اصول مدیریت در نهج البلاغه: تفاوت میان نسخه‌ها

خط ۱۰۹: خط ۱۰۹:
[[متابعت]] از کتاب درواقع [[تبعیت از قرآن]] است که [[نبی اکرم]]{{صل}} آن را به عنوان یکی از دو ثقل پس از خود بر جای گذاشت و در کنار آن، به [[تبعیت]] از ثقل دوم که اهل بیت [[عصمت]] و [[طهارت]]{{عم}} هستند، سفارش فرمود<ref>قوچانی، محمود، فرمان حکومتی پیرامون مدیریت (شرح عهدنامه امیرالمؤمنین به مالک اشتر)، ص۱۲۵.</ref>.<ref>[[علی نقی امیری|امیری، علی نقی]]، [[الگوی اداره در نهج البلاغه (کتاب)|الگوی اداره در نهج البلاغه]]، ص ۱۰۲.</ref>
[[متابعت]] از کتاب درواقع [[تبعیت از قرآن]] است که [[نبی اکرم]]{{صل}} آن را به عنوان یکی از دو ثقل پس از خود بر جای گذاشت و در کنار آن، به [[تبعیت]] از ثقل دوم که اهل بیت [[عصمت]] و [[طهارت]]{{عم}} هستند، سفارش فرمود<ref>قوچانی، محمود، فرمان حکومتی پیرامون مدیریت (شرح عهدنامه امیرالمؤمنین به مالک اشتر)، ص۱۲۵.</ref>.<ref>[[علی نقی امیری|امیری، علی نقی]]، [[الگوی اداره در نهج البلاغه (کتاب)|الگوی اداره در نهج البلاغه]]، ص ۱۰۲.</ref>


==آثار تقید به احکام الهی==
===آثار تقید به احکام الهی===
از آنجا که قوانین و [[مقررات الهی]]، یا همان [[فرائض]] و [[سنت‌های دینی]]، درواقع [[قوانین رشد]] و کمال هستند و براساس دستیابی به [[مصالح]] و دوری از [[مفاسد]] در همین جهت، وضع شده‌اند، چنان ماهیت و خصلتی دارند که میان [[اطاعت]] و [[پیروی]] از آنها و تحقق کمال و [[رشد]] و [[سعادت بشر]]، رابطه‌ای تنگاتنگ وجود دارد. به سخن دیگر، بر مبنای تبعیت یا عدم تبعیت از این [[احکام]] و سنن، دوگونه آثار مترتب بر آنهاست: {{متن حدیث|مِنْ فَرَائِضِهِ وَ سُنَنِهِ الَّتِي لَا يَسْعَدُ أَحَدٌ إِلَّا بِاتِّبَاعِهَا...}} پیروی از واجبات و مستحبات به گونه‌ای است که: اولاً، [[سعادت]]، [[اصلاح]] و کمال را در پی دارد و [[نیک‌بختی]] جز در پرتو اطاعت از آنها به دست نمی‌آید؛ و ثانیاً، [[شقاوت]]، [[بدبختی]] و [[تباهی]] به کسی روی نمی‌آورد، مگر به واسطه [[انکار]]، یا ضایع کردن و زیر بار نرفتن آنها.
از آنجا که قوانین و [[مقررات الهی]]، یا همان [[فرائض]] و [[سنت‌های دینی]]، درواقع [[قوانین رشد]] و کمال هستند و براساس دستیابی به [[مصالح]] و دوری از [[مفاسد]] در همین جهت، وضع شده‌اند، چنان ماهیت و خصلتی دارند که میان [[اطاعت]] و [[پیروی]] از آنها و تحقق کمال و [[رشد]] و [[سعادت بشر]]، رابطه‌ای تنگاتنگ وجود دارد. به سخن دیگر، بر مبنای تبعیت یا عدم تبعیت از این [[احکام]] و سنن، دوگونه آثار مترتب بر آنهاست: {{متن حدیث|مِنْ فَرَائِضِهِ وَ سُنَنِهِ الَّتِي لَا يَسْعَدُ أَحَدٌ إِلَّا بِاتِّبَاعِهَا...}} پیروی از واجبات و مستحبات به گونه‌ای است که: اولاً، [[سعادت]]، [[اصلاح]] و کمال را در پی دارد و [[نیک‌بختی]] جز در پرتو اطاعت از آنها به دست نمی‌آید؛ و ثانیاً، [[شقاوت]]، [[بدبختی]] و [[تباهی]] به کسی روی نمی‌آورد، مگر به واسطه [[انکار]]، یا ضایع کردن و زیر بار نرفتن آنها.
بنابراین، تنها راه سعادت و شقاوت از دیدگاه علی{{ع}}، ارتباطی مستقیم با نحوه [[سلوک]] فرد با قوانین و [[مقررات]] مطرح در [[نظام‌های فکری]] [[خدامحور]] دارد و این رابطه انحصاری از وجود «لا» و «الّا» در جملات یادشده (که هر دو بر [[حصر]] و [[انحصار]] دلالت دارند) مستفاد می‌شود.<ref>[[علی نقی امیری|امیری، علی نقی]]، [[الگوی اداره در نهج البلاغه (کتاب)|الگوی اداره در نهج البلاغه]]، ص ۱۰۳.</ref>
بنابراین، تنها راه سعادت و شقاوت از دیدگاه علی{{ع}}، ارتباطی مستقیم با نحوه [[سلوک]] فرد با قوانین و [[مقررات]] مطرح در [[نظام‌های فکری]] [[خدامحور]] دارد و این رابطه انحصاری از وجود «لا» و «الّا» در جملات یادشده (که هر دو بر [[حصر]] و [[انحصار]] دلالت دارند) مستفاد می‌شود.<ref>[[علی نقی امیری|امیری، علی نقی]]، [[الگوی اداره در نهج البلاغه (کتاب)|الگوی اداره در نهج البلاغه]]، ص ۱۰۳.</ref>
۲۲۷٬۳۸۰

ویرایش