فرمود: همین است که به تو میگویم. گوید: آمدم و چون [[سلام]] کردم و نشستم، [[نرجس]] آمد کفش مرا بردارد و گفت: ای بانوی من و بانوی خاندانم حالتان چطور است؟ گفتم: تو بانوی من و بانوی [[خاندان]] من هستی، گوید: از [[کلام]] من ناخرسند شد و گفت: ای عمه [[جان]]! این چه فرمایشی است؟ گوید: بدو گفتم: ای دختر [[جان]]! [[خدای متعال]] امشب به تو فرزندی عطا فرماید که در [[دنیا]] و [[آخرت]] آقا است. گوید: [[نرجس]] خجالت کشید و حیاء کرد<ref>[[شیخ صدوق]]، [[کمال الدین و تمام النعمة (کتاب)|کمال الدین و تمام النعمة]]، ج۲، باب ۴۲، ح۱؛ همچنین ر.ک: شیخ طوسی، کتاب الغیبة، ص۲۳۸؛ اربلی، کشف الغمة، ج۲، ص۴۴۹.</ref>. | ||
موسی بن محمد گوید: [[حکیمه]] دختر [[امام جواد]] {{ع}} که عمه پدر آن حضرت است به من گفت که خود او آن حضرت را در شب ولادتش و هم بعد از آن دیده است<ref> محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۳۲۹</ref>. | موسی بن محمد گوید: [[حکیمه]] دختر [[امام جواد]] {{ع}} که عمه پدر آن حضرت است به من گفت که خود او آن حضرت را در شب ولادتش و هم بعد از آن دیده است<ref> محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۳۲۹</ref>. | ||
[[احمد بن ابراهیم]] گوید: شرفیاب حضور [[حکیمه]] دختر [[محمد بن علی]] خواهر [[ابو الحسن عسکری]] گردیدم سال دویست و شصت و دو بود و در [[مدینه]] بودم و از پشت پرده با او سخن گفتم و از [[دین]] وی پرسیدم. کسی که باید [[امام]] بداند برای من نام برد و به من گفت: فلان پسر [[حسن عسکری]] {{ع}} نام او را گفت، گفتم قربانت او را معاینه کردی یا خبر او را شنیدی؟ گفت: خبر او را از [[امام یازدهم]] شنیدم و برای مادرش نوشته بود، گفتم: آن مولود کجاست؟ گفت پنهان است. گفتم: [[شیعه]] به چه کسی مراجعه کند؟ [[حکیمه]] گفت: به جده او مادر [[امام یازدهم]]. گفتم: [[وصیت]] خود را به زنی واگذاشته است؟! [[حکیمه]] گفت: [[پیروی]] از [[حسین بن علی بن ابی طالب]] {{ع}} کرده است، زیرا آن حضرت به حسب ظاهر وصایای خود را به خواهرش [[زینب]] دختر [[علی بن ابی طالب]] {{ع}} سپرد "برای پنهان کردن [[امامت]] پسرش [[علی بن الحسین]]". سپس فرمود: شما مردمی مطلع از [[اخبار]] هستید؛ آیا در [[روایات]] به شما نرسیده که نهمین [[فرزند]] [[امام حسین|حسین]] {{ع}} زنده است و میراثش تقسیم میشود؟<ref> | [[احمد بن ابراهیم]] گوید: شرفیاب حضور [[حکیمه]] دختر [[محمد بن علی]] خواهر [[ابو الحسن عسکری]] گردیدم سال دویست و شصت و دو بود و در [[مدینه]] بودم و از پشت پرده با او سخن گفتم و از [[دین]] وی پرسیدم. کسی که باید [[امام]] بداند برای من نام برد و به من گفت: فلان پسر [[حسن عسکری]] {{ع}} نام او را گفت، گفتم قربانت او را معاینه کردی یا خبر او را شنیدی؟ گفت: خبر او را از [[امام یازدهم]] شنیدم و برای مادرش نوشته بود، گفتم: آن مولود کجاست؟ گفت پنهان است. گفتم: [[شیعه]] به چه کسی مراجعه کند؟ [[حکیمه]] گفت: به جده او مادر [[امام یازدهم]]. گفتم: [[وصیت]] خود را به زنی واگذاشته است؟! [[حکیمه]] گفت: [[پیروی]] از [[حسین بن علی بن ابی طالب]] {{ع}} کرده است، زیرا آن حضرت به حسب ظاهر وصایای خود را به خواهرش [[زینب]] دختر [[علی بن ابی طالب]] {{ع}} سپرد "برای پنهان کردن [[امامت]] پسرش [[علی بن الحسین]]". سپس فرمود: شما مردمی مطلع از [[اخبار]] هستید؛ آیا در [[روایات]] به شما نرسیده که نهمین [[فرزند]] [[امام حسین|حسین]] {{ع}} زنده است و میراثش تقسیم میشود؟<ref>شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج۲، ص۵۰۷، ح۲۴</ref>.<ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[فرهنگنامه مهدویت (کتاب)|فرهنگنامه مهدویت]]، ص۱۹۱ ـ ۱۹۲.</ref> | ||
[[حکیمه خاتون]] میگوید: پس از [[چهل]] روز از ولادت [[امام مهدی|حضرت مهدی]] {{ع}}، طبق [[دعوت]] [[امام حسن عسکری]] {{ع}} به خانهاش رفتم. وقتی وارد اطاق شدم، ناگهان دیدم همان کودک، چون [[آفتاب]] درخشنده در مقابل پدر راه میرود و به اندازه یک [[فرزند]] دو ساله میماند. تعجب کردم و از [[امام]] پرسیدم: ای سرور من! این کودک به اندازه دو سال رشد کرده است؟ حضرت تبسمی کرد و فرمود: [[فرزندان]] [[پیامبران]] و [[جانشینان]] آنان که به مقام [[پیشوایی]] و [[امامت]] [[برگزیده]] میشوند، رشدشان همانند سایرین نیست، بلکه وقتی یک ماه از عمرشان میگذرد، چنان است که بر دیگران یک سال گذشته باشد<ref>بحار الانوار، ج۵۱، ص۱۴.</ref>. [[حکیمه خاتون]] از محضر [[امام حسن عسکری]] {{ع}} درخواست نمود که در [[حق]] او [[دعا]] کند و از [[خدا]] بخواهد که در زمان حیات [[امام]] {{ع}} از [[دنیا]] برود و چنین شد<ref>روزگار رهایی، ج ۱، ص ۱۵۳.</ref>. مزار او در [[سامرا]] کنار [[حرم]] عسکریین است<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص۲۸۵.</ref>. | [[حکیمه خاتون]] میگوید: پس از [[چهل]] روز از ولادت [[امام مهدی|حضرت مهدی]] {{ع}}، طبق [[دعوت]] [[امام حسن عسکری]] {{ع}} به خانهاش رفتم. وقتی وارد اطاق شدم، ناگهان دیدم همان کودک، چون [[آفتاب]] درخشنده در مقابل پدر راه میرود و به اندازه یک [[فرزند]] دو ساله میماند. تعجب کردم و از [[امام]] پرسیدم: ای سرور من! این کودک به اندازه دو سال رشد کرده است؟ حضرت تبسمی کرد و فرمود: [[فرزندان]] [[پیامبران]] و [[جانشینان]] آنان که به مقام [[پیشوایی]] و [[امامت]] [[برگزیده]] میشوند، رشدشان همانند سایرین نیست، بلکه وقتی یک ماه از عمرشان میگذرد، چنان است که بر دیگران یک سال گذشته باشد<ref>بحار الانوار، ج۵۱، ص۱۴.</ref>. [[حکیمه خاتون]] از محضر [[امام حسن عسکری]] {{ع}} درخواست نمود که در [[حق]] او [[دعا]] کند و از [[خدا]] بخواهد که در زمان حیات [[امام]] {{ع}} از [[دنیا]] برود و چنین شد<ref>روزگار رهایی، ج ۱، ص ۱۵۳.</ref>. مزار او در [[سامرا]] کنار [[حرم]] عسکریین است<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص۲۸۵.</ref>. | ||
== پرسش مستقیم == | == پرسش مستقیم == | ||