ورع در فرهنگ و اندیشه انقلاب اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۱۶۸: خط ۱۶۸:
برای کسی که می‌خواهد به قله [[قرب الهی]] برسد، هر چیزی که او را از مقصد باز دارد، حکمِ مانع را دارد، حتی اگر آن چیز به خودی خود حرام نباشد. ورع در این مرحه، یعنی [[پاک‌سازی]] کامل ظرف وجود از هر چه غیر خداست، تا تنها خدا در آن جای گیرد.<ref>مطهری، مرتضی، حکمت‌ها و اندرزها، ص. ۹۵</ref>
برای کسی که می‌خواهد به قله [[قرب الهی]] برسد، هر چیزی که او را از مقصد باز دارد، حکمِ مانع را دارد، حتی اگر آن چیز به خودی خود حرام نباشد. ورع در این مرحه، یعنی [[پاک‌سازی]] کامل ظرف وجود از هر چه غیر خداست، تا تنها خدا در آن جای گیرد.<ref>مطهری، مرتضی، حکمت‌ها و اندرزها، ص. ۹۵</ref>


== ۵. موانع و آفات ورع ==
== ۵. موانع و آفات [[ورع]] ==
=== ۵.۱. دنیاطلبی و حب مال ===
 
==== ۵.۱.۱. فتنت‌انگیز بودن اموال و دنیا که باعث سست شدن ورع می‌شود ====
ورع در مسیر [[رشد]] خود با موانع و آفاتی روبروست که اگر شناخته و رفع نشوند، می‌توانند این سپر [[دفاعی]] را [[سست]] یا کاملاً از کار بیندازند.<ref>ر.ک: مطهری، مرتضی، سیری در نهج‌البلاغه، بخش ششم، ص. ۵۳۰</ref>
=== ۵.۲. جهل و ناآگاهی ===
 
==== ۵.۲.۱. عدم شناخت دقیق مرزهای حلال و حرام ====
=== ۵.۱. [[دنیاطلبی]] و [[حب]] [[مال]] ===
=== ۵.۳. تأویل‌های ناروا و پیروی از هوای نفس ===
 
==== ۵.۳.۱. توجیه گناهان با استفاده از شبهات کاذبه ====
[[حب دنیا]] ریشه تمام [[خطاها]] و مادر فسادهاست.<ref>ر.ک: مطهری، مرتضی، سیری در نهج‌البلاغه، بخش ششم، ص. ۵۳۰</ref> وقتی [[محبت دنیا]] در [[دل]] جای گرفت، [[نور]] [[بصیرت]] خاموش شده و [[قوه]] بازدارنده ورع فلج می‌شود.<ref>ر.ک: مطهری، مرتضی، سیری در نهج‌البلاغه، بخش ششم، ص. ۵۳۰</ref>
 
[[دنیا]] و زینت‌های آن، خاصیت فتنت‌انگیزی دارند؛ یعنی [[انسان]] را از خود بیخود می‌کنند و [[حقایق]] را در نظرش دگرگون می‌سازند.<ref>ر.ک: مطهری، مرتضی، سیری در نهج‌البلاغه، بخش ششم، ص. ۵۳۰</ref> کسی که [[اسیر]] حب مال و [[مقام]] شود، دیگر مرزهای [[حلال و حرام]] را آن‌گونه که هست نمی‌بیند.<ref>ر.ک: مطهری، مرتضی، سیری در نهج‌البلاغه، بخش ششم، ص. ۵۳۰</ref> برای او [[منافع دنیوی]] بر [[احکام الهی]] پیشی می‌گیرد و ورع، که نیازمند [[ایثار]] [[منافع]] دنیاست، در او می‌میرد.<ref>ر.ک: مطهری، مرتضی، سیری در نهج‌البلاغه، بخش ششم، ص. ۵۳۰</ref>
 
[[طمع]]، کلید ورود به [[شبهات]] است و تا زمانی که انسان از بندِ «داشتن» رها نشود، نمی‌تواند صاحبِ ورع [[واقعی]] باشد.<ref>ر.ک: مطهری، مرتضی، سیری در نهج‌البلاغه، بخش ششم، ص. ۵۳۰</ref>
 
=== ۵.۲. [[جهل]] و [[ناآگاهی]] ===
 
ورع بدون [[معرفت]] ممکن نیست؛ زیرا انسان نمی‌تواند از چیزی [[پرهیز]] کند که آن را نمی‌شناسد.<ref>ر.ک: مطهری، مرتضی، ده گفتار، تقوا (۱)، ص. ۴۵</ref> ورع فرع بر معرفت است. تا انسان نداند چه چیزی [[حرام]] است، چه چیزی شبهه‌ناک است و مرزهای دقیق [[احکام]] کجاست، نمی‌تواند [[پرهیزکار]] باشد.<ref>ر.ک: مطهری، مرتضی، ده گفتار، تقوا (۱)، ص. ۴۵</ref>جهل به احکام، انسان را ناخواسته به ورطه [[گناه]] و [[شبهه]] می‌کشاند.<ref>ر.ک: مطهری، مرتضی، ده گفتار، تقوا (۱)، ص. ۴۵</ref> بنابراین، اولین قدم در مسیر ورع، [[آموختن]] [[دین]] و [[شناخت]] دقیق حلال و حرام است.<ref>ر.ک: مطهری، مرتضی، ده گفتار، تقوا (۱)، ص. ۴۵</ref>
 
در عصر حاضر که پیچیدگی‌های [[زندگی]] زیاد شده، [[جهل مرکب]] (ندانستنِ ندانستن) می‌تواند خطرناک‌ترین آفت برای [[ورع]] باشد.<ref>ر.ک: مطهری، مرتضی، ده گفتار، تقوا (۱)، ص. ۴۵</ref>
 
=== ۵.۳. تأویل‌های ناروا و [[پیروی از هوای نفس]] ===
 
خطرناک‌ترین آفت ورع، زمانی است که [[انسان]] با استفاده از تأویل‌های ناروا و پیروی از هوای نفس، [[گناه]] را در [[لباس]] [[حق]] جلوه می‌دهد.<ref>ر.ک: مطهری، مرتضی، یادداشت‌های استاد مطهری، جلد ۵، ص. ۳۹۰</ref> این حالت «استحلال [[باطنی]]» است که دیواری ضخیم بین انسان و [[توبه]] می‌کشد.<ref>ر.ک: مطهری، مرتضی، یادداشت‌های استاد مطهری، جلد ۵، ص. ۳۹۰</ref>
 
بسیاری از اوقات، انسان گناه می‌کند اما برای اینکه وجدانش آرام بماند، برای کار خود توجیهات تراشی می‌کند.<ref>ر.ک: مطهری، مرتضی، یادداشت‌های استاد مطهری، جلد ۵، ص. ۳۹۰</ref> [[هوای نفس]]، وکیلی ماهر است که برای هر گناهی، یک [[شبهه]] کاذبه یا یک [[تأویل]] ناروا پیدا می‌کند تا آن را [[حلال]] جلوه دهد.<ref>ر.ک: مطهری، مرتضی، یادداشت‌های استاد مطهری، جلد ۵، ص. ۳۹۰</ref> اینجاست که ورع کاملاً از بین می‌رود؛ زیرا انسان دیگر خود را [[گناهکار]] نمی‌داند تا بخواهد [[پرهیز]] کند.<ref>ر.ک: مطهری، مرتضی، یادداشت‌های استاد مطهری، جلد ۵، ص. ۳۹۰</ref>
 
این تأویل‌ها معمولاً ریشه در [[تمایلات]] درونی دارد و نه در استدلال‌های [[عقلانی]] یا [[شرعی]] معتبر.<ref>ر.ک: مطهری، مرتضی، یادداشت‌های استاد مطهری، جلد ۵، ص. ۳۹۰</ref>
 
== ۶. راهکارهای کسب و تقویت ورع ==
 
=== ۶.۱. [[تفکر]] و [[عبرت‌آموزی]] ===
 
اولین [[راهکار]]، زنده نگه داشتن [[روحیه]] [[عبرت‌گیری]] از [[تاریخ]] و [[سرنوشت]] پیشینیان است.<ref>ر.ک: مطهری، مرتضی، سیری در نهج‌البلاغه، بخش ششم، ص. ۵۰۸</ref>انسان باید دائماً به [[عاقبت]] کار [[گناهکاران]] و سرنوشت شوم کسانی که [[مرزهای الهی]] را شکستند، بیندیشد.<ref>ر.ک: مطهری، مرتضی، سیری در نهج‌البلاغه، بخش ششم، ص. ۵۰۸</ref> این تفکر، ترسی [[مقدس]] و بیدارکننده در [[دل]] ایجاد می‌کند که مانند یک ترمز [[قوی]]، انسان را از فرو رفتن در [[شبهات]] و [[گناهان]] باز می‌دارد.<ref>ر.ک: مطهری، مرتضی، سیری در نهج‌البلاغه، بخش ششم، ص. ۵۰۸</ref> عبرت‌های [[تاریخی]]، آینه‌ای هستند که [[آینده]] ما را در [[رفتار]] دیگران نشان می‌دهند.<ref>ر.ک: مطهری، مرتضی، سیری در نهج‌البلاغه، بخش ششم، ص. ۵۰۸</ref>
 
این نگاه [[تاریخی]]، [[غفلت]] را از بین برده و [[هوشیاری]] لازم برای [[ورع]] را فراهم می‌کند.<ref>ر.ک: مطهری، مرتضی، سیری در نهج‌البلاغه، بخش ششم، ص. ۵۰۸</ref>
 
=== ۶.۲. [[مراقبه]] و [[محاسبه نفس]] ===
 
ورع یک اتفاق نیست، یک تمرین است.<ref>ر.ک: مطهری، مرتضی، ده گفتار، تقوا (۲)، ص. ۶۰</ref>[[انسان]] باید مانند یک نگهبان [[بیدار]]، دائماً بر [[اعمال]] و [[نیات]] خود [[نظارت]] کند (مراقبه) و در پایان هر [[روز]]، [[حساب]] کارهای خود را با [[خدا]] و با [[وجدان]] خود رسیدگی کند ([[محاسبه]]).<ref>ر.ک: مطهری، مرتضی، ده گفتار، تقوا (۲)، ص. ۶۰</ref> این بازبینی دائمی، باعث می‌شود که انسان نسبت به کوچک‌ترین [[لغزش‌ها]] حساس شود و [[اجازه]] ندهد [[گناه]] یا شبهه‌ای در [[قلب]] او ریشه دواند.<ref>ر.ک: مطهری، مرتضی، ده گفتار، تقوا (۲)، ص. ۶۰</ref>
 
بدون این [[نظارت درونی]]، ورع به مرور [[زمان]] [[ضعیف]] و فرسوده می‌شود.<ref>ر.ک: مطهری، مرتضی، ده گفتار، تقوا (۲)، ص. ۶۰</ref>
 
=== ۶.۳. [[تقویت ایمان]] و [[محبت الهی]] ===
 
بالاترین و پایدارترین سطح ورع، آن است که ریشه در [[محبت به خدا]] داشته باشد، نه صرفاً [[ترس]] از [[مجازات]].<ref>ر.ک: مطهری، مرتضی، گفتارهایی در اخلاق اسلامی، ص. ۷۸</ref> ورع [[واقعی]]، ورعی است که از [[محبت]] سرچشمه بگیرد.<ref>ر.ک: مطهری، مرتضی، گفتارهایی در اخلاق اسلامی، ص. ۷۸</ref> وقتی انسان کسی را [[دوست]] بدارد، از هر کاری که موجب [[ناراحتی]] [[معشوق]] شود، حتی اگر آن کار برایش [[سود دنیوی]] داشته باشد، [[پرهیز]] می‌کند.<ref>ر.ک: مطهری، مرتضی، گفتارهایی در اخلاق اسلامی، ص. ۷۸</ref> [[مؤمن]] نیز به خاطر محبتی که به خدا دارد، از گناه و [[شبهه]] دوری می‌کند، نه به خاطر ترس از [[جهنم]]، بلکه به خاطر اینکه نمی‌خواهد [[دل]] [[یار]] را به [[درد]] آورد.<ref>ر.ک: مطهری، مرتضی، گفتارهایی در اخلاق اسلامی، ص. ۷۸</ref>
 
رابطه [[حب]] و [[بغض]] فی‌الله محکم‌ترین دستاویز ([[عروة الوثقی]]) برای [[پرهیزکاری]] است.<ref>ر.ک: مطهری، مرتضی، گفتارهایی در اخلاق اسلامی، ص. ۷۹</ref> کسی که [[حب]] و بغضش برای [[خدا]] باشد، طبعاً از هر چه [[خدا]] [[دوست]] ندارد ([[گناه]] و [[شبهه]]) بیزار می‌شود و به هر چه خدا دوست دارد ([[حلال]] و [[طاعت]]) [[گرایش]] پیدا می‌کند.<ref>ر.ک: مطهری، مرتضی، گفتارهایی در اخلاق اسلامی، ص. ۷۹</ref> این [[پیوند عاطفی]] با خدا، چنان نیروی بازدارنده‌ای ایجاد می‌کند که هیچ وسوسه‌ای یارای مقابله با آن را ندارد.<ref>ر.ک: مطهری، مرتضی، گفتارهایی در اخلاق اسلامی، ص. ۷۹</ref> اینجاست که [[ورع]] به یک ملکۀ [[راسخ]] و جدایی‌ناپذیر از وجود [[انسان]] تبدیل می‌شود.<ref>ر.ک: مطهری، مرتضی، گفتارهایی در اخلاق اسلامی، ص. ۷۹</ref>
 
کلید نهایی تقویت ورع، [[شناخت]] بیشتر [[خداوند]] و ایجاد یک [[رابطه عاشقانه]] با اوست که در پرتو آن، [[پرهیز]] از غیر او، امری [[طبیعی]] و شیرین می‌گردد.<ref>ر.ک: [[مطهری]]، [[مرتضی]]، گفتارهایی در [[اخلاق اسلامی]]، ص. ۷۹</ref>
 
== ۶. راهکارهای کسب و تقویت ورع ==
== ۶. راهکارهای کسب و تقویت ورع ==
=== ۶.۱. تفکر و عبرت‌آموزی ===
=== ۶.۱. تفکر و عبرت‌آموزی ===
۲۲۷٬۶۸۱

ویرایش