پرش به محتوا

عصمت: تفاوت میان نسخه‌ها

هیچ تغییری در اندازه به وجود نیامده‌ است. ،  ‏۲۰ مارس ۲۰۱۹
جز
جایگزینی متن - '{{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن' به '{{عربی|اندازه=100%|﴿{{متن قرآن'
بدون خلاصۀ ویرایش
جز (جایگزینی متن - '{{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن' به '{{عربی|اندازه=100%|﴿{{متن قرآن')
خط ۲۴: خط ۲۴:


==مقدمه==
==مقدمه==
*از معتقدات [[شیعه]] دربارۀ پیامبران و [[امامان]]، عصمت است، به این معنی که این حجت‌های الهی چون هادیان بشر و پیشوایان امّت‌اند و [[امام]] کسی است که به گفتار و کردار او اقتدا می‌شود و این تبعیت در همۀ شؤون است، ناچار باید مصون از هرخطا و خلاف و گناه باشد. عصمت، یک نیروی درونی حفاظت از گناه و مصونیت از اشتباه است که مایۀ اعتماد و اطمینان پیروان به درستی گفته‌ها و اعمال [[پیامبر]] و [[امام]] و انطباق آنها با حق و دین خداست. برای اثبات آن به آیاتی از [[قرآن]] نیز استدلال شده است، همچون آیۀ {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الأُولَى وَأَقِمْنَ الصَّلاةَ وَآتِينَ الزَّكَاةَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا}}﴾}}<ref>احزاب/۳۳</ref> {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|وَمَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى}}﴾}}<ref>نجم/۳</ref> [[حدیث ثقلین]] و احادیث دیگر نیز مستند این عقیده است، چون [[ائمه]] و [[عترت]]، همتای [[قرآن]] قرار داده شده‌اند و [[قرآن]] هم [[معصوم]] و مصون از خطاست و امر به تمسّک به هردو شده است، اگر خطا در [[ائمه]] بود، مثل [[قرآن]] امر به تمسّک به آنان نمی‌شد. معنای تمسّک این است که حرف‌ها و کارهای‌شان [[حجت]] است و اگر [[معصوم]] نباشند، امر به تمسّک موجب گمراهی مردم می‌شود.<ref>اعیان الشیعه ج ۱ ص ۳۷۰ دربارۀ عصمت از جمله ر. ک: «العصمة، حقیقتها، ادلّتها» مرکز الرساله</ref> عقیده به عصمت [[امامان]] و [[حضرت زهرا]]{{عم}} مورد اتفاق علمای [[شیعه]] است. [[شیخ مفید]] می‌گوید: همۀ امامیه معتقدند که پیشوای [[دین]] نمی‌تواند کسی جز [[معصوم]] از مخالفت با خدا و دانای به همۀ علوم دین و کامل در فضیلت و برتر از همه باشد.<ref>اوائل المقالات، مفید، ص ۴۷</ref> یکی از تفاوت‌های [[امام]] با مردم عادی، برخورداری او از عصمت است. در توقیعی که [[امام مهدی|حضرت مهدی]]{{ع}} در پاسخ‌نامۀ احمد بن اسحاق اشعری نوشت، ضمن برشمردن صفات [[ائمه]] و اوصیای [[پیامبر]] تأکید فرمود که فرق میان [[امام]] و مأموم، همین عصمت از گناهان و پاکی از عیب‌ها و آلودگی‌ها و منزّه بودن از اشتباه است و [[امامان]] خزانه‌داران [[علم]] الهی و [[امین]] [[حکمت]] و راز خداوندند و اگر چنین نبود، آنان با مردم فرقی نداشتند و حق و باطل شناخته نمی‌شد و هرکس به دروغ ادعای [[امامت]] می‌کرد: {{عربی|اندازه=155%|...بأن عصمهم من الذّنوب و برّأهم من العیوب و طهّرهم من الدّنس و نزّههم من اللّبس و جعلهم خزّان علمه و مستودع حکمته و موضع سرّه و أیّدهم بالدّلائل، و لو لا ذلک لکان النّاس علی سواء...}}<ref>بحار الأنوار، ج ۲۵ص ۱۸۲</ref> [[پیامبر خاتم|رسول خدا]]{{صل}} [[امامان]]از نسل [[امام حسین|حسین بن علی]]{{ع}} را امین و [[معصوم]] دانسته است: {{عربی|اندازه=155%|الأئمّة بعدی إثنا عشر، تسعة من صلب الحسین، امناء معصومون}}<ref>بحار الأنوار، ج ۳۶ص ۲۹۱</ref> و اینگونه روایات، بسیار است.<ref> ر. ک: «بحار الأنوار» ج ۲۵ ص ۱۹۱، «اصول کافی» ج ۱، «التنبیه بالمعلوم» شیخ حرّ عاملی، «احقاق الحق» قاضی نور اللّه، ج ۲ ص ۲۸۶</ref> در [[زیارت جامعه]] کبیره نیز می‌خوانیم: {{عربی|اندازه=155%|عصمکم اللّه من الزّلل و آمنکم من الفتن و طهّرکم من الدّنس و أذهب عنکم الرّجس و طهّرکم تطهیرا نیز با عنوان المهدیّون المعصومون}} در همین دعا از [[امامان]] یاد شده است. برای رهروی در مسیر [[حق]]، اقتدا به پیشوایان صالح که از هرلغزش و گناهی معصومند، شرط رسیدن به مقصود است و این عقیدۀ مترقّی دربارۀ پیامبران و [[امامان]] مایۀ فخر [[شیعه]] است که کسانی را به [[امامت]] پذیرفته‌اند که نه‌تنها معصیت نمی‌کنند، حتی فکر گناه هم در ذهن آنان خطور نمی‌کند. [[امام سجاد]]{{ع}} فرمود: {{عربی|اندازه=155%|"الإمام منّا لا یکون الاّ معصوما"}}.<ref>بحار الأنوار: ج ۲۵ ص ۱۹۴</ref> [[امام]] از ما [[اهل بیت]]، جز [[معصوم]] نمی‌باشد و عصمت امری نیست که در ظاهر خلقت باشد و از ظاهر شناخته شود، بلکه باید از روی نصّ و دلیل خاصّ باشد و [[معصوم]]، یعنی آنکه به ریسمان الهی یعنی [[قرآن]] چنگ بزند و خود را با آن قرین سازد و [[امام]] و [[قرآن]] از یکدیگر جدا نمی‌شوند، [[امام]] به سوی قرآن هدایت می‌کند و [[قرآن]] به سوی [[امام]]. ز [[امام صادق]]{{ع}} پرسیدند: معنای عصمت در [[امام]] چیست؟ فرمود: [[معصوم]] کسی است که با توفیق الهی از همۀ محرّمات خدا پرهیز می‌کند.<ref>بحار الأنوار: ج ۲۵ ص ۱۹۴</ref> لزوم [[اطاعت]] از [[معصوم]] نیز به اطاعت از خدا منتهی می‌شود، چون [[امام]] [[معصوم]]، هدایتگر انسان به سوی خداوند است و به فرمودۀ [[امام علی]]{{ع}}، خداوند از آن رو به اطاعت اولی الأمر در کنار خدا و رسول فرمان داد، چون‌که آنان [[معصوم]] و پاکند و به نافرمانی خدا امر نمی‌کنند: {{عربی|اندازه=155%|...انّما أمر بطاعة اولی الأمر، لأنّهم معصومون مطهّرون لا یأمرون بمعصیته}}<ref>بحار الأنوار: ج ۲۵ ص ۲۰۰ حدیث ۱۱</ref> [[شیخ صدوق|مرحوم صدوق]] تصریح می‌کند: اعتقاد ما دربارۀ پیامبران و [[امامان]] این است که آنان [[معصوم]] و پاک از هرآلودگی‌اند و هرگز گناه نمی‌کنند، نه صغیره نه کبیره، در امر خدا نافرمانی نمی‌کنند و آنچه را فرمان یافته‌اند اطاعت می‌کنند، هرکس عصمت را از آنان نفی کند حتی در حالی از حالاتشان از آنان نفی کند، آنان را نشناخته است و دربارۀ آنان بر این باوریم که ایشان موصوف به کمال و تمام و علم‌اند، از آغاز کارشان تا پایان و در هیچ حالی به هیچ نقص و عصیان و جهل متّصف نمی‌شوند.<ref> اعتقادات صدوق، ص ۱۰۸ به نقل از بحار الأنوار، ج ۲۵ ص ۲۱۱</ref> این از بزرگترین عنایت‌ها و موهبت‌های الهی به انسانهاست که رهبران آنان را دارای عصمت قرار دهد و از درخشان‌ترین ابعاد اعتقادی [[شیعه]] است که در پیامبران و [[امامان]]، عصمت را شرط می‌دانند و این عقیده، حدّ اعلای قابلیت اعتماد به رهبران الهی را تضمین و فراهم می‌کند. به تعبیر [[شهید مطهری]]: پیامبران از درون خود با واقعیّت هستی ارتباط و اتّصال دارند و در متن واقعیّت هرگز اشتباه معنی ندارد. انسان‌هایی که از نظر آگاهی‌ها در متن جریان واقعیت قرار می‌گیرند و با بن هستی و ریشۀ وجود و جریان‌ها متّصل و یکجا می‌شوند، دیگر از هرگونه اشتباه، مصون و [[معصوم]] خواهند بود.<ref> وحی و نبوّت، ص ۱۳</ref> اعتقاد به عصمت، درواقع ارزش نهادن به انسان است و انسان را تا حدّی بالا می‌برد که تنها و تنها از خدا و یا کسی که خداوند به او عصمت داده اطاعت می‌کند و زیر بار هرکسی نرود، و چه اهتمامی بالاتر از این برای مقام انسان؟(...)<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص:۳۹۲.</ref>.
*از معتقدات [[شیعه]] دربارۀ پیامبران و [[امامان]]، عصمت است، به این معنی که این حجت‌های الهی چون هادیان بشر و پیشوایان امّت‌اند و [[امام]] کسی است که به گفتار و کردار او اقتدا می‌شود و این تبعیت در همۀ شؤون است، ناچار باید مصون از هرخطا و خلاف و گناه باشد. عصمت، یک نیروی درونی حفاظت از گناه و مصونیت از اشتباه است که مایۀ اعتماد و اطمینان پیروان به درستی گفته‌ها و اعمال [[پیامبر]] و [[امام]] و انطباق آنها با حق و دین خداست. برای اثبات آن به آیاتی از [[قرآن]] نیز استدلال شده است، همچون آیۀ {{عربی|اندازه=100%|﴿{{متن قرآن|وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الأُولَى وَأَقِمْنَ الصَّلاةَ وَآتِينَ الزَّكَاةَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا}}﴾}}<ref>احزاب/۳۳</ref> {{عربی|اندازه=100%|﴿{{متن قرآن|وَمَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى}}﴾}}<ref>نجم/۳</ref> [[حدیث ثقلین]] و احادیث دیگر نیز مستند این عقیده است، چون [[ائمه]] و [[عترت]]، همتای [[قرآن]] قرار داده شده‌اند و [[قرآن]] هم [[معصوم]] و مصون از خطاست و امر به تمسّک به هردو شده است، اگر خطا در [[ائمه]] بود، مثل [[قرآن]] امر به تمسّک به آنان نمی‌شد. معنای تمسّک این است که حرف‌ها و کارهای‌شان [[حجت]] است و اگر [[معصوم]] نباشند، امر به تمسّک موجب گمراهی مردم می‌شود.<ref>اعیان الشیعه ج ۱ ص ۳۷۰ دربارۀ عصمت از جمله ر. ک: «العصمة، حقیقتها، ادلّتها» مرکز الرساله</ref> عقیده به عصمت [[امامان]] و [[حضرت زهرا]]{{عم}} مورد اتفاق علمای [[شیعه]] است. [[شیخ مفید]] می‌گوید: همۀ امامیه معتقدند که پیشوای [[دین]] نمی‌تواند کسی جز [[معصوم]] از مخالفت با خدا و دانای به همۀ علوم دین و کامل در فضیلت و برتر از همه باشد.<ref>اوائل المقالات، مفید، ص ۴۷</ref> یکی از تفاوت‌های [[امام]] با مردم عادی، برخورداری او از عصمت است. در توقیعی که [[امام مهدی|حضرت مهدی]]{{ع}} در پاسخ‌نامۀ احمد بن اسحاق اشعری نوشت، ضمن برشمردن صفات [[ائمه]] و اوصیای [[پیامبر]] تأکید فرمود که فرق میان [[امام]] و مأموم، همین عصمت از گناهان و پاکی از عیب‌ها و آلودگی‌ها و منزّه بودن از اشتباه است و [[امامان]] خزانه‌داران [[علم]] الهی و [[امین]] [[حکمت]] و راز خداوندند و اگر چنین نبود، آنان با مردم فرقی نداشتند و حق و باطل شناخته نمی‌شد و هرکس به دروغ ادعای [[امامت]] می‌کرد: {{عربی|اندازه=155%|...بأن عصمهم من الذّنوب و برّأهم من العیوب و طهّرهم من الدّنس و نزّههم من اللّبس و جعلهم خزّان علمه و مستودع حکمته و موضع سرّه و أیّدهم بالدّلائل، و لو لا ذلک لکان النّاس علی سواء...}}<ref>بحار الأنوار، ج ۲۵ص ۱۸۲</ref> [[پیامبر خاتم|رسول خدا]]{{صل}} [[امامان]]از نسل [[امام حسین|حسین بن علی]]{{ع}} را امین و [[معصوم]] دانسته است: {{عربی|اندازه=155%|الأئمّة بعدی إثنا عشر، تسعة من صلب الحسین، امناء معصومون}}<ref>بحار الأنوار، ج ۳۶ص ۲۹۱</ref> و اینگونه روایات، بسیار است.<ref> ر. ک: «بحار الأنوار» ج ۲۵ ص ۱۹۱، «اصول کافی» ج ۱، «التنبیه بالمعلوم» شیخ حرّ عاملی، «احقاق الحق» قاضی نور اللّه، ج ۲ ص ۲۸۶</ref> در [[زیارت جامعه]] کبیره نیز می‌خوانیم: {{عربی|اندازه=155%|عصمکم اللّه من الزّلل و آمنکم من الفتن و طهّرکم من الدّنس و أذهب عنکم الرّجس و طهّرکم تطهیرا نیز با عنوان المهدیّون المعصومون}} در همین دعا از [[امامان]] یاد شده است. برای رهروی در مسیر [[حق]]، اقتدا به پیشوایان صالح که از هرلغزش و گناهی معصومند، شرط رسیدن به مقصود است و این عقیدۀ مترقّی دربارۀ پیامبران و [[امامان]] مایۀ فخر [[شیعه]] است که کسانی را به [[امامت]] پذیرفته‌اند که نه‌تنها معصیت نمی‌کنند، حتی فکر گناه هم در ذهن آنان خطور نمی‌کند. [[امام سجاد]]{{ع}} فرمود: {{عربی|اندازه=155%|"الإمام منّا لا یکون الاّ معصوما"}}.<ref>بحار الأنوار: ج ۲۵ ص ۱۹۴</ref> [[امام]] از ما [[اهل بیت]]، جز [[معصوم]] نمی‌باشد و عصمت امری نیست که در ظاهر خلقت باشد و از ظاهر شناخته شود، بلکه باید از روی نصّ و دلیل خاصّ باشد و [[معصوم]]، یعنی آنکه به ریسمان الهی یعنی [[قرآن]] چنگ بزند و خود را با آن قرین سازد و [[امام]] و [[قرآن]] از یکدیگر جدا نمی‌شوند، [[امام]] به سوی قرآن هدایت می‌کند و [[قرآن]] به سوی [[امام]]. ز [[امام صادق]]{{ع}} پرسیدند: معنای عصمت در [[امام]] چیست؟ فرمود: [[معصوم]] کسی است که با توفیق الهی از همۀ محرّمات خدا پرهیز می‌کند.<ref>بحار الأنوار: ج ۲۵ ص ۱۹۴</ref> لزوم [[اطاعت]] از [[معصوم]] نیز به اطاعت از خدا منتهی می‌شود، چون [[امام]] [[معصوم]]، هدایتگر انسان به سوی خداوند است و به فرمودۀ [[امام علی]]{{ع}}، خداوند از آن رو به اطاعت اولی الأمر در کنار خدا و رسول فرمان داد، چون‌که آنان [[معصوم]] و پاکند و به نافرمانی خدا امر نمی‌کنند: {{عربی|اندازه=155%|...انّما أمر بطاعة اولی الأمر، لأنّهم معصومون مطهّرون لا یأمرون بمعصیته}}<ref>بحار الأنوار: ج ۲۵ ص ۲۰۰ حدیث ۱۱</ref> [[شیخ صدوق|مرحوم صدوق]] تصریح می‌کند: اعتقاد ما دربارۀ پیامبران و [[امامان]] این است که آنان [[معصوم]] و پاک از هرآلودگی‌اند و هرگز گناه نمی‌کنند، نه صغیره نه کبیره، در امر خدا نافرمانی نمی‌کنند و آنچه را فرمان یافته‌اند اطاعت می‌کنند، هرکس عصمت را از آنان نفی کند حتی در حالی از حالاتشان از آنان نفی کند، آنان را نشناخته است و دربارۀ آنان بر این باوریم که ایشان موصوف به کمال و تمام و علم‌اند، از آغاز کارشان تا پایان و در هیچ حالی به هیچ نقص و عصیان و جهل متّصف نمی‌شوند.<ref> اعتقادات صدوق، ص ۱۰۸ به نقل از بحار الأنوار، ج ۲۵ ص ۲۱۱</ref> این از بزرگترین عنایت‌ها و موهبت‌های الهی به انسانهاست که رهبران آنان را دارای عصمت قرار دهد و از درخشان‌ترین ابعاد اعتقادی [[شیعه]] است که در پیامبران و [[امامان]]، عصمت را شرط می‌دانند و این عقیده، حدّ اعلای قابلیت اعتماد به رهبران الهی را تضمین و فراهم می‌کند. به تعبیر [[شهید مطهری]]: پیامبران از درون خود با واقعیّت هستی ارتباط و اتّصال دارند و در متن واقعیّت هرگز اشتباه معنی ندارد. انسان‌هایی که از نظر آگاهی‌ها در متن جریان واقعیت قرار می‌گیرند و با بن هستی و ریشۀ وجود و جریان‌ها متّصل و یکجا می‌شوند، دیگر از هرگونه اشتباه، مصون و [[معصوم]] خواهند بود.<ref> وحی و نبوّت، ص ۱۳</ref> اعتقاد به عصمت، درواقع ارزش نهادن به انسان است و انسان را تا حدّی بالا می‌برد که تنها و تنها از خدا و یا کسی که خداوند به او عصمت داده اطاعت می‌کند و زیر بار هرکسی نرود، و چه اهتمامی بالاتر از این برای مقام انسان؟(...)<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص:۳۹۲.</ref>.


==عصمت و [[عدالت]]==
==عصمت و [[عدالت]]==