اذان بلال: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - ' لیکن ' به ' لکن '
جز (جایگزینی متن - '، ص:' به '، ص')
برچسب‌ها: ویرایش همراه ویرایش از وبگاه همراه
جز (جایگزینی متن - ' لیکن ' به ' لکن ')
برچسب‌ها: ویرایش همراه ویرایش از وبگاه همراه
خط ۱۰: خط ۱۰:


==مقدمه==
==مقدمه==
*بلال بن رباح حبشی، از نخستین مسلمانان و مؤذّن [[اسلام]] بود، در اولین روزهای هجرت به مدینه، با اذان بلال مردم به سوی نماز و مسجد می‌شتافتند. وی به خاندان رسالت، علاقه و محبّت عجیبی داشت و مدافع آنان بود. در فتح مکّه نیز بر بام کعبه رفت و ندای اللّه اکبر سرداد. در بازگشت از [[حجة الوداع]]، آنگاه که [[پیامبر خاتم|پیامبر خدا]] می‌خواست فرمان خدا را دربارۀ [[خلافت]] [[امام علی|علی]]{{ع}} اعلام کند، باز صدای اذان بلال بود که در وادی [[غدیر خم]] پیچید و مسلمانان را پای خطبۀ پیامبر گردآورد. پس از وفات [[پیامبر خاتم|رسول خدا]]{{صل}} دیگر اذان نگفت، چون نمی‌خواست مؤذّن حکومت غاصب باشد. [[امام صادق]]{{ع}} فرمود: خدا بلال را رحمت کند که دوستدار [[اهل بیت]] بود و بنده‌ای نیکوکار و بعد از [[پیامبر خاتم|پیامبر خدا]] برای هیچ‌کس اذان نگفت<ref>سفینة البحار، ج ۱ ص ۱۰۴</ref> روزی هم که [[فاطمه زهرا]]{{عم}} مشتاق شنیدن اذان بلال و یاد دوران [[پیامبر]] بود، به خواستۀ آن حضرت بلال اذان سرداد، لیکن چون دختر [[پیامبر]] از غم و اندوه، گریه کرد و از هوش رفت، بر جان او بیمناک شد و اذان را ناتمام گذاشت<ref>بحار الأنوار، ج ۴۳ ص ۱۵۷، اعیان الشیعه، ج ۳ ص ۶۰۲</ref>. اذان نگفتن بلال، بار سیاسی داشت و نوعی اعتراض به حاکمان بود و با [[ابوبکر]] [[بیعت]] نکرد و به همین جهت، [[عمر]] با او بدرفتاری می‌کرد. وی عهد بسته بود که تنها برای پیامبر اذان بگوید، یا برای [[امام علی|علی]]{{ع}} اگر جانشین [[پیامبر]] شود. اذان نگفتن او برای خلیفه گران تمام می‌شد، ازاین‌رو عمر بلال را به شام تبعید کرد و تا آخر عمر در آنجا بود<ref>اعیان الشیعه، ج ۳ ص ۶۰۳</ref>.<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۶۰.</ref>
*بلال بن رباح حبشی، از نخستین مسلمانان و مؤذّن [[اسلام]] بود، در اولین روزهای هجرت به مدینه، با اذان بلال مردم به سوی نماز و مسجد می‌شتافتند. وی به خاندان رسالت، علاقه و محبّت عجیبی داشت و مدافع آنان بود. در فتح مکّه نیز بر بام کعبه رفت و ندای اللّه اکبر سرداد. در بازگشت از [[حجة الوداع]]، آنگاه که [[پیامبر خاتم|پیامبر خدا]] می‌خواست فرمان خدا را دربارۀ [[خلافت]] [[امام علی|علی]]{{ع}} اعلام کند، باز صدای اذان بلال بود که در وادی [[غدیر خم]] پیچید و مسلمانان را پای خطبۀ پیامبر گردآورد. پس از وفات [[پیامبر خاتم|رسول خدا]]{{صل}} دیگر اذان نگفت، چون نمی‌خواست مؤذّن حکومت غاصب باشد. [[امام صادق]]{{ع}} فرمود: خدا بلال را رحمت کند که دوستدار [[اهل بیت]] بود و بنده‌ای نیکوکار و بعد از [[پیامبر خاتم|پیامبر خدا]] برای هیچ‌کس اذان نگفت<ref>سفینة البحار، ج ۱ ص ۱۰۴</ref> روزی هم که [[فاطمه زهرا]]{{عم}} مشتاق شنیدن اذان بلال و یاد دوران [[پیامبر]] بود، به خواستۀ آن حضرت بلال اذان سرداد، لکن چون دختر [[پیامبر]] از غم و اندوه، گریه کرد و از هوش رفت، بر جان او بیمناک شد و اذان را ناتمام گذاشت<ref>بحار الأنوار، ج ۴۳ ص ۱۵۷، اعیان الشیعه، ج ۳ ص ۶۰۲</ref>. اذان نگفتن بلال، بار سیاسی داشت و نوعی اعتراض به حاکمان بود و با [[ابوبکر]] [[بیعت]] نکرد و به همین جهت، [[عمر]] با او بدرفتاری می‌کرد. وی عهد بسته بود که تنها برای پیامبر اذان بگوید، یا برای [[امام علی|علی]]{{ع}} اگر جانشین [[پیامبر]] شود. اذان نگفتن او برای خلیفه گران تمام می‌شد، ازاین‌رو عمر بلال را به شام تبعید کرد و تا آخر عمر در آنجا بود<ref>اعیان الشیعه، ج ۳ ص ۶۰۳</ref>.<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۶۰.</ref>


== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==
۲۲۴٬۸۴۸

ویرایش