پرش به محتوا

نسب‌شناسی: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
(صفحه‌ای تازه حاوی «==مقدمه== اگر ایام العرب، میراث تاریخی عرب جاهلی باشد، به یقین دانشِ تبارشناسی هم باید شعبه دیگری از تاریخ‌نگاری اعراب جاهلی به حساب آید. بسیاری از آگاهی‌های تاریخی مربوط به آن دوره که میان اطلاعات نسب‌شناسانه آمده، می‌باید س...» ایجاد کرد)
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
 
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۲ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط یک کاربر دیگر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{مدخل مرتبط
| موضوع مرتبط = تاریخ‌نگاری
| عنوان مدخل  =
| مداخل مرتبط =
| پرسش مرتبط  =
}}
==مقدمه==
==مقدمه==
اگر [[ایام العرب]]، [[میراث]] تاریخی [[عرب جاهلی]] باشد، به [[یقین]] دانشِ [[تبارشناسی]] هم باید شعبه دیگری از تاریخ‌نگاری [[اعراب جاهلی]] به [[حساب]] آید. بسیاری از آگاهی‌های تاریخی مربوط به آن دوره که میان اطلاعات نسب‌شناسانه آمده، می‌باید ساخته دوره‌های بعد باشد؛ زیرا به هیچ‌روی نمی‌توان [[باور]] کرد که این اطلاعات ریز و گسترده به طور شفاهی و در عین حال سالم به دست نسل‌های بعدی رسیده باشد. با این حال مسلم است که [[نسب‌شناسی]] از همان [[دوران جاهلیت]]، قالب نقل [[اخبار]] و اطلاعات تاریخی بوده و مواد اولیه موجود در آثار بعدی از همان [[روزگار]] است.
اگر [[ایام العرب]]، [[میراث]] تاریخی [[عرب جاهلی]] باشد، به [[یقین]] دانشِ [[تبارشناسی]] هم باید شعبه دیگری از تاریخ‌نگاری [[اعراب جاهلی]] به [[حساب]] آید. بسیاری از آگاهی‌های تاریخی مربوط به آن دوره که میان اطلاعات نسب‌شناسانه آمده، می‌باید ساخته دوره‌های بعد باشد؛ زیرا به هیچ‌روی نمی‌توان [[باور]] کرد که این اطلاعات ریز و گسترده به طور شفاهی و در عین حال سالم به دست نسل‌های بعدی رسیده باشد. با این حال مسلم است که نسب‌شناسی از همان [[دوران جاهلیت]]، قالب نقل [[اخبار]] و اطلاعات تاریخی بوده و مواد اولیه موجود در آثار بعدی از همان [[روزگار]] است.
پس از اسلام ساختار قبیله‌ای در [[نظام اداری]] و [[سکونت]] در شهرهای جدید برجای ماند و [[دانش]] [[انساب]] نیز که برخاسته از چنین ساختاری بود همراه با [[رشد]] سایر رشته‌های [[علمی]]، و بیشتر در کنار [[تاریخ]] در [[فرهنگ]] مسلمانان جای خود را باز کرد. [[زمان خلیفه دوم]]، دفتر [[دیوان]] و [[تقسیم بیت‌المال]] نیز بر اساس انساب [[قبائل]] تنظیم شد. این امر به [[رشد]] [[تعصبات قبیله‌ای]] از یک سو و [[دانش]] انساب از سوی دیگر کمک کرد. در دوران [[امویان]]، تعصب‌های قبیله‌ای به حد [[افراط]] رسید و همه اینها در باروری دانش انساب مؤثر افتاد<ref>موارد تاریخ الطبری، بخش نخست، ص١۴٧.</ref>. تنها بعد از امویان بود که نگاه‌های نسبی در [[دولت]] عوض شد و [[دولت مدرن]] بدون توجه به انساب تأسیس گردید.
پس از اسلام ساختار قبیله‌ای در [[نظام اداری]] و [[سکونت]] در شهرهای جدید برجای ماند و [[دانش]] [[انساب]] نیز که برخاسته از چنین ساختاری بود همراه با [[رشد]] سایر رشته‌های [[علمی]]، و بیشتر در کنار [[تاریخ]] در [[فرهنگ]] مسلمانان جای خود را باز کرد. [[زمان خلیفه دوم]]، دفتر [[دیوان]] و [[تقسیم بیت‌المال]] نیز بر اساس انساب [[قبائل]] تنظیم شد. این امر به [[رشد]] [[تعصبات قبیله‌ای]] از یک سو و [[دانش]] انساب از سوی دیگر کمک کرد. در دوران [[امویان]]، تعصب‌های قبیله‌ای به حد [[افراط]] رسید و همه اینها در باروری دانش انساب مؤثر افتاد<ref>موارد تاریخ الطبری، بخش نخست، ص١۴٧.</ref>. تنها بعد از امویان بود که نگاه‌های نسبی در [[دولت]] عوض شد و [[دولت مدرن]] بدون توجه به انساب تأسیس گردید.
دانش انساب به صورت [[نسب‌شناسی]] صرف باقی نماند و به [[سرعت]] بر بار [[تاریخی]] آن افزوده شد و به صورت [[برادر]] ناتنی [[تاریخ]] درآمد. برای [[شناخت]] تاریخ تحولات مختلف [[جامعه اسلامی]]، که در ضمن جامعه‌ای قبیله‌ای نیز بود، دانش [[تبارشناسی]] یک [[ضرورت]] بوده و هست؛ زیرا اهمیت [[نسب]] در جامعه اسلامی سبب پیوند مسأله انساب و [[قبایل]] با جریان‌های تاریخی شد. این خود می‌تواند پیوند این دو را بیشتر نشان دهد.
دانش انساب به صورت نسب‌شناسی صرف باقی نماند و به [[سرعت]] بر بار [[تاریخی]] آن افزوده شد و به صورت [[برادر]] ناتنی [[تاریخ]] درآمد. برای [[شناخت]] تاریخ تحولات مختلف [[جامعه اسلامی]]، که در ضمن جامعه‌ای قبیله‌ای نیز بود، دانش [[تبارشناسی]] یک [[ضرورت]] بوده و هست؛ زیرا اهمیت [[نسب]] در جامعه اسلامی سبب پیوند مسأله انساب و [[قبایل]] با جریان‌های تاریخی شد. این خود می‌تواند پیوند این دو را بیشتر نشان دهد.


بیشتر إخباری‌ها - نامی که بر [[راویان]] [[اخبار]] تاریخی و [[ادبی]] آن [[زمان]] اطلاق می‌شد - [[علم نسب]] را نیز می‌آموختند و در تألیفات خود فراوان از انساب قبایل یاد می‌کردند. آنها در برخی از نوشته‌های خویش «انساب» و «اخبار» را آمیخته با یکدیگر می‌آوردند. [[ابن ندیم]] از [[ابوالعباس عبدالله بن اسحاق مکاربی]] کتابی با عنوان کتاب الاخبار و الانساب و السیر<ref>الفهرست، ص١۶۵.</ref> و از [[ابوالحسن]] نسابه کتاب‌هایی با عناوینی همچون کتاب اخبار الفرس و انسابها و [[کتاب الانساب]] و الاخبار یاد کرده است<ref>الفهرست، ص١۶۶.</ref>. اینها نشانگر پیوند این دو با یکدیگر است.
بیشتر إخباری‌ها - نامی که بر [[راویان]] [[اخبار]] تاریخی و [[ادبی]] آن [[زمان]] اطلاق می‌شد - [[علم نسب]] را نیز می‌آموختند و در تألیفات خود فراوان از انساب قبایل یاد می‌کردند. آنها در برخی از نوشته‌های خویش «انساب» و «اخبار» را آمیخته با یکدیگر می‌آوردند. [[ابن ندیم]] از [[ابوالعباس عبدالله بن اسحاق مکاربی]] کتابی با عنوان کتاب الاخبار و الانساب و السیر<ref>الفهرست، ص١۶۵.</ref> و از [[ابوالحسن]] نسابه کتاب‌هایی با عناوینی همچون کتاب اخبار الفرس و انسابها و [[کتاب الانساب]] و الاخبار یاد کرده است<ref>الفهرست، ص١۶۶.</ref>. اینها نشانگر پیوند این دو با یکدیگر است.
خط ۱۲: خط ۱۹:
[[علم انساب]] همچنان میان [[اعراب]] باقی ماند، اما [[علویان]] بیش از همه بر این دانش تأکید کردند؛ این امر [[دلایل]] خاص [[حقوقی]] و [[اجتماعی]] و حتی [[سیاسی]] خود را داشت. کتاب‌های فراوانی حاوی انساب و [[اخبار]] علویان نگاشته شده که برخی از آنها عبارتند از: [[الاصیلی]]، از [[صفی الدین محمد ابن طقطقی]] (م ۷۰۹) غایة الاختصار (که ترتیب یافته کتاب الاصیلی است)، [[المجدی]]، از [[نجم]] الدین علی العمری نسابه (قرن پنجم) لباب الانساب از [[بیهقی]] ([[قرن ششم]])، عمدة المطالب از [[ابن عنبه]] ([[قرن نهم]]) و الفخری، از اسماعیل بن حسین ازورقانی ([[قرن هفتم]]) تحفه الازهار از ابن شدقم [[مدنی]] ([[قرن یازدهم]])، [[سراج]] الانساب از [[سید]] [[احمد بن محمد گیلانی]] ([[قرن دهم]])، [[تهذیب]] الانساب و نهایة الاعقاب از [[ابوالحسن محمد عبیدلی نسابه]] (م ۴٣۵)، الشجرة المبارکه (منسوب به [[فخر رازی]])<ref>به جز غایة الاختصار، عمدةالطالب وتحفة الازهار، باقی آثار فوق الذکر از منشورات کتابخانه آیةالله مرعشی در قم است.</ref>.
[[علم انساب]] همچنان میان [[اعراب]] باقی ماند، اما [[علویان]] بیش از همه بر این دانش تأکید کردند؛ این امر [[دلایل]] خاص [[حقوقی]] و [[اجتماعی]] و حتی [[سیاسی]] خود را داشت. کتاب‌های فراوانی حاوی انساب و [[اخبار]] علویان نگاشته شده که برخی از آنها عبارتند از: [[الاصیلی]]، از [[صفی الدین محمد ابن طقطقی]] (م ۷۰۹) غایة الاختصار (که ترتیب یافته کتاب الاصیلی است)، [[المجدی]]، از [[نجم]] الدین علی العمری نسابه (قرن پنجم) لباب الانساب از [[بیهقی]] ([[قرن ششم]])، عمدة المطالب از [[ابن عنبه]] ([[قرن نهم]]) و الفخری، از اسماعیل بن حسین ازورقانی ([[قرن هفتم]]) تحفه الازهار از ابن شدقم [[مدنی]] ([[قرن یازدهم]])، [[سراج]] الانساب از [[سید]] [[احمد بن محمد گیلانی]] ([[قرن دهم]])، [[تهذیب]] الانساب و نهایة الاعقاب از [[ابوالحسن محمد عبیدلی نسابه]] (م ۴٣۵)، الشجرة المبارکه (منسوب به [[فخر رازی]])<ref>به جز غایة الاختصار، عمدةالطالب وتحفة الازهار، باقی آثار فوق الذکر از منشورات کتابخانه آیةالله مرعشی در قم است.</ref>.
آثاری که در [[نسب]] نگاشته شده، لزوماً به صورت تدوین نسب‌نامه نیست، بلکه بسیاری از آنها مانند آثار [[مدائنی]]، اخباری ویژه درباره مسائل خاصی از [[قبیله]] است. مدائنی آثار زیادی درباره [[زنان]] [[قریش]] نوشته است. گذشت که [[ابوالیقظان]] درباره حِلف‌های موجود میان بطون [[بنی تمیم]] کتابی نوشته است. با این حال [[کتاب‌های نسب]] به‌طور اصولی، بر اساس [[سیر]] [[تاریخی]] پیدایش [[قبایل]] و [[تولید]] بطون تألیف می‌شده‌اند.<ref>[[رسول جعفریان|جعفریان، رسول]]، [[منابع تاریخ اسلام (کتاب)|منابع تاریخ اسلام]]، ص ۳۴.</ref>
آثاری که در [[نسب]] نگاشته شده، لزوماً به صورت تدوین نسب‌نامه نیست، بلکه بسیاری از آنها مانند آثار [[مدائنی]]، اخباری ویژه درباره مسائل خاصی از [[قبیله]] است. مدائنی آثار زیادی درباره [[زنان]] [[قریش]] نوشته است. گذشت که [[ابوالیقظان]] درباره حِلف‌های موجود میان بطون [[بنی تمیم]] کتابی نوشته است. با این حال [[کتاب‌های نسب]] به‌طور اصولی، بر اساس [[سیر]] [[تاریخی]] پیدایش [[قبایل]] و [[تولید]] بطون تألیف می‌شده‌اند.<ref>[[رسول جعفریان|جعفریان، رسول]]، [[منابع تاریخ اسلام (کتاب)|منابع تاریخ اسلام]]، ص ۳۴.</ref>
== منابع ==
{{منابع}}
# [[پرونده:IM010927.jpg|22px]] [[رسول جعفریان|جعفریان، رسول]]، [[منابع تاریخ اسلام (کتاب)|'''منابع تاریخ اسلام''']]
{{پایان منابع}}
== پانویس ==
{{پانویس}}
[[رده:تاریخ]]
۲۲۷٬۶۲۸

ویرایش