بصره: تفاوت میان نسخهها
جز
جایگزینی متن - 'مجتبی تونهای، موعودنامه، ص' به 'تونهای، مجتبی، [[موعودنامه (کتاب)|موع...
جز (جایگزینی متن - '، ص:' به '، ص') |
جز (جایگزینی متن - 'مجتبی تونهای، موعودنامه، ص' به 'تونهای، مجتبی، [[موعودنامه (کتاب)|موع...) |
||
| خط ۱۶: | خط ۱۶: | ||
در نهضت [[عاشورا]]، [[امام حسین]] به شش نفر از شخصیتهای بصره نامه نوشت و آنان را به یاری خویش برای گرفتن [[حق]]، دعوت کرد. این شش نفر که هر کدام، رئیس گروهی بودند، عبارت بودند از: [[مالک بن مسمع]]، [[احنف بن قیس]]، [[منذر بن جارود]]، [[مسعود بن عمرو]]، [[قیس بن هیثم]] و [[عمر بن عبیدالله]]. نامهرسان و پیک [[امام حسین]]{{ع}} برای رساندن این پیام، غلامش سلیمان بود. برخی از اینان، به امام جواب سرد دادند، برخی فرستاده امام را نزد [[ابن زیاد]] فرستادند. از شخصیتهای بصره، یزید بن مسعود به ندای امام لبیک گفت و با تشکیل جلسه، قبایل عرب را به یاری آن حضرت دعوت کرد، آنان نیز خوشحال شده، اعلام حمایت کردند. در پی آن نامهای به امام نوشت و اعلام هر گونه حمایت و یاری کرد. ولی نامه، روز عاشورا وقتی به دست [[امام حسین]] رسید که اصحاب و یارانش شهید شده بودند. از سوی دیگر، یزید بن مسعود وقتی آماده یاری [[امام]] شده بود که خبر شهادت آن حضرت به بصره رسید<ref>حیاة الامام الحسین بن علی، ج ۲، ص ۳۲۷</ref> یزید بن نبیط بصری نیز به اتفاق دو پسر و غلامش به ندای امام لبیک گفته، خود را به مکه رساندند و از آنجا همراه امام به کربلا آمدند و شهید شدند<ref>حیاة الامام الحسین بن علی، ج ۲، ص ۳۲۸</ref>. گرچه برخی از شهدای کربلا از شیعیان بصره بودند، اما بصره در مجموع، موضع شایستهای در برابر [[امام حسین|ابا عبدالله]] و نهضت او نداشت. سابقهاش نیز در حمایت از [[اهل بیت]]، خوب نبود. امروز، مردم بصره اغلب [[شیعه [[اثناعشریه|اثنی عشری]]اند و بخشی هم اخباری.از غلات [[شیعه]] هم چون شیخیه و صوفیه در بصره ساکن هستند. اکثر عشایر نواحی این منطقه، ایرانی تبارند و فارسی و ترکی را هم مثل عربی میدانند و با آن تکلم میکنند<ref>ر.ک. دایرة المعارف تشیع، ج ۳، ص ۲۶۶</ref><ref>ر. ک. [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ عاشورا (کتاب)|فرهنگ عاشورا]] صفحه ۷۸.</ref>. | در نهضت [[عاشورا]]، [[امام حسین]] به شش نفر از شخصیتهای بصره نامه نوشت و آنان را به یاری خویش برای گرفتن [[حق]]، دعوت کرد. این شش نفر که هر کدام، رئیس گروهی بودند، عبارت بودند از: [[مالک بن مسمع]]، [[احنف بن قیس]]، [[منذر بن جارود]]، [[مسعود بن عمرو]]، [[قیس بن هیثم]] و [[عمر بن عبیدالله]]. نامهرسان و پیک [[امام حسین]]{{ع}} برای رساندن این پیام، غلامش سلیمان بود. برخی از اینان، به امام جواب سرد دادند، برخی فرستاده امام را نزد [[ابن زیاد]] فرستادند. از شخصیتهای بصره، یزید بن مسعود به ندای امام لبیک گفت و با تشکیل جلسه، قبایل عرب را به یاری آن حضرت دعوت کرد، آنان نیز خوشحال شده، اعلام حمایت کردند. در پی آن نامهای به امام نوشت و اعلام هر گونه حمایت و یاری کرد. ولی نامه، روز عاشورا وقتی به دست [[امام حسین]] رسید که اصحاب و یارانش شهید شده بودند. از سوی دیگر، یزید بن مسعود وقتی آماده یاری [[امام]] شده بود که خبر شهادت آن حضرت به بصره رسید<ref>حیاة الامام الحسین بن علی، ج ۲، ص ۳۲۷</ref> یزید بن نبیط بصری نیز به اتفاق دو پسر و غلامش به ندای امام لبیک گفته، خود را به مکه رساندند و از آنجا همراه امام به کربلا آمدند و شهید شدند<ref>حیاة الامام الحسین بن علی، ج ۲، ص ۳۲۸</ref>. گرچه برخی از شهدای کربلا از شیعیان بصره بودند، اما بصره در مجموع، موضع شایستهای در برابر [[امام حسین|ابا عبدالله]] و نهضت او نداشت. سابقهاش نیز در حمایت از [[اهل بیت]]، خوب نبود. امروز، مردم بصره اغلب [[شیعه [[اثناعشریه|اثنی عشری]]اند و بخشی هم اخباری.از غلات [[شیعه]] هم چون شیخیه و صوفیه در بصره ساکن هستند. اکثر عشایر نواحی این منطقه، ایرانی تبارند و فارسی و ترکی را هم مثل عربی میدانند و با آن تکلم میکنند<ref>ر.ک. دایرة المعارف تشیع، ج ۳، ص ۲۶۶</ref><ref>ر. ک. [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ عاشورا (کتاب)|فرهنگ عاشورا]] صفحه ۷۸.</ref>. | ||
==بصره در موعودنامه== | ==بصره در موعودنامه== | ||
*از شهرهای معروف، دومین شهر و بندر منحصربهفرد عراق است و آن را قبّة الاسلام، خزانة العرب و رعناء میخواندهاند. در خبر آمده که هیچ شهری نیست، جز اینکه هنگام ظهور مهدی {{ع}} گروهی از آن به حضرت بپیوندند، جز بصره که حتی یک نفر از آن شهر، با حضرت نباشد<ref>همان، ص ۱۹۴.</ref>. در روایات [[آخر الزمان]] از [[امام علی|حضرت امیر]] {{ع}} روایت شده که: "بصره، برای ویرانی از همه جا نزدیکتر، خاکش از همهجا سختتر، در معرض عذاب الهی از همهجا بیشتر است. ای مردم بصره! و ای ساکنان آبادیهای اطراف بصره! آگاه باشید که روز سخت و بلای دردناکی از آب در انتظار شماست، من میدانم که این آب از کدام منطقه شما بیرون خواهد زد، پیش از آن نیز فاجعههای سختی بر شما خواهد رسید که علم آن از شما پنهان شده و بر ما عطا شده است... ای اهل بصره! اخلاقتان پیچیده، آئینتان منافقانه، آبتان تلخ، خاک کشورتان از هر خاکی گندیدهتر و از آسمان دورتر است، نُه دهم شرّ در شهر شماست... گویی با چشم خود میبینم که شهر شما را آب گرفته است. از ساختمانهای شهر جز گنبد مسجدتان دیده نمیشود که همانند سینه مرغی در اقیانوس بیکران شناور به نظر میرسد. هنگامی که دیدند کوخهای بصره تبدیل به کاخ شده و باغهای اطراف آن تبدیل به قصر شده، بدانند که عمر بصره به پایان رسیده، دیگر بصرهای وجود نخواهد داشت"<ref>الملاحم و الفتن، ص ۱۰۲؛ الزام الناصب، ص ۲۴۲؛ روزگار رهایی، ج ۲، ص ۱۰۱۵.</ref>. در روایتی آمده است که قائم ظهور نمیکند جز اینکه دو نامه خوانده شود: یکی در بصره، دیگری در کوفه. که در هردو نامه، از [[امام علی|علی بن ابی طالب]] {{ع}} اظهار برائت میشود<ref>غیبة نعمانی، ص ۱۶۵؛ غیبة طوسی، ص ۲۶۹؛ بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۳۶۱.</ref>. در روایت دیگری آمده است: "بصره، خسف میشود و ویران میگردد و وحشت شدیدی بر سراسر عراق حکمفرما میشود که احدی آسایش و آرامش نمییابد"<ref>اعلام الوری، ص ۴۲۹؛ منتخب الاثر، ص ۴۲۵.</ref><ref>[[مجتبی تونهای|مجتبی | *از شهرهای معروف، دومین شهر و بندر منحصربهفرد عراق است و آن را قبّة الاسلام، خزانة العرب و رعناء میخواندهاند. در خبر آمده که هیچ شهری نیست، جز اینکه هنگام ظهور مهدی {{ع}} گروهی از آن به حضرت بپیوندند، جز بصره که حتی یک نفر از آن شهر، با حضرت نباشد<ref>همان، ص ۱۹۴.</ref>. در روایات [[آخر الزمان]] از [[امام علی|حضرت امیر]] {{ع}} روایت شده که: "بصره، برای ویرانی از همه جا نزدیکتر، خاکش از همهجا سختتر، در معرض عذاب الهی از همهجا بیشتر است. ای مردم بصره! و ای ساکنان آبادیهای اطراف بصره! آگاه باشید که روز سخت و بلای دردناکی از آب در انتظار شماست، من میدانم که این آب از کدام منطقه شما بیرون خواهد زد، پیش از آن نیز فاجعههای سختی بر شما خواهد رسید که علم آن از شما پنهان شده و بر ما عطا شده است... ای اهل بصره! اخلاقتان پیچیده، آئینتان منافقانه، آبتان تلخ، خاک کشورتان از هر خاکی گندیدهتر و از آسمان دورتر است، نُه دهم شرّ در شهر شماست... گویی با چشم خود میبینم که شهر شما را آب گرفته است. از ساختمانهای شهر جز گنبد مسجدتان دیده نمیشود که همانند سینه مرغی در اقیانوس بیکران شناور به نظر میرسد. هنگامی که دیدند کوخهای بصره تبدیل به کاخ شده و باغهای اطراف آن تبدیل به قصر شده، بدانند که عمر بصره به پایان رسیده، دیگر بصرهای وجود نخواهد داشت"<ref>الملاحم و الفتن، ص ۱۰۲؛ الزام الناصب، ص ۲۴۲؛ روزگار رهایی، ج ۲، ص ۱۰۱۵.</ref>. در روایتی آمده است که قائم ظهور نمیکند جز اینکه دو نامه خوانده شود: یکی در بصره، دیگری در کوفه. که در هردو نامه، از [[امام علی|علی بن ابی طالب]] {{ع}} اظهار برائت میشود<ref>غیبة نعمانی، ص ۱۶۵؛ غیبة طوسی، ص ۲۶۹؛ بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۳۶۱.</ref>. در روایت دیگری آمده است: "بصره، خسف میشود و ویران میگردد و وحشت شدیدی بر سراسر عراق حکمفرما میشود که احدی آسایش و آرامش نمییابد"<ref>اعلام الوری، ص ۴۲۹؛ منتخب الاثر، ص ۴۲۵.</ref><ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص۱۶۸.</ref>. | ||
== پرسشهای وابسته == | == پرسشهای وابسته == | ||