اصول مدیریت در نهج البلاغه: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| (۲ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۶: | خط ۶: | ||
}} | }} | ||
==تقدم اطاعت الهی== | ==اصل نخست: تقدم اطاعت الهی== | ||
فراز دوم با عبارت {{متن حدیث|أَمَرَهُ بِتَقْوَى اللَّهِ}}<ref>مالک را به رعایت تقوای الهی امر کرده است.</ref> شروع میشود و این بدان معناست که [[امام علی]]{{ع}} در صدد بیان [[قواعد]]، [[ضوابط]]، بایدها و نبایدها و حدودی است، که درواقع باید به منزله شاخص، ملاک و معیار تعقیب اهداف و مأموریتها و سرلوحه عمل قرار گیرند. | فراز دوم با عبارت {{متن حدیث|أَمَرَهُ بِتَقْوَى اللَّهِ}}<ref>مالک را به رعایت تقوای الهی امر کرده است.</ref> شروع میشود و این بدان معناست که [[امام علی]]{{ع}} در صدد بیان [[قواعد]]، [[ضوابط]]، بایدها و نبایدها و حدودی است، که درواقع باید به منزله شاخص، ملاک و معیار تعقیب اهداف و مأموریتها و سرلوحه عمل قرار گیرند. | ||
در ادامه این فراز [[امام]]{{ع}} بر [[ضرورت]] تقدم اطاعت الهی و عمل در چارچوب این حد و مرزها تأکید کرده و میفرماید: {{متن حدیث|وَ إِيْثَارِ طَاعَتِهِ}}. [[ایثار]]، یعنی مقدم داشتن دیگران بر خود که در اینجا حکایت از ضرورت تقدم [[اطاعت از خداوند]] و [[گردننهادن]] به [[حدود الهی]] است. پس از اینکه مشخص شد [[تقوای الهی]] و [[رعایت]] حد و [[مرزهای الهی]] ملاک [[واقعی]] [[رشد]] و [[اصلاح خود]] و دیگران و اساس سنجش در افراد و [[جوامع]] است، [[پرسش]] این است که چگونه میتوان به این حد و مرزها و شاخصها دست یافت؟ | در ادامه این فراز [[امام]]{{ع}} بر [[ضرورت]] تقدم اطاعت الهی و عمل در چارچوب این حد و مرزها تأکید کرده و میفرماید: {{متن حدیث|وَ إِيْثَارِ طَاعَتِهِ}}. [[ایثار]]، یعنی مقدم داشتن دیگران بر خود که در اینجا حکایت از ضرورت تقدم [[اطاعت از خداوند]] و [[گردننهادن]] به [[حدود الهی]] است. پس از اینکه مشخص شد [[تقوای الهی]] و [[رعایت]] حد و [[مرزهای الهی]] ملاک [[واقعی]] [[رشد]] و [[اصلاح خود]] و دیگران و اساس سنجش در افراد و [[جوامع]] است، [[پرسش]] این است که چگونه میتوان به این حد و مرزها و شاخصها دست یافت؟ | ||
| خط ۱۰۱: | خط ۱۰۱: | ||
در [[مدیریت اسلامی]] تأکید بر آن است که [[مدیر]] تلاش نماید تا آنجا که ممکن است کممؤونه و پر معونه یا پرکار باشد و این تنها در [[سایه]] [[زهد]] امکانپذیر است. زهد برای [[آدمی]] تمرین است، اما تمرین [[روح]]، روح با زهد [[ورزش]] مییابد و تعلقات اضافی را میریزد. سبکبال و سبکبار میگردد و در میدان [[فضائل]]، سبک به پرواز درمیآید. به همین دلیل [[امام علی]]{{ع}} از [[تقوا]] و زهد به «ورزش» تعبیر مینماید<ref>مطهری، مرتضی، سیری در نهجالبلاغه، ص۲۴۷-۲۵۴.</ref>.<ref>[[علی نقی امیری|امیری، علی نقی]]، [[الگوی اداره در نهج البلاغه (کتاب)|الگوی اداره در نهج البلاغه]]، ص ۹۵-۱۰۲.</ref> | در [[مدیریت اسلامی]] تأکید بر آن است که [[مدیر]] تلاش نماید تا آنجا که ممکن است کممؤونه و پر معونه یا پرکار باشد و این تنها در [[سایه]] [[زهد]] امکانپذیر است. زهد برای [[آدمی]] تمرین است، اما تمرین [[روح]]، روح با زهد [[ورزش]] مییابد و تعلقات اضافی را میریزد. سبکبال و سبکبار میگردد و در میدان [[فضائل]]، سبک به پرواز درمیآید. به همین دلیل [[امام علی]]{{ع}} از [[تقوا]] و زهد به «ورزش» تعبیر مینماید<ref>مطهری، مرتضی، سیری در نهجالبلاغه، ص۲۴۷-۲۵۴.</ref>.<ref>[[علی نقی امیری|امیری، علی نقی]]، [[الگوی اداره در نهج البلاغه (کتاب)|الگوی اداره در نهج البلاغه]]، ص ۹۵-۱۰۲.</ref> | ||
==تقید به احکام الهی== | ==اصل دوم: تقید به احکام الهی== | ||
در ادامه فراز دوم [[عهدنامه]]، [[امام]]{{ع}} دستور به [[تبعیت]] و [[برگزیدن]] [[اطاعت خداوند]] میدهد: {{متن حدیث|وَ اتِّبَاعِ مَا أَمَرَ بِهِ فِي كِتَابِهِ}} و این [[مبین]] آن است که منشأ بایدها و نبایدها به [[خداوند]] برگشته و [[اتقان]] خود را از این مبنا اخذ میکنند. این مطلب را درواقع میتوان تبیین نظری معیارهای [[رشد]] دانست؛ اما از آنجا که هر نظر باید بتواند به عینیت پا گذاشته و تبیین عینی و کاربردی شود، در ادامه عهدنامه، امام علی{{ع}}، به [[مالک اشتر]] میفرماید [[رعایت]] [[تقوای الهی]] و [[اطاعت از خداوند]]، منوط به [[پیروی]] از [[کتاب الهی]] و محتوای آن است؛ بدین معنا که اگر کسی بخواهد بداند که چگونه میتواند [[یقین]] کند که از خداوند [[اطاعت]] کرده است و چه مواردی را باید انجام دهد و چه مواردی را نباید انجام دهد، تا در چارچوب [[نظام فکری]] [[خدامحور]] قرار داشته باشد؛ این فراز از عهدنامه پاسخی است به این [[پرسش]]. | در ادامه فراز دوم [[عهدنامه]]، [[امام]]{{ع}} دستور به [[تبعیت]] و [[برگزیدن]] [[اطاعت خداوند]] میدهد: {{متن حدیث|وَ اتِّبَاعِ مَا أَمَرَ بِهِ فِي كِتَابِهِ}} و این [[مبین]] آن است که منشأ بایدها و نبایدها به [[خداوند]] برگشته و [[اتقان]] خود را از این مبنا اخذ میکنند. این مطلب را درواقع میتوان تبیین نظری معیارهای [[رشد]] دانست؛ اما از آنجا که هر نظر باید بتواند به عینیت پا گذاشته و تبیین عینی و کاربردی شود، در ادامه عهدنامه، امام علی{{ع}}، به [[مالک اشتر]] میفرماید [[رعایت]] [[تقوای الهی]] و [[اطاعت از خداوند]]، منوط به [[پیروی]] از [[کتاب الهی]] و محتوای آن است؛ بدین معنا که اگر کسی بخواهد بداند که چگونه میتواند [[یقین]] کند که از خداوند [[اطاعت]] کرده است و چه مواردی را باید انجام دهد و چه مواردی را نباید انجام دهد، تا در چارچوب [[نظام فکری]] [[خدامحور]] قرار داشته باشد؛ این فراز از عهدنامه پاسخی است به این [[پرسش]]. | ||
بنابراین، پس از ترسیم «نظام فکری خدامحور» و تبیین «تقوا» در درون آن، نخستین گام برای عینی کردن حد و مرزها، ارائه یک [[قانون اساسی]] و تعیین [[قوانین]] و [[مقررات]] استراتژیک و [[راهبردی]] در این نظام فکری است. این قانون اساسی درواقع همان کتاب الهی است که امام علی{{ع}} تبعیت از آن را برای مالک اشتر، که میخواهد [[هدایت]] و مدیریتِ بخشی از [[حکومت الهی]] را عهدهدار شود، ضروری میداند. | بنابراین، پس از ترسیم «نظام فکری خدامحور» و تبیین «تقوا» در درون آن، نخستین گام برای عینی کردن حد و مرزها، ارائه یک [[قانون اساسی]] و تعیین [[قوانین]] و [[مقررات]] استراتژیک و [[راهبردی]] در این نظام فکری است. این قانون اساسی درواقع همان کتاب الهی است که امام علی{{ع}} تبعیت از آن را برای مالک اشتر، که میخواهد [[هدایت]] و مدیریتِ بخشی از [[حکومت الهی]] را عهدهدار شود، ضروری میداند. | ||
| خط ۱۰۹: | خط ۱۰۹: | ||
[[متابعت]] از کتاب درواقع [[تبعیت از قرآن]] است که [[نبی اکرم]]{{صل}} آن را به عنوان یکی از دو ثقل پس از خود بر جای گذاشت و در کنار آن، به [[تبعیت]] از ثقل دوم که اهل بیت [[عصمت]] و [[طهارت]]{{عم}} هستند، سفارش فرمود<ref>قوچانی، محمود، فرمان حکومتی پیرامون مدیریت (شرح عهدنامه امیرالمؤمنین به مالک اشتر)، ص۱۲۵.</ref>.<ref>[[علی نقی امیری|امیری، علی نقی]]، [[الگوی اداره در نهج البلاغه (کتاب)|الگوی اداره در نهج البلاغه]]، ص ۱۰۲.</ref> | [[متابعت]] از کتاب درواقع [[تبعیت از قرآن]] است که [[نبی اکرم]]{{صل}} آن را به عنوان یکی از دو ثقل پس از خود بر جای گذاشت و در کنار آن، به [[تبعیت]] از ثقل دوم که اهل بیت [[عصمت]] و [[طهارت]]{{عم}} هستند، سفارش فرمود<ref>قوچانی، محمود، فرمان حکومتی پیرامون مدیریت (شرح عهدنامه امیرالمؤمنین به مالک اشتر)، ص۱۲۵.</ref>.<ref>[[علی نقی امیری|امیری، علی نقی]]، [[الگوی اداره در نهج البلاغه (کتاب)|الگوی اداره در نهج البلاغه]]، ص ۱۰۲.</ref> | ||
==آثار تقید به احکام الهی== | ===آثار تقید به احکام الهی=== | ||
از آنجا که قوانین و [[مقررات الهی]]، یا همان [[فرائض]] و [[سنتهای دینی]]، درواقع [[قوانین رشد]] و کمال هستند و براساس دستیابی به [[مصالح]] و دوری از [[مفاسد]] در همین جهت، وضع شدهاند، چنان ماهیت و خصلتی دارند که میان [[اطاعت]] و [[پیروی]] از آنها و تحقق کمال و [[رشد]] و [[سعادت بشر]]، رابطهای تنگاتنگ وجود دارد. به سخن دیگر، بر مبنای تبعیت یا عدم تبعیت از این [[احکام]] و سنن، دوگونه آثار مترتب بر آنهاست: {{متن حدیث|مِنْ فَرَائِضِهِ وَ سُنَنِهِ الَّتِي لَا يَسْعَدُ أَحَدٌ إِلَّا بِاتِّبَاعِهَا...}} پیروی از واجبات و مستحبات به گونهای است که: اولاً، [[سعادت]]، [[اصلاح]] و کمال را در پی دارد و [[نیکبختی]] جز در پرتو اطاعت از آنها به دست نمیآید؛ و ثانیاً، [[شقاوت]]، [[بدبختی]] و [[تباهی]] به کسی روی نمیآورد، مگر به واسطه [[انکار]]، یا ضایع کردن و زیر بار نرفتن آنها. | از آنجا که قوانین و [[مقررات الهی]]، یا همان [[فرائض]] و [[سنتهای دینی]]، درواقع [[قوانین رشد]] و کمال هستند و براساس دستیابی به [[مصالح]] و دوری از [[مفاسد]] در همین جهت، وضع شدهاند، چنان ماهیت و خصلتی دارند که میان [[اطاعت]] و [[پیروی]] از آنها و تحقق کمال و [[رشد]] و [[سعادت بشر]]، رابطهای تنگاتنگ وجود دارد. به سخن دیگر، بر مبنای تبعیت یا عدم تبعیت از این [[احکام]] و سنن، دوگونه آثار مترتب بر آنهاست: {{متن حدیث|مِنْ فَرَائِضِهِ وَ سُنَنِهِ الَّتِي لَا يَسْعَدُ أَحَدٌ إِلَّا بِاتِّبَاعِهَا...}} پیروی از واجبات و مستحبات به گونهای است که: اولاً، [[سعادت]]، [[اصلاح]] و کمال را در پی دارد و [[نیکبختی]] جز در پرتو اطاعت از آنها به دست نمیآید؛ و ثانیاً، [[شقاوت]]، [[بدبختی]] و [[تباهی]] به کسی روی نمیآورد، مگر به واسطه [[انکار]]، یا ضایع کردن و زیر بار نرفتن آنها. | ||
بنابراین، تنها راه سعادت و شقاوت از دیدگاه علی{{ع}}، ارتباطی مستقیم با نحوه [[سلوک]] فرد با قوانین و [[مقررات]] مطرح در [[نظامهای فکری]] [[خدامحور]] دارد و این رابطه انحصاری از وجود «لا» و «الّا» در جملات یادشده (که هر دو بر [[حصر]] و [[انحصار]] دلالت دارند) مستفاد میشود.<ref>[[علی نقی امیری|امیری، علی نقی]]، [[الگوی اداره در نهج البلاغه (کتاب)|الگوی اداره در نهج البلاغه]]، ص ۱۰۳.</ref> | بنابراین، تنها راه سعادت و شقاوت از دیدگاه علی{{ع}}، ارتباطی مستقیم با نحوه [[سلوک]] فرد با قوانین و [[مقررات]] مطرح در [[نظامهای فکری]] [[خدامحور]] دارد و این رابطه انحصاری از وجود «لا» و «الّا» در جملات یادشده (که هر دو بر [[حصر]] و [[انحصار]] دلالت دارند) مستفاد میشود.<ref>[[علی نقی امیری|امیری، علی نقی]]، [[الگوی اداره در نهج البلاغه (کتاب)|الگوی اداره در نهج البلاغه]]، ص ۱۰۳.</ref> | ||
| خط ۱۱۵: | خط ۱۱۵: | ||
== منابع == | == منابع == | ||
{{منابع}} | {{منابع}} | ||
# [[پرونده:IM010865.jpg|22px]] [[علی نقی امیری|امیری، علی نقی]]، [[الگوی اداره در نهج البلاغه (کتاب)|''' | # [[پرونده:IM010865.jpg|22px]] [[علی نقی امیری|امیری، علی نقی]]، [[الگوی اداره در نهج البلاغه (کتاب)|'''الگوی اداره در نهج البلاغه''']] | ||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||