پرش به محتوا

مردم‌گرایی: تفاوت میان نسخه‌ها

برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۴۵: خط ۴۵:
مردم و [[نیروی انسانی]]، ویژگی‌ها و صفات متعددی دارند. [[امام]]{{ع}} از چه زاویه‌ای به معرفی مردم پرداخته است؟ کدام [[خصلت]] مردم از دید [[مدیر]] و [[حاکم]] اهمیت بسیاری دارد و در کیفیت عملکرد او بیشترین تأثیر را می‌گذارد؟
مردم و [[نیروی انسانی]]، ویژگی‌ها و صفات متعددی دارند. [[امام]]{{ع}} از چه زاویه‌ای به معرفی مردم پرداخته است؟ کدام [[خصلت]] مردم از دید [[مدیر]] و [[حاکم]] اهمیت بسیاری دارد و در کیفیت عملکرد او بیشترین تأثیر را می‌گذارد؟
امام{{ع}} در این فراز به یکی از مهم‌ترین مسائل هر [[سازمان]] و هر [[حکومت]] اشاره می‌کند و از این زاویه اهمیت و [[جایگاه مردم]] را هم در راستای بقا و دوام سازمان و حکومت، نشان می‌دهد. این مسئله، گویای «بی‌تفاوت نبودن مردم» نسبت به عملکرد [[مدیران]] و [[مسئولان]] و به عبارتی «نقش نظارتی» آنهاست.<ref>[[علی نقی امیری|امیری، علی نقی]]، [[الگوی اداره در نهج البلاغه (کتاب)|الگوی اداره در نهج البلاغه]]، ص ۲۶۳.</ref>
امام{{ع}} در این فراز به یکی از مهم‌ترین مسائل هر [[سازمان]] و هر [[حکومت]] اشاره می‌کند و از این زاویه اهمیت و [[جایگاه مردم]] را هم در راستای بقا و دوام سازمان و حکومت، نشان می‌دهد. این مسئله، گویای «بی‌تفاوت نبودن مردم» نسبت به عملکرد [[مدیران]] و [[مسئولان]] و به عبارتی «نقش نظارتی» آنهاست.<ref>[[علی نقی امیری|امیری، علی نقی]]، [[الگوی اداره در نهج البلاغه (کتاب)|الگوی اداره در نهج البلاغه]]، ص ۲۶۳.</ref>
===اصل نظارت مردمی===
یکی از [[واقعیات]] هر [[سازمان]] و هر جامعه‌ای آن است که [[مردم]] نسبت به عملکرد [[مسئولان]]، حساسیت داشته و همه [[اعمال]] آنها را مستقیم و غیر مستقیم زیر نظر دارند: {{متن حدیث|وَ أَنَّ النَّاسَ يَنْظُرُونَ مِنْ أُمُورِكَ}}. ای مالک بدان که مردم تو را به نظاره نشسته‌اند؛ هیچ کار تو از مردم پنهان نمی‌ماند؛ یکایک کارهای تو در سازمان، نحوه ورود و خروج تو، کیفیت برخوردت با افراد، نحوه استفاده تو از [[بیت المال]]، [[میزان]] تقید به [[رعایت]] [[ضوابط]]، یا احیاناً توجه به روابط، اعمال سلیقه یا [[رفتار]] روشمند، اهمیت دادن به مردم و رسیدگی به آنها به طور شایسته، یا بی‌تفاوت بودن نسبت به آنها، وعده‌دادن‌ها و ارتباط آنها با عمل، و...، همه زیر نگاه تیزبین مردم قرار دارد. حال کیفیت نگاه مردم به مسئولان چگونه است؟ و چگونه می‌توان نحوه [[نظارت]] آنها را به بهترین نحو به مسئولان و [[حکام]] فهماند؟<ref>[[علی نقی امیری|امیری، علی نقی]]، [[الگوی اداره در نهج البلاغه (کتاب)|الگوی اداره در نهج البلاغه]]، ص ۲۶۳.</ref>
===کیفیت درک نظارت مردمی===
[[امام علی]]{{ع}} با بیان جمله‌ای در توصیف نحوه نظارت مردمی برای مالک، این مسئله را به صورت [[علمی]] حضوری و [[یقینی]] ترسیم کرده است: «مردم تو را آن‌گونه نگاه می‌کنند و در تو [[دقت]] می‌کنند که تو پیش از اینکه به [[ولایت]] برسی، به [[والیان]] و [[مدیران]] قبل از خود، می‌نگریستی و نظاره‌گر آنها بودی». نوع انتقال [[پیام]] در اینجا [[ظرافت]] خاصی دارد. وقتی [[انسان]] مطلبی را خودش [[تجربه]] می‌کند، درکی از آن دارد که از جمله یقینی‌ترین و عمیق‌ترین نوع [[علم]] است. یعنی اگر [[یقین]]، دارای مراتب «[[علم الیقین]]»، «[[عین الیقین]]» و «[[حق الیقین]]» است، آنچه که انسان با گوشت و پوست خود [[لمس]] کرده و تجربه می‌کند، از سنخ «حق الیقین» و [[علم حضوری]] است.
با این بیان، هر [[مدیر]] به خوبی می‌تواند به گذشته خود و قبل از [[ریاست]] که خود جزء مردم عادی بود، مراجعه کرده و ببیند، چه انتظارهایی از مسئولان داشته و چگونه به عملکرد و رفتار آنها، حساس بوده است، و به این طریق شاید چندان نیازی به طرح [[خواسته‌ها]] از طرف [[مردم]] نباشد و او بتواند عملکردی در راستای اهداف مردم از خود بروز دهد. افزون بر این، توجه به این نکته نیز ضروری است که «[[مقتضیات زمان]] و مکان تعیین کننده [[تکلیف]] و [[وظیفه]] [[مدیران]] و [[مسئولان]] هستند. از این‌رو، چه بسا عملی که قبل از [[پذیرش مسئولیت]] برای مسئولی مورد [[انتقاد]] و [[ناپسند]] نباشد، ولی پس از پذیرش مسئولیت و به دلیل حساسیت [[جامعه]] و [[مردم]] باید از انجام آن خودداری کند»<ref>قوچانی، محمود، فرمان حکومتی پیرامون مدیریت، ص۱۳.</ref>.<ref>[[علی نقی امیری|امیری، علی نقی]]، [[الگوی اداره در نهج البلاغه (کتاب)|الگوی اداره در نهج البلاغه]]، ص ۲۶۴.</ref>
===اصل قضاوت مردمی===
وقتی چشم به نظاره می‌نشیند، محصول آن به [[ذهن]] سپرده می‌شود و از آنجا به [[قلب]]، یعنی به مرکز [[عاطفه]] و [[قضاوت]] می‌رسد؛ [[انسان]] موجودی است که درباره هر آنچه می‌بیند، [[فکر]] می‌کند، آن را تحلیل و [[ارزیابی]] کرده و به قضاوت می‌نشیند و در مواردی اقدام به موضع‌گیری می‌کند.
[[امام]]{{ع}} در فراز پنجم، بعد از اینکه به اصل [[نظارت مردمی]] اشاره می‌کند، به مالک هشدار می‌دهد که [[نظارت]] آنها به صرف دیدن محدود نمی‌شود، بلکه مقدمه‌ای می‌شود برای اینکه درباره تو به بحث و [[گفتگو]] پردازند و قضاوت کنند: {{متن حدیث|وَ يَقُولُونَ فِيكَ}}، یعنی ای مالک به محض اینکه در صدر کار قرار گرفتی، کارهای تو زیر ذره‌بین می‌رود و در مجالس عمومی و خصوصی، نَقل و نُقل مجلس‌ها می‌شود؛ درباره هر عمل تو و آثار آن و چرایی آن، بحث‌ها می‌شود و حاصل آن امتیاز دادن مردم به توست که می‌تواند نتیجه آن قبولی، یا مردودی از نظر مردم باشد.
البته اینکه مردم تا چه اندازه بتوانند حاصل ارزیابی و قضاوت خود را به [[گوش]] [[مدیر]] و کسی که عهده‌دار [[سرپرستی]] آنهاست، برسانند، به [[فرهنگ]] [[حاکم]] بر [[سازمان]] و جامعه بستگی دارد. اگر در جامعه‌ای فرهنگ [[امر به معروف و نهی از منکر]] جاری و ساری باشد و مسئولان [[قدرت]] انتقاد‌پذیری داشته باشند، بازتاب [[قضاوت مردم]] و بازخورد آن می‌تواند در تعدیل رفتارهای [[سوء]] مؤثر افتد؛ در غیر این صورت، به رغم اینکه مردم نظارت و قضاوت خویش را دارند، مسئولان یا از آن بی‌خبرند، یا بی‌تفاوت، که در هر حالت باعث می‌شود مردم به مرور [[زمان]] از [[اصلاح امور]] [[ناامید]] شوند و نتیجه این امر در بلندمدت چیزی جز رواج [[ظلم]]، [[انفعال]] و در نهایت [[فروپاشی]] [[مدیریت‌ها]] و [[حکومت‌ها]] نیست.<ref>[[علی نقی امیری|امیری، علی نقی]]، [[الگوی اداره در نهج البلاغه (کتاب)|الگوی اداره در نهج البلاغه]]، ص ۲۶۴.</ref>
===کیفیت درک قضاوت مردمی===
همان‌گونه که درباره اصل [[نظارت مردمی]]، [[امام]]{{ع}} به کیفیت درک این امر از سوی [[مسئولان]] اشاره دارد، درباره کیفیت [[قضاوت]] نسبت به آنها نیز چنین شیوه‌ای را [[تکرار]] می‌کند. یعنی در پاسخ به این [[پرسش]] که کیفیت [[قضاوت مردم]] و [[کارکنان]] نسبت به مسئولان چگونه است و چگونه می‌توان نحوه قضاوت آنها را به بهترین نحو به مسئولان فهماند؟، [[امام علی]]{{ع}} می‌فرماید: «[[مردم]] به همان شیوه به [[ارزیابی]] و قضاوت درباره تو می‌پردازند که تو پیش از عهده‌داری این [[مسئولیت]] نسبت به [[والیان]] و [[مدیران]] قبل از خود، قضاوت می‌کردی». در اینجا هم نوع انتقال [[پیام]]، از [[ظرافت]] خاصی برخوردار است که نتیجه آن درکی عمیق و [[یقینی]] نسبت به آن بوده، می‌تواند آثار ادراکی و عملی مؤثری را در راستای عملکرد مدیران و مسئولان بر جای گذارد.<ref>[[علی نقی امیری|امیری، علی نقی]]، [[الگوی اداره در نهج البلاغه (کتاب)|الگوی اداره در نهج البلاغه]]، ص ۲۶۵.</ref>
===اهمیت و جایگاه قضاوت مردم===
[[تجربه]] نشان داده که ذهنیت عمومی مردم و قضاوت آنها نسبت به مسئولان با عملکرد آنها [[هماهنگی]] نسبتاً بالایی دارد؛ چراکه این ارزیابی و قضاوت بیشتر بر مبنای تحلیل [[رفتار]] مدیران و از ابعاد و زوایای گوناگون صورت می‌گیرد. امام علی{{ع}} در ادامه فراز پنجم [[عهدنامه]]، این اصل مهم را به عنوان یکی از [[سنّت‌های الهی]] برشمرده و اهمیت آن را به مالک گوشزد می‌کند، که: «و همانا راه پی بردن و [[شناخت]] [[نیکوکاران]] و [[صالحان]]، توجه به سخنانی است که [[خداوند]] بر زبان بندگانش از [[نیک]] و بد جاری ساخته است»؛ {{متن حدیث|وَ إِنَّمَا يُسْتَدَلُّ عَلَى الصَّالِحِينَ بِمَا يُجْرِي اللَّهُ لَهُمْ عَلَى أَلْسُنِ عِبَادِهِ}}.
پیام این بخش از فراز پنجم، آن است که اگر بر [[نظارت]] و قضاوت مردم به منزله یک اصل در [[نظام مدیریت]] [[خدامحور]] تأکید می‌شود، نشان از نقش استراتژیک مردم در ایجاد، تداوم و بقای [[دولت]] و [[مدیریت‌ها]] دارد؛ چنان‌که دال بر ملاک و معیار شناخت افراد [[نیکوکار]] و [[صالح]] بودن آنها نیز هست.
معیار سنجش [[حکومت‌ها]] از نظر [[عدل]] و [[جور]]، [[افکار عمومی]] [[توده مردم]] است، همان چیزی که امروز در سراسر [[دنیا]] از آن سخن گفته می‌شود، هر چند در عمل غالباً به [[فراموشی]] سپرده خواهد شد، ولی در آن [[روز]] که [[امام]]{{ع}} این سخن را بیان داشت کمتر کسی به چنین سخنی [[معتقد]] بود و تصور [[مردم]] بر این بود که [[حکومت]] بدون [[استبداد]] امکان‌پذیر نیست و استبداد همواره آمیخته با [[ظلم و ستم]] است.
در برخی عبارت‌های [[دانشمندان]] آمده است: {{عربی|أَلْسِنَةُ الْخَلْقِ أَقْلَامُ الْحَقِّ}} یا {{عربی|أَلْسِنَةُ الرَّعِيَّةِ أَقْلَامُ الْحَقِّ إِلَى الْمُلُوكِ}} که مفهوم هر دو یکی است و آن این است که زبان توده‌های مردم قلم [[حق]] است که نامه‌های خود را با آن برای [[زمامداران]] می‌نویسند یا [[خداوند]] بدین وسیله با آنها [[مکاتبه]] می‌کند و در هر حال، [[هدف]] این است که [[قضاوت]] عمومی و [[هوش]] جمعی معیار بسیار خوبی برای سنجش [[ارزش]] [[حکومت‌ها]] هستند.
به سخن دیگر، معیار سنجش حکومت‌ها از نظر [[عدل]] و [[جور]] [[افکار عمومی]] [[توده مردم]] است. بر همین اساس در [[تاریخ]] آمده است برخی زمامداران پیشین که مایل بودند [[عدالت]] را [[اجرا]] کنند، گاه شبانه [[لباس]] مبدل می‌پوشیدند و یکه و تنها در محله‌های مختلف [[شهر]] به ویژه مناطق [[محروم]] می‌گشتند و اوضاع را به [[دقت]] و با حذف واسطه‌ها بررسی می‌کردند<ref>مکارم شیرازی و همکاران، پیام امام، ج۱۰، ص۲۰.</ref>. معیار سنجش حکومت‌ها از نظر عدل و جور، افکار عمومی توده مردم است؛ یعنی آن‌گاه که بخواهند فردی را به کاری بگمارند، نخستین منبعی که نظر و قضاوت آنها، در [[تصمیم‌گیری]] بسیار مؤثر است، [[پرسش]] از مردم است. البته چنان‌که در فراز یادشده، به چشم می‌خورد، مردم به منزله «[[عبادالله]]» تعبیر شده‌اند، که خود دلالت بر آن دارد که در [[نظام خدامحور]] و در جایی که [[ارزش‌ها]]، [[هنجارها]] و [[فرهنگ اسلامی]] جریان داشته باشد، [[قوانین]] و [[سنن الهی]] به گونه‌ای است که مردم را به [[شناخت]] [[مطابق با واقع]] از [[مسئولان]] رهنمون می‌گرداند و در نهایت اظهار نظر آنها می‌تواند به منزله یکی از شاخص‌های [[ارزیابی]] عملکرد مورد توجه تصمیم‌سازان قرار گیرد.<ref>[[علی نقی امیری|امیری، علی نقی]]، [[الگوی اداره در نهج البلاغه (کتاب)|الگوی اداره در نهج البلاغه]]، ص ۲۶۶.</ref>
===عمل صالح در فرهنگ اسلامی===
در فرهنگ اسلامی و نظام خدامحور هیچ عملی بی‌پاداش نمیماند و [[افراد صالح]] و [[نیکوکار]] و نیز افراد [[بدکار]]، نه تنها در چند [[روزه]] [[مدیریت]] و [[حکومت]] خود در نزد [[مردم]] شناخته می‌شوند، بلکه در طول تاریخ و جریان همیشگی [[جهان هستی]] و در ذهنیت [[تاریخی]] [[جوامع]]، شناخته شده هستند؛ چنان‌که امروزه در آیینه و بستر [[زمان]]، [[افراد صالح]] و در مقابل [[ستمگران]]، به ترتیب به [[نیکی]] و [[بدی]] یاد می‌شوند.
این [[سخن امام علی]]{{ع}} در فراز پنجم که «از آنچه [[خداوند]] در بدی و خوبی اشخاص به دهان [[مردم]] می‌اندازد، می‌توان [[صالحان]] را از بزهکاران بازشناخت»، سخنی است هماهنگ با [[فرهنگ اسلامی]] و [[قرآنی]] و برگرفته از آن؛ چه اینکه در [[آیه]] ۹۶ [[سوره مریم]] نیز چنین مضمونی مستفاد می‌شود: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمَنُ وُدًّا}}<ref>«به زودی (خداوند) بخشنده برای آنان که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده‌اند، (در دل‌ها) مهری خواهد نهاد» سوره مریم، آیه ۹۶.</ref>.
این آیه بیانگر از آن است که همیشه صالحان در [[دل]] مردم جا باز می‌کنند و مردم [[دوستدار]] و علاقه‌مند آنان خواهند شد و روزی این [[محبت]] و علاقه را اظهار می‌کنند و براساس علاقه‌های درونی و احساس‌های باطنی‌شان، حرکت‌هایی در جهت خواست و [[اراده]] محبوب خود و جلوه عینی به آن دادن، انجام خواهند داد<ref>فاضل لنکرانی، محمد، آیین کشورداری از دیدگاه امام علی{{ع}}، ص۷۸.</ref>.<ref>[[علی نقی امیری|امیری، علی نقی]]، [[الگوی اداره در نهج البلاغه (کتاب)|الگوی اداره در نهج البلاغه]]، ص ۲۶۷.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۸۱٬۹۱۳

ویرایش