۳۳٬۷۵۱
ویرایش
جز (جایگزینی متن - 'ج۱، ص:' به 'ج۱، ص') برچسبها: ویرایش همراه ویرایش از وبگاه همراه |
جز (جایگزینی متن - '{{عربی|اندازه=150%|' به '{{عربی|') |
||
| خط ۳۲: | خط ۳۲: | ||
#'''دیدگاه متکلمان:''' [[شیخ مفید]] با توجه به آیات و روایات خاتمیت میگوید: عمومیت [[نبوت]] [[پیامبر اکرم]] مستلزم خاتمیت ایشان است. متکلمان معتقدند [[پیامبر اکرم|پیامبر اسلام]] با بهترین کتاب و تمامترین [[شریعت]] و ملت و کاملترین دین آمد که همه نیازهای آفریدگان را در هر زمان و هر مکان و شرایط تا قیامت تأمین میکند. | #'''دیدگاه متکلمان:''' [[شیخ مفید]] با توجه به آیات و روایات خاتمیت میگوید: عمومیت [[نبوت]] [[پیامبر اکرم]] مستلزم خاتمیت ایشان است. متکلمان معتقدند [[پیامبر اکرم|پیامبر اسلام]] با بهترین کتاب و تمامترین [[شریعت]] و ملت و کاملترین دین آمد که همه نیازهای آفریدگان را در هر زمان و هر مکان و شرایط تا قیامت تأمین میکند. | ||
#'''دیدگاه فیلسوفان:''' [[ملاصدرا|صدرالمتألهین]] میگوید: خاتمیت به معنای انقطاع [[وحی]] خاص با وساطت [[فرشته]] بر قلب و گوش [[رسول]] است. صاحب کتاب گوهر مراد مینویسد: مراد از خاتمیت همان صادر اول است و موجود اول که از واجب تعالی صادر میشود، اشرف موجودات ممکن است. چون اگر اشرف از او امکان داشت، باید اول او صادر میشد. | #'''دیدگاه فیلسوفان:''' [[ملاصدرا|صدرالمتألهین]] میگوید: خاتمیت به معنای انقطاع [[وحی]] خاص با وساطت [[فرشته]] بر قلب و گوش [[رسول]] است. صاحب کتاب گوهر مراد مینویسد: مراد از خاتمیت همان صادر اول است و موجود اول که از واجب تعالی صادر میشود، اشرف موجودات ممکن است. چون اگر اشرف از او امکان داشت، باید اول او صادر میشد. | ||
#'''دیدگاه عرفا:''' [[ملا عبدالرزاق کاشانی]]:{{عربی | #'''دیدگاه عرفا:''' [[ملا عبدالرزاق کاشانی]]:{{عربی|"الخاتم هو الذی قطع المقامات بأسرها و بلغ نهایة الکمال و خاتم النبوة هو الذی ختم الله به النبوة و لا یکون إلا واحدا و هو نبینا"}}<ref>محمد داوود قیصری؛ شرح فصوص ، ص:۱۵۱.</ref>؛ {{عربی|اندازه=100%|﴿{{متن قرآن|تَبَارَكَ الَّذِي نَزَّلَ الْفُرْقَانَ عَلَى عَبْدِهِ لِيَكُونَ لِلْعَالَمِينَ نَذِيرًا }}﴾}}<ref> بزرگوار است آن (خداوند) که فرقان را بر بنده خویش فرو فرستاد تا جهانیان را بیمدهنده باشد؛ سوره فرقان، آیه:۱.</ref> و چون انزال فرقان عقل فرقانی مخصوص به بنده خاص خداست و کسی جز ایشان، این استعداد را ندارد پس عقل فرقانی ایشان، همان عقل محیط است که جامع همه کمالات عقول است. | ||
*[[امام خمینی]]: چون [[نبوت]] ختمیه و قرآن شریف آن سرور از... مقام جامع احدی و حضرت اسم الله الاعظم است، از این جهت... اکمل و اشرف از آنها تصور نشود<ref>[[عبدالحسین خسروپناه|خسروپناه، عبدالحسین]]، [[کلام نوین اسلامی (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ص ۲۸۳ - ۲۹۲.</ref> | *[[امام خمینی]]: چون [[نبوت]] ختمیه و قرآن شریف آن سرور از... مقام جامع احدی و حضرت اسم الله الاعظم است، از این جهت... اکمل و اشرف از آنها تصور نشود<ref>[[عبدالحسین خسروپناه|خسروپناه، عبدالحسین]]، [[کلام نوین اسلامی (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ص ۲۸۳ - ۲۹۲.</ref> | ||
| خط ۴۹: | خط ۴۹: | ||
*مخالفان خاتمیت، آیه "خاتم النبیین" را فقط به معنای ختم [[نبوت]] دانستهاند و بهائیان میافزایند "[[نبی]]" [[پیامبری]] است که تبلیغ و حراست از [[شریعت]] پیشین میکند اما [[رسول]] دارای [[کتاب آسمانی]] است. | *مخالفان خاتمیت، آیه "خاتم النبیین" را فقط به معنای ختم [[نبوت]] دانستهاند و بهائیان میافزایند "[[نبی]]" [[پیامبری]] است که تبلیغ و حراست از [[شریعت]] پیشین میکند اما [[رسول]] دارای [[کتاب آسمانی]] است. | ||
*'''پاسخ:''' | *'''پاسخ:''' | ||
#"[[نبی]] با همزه" در اصطلاح به خبر خاص از خداوند توسط [[وحی]]، تعریف شده است، اما [[رسول]] به مطلق فرستاده اعم از پیامبر، [[فرشته]] و ... اطلاق میشود. مانند اطلاق [[رسول]] بر [[فرشته]] [[وحی]]: {{عربی|اندازه=100%|﴿{{متن قرآن| إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ كَرِيمٍ }}﴾}}<ref> که این (قرآن) باز خوانده فرستادهای گرامی است؛ سوره تکویر، آیه:۱۹.</ref>، در آیه زیر از فرستاده پادشاه به "[[رسول]]" تعبیر شده: {{عربی | #"[[نبی]] با همزه" در اصطلاح به خبر خاص از خداوند توسط [[وحی]]، تعریف شده است، اما [[رسول]] به مطلق فرستاده اعم از پیامبر، [[فرشته]] و ... اطلاق میشود. مانند اطلاق [[رسول]] بر [[فرشته]] [[وحی]]: {{عربی|اندازه=100%|﴿{{متن قرآن| إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ كَرِيمٍ }}﴾}}<ref> که این (قرآن) باز خوانده فرستادهای گرامی است؛ سوره تکویر، آیه:۱۹.</ref>، در آیه زیر از فرستاده پادشاه به "[[رسول]]" تعبیر شده: {{عربی|" فَلَمَّا جَاءَ الرَّسُول "}} لذا قرآن کریم، از واژه "[[نبی]]" استفاده کرده تا برای منکران خاتمیت بهانه پیدا نشود. زیرا [[نبی]] در قرآن در مورد مطلق [[پیامبران]] اعم از صاحب [[شریعت]] و فاقد آن استعمال شده است. | ||
#ادعای تساوی "[[رسول]]" با "[[شریعت]] و [[رسالت]]"، با آیات زیر ناسازگار است: {{عربی|اندازه=100%|﴿{{متن قرآن| وَلِكُلِّ أُمَّةٍ رَّسُولٌ }}﴾}}<ref> سوره یونس، آیه:۴۷.</ref>، {{عربی|اندازه=100%|﴿{{متن قرآن| لَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَّسُولاً }}﴾}}<ref>سوره نحل، آیه: ۱۶.</ref>. و آیات دیگر... پس [[رسول]]، [[پیامبری|پیغمبری]] است که یا صاحب [[شریعت]] و یا رتبهای بالاتر از رتبه [[نبی]] داشته باشد مثلاً بتواند حافظ [[شریعت]] و محیی و مجدد آن باشد. پس [[نبی]] در "خاتم النبیین" به معنای مطلق [[نبوت]] آمده که شامل [[رسولان]] مورد نظر بهائیان نیز میشود. | #ادعای تساوی "[[رسول]]" با "[[شریعت]] و [[رسالت]]"، با آیات زیر ناسازگار است: {{عربی|اندازه=100%|﴿{{متن قرآن| وَلِكُلِّ أُمَّةٍ رَّسُولٌ }}﴾}}<ref> سوره یونس، آیه:۴۷.</ref>، {{عربی|اندازه=100%|﴿{{متن قرآن| لَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَّسُولاً }}﴾}}<ref>سوره نحل، آیه: ۱۶.</ref>. و آیات دیگر... پس [[رسول]]، [[پیامبری|پیغمبری]] است که یا صاحب [[شریعت]] و یا رتبهای بالاتر از رتبه [[نبی]] داشته باشد مثلاً بتواند حافظ [[شریعت]] و محیی و مجدد آن باشد. پس [[نبی]] در "خاتم النبیین" به معنای مطلق [[نبوت]] آمده که شامل [[رسولان]] مورد نظر بهائیان نیز میشود. | ||
#ادله درون دینی منکران خاتمیت بیش از آن سست است که به تأمل بیش از این در آن بپردازیم . | #ادله درون دینی منکران خاتمیت بیش از آن سست است که به تأمل بیش از این در آن بپردازیم . | ||
| خط ۶۴: | خط ۶۴: | ||
===تفسیر صحیح=== | ===تفسیر صحیح=== | ||
*دانشمندان مذاهب اسلامی، [[شریعت]] اسلام را آخرین [[شریعت]] الهی بهعنوان مبنا و مقیاس عقیده و عمل میدانند که برای کنار گذاشتن عقل و تجربه بشری نازل نشده، بلکه زوایایی فراتر از عقل و دانش بشری را به روی او گشوده و بشر پیوسته به چنین منبعی نیازمند بوده گرچه که مقدارش متفاوت بوده است. بر این اساس، مفاد خاتمیت، بینیازی بشر از هدایتهای وحیانی نیست بلکه: {{عربی | *دانشمندان مذاهب اسلامی، [[شریعت]] اسلام را آخرین [[شریعت]] الهی بهعنوان مبنا و مقیاس عقیده و عمل میدانند که برای کنار گذاشتن عقل و تجربه بشری نازل نشده، بلکه زوایایی فراتر از عقل و دانش بشری را به روی او گشوده و بشر پیوسته به چنین منبعی نیازمند بوده گرچه که مقدارش متفاوت بوده است. بر این اساس، مفاد خاتمیت، بینیازی بشر از هدایتهای وحیانی نیست بلکه: {{عربی|" حَلَالُ مُحَمَّدٍ حَلَالٌ أَبَداً إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَ حَرَامُهُ حَرَامٌ أَبَداً إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ"}}<ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[کلام تطبیقی ج۲ (کتاب)|کلام تطبیقی]]، ج۲، ص ۱۲۳ - ۱۲۵.</ref>. | ||
==ختم [[نبوت]] از ضروریات دین اسلام== | ==ختم [[نبوت]] از ضروریات دین اسلام== | ||
| خط ۹۹: | خط ۹۹: | ||
*برخی از حکیمان، خاتمیت را به انقطاع [[وحی]] خاص با وساطت فرشته بر قلب و گوش رسول معنا کرده و معتقدند ماهیت و حکم [[نبوت]] و رسالت مطلق آگاه شدن از امور غیبی و مأموریتهای ماورایی گسسته نشده است<ref>الشواهد الربوبیه، ص ۳۷۶ - ۳۷۹.</ref> بعضی دیگر، خاتمیت را اتحاد با صادر اول و احاطه به دو دایره قوس نزول و صعود معرفی کرده و افزودهاند که مرتبه صادر اول در قوس نزول و مرتبه [[خاتم الانبیاء]] در قوس صعود با هم موازیاند و این دو قوس در مرتبه حضرت ختمی سر به سر گذاردهاند و بدین ترتیب، دایره وجود تمام میشود و مبدأ و معاد اضافی به هم پیوسته و مبدأ و معاد حقیقی با هم متحد میشوند و بهدیگر سخن، برترین مرتبه کمالات انسان رتبه [[نبوت]] و بالاترین مرتبه [[نبوت]]، عقل اول است و این همان مرتبه [[خاتم الانبیاء]] است که نبوت با وجود ایشان ختم میشود<ref>گوهر مراد، ص ۳۷۰ - ۳۷۲.</ref><ref>[[عبدالحسین خسروپناه|خسروپناه، عبدالحسین]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۱، ص:۵۲۹ - ۵۳۸.</ref>. | *برخی از حکیمان، خاتمیت را به انقطاع [[وحی]] خاص با وساطت فرشته بر قلب و گوش رسول معنا کرده و معتقدند ماهیت و حکم [[نبوت]] و رسالت مطلق آگاه شدن از امور غیبی و مأموریتهای ماورایی گسسته نشده است<ref>الشواهد الربوبیه، ص ۳۷۶ - ۳۷۹.</ref> بعضی دیگر، خاتمیت را اتحاد با صادر اول و احاطه به دو دایره قوس نزول و صعود معرفی کرده و افزودهاند که مرتبه صادر اول در قوس نزول و مرتبه [[خاتم الانبیاء]] در قوس صعود با هم موازیاند و این دو قوس در مرتبه حضرت ختمی سر به سر گذاردهاند و بدین ترتیب، دایره وجود تمام میشود و مبدأ و معاد اضافی به هم پیوسته و مبدأ و معاد حقیقی با هم متحد میشوند و بهدیگر سخن، برترین مرتبه کمالات انسان رتبه [[نبوت]] و بالاترین مرتبه [[نبوت]]، عقل اول است و این همان مرتبه [[خاتم الانبیاء]] است که نبوت با وجود ایشان ختم میشود<ref>گوهر مراد، ص ۳۷۰ - ۳۷۲.</ref><ref>[[عبدالحسین خسروپناه|خسروپناه، عبدالحسین]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۱، ص:۵۲۹ - ۵۳۸.</ref>. | ||
*بر پایه آنچه گذشت، راز سخن [[رسول خدا]]{{صل}} که فرمود: نخستین مخلوق خدا روح من است و مرا با خدا وقتی است که نه فرشتهای مقرّب و نه پیامبری مرسل را رسد که با من در آن شریک باشد، نیز آشکار میگردد، رحمت بودن آن حضرت برای جهانیان{{عربی|اندازه=100%|﴿{{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلاَّ رَحْمَةً لِّلْعَالَمِينَ}}﴾}}<ref> و تو را جز رحمتی برای جهانیان، نفرستادهایم؛ سوره انبیاء، آیه:۱۰۷.</ref> ازآنروست که وی واسطه رسیدن فیض وجود و رحمت الهی به همه کائنات است<ref>گوهر مراد، ص ۳۷۰ - ۳۷۲.</ref><ref>[[عبدالحسین خسروپناه|خسروپناه، عبدالحسین]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۱، ص:۵۲۹ - ۵۳۸.</ref>. | *بر پایه آنچه گذشت، راز سخن [[رسول خدا]]{{صل}} که فرمود: نخستین مخلوق خدا روح من است و مرا با خدا وقتی است که نه فرشتهای مقرّب و نه پیامبری مرسل را رسد که با من در آن شریک باشد، نیز آشکار میگردد، رحمت بودن آن حضرت برای جهانیان{{عربی|اندازه=100%|﴿{{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلاَّ رَحْمَةً لِّلْعَالَمِينَ}}﴾}}<ref> و تو را جز رحمتی برای جهانیان، نفرستادهایم؛ سوره انبیاء، آیه:۱۰۷.</ref> ازآنروست که وی واسطه رسیدن فیض وجود و رحمت الهی به همه کائنات است<ref>گوهر مراد، ص ۳۷۰ - ۳۷۲.</ref><ref>[[عبدالحسین خسروپناه|خسروپناه، عبدالحسین]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۱، ص:۵۲۹ - ۵۳۸.</ref>. | ||
*گفتنی است گرچه لفظ {{عربی|اندازه=100%|﴿{{متن قرآن| أَبَ}}﴾}} در روایت {{عربی | *گفتنی است گرچه لفظ {{عربی|اندازه=100%|﴿{{متن قرآن| أَبَ}}﴾}} در روایت {{عربی|" أَنَا وَ عَلِيٌ أَبَوَا هَذِهِ الْأُمَّةِ "}} کنایه از احاطه وجودی آن حضرت بر امت خویش است، بر حسب عبارت "خاتم النبیین"، ایشان نه تنها بر امت خویش، بر همه انسانها حتی دیگر انبیاء الهی احاطه داشته و در حکم مجرای وجودی<ref>ر.ک: امالی صدوق، ص ۶۵، ۴۱، ۷۷۵؛ عبون اخبار الرضا، ج ۱، ص ۹۱-۹۲؛ بحارالانوار، ج1۶، ص ۹۵؛ ج ۲۳، ص ۱۲۸؛ ج ۲۶، ص ۲۶۴؛ ج ۳۶، ص ۱۱.</ref> و واسطه مشاهده مراتب حضرت حق برای دیگر پیامبران است<ref>شرح فصوص قیصری، ص ۴۳۶.</ref>، چنانکه ایشان [[پیامبر]] بودند؛ اما [[حضرت آدم]]{{صل}} هنوز میان آب و گل بود<ref>تحفة الأحوذی، ج ۱۰، ص ۵۶؛ بحارالانوار، ج ۱۸، ص ۲۷۸.</ref><ref>[[عبدالحسین خسروپناه|خسروپناه، عبدالحسین]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۱، ص:۵۲۹ - ۵۳۸.</ref>. | ||
*برخی عارفان، خاتمیت را مقامی اعطایی از جانب حضرت حق و بالاترین مرتبه وجودی انسان پس از گذراندن مراحل ایمان، عبادت، زهد، معرفت، ولایت، رسالت و اولوالعزم بودن دانسته و آن را به نسخ همه شرایع معنا کردهاند <ref>نک: انسان کامل، ص ۹۳.</ref><ref>[[عبدالحسین خسروپناه|خسروپناه، عبدالحسین]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۱، ص:۵۲۹ - ۵۳۸.</ref>. | *برخی عارفان، خاتمیت را مقامی اعطایی از جانب حضرت حق و بالاترین مرتبه وجودی انسان پس از گذراندن مراحل ایمان، عبادت، زهد، معرفت، ولایت، رسالت و اولوالعزم بودن دانسته و آن را به نسخ همه شرایع معنا کردهاند <ref>نک: انسان کامل، ص ۹۳.</ref><ref>[[عبدالحسین خسروپناه|خسروپناه، عبدالحسین]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۱، ص:۵۲۹ - ۵۳۸.</ref>. | ||
*'''در بیان ویژگیهای خاتم نیز گفته شده است:''' برترین علم به خدا در اختیار خاتم است و در دایره ممکنات، دانش هیچ موجودی به علم وی نمیرسد، زیرا تنها اوست که به همه مقامات و مراتب و تمایز آنها از یکدیگر آگاه است<ref>شرح فصوص قیصری، ص ۴۳۶؛ شرح فصوص ابنترکه، ج ۱، ص ۱۹۱.</ref> و به نهایت کمال رسیده است<ref>شرح فصوص قیصری، ص ۱۵۱.</ref><ref>[[عبدالحسین خسروپناه|خسروپناه، عبدالحسین]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۱، ص:۵۲۹ - ۵۳۸.</ref>. | *'''در بیان ویژگیهای خاتم نیز گفته شده است:''' برترین علم به خدا در اختیار خاتم است و در دایره ممکنات، دانش هیچ موجودی به علم وی نمیرسد، زیرا تنها اوست که به همه مقامات و مراتب و تمایز آنها از یکدیگر آگاه است<ref>شرح فصوص قیصری، ص ۴۳۶؛ شرح فصوص ابنترکه، ج ۱، ص ۱۹۱.</ref> و به نهایت کمال رسیده است<ref>شرح فصوص قیصری، ص ۱۵۱.</ref><ref>[[عبدالحسین خسروپناه|خسروپناه، عبدالحسین]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۱، ص:۵۲۹ - ۵۳۸.</ref>. | ||
*[[نبوت]] و کتاب و شریعت خاتم، از مظاهر یا تجلّیات مقام جامع احدی و حضرت اسم الله الاعظم است، از اینرو [[نبوت]]، کتاب و شریعت او جامعترین، کاملترین و شریفترین آنهاست<ref>آداب الصلوة، ص ۳۰۹.</ref> بعید نیست حدیث{{عربی | *[[نبوت]] و کتاب و شریعت خاتم، از مظاهر یا تجلّیات مقام جامع احدی و حضرت اسم الله الاعظم است، از اینرو [[نبوت]]، کتاب و شریعت او جامعترین، کاملترین و شریفترین آنهاست<ref>آداب الصلوة، ص ۳۰۹.</ref> بعید نیست حدیث{{عربی|" أُوتِيتُ جَوَامِعَ الْكَلِمِ "}}<ref>خصال، ص ۲۹۲؛ امالی، طوسی، ص ۴۸۴.</ref> اشاره به همه این امور باشد<ref>[[عبدالحسین خسروپناه|خسروپناه، عبدالحسین]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۱، ص:۵۲۹ - ۵۳۸.</ref>. | ||
*برخی از اهل معرفت ذیل {{عربی|اندازه=100%|﴿{{متن قرآن|تَبَارَكَ الَّذِي نَزَّلَ الْفُرْقَانَ عَلَى عَبْدِهِ لِيَكُونَ لِلْعَالَمِينَ نَذِيرًا }}﴾}}<ref> بزرگوار است آن (خداوند) که فرقان را بر بنده خویش فرو فرستاد تا جهانیان را بیمدهنده باشد؛ سوره فرقان، آیه:۱.</ref> عقل فرقانی [[پیامبر]]{{صل}} را عقل محیط "عقل کل" و جامع کمالات همه عقلها و آن حضرت را مظهر همه صفات حق دانستهاند، از همینرو رسالت او را عام و معنای خاتمیت را نیز عیناً همان معنای عموم رسالت شمردهاند و اُمّتِ خاتم الانبیاء را بهترین امتها<ref>تفسیر ابنعربی، ج ۲، ص ۸۱.</ref> برخی از روشنفکرانِ دینی معاصر، وحی را گونهای تجربه دینی دانسته و برای رشد اندیشه بشر، مراحل کودکی و جوانی و میانسالی معتقد است؛ او [[ختم نبوت]] را به معنای بینیازی انسانها از فرستادن رسولان الهی و ادامه [[نبوت]] میداند، زیرا بشر در کودکیاش به فرمان غریزه بوده و بر همین اساس، [[وحی]] که خود نیز نوعی غریزه است، نازل و با آن به سوی کمال خویش هدایت میشد؛ ولی آدمی در دوران بزرگسالیاش به رشد عقلانی رسیده و با ملکه نقّادی، عاقلانه مصالح خویش را تشخیص میدهد، ازاینرو بساط وحی برچیده و نبوت پایان مییابد. به گفته وی، [[پیامبر اسلام]]{{صل}} میان جهان کهنه و نو ایستاده و اسلام که ظهورش ولادت عقل برهانی استقرایی است، بشر را از دوره کودکی "یعنی سلطه غرایز" به مرحله بلوغ و بزرگسالی "یعنی تحت فرمان عقل" رسانده است<ref>ر.ک: احیای فکر دینی در اسلام، ص ۱۴۴ - ۱۴۶.</ref><ref>[[عبدالحسین خسروپناه|خسروپناه، عبدالحسین]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۱، ص:۵۲۹ - ۵۳۸.</ref>. | *برخی از اهل معرفت ذیل {{عربی|اندازه=100%|﴿{{متن قرآن|تَبَارَكَ الَّذِي نَزَّلَ الْفُرْقَانَ عَلَى عَبْدِهِ لِيَكُونَ لِلْعَالَمِينَ نَذِيرًا }}﴾}}<ref> بزرگوار است آن (خداوند) که فرقان را بر بنده خویش فرو فرستاد تا جهانیان را بیمدهنده باشد؛ سوره فرقان، آیه:۱.</ref> عقل فرقانی [[پیامبر]]{{صل}} را عقل محیط "عقل کل" و جامع کمالات همه عقلها و آن حضرت را مظهر همه صفات حق دانستهاند، از همینرو رسالت او را عام و معنای خاتمیت را نیز عیناً همان معنای عموم رسالت شمردهاند و اُمّتِ خاتم الانبیاء را بهترین امتها<ref>تفسیر ابنعربی، ج ۲، ص ۸۱.</ref> برخی از روشنفکرانِ دینی معاصر، وحی را گونهای تجربه دینی دانسته و برای رشد اندیشه بشر، مراحل کودکی و جوانی و میانسالی معتقد است؛ او [[ختم نبوت]] را به معنای بینیازی انسانها از فرستادن رسولان الهی و ادامه [[نبوت]] میداند، زیرا بشر در کودکیاش به فرمان غریزه بوده و بر همین اساس، [[وحی]] که خود نیز نوعی غریزه است، نازل و با آن به سوی کمال خویش هدایت میشد؛ ولی آدمی در دوران بزرگسالیاش به رشد عقلانی رسیده و با ملکه نقّادی، عاقلانه مصالح خویش را تشخیص میدهد، ازاینرو بساط وحی برچیده و نبوت پایان مییابد. به گفته وی، [[پیامبر اسلام]]{{صل}} میان جهان کهنه و نو ایستاده و اسلام که ظهورش ولادت عقل برهانی استقرایی است، بشر را از دوره کودکی "یعنی سلطه غرایز" به مرحله بلوغ و بزرگسالی "یعنی تحت فرمان عقل" رسانده است<ref>ر.ک: احیای فکر دینی در اسلام، ص ۱۴۴ - ۱۴۶.</ref><ref>[[عبدالحسین خسروپناه|خسروپناه، عبدالحسین]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۱، ص:۵۲۹ - ۵۳۸.</ref>. | ||
*این دیدگاه با ۴ انتقاد اساسی روبهرو شده است<ref>[[عبدالحسین خسروپناه|خسروپناه، عبدالحسین]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۱، ص:۵۲۹ - ۵۳۸.</ref>: | *این دیدگاه با ۴ انتقاد اساسی روبهرو شده است<ref>[[عبدالحسین خسروپناه|خسروپناه، عبدالحسین]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۱، ص:۵۲۹ - ۵۳۸.</ref>: | ||