آیه خیر البریة: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۱۹ بایت حذف‌شده ،  دیروز در ‏۲۱:۰۶
خط ۴۴: خط ۴۴:


== مناقشات [[عامه]] ==
== مناقشات [[عامه]] ==
بر اساس احادیثی که [[عالمان]] [[بزرگوار]] [[شیعه]] از [[اندیشمندان]] [[سنی]] نقل کرده‌اند، دلالت این آیۀ بر [[امامت]] [[حضرت امیرالمؤمنین]]{{ع}} پس از [[رسول خدا]]{{صل}} روشن است؛ از این رو افراد متعصبی همچون [[ابن تیمیه]] و [[پیروان]] او مناقشاتی پیرامون [[استدلال]] [[عالمان شیعه]] مطرح ساخته‌اند که طرح و نقد آنها برای [[اتمام حجت]] لازم است. ابن تیمیه در نخستین گام به [[صحت روایت]] مطرح شده از سوی علّامه حلّی تردید می‌کند و در دو وجه ابتدایی، از وجوه متعدّدی که به عنوان شگرد خود در [[مجادله]] تراشیده است، می‌نویسد: پاسخ وجوهی دارد:  
از آنجا که پذیرش احادیثی که [[نزول]] این [[آیه]] را در [[شأن امام علی]]{{ع}} می‌دانند، به معنای پذیرش [[شایستگی]] و [[افضلیت]] آن حضرت و به تبع ان [[اثبات امامت]] ان حضرات است، از این رو مخالفینی همچون [[ابن تیمیه]] و [[پیروان]] او مناقشاتی پیرامون [[استدلال]] [[عالمان شیعه]] مطرح ساخته‌اند.
# آنها مطالبۀ [[درستی]] نقل است در حالی که ما در [[دروغ]] بودن آن [[شک]] نداریم.  
 
# اینکه این [[حدیث]] به اتّفاق [[علما]] و [[اهل]] [[شناخت]] [[روایات]] در زمرۀ [[احادیث]] [[دروغین]] و ساختگی است<ref>منهاج السنة، ج۷، ص۱۸۷.</ref>.
=== مناقشات ابن تیمیه ===
ابن تیمیه در نخستین گام به [[صحت روایت]] مطرح شده از سوی علّامه حلّی تردید می‌کند و در دو وجه ابتدایی، از وجوه مناقشات خود بر آیه می‌گوید:
# نخستین اشکال، مطالبۀ [[درستی]] نقل است در حالی که ما در [[دروغ]] بودن آن [[شک]] نداریم.  
# اشکال دوم اینکه این [[حدیث]] به اتّفاق [[علما]] و [[اهل]] [[شناخت]] [[روایات]] در زمرۀ [[احادیث]] [[دروغین]] و ساختگی است<ref>منهاج السنة، ج۷، ص۱۸۷.</ref>.


دنباله رو ابن تیمیه نیز در مناقشه به استدلال [[سید شرف الدین]] می‌نویسد: «به صرف نقل این [[روایت]] از سوی [[ابن حجر]] در کتابش به معنای [[اعتراف]] او به [[نزول آیه]] دربارۀ ایشان نیست و در اینجا دو چیز عجیب است: یکی [[تعجب]] از عبدالحسین [مرحوم [[شرف الدین]]] و دیگری از ابن حجر! اما [[عجب]] از عبدالحسین اینکه او چشمان خود را بر سخن ابن حجر در آخر حدیث بسته است که گفته: «در آن [[کذّاب]] وجود دارد» و این چنین سخن وی را نادیده گرفته است. اما عجب از ابن حجر که وی این [[آیه]] را ضمن [[آیات]] نازل شده دربارۀ ایشان گرد آورده است، پس آیا او [[اعتقاد]] دارد که این‌چنین است‌؟ و اگر نظر او این است، پس فائدۀ سخن وی پس از روایتی که در [[تأیید]] آن ضمیمه کرده چیست که گفته: در آن [[کذاب]] وجود دارد؟»
دنباله رو ابن تیمیه نیز در مناقشه به استدلال [[سید شرف الدین]] می‌نویسد: «به صرف نقل این [[روایت]] از سوی [[ابن حجر]] در کتابش به معنای [[اعتراف]] او به [[نزول آیه]] دربارۀ ایشان نیست و در اینجا دو چیز عجیب است: یکی [[تعجب]] از عبدالحسین [مرحوم [[شرف الدین]]] و دیگری از ابن حجر! اما [[عجب]] از عبدالحسین اینکه او چشمان خود را بر سخن ابن حجر در آخر حدیث بسته است که گفته: «در آن [[کذّاب]] وجود دارد» و این چنین سخن وی را نادیده گرفته است. اما عجب از ابن حجر که وی این [[آیه]] را ضمن [[آیات]] نازل شده دربارۀ ایشان گرد آورده است، پس آیا او [[اعتقاد]] دارد که این‌چنین است‌؟ و اگر نظر او این است، پس فائدۀ سخن وی پس از روایتی که در [[تأیید]] آن ضمیمه کرده چیست که گفته: در آن [[کذاب]] وجود دارد؟»


در پاسخ به این سخن [[بیهوده]] و تناقض‌آمیز باید گفت که مرحوم [[شرف الدین]]، صرف نقل این روایت در کتاب ابن حجر را دلیلی بر [[صحت]] آن نزد [[ابن‌حجر]] ندانسته است، بلکه ایشان به [[روایات]] این [[حدیث]] از سوی فرد متعصبی همچون [[ابن حجر مکی]] [[استشهاد]] کرده است؛ چراکه [[ابن حجر]] این [[روایت]] را به عنوان شاهدی بر [[نزول]] آیۀ [[شریف]] دربارۀ [[اهل بیت]]{{عم}} آورده است. البته دنباله رو [[ابن تیمیه]] نیز متوجه این نکته است، از این رو از ابن حجر[[ تعجب]] می‌کند. در نتیجه [[کلام]] وی تناقض دارد؛ یعنی در ابتدا می‌گوید صرف ذکر [[حدیث]] از سوی [[ابن حجر]] دلیل بر [[صحت]] آن نزد وی نیست، و در آخر با اظهار [[تعجب]] از ابن حجر می‌گوید: وی این [[آیه]] را در ضمن [[آیات]] نازل شده دربارۀ [[اهل بیت]]{{عم}} آورده و به این حدیث [[استشهاد]] کرده است.
==== نقد و بررسی ====
در پاسخ به این اشکالات باید گفت که مرحوم [[شرف الدین]]، صرف نقل این روایت در کتاب ابن حجر را دلیلی بر [[صحت]] آن نزد [[ابن‌حجر]] ندانسته است، بلکه ایشان به [[روایات]] این [[حدیث]] از سوی فرد متعصبی همچون [[ابن حجر مکی]] [[استشهاد]] کرده است؛ چراکه [[ابن حجر]] این [[روایت]] را به عنوان شاهدی بر [[نزول]] آیۀ [[شریف]] دربارۀ [[اهل بیت]]{{عم}} آورده است. البته دنباله رو [[ابن تیمیه]] نیز متوجه این نکته است، از این رو از ابن حجر[[ تعجب]] می‌کند. در نتیجه [[کلام]] وی تناقض دارد؛ یعنی در ابتدا می‌گوید صرف ذکر [[حدیث]] از سوی [[ابن حجر]] دلیل بر [[صحت]] آن نزد وی نیست، و در آخر با اظهار [[تعجب]] از ابن حجر می‌گوید: وی این [[آیه]] را در ضمن [[آیات]] نازل شده دربارۀ [[اهل بیت]]{{عم}} آورده و به این حدیث [[استشهاد]] کرده است.


نکته دیگر اینکه آمدن این حدیث در کتاب [[الصواعق المحرقة]]<ref>الصواعق المحرقة، ص۱۶۱.</ref> که به تصریح ابن حجر در مقدمۀ کتاب، در رد [[اعتقاد]] [[امامیه]] نگاشته شده است، دلالت می‌کند بر اینکه این [[روایت]] متفق علیه میان [[فریقین]] بوده و از هر دو طریق وارد شده است. در نتیجه وجود [[راوی]] [[کذّاب]] در میان یکی از اسناد این روایت، هیچ خللی در مقصود ابن حجر ایجاد نمی‌کند؛ از این رو ضمن اینکه از نظر وی، [[کذاب]] در میان [[راویان حدیث]] وجود دارد، امّا وی این حدیث را ـ که متفق علیه میان فریقین است ـ شاهدی بر [[نزول]] دربارۀ اهل بیت{{عم}} می‌داند، در نتیجه آن کسی که در اینجا دچار تناقض شده دنباله رو [[ابن تیمیه]] است نه ابن حجر مکّی. همچنین مرحوم [[سید شرف الدین]] نیز به [[درستی]] کلام ابن حجر را [[اعتراف]] به [[نزول آیه]] دربارۀ اهل بیت{{عم}} دانسته‌اند و آن را برای [[احتجاج]] در مقابل [[خصم]] کافی دانسته است و [[عجب]] از دنباله رو ابن تیمیه است که یا در [[درک]] مطلب، دچار مشکل شده و یا تجاهل می‌کند.
نکته دیگر اینکه آمدن این حدیث در کتاب [[الصواعق المحرقة]]<ref>الصواعق المحرقة، ص۱۶۱.</ref> که به تصریح ابن حجر در مقدمۀ کتاب، در رد [[اعتقاد]] [[امامیه]] نگاشته شده است، دلالت می‌کند بر اینکه این [[روایت]] متفق علیه میان [[فریقین]] بوده و از هر دو طریق وارد شده است. در نتیجه وجود [[راوی]] [[کذّاب]] در میان یکی از اسناد این روایت، هیچ خللی در مقصود ابن حجر ایجاد نمی‌کند؛ از این رو ضمن اینکه از نظر وی، [[کذاب]] در میان [[راویان حدیث]] وجود دارد، امّا وی این حدیث را ـ که متفق علیه میان فریقین است ـ شاهدی بر [[نزول]] دربارۀ اهل بیت{{عم}} می‌داند، در نتیجه آن کسی که در اینجا دچار تناقض شده دنباله رو [[ابن تیمیه]] است نه ابن حجر مکّی. همچنین مرحوم [[سید شرف الدین]] نیز به [[درستی]] کلام ابن حجر را [[اعتراف]] به [[نزول آیه]] دربارۀ اهل بیت{{عم}} دانسته‌اند و آن را برای [[احتجاج]] در مقابل [[خصم]] کافی دانسته است و [[عجب]] از دنباله رو ابن تیمیه است که یا در [[درک]] مطلب، دچار مشکل شده و یا تجاهل می‌کند.
خط ۶۶: خط ۷۰:
این حدیث همچنین از حضرت [[امام]] محمّد [[باقر]]{{ع}} روایت شده است<ref>ر.ک: شواهد التنزیل، ج۲، ص۴۶۵-۴۶۶، ح۱۱۳۷.</ref>.<ref>سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۶، ص۱۷۷-۱۸۱.</ref>
این حدیث همچنین از حضرت [[امام]] محمّد [[باقر]]{{ع}} روایت شده است<ref>ر.ک: شواهد التنزیل، ج۲، ص۴۶۵-۴۶۶، ح۱۱۳۷.</ref>.<ref>سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۶، ص۱۷۷-۱۸۱.</ref>


=== ذکر برخی اسانید و [[نصوص]] حدیث در منابع [[عامه]] ===
===== ذکر برخی اسانید و [[نصوص]] حدیث در منابع [[عامه]] =====
برای مشخص شدن برخی از [[راویان]] مشهور حدیث، به ذکر برخی اسانید و نصوص آن می‌پردازیم.
برای مشخص شدن برخی از [[راویان]] مشهور حدیث، به ذکر برخی اسانید و نصوص آن می‌پردازیم.


==== روایت [[ابن جریر طبری]] ====
'''روایت [[ابن جریر طبری]]'''
 
[[طبری]] در [[تفسیر]] [[جامع البیان]] می‌نویسد: «ابن [[حمید]] از [[عیسی]] بن فرقد، از [[ابوجارود]]، از محمّد بن علی برای ما حدیث نقل کرد که [[پیامبر]]{{صل}} دربارۀ آیۀ {{متن قرآن|أُولَئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ}} فرمود: «ای [[علی]]، [مقصود] تو و شیعیانت هستید»»<ref>تفسیر الطبری، ج۳۰، ص۳۳۵، ح۲۹۲۰۸.</ref>.
[[طبری]] در [[تفسیر]] [[جامع البیان]] می‌نویسد: «ابن [[حمید]] از [[عیسی]] بن فرقد، از [[ابوجارود]]، از محمّد بن علی برای ما حدیث نقل کرد که [[پیامبر]]{{صل}} دربارۀ آیۀ {{متن قرآن|أُولَئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ}} فرمود: «ای [[علی]]، [مقصود] تو و شیعیانت هستید»»<ref>تفسیر الطبری، ج۳۰، ص۳۳۵، ح۲۹۲۰۸.</ref>.


==== روایت [[ابن عساکر]] ====
'''روایت [[ابن عساکر]]'''
 
ابن عساکر نیز به اسناد خود، از چند طریق این حدیث را در [[تاریخ مدینه دمشق]] آورده است. وی می‌نویسد: «طبری به سند خود از [[جابر بن عبداللّه انصاری]] نقل می‌کند که گفت: ما نزد [[پیامبر]]{{صل}} بودیم که [[علی بن أبی طالب]] پیش آمد. پیامبر فرمود: «همانا برادرم بر شما وارد شد». سپس به [[کعبه]] روی‌کرد و با دست به آن زد و فرمود: «[[سوگند]] به کسی که جانم به دست اوست، قطعاً این [یعنی [[امیرالمؤمنین]]{{ع}}] و شیعیانش در [[روز قیامت]] رستگارند». سپس فرمود: «او از نظر [[ایمان]] به من نخستین شماست، به [[عهد خداوند]] [[وفادارترین]] شما، نسبت به [[امر خداوند]] پایدارترین شما، نسبت به [[رعیت]] عادل‌ترین شما، در تقسیم به [[مساوات]] دقیق‌ترین شما و نزد [[خداوند]] از نظر [[برتری]] عظیم‌ترین شماست. [جابر] گفت: [در این حال این [[آیه]]] نازل شد که: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُولَئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ}}. پس هر گاه علی{{ع}} می‌آمد،[[ اصحاب]] محمّد{{صل}} می‌گفتند: به تحقیق بهترین [[خلق]] [[خدا]] آمد».
ابن عساکر نیز به اسناد خود، از چند طریق این حدیث را در [[تاریخ مدینه دمشق]] آورده است. وی می‌نویسد: «طبری به سند خود از [[جابر بن عبداللّه انصاری]] نقل می‌کند که گفت: ما نزد [[پیامبر]]{{صل}} بودیم که [[علی بن أبی طالب]] پیش آمد. پیامبر فرمود: «همانا برادرم بر شما وارد شد». سپس به [[کعبه]] روی‌کرد و با دست به آن زد و فرمود: «[[سوگند]] به کسی که جانم به دست اوست، قطعاً این [یعنی [[امیرالمؤمنین]]{{ع}}] و شیعیانش در [[روز قیامت]] رستگارند». سپس فرمود: «او از نظر [[ایمان]] به من نخستین شماست، به [[عهد خداوند]] [[وفادارترین]] شما، نسبت به [[امر خداوند]] پایدارترین شما، نسبت به [[رعیت]] عادل‌ترین شما، در تقسیم به [[مساوات]] دقیق‌ترین شما و نزد [[خداوند]] از نظر [[برتری]] عظیم‌ترین شماست. [جابر] گفت: [در این حال این [[آیه]]] نازل شد که: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُولَئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ}}. پس هر گاه علی{{ع}} می‌آمد،[[ اصحاب]] محمّد{{صل}} می‌گفتند: به تحقیق بهترین [[خلق]] [[خدا]] آمد».


خط ۷۹: خط ۸۵:
[[ابواحمد]] گفت: این [[حدیث]] را غیر از [[ابو سمره]] [[راوی]] دیگری نیز از [[شریک]] [[روایت]] کرده است. همچنین به غیر از شریک، راوی دیگری هم از [[اعمش]]، از [[عطیه]]، از [[جابر بن عبداللّه]] روایت کرده است که همانا ما علی{{ع}} را از [[برگزیدگان]] خویش می‌شمردیم. غیر از [[ابوسمره]]، کسی این چنین اسناد نداده است<ref>تاریخ مدینة دمشق، ج۴۲، ص۳۷۱. همچنین ر.ک: المناقب (خوارزمی)، ص۱۱۱-۱۱۲، ح۱۲۰.</ref>.
[[ابواحمد]] گفت: این [[حدیث]] را غیر از [[ابو سمره]] [[راوی]] دیگری نیز از [[شریک]] [[روایت]] کرده است. همچنین به غیر از شریک، راوی دیگری هم از [[اعمش]]، از [[عطیه]]، از [[جابر بن عبداللّه]] روایت کرده است که همانا ما علی{{ع}} را از [[برگزیدگان]] خویش می‌شمردیم. غیر از [[ابوسمره]]، کسی این چنین اسناد نداده است<ref>تاریخ مدینة دمشق، ج۴۲، ص۳۷۱. همچنین ر.ک: المناقب (خوارزمی)، ص۱۱۱-۱۱۲، ح۱۲۰.</ref>.


==== روایت [[حاکم حسکانی]] ====
'''روایت [[حاکم حسکانی]]'''
 
[[حاکم]] نیز در [[شواهد التنزیل]]، به اسناد خود این حدیث را روایت کرده است. وی می‌نویسد: «حاکم حسکانی به سند خود از بریده، از پدرش نقل می‌کند که گفت: پیامبر{{صل}} این [[آیه]] را [[تلاوت]] فرمود: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُولَئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ}}. آن‌گاه دست [[مبارک]] خویش را بر شانۀ علی{{ع}} قرار داد و فرمود: «ای علی، [مراد [[خدا]] از این که فرمود] تو و [[شیعه]] تو است. تو و شیعیانت در روز قیامت [[سیراب]] وارد [[محشر]] می‌شوید و [[دشمن]] تو [[لب تشنه]] و دست بر گردن وارد می‌شود»»<ref>شواهد التنزیل، ج۲، ص۴۶۴، ح۱۱۳۱.</ref>.
[[حاکم]] نیز در [[شواهد التنزیل]]، به اسناد خود این حدیث را روایت کرده است. وی می‌نویسد: «حاکم حسکانی به سند خود از بریده، از پدرش نقل می‌کند که گفت: پیامبر{{صل}} این [[آیه]] را [[تلاوت]] فرمود: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُولَئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ}}. آن‌گاه دست [[مبارک]] خویش را بر شانۀ علی{{ع}} قرار داد و فرمود: «ای علی، [مراد [[خدا]] از این که فرمود] تو و [[شیعه]] تو است. تو و شیعیانت در روز قیامت [[سیراب]] وارد [[محشر]] می‌شوید و [[دشمن]] تو [[لب تشنه]] و دست بر گردن وارد می‌شود»»<ref>شواهد التنزیل، ج۲، ص۴۶۴، ح۱۱۳۱.</ref>.


==== [[روایت]] [[خوارزمی ]]====
'''[[روایت]] [[خوارزمی ]]'''
 
وی در دو موضع از [[کتاب مناقب]] و به اسانید متعدّد، به نقل این [[حدیث]] پرداخته، می‌نویسد: «سَروَر [[حفّاظ]]، ابومنصور شهردار بن [[شیرویه]] بن شهردار [[دیلمی]] به سند خود از جابر نقل می‌کند که گفت: ما نزد [[پیامبر]]{{صل}} بودیم که [[علی بن ابی طالب]]{{ع}} پیش آمد. آن‌گاه [[رسول خدا]]{{صل}} فرمود: «به تحقیق برادرم بر شما وارد شد»؛ سپس به سوی [[کعبه]] متوجه شد و آن را با دست بر آن زد، سپس فرمود: «[[سوگند]] به کسی که جانم به دست اوست، همانا این [یعنی [[امیرالمؤمنین]]] و [[شیعه]] او در [[روز قیامت]] همان رستگارانند». سپس فرمود: «او از نظر [[ایمان]] به من نخستین شماست، به [[عهد]] [[خدای تعالی]] [[وفادارترین]] شما، نسبت به [[امر خداوند]] پایدارترین شما، نسبت به [[رعیت]] عادل‌ترین شما، در تقسیم به [[مساوات]] دقیق‌ترین شما و نزد [[خداوند]] از نظر مزیت عظیم‌ترین شماست». [جابر] گفت: دربارۀ او این [[آیه]] نازل شد: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُولَئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ}}. [جابر] گفت: پس هر گاه علی{{ع}} می‌آمد،[[ اصحاب]] محمّد{{صل}} می‌گفتند: همانا بهترین [[خلق]] [[خدا]] آمد»<ref>المناقب، ص۱۱۱-۱۱۲، ح۱۲۰.</ref>.
وی در دو موضع از [[کتاب مناقب]] و به اسانید متعدّد، به نقل این [[حدیث]] پرداخته، می‌نویسد: «سَروَر [[حفّاظ]]، ابومنصور شهردار بن [[شیرویه]] بن شهردار [[دیلمی]] به سند خود از جابر نقل می‌کند که گفت: ما نزد [[پیامبر]]{{صل}} بودیم که [[علی بن ابی طالب]]{{ع}} پیش آمد. آن‌گاه [[رسول خدا]]{{صل}} فرمود: «به تحقیق برادرم بر شما وارد شد»؛ سپس به سوی [[کعبه]] متوجه شد و آن را با دست بر آن زد، سپس فرمود: «[[سوگند]] به کسی که جانم به دست اوست، همانا این [یعنی [[امیرالمؤمنین]]] و [[شیعه]] او در [[روز قیامت]] همان رستگارانند». سپس فرمود: «او از نظر [[ایمان]] به من نخستین شماست، به [[عهد]] [[خدای تعالی]] [[وفادارترین]] شما، نسبت به [[امر خداوند]] پایدارترین شما، نسبت به [[رعیت]] عادل‌ترین شما، در تقسیم به [[مساوات]] دقیق‌ترین شما و نزد [[خداوند]] از نظر مزیت عظیم‌ترین شماست». [جابر] گفت: دربارۀ او این [[آیه]] نازل شد: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُولَئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ}}. [جابر] گفت: پس هر گاه علی{{ع}} می‌آمد،[[ اصحاب]] محمّد{{صل}} می‌گفتند: همانا بهترین [[خلق]] [[خدا]] آمد»<ref>المناقب، ص۱۱۱-۱۱۲، ح۱۲۰.</ref>.


خوارزمی به سندی دیگر، [[روایت]] را از [[یزید بن شراحیل انصاری]] ـ [[کاتب امیرالمؤمنین]]{{ع}} ـ روایت کرده است. وی به نقل از یزید بن شراحیل انصاری می‌نویسد: «شنیدم علی{{ع}} می‌فرمود: رسول خدا{{صل}} در حالی که من او را بر سینه‌ام چسبانده بودم به من فرمود: «ای علی، آیا این سخن خدا را نشنیده‌ای [که فرمود]: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُولَئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ}}. [مراد این [[آیه]]] تو و شیعه توست. موعد من و موعد شما در کنار [[حوض]] است. آن‌گاه که [[امت‌ها]] برای [[حساب]] پراکنده می‌شوند، شما با چهره و پیشانی [[نورانی]] خوانده می‌شوید»<ref>المناقب، ص۲۶۵-۲۶۶ ح۲۴۷، هم‌چنین ر.ک: شواهد التنزیل، ج۲، ص۴۵۹، ح۱۱۲۵؛ مناقب علی بن أبی‌ طالب وما نزل من القرآن فی علی، ص۳۴۷، ش۱۰۸.</ref>.
خوارزمی به سندی دیگر، [[روایت]] را از [[یزید بن شراحیل انصاری]] ـ [[کاتب امیرالمؤمنین]]{{ع}} ـ روایت کرده است. وی به نقل از یزید بن شراحیل انصاری می‌نویسد: «شنیدم علی{{ع}} می‌فرمود: رسول خدا{{صل}} در حالی که من او را بر سینه‌ام چسبانده بودم به من فرمود: «ای علی، آیا این سخن خدا را نشنیده‌ای [که فرمود]: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُولَئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ}}. [مراد این [[آیه]]] تو و شیعه توست. موعد من و موعد شما در کنار [[حوض]] است. آن‌گاه که [[امت‌ها]] برای [[حساب]] پراکنده می‌شوند، شما با چهره و پیشانی [[نورانی]] خوانده می‌شوید»<ref>المناقب، ص۲۶۵-۲۶۶ ح۲۴۷، هم‌چنین ر.ک: شواهد التنزیل، ج۲، ص۴۵۹، ح۱۱۲۵؛ مناقب علی بن أبی‌ طالب وما نزل من القرآن فی علی، ص۳۴۷، ش۱۰۸.</ref>.


==== روایت [[طبرانی]] ====
'''روایت [[طبرانی]]'''
 
طبرانی نیز در المعجم الاوسط، به مناسبت این حدیث را به اسناد خود از [[حضرت امیرالمؤمنین]]{{ع}} [[روایت]] کرده است. وی می‌نویسد: «[[علی بن سعید]] رازی به سند خود از جابر، از [[ابوالطفیل]]، از عبداللّه بن [[نجی]] برای ما [[روایت]] کرد که: همانا به نزد علی{{ع}} در [[روز جنگ جمل]] طلا یا [[نقره]] آورده شد. پس از تفکری به کنایه فرمود: [ای [[دنیا]]] نقره شوی و طلا شوی، غیر مرا [[فریب]] ده، [برو] [[اهل]] شامی را فریب ده که به خاطر تو [[قیام]] می‌کنند. آن‌گاه سخنش بر [[مردم]] گران آمد و آن را به ایشان یادآوری کردند. پس مردم را مطلع ساخت و جمع کرد. مردم بر ایشان وارد شدند، و فرمود: «همانا [[خلیل]] من{{صل}} به من فرمود: «ای علی، همانا تو و [[شیعه]] تو به زودی در حالی که [[خشنود]] و مورد رضای [[خدا]] هستید بر [[خداوند]] وارد خواهید شد و [[دشمن]] تو در حالی که مورد [[غضب]] و دست بر گردن است بر تو وارد می‌شود»». سپس علی{{ع}}[[ دست]] [[مبارک]] خود را به دور گردنش جمع کرد و چگونگی اقماح را به مردم نشان داد».
طبرانی نیز در المعجم الاوسط، به مناسبت این حدیث را به اسناد خود از [[حضرت امیرالمؤمنین]]{{ع}} [[روایت]] کرده است. وی می‌نویسد: «[[علی بن سعید]] رازی به سند خود از جابر، از [[ابوالطفیل]]، از عبداللّه بن [[نجی]] برای ما [[روایت]] کرد که: همانا به نزد علی{{ع}} در [[روز جنگ جمل]] طلا یا [[نقره]] آورده شد. پس از تفکری به کنایه فرمود: [ای [[دنیا]]] نقره شوی و طلا شوی، غیر مرا [[فریب]] ده، [برو] [[اهل]] شامی را فریب ده که به خاطر تو [[قیام]] می‌کنند. آن‌گاه سخنش بر [[مردم]] گران آمد و آن را به ایشان یادآوری کردند. پس مردم را مطلع ساخت و جمع کرد. مردم بر ایشان وارد شدند، و فرمود: «همانا [[خلیل]] من{{صل}} به من فرمود: «ای علی، همانا تو و [[شیعه]] تو به زودی در حالی که [[خشنود]] و مورد رضای [[خدا]] هستید بر [[خداوند]] وارد خواهید شد و [[دشمن]] تو در حالی که مورد [[غضب]] و دست بر گردن است بر تو وارد می‌شود»». سپس علی{{ع}}[[ دست]] [[مبارک]] خود را به دور گردنش جمع کرد و چگونگی اقماح را به مردم نشان داد».


۱۵٬۳۷۳

ویرایش