پرش به محتوا

مالک بن نویره تمیمی: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۵۲: خط ۵۲:
مالک بن نویره از [[قبیله]] [[یربوع]] و از [[اصحاب]] باوفای [[رسول خدا]] {{صل}} بود. او از اشراف و بزرگان [[جاهلیت]] و [[اسلام]] و در ردیف [[سلاطین]] به شمار می‌آمد. وی پس از [[رسول خدا]] {{صل}} [[دل]] در گرو [[امامت]] و [[ولایت]] [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} داشت و ادامه [[راه]] [[پیامبر خدا]] {{صل}} را در [[اطاعت]] از [[علی]] {{ع}} می‌دانست.
مالک بن نویره از [[قبیله]] [[یربوع]] و از [[اصحاب]] باوفای [[رسول خدا]] {{صل}} بود. او از اشراف و بزرگان [[جاهلیت]] و [[اسلام]] و در ردیف [[سلاطین]] به شمار می‌آمد. وی پس از [[رسول خدا]] {{صل}} [[دل]] در گرو [[امامت]] و [[ولایت]] [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} داشت و ادامه [[راه]] [[پیامبر خدا]] {{صل}} را در [[اطاعت]] از [[علی]] {{ع}} می‌دانست.


[[براء بن عازب]] می‌گوید: [[خدمت]] [[رسول خدا]] {{صل}} بودیم که گروهی از [[بنی تمیم]] [[خدمت]] [[حضرت]] شرفیاب شدند و در میان آنان مالک بن نویره بود، وی پس از آن‌که به [[اسلام]] مشرف شد، عرضه داشت: یا [[رسول الله]]، [[ایمان]] را به من بیاموز؟ [[حضرت]] فرمود: «[[ایمان]] آن است که به [[یگانگی خدا]] و [[پیامبری]] من [[شهادت]] دهی و [[نماز]] پنجگانه (صبح و ظهر و عصر و [[مغرب]] و عشا) بجا بیاوری، [[ماه رمضان]] را [[روزه]] بداری، [[زکات]] بدهی، [[حج]] [[خانه خدا]] بروی، [[وصی]] و [[جانشین]] بعد از من - با دست [[مبارک]] اشاره به [[علی بن ابی طالب]] {{ع}} کرد - را [[دوست]] بداری، [[خونریزی]] نکنی، دزدی و [[خیانت]] مرتکب نشوی، [[اموال]] [[یتیم]] را نخوری، شراب و خمر ننوشی، به [[شریعت]] و [[احکام]] من [[وفادار]] باشی، [[حرام]] مرا [[حرام]] و [[حلال]] مرا [[حلال]] بدانی، و این که دربارۀ دیگران چه [[قوی]] و [[ضعیف]] چه بزرگ و کوچک از خود احقاق [[حق]] نمایی».
[[براء بن عازب]] می‌گوید: [[خدمت]] [[رسول خدا]] {{صل}} بودیم که گروهی از [[بنی تمیم]] [[خدمت]] حضرت شرفیاب شدند و در میان آنان مالک بن نویره بود، وی پس از آن‌که به [[اسلام]] مشرف شد، عرضه داشت: یا [[رسول الله]]، [[ایمان]] را به من بیاموز؟ حضرت فرمود: «[[ایمان]] آن است که به [[یگانگی خدا]] و [[پیامبری]] من [[شهادت]] دهی و [[نماز]] پنجگانه (صبح و ظهر و عصر و [[مغرب]] و عشا) بجا بیاوری، [[ماه رمضان]] را [[روزه]] بداری، [[زکات]] بدهی، [[حج]] [[خانه خدا]] بروی، [[وصی]] و [[جانشین]] بعد از من (با دست [[مبارک]] اشاره به [[علی بن ابی طالب]] {{ع}} کرد) را [[دوست]] بداری، [[خونریزی]] نکنی، دزدی و [[خیانت]] مرتکب نشوی، [[اموال]] [[یتیم]] را نخوری، شراب و خمر ننوشی، به [[شریعت]] و [[احکام]] من [[وفادار]] باشی، [[حرام]] مرا [[حرام]] و [[حلال]] مرا [[حلال]] بدانی، و این که دربارۀ دیگران چه [[قوی]] و [[ضعیف]] چه بزرگ و کوچک از خود احقاق [[حق]] نمایی».


مالک بن نویره گفت: یا [[رسول الله]]، من مردی فراموشکارم، دوباره [[ایمان]] را برایم تعریف کن، [[حضرت]] مجدداً شرایط [[ایمان]] را برای او مثل مطالب بالا تکرار کرد و او با انگشتان خود میشمرد تا سخن [[حضرت]] خاتمه یافت، سپس برخاست و دامن بر [[زمین]] می‌کشاند و می‌گفت: «به خدای [[کعبه]] [[ایمان]] را آموختم»<ref>{{عربی|«تَعَلَّمْتُ اَلْإِيمَانَ وَ رَبِّ اَلْكَعْبَةِ»}}</ref>؛
مالک بن نویره گفت: یا [[رسول الله]]، من مردی فراموشکارم، دوباره [[ایمان]] را برایم تعریف کن، حضرت مجدداً شرایط [[ایمان]] را برای او مثل مطالب بالا تکرار کرد و او با انگشتان خود میشمرد تا سخن حضرت خاتمه یافت، سپس برخاست و دامن بر [[زمین]] می‌کشاند و می‌گفت: «به خدای [[کعبه]] [[ایمان]] را آموختم»<ref>{{عربی|«تَعَلَّمْتُ اَلْإِيمَانَ وَ رَبِّ اَلْكَعْبَةِ»}}</ref>؛


و چون از [[مردم]] دور شد [[حضرت]] به حاضران فرمود: «هر کس [[دوست]] دارد به مردی از [[اهل بهشت]] بنگرد، به این [[مرد]] (مالک بن نویره) نگاه کند»<ref>{{متن حدیث|مَنْ أَحَبَّ أَنْ يَنْظُرَ إِلَى رَجُلٍ مِنْ أَهْلِ اَلْجَنَّةِ فَلْيَنْظُرْ إِلَى هَذَا اَلرَّجُلِ}}؛ سفینة البحار، ج۲، ص۵۵۱.</ref>.<ref>[[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۲ (کتاب)|اصحاب امام علی]]، ج۲، ص۱۲۴۵-۱۲۴۶.</ref>
و چون از [[مردم]] دور شد حضرت به حاضران فرمود: «هر کس [[دوست]] دارد به مردی از [[اهل بهشت]] بنگرد، به این [[مرد]] (مالک بن نویره) نگاه کند»<ref>{{متن حدیث|مَنْ أَحَبَّ أَنْ يَنْظُرَ إِلَى رَجُلٍ مِنْ أَهْلِ اَلْجَنَّةِ فَلْيَنْظُرْ إِلَى هَذَا اَلرَّجُلِ}}؛ سفینة البحار، ج۲، ص۵۵۱.</ref>.<ref>[[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۲ (کتاب)|اصحاب امام علی]]، ج۲، ص۱۲۴۵-۱۲۴۶.</ref>


== [[خلافت ابوبکر]] و اظهار [[ایمان]] مالک بن نویره به [[ولایت علی]] {{ع}} ==
== [[خلافت ابوبکر]] و اظهار [[ایمان]] مالک بن نویره به [[ولایت علی]] {{ع}} ==
مالک بن نویره همواره در [[اسلام]] و [[ایمان]] خود [[ثابت قدم]] ماند و پس از [[رحلت پیامبر خدا]] {{صل}} و به سفارش آن [[حضرت]] [[اعتقاد]] و [[ایمان]] به [[علی بن ابی طالب]] {{ع}} داشت و او را [[جانشین]] و [[خلیفه]] به [[حق پیامبر]] می‌دانست، لذا در [[تاریخ]] آمده، وقتی [[پیامبر خدا]] {{صل}} از [[دنیا]] رفت، او به [[مدینه]] آمد تا ببیند [[جانشین]] و [[خلیفه پیامبر]] {{صل}} کیست؟ روز جمعه‌ای وارد [[مسجد]] شد، [[ابوبکر]] را بر [[منبر]] [[رسول خدا]] {{صل}} دید که [[خطبه]] می‌خواند، به او نگاهی کرد و گفت: کسی که [[رسول خدا]] {{صل}} به [[جانشینی]] و [[دوستی]] او سفارش کرد یعنی [[علی]] {{ع}} چه شد؟ گفتند: ای [[اعرابی]]، [[امر]] [[خدا]] بعد از [[رحلت]] آن [[حضرت]] چنین واقع شده است که [[ابوبکر]] [[خلیفه رسول خدا]] {{صل}} باشد. مالک بن نویره زیر بار نرفت و گفت: هیچ حادثه‌ای که سبب [[خلافت ابوبکر]] و برکناری [[حضرت علی]] {{ع}} بشود واقع نشده و همانا شماها [[خیانت به خدا]] و [[رسول]] او گردید. سپس به طرف [[ابوبکر]] پیش رفت و فریاد برآورد: چه کسی به تو اجازه داد که بر روی این [[منبر]] بروی در حالی که [[وصی رسول خدا]]، یعنی [[علی بن ابی طالب]] {{ع}} در این جا نشسته است؟ [[ابوبکر]] صدا زد این [[اعرابی]] که از عقب ادرار می‌کند (او را [[تشبیه]] به سگ کرد) را از [[مسجد پیامبر]] بیرونش کنید. [[قنفذ]] و [[خالد بن ولید]] گردن او را گرفتند و کشان‌کشان از [[مسجد]] بیرونش انداختند<ref>سفینة البحار، ج۲، ص۵۵۱.</ref>. و بدین ترتیب زبان حق‌گوی او را کوتاه کردند.<ref>[[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۲ (کتاب)|اصحاب امام علی]]، ج۲، ص۱۲۴۶-۱۲۴۷.</ref>
مالک بن نویره همواره در [[اسلام]] و [[ایمان]] خود [[ثابت قدم]] ماند و پس از [[رحلت پیامبر خدا]] {{صل}} و به سفارش آن حضرت [[اعتقاد]] و [[ایمان]] به [[علی بن ابی طالب]] {{ع}} داشت و او را [[جانشین]] و [[خلیفه]] به [[حق پیامبر]] می‌دانست، لذا در [[تاریخ]] آمده، وقتی [[پیامبر خدا]] {{صل}} از [[دنیا]] رفت، او به [[مدینه]] آمد تا ببیند [[جانشین]] و [[خلیفه پیامبر]] {{صل}} کیست؟ روز جمعه‌ای وارد [[مسجد]] شد، [[ابوبکر]] را بر [[منبر]] [[رسول خدا]] {{صل}} دید که [[خطبه]] می‌خواند، به او نگاهی کرد و گفت: کسی که [[رسول خدا]] {{صل}} به [[جانشینی]] و [[دوستی]] او سفارش کرد یعنی [[علی]] {{ع}} چه شد؟ گفتند: ای [[اعرابی]]، [[امر]] [[خدا]] بعد از [[رحلت]] آن حضرت چنین واقع شده است که [[ابوبکر]] [[خلیفه رسول خدا]] {{صل}} باشد. مالک بن نویره زیر بار نرفت و گفت: هیچ حادثه‌ای که سبب [[خلافت ابوبکر]] و برکناری [[حضرت علی]] {{ع}} بشود واقع نشده و همانا شماها [[خیانت به خدا]] و [[رسول]] او گردید. سپس به طرف [[ابوبکر]] پیش رفت و فریاد برآورد: چه کسی به تو اجازه داد که بر روی این [[منبر]] بروی در حالی که [[وصی رسول خدا]]، یعنی [[علی بن ابی طالب]] {{ع}} در این جا نشسته است؟ [[ابوبکر]] صدا زد این [[اعرابی]] که از عقب ادرار می‌کند (او را [[تشبیه]] به سگ کرد) را از [[مسجد پیامبر]] بیرونش کنید. [[قنفذ]] و [[خالد بن ولید]] گردن او را گرفتند و کشان‌کشان از [[مسجد]] بیرونش انداختند<ref>سفینة البحار، ج۲، ص۵۵۱.</ref>. و بدین ترتیب زبان حق‌گوی او را کوتاه کردند.<ref>[[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۲ (کتاب)|اصحاب امام علی]]، ج۲، ص۱۲۴۶-۱۲۴۷.</ref>


== [[خالد بن ولید]] و کشتن مالک بن نویره ==
== [[خالد بن ولید]] و کشتن مالک بن نویره ==
خط ۸۹: خط ۸۹:
{{پانویس}}
{{پانویس}}


[[رده:اصحاب امام علی]]
[[رده:اعلام]]
[[رده:اعلام]]
[[رده:اصحاب پیامبر]]
[[رده:اصحاب پیامبر]]
[[رده:بنی‌تمیم]]
[[رده:اصحاب امام علی]]
[[رده:یربوع]]
۲۸٬۲۳۴

ویرایش