فرزندان امام حسن مجتبی: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| (۱۵ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = امام حسن مجتبی| عنوان مدخل = فرزندان امام حسن مجتبی| مداخل مرتبط = | پرسش مرتبط = }} | {{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = امام حسن مجتبی| عنوان مدخل = فرزندان امام حسن مجتبی| مداخل مرتبط = | پرسش مرتبط = }} | ||
| خط ۴۳: | خط ۴۲: | ||
بنا بر روایتی که [[قطب الدین راوندی]] در کتاب خود «[[الخرائج و الجرائح]]» به نقل از از [[ابوبصیر]] از [[امام]] [[جعفر صادق]]{{ع}} نقل کرده، [[زید بن حسن]]{{ع}} با [[امام محمد باقر]]{{ع}} در مورد میراث پیامبر{{صل}} دچار [[اختلاف]] شد. او با این سخن که: «من از فرزندان امام حسنم و بهواسطه اینکه از نسل پسر بزرگترم، از شما به میراث پیامبر سزاوارترم» از [[امام باقر]]{{ع}} تقاضای تقسیم میراث پیامبر{{صل}} و دریافت سهم خود شد که با مخالفت آن امام همام{{ع}} روبرو گردید. زید، [[شکایت]] به [[قاضی]] [[اموی]] [[مدینه]] برد. در راه رفتن نزد قاضی، امام{{ع}} از زید خواست تا چنانچه چاقوی همراه زید، سنگ زیر پا و درخت در مسیر راه به نفع حضرت [[شهادت]] دهند، از شکایت خود صرفنظر میکند. زید پذیرفت؛ اما پس از مواجهه با شهادت این سه، به [[شام]] رفت و با این گفته که: {{عربی|أَتَيْتُكَ مِنْ عِنْدِ سَاحِرٍ كَذَّابٍ}}؛ «من از پیش مردی ساحر و [[کذاب]] آمدهام»، به شرح ماوقع برای [[عبدالملک بن مروان]] پرداخت و از او خواست تا کاری بکند. آنها با طرح دسیسههایی، در پی گرفتار کردن و سپس [[قتل]] امام محمد باقر{{ع}} بر آمدند تا این که سرانجام زید با [[مسموم]] کردن زین مرکب امام{{ع}}، ایشان را مسموم، و سپس به شهادت رساند. زید نیز پس از این اقدام [[بیمار]] شد و سه [[روز]] پس از شهادت امام محمد باقر{{ع}}، هلاک شد<ref>قطب الدین راوندی، الخرائج و الجرائح، ج۲، ص۶۰۰-۶۰۴؛ علامه مجلسی، بحارالانوار، ج۴۶، ص۳۳۱.</ref>. این [[روایت]] را [[مرحوم خویی]] (ره) و دیگر [[علما]] به دلایلی که مرسله بودن و زنده نبودن عبدالملک تا [[زمان]] شهادت امام محمد باقر{{ع}} و نیز ناسازگاری این عمل با [[خصال]] [[نیکی]] که بزرگان در وصف او گفتهاند، از جمله آن است، ساختگی و مخدوش ارزیابی کردهاند<ref>خویی، معجم رجال الحدیث، ج۸، ص۳۵۱-۳۵۲.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref> | بنا بر روایتی که [[قطب الدین راوندی]] در کتاب خود «[[الخرائج و الجرائح]]» به نقل از از [[ابوبصیر]] از [[امام]] [[جعفر صادق]]{{ع}} نقل کرده، [[زید بن حسن]]{{ع}} با [[امام محمد باقر]]{{ع}} در مورد میراث پیامبر{{صل}} دچار [[اختلاف]] شد. او با این سخن که: «من از فرزندان امام حسنم و بهواسطه اینکه از نسل پسر بزرگترم، از شما به میراث پیامبر سزاوارترم» از [[امام باقر]]{{ع}} تقاضای تقسیم میراث پیامبر{{صل}} و دریافت سهم خود شد که با مخالفت آن امام همام{{ع}} روبرو گردید. زید، [[شکایت]] به [[قاضی]] [[اموی]] [[مدینه]] برد. در راه رفتن نزد قاضی، امام{{ع}} از زید خواست تا چنانچه چاقوی همراه زید، سنگ زیر پا و درخت در مسیر راه به نفع حضرت [[شهادت]] دهند، از شکایت خود صرفنظر میکند. زید پذیرفت؛ اما پس از مواجهه با شهادت این سه، به [[شام]] رفت و با این گفته که: {{عربی|أَتَيْتُكَ مِنْ عِنْدِ سَاحِرٍ كَذَّابٍ}}؛ «من از پیش مردی ساحر و [[کذاب]] آمدهام»، به شرح ماوقع برای [[عبدالملک بن مروان]] پرداخت و از او خواست تا کاری بکند. آنها با طرح دسیسههایی، در پی گرفتار کردن و سپس [[قتل]] امام محمد باقر{{ع}} بر آمدند تا این که سرانجام زید با [[مسموم]] کردن زین مرکب امام{{ع}}، ایشان را مسموم، و سپس به شهادت رساند. زید نیز پس از این اقدام [[بیمار]] شد و سه [[روز]] پس از شهادت امام محمد باقر{{ع}}، هلاک شد<ref>قطب الدین راوندی، الخرائج و الجرائح، ج۲، ص۶۰۰-۶۰۴؛ علامه مجلسی، بحارالانوار، ج۴۶، ص۳۳۱.</ref>. این [[روایت]] را [[مرحوم خویی]] (ره) و دیگر [[علما]] به دلایلی که مرسله بودن و زنده نبودن عبدالملک تا [[زمان]] شهادت امام محمد باقر{{ع}} و نیز ناسازگاری این عمل با [[خصال]] [[نیکی]] که بزرگان در وصف او گفتهاند، از جمله آن است، ساختگی و مخدوش ارزیابی کردهاند<ref>خویی، معجم رجال الحدیث، ج۸، ص۳۵۱-۳۵۲.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref> | ||
== [[حسن مثنی]] | == حسن مثنی == | ||
{{اصلی|حسن مثنی}} | |||
حسن بن حسن بن علی بن ابی طالب، مشهور به «حسن مثنی»، فرزند [[امام حسن مجتبی]] {{ع}} و مادرش [[خوله بنت منظور فزاریه]] است<ref>ارشاد مفید، ج۲، ص۲۰؛ تنقیح المقال، ج۲، ص۲۷۲؛ تاریخ طبری، ج۵، ص۴۶۹.</ref>، وی در [[حماسه عاشورا]] ۱۷ ساله بوده است<ref>اعیان الشیعه، ج۵، ص۴۴، وی در سنه ۹۷ هجری در سن ۵۳ سالگی از دنیا رفت. بنابراین در سنه ۶۱ هجری که حادثه جانگداز کربلا اتفاق افتاد هفدهساله بوده است.</ref>. حسن مثنی با کاروان حسینی از [[مدینه]] به [[مکه]] و از آنجا به [[کربلا]] آمد و در [[روز عاشورا]] با اذن امام {{ع}} عازم میدان و [[کارزار]] با [[دشمن]] شد، با اینکه هفده سال بیشتر نداشت توانست جمعی از سپاهیان دشمن را که تا هفده نفر گفته شده را مجروح و یا به هلاکت رساند. البته در همین [[نبرد]]، این [[جوان]] [[دلاور]] هیجده زخم برداشت و دست راستش قطع شد و بیهوش روی [[زمین]] افتاد و چون [[دشمن]] خیال میکرد که او کشته شده است، [[دست]] از [[قتل]] او برداشت، ولی فردای آن [[روز]]، یازدهم [[محرم]] وقتی [[عمر سعد]] [[دستور]] داد [[سرهای شهدا]] را از بدن جدا کنند و به [[کوفه]] بفرستند دیدند که حسن مثنی زنده است و [[جان]] در بدن دارد، [[اسماء بن خارجة فزاری]] که در میان [[سپاه]] دشمن بود و با مادر حسن مثنی بستگی و [[خویشاوندی]] داشت گفت: [[زندگی]] او را به من ببخشید و به [[اسارت]] ببرید. اسماء او را معالجه کرد و بعد به [[مدینه]] فرستاد<ref>تنقیح المقال، ج۲، ص۲۷۲؛ اعیان الشیعه، ج۵، ص۴۴ با کمی تفاوت؛ ارشاد مفید، ج۲، ص۲۵؛ مقتل مقرم، ۳۰۶؛ اللهوف، ص۱۹۱؛ ابصارالعین، ص۲۶.</ref>. | |||
این مجروح و جانباز [[حادثه کربلا]]، مردی با ابهت، [[زاهد]] و با [[فضیلت]] بود و در [[زمان]] حیاتش [[سرپرستی]] صدقات [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} در [[مدینه منوره]] را برعهده داشت و در سن ۵۳ سالگی در سنه ۹۷ در زمان [[حکومت]] [[سلیمان بن عبدالملک]] دار فانی را وداع گفت<ref>اعیان الشیعه، ج۵، ص۴۳؛ ارشاد مفید، ج۲، ص۲۵ و در همین سند چنین آمده: {{عربی|و قبض الحسن بن الحسن رضوان الله علیه، وله خمس و ثلاثون سنة}}، ظاهراً یک اشتباه تقدیم و تأخیر باشد، یعنی {{عربی|ثلاث و خمسون}} به {{عربی|خمس وثلاثون}} تغییر یافته است والله العالم.</ref>.<ref>[[سید اصغر ناظمزاده|ناظمزاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام حسین - ناظمزاده (کتاب)|اصحاب امام حسین]]، ص۱۳۸-۱۴۱.</ref> | |||
== ابوبکر بن حسن بن علی بن ابیطالب == | == ابوبکر بن حسن بن علی بن ابیطالب == | ||
| خط ۴۹: | خط ۵۲: | ||
ابوبکر فرزند [[امام حسن مجتبی]] {{ع}} و مادرش همان مادر [[حضرت قاسم]] {{ع}} است که امولد (کنیز)<ref>ام ولد، در اصطلاح به کنیز گفته میشود.</ref> بود<ref>مقاتل الطالبیین، ص۵۸.</ref>. به [[روایت]] برخی منابع، [[امام حسین]] {{ع}} دخترش [[سکینه]] را به [[ازدواج]] او درآورد و ظاهراً از او [[فرزندی]] باقی نمانده است<ref>ر. ک: منتهی الآمال معرب، ج۱، ص۶۸۳.</ref>. ابوبکر همراه عمویش امام حسین {{ع}} از [[مدینه]] تا [[مکه]] و سپس به کربلا آمد و در [[روز عاشورا]] به میدان رفت و پس از نبردی دلاورانه به شهادت رسید. سنّ او را ۳۵ سال گفتهاند<ref>[[سید اصغر ناظمزاده|ناظمزاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام حسین - ناظمزاده (کتاب)|اصحاب امام حسین]]، ص۱۲۵-۱۲۶؛ [[محمد محمدی ریشهری|محمدی ریشهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امام حسین (کتاب)|گزیده دانشنامه امام حسین]] ص ۵۹۱.</ref>. | ابوبکر فرزند [[امام حسن مجتبی]] {{ع}} و مادرش همان مادر [[حضرت قاسم]] {{ع}} است که امولد (کنیز)<ref>ام ولد، در اصطلاح به کنیز گفته میشود.</ref> بود<ref>مقاتل الطالبیین، ص۵۸.</ref>. به [[روایت]] برخی منابع، [[امام حسین]] {{ع}} دخترش [[سکینه]] را به [[ازدواج]] او درآورد و ظاهراً از او [[فرزندی]] باقی نمانده است<ref>ر. ک: منتهی الآمال معرب، ج۱، ص۶۸۳.</ref>. ابوبکر همراه عمویش امام حسین {{ع}} از [[مدینه]] تا [[مکه]] و سپس به کربلا آمد و در [[روز عاشورا]] به میدان رفت و پس از نبردی دلاورانه به شهادت رسید. سنّ او را ۳۵ سال گفتهاند<ref>[[سید اصغر ناظمزاده|ناظمزاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام حسین - ناظمزاده (کتاب)|اصحاب امام حسین]]، ص۱۲۵-۱۲۶؛ [[محمد محمدی ریشهری|محمدی ریشهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امام حسین (کتاب)|گزیده دانشنامه امام حسین]] ص ۵۹۱.</ref>. | ||
== [[قاسم بن حسن بن علی بن ابیطالب]] == | == قاسم بن حسن بن علی بن ابیطالب == | ||
{{اصلی|قاسم بن حسن بن علی بن ابیطالب}} | |||
«قاسم» فرزند [[امام حسن مجتبی]] و مادرش کنیز بود و نامش [[نرجس]] یا «[[رمله]]»<ref>ابصارالعین، ص۷۲، مرکز الدراسات الاسلامیة لحرس الثورة.</ref> و یا «نفیله» بود<ref>نام مادر قاسم به نقل سماوی در ابصارالعین، ص۶۹ «رمله» و به نقل سبط ابن جوزی در تذکرة الخواص، ص۱۰۳ «نفیله» بوده است.</ref> و [[برادر]] مادری [[ابوبکر]] و [[حسن مثنی]] است. | |||
وی در سال ۴۷ه.ق در [[مدینه منوره]] دیده به [[جهان]] گشود و در سن دو سالگی پدر گرامیاش امام حسن مجتبی {{ع}} را از دست داد و [[یتیم]] شد، از آن پس تا هنگام [[شهادت]] در دامان پُر [[عطوفت]] عموی ارجمند خود [[حضرت اباعبدالله الحسین]] {{ع}} پرورش یافت. قاسم در [[واقعه عاشورا]] و به هنگام شهادت در سن نوجوانی بود و به حد [[بلوغ]] نرسیده بود؛ زیرا در سن سیزده چهارده سالگی بوده است<ref>ر. ک: ارشاد مفید، ج۲، ص۱۱۰.</ref> ولی مؤلّف لباب الأنساب، او را شانزده ساله میداند. | |||
مورخان از [[امام سجاد]] {{ع}} نقل کردهاند که: «شب عاشورا پدرم خطبهای خواند و به همه [[یاران]] و [[جوانان]] [[بنی هاشم]] فرمود، فردا من و همه شما کشته خواهیم شد و سپس به همه یاران و بستگان اجازه مرخصی داد تا از [[تاریکی]] شب استفاده کنند و بروند<ref>خطبه امام {{ع}} را در ترجمه حضرت عباس قمر بنی هاشم و مسلم بن عوسجه و حبیب بن مظاهر و اعلام وفاداری آنان را در همین اثر در ترجمه هر کدام ذکر کردهایم.</ref>. در پی این [[خطبه]] و [[اعلان]] [[وفاداری]] [[اصحاب]] و [[نزدیکان]]، طبق نقل [[شیخ عباس قمی]]، حضرت قاسم ـ که در سن نوجوانی بود و هنوز به حد [[بلوغ]] نرسیده بود پنداشت که افتخار [[شهادت]] از آنِ مردان و بزرگسالان است و شامل نوجوانان نمیشود، از این رو ـ خدمت عموی گرامیاش [[حضرت حسین]] {{ع}} عرض کرد: «آیا من هم فردا جزء کشته شدگانم»؛ [[امام]] {{ع}} از او پرسید: «پسرم، [[مرگ]] در نزد تو چگونه است؟»<ref>{{متن حدیث|يَا بُنَيَّ كَيْفَ الْمَوْتُ عِنْدَكَ}}.</ref> قاسم]عرض کرد: «ای عموجان، مرگ برای من از عسل شیرینتر است»<ref>{{متن حدیث|يَا عَمِّ أَحْلَى مِنَ الْعَسَلِ}}</ref>. سپس حضرت به او فرمود: «عمویت به فدایت، آری تو هم پس از ابتلا به بلایی بزرگ کشته خواهی شد و پسر کوچکم [[عبدالله]] (شیرخواره) هم کشته میشود، بعد گفت: عمو [[جان]] کار به آنجا میرسد که کودک شیرخوار را بکشند؟، فرمود: آری»<ref>نفس المهموم، ص۲۲۲.</ref>.<ref>[[سید اصغر ناظمزاده|ناظمزاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام حسین - ناظمزاده (کتاب)|اصحاب امام حسین]]، ص ۲۴۱-۲۴۳؛ [[محمد محمدی ریشهری|محمدی ریشهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امام حسین (کتاب)|گزیده دانشنامه امام حسین]] ص ۵۸۸.</ref> | |||
== عبدالله بن حسن بن علی بن ابیطالب == | |||
{{اصلی|عبدالله بن حسن بن علی بن ابیطالب}} | |||
[[عبدالله]] فرزند ۱۱ ساله [[امام حسن مجتبی]] {{ع}} است، او هنوز به سن [[بلوغ]] نرسیده بود که در [[کربلا]] به [[شهادت]] رسید<ref>ارشاد، ج۲، ص۲۶، ۱۱۰، ۱۱۱، ۱۲۵، کنگره جهانی هزاره شیخ مفید؛ رجال الطوسی، ص۷۶؛ تاریخ الطبری، ج۵، ص۴۶۸، دارالمعارف؛ تسمیة من قتل مع الحسین {{ع}} ش۱۱؛ مروج الذهب، ج۳، ص۶۱؛ مناقب آل ابیطالب، ج۴، ص۱۱۵ و ۱۲۲؛ المجدی فی انساب الطالبیین، ص۱۹؛ اعلام الوری، ص۲۱۳، ۲۱۴، ۲۴۹ و ۲۵۵؛ مقاتل الطالبیین، ص۸۹، دارالمعرفة؛ لباب الانساب، ج۱، ص۳۴۲-۳۴۳؛ جمهرة انساب العرب، ص۳۸ و ۳۹؛ رجال ابن داود، ص۲۰۱؛ رجال العلامة الحلی (خلاصة القوال)، ص۱۰۴؛ مجمع الرجال، ج۳، ص۲۷۸؛ جامع الرواة، ج۱، ص۴۸۱؛ منتهی المقال، ج۴، ص۱۷۵؛ نقدالرجال، ج۳، ص۹۸؛ معجم الرجال الحدیث، ج۱۰، ص۱۶۴-۱۶۵؛ اعیان الشیعة، ج۱، ص۶۱۰؛ ابصارالعین، ص۷۳-۷۵، مرکز الدراسات الاسلامیة لحرس الثورة؛ انصارالحسین {{ع}}، ص۱۳۲، الدار الاسلامیة، تنقیح المقال، ج۲، ص۱۷۸؛ قاموس الرجال، ج۶، ص۳۱۷؛ ذخیرة الدارین، ص۱۴۹.</ref>. | |||
برخی از مورخان نوشتهاند، [[عبدالله بن الحسن]] به هنگام شهادت هنوز به حد [[بلوغ]] نرسیده بوده است<ref>ر.ک: ارشاد مفید، ج۲، ص۱۱۰؛ اللهوف، ص۱۷۳؛ تاریخ طبری، ج۵، ص۴۵۰ میگوید، خرج غلام نوجوان و نمیگوید غیر بالغ.</ref>. اکثر مورخان مثل [[شیخ مفید]]، [[سید بن طاووس]]، [[محمد بن جریر طبری]] و دیگران نوشتهاند: موقعی که [[امام حسین]] {{ع}} پس از آنکه تمامی [[اصحاب]] و بستگانش به شهادت رسیدند و حضرت در [[گودال قتلگاه]] در محاصره [[دشمن]] قرار داشت، ناگهان [[عبدالله بن الحسن]] از داخل خیمهها و از [[زنان]] [[حرم]] جدا شد و شتابان دوید تا خود را به عم گرامیاش [[امام حسین]] {{ع}} برساند، [[زینب کبری]] تلاش کرد تا او را از رفتن به جبهه [[نبرد]] باز دارد ولی این نوجوان با [[وفا]] [[مقاومت]] کرد تا بلکه خود را به عمویش برساند. در این هنگام [[بحر بن کعب]] (أبجر بن کعب) و به قولی [[حرملة بن کاهل اسدی]] با [[شمشیر]] بر امام {{ع}} حمله کرد. آن مرد سنگ [[دل]] جلو آمد و شمشیر بر سر آن کودک خردسال فرود آورد، اما عبدالله [[دست]] خود را سپر کرد تا جلو شمشیر را بگیرد که دست او قطع شد و به حالت آویزان درآمد، نوجوان فریاد برآورد: ای مادر کجایی؟ امام {{ع}} او را در بغل کشید و فرمود: «برادرزادهام، در آنچه برایت پیش آمده [[صابر]] باش و آن را نزد خدا [[نیکو]] به حسابآور و [[خداوند]] تو را به پدران و نیاکان شایستهات ملحق خواهد نمود»<ref>{{متن حدیث|يَا اِبْنَ أَخِي اِصْبِرْ عَلَى مَا نَزَلَ بِكَ، وَ اِحْتَسِبْ فِي ذَلِكَ اَلْخَيْرَ، فَإِنَّ اَللَّهَ يُلْحِقُكَ بِآبَائِكَ اَلصَّالِحِينَ}}</ref>.<ref>[[سید اصغر ناظمزاده|ناظمزاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام حسین - ناظمزاده (کتاب)|اصحاب امام حسین]]، ص۱۸۶-۱۹۰؛ جمعی از نویسندگان، [[پژوهشی پیرامون شهدای کربلا (کتاب)|پژوهشی پیرامون شهدای کربلا]]، ص۲۳۱-۲۳۴.</ref> | |||
== امالحسن بنت حسن بن علی بن ابیطالب == | |||
{{اصلی|امالحسن بنت حسن بن علی بن ابیطالب}} | |||
امحسن، [[فرزند امام مجتبی]] {{ع}} و مادرش «[[اُمِّبشیر]]»<ref>امبشر (تنقیح المقال، ج۱، ص۱۰۳؛ وسیلة الدارین، ص۲۴۷.)</ref> دختر [[ابی مسعود انصاری]]<ref>معالی السبطین، ج۲، ص۲۳۵.</ref> یا [[خزرجی]]<ref>ارشاد، شیخ مفید، ج۲، ص۲۰، کنگره جهانی هزاره شیخ مفید؛ المجدی، ص۱۹. نیز ر. ک: (معالی السبطین، ج۲، ص۲۳۶.) خزرج، شاخهای است از انصار. (الانساب، سمعانی، ج۲، ص۳۵۹.)</ref> است. به گفته برخی از معاصرین، وی همراه مادر، [[برادران]] خود [[قاسم بن حسن]] و [[احمد بن حسن]] و خواهرش «[[ام الخیر]]» با [[امام حسین]] {{ع}} از [[مدینه]] به [[کربلا]] آمد<ref>تنقیح المقال، ج۱، ص۱۰۳؛ وسیلة الدارین، ص۲۴۷.</ref> و هنگام [[غارت]] خیمههای [[سیدالشهداء|سیّدالشهداء]] {{ع}} زیر دست و پای مهاجمین بیرحم به [[شهادت]] رسید<ref>معالی السبطین، ج۲، ص۲۳۵.</ref>. ولی در منابع پیشین از او به عنوان [[شهید]] یاد نشده است<ref>جمعی از نویسندگان، [[پژوهشی پیرامون شهدای کربلا (کتاب)|پژوهشی پیرامون شهدای کربلا]]، ص۹۸-۹۹.</ref>. | |||
== امسلمه بنت حسن بن علی بن ابیطالب == | |||
{{اصلی|امسلمه بنت حسن بن علی بن ابیطالب}} | |||
«امسلمه» دختر [[امام حسن مجتبی]]{{ع}}، مادرش کنیزی به نام [[ظمیا]] است. و با دو برادرش: «[[حسین أثرم]]» و «[[عبدالرحمن بن حسن بن علی|عبدالرحمان]]» از یک مادر هستند<ref>الارشاد، ج۲، ص۲۰.</ref>. وی با پسر [[امام سجاد]]{{ع}} به نام «عمر» ملقب به «اشرف» که او را «[[عمر اشرف]]»<ref>گویند از آن جهت که از طرف پدر و مادر دارای شرف و شرافت بود، به این لقب خوانده میشد.</ref> میگفتند [[ازدواج]] کرد. [[سیدرضی]] و [[سیدمرتضی]] علمالهدی از طرف مادرشان فاطمه بنت حسین بن احمد، از نسل عمر اشرف میباشند<ref>منتهی الامال، ص۷۲۷.</ref>.<ref>[[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین (کتاب)|زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین]]، ص ۲۱۶.</ref> | |||
== | == فاطمه بنت حسن بن علی بن ابیطالب == | ||
{{اصلی|فاطمه بنت حسن بن علی بن ابیطالب}} | |||
فاطمه بنت الحسن مادر بزرگوار [[امام باقر]] {{ع}}، نوه [[امام]]، دختر امام و [[همسر]] امام است. وی سومین «فاطمه» از تبار [[بنیهاشم]] است که در رحم [[مطهر]] و [[پاک]] او امامی پرورش یافته است. وی اولین دختر از نسل علی {{ع}} و زهرا {{س}} است که امامی را به [[دنیا]] آورده و آخرین [[زن]] [[علوی]] و فاطمی است که افتخار مادر بودن امام را کسب نموده است؛ زیرا بعد از امام باقر {{ع}} مادران [[امامان]] از تبارهای مختلف دیگری بودهاند. | |||
ازدواج [[امام سجاد]] {{ع}} با دختر عمویش [[فاطمه]]، دختر [[امام حسن]] {{ع}}، از خاطرهانگیزترین ازدواجها در [[بیت]] [[امامت]] است. با این ازدواج، دو نسل [[امامت امام حسن]] و [[امام حسین]] {{عم}} به هم رسیدند و فرزندانی [[پاک]] و [[طاهر]] به [[دنیا]] آمدند<ref>اعلام الوری، ص۲۴۶؛ اعیان الشیعه، ج۱، ص۶۵۰.</ref>. | |||
شیرینترین و [[بهترین]] دوره [[عمر]] فاطمه وقتی بود که پنجمین اختر فروزان و چراغ هدایت، [[امام باقر]] {{ع}} را به دنیا آورد. جدّش، [[پیامبر اکرم]] {{صل}} از طریق [[جابر بن عبداللّه انصاری]]، نویدِ فرزندش را داده و به او [[سلام]] رسانده و نام او را نیز فرموده بود<ref>الفصول المهمة، ص۱۵؛ کشف الغمه، ص۱۲۳.</ref>. امام صادق {{ع}} درباره مادربزرگش، فاطمه بنت الحسن، فرمود: {{متن حدیث|كَانَتْ صِدِّيقَةً لَمْ تُدْرَكْ فِي آلِ الْحَسَنِ {{ع}} مِثْلُهَا}}<ref>اصول کافی، ج۱، ص۵۳۶؛ بحارالانوار، ج۴۶، ص۲۱۵.</ref>؛ «او زنی راستگو بود و نظیری در خاندان امام حسن {{ع}} نداشت». | |||
ام عبداللّه همراه همسرش [[امام زین العابدین]] {{ع}} و فرزندش [[امام باقر]] {{ع}} در کربلا حضور داشت<ref>أعلام النساء المؤمنات، ص۴۹۸؛ ریاحین الشریعه، ج۳، ص۱۲؛ در مکتب فجر دانشها حضرت امام باقر {{ع}}، ص۲۸.</ref> و [[شهادت]] عمویش [[امام حسین]] {{ع}} و برادرانش قاسم و عبداللّه و به [[غل و زنجیر]] کشیدن و [[اسارت]] [[همسر]] بیمارش و [[تشنگی]] فرزند خردسالش، امام باقر {{ع}} را به چشم دید<ref>[[حیدر مظفری ورسی|مظفری ورسی، حیدر]]، [[مادران چهارده معصوم (کتاب)|مادران چهارده معصوم]]، ص۱۳۵ ـ۱۴۰.</ref>. | |||
== [[عمرو بن حسن بن علی بن ابیطالب]] == | == [[عمرو بن حسن بن علی بن ابیطالب]] == | ||
| خط ۷۳: | خط ۹۸: | ||
# [[پرونده:1100374.jpg|22px]] [[سید اصغر ناظمزاده|ناظمزاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام حسین - ناظمزاده (کتاب)|'''اصحاب امام حسین''']] | # [[پرونده:1100374.jpg|22px]] [[سید اصغر ناظمزاده|ناظمزاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام حسین - ناظمزاده (کتاب)|'''اصحاب امام حسین''']] | ||
# [[پرونده:13681353.jpg|22px]] [[محمد محمدی ریشهری|محمدی ریشهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امام حسین (کتاب)|'''گزیده دانشنامه امام حسین''']] | # [[پرونده:13681353.jpg|22px]] [[محمد محمدی ریشهری|محمدی ریشهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امام حسین (کتاب)|'''گزیده دانشنامه امام حسین''']] | ||
# [[پرونده:360818579.jpg|22px]] جمعی از نویسندگان، [[پژوهشی پیرامون شهدای کربلا (کتاب)| '''پژوهشی پیرامون شهدای کربلا''']] | |||
# [[پرونده:13681302.jpg|22px]] [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]] | |||
# [[پرونده:IM009705.jpg|22px]] [[حیدر مظفری ورسی|مظفری ورسی، حیدر]]، [[مادران چهارده معصوم (کتاب)|'''مادران چهارده معصوم''']] | |||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||