پرش به محتوا

آیه صدیقون: تفاوت میان نسخه‌ها

برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۶۳: خط ۶۳:
ابن تیمیه ادّعا می‌کند صرف نقل [[حدیثی]] در کتاب [[فضائل]] از سوی [[احمد بن حنبل]]، بر صحت حدیث نزد وی دلالت نمی‌کند. برخی دیگر از [[اتباع]] وی نیز ادّعا مکرده‌اند که این حدیث در [[الجامع الصغیر]] [[سیوطی]] به روایت [[ابونعیم]] و [[ابن عساکر]] نقل شده و [[مناوی]] هم روایت آن را به [[ابن مردویه]] و [[دیلمی]] نسبت داده است. وی [[اذعان]] می‌کند که سیوطی و شارح الجامع الصغیر دربارۀ حدیث خدشه‌ای نکرده‌اند و تنها ابن تیمیه آن را دروغ شمرده و [[ذهبی]] نیز سخن ابن تیمیه را پذیرفته است و برای [[اثبات]] دروغ بودن حدیث، قول این دو کفایت می‌کند. اما باید دانست که ابن تیمیه تمام احادیثی را که در آنها به فضیلتی برای [[حضرت امیرالمؤمنین]]{{ع}} اشاره شده، بدون هیچ مستندی رد می‌کند و آن را ساختگی می‌پندارد. از این رو قول ابن تیمیه اساساً هیچ ارزشی ندارد و تایید ذهبی نیز فاقد [[ارزش]] و اعتبار است و در بحث [[علمی]] هرگز نمی‌توان به آراء و انظار اشخاص استناد کرد. افزون بر آن که در [[مقام]] [[مناظره]] و [[جدل]]، نمی‌توان به  
ابن تیمیه ادّعا می‌کند صرف نقل [[حدیثی]] در کتاب [[فضائل]] از سوی [[احمد بن حنبل]]، بر صحت حدیث نزد وی دلالت نمی‌کند. برخی دیگر از [[اتباع]] وی نیز ادّعا مکرده‌اند که این حدیث در [[الجامع الصغیر]] [[سیوطی]] به روایت [[ابونعیم]] و [[ابن عساکر]] نقل شده و [[مناوی]] هم روایت آن را به [[ابن مردویه]] و [[دیلمی]] نسبت داده است. وی [[اذعان]] می‌کند که سیوطی و شارح الجامع الصغیر دربارۀ حدیث خدشه‌ای نکرده‌اند و تنها ابن تیمیه آن را دروغ شمرده و [[ذهبی]] نیز سخن ابن تیمیه را پذیرفته است و برای [[اثبات]] دروغ بودن حدیث، قول این دو کفایت می‌کند. اما باید دانست که ابن تیمیه تمام احادیثی را که در آنها به فضیلتی برای [[حضرت امیرالمؤمنین]]{{ع}} اشاره شده، بدون هیچ مستندی رد می‌کند و آن را ساختگی می‌پندارد. از این رو قول ابن تیمیه اساساً هیچ ارزشی ندارد و تایید ذهبی نیز فاقد [[ارزش]] و اعتبار است و در بحث [[علمی]] هرگز نمی‌توان به آراء و انظار اشخاص استناد کرد. افزون بر آن که در [[مقام]] [[مناظره]] و [[جدل]]، نمی‌توان به  
مطالبی که نزد طرف مقابل اعتباری ندارد استناد و [[استشهاد]] کرد و این با اصول نخستین مناظره منافات دارد<ref>سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۶، ص۱۳۰.</ref>.
مطالبی که نزد طرف مقابل اعتباری ندارد استناد و [[استشهاد]] کرد و این با اصول نخستین مناظره منافات دارد<ref>سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۶، ص۱۳۰.</ref>.
==== [[راویان حدیث]] ====
با مراجعه به کتب مشهور و منابع مقبول و معتبر نزد سنیان، روشن می‌شود که جمع کثیری از [[پیشوایان]] [[حدیثی]] و [[حافظان]] نامدار [[سنی]] این حدیث را از [[رسول خدا]]{{صل}} [[روایت]] کرده‌اند که به عنوان نمونه می‌توان مشاهیر زیر را نام برد:
# [[احمد بن حنبل]] (متوفای ۲۴۱) که در کتاب [[فضائل الصحابة]]، این حدیث را روایت کرده است. برخی اندیشمندان سنی همچون [[محب الدین طبری]] نیز در کتاب الریاض النضره این حدیث را به نقل از [[کتاب مناقب]] احمد بن حنبل روایت کرده‌اند.
# محمّد بن اسماعیل [[بخاری]]، صاحب [[صحیح بخاری]] و (متوفای ۲۵۶). براساس نقل [[سیوطی]] در الدرّالمنثور، بخاری این حدیث را در [[التاریخ الکبیر]] آورده است.
# [[ابوداوود سجستانی]] صاحب [[سنن]] (متوفای ۲۹۷). این حدیث در الدرّالمنثور به نقل از [[أبوداوود]] روایت شده است.
# محمّد بن سلیمان [[حضرمی]]، معروف به «[[مطیّن]]» (متوفای ۲۹۷). در [[شواهد التنزیل]][[ حدیث]] به روایت وی نقل شده است.
# [[ابوالقاسم طبرانی]] (متوفای ۳۶۰). سیوطی در الدرّالمنثور حدیث را از وی نیز نقل کرده است.
# [[ابواحمد]] عبداللّه بن عدی [[جرجانی]] (متوفای ۳۶۵). وی نیز از کسانی است که سیوطی در الدرّالمنثور حدیث وی را نقل می‌کند.
# [[ابوالحسن علی]] بن عمر [[دارقطنی]] (متوفای ۳۸۵). وی حدیث را در کتاب [[المؤتلف]] و المختلف روایت کرده است.
# [[ابوبکر]] بن مردویه [[اصفهانی]] (متوفای ۴۱۰). بر اساس نقل سیوطی در الدرّالمنثور، حدیث توسط وی نیز روایت شده است.
# [[ابونعیم اصفهانی]] (متوفای ۴۳۵). سیوطی حدیث را از وی نیز روایت کرده است.
# ابوبکر [[خطیب بغدادی ]](متوفای ۴۶۳). او در کتاب مشهور خود یعنی [[تاریخ]] [[بغداد]]، حدیث را روایت کرده است.
# [[محدث]] و [[فقیه شافعی]] [[ابن مغازلی واسطی]] (متوفای ۴۸۳)، این [[حدیث]] را در [[کتاب مناقب]] [[علی بن أبی طالب]] آورده است.
# [[حاکم حسکانی]] (متوفای پس از ۴۹۰)،[[ حدیث]] را در کتاب خود [[شواهد التنزیل]] آورده است.
# [[شیرویه]] بن شهردار [[دیلمی]] صاحب [[فردوس]] الأخبار (متوفای ۵۰۹). [[سیوطی]] در الدرّالمنثور و برخی دیگر از [[اندیشمندان]] [[سنّی]]، حدیث را از او [[روایت]] کرده‌اند.
# موفّق بن أحمد معروف به [[خطیب خوارزمی]] (متوفای ۵۶۸). وی [[حدیث]] را در کتاب مناقب علیّ بن أبی طالب آورده است.
# ابوالقاسم [[ابن عساکر دمشقی]] (متوفای ۵۷۱). او این حدیث را در کتاب [[تاریخ مدینة دمشق]] آورده است.
# [[فخر رازی]] (متوفای ۶۰۶)، این حدیث را به صورت ارسال مسلّم در [[تفسیر کبیر]] خود آورده است.
# ابن نجّار [[بغدادی]] (متوفای ۶۳۴). در الدرّالمنثور، حدیث از وی نیز روایت شده است.
# [[محب الدین طبری]] [[شافعی]] (متوفای ۶۹۴). وی نیز حدیث را در کتاب الریاض النضرة فی [[مناقب]] العشرة المبشرة و نیز در [[ذخائر العقبی]] فی مناقب [[ذوی القربی]] روایت کرده است.
# [[جلال الدین سیوطی]] [[مفسّر]] مشهور [[سنی]] (متوفای ۹۱۱). وی حدیث را در کتاب الدرّالمنثور فی التفسیر المأثور آورده است.
# [[ابن حجر]] مکّی (متوفای ۹۷۳). وی نیز در کتاب مشهور خود [[الصواعق المحرقة]]، به نقل این حدیث پرداخته است.
# شیخ علی [[متّقی هندی]] (متوفای ۹۷۵) صاحب [[کنز]] العمّال و منتخب کنز العمّال نیز حدیث را روایت کرده است.
# [[مناوی]] صاحب کتاب فیض‌القدیر فی شرح [[الجامع الصغیر]] (متوفای ۱۰۳۱). وی این حدیث را در کتاب خود آورده است.
بنابر این، اگر براساس ادّعای [[ابن تیمیه]] این روایت ساختگی و جعلی باشد، در این صورت تمام اندیشمندان مشهور فوق، متهم به [[نقل حدیث]] جعلی از [[رسول خدا]]{{صل}} خواهند بود، اتهامی که ما از آن استقبال می‌کنیم و آن را می‌پذیریم. اما آیا به [[راستی]] [[سنیان]] چنین سخنی را قبول می‌کنند و به آن ملتزم می‌شوند؟! اگر پاسخ مثبت باشد فنعم المطلوب، و اگر نه،[[ ثابت]] می‌شود که ادّعاهای ابن تیمیه بی اساس و [[باطل]] است و [[اهل تسنن]] باید به [[صحت]] این حدیث در ذیل [[آیه]] [[اعتراف]] و به مضمون آن ملتزم شوند و [[برتری امیرالمؤمنین]]{{ع}} از سایر [[صحابه]] را پذیرفته و به [[امامت]] ایشان پس از [[رسول خدا]]{{صل}} اعتراف کنند<ref>سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۶، ص۱۳۰-۱۳۳.</ref>.


== منابع ==
== منابع ==
۱۵٬۹۰۲

ویرایش