پرش به محتوا

رضایت در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۲: خط ۲:
| موضوع مرتبط = رضایت
| موضوع مرتبط = رضایت
| عنوان مدخل  = رضایت
| عنوان مدخل  = رضایت
| مداخل مرتبط = [[رضایت در قرآن]] - [[رضایت در فقه سیاسی]] - [[رضایت در معارف و سیره نبوی]] - [[رضایت در معارف و سیره رضوی]] - [[رضایت در سیره معصوم]] - [[رضایت در اخلاق اسلامی]] - [[رضایت در روان‌شناسی اسلامی]] - [[رضایت در عرفان اسلامی]] - [[رضایت در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]]
| مداخل مرتبط = [[رضایت در قرآن]] - [[رضایت در نهج البلاغه]] - [[رضایت در فقه سیاسی]] - [[رضایت در معارف و سیره نبوی]] - [[رضایت در معارف و سیره رضوی]] - [[رضایت در سیره معصوم]] - [[رضایت در اخلاق اسلامی]] - [[رضایت در روان‌شناسی اسلامی]] - [[رضایت در عرفان اسلامی]] - [[رضایت در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]]
| پرسش مرتبط  =  
| پرسش مرتبط  =  
}}
}}


== مقدمه ==
== مقدمه ==
[[رضا]] از ریشه ـ ض ـ و" یا ـ ض ـ ی" در لغت به معنای [[خشنود]] شدن و خوشدلی، نیز به معنای پسند کردن و [[اختیار]] چیزی<ref>لغت نامه، ج ۸، ص ۱۲۱۰۷، «رضا»؛ التحقیق، ج ۴، ص ۱۳۳، «رضی».</ref> و حالتی در [[قلب]] است که هنگام موافقت طبع در رویارویی با واقعیات بیرون از خود به آن وصف می‌شود؛ چه‌آن امور ذاتا [[پسندیده]] باشند یا [[ناپسند]]. رضا ضد معنای [[سخط]] و [[غضب]] است که حالت قلب به هنگام منافرت طبع در رویارویی با حوادث است.<ref>معجم مقاییس اللغه، ج ۲، ص ۴۰۲؛ لسان العرب، ج ۵، ص ۲۳۵، «رضی».</ref> رضا و سخط به معنای [[اراده]] نیز برگردانده شده‌اند؛ با این تفاوت که رضا در موارد اراده [[تعظیم]] و [[ثواب]] و سخط در موارد اراده [[انتقام]] به کار می‌رود.<ref>مجمع البیان، ج ۱، ص ۴۲۰ـ۴۲۱.</ref> برخی دیگر، موارد کاربرد رضا را مغایر موارد کاربست اراده و تنها در جایی ذکر کرده‌اند که مراد تحقق یابد و به دنبال آن کراهتی نباشد؛ برخلاف استعمالات اراده که مقیّد به تحقق مراد نیستند.<ref>التبیان، ج ۸، ص ۳۹۱.</ref> رضا در [[فرهنگ دینی]]، [[کراهت]] نداشتن از [[قضای الهی]] <ref>مفردات، ص ۳۵۶، «رضی».</ref> و شاد بودن [[دل]] به آن <ref> التعریفات، ص ۱۴۸.</ref> است.
[[رضا]] از ریشه «ر ـ ض ـ و» یا «ر ـ ض ـ ی» در لغت به معنای [[خشنود]] شدن و خوشدلی، نیز به معنای پسند کردن و [[اختیار]] چیزی<ref>لغت نامه، ج ۸، ص ۱۲۱۰۷، «رضا»؛ التحقیق، ج ۴، ص ۱۳۳، «رضی».</ref> و حالتی در [[قلب]] است که هنگام موافقت طبع در رویارویی با واقعیات بیرون از خود به آن وصف می‌شود؛ چه‌آن امور ذاتا [[پسندیده]] باشند یا [[ناپسند]]. رضا ضد معنای [[سخط]] و [[غضب]] است که حالت قلب به هنگام منافرت طبع در رویارویی با حوادث است.<ref>معجم مقاییس اللغه، ج ۲، ص ۴۰۲؛ لسان العرب، ج ۵، ص ۲۳۵، «رضی».</ref> رضا و سخط به معنای [[اراده]] نیز برگردانده شده‌اند؛ با این تفاوت که رضا در موارد اراده [[تعظیم]] و [[ثواب]] و سخط در موارد اراده [[انتقام]] به کار می‌رود.<ref>مجمع البیان، ج ۱، ص ۴۲۰ـ۴۲۱.</ref> برخی دیگر، موارد کاربرد رضا را مغایر موارد کاربست اراده و تنها در جایی ذکر کرده‌اند که مراد تحقق یابد و به دنبال آن کراهتی نباشد؛ برخلاف استعمالات اراده که مقیّد به تحقق مراد نیستند.<ref>التبیان، ج ۸، ص ۳۹۱.</ref> رضا در [[فرهنگ دینی]]، [[کراهت]] نداشتن از [[قضای الهی]] <ref>مفردات، ص ۳۵۶، «رضی».</ref> و شاد بودن [[دل]] به آن <ref> التعریفات، ص ۱۴۸.</ref> است.


اخلاق‌پژوهان، رضا را به معنای ترک [[اعتراض]] به مقدّرات [[الهی]] در ظاهر و [[باطن]] و گفتار و [[کردار]] معنا کرده و آن را از آثار و لوازم [[مقام]] [[محبت]] دانسته‌اند.<ref>جامع السعادات، ج ۳، ص ۲۰۳.</ref> در [[عرفان]]، رضا از منازل [[سلوک]] به سوی [[خدا]] و به این معناست که سالک در برابر خواسته خدا وقوفی صادق و [[راستین]] داشته باشد و مقامی پیش‌تر یا پس‌تر و فزونی رتبه و تبدیل شدن حالش به حالی دیگر را نخواهد. [[عارفان]] این [[منزل]] را آغاز سلوک خاصّان و از سخت‌ترین راه‌ها برای همگان دانسته و برای آن سه [[درجه]] یاد کرده‌اند.<ref>شرح منازل السائرین، ص ۱۱۳ـ۱۱۷.</ref> به [[اعتقاد]] برخی [[رضا]]، کمال [[صبر]] یا بالاترین مرتبه [[توکّل]] است.<ref> تفسیر ثعلبی، ج ۱۰، ص ۲۶۲؛ بصائر ذوی التمییز، ج ۳، ص ۷۸، ۸۴.</ref> مشتقات واژه رضا در [[قرآن]] فراوان به کار رفته‌اند؛ ولی تنها چند مورد به رضای [[بنده]] از قضای [[پروردگار]] ربط دارند؛ البته این موضوع را از [[آیات]] متعدد دیگری نیز می‌توان دریافت که دربردارنده مشتقات واژه رضا نیستند. [[مفسران]] نیز در [[تفسیر]] واژه‌های گوناگونی، از رضا سخن رانده‌اند که به نظر به سبب نوعی ملازمه میان معنای آن واژه و مفهوم رضا باشد؛ نه اینکه آن دو مترادف‌اند؛ از میان این واژه‌ها می‌توان [[اطاعت]] {{متن قرآن|وَمَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَأُولَئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاءِ وَالصَّالِحِينَ وَحَسُنَ أُولَئِكَ رَفِيقًا}}<ref>«و آنان که از خداوند و پیامبر فرمان برند با کسانی که خداوند به آنان نعمت داده است از پیامبران و راستکرداران و شهیدان و شایستگان خواهند بود و آنان همراهانی نیکویند» سوره نساء، آیه ۶۹.</ref>؛ {{متن قرآن|وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّيْتُمْ فَإِنَّمَا عَلَى رَسُولِنَا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ}}<ref>«و از خداوند فرمان برید و از پیامبر فرمانبرداری کنید پس اگر پشت کنید بر عهده پیامبر ما، تنها پیام‌رسانی آشکار است» سوره تغابن، آیه ۱۲.</ref><ref> جامع البیان، ج ۵، ص ۲۲۳-۲۲۴؛ تفسیر سمرقندی، ج ۳، ص ۴۳۴.</ref>، [[توکل]] {{متن قرآن|قَالَ يَا قَوْمِ أَرَأَيْتُمْ إِنْ كُنْتُ عَلَى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّي وَرَزَقَنِي مِنْهُ رِزْقًا حَسَنًا وَمَا أُرِيدُ أَنْ أُخَالِفَكُمْ إِلَى مَا أَنْهَاكُمْ عَنْهُ إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ}}<ref>«گفت: ای قوم من! به من بگویید که اگر برهانی از پروردگار خود داشته باشم و او نیز از نزد خویش به من روزی نیکویی ارزانی داشته باشد (شما چه خواهید کرد؟) و من در آنچه شما را از آن باز می‌دارم نمی‌خواهم با شما مخالفت کنم، تا آنجا که می‌توانم جز اصلاح نظری ندارم و توفیق من جز با خداوند نیست، بر او توکل دارم و به سوی او باز می‌گردم» سوره هود، آیه ۸۸.</ref><ref>التبیان، ج ۶، ص ۵۱؛ مجمع البیان، ج ۵، ص ۲۸۷.</ref>، [[قناعت]] {{متن قرآن|وَالْبُدْنَ جَعَلْنَاهَا لَكُمْ مِنْ شَعَائِرِ اللَّهِ لَكُمْ فِيهَا خَيْرٌ فَاذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَيْهَا صَوَافَّ فَإِذَا وَجَبَتْ جُنُوبُهَا فَكُلُوا مِنْهَا وَأَطْعِمُوا الْقَانِعَ وَالْمُعْتَرَّ كَذَلِكَ سَخَّرْنَاهَا لَكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ}}<ref>«و (قربانی) شتران تنومند را برای شما از نشانه‌های (بندگی) خداوند قرار داده‌ایم، شما را در آنها خیری است پس نام خداوند را بر آنها در حالی که بر پا ایستاده‌اند ببرید (و آنها را نحر کنید) و چون پهلوهاشان به خاک رسید (و جان دادند) از (گوشت) آنها بخورید و به مستمند خواهنده و خویشتندار بخورانید؛ بدین‌گونه آنها را برای شما رام کرده‌ایم باشد که سپاس گزارید» سوره حج، آیه ۳۶.</ref><ref>احکام القرآن، ج ۳، ص ۳۱۹؛ تفسیر ثعلبی، ج ۷، ص ۲۳.</ref> و صبر {{متن قرآن|وَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ فَإِنَّكَ بِأَعْيُنِنَا وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ حِينَ تَقُومُ}}<ref>«و بر فرمان پروردگارت شکیب کن که تو را زیر نظر داریم و چون برمی‌خیزی پروردگارت را با سپاس به پاکی بستای!» سوره طور، آیه ۴۸.</ref><ref>التفسیر الکبیر، ج ۲۲، ص ۴۱.</ref> را بر شمرد.
اخلاق‌پژوهان، رضا را به معنای ترک [[اعتراض]] به مقدّرات [[الهی]] در ظاهر و [[باطن]] و گفتار و [[کردار]] معنا کرده و آن را از آثار و لوازم [[مقام]] [[محبت]] دانسته‌اند.<ref>جامع السعادات، ج ۳، ص ۲۰۳.</ref> در [[عرفان]]، رضا از منازل [[سلوک]] به سوی [[خدا]] و به این معناست که سالک در برابر خواسته خدا وقوفی صادق و [[راستین]] داشته باشد و مقامی پیش‌تر یا پس‌تر و فزونی رتبه و تبدیل شدن حالش به حالی دیگر را نخواهد. [[عارفان]] این [[منزل]] را آغاز سلوک خاصّان و از سخت‌ترین راه‌ها برای همگان دانسته و برای آن سه [[درجه]] یاد کرده‌اند.<ref>شرح منازل السائرین، ص ۱۱۳ـ۱۱۷.</ref> به [[اعتقاد]] برخی [[رضا]]، کمال [[صبر]] یا بالاترین مرتبه [[توکّل]] است.<ref> تفسیر ثعلبی، ج ۱۰، ص ۲۶۲؛ بصائر ذوی التمییز، ج ۳، ص ۷۸، ۸۴.</ref> مشتقات واژه رضا در [[قرآن]] فراوان به کار رفته‌اند؛ ولی تنها چند مورد به رضای [[بنده]] از قضای [[پروردگار]] ربط دارند؛ البته این موضوع را از [[آیات]] متعدد دیگری نیز می‌توان دریافت که دربردارنده مشتقات واژه رضا نیستند. [[مفسران]] نیز در [[تفسیر]] واژه‌های گوناگونی، از رضا سخن رانده‌اند که به نظر به سبب نوعی ملازمه میان معنای آن واژه و مفهوم رضا باشد؛ نه اینکه آن دو مترادف‌اند؛ از میان این واژه‌ها می‌توان [[اطاعت]] {{متن قرآن|وَمَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَأُولَئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاءِ وَالصَّالِحِينَ وَحَسُنَ أُولَئِكَ رَفِيقًا}}<ref>«و آنان که از خداوند و پیامبر فرمان برند با کسانی که خداوند به آنان نعمت داده است از پیامبران و راستکرداران و شهیدان و شایستگان خواهند بود و آنان همراهانی نیکویند» سوره نساء، آیه ۶۹.</ref>؛ {{متن قرآن|وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّيْتُمْ فَإِنَّمَا عَلَى رَسُولِنَا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ}}<ref>«و از خداوند فرمان برید و از پیامبر فرمانبرداری کنید پس اگر پشت کنید بر عهده پیامبر ما، تنها پیام‌رسانی آشکار است» سوره تغابن، آیه ۱۲.</ref><ref> جامع البیان، ج ۵، ص ۲۲۳-۲۲۴؛ تفسیر سمرقندی، ج ۳، ص ۴۳۴.</ref>، [[توکل]] {{متن قرآن|قَالَ يَا قَوْمِ أَرَأَيْتُمْ إِنْ كُنْتُ عَلَى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّي وَرَزَقَنِي مِنْهُ رِزْقًا حَسَنًا وَمَا أُرِيدُ أَنْ أُخَالِفَكُمْ إِلَى مَا أَنْهَاكُمْ عَنْهُ إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ}}<ref>«گفت: ای قوم من! به من بگویید که اگر برهانی از پروردگار خود داشته باشم و او نیز از نزد خویش به من روزی نیکویی ارزانی داشته باشد (شما چه خواهید کرد؟) و من در آنچه شما را از آن باز می‌دارم نمی‌خواهم با شما مخالفت کنم، تا آنجا که می‌توانم جز اصلاح نظری ندارم و توفیق من جز با خداوند نیست، بر او توکل دارم و به سوی او باز می‌گردم» سوره هود، آیه ۸۸.</ref><ref>التبیان، ج ۶، ص ۵۱؛ مجمع البیان، ج ۵، ص ۲۸۷.</ref>، [[قناعت]] {{متن قرآن|وَالْبُدْنَ جَعَلْنَاهَا لَكُمْ مِنْ شَعَائِرِ اللَّهِ لَكُمْ فِيهَا خَيْرٌ فَاذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَيْهَا صَوَافَّ فَإِذَا وَجَبَتْ جُنُوبُهَا فَكُلُوا مِنْهَا وَأَطْعِمُوا الْقَانِعَ وَالْمُعْتَرَّ كَذَلِكَ سَخَّرْنَاهَا لَكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ}}<ref>«و (قربانی) شتران تنومند را برای شما از نشانه‌های (بندگی) خداوند قرار داده‌ایم، شما را در آنها خیری است پس نام خداوند را بر آنها در حالی که بر پا ایستاده‌اند ببرید (و آنها را نحر کنید) و چون پهلوهاشان به خاک رسید (و جان دادند) از (گوشت) آنها بخورید و به مستمند خواهنده و خویشتندار بخورانید؛ بدین‌گونه آنها را برای شما رام کرده‌ایم باشد که سپاس گزارید» سوره حج، آیه ۳۶.</ref><ref>احکام القرآن، ج ۳، ص ۳۱۹؛ تفسیر ثعلبی، ج ۷، ص ۲۳.</ref> و صبر {{متن قرآن|وَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ فَإِنَّكَ بِأَعْيُنِنَا وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ حِينَ تَقُومُ}}<ref>«و بر فرمان پروردگارت شکیب کن که تو را زیر نظر داریم و چون برمی‌خیزی پروردگارت را با سپاس به پاکی بستای!» سوره طور، آیه ۴۸.</ref><ref>التفسیر الکبیر، ج ۲۲، ص ۴۱.</ref> را بر شمرد.
خط ۲۰: خط ۲۰:


== اهمیت و [[آثار رضا]] ==
== اهمیت و [[آثار رضا]] ==
[[رضا]] به قضای الهی را بالاترین [[مقامات]] [[دین]] و شریف‌ترین منازل مقرّبان دانسته‌اند <ref>کیمیای سعادت، ص ۶۰۶؛ مصباح الهدایه، ص ۳۹۹؛ جامع‌السعادات، ج ۳، ص ۲۰۴.</ref> که مطلوب [[اهل]] [[حقیقت]] و باب اعظم [[الهی]] است.<ref>اوصاف الاشراف، ص ۹۰ ـ ۹۱؛ جامع السعادات، ج ۳، ص ۲۰۴.</ref> کسی که به [[مقام رضا]] برسد، پیش از آنکه از [[دنیا]] بیرون رود، در [[بهشت]] به‌سر می‌برد، زیرا همیشه در [[راحتی]] است، به همین جهت [[خازن]] بهشت نیز "[[رضوان]]" نام دارد،<ref>اوصاف الاشراف، ص ۹۱؛ مصباح الهدایه، ص ۳۹۹ ـ ۴۰۰.</ref> چنان‌که سالک تا به مقام رضا نرسد، به [[خانه]] [[کرامت]] و [[قرب]] [[واصل]] نمی‌شود.<ref>اسفار، ج ۹، ص ۵۳۴.</ref> [[قرآن کریم]] رضا به [[حکم خدا]] و [[پیامبر]] {{صل}} را لازمِ [[ایمان]] مردان و [[زنان]] [[جامعه اسلامی]] می‌شمرد و می‌فرماید که هیچ کس در [[اختیار]] چیزی بر خلاف آنچه [[خدا]] و [[رسول]] به آن امر کرده‌اند، [[حق]] ندارد: {{متن قرآن|وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْرًا أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَمَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا مُبِينًا}}<ref>«و چون خداوند و فرستاده او به کاری فرمان دهند سزیده هیچ مرد و زن مؤمنی نیست که آنان را در کارشان گزینش (دیگری) باشد؛ هر کس از خدا و فرستاده‌اش نافرمانی کند به گمراهی آشکاری افتاده است» سوره احزاب، آیه ۳۶.</ref> برپایه [[سیاق آیات]]، قضای خدا در این [[آیه]] قضای [[تشریعی]] و به معنای [[جعل احکام]] تشریعی، یا [[تصرف]] [[پیامبران]] در شأنی از [[شئون]] [[بندگان]] است و قضای رسول همان قسم دوم است؛ یعنی تصرف در شأنی از شئون [[مردم]] براثر [[ولایتی]] که خدا به او بخشیده است.<ref>المیزان، ج ۱۶، ص ۳۲۱.</ref>
[[رضا]] به قضای الهی را بالاترین [[مقامات]] [[دین]] و شریف‌ترین منازل مقرّبان دانسته‌اند <ref>کیمیای سعادت، ص ۶۰۶؛ مصباح الهدایه، ص ۳۹۹؛ جامع‌السعادات، ج ۳، ص ۲۰۴.</ref> که مطلوب [[اهل]] [[حقیقت]] و باب اعظم [[الهی]] است.<ref>اوصاف الاشراف، ص ۹۰ ـ ۹۱؛ جامع السعادات، ج ۳، ص ۲۰۴.</ref> کسی که به [[مقام رضا]] برسد، پیش از آنکه از [[دنیا]] بیرون رود، در [[بهشت]] به‌سر می‌برد، زیرا همیشه در [[راحتی]] است، به همین جهت [[خازن]] بهشت نیز «[[رضوان]]» نام دارد،<ref>اوصاف الاشراف، ص ۹۱؛ مصباح الهدایه، ص ۳۹۹ ـ ۴۰۰.</ref> چنان‌که سالک تا به مقام رضا نرسد، به [[خانه]] [[کرامت]] و [[قرب]] [[واصل]] نمی‌شود.<ref>اسفار، ج ۹، ص ۵۳۴.</ref> [[قرآن کریم]] رضا به [[حکم خدا]] و [[پیامبر]] {{صل}} را لازمِ [[ایمان]] مردان و [[زنان]] [[جامعه اسلامی]] می‌شمرد و می‌فرماید که هیچ کس در [[اختیار]] چیزی بر خلاف آنچه [[خدا]] و [[رسول]] به آن امر کرده‌اند، [[حق]] ندارد: {{متن قرآن|وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْرًا أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَمَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا مُبِينًا}}<ref>«و چون خداوند و فرستاده او به کاری فرمان دهند سزیده هیچ مرد و زن مؤمنی نیست که آنان را در کارشان گزینش (دیگری) باشد؛ هر کس از خدا و فرستاده‌اش نافرمانی کند به گمراهی آشکاری افتاده است» سوره احزاب، آیه ۳۶.</ref> برپایه [[سیاق آیات]]، قضای خدا در این [[آیه]] قضای [[تشریعی]] و به معنای [[جعل احکام]] تشریعی، یا [[تصرف]] [[پیامبران]] در شأنی از [[شئون]] [[بندگان]] است و قضای رسول همان قسم دوم است؛ یعنی تصرف در شأنی از شئون [[مردم]] براثر [[ولایتی]] که خدا به او بخشیده است.<ref>المیزان، ج ۱۶، ص ۳۲۱.</ref>


در آیاتی، پس از بیان [[رضایت الهی]] از برخی بندگان، به [[خشنودی]] آنان از خدا اشاره می‌شود: {{متن قرآن|جَزَاؤُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ ذَلِكَ لِمَنْ خَشِيَ رَبَّهُ}}<ref>«پاداش آنان نزد پروردگارشان بهشت‌هایی جاودان است که از بن آنها جویباران روان است، هماره در آن جاودانند، خداوند از ایشان خرسند است و آنان از او خرسندند، این از آن کسی است که از پروردگار خویش بیم کند» سوره بینه، آیه ۸.</ref>؛ {{متن قرآن|لَا تَجِدُ قَوْمًا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ كَانُوا آبَاءَهُمْ أَوْ أَبْنَاءَهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ أُولَئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمَانَ وَأَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ وَيُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ أُولَئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلَا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}}<ref>«گروهی را نمی‌یابی که با ایمان به خداوند و روز واپسین، با کسانی که با خداوند و پیامبرش مخالفت ورزیده‌اند دوستی ورزند هر چند که آنان پدران یا فرزندان یا برادران یا خویشانشان باشند؛ آنانند که (خداوند) ایمان را در دلشان برنوشته و با روحی از خویش تأییدشان کرده است و آنان را به بوستان‌هایی درمی‌آورد که از بن آنها جویباران روان است، در آنها جاودانند، خداوند از آنان خرسند است و آنان از وی خرسندند، آنان حزب خداوندند، آگاه باشید که بی‌گمان حزب خداوند است که (گرویدگان به آن) رستگارند» سوره مجادله، آیه ۲۲.</ref> به دیده‌ای، رضای [[بندگان]] از [[خدا]]، [[خشنودی]] آنان از [[قضای الهی]] در [[دنیا]] و [[کراهت]] نداشتن از آن است.<ref>مجمع البیان، ج ۱۰، ص ۳۸۳؛ کشف الاسرار، ج ۱۰، ص ۲۶، ۵۷۲.</ref> در [[آیه]] {{متن قرآن|رَبَّنَا وَاجْعَلْنَا مُسْلِمَيْنِ لَكَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِنَا أُمَّةً مُسْلِمَةً لَكَ وَأَرِنَا مَنَاسِكَنَا وَتُبْ عَلَيْنَا إِنَّكَ أَنْتَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ}}<ref>«پروردگارا! و ما را فرمانبردار خود بگمار و از فرزندان ما خویشاوندانی را فرمانبردار خویش (برآور) و شیوه‌های پرستشمان را به ما بنما و توبه ما را بپذیر بی‌گمان تویی که توبه‌پذیر مهربانی» سوره بقره، آیه ۱۲۸.</ref> برپایه احتمالی، [[ابراهیم]] {{ع}} از خدا خواست تا او و فرزندش را به [[کامل‌ترین]] مرتبه [[رضا]] برساند.<ref>التفسیر الکبیر، ج ۴، ص ۶۵-۶۸.</ref> [[زکریا]] {{ع}} نیز از خدا [[فرزندی]] خواست که صفت رضا در قلبش ثابت و [[راسخ]] و به تقدیرات خدا و آزمایش‌های ظاهری و [[باطنی]] و [[تکالیف الهی]] [[راضی]] باشد: {{متن قرآن|وَاجْعَلْهُ رَبِّ رَضِيًّا}}<ref>«پروردگارا! او را پسندیده گردان» سوره مریم، آیه ۶.</ref><ref>التحقیق، ج ۴، ص ۱۳۵، «رضی».</ref> برخی کشتزار [[آخرت]] را در آیه {{متن قرآن|مَنْ كَانَ يُرِيدُ حَرْثَ الْآخِرَةِ نَزِدْ لَهُ فِي حَرْثِهِ وَمَنْ كَانَ يُرِيدُ حَرْثَ الدُّنْيَا نُؤْتِهِ مِنْهَا وَمَا لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِنْ نَصِيبٍ}}<ref>«هر کس کشت جهان واپسین را بخواهد به کشت او می‌افزاییم و آنکه کشت این جهان را بخواهد از آن بدو می‌دهیم و در جهان واپسین هیچ بهره‌ای ندارد» سوره شوری، آیه ۲۰.</ref> رضا دانسته‌اند<ref>تفسیر سلمی، ج ۲، ص ۲۲۷.</ref> و بعضی [[بهشت]] [[الهی]] را که در آیه {{متن قرآن|وَادْخُلِي جَنَّتِي}}<ref>«و به بهشت من پا بگذار!» سوره فجر، آیه ۳۰.</ref> خدا به صاحبان [[نفوس]] مطمئنّه اجازه می‌دهد که وارد آن شوند، در دنیا [[مقام رضا]] و [[تسلیم]] خوانده‌اند.<ref>غرائب القرآن، ج ۶، ص ۵۰۰.</ref> در آیه‌ای نیز خدا به [[مؤمنان]] [[دستور]] می‌دهد همگی وارد سِلْم شوند: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ادْخُلُوا فِي السِّلْمِ كَافَّةً وَلَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ}}<ref>«ای مؤمنان! همگی به فرمانبرداری (خداوند) درآیید و از گام‌های شیطان پیروی نکنید که او برای شما دشمنی آشکار است» سوره بقره، آیه ۲۰۸.</ref> که سِلم، همان رضا به قضای الهی دانسته شده است.<ref> تفسیر سلمی، ج ۱، ص ۷۰؛ التفسیر الکبیر، ج ۵، ص ۲۲۸.</ref> آیه‌ای دیگر از کسانی [[ستایش]] می‌کند که هنگام [[مصائب]] می‌گویند: ما برای خداییم و ما به سوی او بازمی‌گردیم: {{متن قرآن|الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ}}<ref>«همان کسان که چون بدیشان مصیبتی رسد می‌گویند: «انّا للّه و انّا الیه راجعون» (ما از آن خداوندیم و به سوی او باز می‌گردیم)» سوره بقره، آیه ۱۵۶.</ref> مراد از {{متن قرآن|إِنَّا لِلَّهِ}} در این آیه [[خشنود]] بودن به [[تدبیر الهی]] دانسته شده است.<ref>التبیان، ج ۲، ص ۴۰؛ مجمع البیان، ج ۱، ص ۴۳۷؛ البحر المحیط، ج، ص ۶۲۵.</ref> آنان کسانی هستند که از [[رحمت]] مطلق خدا بهره‌مندند که این رحمت مصادیق گوناگونی در [[دنیا]] و [[آخرت]] دارد؛ مانند [[توفیق]] رسیدن به [[مقام رضا]]: {{متن قرآن|أُولَئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَوَاتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ}}<ref>«بر آنان از پروردگارشان درودها و بخشایشی است و آنانند که رهیافته‌اند» سوره بقره، آیه ۱۵۷.</ref>.<ref>مواهب الرحمن، ج ۲، ص ۱۹۵.</ref> برخی در تأویلی [[عرفانی]]، [[مقام ابراهیم]] {{ع}} را در [[آیه]] {{متن قرآن|فِيهِ آيَاتٌ بَيِّنَاتٌ مَقَامُ إِبْرَاهِيمَ وَمَنْ دَخَلَهُ كَانَ آمِنًا وَلِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا وَمَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنِ الْعَالَمِينَ}}<ref>«در آن نشانه‌هایی روشن (چون) مقام ابراهیم وجود دارد و هر که در آن در آید در امان است و حجّ این خانه برای خداوند بر عهده مردمی است که بدان راهی توانند جست؛ و هر که انکار کند (بداند که) بی‌گمان خداوند از جهانیان بی‌نیاز است» سوره آل عمران، آیه ۹۷.</ref> مقام رضا دانسته‌اند.<ref>الفواتح الالهیه، ج ۱، ص ۱۱۹.</ref><ref>[[مجتبی صداقت|صداقت، مجتبی]]، [[رضا (مقاله)|مقاله «رضا»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۳.</ref>
در آیاتی، پس از بیان [[رضایت الهی]] از برخی بندگان، به [[خشنودی]] آنان از خدا اشاره می‌شود: {{متن قرآن|جَزَاؤُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ ذَلِكَ لِمَنْ خَشِيَ رَبَّهُ}}<ref>«پاداش آنان نزد پروردگارشان بهشت‌هایی جاودان است که از بن آنها جویباران روان است، هماره در آن جاودانند، خداوند از ایشان خرسند است و آنان از او خرسندند، این از آن کسی است که از پروردگار خویش بیم کند» سوره بینه، آیه ۸.</ref>؛ {{متن قرآن|لَا تَجِدُ قَوْمًا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ كَانُوا آبَاءَهُمْ أَوْ أَبْنَاءَهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ أُولَئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمَانَ وَأَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ وَيُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ أُولَئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلَا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}}<ref>«گروهی را نمی‌یابی که با ایمان به خداوند و روز واپسین، با کسانی که با خداوند و پیامبرش مخالفت ورزیده‌اند دوستی ورزند هر چند که آنان پدران یا فرزندان یا برادران یا خویشانشان باشند؛ آنانند که (خداوند) ایمان را در دلشان برنوشته و با روحی از خویش تأییدشان کرده است و آنان را به بوستان‌هایی درمی‌آورد که از بن آنها جویباران روان است، در آنها جاودانند، خداوند از آنان خرسند است و آنان از وی خرسندند، آنان حزب خداوندند، آگاه باشید که بی‌گمان حزب خداوند است که (گرویدگان به آن) رستگارند» سوره مجادله، آیه ۲۲.</ref> به دیده‌ای، رضای [[بندگان]] از [[خدا]]، [[خشنودی]] آنان از [[قضای الهی]] در [[دنیا]] و [[کراهت]] نداشتن از آن است.<ref>مجمع البیان، ج ۱۰، ص ۳۸۳؛ کشف الاسرار، ج ۱۰، ص ۲۶، ۵۷۲.</ref> در [[آیه]] {{متن قرآن|رَبَّنَا وَاجْعَلْنَا مُسْلِمَيْنِ لَكَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِنَا أُمَّةً مُسْلِمَةً لَكَ وَأَرِنَا مَنَاسِكَنَا وَتُبْ عَلَيْنَا إِنَّكَ أَنْتَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ}}<ref>«پروردگارا! و ما را فرمانبردار خود بگمار و از فرزندان ما خویشاوندانی را فرمانبردار خویش (برآور) و شیوه‌های پرستشمان را به ما بنما و توبه ما را بپذیر بی‌گمان تویی که توبه‌پذیر مهربانی» سوره بقره، آیه ۱۲۸.</ref> برپایه احتمالی، [[ابراهیم]] {{ع}} از خدا خواست تا او و فرزندش را به [[کامل‌ترین]] مرتبه [[رضا]] برساند.<ref>التفسیر الکبیر، ج ۴، ص ۶۵-۶۸.</ref> [[زکریا]] {{ع}} نیز از خدا [[فرزندی]] خواست که صفت رضا در قلبش ثابت و [[راسخ]] و به تقدیرات خدا و آزمایش‌های ظاهری و [[باطنی]] و [[تکالیف الهی]] [[راضی]] باشد: {{متن قرآن|وَاجْعَلْهُ رَبِّ رَضِيًّا}}<ref>«پروردگارا! او را پسندیده گردان» سوره مریم، آیه ۶.</ref><ref>التحقیق، ج ۴، ص ۱۳۵، «رضی».</ref> برخی کشتزار [[آخرت]] را در آیه {{متن قرآن|مَنْ كَانَ يُرِيدُ حَرْثَ الْآخِرَةِ نَزِدْ لَهُ فِي حَرْثِهِ وَمَنْ كَانَ يُرِيدُ حَرْثَ الدُّنْيَا نُؤْتِهِ مِنْهَا وَمَا لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِنْ نَصِيبٍ}}<ref>«هر کس کشت جهان واپسین را بخواهد به کشت او می‌افزاییم و آنکه کشت این جهان را بخواهد از آن بدو می‌دهیم و در جهان واپسین هیچ بهره‌ای ندارد» سوره شوری، آیه ۲۰.</ref> رضا دانسته‌اند<ref>تفسیر سلمی، ج ۲، ص ۲۲۷.</ref> و بعضی [[بهشت]] [[الهی]] را که در آیه {{متن قرآن|وَادْخُلِي جَنَّتِي}}<ref>«و به بهشت من پا بگذار!» سوره فجر، آیه ۳۰.</ref> خدا به صاحبان [[نفوس]] مطمئنّه اجازه می‌دهد که وارد آن شوند، در دنیا [[مقام رضا]] و [[تسلیم]] خوانده‌اند.<ref>غرائب القرآن، ج ۶، ص ۵۰۰.</ref> در آیه‌ای نیز خدا به [[مؤمنان]] [[دستور]] می‌دهد همگی وارد سِلْم شوند: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ادْخُلُوا فِي السِّلْمِ كَافَّةً وَلَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ}}<ref>«ای مؤمنان! همگی به فرمانبرداری (خداوند) درآیید و از گام‌های شیطان پیروی نکنید که او برای شما دشمنی آشکار است» سوره بقره، آیه ۲۰۸.</ref> که سِلم، همان رضا به قضای الهی دانسته شده است.<ref> تفسیر سلمی، ج ۱، ص ۷۰؛ التفسیر الکبیر، ج ۵، ص ۲۲۸.</ref> آیه‌ای دیگر از کسانی [[ستایش]] می‌کند که هنگام [[مصائب]] می‌گویند: ما برای خداییم و ما به سوی او بازمی‌گردیم: {{متن قرآن|الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ}}<ref>«همان کسان که چون بدیشان مصیبتی رسد می‌گویند: «انّا للّه و انّا الیه راجعون» (ما از آن خداوندیم و به سوی او باز می‌گردیم)» سوره بقره، آیه ۱۵۶.</ref> مراد از {{متن قرآن|إِنَّا لِلَّهِ}} در این آیه [[خشنود]] بودن به [[تدبیر الهی]] دانسته شده است.<ref>التبیان، ج ۲، ص ۴۰؛ مجمع البیان، ج ۱، ص ۴۳۷؛ البحر المحیط، ج، ص ۶۲۵.</ref> آنان کسانی هستند که از [[رحمت]] مطلق خدا بهره‌مندند که این رحمت مصادیق گوناگونی در [[دنیا]] و [[آخرت]] دارد؛ مانند [[توفیق]] رسیدن به [[مقام رضا]]: {{متن قرآن|أُولَئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَوَاتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ}}<ref>«بر آنان از پروردگارشان درودها و بخشایشی است و آنانند که رهیافته‌اند» سوره بقره، آیه ۱۵۷.</ref>.<ref>مواهب الرحمن، ج ۲، ص ۱۹۵.</ref> برخی در تأویلی [[عرفانی]]، [[مقام ابراهیم]] {{ع}} را در [[آیه]] {{متن قرآن|فِيهِ آيَاتٌ بَيِّنَاتٌ مَقَامُ إِبْرَاهِيمَ وَمَنْ دَخَلَهُ كَانَ آمِنًا وَلِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا وَمَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنِ الْعَالَمِينَ}}<ref>«در آن نشانه‌هایی روشن (چون) مقام ابراهیم وجود دارد و هر که در آن در آید در امان است و حجّ این خانه برای خداوند بر عهده مردمی است که بدان راهی توانند جست؛ و هر که انکار کند (بداند که) بی‌گمان خداوند از جهانیان بی‌نیاز است» سوره آل عمران، آیه ۹۷.</ref> مقام رضا دانسته‌اند.<ref>الفواتح الالهیه، ج ۱، ص ۱۱۹.</ref><ref>[[مجتبی صداقت|صداقت، مجتبی]]، [[رضا (مقاله)|مقاله «رضا»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۳.</ref>
خط ۲۷: خط ۲۷:
از دیدگاه [[قرآن کریم]]، [[رضا]] آثاری دارد که [[سعادت]] [[دنیایی]] و [[آخرتی]] [[انسان]] را تأمین می‌کنند.
از دیدگاه [[قرآن کریم]]، [[رضا]] آثاری دارد که [[سعادت]] [[دنیایی]] و [[آخرتی]] [[انسان]] را تأمین می‌کنند.
=== [[آرامش]] و آسان شدن [[سختی‌ها]] در دنیا ===
=== [[آرامش]] و آسان شدن [[سختی‌ها]] در دنیا ===
از آثار رضا به قضای [[خدا]]، آسان شدن [[مصیبت‌ها]] و رنج‌های [[زندگی دنیا]] و آرامش در حالات گوناگون است.<ref>شرح چهل حدیث، ص ۵۶۴.</ref> انسان [[راضی]]، [[زندگی]] گوارا و خوشایندی دارد، هرچند زندگی ظاهری او آمیخته با [[سختی]] و [[فقر]] باشد {{متن قرآن|مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ}}<ref>«کسانی از مرد و زن که کار شایسته‌ای کنند؛ و مؤمن باشند، بی‌گمان آنان را با زندگانی پاکیزه‌ای زنده می‌داریم و به یقین نیکوتر از آنچه انجام می‌دادند پاداششان را خواهیم داد» سوره نحل، آیه ۹۷.</ref>.<ref>غرائب القرآن، ج ۴، ص ۳۰۳؛ تفسیر قرطبی، ج ۱۰، ص ۱۷۴.</ref>، زیرا می‌داند هر آنچه از دست می‌دهد، [[علم]] و [[حکمت]] و [[قدرت الهی]] به آن تعلّق گرفته است و اگر نعمتی مادی به او برسد، می‌داند که همیشگی نیست و روزی از دست می‌رود، پس به آن [[دل]] نمی‌بندد و از رسیدن آن شادمان نمی‌شود. {{متن قرآن|مَا أَصَابَ مِن مُّصِيبَةٍ فِي الأَرْضِ وَلا فِي أَنفُسِكُمْ إِلاَّ فِي كِتَابٍ مِّن قَبْلِ أَن نَّبْرَأَهَا إِنَّ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَلا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاكُمْ وَاللَّهُ لا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ}}<ref>«هیچ گزندی در زمین و به جان‌هایتان نمی‌رسد مگر پیش از آنکه آن را پدید آوریم، در کتابی (آمده) است؛ این بر خداوند آسان است تا بر آنچه از دست شما رفت دریغ نخورید و بر آنچه به شما دهد شادی نکنید و خداوند هیچ خود پسند خویشتن ستایی را دوست نمی‌دارد» سوره حدید، آیه ۲۲-۲۳.</ref>.<ref>غرائب القرآن، ج ۶، ص ۲۵۹.</ref> در این حال است که برای انسان راضی، هیچ یک از حالات [[غنا]] و فقر، قوت و [[ضعف]]، صحت و [[مرض]] تفاوت و مزیتی ندارد و همه احوال برایش یکسان‌اند که [[اخلاق]] پژوهان از آن به "استواء حالات" تعبیر کرده‌اند.<ref>اوصاف الاشراف، ص ۹۰؛ شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص ۱۷۴.</ref>
از آثار رضا به قضای [[خدا]]، آسان شدن [[مصیبت‌ها]] و رنج‌های [[زندگی دنیا]] و آرامش در حالات گوناگون است.<ref>شرح چهل حدیث، ص ۵۶۴.</ref> انسان [[راضی]]، [[زندگی]] گوارا و خوشایندی دارد، هرچند زندگی ظاهری او آمیخته با [[سختی]] و [[فقر]] باشد {{متن قرآن|مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ}}<ref>«کسانی از مرد و زن که کار شایسته‌ای کنند؛ و مؤمن باشند، بی‌گمان آنان را با زندگانی پاکیزه‌ای زنده می‌داریم و به یقین نیکوتر از آنچه انجام می‌دادند پاداششان را خواهیم داد» سوره نحل، آیه ۹۷.</ref>.<ref>غرائب القرآن، ج ۴، ص ۳۰۳؛ تفسیر قرطبی، ج ۱۰، ص ۱۷۴.</ref>، زیرا می‌داند هر آنچه از دست می‌دهد، [[علم]] و [[حکمت]] و [[قدرت الهی]] به آن تعلّق گرفته است و اگر نعمتی مادی به او برسد، می‌داند که همیشگی نیست و روزی از دست می‌رود، پس به آن [[دل]] نمی‌بندد و از رسیدن آن شادمان نمی‌شود. {{متن قرآن|مَا أَصَابَ مِن مُّصِيبَةٍ فِي الأَرْضِ وَلا فِي أَنفُسِكُمْ إِلاَّ فِي كِتَابٍ مِّن قَبْلِ أَن نَّبْرَأَهَا إِنَّ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَلا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاكُمْ وَاللَّهُ لا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ}}<ref>«هیچ گزندی در زمین و به جان‌هایتان نمی‌رسد مگر پیش از آنکه آن را پدید آوریم، در کتابی (آمده) است؛ این بر خداوند آسان است تا بر آنچه از دست شما رفت دریغ نخورید و بر آنچه به شما دهد شادی نکنید و خداوند هیچ خود پسند خویشتن ستایی را دوست نمی‌دارد» سوره حدید، آیه ۲۲-۲۳.</ref>.<ref>غرائب القرآن، ج ۶، ص ۲۵۹.</ref> در این حال است که برای انسان راضی، هیچ یک از حالات [[غنا]] و فقر، قوت و [[ضعف]]، صحت و [[مرض]] تفاوت و مزیتی ندارد و همه احوال برایش یکسان‌اند که [[اخلاق]] پژوهان از آن به «استواء حالات» تعبیر کرده‌اند.<ref>اوصاف الاشراف، ص ۹۰؛ شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص ۱۷۴.</ref>


برپایه برخی [[روایات]]، اگر [[فرمانروایی]] [[شرق]] و [[غرب]] [[جهان]] به او سپرده شود، یا اعضاء و مفاصل [[بدن]] او پاره پاره و از هم جدا گردند، برایش فرقی ندارد، چون [[یقین]] دارد که هرچه خدا برای او مقدّر فرموده، برایش بهتر است.<ref>الکافی، ج ۲، ص ۶۲.</ref> در مقابل، [[انسانی]] که به تقدیرات [[الهی]] [[خشنود]] نیست، نعمت‌های ظاهری را نشانه اکرام خدا و فقر را نمایه [[اهانت]] [[الهی]] می‌داند، در حالی که هر دو از [[خدا]] و برای [[امتحان]] اوست. {{متن قرآن|يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَّرْضِيَّةً فَادْخُلِي فِي عِبَادِي وَادْخُلِي جَنَّتِي}}<ref>«ای روان آرمیده! به سوی پروردگارت خرسند و پسندیده بازگرد! آنگاه، در جرگه بندگان من درآی! و به بهشت من پا بگذار!» سوره فجر، آیه ۲۷-۳۰.</ref>.<ref>[[مجتبی صداقت|صداقت، مجتبی]]، [[رضا (مقاله)|مقاله «رضا»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۳.</ref>
برپایه برخی [[روایات]]، اگر [[فرمانروایی]] [[شرق]] و [[غرب]] [[جهان]] به او سپرده شود، یا اعضاء و مفاصل [[بدن]] او پاره پاره و از هم جدا گردند، برایش فرقی ندارد، چون [[یقین]] دارد که هرچه خدا برای او مقدّر فرموده، برایش بهتر است.<ref>الکافی، ج ۲، ص ۶۲.</ref> در مقابل، [[انسانی]] که به تقدیرات [[الهی]] [[خشنود]] نیست، نعمت‌های ظاهری را نشانه اکرام خدا و فقر را نمایه [[اهانت]] [[الهی]] می‌داند، در حالی که هر دو از [[خدا]] و برای [[امتحان]] اوست. {{متن قرآن|يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَّرْضِيَّةً فَادْخُلِي فِي عِبَادِي وَادْخُلِي جَنَّتِي}}<ref>«ای روان آرمیده! به سوی پروردگارت خرسند و پسندیده بازگرد! آنگاه، در جرگه بندگان من درآی! و به بهشت من پا بگذار!» سوره فجر، آیه ۲۷-۳۰.</ref>.<ref>[[مجتبی صداقت|صداقت، مجتبی]]، [[رضا (مقاله)|مقاله «رضا»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۳.</ref>
۸۱٬۸۹۵

ویرایش