پرش به محتوا

کتاب مبین در کلام اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

خط ۱۸: خط ۱۸:
*کتاب مبین هرچه باشد، غیر از واقعیت‌ها و حوادث خارجی است و بر آنها تقدم دارد و پس از فانی و سپری شدن آنها نیز باقی است، همانند برنامه‌هایی که برای انجام کارهایی قبل از انجام آنها نوشته می‌شود، و پس از وقوع آن کارها نیز همچنان باقی است<ref>ر.ک. طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان، ج 7، ص 124 ـ 127</ref>.<ref>ر.ک. ربانی گلپایگانی، علی، وحی نبوی، ص 207 ـ 208؛ تحریری، محمد باقر، جلوه های لاهوتی، ج 1، ص 126؛ معارف، مجید و دیگر نویسندگان، نقد شبهه تعارض آیات علم غیب در قرآن، صفحه؟؟؟</ref> و در امام مبین که لوح محفوظ است تفصیل قضای الهی ثبت گردیده است و شاید وجه اینکه "لوح محفوظ"، "امام مبین" نامیده شده، این است که چون دربردارندۀ قضای حتمی الهی است، نسبت به حوادث و رخدادهای جهان نقش متبوع و امام را دارد؛ یعنی لوح محفوظ الگوی حوادث جهان است<ref>ر.ک. ربانی گلپایگانی، علی، وحی نبوی، ص 207 ـ 208</ref> و لذاست که این کتاب نمی تواند اوراق جسمانی باشد زیرا امور جسمانی توان ثبت تمامی حقایق خودش را ندارد، چه رسد به این که تمامی اشیاء را تا ابد ثبت نماید.<ref>ر.ک. تحریری، محمد باقر، جلوه های لاهوتی، ج 1، ص 126</ref>
*کتاب مبین هرچه باشد، غیر از واقعیت‌ها و حوادث خارجی است و بر آنها تقدم دارد و پس از فانی و سپری شدن آنها نیز باقی است، همانند برنامه‌هایی که برای انجام کارهایی قبل از انجام آنها نوشته می‌شود، و پس از وقوع آن کارها نیز همچنان باقی است<ref>ر.ک. طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان، ج 7، ص 124 ـ 127</ref>.<ref>ر.ک. ربانی گلپایگانی، علی، وحی نبوی، ص 207 ـ 208؛ تحریری، محمد باقر، جلوه های لاهوتی، ج 1، ص 126؛ معارف، مجید و دیگر نویسندگان، نقد شبهه تعارض آیات علم غیب در قرآن، صفحه؟؟؟</ref> و در امام مبین که لوح محفوظ است تفصیل قضای الهی ثبت گردیده است و شاید وجه اینکه "لوح محفوظ"، "امام مبین" نامیده شده، این است که چون دربردارندۀ قضای حتمی الهی است، نسبت به حوادث و رخدادهای جهان نقش متبوع و امام را دارد؛ یعنی لوح محفوظ الگوی حوادث جهان است<ref>ر.ک. ربانی گلپایگانی، علی، وحی نبوی، ص 207 ـ 208</ref> و لذاست که این کتاب نمی تواند اوراق جسمانی باشد زیرا امور جسمانی توان ثبت تمامی حقایق خودش را ندارد، چه رسد به این که تمامی اشیاء را تا ابد ثبت نماید.<ref>ر.ک. تحریری، محمد باقر، جلوه های لاهوتی، ج 1، ص 126</ref>
*مراد از کتاب مبین امرى است که نسبتش به موجودات، نسبت برنامۀ عمل است به خود عمل و هر موجودى در این کتاب یک نوع اندازه و تقدیر دارد، الا اینکه خود این کتاب موجودى است که قبل از هر موجودى و در حین وجود یافتن و بعد از فناى آن، وجود داشته و خواهد داشت، و موجودى است که مشتمل است بر علم خداى تعالى به اشیاء، همان علمى که فراموشى و گم کردن حساب، در آن راه ندارد. از این جهت مراد از کتاب مبین، مرتبۀ واقعى اشیاء و تحقق خارجى آنهاست که قابل پذیرفتن هیچ‌گونه تغییر نیست. خلاصه اینکه این کتاب، کتابى است که جمیع موجوداتى را که در عالم صنع و ایجاد واقع شده‌اند، برشمرده و آنچه را که بوده و هست و خواهد بود، احصاء کرده است، بدون اینکه کوچکترین موجودى را از قلم انداخته باشد.<ref>ر.ک. طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان، ج 7، ص 179 ـ 182؛ میرترابی حسینی، زهرة السادات، علم لدنی در قرآن و حدیث، ص 77</ref> و از آن جهت به لوح محفوظ "امام مبین" گفته می شود، چرا که در رستاخیز پیشوای مأموران و معیار سنجشِ ارزشِ اعمال انسان‌هاست.<ref>ر.ک. رضایی اصفهانی، تفسیر قرآن مهر، ج 17، ص 156 ـ 157</ref>
*مراد از کتاب مبین امرى است که نسبتش به موجودات، نسبت برنامۀ عمل است به خود عمل و هر موجودى در این کتاب یک نوع اندازه و تقدیر دارد، الا اینکه خود این کتاب موجودى است که قبل از هر موجودى و در حین وجود یافتن و بعد از فناى آن، وجود داشته و خواهد داشت، و موجودى است که مشتمل است بر علم خداى تعالى به اشیاء، همان علمى که فراموشى و گم کردن حساب، در آن راه ندارد. از این جهت مراد از کتاب مبین، مرتبۀ واقعى اشیاء و تحقق خارجى آنهاست که قابل پذیرفتن هیچ‌گونه تغییر نیست. خلاصه اینکه این کتاب، کتابى است که جمیع موجوداتى را که در عالم صنع و ایجاد واقع شده‌اند، برشمرده و آنچه را که بوده و هست و خواهد بود، احصاء کرده است، بدون اینکه کوچکترین موجودى را از قلم انداخته باشد.<ref>ر.ک. طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان، ج 7، ص 179 ـ 182؛ میرترابی حسینی، زهرة السادات، علم لدنی در قرآن و حدیث، ص 77</ref> و از آن جهت به لوح محفوظ "امام مبین" گفته می شود، چرا که در رستاخیز پیشوای مأموران و معیار سنجشِ ارزشِ اعمال انسان‌هاست.<ref>ر.ک. رضایی اصفهانی، تفسیر قرآن مهر، ج 17، ص 156 ـ 157</ref>
=="کتاب مبین" و "امام مبین" در قرآن==
*واژۀ "امام مبین" در یک آیه: «إِنَّا نَحْنُ نُحْيِ الْمَوْتى‏ وَ نَكْتُبُ ما قَدَّمُوا وَ آثارَهُمْ وَ كُلَّ شَيْ‏ءٍ أَحْصَيْناهُ في‏ إِمامٍ مُبينٍ»<ref>سورۀ یس، آیۀ 12: «إِنَّا نَحْنُ نُحْيِ الْمَوْتى‏ وَ نَكْتُبُ ما قَدَّمُوا وَ آثارَهُمْ وَ كُلَّ شَيْ‏ءٍ أَحْصَيْناهُ في‏ إِمامٍ مُبين»</ref> به کار رفته است و واژۀ "کتاب مبین" در دوازده آیه، مانند: «وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَيْبِ لا يَعْلَمُها إِلاَّ هُوَ وَ يَعْلَمُ ما فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ ما تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلاَّ يَعْلَمُها وَ لا حَبَّةٍ في‏ ظُلُماتِ الْأَرْضِ وَ لا رَطْبٍ وَ لا يابِسٍ إِلاَّ في‏ كِتابٍ مُبينٍ»؛<ref>سورۀ انعام، آیۀ 59</ref> «وَ ما مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ إِلاَّ عَلَى اللَّهِ رِزْقُها وَ يَعْلَمُ مُسْتَقَرَّها وَ مُسْتَوْدَعَها كُلٌّ في‏ كِتابٍ مُبينٍ»<ref>سورۀ هود، آیۀ 6</ref> و ... .<ref>مانند: سورۀ مائده، آیۀ 15؛ سورۀ یونس، آیۀ 61؛ سورۀ نمل، آیۀ 1 و 75؛ سورۀ سبأ، آیۀ 3 و ... </ref>
*واژۀ "امام مبین" در یک آیه: «إِنَّا نَحْنُ نُحْيِ الْمَوْتى‏ وَ نَكْتُبُ ما قَدَّمُوا وَ آثارَهُمْ وَ كُلَّ شَيْ‏ءٍ أَحْصَيْناهُ في‏ إِمامٍ مُبينٍ»<ref>سورۀ یس، آیۀ 12: «إِنَّا نَحْنُ نُحْيِ الْمَوْتى‏ وَ نَكْتُبُ ما قَدَّمُوا وَ آثارَهُمْ وَ كُلَّ شَيْ‏ءٍ أَحْصَيْناهُ في‏ إِمامٍ مُبين»</ref> به کار رفته است و واژۀ "کتاب مبین" در دوازده آیه، مانند: «وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَيْبِ لا يَعْلَمُها إِلاَّ هُوَ وَ يَعْلَمُ ما فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ ما تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلاَّ يَعْلَمُها وَ لا حَبَّةٍ في‏ ظُلُماتِ الْأَرْضِ وَ لا رَطْبٍ وَ لا يابِسٍ إِلاَّ في‏ كِتابٍ مُبينٍ»؛<ref>سورۀ انعام، آیۀ 59</ref> «وَ ما مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ إِلاَّ عَلَى اللَّهِ رِزْقُها وَ يَعْلَمُ مُسْتَقَرَّها وَ مُسْتَوْدَعَها كُلٌّ في‏ كِتابٍ مُبينٍ»<ref>سورۀ هود، آیۀ 6</ref> و ... .<ref>مانند: سورۀ مائده، آیۀ 15؛ سورۀ یونس، آیۀ 61؛ سورۀ نمل، آیۀ 1 و 75؛ سورۀ سبأ، آیۀ 3 و ... </ref>
*قرآن کریم هم حقیقت ثابت و واحدی دارد که در این "کتاب مبین" بوده و از آنجا به صورت مجزّا برابر شرایط زمانی و مکانی خاصّ که خداوند می‌داند، به صورت عربی آن را تنزّل داده تا قابل تعقل باشد:<ref>سورۀ زخرف، آیۀ 2 ـ 4</ref> «وَالْكِتَابِ الْمُبِينِ إِنَّا جَعَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لَّعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ وَإِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتَابِ لَدَيْنَا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ»<ref>ر.ک. تحریری، محمد باقر، جلوه های لاهوتی، ج 1، ص 126</ref> باید دانست خداوند این علم را به انبیاء و اولیاء و قدیسان نیز تعلیم فرموده است.<ref>ر.ک. معارف، مجید و دیگر نویسندگان، نقد شبهه تعارض آیات علم غیب در قرآن، صفحه؟؟؟</ref>
*قرآن کریم هم حقیقت ثابت و واحدی دارد که در این "کتاب مبین" بوده و از آنجا به صورت مجزّا برابر شرایط زمانی و مکانی خاصّ که خداوند می‌داند، به صورت عربی آن را تنزّل داده تا قابل تعقل باشد:<ref>سورۀ زخرف، آیۀ 2 ـ 4</ref> «وَالْكِتَابِ الْمُبِينِ إِنَّا جَعَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لَّعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ وَإِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتَابِ لَدَيْنَا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ»<ref>ر.ک. تحریری، محمد باقر، جلوه های لاهوتی، ج 1، ص 126</ref> باید دانست خداوند این علم را به انبیاء و اولیاء و قدیسان نیز تعلیم فرموده است.<ref>ر.ک. معارف، مجید و دیگر نویسندگان، نقد شبهه تعارض آیات علم غیب در قرآن، صفحه؟؟؟</ref>
۱۳۳٬۷۶۳

ویرایش