پرش به محتوا

امداد غیبی در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - ' ؛' به '؛'
جز (جایگزینی متن - '{{عربی|«' به '{{عربی|اندازه=150%|«')
جز (جایگزینی متن - ' ؛' به '؛')
خط ۲۷: خط ۲۷:
*گروهی از آیات قرآن که به کمک‌های ویژه خدا اشاره کرده است به عنوان وعده تخلف‌ناپذیر الهی بر وقوع حتمی آنها تأکید می‌کند<ref>مجمع‌البیان، ج ۸ ، ص ۴۸۴؛ تفسیر قرطبی، ج ۱۴، ص ۴۳؛ نمونه، ج ۱۶، ص ۴۶۷ ـ ۴۶۸.</ref>{{عربی|﴿{{متن قرآن|وَكَانَ حَقًّا عَلَيْنَا نَصْرُ الْمُؤْمِنِينَ }}﴾}}<ref> و یاری مؤمنان بر ما واجب است؛ سوره روم، آیه ۴۷.</ref>.  برخی گفته‌اند: ظاهر آیه، یاری شدن مؤمنان در دنیاست؛ ولی این گفته صحیح نیست، زیرا: اولاً چیزی ظاهر آیه را مقید نمی‌سازد. و ثانیاً برخی از روایات عمومیت آن را نسبت به دنیا و آخرت تأیید می‌کند <ref>روح المعانی، مج ۱۲، ج ۲۱، ص ۷۹.</ref> آیه ۵۱ غافر از حمایت مؤکد خدا از پیامبران خویش و پیروان آنها سخن می‌گوید: {{عربی|﴿{{متن قرآن| إِنَّا لَنَنصُرُ رُسُلَنَا وَالَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيَوْمَ يَقُومُ الأَشْهَادُ}}﴾}}<ref> ما پیامبران خویش و مؤمنان را در زندگی این جهان و در روزی که گواهان (به گواهی) برخیزند یاری می‌کنیم؛ سوره غافر، آیه ۵۱.</ref> و خداوند در سوره صافّات یاری کردن رسولان از جانب خودش را قطعی دانسته: {{عربی|﴿{{متن قرآن| وَلَقَدْ سَبَقَتْ كَلِمَتُنَا لِعِبَادِنَا الْمُرْسَلِينَ ِنَّهُمْ لَهُمُ الْمَنصُورُونَ}}﴾}}<ref> و درباره بندگانی که فرستاده‌ایم، از سوی ما از پیش سخن رفته است که آنان یاری شده‌اند؛ سوره صافات، آیه ۱۷۱-۱۷۲.</ref> و آن را به صورتهای گوناگون تأکید کرده است؛ مانند: {{عربی|﴿{{متن قرآن| كَتَبَ اللَّهُ لَأَغْلِبَنَّ أَنَا وَرُسُلِي}}﴾}}<ref> خداوند مقرّر فرموده است که من و فرستادگانم پیروز خواهیم شد؛ سوره مجادله، آیه ۲۱.</ref><ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]،  ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>.
*گروهی از آیات قرآن که به کمک‌های ویژه خدا اشاره کرده است به عنوان وعده تخلف‌ناپذیر الهی بر وقوع حتمی آنها تأکید می‌کند<ref>مجمع‌البیان، ج ۸ ، ص ۴۸۴؛ تفسیر قرطبی، ج ۱۴، ص ۴۳؛ نمونه، ج ۱۶، ص ۴۶۷ ـ ۴۶۸.</ref>{{عربی|﴿{{متن قرآن|وَكَانَ حَقًّا عَلَيْنَا نَصْرُ الْمُؤْمِنِينَ }}﴾}}<ref> و یاری مؤمنان بر ما واجب است؛ سوره روم، آیه ۴۷.</ref>.  برخی گفته‌اند: ظاهر آیه، یاری شدن مؤمنان در دنیاست؛ ولی این گفته صحیح نیست، زیرا: اولاً چیزی ظاهر آیه را مقید نمی‌سازد. و ثانیاً برخی از روایات عمومیت آن را نسبت به دنیا و آخرت تأیید می‌کند <ref>روح المعانی، مج ۱۲، ج ۲۱، ص ۷۹.</ref> آیه ۵۱ غافر از حمایت مؤکد خدا از پیامبران خویش و پیروان آنها سخن می‌گوید: {{عربی|﴿{{متن قرآن| إِنَّا لَنَنصُرُ رُسُلَنَا وَالَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيَوْمَ يَقُومُ الأَشْهَادُ}}﴾}}<ref> ما پیامبران خویش و مؤمنان را در زندگی این جهان و در روزی که گواهان (به گواهی) برخیزند یاری می‌کنیم؛ سوره غافر، آیه ۵۱.</ref> و خداوند در سوره صافّات یاری کردن رسولان از جانب خودش را قطعی دانسته: {{عربی|﴿{{متن قرآن| وَلَقَدْ سَبَقَتْ كَلِمَتُنَا لِعِبَادِنَا الْمُرْسَلِينَ ِنَّهُمْ لَهُمُ الْمَنصُورُونَ}}﴾}}<ref> و درباره بندگانی که فرستاده‌ایم، از سوی ما از پیش سخن رفته است که آنان یاری شده‌اند؛ سوره صافات، آیه ۱۷۱-۱۷۲.</ref> و آن را به صورتهای گوناگون تأکید کرده است؛ مانند: {{عربی|﴿{{متن قرآن| كَتَبَ اللَّهُ لَأَغْلِبَنَّ أَنَا وَرُسُلِي}}﴾}}<ref> خداوند مقرّر فرموده است که من و فرستادگانم پیروز خواهیم شد؛ سوره مجادله، آیه ۲۱.</ref><ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]،  ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>.
*در اثبات امدادهای غیبی و سنت بودن آن و پیروزی پیامبران توجه به انواع عذابهایی که خدا بر مکذبان رسولانش در گذشته فرو فرستاده، کفایت می‌کند<ref>المیزان، ج ۱۵، ص ۳۴.</ref>، {{عربی|﴿{{متن قرآن| ثُمَّ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا تَتْرَا کُلَّ مَا جَاءَ أُمَّةً رَّسُولُهَا كَذَّبُوهُ فَأَتْبَعْنَا بَعْضَهُم بَعْضًا وَجَعَلْنَاهُمْ أَحَادِيثَ فَبُعْدًا لِّقَوْمٍ لّا يُؤْمِنُونَ}}﴾}}<ref> سپس پیامبران خویش را پی‌درپی فرستادیم، هر گاه که پیامبری برای امتی آمد او را دروغگو شمردند آنگاه آنان را  در پی یکدیگر به هلاکت آوردیم و با نابود کردنشان آنها را موضوع افسانه‌ها گرداندیم پس بر گروهی که [[ایمان]] نمی‌آورند نفرین باد!؛ سوره مومنون، آیه ۴۴.</ref><ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]،  ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>.
*در اثبات امدادهای غیبی و سنت بودن آن و پیروزی پیامبران توجه به انواع عذابهایی که خدا بر مکذبان رسولانش در گذشته فرو فرستاده، کفایت می‌کند<ref>المیزان، ج ۱۵، ص ۳۴.</ref>، {{عربی|﴿{{متن قرآن| ثُمَّ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا تَتْرَا کُلَّ مَا جَاءَ أُمَّةً رَّسُولُهَا كَذَّبُوهُ فَأَتْبَعْنَا بَعْضَهُم بَعْضًا وَجَعَلْنَاهُمْ أَحَادِيثَ فَبُعْدًا لِّقَوْمٍ لّا يُؤْمِنُونَ}}﴾}}<ref> سپس پیامبران خویش را پی‌درپی فرستادیم، هر گاه که پیامبری برای امتی آمد او را دروغگو شمردند آنگاه آنان را  در پی یکدیگر به هلاکت آوردیم و با نابود کردنشان آنها را موضوع افسانه‌ها گرداندیم پس بر گروهی که [[ایمان]] نمی‌آورند نفرین باد!؛ سوره مومنون، آیه ۴۴.</ref><ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]،  ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>.
*تقاضای پیامبران الهی نسبت به این‌گونه امدادها هم بر اهمیت تأثیر کمکهای ویژه خدا گواهی می‌دهد، و هم بر وجود آنها دلالت دارد. قرآن این درخواست را از زبان [[نوح]]{{ع}}،[[لوط]]{{ع}} [[طالوت]] و یارانش و همچنین [[پیامبر خاتم|رسول اکرم]]{{صل}} و مؤمنان نقل می‌کند. در سوره انفال، درخواست کمک از سوی پیامبر و مسلمانان در جنگ بدر را نقل می‌کند: {{عربی|﴿{{متن قرآن| إِذْ تَسْتَغِيثُونَ رَبَّكُمْ فَاسْتَجَابَ لَكُمْ أَنِّي مُمِدُّكُم بِأَلْفٍ مِّنَ الْمَلائِكَةِ مُرْدِفِينَ}}﴾}}<ref> یاد کن آنگاه را که از پروردگارتان فریادخواهی می‌کردید  و به شما پاسخ داد که من با هزار فرشته پیاپی امدادگر شما خواهم بود؛ سوره انفال، آیه ۹.</ref> در پاره‌ای از روایات آمده است که [[پیامبر خاتم|پیامبر]]{{صل}} نیز با مسلمانان در یاری خواستن از خدا همصدا بود و می‌گفت: پروردگارا! وعده‌ای را که به من داده‌ای تحقق بخش. خدایا، اگر این گروه مؤمنان نابود شوند، پرستش تو از زمین برچیده خواهد شد <ref>مجمع البیان، ج ۴، ص ۸۰۷ ؛ نمونه، ج ۷، ص ۱۰۳.</ref>. در بقره این درخواست را روش مستمر تاریخی پیغمبران الهی و امتهای آنان می‌شناساند: {{عربی|﴿{{متن قرآن| أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تَدْخُلُواْ الْجَنَّةَ وَلَمَّا يَأْتِكُم مَّثَلُ الَّذِينَ خَلَوْا مِن قَبْلِكُم مَّسَّتْهُمُ الْبَأْسَاء وَالضَّرَّاء وَزُلْزِلُواْ حَتَّى يَقُولَ الرَّسُولُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ مَعَهُ مَتَى نَصْرُ اللَّهِ أَلا إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَرِيبٌ}}﴾}}<ref> آیا گمان می‌کنید به بهشت در خواهید آمد با آنکه هنوز داستان کسانی که پیش از شما در گذشتند بر سر شما نیامده است؟ به آنان سختی و رنج رسید و لرزانده  شدند تا جایی که پیامبر و مؤمنان همراه وی می‌گفتند: یاری خداوند کی در می‌رسد؟ آگاه باشید که یاری خداوند نزدیک است؛ سوره بقره، آیه ۲۱۴.</ref> گویا این یک سنت الهی و رمز تربیت و تکامل است که همه امتها باید در کوره سخت حوادث قرار گرفته و آبدیده شوند و همچون فولاد از کوره به درآیند، و برای حوادث مهم‌تر و دشوارتر آماده شوند <ref>نمونه، ج ۲، ص ۱۰۲. </ref>مشکلات، چنان امتهای پیامبران پیشین را احاطه می‌کرده که پیامبران با آنها هم‌صدا شده، می‌گفتند: پس یاری خدا کجاست؟!<ref>نمونه، ج ۲، ص ۱۰۲. </ref>. جمله {{عربی|﴿{{متن قرآن|أَلا إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَرِيبٌ}}﴾}} سخن خدا <ref>نمونه، ج ۲، ص ۱۰۱. </ref>و بدین معناست که خدا به وعده‌اش جامه عمل می‌پوشاند و آنها را از کمکهای ویژه خویش بهره‌مند می‌سازد، چنان‌که خواسته [[پیامبر خاتم|پیامبر اکرم]]{{صل}} و مسلمانان را در جنگ بدر اجابت کرد و [[فرشتگان]] امدادگر را به یاریشان فرستاد<ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]،  ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>.
*تقاضای پیامبران الهی نسبت به این‌گونه امدادها هم بر اهمیت تأثیر کمکهای ویژه خدا گواهی می‌دهد، و هم بر وجود آنها دلالت دارد. قرآن این درخواست را از زبان [[نوح]]{{ع}}،[[لوط]]{{ع}} [[طالوت]] و یارانش و همچنین [[پیامبر خاتم|رسول اکرم]]{{صل}} و مؤمنان نقل می‌کند. در سوره انفال، درخواست کمک از سوی پیامبر و مسلمانان در جنگ بدر را نقل می‌کند: {{عربی|﴿{{متن قرآن| إِذْ تَسْتَغِيثُونَ رَبَّكُمْ فَاسْتَجَابَ لَكُمْ أَنِّي مُمِدُّكُم بِأَلْفٍ مِّنَ الْمَلائِكَةِ مُرْدِفِينَ}}﴾}}<ref> یاد کن آنگاه را که از پروردگارتان فریادخواهی می‌کردید  و به شما پاسخ داد که من با هزار فرشته پیاپی امدادگر شما خواهم بود؛ سوره انفال، آیه ۹.</ref> در پاره‌ای از روایات آمده است که [[پیامبر خاتم|پیامبر]]{{صل}} نیز با مسلمانان در یاری خواستن از خدا همصدا بود و می‌گفت: پروردگارا! وعده‌ای را که به من داده‌ای تحقق بخش. خدایا، اگر این گروه مؤمنان نابود شوند، پرستش تو از زمین برچیده خواهد شد <ref>مجمع البیان، ج ۴، ص ۸۰۷؛ نمونه، ج ۷، ص ۱۰۳.</ref>. در بقره این درخواست را روش مستمر تاریخی پیغمبران الهی و امتهای آنان می‌شناساند: {{عربی|﴿{{متن قرآن| أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تَدْخُلُواْ الْجَنَّةَ وَلَمَّا يَأْتِكُم مَّثَلُ الَّذِينَ خَلَوْا مِن قَبْلِكُم مَّسَّتْهُمُ الْبَأْسَاء وَالضَّرَّاء وَزُلْزِلُواْ حَتَّى يَقُولَ الرَّسُولُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ مَعَهُ مَتَى نَصْرُ اللَّهِ أَلا إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَرِيبٌ}}﴾}}<ref> آیا گمان می‌کنید به بهشت در خواهید آمد با آنکه هنوز داستان کسانی که پیش از شما در گذشتند بر سر شما نیامده است؟ به آنان سختی و رنج رسید و لرزانده  شدند تا جایی که پیامبر و مؤمنان همراه وی می‌گفتند: یاری خداوند کی در می‌رسد؟ آگاه باشید که یاری خداوند نزدیک است؛ سوره بقره، آیه ۲۱۴.</ref> گویا این یک سنت الهی و رمز تربیت و تکامل است که همه امتها باید در کوره سخت حوادث قرار گرفته و آبدیده شوند و همچون فولاد از کوره به درآیند، و برای حوادث مهم‌تر و دشوارتر آماده شوند <ref>نمونه، ج ۲، ص ۱۰۲. </ref>مشکلات، چنان امتهای پیامبران پیشین را احاطه می‌کرده که پیامبران با آنها هم‌صدا شده، می‌گفتند: پس یاری خدا کجاست؟!<ref>نمونه، ج ۲، ص ۱۰۲. </ref>. جمله {{عربی|﴿{{متن قرآن|أَلا إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَرِيبٌ}}﴾}} سخن خدا <ref>نمونه، ج ۲، ص ۱۰۱. </ref>و بدین معناست که خدا به وعده‌اش جامه عمل می‌پوشاند و آنها را از کمکهای ویژه خویش بهره‌مند می‌سازد، چنان‌که خواسته [[پیامبر خاتم|پیامبر اکرم]]{{صل}} و مسلمانان را در جنگ بدر اجابت کرد و [[فرشتگان]] امدادگر را به یاریشان فرستاد<ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]،  ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>.
*گفتنی است که گرچه امدادهای غیبی سنتی الهی است، ولی سنّت دیگر خدا بر جریان داشتن کارها براساس علل و اسباب طبیعی عادی است: {{عربی|اندازه=150%|«أَبَى اللَّهُ أَنْ يُجْرِيَ الْأَشْيَاءَ إِلَّا بِالْأَسْبَاب»}}؛ همچنین سنّت خدا بر این قرار گرفته که جز در موارد استثنایی و خاص، عوامل غیر عادی را جایگزین اسباب عادی نکند. مؤمنان رزمنده بدون بهره‌مندی از تجهیزات نظامی و بدون جنگیدن در میدان نبرد پیروز نمی‌شوند: {{عربی|﴿{{متن قرآن| وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ وَمِن رِّبَاطِ الْخَيْلِ}}﴾}}<ref> و آنچه در توان دارید از نیرو و اسبان آماده  در برابر آنان فراهم سازید؛ سوره انفال، آیه ۶۰.</ref>؛ ولی در عین حال ممکن است عوامل مادی و عادی نتواند چنان که باید کارساز شود، یا به تنهایی برای شکست جبهه باطل کافی نباشند، و پیروزی دشمن هم برای دین و مسلمانان خطرات جدّی و فراوان داشته باشد. در چنین مواردی معمولاً امدادهای غیبی بهره آدمیان می‌شود<ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]،  ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>.
*گفتنی است که گرچه امدادهای غیبی سنتی الهی است، ولی سنّت دیگر خدا بر جریان داشتن کارها براساس علل و اسباب طبیعی عادی است: {{عربی|اندازه=150%|«أَبَى اللَّهُ أَنْ يُجْرِيَ الْأَشْيَاءَ إِلَّا بِالْأَسْبَاب»}}؛ همچنین سنّت خدا بر این قرار گرفته که جز در موارد استثنایی و خاص، عوامل غیر عادی را جایگزین اسباب عادی نکند. مؤمنان رزمنده بدون بهره‌مندی از تجهیزات نظامی و بدون جنگیدن در میدان نبرد پیروز نمی‌شوند: {{عربی|﴿{{متن قرآن| وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ وَمِن رِّبَاطِ الْخَيْلِ}}﴾}}<ref> و آنچه در توان دارید از نیرو و اسبان آماده  در برابر آنان فراهم سازید؛ سوره انفال، آیه ۶۰.</ref>؛ ولی در عین حال ممکن است عوامل مادی و عادی نتواند چنان که باید کارساز شود، یا به تنهایی برای شکست جبهه باطل کافی نباشند، و پیروزی دشمن هم برای دین و مسلمانان خطرات جدّی و فراوان داشته باشد. در چنین مواردی معمولاً امدادهای غیبی بهره آدمیان می‌شود<ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]،  ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>.
*بر اساس آیه ۲۱۴ سوره بقره جمعی می‌پنداشتند عامل اصلیِ ورود به بهشت فقط اظهار [[ایمان]] به خداست، آن هم بدون رنج و ناراحتی و دشمنان را هم خدا نابود خواهد ساخت: {{عربی|﴿{{متن قرآن| أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تَدْخُلُواْ الْجَنَّةَ وَلَمَّا يَأْتِكُم مَّثَلُ الَّذِينَ خَلَوْا مِن قَبْلِكُم مَّسَّتْهُمُ الْبَأْسَاء وَالضَّرَّاء وَزُلْزِلُواْ حَتَّى يَقُولَ الرَّسُولُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ مَعَهُ مَتَى نَصْرُ اللَّهِ أَلا إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَرِيبٌ}}﴾}}<ref> آیا گمان می‌کنید به بهشت در خواهید آمد با آنکه هنوز داستان کسانی که پیش از شما در گذشتند بر سر شما نیامده است؟ به آنان سختی و رنج رسید و لرزانده  شدند تا جایی که پیامبر و مؤمنان همراه وی می‌گفتند: یاری خداوند کی در می‌رسد؟ آگاه باشید که یاری خداوند نزدیک است؛ سوره بقره، آیه ۲۱۴.</ref> قرآن در برابر این پندار باطل به سنّت دائمی خدا اشاره کرده است که پیشینیان نیز به سختیهای فراوانی دچار شدند، به طوری که پیامبر و آنها که بدو گرویده بودند گفتند: پس یاری خدا کی خواهد رسید؟ جمله {{عربی|﴿{{متن قرآن| مَتَى نَصْرُ اللَّهِ }}﴾}} از سوی پیامبران و گروندگان به آنها زمانی گفته می‌شد که سختیها به آخرین درجه می‌رسید، و به معنای اعتراض یا تردید درباره کمک الهی نیست، بلکه تقاضا و انتظار است، ازاین‌رو به دنبال آن خداوند به آنها بشارت می‌داد که: {{عربی|﴿{{متن قرآن|إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَرِيبٌ}}﴾}}<ref>نمونه، ج ۲، ص ۱۰۱.</ref><ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]،  ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>.
*بر اساس آیه ۲۱۴ سوره بقره جمعی می‌پنداشتند عامل اصلیِ ورود به بهشت فقط اظهار [[ایمان]] به خداست، آن هم بدون رنج و ناراحتی و دشمنان را هم خدا نابود خواهد ساخت: {{عربی|﴿{{متن قرآن| أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تَدْخُلُواْ الْجَنَّةَ وَلَمَّا يَأْتِكُم مَّثَلُ الَّذِينَ خَلَوْا مِن قَبْلِكُم مَّسَّتْهُمُ الْبَأْسَاء وَالضَّرَّاء وَزُلْزِلُواْ حَتَّى يَقُولَ الرَّسُولُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ مَعَهُ مَتَى نَصْرُ اللَّهِ أَلا إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَرِيبٌ}}﴾}}<ref> آیا گمان می‌کنید به بهشت در خواهید آمد با آنکه هنوز داستان کسانی که پیش از شما در گذشتند بر سر شما نیامده است؟ به آنان سختی و رنج رسید و لرزانده  شدند تا جایی که پیامبر و مؤمنان همراه وی می‌گفتند: یاری خداوند کی در می‌رسد؟ آگاه باشید که یاری خداوند نزدیک است؛ سوره بقره، آیه ۲۱۴.</ref> قرآن در برابر این پندار باطل به سنّت دائمی خدا اشاره کرده است که پیشینیان نیز به سختیهای فراوانی دچار شدند، به طوری که پیامبر و آنها که بدو گرویده بودند گفتند: پس یاری خدا کی خواهد رسید؟ جمله {{عربی|﴿{{متن قرآن| مَتَى نَصْرُ اللَّهِ }}﴾}} از سوی پیامبران و گروندگان به آنها زمانی گفته می‌شد که سختیها به آخرین درجه می‌رسید، و به معنای اعتراض یا تردید درباره کمک الهی نیست، بلکه تقاضا و انتظار است، ازاین‌رو به دنبال آن خداوند به آنها بشارت می‌داد که: {{عربی|﴿{{متن قرآن|إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَرِيبٌ}}﴾}}<ref>نمونه، ج ۲، ص ۱۰۱.</ref><ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]،  ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>.
*افزون بر این، معمولا هنگامِ هجوم سختیها و یورش دشمنان است که مؤمنان آزموده می‌شوند. "[[خباب بن ارت]]" گوید: از آزار مشرکان به پیامبر شکایت بردم. فرمود: امّتهایی که پیش از شما بودند، در فشار انواع گرفتاریها قرار می‌گرفتند، تا آنجا که بعضی از آنها را با ارّه دو نیم می‌کردند؛ ولی این فشارها هرگز آنها را از دین خدا منصرف نمی‌کرد<ref>التفسیر الکبیر، ج ۶ ، ص ۲۰؛ الدر المنثور، ج ۱، ص ۵۸۴ ؛ نمونه، ج ۲، ص ۱۰۲.</ref>
*افزون بر این، معمولا هنگامِ هجوم سختیها و یورش دشمنان است که مؤمنان آزموده می‌شوند. "[[خباب بن ارت]]" گوید: از آزار مشرکان به پیامبر شکایت بردم. فرمود: امّتهایی که پیش از شما بودند، در فشار انواع گرفتاریها قرار می‌گرفتند، تا آنجا که بعضی از آنها را با ارّه دو نیم می‌کردند؛ ولی این فشارها هرگز آنها را از دین خدا منصرف نمی‌کرد<ref>التفسیر الکبیر، ج ۶ ، ص ۲۰؛ الدر المنثور، ج ۱، ص ۵۸۴؛ نمونه، ج ۲، ص ۱۰۲.</ref>
براساس آیه‌ای دیگر آن‌قدر گروههای سرکش مخالفت خود با پیامبرانشان را ادامه می‌دادند که از [[ایمان]] آوردن آنها نومید می‌گشتند، حتی گمان می‌کردند که گروه اندک مؤمنان نیز به آنها دروغ گفته‌اند، و چنین احساسی بدانها دست می‌داد که در مسیر دعوتشان تنها هستند<ref> نمونه، ج ۱۰، ص ۹۸.</ref>: {{عربی|﴿{{متن قرآن| حَتَّى إِذَا اسْتَيْأَسَ الرُّسُلُ وَظَنُّواْ أَنَّهُمْ قَدْ كُذِبُواْ جَاءَهُمْ نَصْرُنَا فَنُجِّيَ مَن نَّشَاء وَلاَ يُرَدُّ بَأْسُنَا عَنِ الْقَوْمِ الْمُجْرِمِينَ}}﴾}}<ref> تا آنجا که پیامبران به آستانه نومیدی رسیدند  و پنداشتند که مردم در وعده پشتیبانی به آنان دروغ گفته‌اند، ناگهان یاری ما به آنان رسید و هر کس را که می‌خواستیم رهایی یافت و عذاب ما از گروه گنهکاران بازگردانده نمی‌شود؛ سوره یوسف، آیه ۱۱۰.</ref> در این هنگام که امیدشان از همه جا بریده می‌شد یاری خدا و پیروزی فرا می‌رسید<ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>.
براساس آیه‌ای دیگر آن‌قدر گروههای سرکش مخالفت خود با پیامبرانشان را ادامه می‌دادند که از [[ایمان]] آوردن آنها نومید می‌گشتند، حتی گمان می‌کردند که گروه اندک مؤمنان نیز به آنها دروغ گفته‌اند، و چنین احساسی بدانها دست می‌داد که در مسیر دعوتشان تنها هستند<ref> نمونه، ج ۱۰، ص ۹۸.</ref>: {{عربی|﴿{{متن قرآن| حَتَّى إِذَا اسْتَيْأَسَ الرُّسُلُ وَظَنُّواْ أَنَّهُمْ قَدْ كُذِبُواْ جَاءَهُمْ نَصْرُنَا فَنُجِّيَ مَن نَّشَاء وَلاَ يُرَدُّ بَأْسُنَا عَنِ الْقَوْمِ الْمُجْرِمِينَ}}﴾}}<ref> تا آنجا که پیامبران به آستانه نومیدی رسیدند  و پنداشتند که مردم در وعده پشتیبانی به آنان دروغ گفته‌اند، ناگهان یاری ما به آنان رسید و هر کس را که می‌خواستیم رهایی یافت و عذاب ما از گروه گنهکاران بازگردانده نمی‌شود؛ سوره یوسف، آیه ۱۱۰.</ref> در این هنگام که امیدشان از همه جا بریده می‌شد یاری خدا و پیروزی فرا می‌رسید<ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>.


خط ۴۵: خط ۴۵:


===یاری با [[فرشتگان]]===
===یاری با [[فرشتگان]]===
*روشن‌ترین و مهم‌ترین مصداق کمکهای ویژه الهی آمدن [[فرشتگان]] امدادگر به یاری پیامبر و مسلمانان در جنگهای صدر اسلام است. گرچه خدا در جنگهای فراوانی مسلمانان را یاری کرد: {{عربی|﴿{{متن قرآن| لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّهُ فِي مَوَاطِنَ كَثِيرَةٍ }}﴾}}<ref>  بی‌گمان خداوند در نبردهایی بسیار و در روز جنگ شما را یاری کرده است ؛ سوره توبه، آیه ۲۵.</ref>؛ ولی در آیاتی به حضور [[فرشتگان]] امدادگر تصریح کرده است و اگر در مورد عبارت {{عربی|﴿{{متن قرآن|جُنُودًا لَّمْ تَرَوْهَا}}﴾}} جای تفسیر آن به همه نیروهای پنهان هستی باشد؛ لکن مراد از {{عربی|﴿{{متن قرآن|الْمَلائِكَةِ}}﴾}} بی‌تردید فقط [[فرشتگان]] است. به گفته بیشتر مفسران، یاری [[فرشتگان]] که در آیات آمده، مربوط به بدر و اُحُد است؛ لکن اگر آیات مربوط به لشکرهای نامرئی را هم به آنها بیفزاییم، نبردهای احزاب، حنین و جنگ با یهود بنی‌قریظه را نیز در برمی‌گیرد<ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]،  ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>.
*روشن‌ترین و مهم‌ترین مصداق کمکهای ویژه الهی آمدن [[فرشتگان]] امدادگر به یاری پیامبر و مسلمانان در جنگهای صدر اسلام است. گرچه خدا در جنگهای فراوانی مسلمانان را یاری کرد: {{عربی|﴿{{متن قرآن| لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّهُ فِي مَوَاطِنَ كَثِيرَةٍ }}﴾}}<ref>  بی‌گمان خداوند در نبردهایی بسیار و در روز جنگ شما را یاری کرده است؛ سوره توبه، آیه ۲۵.</ref>؛ ولی در آیاتی به حضور [[فرشتگان]] امدادگر تصریح کرده است و اگر در مورد عبارت {{عربی|﴿{{متن قرآن|جُنُودًا لَّمْ تَرَوْهَا}}﴾}} جای تفسیر آن به همه نیروهای پنهان هستی باشد؛ لکن مراد از {{عربی|﴿{{متن قرآن|الْمَلائِكَةِ}}﴾}} بی‌تردید فقط [[فرشتگان]] است. به گفته بیشتر مفسران، یاری [[فرشتگان]] که در آیات آمده، مربوط به بدر و اُحُد است؛ لکن اگر آیات مربوط به لشکرهای نامرئی را هم به آنها بیفزاییم، نبردهای احزاب، حنین و جنگ با یهود بنی‌قریظه را نیز در برمی‌گیرد<ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]،  ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>.
*آیات ۱۲۳ ـ ۱۲۵ آل‌عمران به نصرت سپاهیان اسلام در نبرد بدر به وسیله [[فرشتگان]] تصریح کرده است:{{عربی|﴿{{متن قرآن| وَلَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّهُ بِبَدْرٍ وَأَنتُمْ أَذِلَّةٌ فَاتَّقُواْ اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تَشکرُونَ  إِذْ تَقُولُ لِلْمُؤْمِنِينَ أَلَن يَكْفِيَكُمْ أَن يُمِدَّكُمْ رَبُّكُم بِثَلاثَةِ آلافٍ مِّنَ الْمَلائِكَةِ مُنزَلِينَ بَلَى إِن تَصْبِرُواْ وَتَتَّقُواْ وَيَأْتُوكُم مِّن فَوْرِهِمْ هَذَا يُمْدِدْكُمْ رَبُّكُم بِخَمْسَةِ آلافٍ مِّنَ الْمَلائِكَةِ مُسَوِّمِينَ}}﴾}}<ref>و بی‌گمان خداوند در بدر شما را با آنکه ناتوان بودید یاری کرد پس، از خداوند پروا کنید، باشد که سپاس گزارید یاد کن آنگاه را که به مؤمنان می‌گفتی: آیا بسنده‌تان نیست که خداوند با سه هزار فرشته فرو فرستاده از سوی خود شما را یاری رساند؟ چرا؛ بی‌گمان بسنده است و اگر شکیبایی کنید و پرهیزگاری ورزید و آنان چنین شتابان به سوی شما آیند خداوند شما را با پنج هزار فرشته نشانگذار  یاری خواهد رساند؛ سوره آل عمران، آیه ۱۲۳- ۱۲۵.</ref> این آیات پس از شکستِ مسلمانان در اُحُد نازل شد. آنجا که دشمن مشرک خواست با تهاجمی دوباره اساس حکومت [[پیامبر خاتم|پیامبر]]{{صل}} در مدینه را ویران کند <ref>نمونه، ج ۳، ص ۷۸.</ref>. در آن لحظات سخت با نزول آیات فوق و ابتکار بی‌نظیر رسول اکرم{{صل}}«فرمان عمومی به آماده شدن همه نیروها حتی مجروحان برای پیکار با دشمن و حرکت از مدینه» <ref>فروغ ابدیت، ج ۲، ص ۷۷؛ تاریخ پیامبر اسلام، ص ۳۱۸؛ نبردهای محمد۹، ص ۱۳۴.</ref> مسلمانان روحیه و نیرویی تازه گرفته و مجدّداً آماده پیکار با مشرکان شدند. دشمنان نیز با مشاهده این حرکت به وحشت افتاده و به تصور اینکه لشکری تازه‌نفس از مدینه عازم جنگ شده وادار به عقب‌نشینی و بازگشت به شهر خود شدند<ref> نمونه، ج ۳، ص ۷۸.</ref>. آیات سوره آل‌عمران اصل ماجرا را بیان کرده؛ لکن چگونگی و شرح فرود آمدن [[فرشتگان]] یاری‌بخش را آیات ۷ ـ ۱۵ سوره انفال عهده‌دار است. آیه نهم این سوره استغاثه به خداوند و اجابت آن را از سوی خدا به صورت امداد [[فرشتگان]] در جنگ بدر یادآور شده است: {{عربی|﴿{{متن قرآن| إِذْ تَسْتَغِيثُونَ رَبَّكُمْ فَاسْتَجَابَ لَكُمْ أَنِّي مُمِدُّكُم بِأَلْفٍ مِّنَ الْمَلائِكَةِ مُرْدِفِينَ}}﴾}}<ref> یاد کن آنگاه را که از پروردگارتان فریادخواهی می‌کردید و به شما پاسخ داد که من با هزار فرشته پیاپی امدادگر شما خواهم بود؛ سوره انفال، آیه ۹.</ref> این درگیری، اولین درگیری مسلمانان با کافران بود و به سبب عواملی مانند عدم توازن نیروها و چند برابر بودن دشمن، اصرار آنان بر نجات، اموالی که در کاروان ابوسفیان داشتند و کینه‌های عمیق آنان نسبت به پیامبر و اسلام، مرحله سختی پیش آمده بود، ازاین‌رو در آیه بالا لفظ «استغاثه» به‌کار رفته است . این واژه معمولا در جایی به‌کار می‌رود که خطرِ گرفتار شدن در چنگ دشمن احساس شود. پیامبر دست به دعا برداشت و گفت: خدایا اگر مسلمانان کشته شوند کسی که در زمین تو را بندگی کند نخواهد ماند <ref>المیزان، ج ۹، ص ۲۳؛ نمونه، ج ۷، ص ۹۸.</ref>.
*آیات ۱۲۳ ـ ۱۲۵ آل‌عمران به نصرت سپاهیان اسلام در نبرد بدر به وسیله [[فرشتگان]] تصریح کرده است:{{عربی|﴿{{متن قرآن| وَلَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّهُ بِبَدْرٍ وَأَنتُمْ أَذِلَّةٌ فَاتَّقُواْ اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تَشکرُونَ  إِذْ تَقُولُ لِلْمُؤْمِنِينَ أَلَن يَكْفِيَكُمْ أَن يُمِدَّكُمْ رَبُّكُم بِثَلاثَةِ آلافٍ مِّنَ الْمَلائِكَةِ مُنزَلِينَ بَلَى إِن تَصْبِرُواْ وَتَتَّقُواْ وَيَأْتُوكُم مِّن فَوْرِهِمْ هَذَا يُمْدِدْكُمْ رَبُّكُم بِخَمْسَةِ آلافٍ مِّنَ الْمَلائِكَةِ مُسَوِّمِينَ}}﴾}}<ref>و بی‌گمان خداوند در بدر شما را با آنکه ناتوان بودید یاری کرد پس، از خداوند پروا کنید، باشد که سپاس گزارید یاد کن آنگاه را که به مؤمنان می‌گفتی: آیا بسنده‌تان نیست که خداوند با سه هزار فرشته فرو فرستاده از سوی خود شما را یاری رساند؟ چرا؛ بی‌گمان بسنده است و اگر شکیبایی کنید و پرهیزگاری ورزید و آنان چنین شتابان به سوی شما آیند خداوند شما را با پنج هزار فرشته نشانگذار  یاری خواهد رساند؛ سوره آل عمران، آیه ۱۲۳- ۱۲۵.</ref> این آیات پس از شکستِ مسلمانان در اُحُد نازل شد. آنجا که دشمن مشرک خواست با تهاجمی دوباره اساس حکومت [[پیامبر خاتم|پیامبر]]{{صل}} در مدینه را ویران کند <ref>نمونه، ج ۳، ص ۷۸.</ref>. در آن لحظات سخت با نزول آیات فوق و ابتکار بی‌نظیر رسول اکرم{{صل}}«فرمان عمومی به آماده شدن همه نیروها حتی مجروحان برای پیکار با دشمن و حرکت از مدینه» <ref>فروغ ابدیت، ج ۲، ص ۷۷؛ تاریخ پیامبر اسلام، ص ۳۱۸؛ نبردهای محمد۹، ص ۱۳۴.</ref> مسلمانان روحیه و نیرویی تازه گرفته و مجدّداً آماده پیکار با مشرکان شدند. دشمنان نیز با مشاهده این حرکت به وحشت افتاده و به تصور اینکه لشکری تازه‌نفس از مدینه عازم جنگ شده وادار به عقب‌نشینی و بازگشت به شهر خود شدند<ref> نمونه، ج ۳، ص ۷۸.</ref>. آیات سوره آل‌عمران اصل ماجرا را بیان کرده؛ لکن چگونگی و شرح فرود آمدن [[فرشتگان]] یاری‌بخش را آیات ۷ ـ ۱۵ سوره انفال عهده‌دار است. آیه نهم این سوره استغاثه به خداوند و اجابت آن را از سوی خدا به صورت امداد [[فرشتگان]] در جنگ بدر یادآور شده است: {{عربی|﴿{{متن قرآن| إِذْ تَسْتَغِيثُونَ رَبَّكُمْ فَاسْتَجَابَ لَكُمْ أَنِّي مُمِدُّكُم بِأَلْفٍ مِّنَ الْمَلائِكَةِ مُرْدِفِينَ}}﴾}}<ref> یاد کن آنگاه را که از پروردگارتان فریادخواهی می‌کردید و به شما پاسخ داد که من با هزار فرشته پیاپی امدادگر شما خواهم بود؛ سوره انفال، آیه ۹.</ref> این درگیری، اولین درگیری مسلمانان با کافران بود و به سبب عواملی مانند عدم توازن نیروها و چند برابر بودن دشمن، اصرار آنان بر نجات، اموالی که در کاروان ابوسفیان داشتند و کینه‌های عمیق آنان نسبت به پیامبر و اسلام، مرحله سختی پیش آمده بود، ازاین‌رو در آیه بالا لفظ «استغاثه» به‌کار رفته است . این واژه معمولا در جایی به‌کار می‌رود که خطرِ گرفتار شدن در چنگ دشمن احساس شود. پیامبر دست به دعا برداشت و گفت: خدایا اگر مسلمانان کشته شوند کسی که در زمین تو را بندگی کند نخواهد ماند <ref>المیزان، ج ۹، ص ۲۳؛ نمونه، ج ۷، ص ۹۸.</ref>.
*در این هنگام خداوند دعای آن حضرت را مستجاب کرده و فرمود: شما را به ۱۰۰۰ فرشته یاری می‌کنم؛ فرشتگانی که به وصف "مُرْدِف" از آنها یاد می‌کند. آنها فرشتگانی بودند که [[فرشتگان]] دیگر را در ردیف خویش سوار کرده بودند <ref>روح المعانی، مج‌۶، ج‌۹، ص‌۲۵۱.</ref>. برای این وصف معانی دیگری نیز در تفاسیر آمده است: فرشته‌هایی که پی در پی به یاری مسلمانان شتافتند <ref>المیزان، ج۹،ص۲۰ـ۲۱؛ نمونه، ج۷، ص۱۰۳ـ۱۰۴.</ref> یا فرشتگانی که فرمانده و فرمانبر بودند که فرماندهان را "مُرْدِف" و فرمانبرداران را "مُرْدَف" گویند. البته ظاهر لفظ "مردف" همان معنای نخست است که بسیاری از مفسران<ref> جوامع الجامع، ج ۲، ص ۶ ؛ المیزان، ج ۹، ص ۲۰؛ راهنما، ج ۶ ، ص ۴۲۸.</ref> و نیز اهل لغت آورده‌اند <ref>مفردات، ص ۳۴۹، "ردف".</ref> و براساس آن، به این پرسش نیز پاسخ داده می‌شود که چرا در سوره آل‌عمران شمار [[فرشتگان]] امدادگر ۳۰۰۰ ولی در این آیات ۱۰۰۰ نفر آمده است، زیرا مردِفین ۱۰۰۰ نفر بودند و ۲۰۰۰ فرشته دیگر پشت سر آنان قرار داشتند<ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]،  ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴. - ۳۰۵.</ref>.
*در این هنگام خداوند دعای آن حضرت را مستجاب کرده و فرمود: شما را به ۱۰۰۰ فرشته یاری می‌کنم؛ فرشتگانی که به وصف "مُرْدِف" از آنها یاد می‌کند. آنها فرشتگانی بودند که [[فرشتگان]] دیگر را در ردیف خویش سوار کرده بودند <ref>روح المعانی، مج‌۶، ج‌۹، ص‌۲۵۱.</ref>. برای این وصف معانی دیگری نیز در تفاسیر آمده است: فرشته‌هایی که پی در پی به یاری مسلمانان شتافتند <ref>المیزان، ج۹،ص۲۰ـ۲۱؛ نمونه، ج۷، ص۱۰۳ـ۱۰۴.</ref> یا فرشتگانی که فرمانده و فرمانبر بودند که فرماندهان را "مُرْدِف" و فرمانبرداران را "مُرْدَف" گویند. البته ظاهر لفظ "مردف" همان معنای نخست است که بسیاری از مفسران<ref> جوامع الجامع، ج ۲، ص ۶؛ المیزان، ج ۹، ص ۲۰؛ راهنما، ج ۶ ، ص ۴۲۸.</ref> و نیز اهل لغت آورده‌اند <ref>مفردات، ص ۳۴۹، "ردف".</ref> و براساس آن، به این پرسش نیز پاسخ داده می‌شود که چرا در سوره آل‌عمران شمار [[فرشتگان]] امدادگر ۳۰۰۰ ولی در این آیات ۱۰۰۰ نفر آمده است، زیرا مردِفین ۱۰۰۰ نفر بودند و ۲۰۰۰ فرشته دیگر پشت سر آنان قرار داشتند<ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]،  ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴. - ۳۰۵.</ref>.
*برخی معتقدند که این [[فرشتگان]] همراه پیامبر در جنگ شرکت داشته‌اند <ref>تفسیر قرطبی، ج ۴، ص ۱۲۴.</ref>؛ ولی به نظر می‌رسد که آنان فقط برای تقویت روحی مسلمانان و تضعیف مشرکان آمده بودند <ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۵، ص ۱۳۰؛ پرتوی از قرآن، ج ۳، ص ۳۲۵؛ نمونه، ج ۳، ص ۸۰ .</ref>، زیرا اولا از آیات قرآن نیز همین نظر استفاده می‌شود: {{عربی|﴿{{متن قرآن| وَمَا جَعَلَهُ اللَّهُ إِلاَّ بُشْرَى لَكُمْ وَلِتَطْمَئِنَّ قُلُوبُكُم بِهِ}}﴾}}<ref> و خداوند آن را جز مژده‌ای برای شما قرار نداد و آنان را فرستاد تا دل‌هاتان بدان آرام یابد؛ سوره آل عمران، آیه ۱۲۶ و سوره انفال آیه ۱۰.</ref> ثانیاً اگر [[فرشتگان]]، جنگاوران دشمن را کشته باشند فضیلتی برای لشکر اسلام در این باره نمی‌ماند. ثالثاً کتب تاریخی شمار کشته‌های بدر و کشندگان آنها را ثبت کرده و هیچ نامی از کشنده ناشناخته‌ای نیامده است. این حقیقت وقتی آشکارتر می‌گردد که به قدرت فرشته‌ها نیز توجه کنیم و بدانیم که یکی از آنان برای نابود کردن دنیا کفایت می‌کند، چنان‌که جبرئیل{{ع}} با پری از بالهای خویش شهرهای قوم لوط را نابود کرد <ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۵، ص ۱۳۰.</ref><ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]،  ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>.
*برخی معتقدند که این [[فرشتگان]] همراه پیامبر در جنگ شرکت داشته‌اند <ref>تفسیر قرطبی، ج ۴، ص ۱۲۴.</ref>؛ ولی به نظر می‌رسد که آنان فقط برای تقویت روحی مسلمانان و تضعیف مشرکان آمده بودند <ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۵، ص ۱۳۰؛ پرتوی از قرآن، ج ۳، ص ۳۲۵؛ نمونه، ج ۳، ص ۸۰ .</ref>، زیرا اولا از آیات قرآن نیز همین نظر استفاده می‌شود: {{عربی|﴿{{متن قرآن| وَمَا جَعَلَهُ اللَّهُ إِلاَّ بُشْرَى لَكُمْ وَلِتَطْمَئِنَّ قُلُوبُكُم بِهِ}}﴾}}<ref> و خداوند آن را جز مژده‌ای برای شما قرار نداد و آنان را فرستاد تا دل‌هاتان بدان آرام یابد؛ سوره آل عمران، آیه ۱۲۶ و سوره انفال آیه ۱۰.</ref> ثانیاً اگر [[فرشتگان]]، جنگاوران دشمن را کشته باشند فضیلتی برای لشکر اسلام در این باره نمی‌ماند. ثالثاً کتب تاریخی شمار کشته‌های بدر و کشندگان آنها را ثبت کرده و هیچ نامی از کشنده ناشناخته‌ای نیامده است. این حقیقت وقتی آشکارتر می‌گردد که به قدرت فرشته‌ها نیز توجه کنیم و بدانیم که یکی از آنان برای نابود کردن دنیا کفایت می‌کند، چنان‌که جبرئیل{{ع}} با پری از بالهای خویش شهرهای قوم لوط را نابود کرد <ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۵، ص ۱۳۰.</ref><ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]،  ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>.


===آرام کردن دلهای مؤمنان===
===آرام کردن دلهای مؤمنان===
*واژه "سکینه" در آرامش قلب به‌کار می رود و بر عدم اضطراب و تشویشِ انسان در کارها و ایستادگی در برابر حوادث پیچیده و مشکل دلالت دارد<ref>المیزان، ج ۲، ص ۲۸۹.</ref> سکینه یک حالت فوق العاده روحی و موهبتی الهی است، که انسان در پرتو آن مشکل‌ترین حوادث را هضم، و با وجود مشکلات، در خود احساس آرامش می‌کند. این آرامش ممکن است جنبه عقیدتی داشته و تزلزل اعتقاد را برطرف سازد یا جنبه عملی داشته باشد و به انسان شکیبایی و ثبات قدم بخشد<ref> نمونه، ج ۲۲، ص ۲۷.</ref>. خداوند در لحظات حساس جنگ {{عربی|﴿{{متن قرآن| ثُمَّ أَنزَلَ اللَّهُ سَكينَتَهُ عَلَى رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَأَنزَلَ جُنُودًا لَّمْ تَرَوْهَا وَعَذَّبَ الَّذِينَ كَفَرُواْ وَذَلِكَ جَزَاء الْكَافِرِينَ}}﴾}}<ref>  آنگاه خداوند آرامش خویش را بر پیامبر خود و بر مؤمنان فرو فرستاد و سپاهیانی را که آنان را نمی‌دیدید؛ فرود آورد و کافران را به عذاب افکند و آن، کیفر کافران است؛ سوره توبه، آیه ۲۶.</ref> یا زمان مخفی شدن [[پیامبر خاتم|رسول اکرم]]{{صل}} در غار و احتمال برخورد وی با دشمنانی که به قصد کشتن وی آمده و تا مرز دستگیری او پیش رفته بودند و بدین جهت نیز همراه یا همراهان وی به شدّت دچار هراس شده بودند، با ایجاد آرامش کامل در قلب آن حضرت، او را یاری کرد. نه تنها پیامبر اسلام، بلکه همه پیغمبران خدا از این موهبت الهی برخوردار بوده‌اند <ref>البرهان، ج ۲، ص ۷۵۶.</ref><ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]،  ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>.
*واژه "سکینه" در آرامش قلب به‌کار می رود و بر عدم اضطراب و تشویشِ انسان در کارها و ایستادگی در برابر حوادث پیچیده و مشکل دلالت دارد<ref>المیزان، ج ۲، ص ۲۸۹.</ref> سکینه یک حالت فوق العاده روحی و موهبتی الهی است، که انسان در پرتو آن مشکل‌ترین حوادث را هضم، و با وجود مشکلات، در خود احساس آرامش می‌کند. این آرامش ممکن است جنبه عقیدتی داشته و تزلزل اعتقاد را برطرف سازد یا جنبه عملی داشته باشد و به انسان شکیبایی و ثبات قدم بخشد<ref> نمونه، ج ۲۲، ص ۲۷.</ref>. خداوند در لحظات حساس جنگ {{عربی|﴿{{متن قرآن| ثُمَّ أَنزَلَ اللَّهُ سَكينَتَهُ عَلَى رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَأَنزَلَ جُنُودًا لَّمْ تَرَوْهَا وَعَذَّبَ الَّذِينَ كَفَرُواْ وَذَلِكَ جَزَاء الْكَافِرِينَ}}﴾}}<ref>  آنگاه خداوند آرامش خویش را بر پیامبر خود و بر مؤمنان فرو فرستاد و سپاهیانی را که آنان را نمی‌دیدید؛ فرود آورد و کافران را به عذاب افکند و آن، کیفر کافران است؛ سوره توبه، آیه ۲۶.</ref> یا زمان مخفی شدن [[پیامبر خاتم|رسول اکرم]]{{صل}} در غار و احتمال برخورد وی با دشمنانی که به قصد کشتن وی آمده و تا مرز دستگیری او پیش رفته بودند و بدین جهت نیز همراه یا همراهان وی به شدّت دچار هراس شده بودند، با ایجاد آرامش کامل در قلب آن حضرت، او را یاری کرد. نه تنها پیامبر اسلام، بلکه همه پیغمبران خدا از این موهبت الهی برخوردار بوده‌اند <ref>البرهان، ج ۲، ص ۷۵۶.</ref><ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]،  ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>.
*مؤمنان نیز، به لحاظ بهره‌مندی از گوهر [[ایمان]] در میدانهای پرخطری همچون صحنه‌های کارزار بدان یاری می‌شدند {{عربی|﴿{{متن قرآن| لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبَايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ فَعَلِمَ مَا فِي قُلُوبِهِمْ فَأَنزَلَ السَّكِينَةَ عَلَيْهِمْ وَأَثَابَهُمْ فَتْحًا قَرِيبًا}}﴾}}<ref>  به راستی خداوند از مؤمنان خشنود شد هنگامی که با تو در زیر آن درخت بیعت می‌کردند پس آنچه در دل داشتند معلوم داشت، از این رو آرامش را بر آنها فرو فرستاد و به پیروزی زودرسی پاداششان داد؛ سوره فتح، آیه ۱۸.</ref>، {{عربی|﴿{{متن قرآن| ثُمَّ أَنزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَى رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَأَنزَلَ جُنُودًا لَّمْ تَرَوْهَا وَعَذَّبَ الَّذِينَ كَفَرُواْ وَذَلِكَ جَزَاء الْكَافِرِينَ}}﴾}}<ref>  آنگاه خداوند آرامش خویش را بر پیامبر خود و بر مؤمنان فرو فرستاد و سپاهیانی را که آنان را نمی‌دیدید؛ فرود آورد و کافران را به عذاب افکند و آن، کیفر کافران است؛ سوره توبه، آیه ۲۶.</ref>، {{عربی|﴿{{متن قرآن| إِذْ جَعَلَ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي قُلُوبِهِمُ الْحَمِيَّةَ حَمِيَّةَ الْجَاهِلِيَّةِ فَأَنزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَى رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَأَلْزَمَهُمْ كَلِمَةَ التَّقْوَى وَكَانُوا أَحَقَّ بِهَا وَأَهْلَهَا وَكَانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا}}﴾}}<ref>  یاد کن آنگاه را که کافران به ننگ دل نهادند  و خداوند، آرامش خود را بر پیامبرش و بر مؤمنان فرو فرستاد و آنان را به فرمان پرهیزگاری پایبند کرد و آنان بدان سزاوارتر و شایسته آن بودند و خداوند به هر چیزی داناست؛ سوره فتح، آیه ۲۶.</ref> و بالاتر اینکه قرآن سبب پیروزی اهل [[ایمان]] و شکست دشمنان را فرستادن آرامش بر قلب آنها دانسته است <ref>[[جهاد]] در قرآن، ص ۱۴۵ ـ ۱۴۶.</ref>، چنان‌که در بنی‌اسرائیل تابوت را وسیله سکینه و آرامش آنها قرار داده و همراه داشتن آن را در جنگها سبب غلبه آنان بر دشمنانشان دانسته است: {{عربی|﴿{{متن قرآن| إِنَّ آيَةَ مُلْکه أَن يَأْتِيَكُمُ التَّابُوتُ فِيهِ سَكِينَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ}}﴾}}<ref>  نشانه پادشاهی او این است که تابوت عهد نزدتان خواهد آمد که در آن آرامشی از سوی پروردگارتان نهفته است ؛ سوره بقره، آیه ۲۴۸.</ref><ref>جامع البیان، مج ۲، ج ۲، ص ۸۲۲ ؛ مجمع البیان، ج ۲، ص ۱۴۴؛ زادالمسیر، ج ۱، ص ۲۵۸.</ref><ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]،  ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>.
*مؤمنان نیز، به لحاظ بهره‌مندی از گوهر [[ایمان]] در میدانهای پرخطری همچون صحنه‌های کارزار بدان یاری می‌شدند {{عربی|﴿{{متن قرآن| لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبَايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ فَعَلِمَ مَا فِي قُلُوبِهِمْ فَأَنزَلَ السَّكِينَةَ عَلَيْهِمْ وَأَثَابَهُمْ فَتْحًا قَرِيبًا}}﴾}}<ref>  به راستی خداوند از مؤمنان خشنود شد هنگامی که با تو در زیر آن درخت بیعت می‌کردند پس آنچه در دل داشتند معلوم داشت، از این رو آرامش را بر آنها فرو فرستاد و به پیروزی زودرسی پاداششان داد؛ سوره فتح، آیه ۱۸.</ref>، {{عربی|﴿{{متن قرآن| ثُمَّ أَنزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَى رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَأَنزَلَ جُنُودًا لَّمْ تَرَوْهَا وَعَذَّبَ الَّذِينَ كَفَرُواْ وَذَلِكَ جَزَاء الْكَافِرِينَ}}﴾}}<ref>  آنگاه خداوند آرامش خویش را بر پیامبر خود و بر مؤمنان فرو فرستاد و سپاهیانی را که آنان را نمی‌دیدید؛ فرود آورد و کافران را به عذاب افکند و آن، کیفر کافران است؛ سوره توبه، آیه ۲۶.</ref>، {{عربی|﴿{{متن قرآن| إِذْ جَعَلَ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي قُلُوبِهِمُ الْحَمِيَّةَ حَمِيَّةَ الْجَاهِلِيَّةِ فَأَنزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَى رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَأَلْزَمَهُمْ كَلِمَةَ التَّقْوَى وَكَانُوا أَحَقَّ بِهَا وَأَهْلَهَا وَكَانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا}}﴾}}<ref>  یاد کن آنگاه را که کافران به ننگ دل نهادند  و خداوند، آرامش خود را بر پیامبرش و بر مؤمنان فرو فرستاد و آنان را به فرمان پرهیزگاری پایبند کرد و آنان بدان سزاوارتر و شایسته آن بودند و خداوند به هر چیزی داناست؛ سوره فتح، آیه ۲۶.</ref> و بالاتر اینکه قرآن سبب پیروزی اهل [[ایمان]] و شکست دشمنان را فرستادن آرامش بر قلب آنها دانسته است <ref>[[جهاد]] در قرآن، ص ۱۴۵ ـ ۱۴۶.</ref>، چنان‌که در بنی‌اسرائیل تابوت را وسیله سکینه و آرامش آنها قرار داده و همراه داشتن آن را در جنگها سبب غلبه آنان بر دشمنانشان دانسته است: {{عربی|﴿{{متن قرآن| إِنَّ آيَةَ مُلْکه أَن يَأْتِيَكُمُ التَّابُوتُ فِيهِ سَكِينَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ}}﴾}}<ref>  نشانه پادشاهی او این است که تابوت عهد نزدتان خواهد آمد که در آن آرامشی از سوی پروردگارتان نهفته است؛ سوره بقره، آیه ۲۴۸.</ref><ref>جامع البیان، مج ۲، ج ۲، ص ۸۲۲؛ مجمع البیان، ج ۲، ص ۱۴۴؛ زادالمسیر، ج ۱، ص ۲۵۸.</ref><ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]،  ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>.
*از مهم‌ترین میدانهای کارزار که مسلمانان در آن تا آستانه شکست پیش رفتند و خطر بزرگی متوجه آنان شد، جنگ حنین بود که جز اندکی سایر مجاهدان از گِرد آن حضرت پراکنده شدند و از میدان گریختند. در این برهه خطرناک بود که خداوند با ایجاد آرامش در قلب پیامبر و مؤمنان، بدانان روحیه‌ای دوباره بخشید و آنان را نجات داد: {{عربی|﴿{{متن قرآن| ثُمَّ أَنزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَى رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَأَنزَلَ جُنُودًا لَّمْ تَرَوْهَا وَعَذَّبَ الَّذِينَ كَفَرُواْ وَذَلِكَ جَزَاء الْكَافِرِينَ}}﴾}}<ref>  آنگاه خداوند آرامش خویش را بر پیامبر خود و بر مؤمنان فرو فرستاد و سپاهیانی را که آنان را نمی‌دیدید؛ فرود آورد و کافران را به عذاب افکند و آن، کیفر کافران است؛ سوره توبه، آیه ۲۶.</ref><ref>نمونه، ج ۷، ص ۳۴۶ ـ ۳۴۷.</ref><ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]،  ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>.
*از مهم‌ترین میدانهای کارزار که مسلمانان در آن تا آستانه شکست پیش رفتند و خطر بزرگی متوجه آنان شد، جنگ حنین بود که جز اندکی سایر مجاهدان از گِرد آن حضرت پراکنده شدند و از میدان گریختند. در این برهه خطرناک بود که خداوند با ایجاد آرامش در قلب پیامبر و مؤمنان، بدانان روحیه‌ای دوباره بخشید و آنان را نجات داد: {{عربی|﴿{{متن قرآن| ثُمَّ أَنزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَى رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَأَنزَلَ جُنُودًا لَّمْ تَرَوْهَا وَعَذَّبَ الَّذِينَ كَفَرُواْ وَذَلِكَ جَزَاء الْكَافِرِينَ}}﴾}}<ref>  آنگاه خداوند آرامش خویش را بر پیامبر خود و بر مؤمنان فرو فرستاد و سپاهیانی را که آنان را نمی‌دیدید؛ فرود آورد و کافران را به عذاب افکند و آن، کیفر کافران است؛ سوره توبه، آیه ۲۶.</ref><ref>نمونه، ج ۷، ص ۳۴۶ ـ ۳۴۷.</ref><ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]،  ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>.


خط ۷۹: خط ۷۹:


===فرستادن لشکر پرندگان===
===فرستادن لشکر پرندگان===
*قصه اصحاب فیل که در قرآن سوره‌ای را به خود اختصاص داده، بیانگر مصداق دیگری از کمکهای ویژه الهی در قالب لشکری از پرندگان است که با سنگ‌ریزه‌هایی که با خود حمل می‌کردند سپاه بزرگ [[ابرهه]] را نابود ساختند. آنگاه که ارتش ابرهه با فیل سواران خود، به قصد نابودی کعبه به مکه آمدند، [[عبدالمطلب]] دست در حلقه خانه کعبه برد و از خدای خانه در برابر هجوم آنان یاری طلبید و در حالی که مردم مکه از ترس به کوهها پناه برده بودند ناگهان فرزندش به وی نزدیک شده و گفت: ابری سیاه از سوی دریای سرخ به سوی مکه می‌آید. [[عبدالمطلب]] با خرسندی گفت: ای قریشیان، به خانه‌های خویش باز گردید که یاری خدا بهره شما شده است. در این هنگام پرندگانی همانند پرستو به طرف مکه آمده و با سنگ‌ریزه‌ها لشکر بزرگ ابرهه را نابود ساختند و خانه خدا از آسیب آنها در امان ماند: {{عربی|﴿{{متن قرآن| وَأَرْسَلَ عَلَيْهِمْ طَيْرًا أَبَابِيلَ تَرْمِيهِم بِحِجَارَةٍ مِّن سِجِّيلٍ فَجَعَلَهُمْ كَعَصْفٍ مَّأْكُولٍ}}﴾}}<ref> و بر سر ایشان پرندگانی دسته‌دسته فرستاد  که بر آنان سنگریزه‌هایی از گلسنگ فرو می‌افکندند  پس خداوند آنها را چون کاهبرگی نیم جویده کرد؛ سوره فیل، آیه ۳ - ۵.</ref> بر اثر اهمیت این حادثه سال وقوع آن را "سال فیل" نامیدند و سرآغازِ تاریخ عرب شناخته شد<ref> السیرة النبویه، ج ۱، ص ۳۸ ـ ۶۲ ؛ بحارالانوار، ج ۱۵، ص۱۳۰.</ref><ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]،  ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>.
*قصه اصحاب فیل که در قرآن سوره‌ای را به خود اختصاص داده، بیانگر مصداق دیگری از کمکهای ویژه الهی در قالب لشکری از پرندگان است که با سنگ‌ریزه‌هایی که با خود حمل می‌کردند سپاه بزرگ [[ابرهه]] را نابود ساختند. آنگاه که ارتش ابرهه با فیل سواران خود، به قصد نابودی کعبه به مکه آمدند، [[عبدالمطلب]] دست در حلقه خانه کعبه برد و از خدای خانه در برابر هجوم آنان یاری طلبید و در حالی که مردم مکه از ترس به کوهها پناه برده بودند ناگهان فرزندش به وی نزدیک شده و گفت: ابری سیاه از سوی دریای سرخ به سوی مکه می‌آید. [[عبدالمطلب]] با خرسندی گفت: ای قریشیان، به خانه‌های خویش باز گردید که یاری خدا بهره شما شده است. در این هنگام پرندگانی همانند پرستو به طرف مکه آمده و با سنگ‌ریزه‌ها لشکر بزرگ ابرهه را نابود ساختند و خانه خدا از آسیب آنها در امان ماند: {{عربی|﴿{{متن قرآن| وَأَرْسَلَ عَلَيْهِمْ طَيْرًا أَبَابِيلَ تَرْمِيهِم بِحِجَارَةٍ مِّن سِجِّيلٍ فَجَعَلَهُمْ كَعَصْفٍ مَّأْكُولٍ}}﴾}}<ref> و بر سر ایشان پرندگانی دسته‌دسته فرستاد  که بر آنان سنگریزه‌هایی از گلسنگ فرو می‌افکندند  پس خداوند آنها را چون کاهبرگی نیم جویده کرد؛ سوره فیل، آیه ۳ - ۵.</ref> بر اثر اهمیت این حادثه سال وقوع آن را "سال فیل" نامیدند و سرآغازِ تاریخ عرب شناخته شد<ref> السیرة النبویه، ج ۱، ص ۳۸ ـ ۶۲؛ بحارالانوار، ج ۱۵، ص۱۳۰.</ref><ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]،  ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>.


===بازداشتن از گناه===
===بازداشتن از گناه===
*[[امداد غیبی]] خدا گاهی به شکل نجات انسان از ورطه گناه، محقق می‌شود، آن هم در لحظات حساسی که همه زمینه‌ها و اسباب <ref>المیزان، ج ۱۱، ص ۱۲۶ ـ ۱۳۰.</ref> برای گرفتار آمدن در دام گناه فراهم شده است، چنان‌که این امداد درباره [[حضرت یوسف]]{{ع}} تحقق یافت: {{عربی|﴿{{متن قرآن| وَلَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَهَمَّ بِهَا لَوْلا أَن رَّأَى بُرْهَانَ رَبِّهِ }}﴾}}<ref> و بی‌گمان آن زن آهنگ وی کرد و وی نیز اگر برهان پروردگار خویش را نمی‌دید آهنگ او می‌کرد ؛ سوره یوسف، آیه ۲۴.</ref> برهان رب در آیه چندگونه تفسیر شده است؛ از جمله اینکه مقصود از آن یک نوع کمک خدایی بود که در پاسخ به شایستگیهای آن حضرت بهره وی شد و او را از گناه رهایی بخشید <ref>فی ظلال القرآن، ج ۴، ص ۱۹۸۱؛ المیزان، ج ۱۱، ص ۱۲۶ ـ ۱۳۰.</ref>. پس از این آیه باز هم خداوند نجات [[یوسف]]{{ع}} را از گناهکاری، به خویش نسبت می‌دهد: {{عربی|﴿{{متن قرآن| كَذَلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَالْفَحْشَاء إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُخْلَصِينَ}}﴾}}<ref> بدین گونه بر آن بودیم تا از او زشتی و پلیدکاری را بگردانیم؛ سوره یوسف، آیه ۲۴.</ref> عبارت {{عربی|﴿{{متن قرآن| إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُخْلَصِينَ}}﴾}}<ref> او از بندگان ناب ما بود ؛ سوره یوسف، آیه ۲۴.</ref> بیانگر این است که این‌گونه کمکهای ویژه الهی که در لحظات طوفانی گناه بهره انسانها می‌شود، ویژه [[یوسف]]{{ع}} نیست و هرکس که در زمره بندگان خالص خدا قرار گیرد شایسته چنین لطف و موهبتی خواهد بود <ref>نمونه، ج ۹، ص ۳۷۳ ـ ۳۷۸.</ref><ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]،  ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>.
*[[امداد غیبی]] خدا گاهی به شکل نجات انسان از ورطه گناه، محقق می‌شود، آن هم در لحظات حساسی که همه زمینه‌ها و اسباب <ref>المیزان، ج ۱۱، ص ۱۲۶ ـ ۱۳۰.</ref> برای گرفتار آمدن در دام گناه فراهم شده است، چنان‌که این امداد درباره [[حضرت یوسف]]{{ع}} تحقق یافت: {{عربی|﴿{{متن قرآن| وَلَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَهَمَّ بِهَا لَوْلا أَن رَّأَى بُرْهَانَ رَبِّهِ }}﴾}}<ref> و بی‌گمان آن زن آهنگ وی کرد و وی نیز اگر برهان پروردگار خویش را نمی‌دید آهنگ او می‌کرد؛ سوره یوسف، آیه ۲۴.</ref> برهان رب در آیه چندگونه تفسیر شده است؛ از جمله اینکه مقصود از آن یک نوع کمک خدایی بود که در پاسخ به شایستگیهای آن حضرت بهره وی شد و او را از گناه رهایی بخشید <ref>فی ظلال القرآن، ج ۴، ص ۱۹۸۱؛ المیزان، ج ۱۱، ص ۱۲۶ ـ ۱۳۰.</ref>. پس از این آیه باز هم خداوند نجات [[یوسف]]{{ع}} را از گناهکاری، به خویش نسبت می‌دهد: {{عربی|﴿{{متن قرآن| كَذَلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَالْفَحْشَاء إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُخْلَصِينَ}}﴾}}<ref> بدین گونه بر آن بودیم تا از او زشتی و پلیدکاری را بگردانیم؛ سوره یوسف، آیه ۲۴.</ref> عبارت {{عربی|﴿{{متن قرآن| إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُخْلَصِينَ}}﴾}}<ref> او از بندگان ناب ما بود؛ سوره یوسف، آیه ۲۴.</ref> بیانگر این است که این‌گونه کمکهای ویژه الهی که در لحظات طوفانی گناه بهره انسانها می‌شود، ویژه [[یوسف]]{{ع}} نیست و هرکس که در زمره بندگان خالص خدا قرار گیرد شایسته چنین لطف و موهبتی خواهد بود <ref>نمونه، ج ۹، ص ۳۷۳ ـ ۳۷۸.</ref><ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]،  ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>.


===تقویت دل===
===تقویت دل===
خط ۹۱: خط ۹۱:
===[[الهام]]===
===[[الهام]]===
*القای مطالبی از جانب خدا بر قلب انسان که او را به انجام دادن یا ترک کاری برمی‌انگیزد [[الهام]] است  <ref>لسان العرب، ج ۱۲، ۳۴۶؛ المنجد، ص ۷۳۷، «لهم».</ref><ref>نمونه، ج ۱۲، ص ۳۶۱.</ref><ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]،  ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>.
*القای مطالبی از جانب خدا بر قلب انسان که او را به انجام دادن یا ترک کاری برمی‌انگیزد [[الهام]] است  <ref>لسان العرب، ج ۱۲، ۳۴۶؛ المنجد، ص ۷۳۷، «لهم».</ref><ref>نمونه، ج ۱۲، ص ۳۶۱.</ref><ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]،  ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>.
*در مواردی [[الهام]] به لفظ "[[وحی]]" در قرآن آمده است، چنان که مادر [[موسی]]{{ع}} در لحظاتی بحرانی و ترسناک که از کشته شدن فرزند خویش بیمناک و قدرت تصمیم‌گیری او کاهش یافته بود، "[[الهام]] قلبی" به یاریش آمد. شرح صدری که او را به‌ کاری خطرناک فرا می‌خواند؛ ولی با این همه احساس آرامش می‌کرد، زیرا به وی [[الهام]] می‌شد که نترس و اندوهگین نباش. ما حتماً [[موسی]]{{ع}} را به تو باز می‌گردانیم <ref>نمونه، ج ۱۶، ص ۲۳ ـ ۲۵.</ref>: {{عربی|﴿{{متن قرآن| وَأَوْحَيْنَا إِلَى أُمِّ مُوسَى أَنْ أَرْضِعِيهِ فَإِذَا خِفْتِ عَلَيْهِ فَأَلْقِيهِ فِي الْيَمِّ وَلا تَخَافِي وَلا تَحْزَنِي إِنَّا رَادُّوهُ إِلَيْكِ وَجَاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلِينَ}}﴾}}<ref> و به مادر موسی [[الهام]] کردیم که به او شیر بده و اگر بر جان او ترسیدی او را در صندوقی بنه و به دریا فکن و مهراس و اندوهگین مباش! ما او را به تو باز می‌گردانیم و او را از پیامبران خواهیم کرد ؛ سوره قصص، آیه ۷.</ref><ref>نمونه، ج ۱۲، ص ۳۶۱.</ref><ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]،  ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>.
*در مواردی [[الهام]] به لفظ "[[وحی]]" در قرآن آمده است، چنان که مادر [[موسی]]{{ع}} در لحظاتی بحرانی و ترسناک که از کشته شدن فرزند خویش بیمناک و قدرت تصمیم‌گیری او کاهش یافته بود، "[[الهام]] قلبی" به یاریش آمد. شرح صدری که او را به‌ کاری خطرناک فرا می‌خواند؛ ولی با این همه احساس آرامش می‌کرد، زیرا به وی [[الهام]] می‌شد که نترس و اندوهگین نباش. ما حتماً [[موسی]]{{ع}} را به تو باز می‌گردانیم <ref>نمونه، ج ۱۶، ص ۲۳ ـ ۲۵.</ref>: {{عربی|﴿{{متن قرآن| وَأَوْحَيْنَا إِلَى أُمِّ مُوسَى أَنْ أَرْضِعِيهِ فَإِذَا خِفْتِ عَلَيْهِ فَأَلْقِيهِ فِي الْيَمِّ وَلا تَخَافِي وَلا تَحْزَنِي إِنَّا رَادُّوهُ إِلَيْكِ وَجَاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلِينَ}}﴾}}<ref> و به مادر موسی [[الهام]] کردیم که به او شیر بده و اگر بر جان او ترسیدی او را در صندوقی بنه و به دریا فکن و مهراس و اندوهگین مباش! ما او را به تو باز می‌گردانیم و او را از پیامبران خواهیم کرد؛ سوره قصص، آیه ۷.</ref><ref>نمونه، ج ۱۲، ص ۳۶۱.</ref><ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]،  ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>.
*درباره حواریان [[عیسی]]{{ع}} نیز لفظ وحی به‌کار رفته است: {{عربی|﴿{{متن قرآن| وَإِذْ أَوْحَيْتُ إِلَى الْحَوَارِيِّينَ أَنْ آمِنُواْ بِي وَبِرَسُولِي قَالُواْ آمَنَّا وَاشْهَدْ بِأَنَّنَا مُسْلِمُونَ}}﴾}}<ref> و یاد کن که به حواریان وحی کردم که به من و فرستاده‌ام [[ایمان]] آورید گفتند: (خداوندا) [[ایمان]] آوردیم و گواه باش که ما گردن نهاده‌ایم؛ سوره مائده، آیه ۱۱۱.</ref> [[امام باقر]]{{ع}} در تفسیر این آیه مراد از وحی را الهامی دانسته‌اند که به حواریان شد <ref>تفسیر عیاشی، ج۲، ص ۸۵ ؛ البرهان، ج۱، ص ۳۸۱.</ref> و مفادش این بود که به خدا و رسول او [[ایمان]] آورند. آنان نیز به این دعوت پاسخ مثبت دادند <ref>نمونه، ج ۵ ، ص ۱۲۷.</ref><ref>نمونه، ج ۱۲، ص ۳۶۱.</ref><ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]،  ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>.
*درباره حواریان [[عیسی]]{{ع}} نیز لفظ وحی به‌کار رفته است: {{عربی|﴿{{متن قرآن| وَإِذْ أَوْحَيْتُ إِلَى الْحَوَارِيِّينَ أَنْ آمِنُواْ بِي وَبِرَسُولِي قَالُواْ آمَنَّا وَاشْهَدْ بِأَنَّنَا مُسْلِمُونَ}}﴾}}<ref> و یاد کن که به حواریان وحی کردم که به من و فرستاده‌ام [[ایمان]] آورید گفتند: (خداوندا) [[ایمان]] آوردیم و گواه باش که ما گردن نهاده‌ایم؛ سوره مائده، آیه ۱۱۱.</ref> [[امام باقر]]{{ع}} در تفسیر این آیه مراد از وحی را الهامی دانسته‌اند که به حواریان شد <ref>تفسیر عیاشی، ج۲، ص ۸۵؛ البرهان، ج۱، ص ۳۸۱.</ref> و مفادش این بود که به خدا و رسول او [[ایمان]] آورند. آنان نیز به این دعوت پاسخ مثبت دادند <ref>نمونه، ج ۵ ، ص ۱۲۷.</ref><ref>نمونه، ج ۱۲، ص ۳۶۱.</ref><ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]،  ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>.
*درباره [[حضرت یوسف]] می‌فرماید: هنگامی که برادران وی تصمیم گرفتند او را در چاه قرار دهند ما به او [[وحی]] کردیم که تو آنها را از این امر آگاه خواهی ساخت: {{عربی|﴿{{متن قرآن| فَلَمَّا ذَهَبُواْ بِهِ وَأَجْمَعُواْ أَن يَجْعَلُوهُ فِي غَيَابَةِ الْجُبِّ وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِ لَتُنَبِّئَنَّهُم بِأَمْرِهِمْ هَذَا وَهُمْ لاَ يَشْعُرُونَ}}﴾}}<ref> پس چون او را بردند و همدل شدند که وی را در نهانگاه چاه نهند چنین کردند و ما به او وحی کردیم که روزی آنان را از این کارشان آگاه می‌کنی، در حالی که آنان درنیابند؛ سوره یوسف، آیه ۱۵.</ref> گرچه برخی از اهل تفسیر وحی را در این آیه همان وحیِ نبوت گرفته‌اند <ref>المیزان، ج ۱۱، ص ۱۰۰.</ref>؛ امّا به قرینه آیه {{عربی|﴿{{متن قرآن| وَلَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ آتَيْنَاهُ حُكْمًا وَعِلْمًا }}﴾}}<ref> و چون به برنایی خویش رسید بدو نیروی داوری و دانش بخشیدیم؛ سوره یوسف، آیه ۲۲.</ref> باید گفت که مراد از آن الهامی بوده که در آن شرایط بحرانی و در تنهایی و ژرفای چاه به یوسف شد تا بداند تنها نیست و نگهداری دارد، ازاین‌رو نور امید بر دلش تابید، و تاریکیهای نومیدی را از جان وی زدود <ref>نمونه، ج ۹، ص ۳۴۳.</ref> در موارد دیگری نیز واژه وحی به معنای [[الهام]] به‌کار رفته است؛ مانند:{{عربی|﴿{{متن قرآن| وَإِذَا رَأى الَّذِينَ أَشْرَكُواْ شُرَكَاءَهُمْ قَالُواْ رَبَّنَا هَؤُلاء شُرَكَاؤُنَا الَّذِينَ كُنَّا نَدْعُوْ مِن دُونِكَ فَأَلْقَوْا إِلَيْهِمُ الْقَوْلَ إِنَّكُمْ لَكَاذِبُونَ}}﴾}}<ref> و چون مشرکان شریک‌هایشان را که برای خداوند می‌پنداشتند ببینند می‌گویند: پروردگارا! اینانند شریک‌هایی که ما به جای تو به پرستش می‌خواندیم آنگاه آن شریکان به آنان پاسخ می‌دهند که: بی‌گمان شما دروغگویید؛ سوره نحل، آیه ۸۶.</ref>، {{عربی|﴿{{متن قرآن| بِأَنَّ رَبَّكَ أَوْحَى لَهَا}}﴾}}<ref> زیرا پروردگارت به آن، وحی کرده است ؛ سوره زلزال، آیه ۵.</ref><ref>المیزان، ج ۶ ، ص ۲۲۳.</ref><ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]،  ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>.
*درباره [[حضرت یوسف]] می‌فرماید: هنگامی که برادران وی تصمیم گرفتند او را در چاه قرار دهند ما به او [[وحی]] کردیم که تو آنها را از این امر آگاه خواهی ساخت: {{عربی|﴿{{متن قرآن| فَلَمَّا ذَهَبُواْ بِهِ وَأَجْمَعُواْ أَن يَجْعَلُوهُ فِي غَيَابَةِ الْجُبِّ وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِ لَتُنَبِّئَنَّهُم بِأَمْرِهِمْ هَذَا وَهُمْ لاَ يَشْعُرُونَ}}﴾}}<ref> پس چون او را بردند و همدل شدند که وی را در نهانگاه چاه نهند چنین کردند و ما به او وحی کردیم که روزی آنان را از این کارشان آگاه می‌کنی، در حالی که آنان درنیابند؛ سوره یوسف، آیه ۱۵.</ref> گرچه برخی از اهل تفسیر وحی را در این آیه همان وحیِ نبوت گرفته‌اند <ref>المیزان، ج ۱۱، ص ۱۰۰.</ref>؛ امّا به قرینه آیه {{عربی|﴿{{متن قرآن| وَلَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ آتَيْنَاهُ حُكْمًا وَعِلْمًا }}﴾}}<ref> و چون به برنایی خویش رسید بدو نیروی داوری و دانش بخشیدیم؛ سوره یوسف، آیه ۲۲.</ref> باید گفت که مراد از آن الهامی بوده که در آن شرایط بحرانی و در تنهایی و ژرفای چاه به یوسف شد تا بداند تنها نیست و نگهداری دارد، ازاین‌رو نور امید بر دلش تابید، و تاریکیهای نومیدی را از جان وی زدود <ref>نمونه، ج ۹، ص ۳۴۳.</ref> در موارد دیگری نیز واژه وحی به معنای [[الهام]] به‌کار رفته است؛ مانند:{{عربی|﴿{{متن قرآن| وَإِذَا رَأى الَّذِينَ أَشْرَكُواْ شُرَكَاءَهُمْ قَالُواْ رَبَّنَا هَؤُلاء شُرَكَاؤُنَا الَّذِينَ كُنَّا نَدْعُوْ مِن دُونِكَ فَأَلْقَوْا إِلَيْهِمُ الْقَوْلَ إِنَّكُمْ لَكَاذِبُونَ}}﴾}}<ref> و چون مشرکان شریک‌هایشان را که برای خداوند می‌پنداشتند ببینند می‌گویند: پروردگارا! اینانند شریک‌هایی که ما به جای تو به پرستش می‌خواندیم آنگاه آن شریکان به آنان پاسخ می‌دهند که: بی‌گمان شما دروغگویید؛ سوره نحل، آیه ۸۶.</ref>، {{عربی|﴿{{متن قرآن| بِأَنَّ رَبَّكَ أَوْحَى لَهَا}}﴾}}<ref> زیرا پروردگارت به آن، وحی کرده است؛ سوره زلزال، آیه ۵.</ref><ref>المیزان، ج ۶ ، ص ۲۲۳.</ref><ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]،  ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>.
*برخی محققان بر این باورند که منشأ اکتشافات بزرگ تاریخ، و نیز نظریه‌های علمی تحول آفرین در دنیای علم، الهاماتی است که به صاحبان این نظریه‌ها و اکتشافات می‌شود، و این را از مصادیق امدادهای غیبی دانسته‌اند<ref>مجموعه آثار، ج ۳، ص ۳۵۱، "امدادهای غیبی در زندگی بشر"؛ منشور جاوید، ج ۸ ، ص ۲۹۷ ـ ۳۰۶.</ref><ref>نمونه، ج ۱۲، ص ۳۶۱.</ref><ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]،  ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>.
*برخی محققان بر این باورند که منشأ اکتشافات بزرگ تاریخ، و نیز نظریه‌های علمی تحول آفرین در دنیای علم، الهاماتی است که به صاحبان این نظریه‌ها و اکتشافات می‌شود، و این را از مصادیق امدادهای غیبی دانسته‌اند<ref>مجموعه آثار، ج ۳، ص ۳۵۱، "امدادهای غیبی در زندگی بشر"؛ منشور جاوید، ج ۸ ، ص ۲۹۷ ـ ۳۰۶.</ref><ref>نمونه، ج ۱۲، ص ۳۶۱.</ref><ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]،  ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>.


خط ۱۰۵: خط ۱۰۵:
*دست کم در ۴ مورد قرآن به این حقیقت پرداخته شده است<ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]،  ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>:
*دست کم در ۴ مورد قرآن به این حقیقت پرداخته شده است<ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]،  ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>:
#درباره [[مریم]]{{س}} می‌فرماید: هرگاه [[زکریا]] در محراب بر [[مریم]]{{س}} وارد می‌شد رزقی را نزد او می‌یافت. [[حضرت مریم]]{{س}} در پاسخ این سؤال که این رزق از کجاست می‌گفت از نزد خداست: {{عربی|﴿{{متن قرآن| كُلَّمَا دَخَلَ عَلَيْهَا زَكَرِيَّا الْمِحْرَابَ وَجَدَ عِندَهَا رِزْقًا قَالَ يَا مَرْيَمُ أَنَّى لَكِ هَذَا قَالَتْ هُوَ مِنْ عِندِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَرْزُقُ مَن يَشَاء بِغَيْرِ حِسَابٍ}}﴾}}<ref>و هرگاه [[زکریا]] در محراب عبادت نزد وی می‌رفت کنار او، رزقی می‌یافت و می‌پرسید: ای [[مریم]]! این از کجا برای تو آمده است؟ و او می‌گفت: از نزد خداوند؛ آری خداوند به هر که بخواهد بی‌حساب و شمار روزی می‌دهد؛ سوره آل عمران، آیه ۳۷.</ref> درباره منظور از رزق در این آیه اختلاف است؛ برخی آن را غذایی ویژه می‌دانند که بوی خوشی از آن استشمام می‌شد  <ref>من وحی القرآن، ج ۵ ، ص ۳۴۸. </ref>بعضی هم آن را انواع غذاهایی دانسته‌اند که در آن زمان یافت نمی‌شد <ref>تفسیر مراغی، ج ۳، ص ۱۴۵؛ المنیر، ج ۳، ص ۲۱۴.</ref> برخی اعتقاد دارند که میوه‌های تابستانی در فصل زمستان و عکس آن بوده است <ref>تفسیر قرطبی، ج ۴، ص ۷۱.</ref><ref>نمونه، ج ۱۲، ص ۳۶۱.</ref>روایات فراوانی مراد از رزق را در آیه بالا، نوعی میوه بهشتی می‌داند که در غیر فصل آن، نزد [[مریم]]{{س}} حاضر می‌شده و این به لطف خدا و [[امداد غیبی]] بوده است. شواهدی در خود آیه، این تفسیر را تقویت می‌کند؛ مانند نکره آوردن واژه "رزق" و پاسخ [[مریم]]{{س}} به [[زکریا]] که این روزی از سوی خداست، و نیز شگفتی [[زکریا]]{{ع}}از دیدن این حادثه و تقاضای فرزند در همان لحظه از خداوند<ref>المیزان، ج ۳، ص ۱۷۴؛ نمونه، ج ۲، ص ۵۳۰.</ref>برخی مفسران نیز این واقعه را دلیل بر سر زدن کرامت از اولیا دانسته و [[مریم]]{{س}} را از جمله این انسانها دانسته‌اند که از این قاعده مستثنا نیست <ref>تفسیر قاسمی، ج ۴، ص ۹۳.</ref><ref>نمونه، ج ۱۲، ص ۳۶۱.</ref><ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]،  ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>.
#درباره [[مریم]]{{س}} می‌فرماید: هرگاه [[زکریا]] در محراب بر [[مریم]]{{س}} وارد می‌شد رزقی را نزد او می‌یافت. [[حضرت مریم]]{{س}} در پاسخ این سؤال که این رزق از کجاست می‌گفت از نزد خداست: {{عربی|﴿{{متن قرآن| كُلَّمَا دَخَلَ عَلَيْهَا زَكَرِيَّا الْمِحْرَابَ وَجَدَ عِندَهَا رِزْقًا قَالَ يَا مَرْيَمُ أَنَّى لَكِ هَذَا قَالَتْ هُوَ مِنْ عِندِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَرْزُقُ مَن يَشَاء بِغَيْرِ حِسَابٍ}}﴾}}<ref>و هرگاه [[زکریا]] در محراب عبادت نزد وی می‌رفت کنار او، رزقی می‌یافت و می‌پرسید: ای [[مریم]]! این از کجا برای تو آمده است؟ و او می‌گفت: از نزد خداوند؛ آری خداوند به هر که بخواهد بی‌حساب و شمار روزی می‌دهد؛ سوره آل عمران، آیه ۳۷.</ref> درباره منظور از رزق در این آیه اختلاف است؛ برخی آن را غذایی ویژه می‌دانند که بوی خوشی از آن استشمام می‌شد  <ref>من وحی القرآن، ج ۵ ، ص ۳۴۸. </ref>بعضی هم آن را انواع غذاهایی دانسته‌اند که در آن زمان یافت نمی‌شد <ref>تفسیر مراغی، ج ۳، ص ۱۴۵؛ المنیر، ج ۳، ص ۲۱۴.</ref> برخی اعتقاد دارند که میوه‌های تابستانی در فصل زمستان و عکس آن بوده است <ref>تفسیر قرطبی، ج ۴، ص ۷۱.</ref><ref>نمونه، ج ۱۲، ص ۳۶۱.</ref>روایات فراوانی مراد از رزق را در آیه بالا، نوعی میوه بهشتی می‌داند که در غیر فصل آن، نزد [[مریم]]{{س}} حاضر می‌شده و این به لطف خدا و [[امداد غیبی]] بوده است. شواهدی در خود آیه، این تفسیر را تقویت می‌کند؛ مانند نکره آوردن واژه "رزق" و پاسخ [[مریم]]{{س}} به [[زکریا]] که این روزی از سوی خداست، و نیز شگفتی [[زکریا]]{{ع}}از دیدن این حادثه و تقاضای فرزند در همان لحظه از خداوند<ref>المیزان، ج ۳، ص ۱۷۴؛ نمونه، ج ۲، ص ۵۳۰.</ref>برخی مفسران نیز این واقعه را دلیل بر سر زدن کرامت از اولیا دانسته و [[مریم]]{{س}} را از جمله این انسانها دانسته‌اند که از این قاعده مستثنا نیست <ref>تفسیر قاسمی، ج ۴، ص ۹۳.</ref><ref>نمونه، ج ۱۲، ص ۳۶۱.</ref><ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]،  ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>.
#بهره‌مندی [[بنی‌اسرائیل]] از غذایی آسمانی که آیات: {{عربی|﴿{{متن قرآن| وَظَلَّلْنَا عَلَيْكُمُ الْغَمَامَ وَأَنزَلْنَا عَلَيْكُمُ الْمَنَّ وَالسَّلْوَى كُلُواْ مِن طَيِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ وَمَا ظَلَمُونَا وَلَكِن كَانُواْ أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ}}﴾}}<ref>  و ابر را سایه‌بان  شما کردیم و ترانگبین و بلدرچین برایتان فرو فرستادیم و گفتیم از چیزهای پاکیزه‌ای که روزیتان کرده‌ایم، بخورید. و آنان بر ما ستم نکردند بلکه بر خویشتن ستم روا می‌داشتند؛ سوره بقره، آیه ۵۷.</ref>، {{عربی|﴿{{متن قرآن| وَقَطَّعْنَاهُمُ اثْنَتَيْ عَشْرَةَ أَسْبَاطًا أُمَمًا وَأَوْحَيْنَا إِلَى مُوسَى إِذِ اسْتَسْقَاهُ قَوْمُهُ أَنِ اضْرِب بِّعَصَاكَ الْحَجَرَ فَانبَجَسَتْ مِنْهُ اثْنَتَا عَشْرَةَ عَيْنًا قَدْ عَلِمَ كُلُّ أُنَاسٍ مَّشْرَبَهُمْ وَظَلَّلْنَا عَلَيْهِمُ الْغَمَامَ وَأَنزَلْنَا عَلَيْهِمُ الْمَنَّ وَالسَّلْوَى كُلُواْ مِن طَيِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ وَمَا ظَلَمُونَا وَلَكِن كَانُواْ أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ}}﴾}}<ref>  و آنان را به دوازده سبط که هر یک امتی بود بخش کردیم و چون قوم [[موسی]] از وی آب خواستند به [[موسی]] وحی کردیم که با چوبدست خود به آن سنگ بزن! و دوازده چشمه از آن فرا جوشید هر گروهی آبشخور خویش بازشناخت، و ابر را بر آنان سایه‌بان کردیم  و بر آنها ترانگبین و بلدرچین فرو فرستادیم و گفتیم: از چیزهای پاکیزه‌ای که روزیتان کرده‌ایم بخورید و آنان به ما ستم نورزیدند که بر خویشتن ستم می‌کردند؛ سوره اعراف، آیه ۱۶۰.</ref>، {{عربی|﴿{{متن قرآن| يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ قَدْ أَنجَيْنَاكُم مِّنْ عَدُوِّكُمْ وَوَاعَدْنَاكُمْ جَانِبَ الطُّورِ الأَيْمَنَ وَنَزَّلْنَا عَلَيْكُمُ الْمَنَّ وَالسَّلْوَى}}﴾}}<ref> ای بنی اسرائیل! ما شما را از دشمنتان رهایی بخشیدیم و با شما در سوی راست کوه طور وعده نهادیم و برای شما ترنجبین و بلدرچین  فرو فرستادیم ؛ سوره طه، آیه ۸۰.</ref>از آن خبر می‌دهد. آنان در دوران سرگردانی در صحرای سینا: {{عربی|﴿{{متن قرآن| قَالَ فَإِنَّهَا مُحَرَّمَةٌ عَلَيْهِمْ أَرْبَعِينَ سَنَةً يَتِيهُونَ فِي الأَرْضِ }}﴾}}<ref>  خداوند فرمود: که آمدن به این سرزمین چهل سال بر آنان حرام است؛ روی زمین سرگردان می‌شوند؛ سوره مائده، آیه ۲۶.</ref> از گناه و نافرمانی خدا، پشیمان گشته و از خداوند خواستند تا بار دیگر نعمتهای خود را بر آنان ارزانی دارد. خداوند در این باره می‌فرماید: "منّ" و "سلوی" بر شما نازل کردیم: {{عربی|﴿{{متن قرآن| وَظَلَّلْنَا عَلَيْكُمُ الْغَمَامَ وَأَنزَلْنَا عَلَيْكُمُ الْمَنَّ وَالسَّلْوَى }}﴾}}<ref>و ابر را سایه‌بان  شما کردیم و ترانگبین و بلدرچین برایتان فرو فرستادیم؛ سوره بقره، آیه ۵۷.</ref> درباره مراد از "منّ" و "سلوی" در بین مفسران اختلاف است؛ برخی ۶ معنا برای آن ذکر کرده‌اند؛ از جمله اینکه "منّ" نوعی خوردنی شبیه برف بوده که از آسمان بر [[بنی اسرائیل]] فرود می‌آمده است <ref>تفسیر قرطبی، ج ۱، ص ۲۷۶.</ref><ref>نمونه، ج ۱۲، ص ۳۶۱.</ref> این نکته هم شایان توجه است که، فروفرستادن این غذا، به مدت ۴۰ سال، آن هم در بیابان و به مقدار کافی برای آنها، امری غیر عادی است.<ref>نمونه، ج ۱۲، ص ۳۶۱.</ref><ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]،  ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>.
#بهره‌مندی [[بنی‌اسرائیل]] از غذایی آسمانی که آیات: {{عربی|﴿{{متن قرآن| وَظَلَّلْنَا عَلَيْكُمُ الْغَمَامَ وَأَنزَلْنَا عَلَيْكُمُ الْمَنَّ وَالسَّلْوَى كُلُواْ مِن طَيِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ وَمَا ظَلَمُونَا وَلَكِن كَانُواْ أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ}}﴾}}<ref>  و ابر را سایه‌بان  شما کردیم و ترانگبین و بلدرچین برایتان فرو فرستادیم و گفتیم از چیزهای پاکیزه‌ای که روزیتان کرده‌ایم، بخورید. و آنان بر ما ستم نکردند بلکه بر خویشتن ستم روا می‌داشتند؛ سوره بقره، آیه ۵۷.</ref>، {{عربی|﴿{{متن قرآن| وَقَطَّعْنَاهُمُ اثْنَتَيْ عَشْرَةَ أَسْبَاطًا أُمَمًا وَأَوْحَيْنَا إِلَى مُوسَى إِذِ اسْتَسْقَاهُ قَوْمُهُ أَنِ اضْرِب بِّعَصَاكَ الْحَجَرَ فَانبَجَسَتْ مِنْهُ اثْنَتَا عَشْرَةَ عَيْنًا قَدْ عَلِمَ كُلُّ أُنَاسٍ مَّشْرَبَهُمْ وَظَلَّلْنَا عَلَيْهِمُ الْغَمَامَ وَأَنزَلْنَا عَلَيْهِمُ الْمَنَّ وَالسَّلْوَى كُلُواْ مِن طَيِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ وَمَا ظَلَمُونَا وَلَكِن كَانُواْ أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ}}﴾}}<ref>  و آنان را به دوازده سبط که هر یک امتی بود بخش کردیم و چون قوم [[موسی]] از وی آب خواستند به [[موسی]] وحی کردیم که با چوبدست خود به آن سنگ بزن! و دوازده چشمه از آن فرا جوشید هر گروهی آبشخور خویش بازشناخت، و ابر را بر آنان سایه‌بان کردیم  و بر آنها ترانگبین و بلدرچین فرو فرستادیم و گفتیم: از چیزهای پاکیزه‌ای که روزیتان کرده‌ایم بخورید و آنان به ما ستم نورزیدند که بر خویشتن ستم می‌کردند؛ سوره اعراف، آیه ۱۶۰.</ref>، {{عربی|﴿{{متن قرآن| يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ قَدْ أَنجَيْنَاكُم مِّنْ عَدُوِّكُمْ وَوَاعَدْنَاكُمْ جَانِبَ الطُّورِ الأَيْمَنَ وَنَزَّلْنَا عَلَيْكُمُ الْمَنَّ وَالسَّلْوَى}}﴾}}<ref> ای بنی اسرائیل! ما شما را از دشمنتان رهایی بخشیدیم و با شما در سوی راست کوه طور وعده نهادیم و برای شما ترنجبین و بلدرچین  فرو فرستادیم؛ سوره طه، آیه ۸۰.</ref>از آن خبر می‌دهد. آنان در دوران سرگردانی در صحرای سینا: {{عربی|﴿{{متن قرآن| قَالَ فَإِنَّهَا مُحَرَّمَةٌ عَلَيْهِمْ أَرْبَعِينَ سَنَةً يَتِيهُونَ فِي الأَرْضِ }}﴾}}<ref>  خداوند فرمود: که آمدن به این سرزمین چهل سال بر آنان حرام است؛ روی زمین سرگردان می‌شوند؛ سوره مائده، آیه ۲۶.</ref> از گناه و نافرمانی خدا، پشیمان گشته و از خداوند خواستند تا بار دیگر نعمتهای خود را بر آنان ارزانی دارد. خداوند در این باره می‌فرماید: "منّ" و "سلوی" بر شما نازل کردیم: {{عربی|﴿{{متن قرآن| وَظَلَّلْنَا عَلَيْكُمُ الْغَمَامَ وَأَنزَلْنَا عَلَيْكُمُ الْمَنَّ وَالسَّلْوَى }}﴾}}<ref>و ابر را سایه‌بان  شما کردیم و ترانگبین و بلدرچین برایتان فرو فرستادیم؛ سوره بقره، آیه ۵۷.</ref> درباره مراد از "منّ" و "سلوی" در بین مفسران اختلاف است؛ برخی ۶ معنا برای آن ذکر کرده‌اند؛ از جمله اینکه "منّ" نوعی خوردنی شبیه برف بوده که از آسمان بر [[بنی اسرائیل]] فرود می‌آمده است <ref>تفسیر قرطبی، ج ۱، ص ۲۷۶.</ref><ref>نمونه، ج ۱۲، ص ۳۶۱.</ref> این نکته هم شایان توجه است که، فروفرستادن این غذا، به مدت ۴۰ سال، آن هم در بیابان و به مقدار کافی برای آنها، امری غیر عادی است.<ref>نمونه، ج ۱۲، ص ۳۶۱.</ref><ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]،  ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>.
#فرود آمدن غذای آسمانی، بر یاران نزدیک [[حضرت عیسی]]{{ع}} که در آیات ۱۱۲ ـ ۱۱۵ سوره مائده آمده است. حواریان آن را از [[عیسی]]{{ع}} درخواست کردند، و [[عیسی]]{{ع}} هم آن را از خدای خویش تقاضا کرد. این تقاضا پذیرفته شد و آنها از سفره غذای آسمانی بهره‌مند گشتند. البته در این مورد گرچه لطف خدا و [[امداد غیبی]] او در فرود آمدن سفره آسمانی نقش داشته؛ ولی می‌توان این را معجزه‌ای از [[حضرت عیسی]]{{ع}} دانست، بر خلاف دو مورد پیشگفته که فرود آمدن غذاهای آسمانی با واسطه و درخواست پیامبری صورت نگرفته است<ref>نمونه، ج ۱۲، ص ۳۶۱.</ref><ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]،  ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>.
#فرود آمدن غذای آسمانی، بر یاران نزدیک [[حضرت عیسی]]{{ع}} که در آیات ۱۱۲ ـ ۱۱۵ سوره مائده آمده است. حواریان آن را از [[عیسی]]{{ع}} درخواست کردند، و [[عیسی]]{{ع}} هم آن را از خدای خویش تقاضا کرد. این تقاضا پذیرفته شد و آنها از سفره غذای آسمانی بهره‌مند گشتند. البته در این مورد گرچه لطف خدا و [[امداد غیبی]] او در فرود آمدن سفره آسمانی نقش داشته؛ ولی می‌توان این را معجزه‌ای از [[حضرت عیسی]]{{ع}} دانست، بر خلاف دو مورد پیشگفته که فرود آمدن غذاهای آسمانی با واسطه و درخواست پیامبری صورت نگرفته است<ref>نمونه، ج ۱۲، ص ۳۶۱.</ref><ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]،  ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>.
#باردار شدن [[مریم]]{{س}}؛ آنگاه که [[مریم]]{{س}}به لحاظ شرایط دشوار جسمی و روحی آرزوی مرگ کرد: {{عربی|﴿{{متن قرآن| یَا لَيیْتَنِي مِتُّ قَبْلَ هَذَا وَكُنتُ نَسْيًا مَّنسِيًّا}}﴾}}<ref>  کاش پیش از این مرده و از یاد رفته بودم؛ سوره مریم، آیه ۲۳.</ref> چنین ندا آمد: {{عربی|﴿{{متن قرآن| أَلاَّ تَحْزَنِي قَدْ جَعَلَ رَبُّكِ تَحْتَكِ سَرِيًّا وَهُزِّي إِلَيْكِ بِجِذْعِ النَّخْلَةِ تُسَاقِطْ عَلَيْكِ رُطَبًا جَنِيًّا}}﴾}}<ref> غمگین مباش، خداوند از بن پای تو جویباری روان کرده است  و تنه نخل را به سوی خود بتکان تا خرمایی چیده بر تو فرو ریزد؛ سوره مریم، آیه ۲۴ - ۲۵.</ref> اینکه با تکان دادن درخت خشکیده خرما، خرمایی تازه از آن فرو ریزد امری غیر عادی است که جز با امداد الهی امکان‌پذیر نیست. گرچه مفسّران در اینجا اختلاف کرده‌اند و عدّه‌ای آن را معجزه [[زکریا]]{{ع}} <ref>التفسیر الکبیر، ج ۲۱، ص ۲۰۶.</ref> و گروهی نیز آن را از "ارهاصات" یا معجزات مقدّماتی و پیش درآمد نبوت [[حضرت عیسی]]{{ع}} دانسته‌اند؛ لکن حقیقت آن است که این کار غیر عادی با کمک ویژه الهی محقّق شده است <ref>نمونه، ج ۱۳، ص ۴۵.</ref>، افزون بر این جوی آبی نیز که براساس برخی روایات ناگهان برای [[مریم]]{{س}} ایجاد شد: {{عربی|﴿{{متن قرآن| قَدْ جَعَلَ رَبُّكِ تَحْتَكِ سَرِيًّا}}﴾}} از امور غیر عادی است که با [[امداد غیبی]]، تحقق یافته است.<ref>نمونه، ج ۱۲، ص ۳۶۱.</ref><ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]،  ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>.
#باردار شدن [[مریم]]{{س}}؛ آنگاه که [[مریم]]{{س}}به لحاظ شرایط دشوار جسمی و روحی آرزوی مرگ کرد: {{عربی|﴿{{متن قرآن| یَا لَيیْتَنِي مِتُّ قَبْلَ هَذَا وَكُنتُ نَسْيًا مَّنسِيًّا}}﴾}}<ref>  کاش پیش از این مرده و از یاد رفته بودم؛ سوره مریم، آیه ۲۳.</ref> چنین ندا آمد: {{عربی|﴿{{متن قرآن| أَلاَّ تَحْزَنِي قَدْ جَعَلَ رَبُّكِ تَحْتَكِ سَرِيًّا وَهُزِّي إِلَيْكِ بِجِذْعِ النَّخْلَةِ تُسَاقِطْ عَلَيْكِ رُطَبًا جَنِيًّا}}﴾}}<ref> غمگین مباش، خداوند از بن پای تو جویباری روان کرده است  و تنه نخل را به سوی خود بتکان تا خرمایی چیده بر تو فرو ریزد؛ سوره مریم، آیه ۲۴ - ۲۵.</ref> اینکه با تکان دادن درخت خشکیده خرما، خرمایی تازه از آن فرو ریزد امری غیر عادی است که جز با امداد الهی امکان‌پذیر نیست. گرچه مفسّران در اینجا اختلاف کرده‌اند و عدّه‌ای آن را معجزه [[زکریا]]{{ع}} <ref>التفسیر الکبیر، ج ۲۱، ص ۲۰۶.</ref> و گروهی نیز آن را از "ارهاصات" یا معجزات مقدّماتی و پیش درآمد نبوت [[حضرت عیسی]]{{ع}} دانسته‌اند؛ لکن حقیقت آن است که این کار غیر عادی با کمک ویژه الهی محقّق شده است <ref>نمونه، ج ۱۳، ص ۴۵.</ref>، افزون بر این جوی آبی نیز که براساس برخی روایات ناگهان برای [[مریم]]{{س}} ایجاد شد: {{عربی|﴿{{متن قرآن| قَدْ جَعَلَ رَبُّكِ تَحْتَكِ سَرِيًّا}}﴾}} از امور غیر عادی است که با [[امداد غیبی]]، تحقق یافته است.<ref>نمونه، ج ۱۲، ص ۳۶۱.</ref><ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]،  ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>.


=== [[روح القدس]] [[ایمان]]===
=== [[روح القدس]] [[ایمان]]===
*از موهبتهای بزرگ الهی که با لطف خاص او نصیب انسان می‌شود، [[شرح صدر]] یا توسعه روح انسان <ref>نمونه، ج ۲۷، ص ۱۲۱.</ref> و به تعبیری دیگر توسعه ظرفیت معنوی انسان است. [[شرح صدر]] مقابل "ضیق صدر" است، که در آیه ۹۷ سوره حجر آمده است:{{عربی|﴿{{متن قرآن| وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّكَ يَضِيقُ صَدْرُكَ بِمَا يَقُولُونَ}}﴾}}<ref> و ما به درستی می‌دانیم که تو از آنچه می‌گویند دلتنگ می‌گردی؛ سوره حجر، آیه ۹۷.</ref> هیچ پیامبر یا رهبر بزرگی بدون این ویژگی توان تحمل سختیها را نخواهد داشت و آن‌کس که رسالتش از همه بزرگ‌تر است "مانند [[پیامبر خاتم|نبی اکرم]]{{صل}}" باید از شرح صدری افزون‌تر از دیگران هم برخوردار باشد و خداوند این هدیه معنوی را به وی ارزانی داشت: {{عربی|﴿{{متن قرآن| أَلَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ}}﴾}}<ref> آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است خداوند را به پاکی می‌ستاید و او پیروزمند فرزانه است ؛ سوره حشر، آیه ۱.</ref> و این بزرگ‌ترین هدیه الهی به آن حضرت بود <ref>نمونه، ج ۲۷، ص ۱۲۲.</ref>. حالات و رفتارهای [[پیامبر خاتم|پیامبر اکرم]]{{صل}} در برخورد با مشکلات و حوادث پیچیده دوران حیاتش نشان می‌دهد که ظرفیت معنوی و قدرت تحمل وی نه امری عادی، بلکه تأییدی الهی و ربّانی بوده است <ref>نمونه، ج ۲۷، ص ۱۲۳.</ref>. برخی مفسران این آیه را به معنای ظاهری آن گرفته و گفته‌اند که در کودکی قلب [[پیامبر خاتم|پیامبر]]{{صل}} توسط فرشته‌ها با شکافتن سینه وی بیرون آورده و شست و شو داده شد و سپس با علم و رأفت و رحمت پُر گشت <ref>التفسیر الکبیر، ج ۳۲، ص ۲؛ الدرالمنثور، ج ۸ ، ص ۵۴۷ ـ ۵۴۸ .</ref>. برخی دیگر گفته‌اند: منظور، قلب جسمانی نیست، بلکه اشاره به امدادهای الهی، از نظر روحی و تقویت عزم و اراده آن رسول خدا و پاکسازی وی از هرگونه نقص اخلاقی و وسوسه شیطانی است <ref>نمونه، ج ۲۷، ص ۱۲۳.</ref>. این مطلب را روایتی از [[پیامبر خاتم|پیامبر اکرم]]{{صل}} تأیید می‌کند <ref>مجمع البیان، ج ۱۰، ص ۷۷۰.</ref><ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>.
*از موهبتهای بزرگ الهی که با لطف خاص او نصیب انسان می‌شود، [[شرح صدر]] یا توسعه روح انسان <ref>نمونه، ج ۲۷، ص ۱۲۱.</ref> و به تعبیری دیگر توسعه ظرفیت معنوی انسان است. [[شرح صدر]] مقابل "ضیق صدر" است، که در آیه ۹۷ سوره حجر آمده است:{{عربی|﴿{{متن قرآن| وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّكَ يَضِيقُ صَدْرُكَ بِمَا يَقُولُونَ}}﴾}}<ref> و ما به درستی می‌دانیم که تو از آنچه می‌گویند دلتنگ می‌گردی؛ سوره حجر، آیه ۹۷.</ref> هیچ پیامبر یا رهبر بزرگی بدون این ویژگی توان تحمل سختیها را نخواهد داشت و آن‌کس که رسالتش از همه بزرگ‌تر است "مانند [[پیامبر خاتم|نبی اکرم]]{{صل}}" باید از شرح صدری افزون‌تر از دیگران هم برخوردار باشد و خداوند این هدیه معنوی را به وی ارزانی داشت: {{عربی|﴿{{متن قرآن| أَلَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ}}﴾}}<ref> آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است خداوند را به پاکی می‌ستاید و او پیروزمند فرزانه است؛ سوره حشر، آیه ۱.</ref> و این بزرگ‌ترین هدیه الهی به آن حضرت بود <ref>نمونه، ج ۲۷، ص ۱۲۲.</ref>. حالات و رفتارهای [[پیامبر خاتم|پیامبر اکرم]]{{صل}} در برخورد با مشکلات و حوادث پیچیده دوران حیاتش نشان می‌دهد که ظرفیت معنوی و قدرت تحمل وی نه امری عادی، بلکه تأییدی الهی و ربّانی بوده است <ref>نمونه، ج ۲۷، ص ۱۲۳.</ref>. برخی مفسران این آیه را به معنای ظاهری آن گرفته و گفته‌اند که در کودکی قلب [[پیامبر خاتم|پیامبر]]{{صل}} توسط فرشته‌ها با شکافتن سینه وی بیرون آورده و شست و شو داده شد و سپس با علم و رأفت و رحمت پُر گشت <ref>التفسیر الکبیر، ج ۳۲، ص ۲؛ الدرالمنثور، ج ۸ ، ص ۵۴۷ ـ ۵۴۸ .</ref>. برخی دیگر گفته‌اند: منظور، قلب جسمانی نیست، بلکه اشاره به امدادهای الهی، از نظر روحی و تقویت عزم و اراده آن رسول خدا و پاکسازی وی از هرگونه نقص اخلاقی و وسوسه شیطانی است <ref>نمونه، ج ۲۷، ص ۱۲۳.</ref>. این مطلب را روایتی از [[پیامبر خاتم|پیامبر اکرم]]{{صل}} تأیید می‌کند <ref>مجمع البیان، ج ۱۰، ص ۷۷۰.</ref><ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>.


===تأیید به [[روح القدس]]===
===تأیید به [[روح القدس]]===
*برخی از پیامبران، به وسیله [[روح القدس]] تأیید و یاری شده و کارهایی بزرگ و گاه خارق عادت از آنها سر می‌زده است، چنان که عیسی‌ابن مریم{{ع}} با تأیید روح‌القدس در گهواره با مردم سخن گفته است: {{عربی|﴿{{متن قرآن| إِذْ أَيَّدتُّكَ بِرُوحِ الْقُدُسِ تُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ}}﴾}}<ref> به یاد آور هنگامی که تو را با [[روح القدس]] پشتیبانی کردم که در گهواره و در میانسالی با مردم سخن می‌گفتی ؛ سوره مائده، آیه ۱۱۰.</ref><ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]،  ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>.
*برخی از پیامبران، به وسیله [[روح القدس]] تأیید و یاری شده و کارهایی بزرگ و گاه خارق عادت از آنها سر می‌زده است، چنان که عیسی‌ابن مریم{{ع}} با تأیید روح‌القدس در گهواره با مردم سخن گفته است: {{عربی|﴿{{متن قرآن| إِذْ أَيَّدتُّكَ بِرُوحِ الْقُدُسِ تُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ}}﴾}}<ref> به یاد آور هنگامی که تو را با [[روح القدس]] پشتیبانی کردم که در گهواره و در میانسالی با مردم سخن می‌گفتی؛ سوره مائده، آیه ۱۱۰.</ref><ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]،  ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>.


===رهایی بخشیدن از گرفتاری و عذاب===
===رهایی بخشیدن از گرفتاری و عذاب===
خط ۱۲۳: خط ۱۲۳:


===خنثا کردن نقشه‌های دشمنان===
===خنثا کردن نقشه‌های دشمنان===
*خداوند در پاره‌ای ازموارد، برهم زدن نقشه‌های دقیق و حیله گرانه دشمنان راه حق را به خود نسبت می‌دهد، و در شکست دادن آنها دست غیبی را مؤثر می‌داند: {{عربی|﴿{{متن قرآن| وَمَا هُوَ بِالْهَزْلِ إِنَّهُمْ يَكِيدُونَ كَيْدًا }}﴾}}<ref> و هزل نیست آنان نیرنگی می‌بازند ؛ سوره طارق، آیه ۱۴ - ۱۵.</ref><ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]،  ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>.
*خداوند در پاره‌ای ازموارد، برهم زدن نقشه‌های دقیق و حیله گرانه دشمنان راه حق را به خود نسبت می‌دهد، و در شکست دادن آنها دست غیبی را مؤثر می‌داند: {{عربی|﴿{{متن قرآن| وَمَا هُوَ بِالْهَزْلِ إِنَّهُمْ يَكِيدُونَ كَيْدًا }}﴾}}<ref> و هزل نیست آنان نیرنگی می‌بازند؛ سوره طارق، آیه ۱۴ - ۱۵.</ref><ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]،  ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>.
*کید دشمنان [[پیامبر]] همان نقشه‌های آنها برای مبارزه با آن حضرت و آیین اوست؛ مانند تبلیغات بر ضدّ قرآن، محاصره اقتصادی، تهمتها و سخنان ناشایست درباره وی و قرآن، و شکنجه و آزار مسلمانان <ref>نمونه، ج ۲۶، ص ۳۷۵.</ref> خداوند فرموده است: من هم در برابر حیله‌گریهای آنان چاره‌جویی می‌کنم. گفته شده که مراد از کید خدا در این آیه، همان لطفهایی است که شامل حال [[پیامبر خاتم|رسول خدا]]{{صل}} و مؤمنان کرده، و دشمنان را غافلگیر و در نتیجه، کوشش آنان را بی‌ثمر کرد و توطئه‌هایشان را درهم شکست <ref>نمونه، ج ۲۶، ص ۳۷۶.</ref><ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>.
*کید دشمنان [[پیامبر]] همان نقشه‌های آنها برای مبارزه با آن حضرت و آیین اوست؛ مانند تبلیغات بر ضدّ قرآن، محاصره اقتصادی، تهمتها و سخنان ناشایست درباره وی و قرآن، و شکنجه و آزار مسلمانان <ref>نمونه، ج ۲۶، ص ۳۷۵.</ref> خداوند فرموده است: من هم در برابر حیله‌گریهای آنان چاره‌جویی می‌کنم. گفته شده که مراد از کید خدا در این آیه، همان لطفهایی است که شامل حال [[پیامبر خاتم|رسول خدا]]{{صل}} و مؤمنان کرده، و دشمنان را غافلگیر و در نتیجه، کوشش آنان را بی‌ثمر کرد و توطئه‌هایشان را درهم شکست <ref>نمونه، ج ۲۶، ص ۳۷۶.</ref><ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>.
*درباره نقشه‌های نمرودیان برضدّ [[ابراهیم]]{{ع}} نیز فرمود: آنها می‌خواستند تا با نقشه‌ای خطرناک وی را نابود کنند؛ لکن با یاری خدا که نتیجه‌اش سالم ماندن آن پیامبر بزرگ در کام امواج آتش بود، کارهای آنان در جهت خاموش ساختن نور حق به زیان خودشان و به نفع [[ابراهیم]]{{ع}} تمام شد <ref>روح‌المعانی، مج۱۰، ج۱۷، ص۱۰۴؛ نمونه، ج ۱۳، ص ۴۴۷.</ref>: {{عربی|﴿{{متن قرآن| وَأَرَادُوا بِهِ كَيدًا فَجَعَلْنَاهُمُ الأَخْسَرِينَ}}﴾}}<ref> و با او نیرنگی ورزیدند ما هم آنان را زیانکارتر گرداندیم ؛ سوره انبیاء، آیه ۷۰.</ref> برخی مفسّران گفته‌اند: مردم ۴۰ روز برای برافروختن آتش هیزم تهیّه می‌کردند، به طوری که وقتی آنها را به آتش کشیدند خود نیز توان نزدیک شدن به آن را نداشتند و ناگزیر ابراهیم را با منجنیق به سوی آن پرتاپ کردند <ref>مجمع البیان، ج ۷، ص ۸۷ ؛ التفسیر الکبیر، ج ۲۲، ص ۱۸۷؛ الکامل، ج ۱، ص ۹۸.</ref>؛ ولی به فرمان خدا آتش سرد و سلامت شد: {{عربی|﴿{{متن قرآن| قُلْنَا يا نَارُ كُونِي بَرْدًا وَسَلامًا عَلَى إِبْرَاهِيمَ}}﴾}}<ref> گفتیم: ای آتش! بر ابراهیم سرد و بی‌گزند باش ؛ سوره انبیاء، آیه ۶۹.</ref><ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]،  ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>.
*درباره نقشه‌های نمرودیان برضدّ [[ابراهیم]]{{ع}} نیز فرمود: آنها می‌خواستند تا با نقشه‌ای خطرناک وی را نابود کنند؛ لکن با یاری خدا که نتیجه‌اش سالم ماندن آن پیامبر بزرگ در کام امواج آتش بود، کارهای آنان در جهت خاموش ساختن نور حق به زیان خودشان و به نفع [[ابراهیم]]{{ع}} تمام شد <ref>روح‌المعانی، مج۱۰، ج۱۷، ص۱۰۴؛ نمونه، ج ۱۳، ص ۴۴۷.</ref>: {{عربی|﴿{{متن قرآن| وَأَرَادُوا بِهِ كَيدًا فَجَعَلْنَاهُمُ الأَخْسَرِينَ}}﴾}}<ref> و با او نیرنگی ورزیدند ما هم آنان را زیانکارتر گرداندیم؛ سوره انبیاء، آیه ۷۰.</ref> برخی مفسّران گفته‌اند: مردم ۴۰ روز برای برافروختن آتش هیزم تهیّه می‌کردند، به طوری که وقتی آنها را به آتش کشیدند خود نیز توان نزدیک شدن به آن را نداشتند و ناگزیر ابراهیم را با منجنیق به سوی آن پرتاپ کردند <ref>مجمع البیان، ج ۷، ص ۸۷؛ التفسیر الکبیر، ج ۲۲، ص ۱۸۷؛ الکامل، ج ۱، ص ۹۸.</ref>؛ ولی به فرمان خدا آتش سرد و سلامت شد: {{عربی|﴿{{متن قرآن| قُلْنَا يا نَارُ كُونِي بَرْدًا وَسَلامًا عَلَى إِبْرَاهِيمَ}}﴾}}<ref> گفتیم: ای آتش! بر ابراهیم سرد و بی‌گزند باش؛ سوره انبیاء، آیه ۶۹.</ref><ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]،  ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>.
*آیه ۱۸ سوره انفال نیز کمکهای ویژه غیبی به مسلمانان و شکست دشمنان در جنگ بدر را یادآوری می‌کند: {{عربی|﴿{{متن قرآن| ذَلِكُمْ وَأَنَّ اللَّهَ مُوهِنُ كَيْدِ الْكَافِرِينَ}}﴾}}<ref> چنین است؛ و خداوند نیرنگ کافران را بیرنگ می‌کند؛ سوره انفال، آیه ۱۸.</ref> در دو جای دیگر قرآن هم آمده است که تکذیب کنندگان را فرصت می‌دهم، زیرا تدبیر من سخت استوار است. {{عربی|﴿{{متن قرآن| وَأُمْلِي لَهُمْ إِنَّ كَيْدِي مَتِينٌ}}﴾}}<ref> و به آنان مهلت می‌دهم که تدبیر من سنجیده است ؛ سوره اعراف، آیه ۱۸۳.</ref>، {{عربی|﴿{{متن قرآن| وَأُمْلِي لَهُمْ إِنَّ كَيْدِي مَتِينٌ}}﴾}}<ref> و به آنان مهلت می‌دهم، که تدبیر من سنجیده است؛ سوره قلم، آیه ۴۵.</ref> پیامبری که شاید بیش از دیگر پیامبران با یاریهای ویژه الهی، جانش حفظ شد، [[پیامبر خاتم|رسول‌اکرم]]{{صل}}است. در آیه ۹ سوره یس آمده است که در پیش رو و در پشت سر کافران سدّی قرار دادیم و چشمانشان را پوشاندیم، ازاین‌رو نمی‌بینند: {{عربی|﴿{{متن قرآن| وَجَعَلْنَا مِن بَيْنِ أَيْدِيهِمْ سَدًّا وَمِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا فَأَغْشَيْنَاهُمْ فَهُمْ لاَ يُبْصِرُونَ}}﴾}}<ref> و ما پیش رویشان سدّی و پشت سرشان سدّی نهاده‌ایم و دیدگان آنان را فرو پوشانده‌ایم چنان که چیزی نمی‌بینند ؛ سوره یس، آیه ۹.</ref> جمعی از مفسّران گفته‌اند: آیه بالا در مورد ابوجهل یا مردی از طایفه بنی‌مخزوم یا قریش نازل شده که چندین بار قصد جان پیامبر را کردند؛ ولی خداوند هر بار به صورتی غیر عادی وی را از گزند دشمنان نگه داشت و در آن لحظه حساسی که آنها مشرف بر کشتن وی می‌شدند، چشمانشان نمی‌دید یا قدرت حرکت از آنان گرفته می‌شد <ref>روح المعانی، مج ۱۲، ج ۲۲، ص ۳۲۳.</ref>. در روایاتی آمده است که زمانی که گروهی از قریش عزم نابودی [[پیامبر خاتم|پیامبر]]{{صل}} را داشتند، وقتی نزدیک او شدند، خداوند با ایجاد تاریکی از پشت سر و نیز پیش روی آنها باعث شد که آن حضرت را نبینند <ref>الدرالمنثور، ج ۷، ص ۴۳ ـ ۴۵.</ref><ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]،  ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>.
*آیه ۱۸ سوره انفال نیز کمکهای ویژه غیبی به مسلمانان و شکست دشمنان در جنگ بدر را یادآوری می‌کند: {{عربی|﴿{{متن قرآن| ذَلِكُمْ وَأَنَّ اللَّهَ مُوهِنُ كَيْدِ الْكَافِرِينَ}}﴾}}<ref> چنین است؛ و خداوند نیرنگ کافران را بیرنگ می‌کند؛ سوره انفال، آیه ۱۸.</ref> در دو جای دیگر قرآن هم آمده است که تکذیب کنندگان را فرصت می‌دهم، زیرا تدبیر من سخت استوار است. {{عربی|﴿{{متن قرآن| وَأُمْلِي لَهُمْ إِنَّ كَيْدِي مَتِينٌ}}﴾}}<ref> و به آنان مهلت می‌دهم که تدبیر من سنجیده است؛ سوره اعراف، آیه ۱۸۳.</ref>، {{عربی|﴿{{متن قرآن| وَأُمْلِي لَهُمْ إِنَّ كَيْدِي مَتِينٌ}}﴾}}<ref> و به آنان مهلت می‌دهم، که تدبیر من سنجیده است؛ سوره قلم، آیه ۴۵.</ref> پیامبری که شاید بیش از دیگر پیامبران با یاریهای ویژه الهی، جانش حفظ شد، [[پیامبر خاتم|رسول‌اکرم]]{{صل}}است. در آیه ۹ سوره یس آمده است که در پیش رو و در پشت سر کافران سدّی قرار دادیم و چشمانشان را پوشاندیم، ازاین‌رو نمی‌بینند: {{عربی|﴿{{متن قرآن| وَجَعَلْنَا مِن بَيْنِ أَيْدِيهِمْ سَدًّا وَمِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا فَأَغْشَيْنَاهُمْ فَهُمْ لاَ يُبْصِرُونَ}}﴾}}<ref> و ما پیش رویشان سدّی و پشت سرشان سدّی نهاده‌ایم و دیدگان آنان را فرو پوشانده‌ایم چنان که چیزی نمی‌بینند؛ سوره یس، آیه ۹.</ref> جمعی از مفسّران گفته‌اند: آیه بالا در مورد ابوجهل یا مردی از طایفه بنی‌مخزوم یا قریش نازل شده که چندین بار قصد جان پیامبر را کردند؛ ولی خداوند هر بار به صورتی غیر عادی وی را از گزند دشمنان نگه داشت و در آن لحظه حساسی که آنها مشرف بر کشتن وی می‌شدند، چشمانشان نمی‌دید یا قدرت حرکت از آنان گرفته می‌شد <ref>روح المعانی، مج ۱۲، ج ۲۲، ص ۳۲۳.</ref>. در روایاتی آمده است که زمانی که گروهی از قریش عزم نابودی [[پیامبر خاتم|پیامبر]]{{صل}} را داشتند، وقتی نزدیک او شدند، خداوند با ایجاد تاریکی از پشت سر و نیز پیش روی آنها باعث شد که آن حضرت را نبینند <ref>الدرالمنثور، ج ۷، ص ۴۳ ـ ۴۵.</ref><ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]،  ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>.
*در آیه ۲۷ سوره جنّ هم به گماشته شدن مراقبانی برای رسولان الهی تصریح کرده است:{{عربی|﴿{{متن قرآن| فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِن بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ رَصَدًا}}﴾}}<ref> جز فرستاده‌ای را که بپسندد که پیش رو و پشت سرش، نگهبانانی می‌گمارد؛ سوره جن، آیه ۲۷.</ref> گروهی از مفسّران بر این عقیده‌اند که مراد از رصد، [[فرشتگان]] مأمور حفظ جان [[پیامبر خاتم|رسول خدا]]{{صل}} از بدیها و نقشه‌های دشمنان است <ref>مجمع البیان، ج ۱۰، ص ۵۶۳ .</ref>؛ ولی برخی دیگر گفته‌اند: رصد به افراد گروه نگهبان گفته می‌شود و مراد از آن در آیه بالا فرشته هایی است که خداوند بدانها مأموریت داده که اصالت وحی را پس از تحقق آن، از اسبابی که آن‌را خدشه‌دار می‌کند نگهبانی کنند <ref>نمونه، ج ۲۵، ص ۱۴۱.</ref><ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>.
*در آیه ۲۷ سوره جنّ هم به گماشته شدن مراقبانی برای رسولان الهی تصریح کرده است:{{عربی|﴿{{متن قرآن| فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِن بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ رَصَدًا}}﴾}}<ref> جز فرستاده‌ای را که بپسندد که پیش رو و پشت سرش، نگهبانانی می‌گمارد؛ سوره جن، آیه ۲۷.</ref> گروهی از مفسّران بر این عقیده‌اند که مراد از رصد، [[فرشتگان]] مأمور حفظ جان [[پیامبر خاتم|رسول خدا]]{{صل}} از بدیها و نقشه‌های دشمنان است <ref>مجمع البیان، ج ۱۰، ص ۵۶۳ .</ref>؛ ولی برخی دیگر گفته‌اند: رصد به افراد گروه نگهبان گفته می‌شود و مراد از آن در آیه بالا فرشته هایی است که خداوند بدانها مأموریت داده که اصالت وحی را پس از تحقق آن، از اسبابی که آن‌را خدشه‌دار می‌کند نگهبانی کنند <ref>نمونه، ج ۲۵، ص ۱۴۱.</ref><ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>.
*برخی نوشته‌اند: یکی از مشرکان چون [[پیامبر خاتم|پیغمبراکرم]]{{صل}} را تنها یافت بر وی مسلط شد و با شمشیر قصد جان او کرد؛ امّا خداوند با کمک خویش و به صورتی غیر عادی او را حفظ کرد<ref>مجمع‌البیان، ج۱۰، ص۵۶۳؛ مناقب، ج۱، ص۱۰۳؛ نمونه، ج ۴، ص ۳۰۵.</ref> آیه ۱۱ سوره مائده به این واقعه مربوط دانسته شده است: {{عربی|﴿{{متن قرآن| یَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اذْكُرُواْ نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ هَمَّ قَوْمٌ أَن يَبْسُطُواْ إِلَيْكُمْ أَيْدِيَهُمْ فَكَفَّ أَيْدِيَهُمْ عَنكُمْ وَاتَّقُواْ اللَّهَ وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ}}﴾}}<ref> ای مؤمنان از نعمت خداوند بر خود یاد کنید، آنگاه که گروهی بر آن بودند تا بر شما دست‌درازی کنند و خداوند دستشان را از شما کوتاه کرد، و از خداوند پروا کنید و مؤمنان باید تنها بر خداوند توکل کنند؛ سوره مائده، آیه۱۱.</ref><ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]،  ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>.
*برخی نوشته‌اند: یکی از مشرکان چون [[پیامبر خاتم|پیغمبراکرم]]{{صل}} را تنها یافت بر وی مسلط شد و با شمشیر قصد جان او کرد؛ امّا خداوند با کمک خویش و به صورتی غیر عادی او را حفظ کرد<ref>مجمع‌البیان، ج۱۰، ص۵۶۳؛ مناقب، ج۱، ص۱۰۳؛ نمونه، ج ۴، ص ۳۰۵.</ref> آیه ۱۱ سوره مائده به این واقعه مربوط دانسته شده است: {{عربی|﴿{{متن قرآن| یَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اذْكُرُواْ نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ هَمَّ قَوْمٌ أَن يَبْسُطُواْ إِلَيْكُمْ أَيْدِيَهُمْ فَكَفَّ أَيْدِيَهُمْ عَنكُمْ وَاتَّقُواْ اللَّهَ وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ}}﴾}}<ref> ای مؤمنان از نعمت خداوند بر خود یاد کنید، آنگاه که گروهی بر آن بودند تا بر شما دست‌درازی کنند و خداوند دستشان را از شما کوتاه کرد، و از خداوند پروا کنید و مؤمنان باید تنها بر خداوند توکل کنند؛ سوره مائده، آیه۱۱.</ref><ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]،  ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>.
خط ۱۳۵: خط ۱۳۵:
*شگفتی [[مریم]]{{ع}} طبیعی بود، زیرا هر موجودی با علل و اسباب عادی خود، پا به عرصه وجود می‌گذارد؛ لکن خداوند با بیان اینکه، "کار پروردگار چنین است، او هرچه بخواهد می‌آفریند. چون به‌کاری فرمان دهد فقط می‌گوید: باش، پس می‌شود" به شگفتی [[مریم]]{{ع}} پایان داد<ref>الفرقان، ج ۳، ص ۱۴۴؛ نمونه، ج ۲، ص ۵۵۱ .</ref> زیرا نظام جهان را خود پدید آورده و محکوم فرمان اوست و هرگاه بخواهد می‌تواند آن را دگرگون ساخته و به وسیله اسباب غیر عادی موجودی بیافریند<ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]،  ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>.
*شگفتی [[مریم]]{{ع}} طبیعی بود، زیرا هر موجودی با علل و اسباب عادی خود، پا به عرصه وجود می‌گذارد؛ لکن خداوند با بیان اینکه، "کار پروردگار چنین است، او هرچه بخواهد می‌آفریند. چون به‌کاری فرمان دهد فقط می‌گوید: باش، پس می‌شود" به شگفتی [[مریم]]{{ع}} پایان داد<ref>الفرقان، ج ۳، ص ۱۴۴؛ نمونه، ج ۲، ص ۵۵۱ .</ref> زیرا نظام جهان را خود پدید آورده و محکوم فرمان اوست و هرگاه بخواهد می‌تواند آن را دگرگون ساخته و به وسیله اسباب غیر عادی موجودی بیافریند<ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]،  ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>.
*در قصه [[ابراهیم]]{{ع}} نیز وقتی فرشته‌ها وی و همسر پیر او را به آمدن فرزندی به نام «[[اسحاق]]» بشارت دادند، [[ساره]] که با توجه به سنّ زیاد خویش از این پیشامد نومید بود با لحنی همراه با شگفتی گفت: آیا من دارای فرزند می‌شوم، در حالی که زنی پیر هستم و شوهرم مردی پیر و این چیز عجیبی است: {{عربی|﴿{{متن قرآن| يَا وَيْلَتَى أَأَلِدُ وَأَنَاْ عَجُوزٌ وَهَذَا بَعْلِي شَيْخًا إِنَّ هَذَا لَشَيْءٌ عَجِيبٌ }}﴾}}<ref> وای بر من! آیا من می‌زایم در حالی که من زنی پیرم و این هم شوهرم که پیر است؟ بی‌گمان این چیزی شگرف است!؛ سوره هود، آیه ۷۲.</ref>، {{عربی|﴿{{متن قرآن| قَالُواْ أَتَعْجَبِينَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ رَحْمَتُ اللَّهِ وَبَرَكَاتُهُ عَلَيْكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ إِنَّهُ حَمِيدٌ مَّجِيدٌ }}﴾}}<ref> گفتند: آیا از کار خداوند در شگفتی با آنکه بخشایش خداوند و برکات او ارزانی شما خاندان (رسالت) است؟ بی‌گمان او ستوده‌ای ارجمند است؛ سوره هود، آیه ۷۳.</ref><ref>نمونه، ج ۹، ص ۱۷۲ ـ ۱۷۴.</ref><ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]،  ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>.
*در قصه [[ابراهیم]]{{ع}} نیز وقتی فرشته‌ها وی و همسر پیر او را به آمدن فرزندی به نام «[[اسحاق]]» بشارت دادند، [[ساره]] که با توجه به سنّ زیاد خویش از این پیشامد نومید بود با لحنی همراه با شگفتی گفت: آیا من دارای فرزند می‌شوم، در حالی که زنی پیر هستم و شوهرم مردی پیر و این چیز عجیبی است: {{عربی|﴿{{متن قرآن| يَا وَيْلَتَى أَأَلِدُ وَأَنَاْ عَجُوزٌ وَهَذَا بَعْلِي شَيْخًا إِنَّ هَذَا لَشَيْءٌ عَجِيبٌ }}﴾}}<ref> وای بر من! آیا من می‌زایم در حالی که من زنی پیرم و این هم شوهرم که پیر است؟ بی‌گمان این چیزی شگرف است!؛ سوره هود، آیه ۷۲.</ref>، {{عربی|﴿{{متن قرآن| قَالُواْ أَتَعْجَبِينَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ رَحْمَتُ اللَّهِ وَبَرَكَاتُهُ عَلَيْكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ إِنَّهُ حَمِيدٌ مَّجِيدٌ }}﴾}}<ref> گفتند: آیا از کار خداوند در شگفتی با آنکه بخشایش خداوند و برکات او ارزانی شما خاندان (رسالت) است؟ بی‌گمان او ستوده‌ای ارجمند است؛ سوره هود، آیه ۷۳.</ref><ref>نمونه، ج ۹، ص ۱۷۲ ـ ۱۷۴.</ref><ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]،  ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>.
*موارد یاد شده گزارشی قرآنی از پاره‌ای از امدادهای غیبی بود که به مرحله وقوع رسیده است؛ ولی از برخی آیات که متضمن وعده مشروط خدا نسبت به امدادهای خاص اوست می‌توان وقوع امدادهای غیبی را در شرایط ویژه‌ای برای گروههای خاصی استفاده کرد، چنان که در مورد مؤمنان و صالحان وعده داده شده است که خداوند محبت آنها را در دل دیگران قرار می‌دهد: {{عربی|﴿{{متن قرآن| إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمَنُ وُدًّا }}﴾}}<ref> به زودی خداوند بخشنده برای آنان که [[ایمان]] آورده و کارهای شایسته کرده‌اند، در دل‌ها مهری خواهد نهاد ؛ سوره مریم، آیه ۹۶.</ref>آیه ۳۹ سوره طه همین نوع [[امداد غیبی]] را وسیله‌ای برای حفاظت [[موسی]][[پارسایی]]{{ع}}معرفی می‌کند <ref>مجمع البیان، ج ۷، ص ۱۸؛ تفسیر قرطبی، ج ۱۱، ص ۱۳۱ ـ ۱۳۲؛ نمونه، ج ۱۳، ص ۱۹۹ ـ ۲۰۰.</ref>: {{عربی|﴿{{متن قرآن| وَأَلْقَيْتُ عَلَيْكَ مَحَبَّةً مِّنِّي }}﴾}}<ref> و بر تو از خویش مهری افکندم؛ سوره طه، آیه ۳۹.</ref> روایاتی نیز این مطلب را طرح کرده است <ref>نورالثقلین، ج ۳، ص ۳۷۹.</ref><ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>.
*موارد یاد شده گزارشی قرآنی از پاره‌ای از امدادهای غیبی بود که به مرحله وقوع رسیده است؛ ولی از برخی آیات که متضمن وعده مشروط خدا نسبت به امدادهای خاص اوست می‌توان وقوع امدادهای غیبی را در شرایط ویژه‌ای برای گروههای خاصی استفاده کرد، چنان که در مورد مؤمنان و صالحان وعده داده شده است که خداوند محبت آنها را در دل دیگران قرار می‌دهد: {{عربی|﴿{{متن قرآن| إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمَنُ وُدًّا }}﴾}}<ref> به زودی خداوند بخشنده برای آنان که [[ایمان]] آورده و کارهای شایسته کرده‌اند، در دل‌ها مهری خواهد نهاد؛ سوره مریم، آیه ۹۶.</ref>آیه ۳۹ سوره طه همین نوع [[امداد غیبی]] را وسیله‌ای برای حفاظت [[موسی]][[پارسایی]]{{ع}}معرفی می‌کند <ref>مجمع البیان، ج ۷، ص ۱۸؛ تفسیر قرطبی، ج ۱۱، ص ۱۳۱ ـ ۱۳۲؛ نمونه، ج ۱۳، ص ۱۹۹ ـ ۲۰۰.</ref>: {{عربی|﴿{{متن قرآن| وَأَلْقَيْتُ عَلَيْكَ مَحَبَّةً مِّنِّي }}﴾}}<ref> و بر تو از خویش مهری افکندم؛ سوره طه، آیه ۳۹.</ref> روایاتی نیز این مطلب را طرح کرده است <ref>نورالثقلین، ج ۳، ص ۳۷۹.</ref><ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>.
*نمونه دیگر تأیید مؤمنان به وسیله روحی از جانب خداست <ref>المیزان، ج ۱۹، ص ۱۹۶.</ref>: {{عربی|﴿{{متن قرآن| أُوْلَئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الإِيمَانَ وَأَيَّدَهُم بِرُوحٍ مِّنْهُ }}﴾}}<ref> آنانند که خداوند [[ایمان]] را در دلشان برنوشته و با روحی از خویش تأییدشان کرده است ؛ سوره مجادله، آیه ۲۲.</ref> روایاتی نیز این مطلب را طرح کرده است. به نظر برخی از مفسران، مؤمنان روحی دیگر افزون بر روح بشر دارند که زندگی دیگری از آن حاصل می‌شود و قدرت و شعوری جدید می‌آورد. این نوع زندگی خاص که آثار ویژه‌ای دارد ملازم با خوشبختی ابدی انسان، و منشأ آن هم ویژه و آن روح [[ایمان]] است<ref>المیزان، ج ۱۹، ص ۱۹۷.</ref>. در روایاتی نیز این معنا تأیید شده است <ref>البصائر، ج ۷، ص ۲۹۲؛ نمونه، ج ۲۳، ص ۴۷۵.</ref><ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>.
*نمونه دیگر تأیید مؤمنان به وسیله روحی از جانب خداست <ref>المیزان، ج ۱۹، ص ۱۹۶.</ref>: {{عربی|﴿{{متن قرآن| أُوْلَئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الإِيمَانَ وَأَيَّدَهُم بِرُوحٍ مِّنْهُ }}﴾}}<ref> آنانند که خداوند [[ایمان]] را در دلشان برنوشته و با روحی از خویش تأییدشان کرده است؛ سوره مجادله، آیه ۲۲.</ref> روایاتی نیز این مطلب را طرح کرده است. به نظر برخی از مفسران، مؤمنان روحی دیگر افزون بر روح بشر دارند که زندگی دیگری از آن حاصل می‌شود و قدرت و شعوری جدید می‌آورد. این نوع زندگی خاص که آثار ویژه‌ای دارد ملازم با خوشبختی ابدی انسان، و منشأ آن هم ویژه و آن روح [[ایمان]] است<ref>المیزان، ج ۱۹، ص ۱۹۷.</ref>. در روایاتی نیز این معنا تأیید شده است <ref>البصائر، ج ۷، ص ۲۹۲؛ نمونه، ج ۲۳، ص ۴۷۵.</ref><ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>.
*استوار کردن گامهای اهل [[جهاد]] از آشکارترین مصادیق امدادهای غیبی و از ابزارهای مهم پیروزی‌بخش است <ref>نمونه، ج ۲۱، ص ۴۲۶.</ref>: {{عربی|﴿{{متن قرآن|إِن تَنصُرُوا اللَّهَ يَنصُرْكُمْ وَيُثَبِّتْ أَقْدَامَكُمْ}}﴾}}<ref> او نیز شما را یاری می‌کند و گام‌هایتان را استوار می‌دارد ؛ سوره محمد، آیه ۷.</ref> این تثبیت، کنایه از دمیده شدن روح شجاعت و تقویت قلبهای اهل [[جهاد]] است  <ref>المیزان، ج ۱۸، ص ۲۲۹.</ref> بر این اساس است که یاران اندک طالوت در برابر انبوه بی‌شمار دشمن این‌گونه دعا کردند: پروردگارا، شکیبایی را بر ما فرو ریز و قدمهای ما را ثابت بدار و ما را بر جمعیت کافران پیروز گردان: {{عربی|﴿{{متن قرآن| رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ}}﴾}}<ref> پروردگارا! ما را از شکیب، سرشار کن  و گام‌های ما را استوار دار و ما را بر کافران پیروز گردان؛ سوره بقره، آیه ۲۵۰.</ref> گاهی دستگیری و کمک خداوند این‌گونه شامل حال انسان می‌شود که راههای نیک‌بختی و خیر در دنیا و آخرت <ref>المنیر، ج‌۲۱، ص‌۳۶ ـ‌ ۳۷.</ref>و راه رسیدن به خشنودی خود <ref>من وحی القرآن، ج ۱۸، ص ۹۰ ـ ۹۱.</ref> را به او نشان می‌دهد: {{عربی|﴿{{متن قرآن| وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ }}﴾}}<ref> و راه‌های خویش را به آنان که در (راه) ما بکوشند می‌نماییم و بی‌گمان خداوند با نیکوکاران است ؛ سوره عنکبوت، آیه ۶۹.</ref> بیشتر مفسران [[جهاد]] در این آیه را عام و شامل کارزار با دشمنان و مبارزه با شیطان و هوای نفس دانسته‌اند <ref>من وحی القرآن، ج ۱۸، ص ۹۰ ـ ۹۱.</ref><ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]،  ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>.
*استوار کردن گامهای اهل [[جهاد]] از آشکارترین مصادیق امدادهای غیبی و از ابزارهای مهم پیروزی‌بخش است <ref>نمونه، ج ۲۱، ص ۴۲۶.</ref>: {{عربی|﴿{{متن قرآن|إِن تَنصُرُوا اللَّهَ يَنصُرْكُمْ وَيُثَبِّتْ أَقْدَامَكُمْ}}﴾}}<ref> او نیز شما را یاری می‌کند و گام‌هایتان را استوار می‌دارد؛ سوره محمد، آیه ۷.</ref> این تثبیت، کنایه از دمیده شدن روح شجاعت و تقویت قلبهای اهل [[جهاد]] است  <ref>المیزان، ج ۱۸، ص ۲۲۹.</ref> بر این اساس است که یاران اندک طالوت در برابر انبوه بی‌شمار دشمن این‌گونه دعا کردند: پروردگارا، شکیبایی را بر ما فرو ریز و قدمهای ما را ثابت بدار و ما را بر جمعیت کافران پیروز گردان: {{عربی|﴿{{متن قرآن| رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ}}﴾}}<ref> پروردگارا! ما را از شکیب، سرشار کن  و گام‌های ما را استوار دار و ما را بر کافران پیروز گردان؛ سوره بقره، آیه ۲۵۰.</ref> گاهی دستگیری و کمک خداوند این‌گونه شامل حال انسان می‌شود که راههای نیک‌بختی و خیر در دنیا و آخرت <ref>المنیر، ج‌۲۱، ص‌۳۶ ـ‌ ۳۷.</ref>و راه رسیدن به خشنودی خود <ref>من وحی القرآن، ج ۱۸، ص ۹۰ ـ ۹۱.</ref> را به او نشان می‌دهد: {{عربی|﴿{{متن قرآن| وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ }}﴾}}<ref> و راه‌های خویش را به آنان که در (راه) ما بکوشند می‌نماییم و بی‌گمان خداوند با نیکوکاران است؛ سوره عنکبوت، آیه ۶۹.</ref> بیشتر مفسران [[جهاد]] در این آیه را عام و شامل کارزار با دشمنان و مبارزه با شیطان و هوای نفس دانسته‌اند <ref>من وحی القرآن، ج ۱۸، ص ۹۰ ـ ۹۱.</ref><ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]،  ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>.
*نمونه دیگر، بشارتهای ویژه [[فرشتگان]] به مؤمنان است: {{عربی|﴿{{متن قرآن| وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنتُمْ تُوعَدُونَ نَحْنُ أَوْلِيَاؤُكُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَفِي الآخِرَةِ}}﴾}}<ref> و شما را به بهشتی که وعده می‌دادند مژده باد!  ما دوستان شما در این جهان و در جهان واپسینیم ؛ سوره فصلت، آیه ۳۱ - ۳۲.</ref> در آیه‌ای ضمن وصف کردن اولیای خدا می‌فرماید: برای آنان در دنیا و آخرت بشارت است:{{عربی|﴿{{متن قرآن| لَهُمُ الْبُشْرَى فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَفِي الآخِرَةِ لاَ تَبْدِيلَ لِكَلِمَاتِ اللَّهِ ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ}}﴾}}<ref> به من بگو آن کس که،  بنده‌ای را چون به نماز ایستد باز می‌دارد،؛ سوره یونس، آیه ۶۴.</ref> ظاهر دو آیه فوق این است که ظرف این خبرهای خوش، زندگی دنیا و نیز جهان آخرت است <ref>روح المعانی، مج ۷، ج ۱۱، ص ۲۲۰ ـ ۲۲۲.</ref>؛ اما برخی مفسران براساس برخی روایات این امر را به وقت مردن اختصاص داده‌اند <ref>نمونه، ج ۲۰، ص ۲۷۳ ـ ۲۷۴.</ref> {{عربی|﴿{{متن قرآن| وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنتُمْ تُوعَدُونَ نَحْنُ أَوْلِيَاؤُكُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَفِي الآخِرَةِ}}﴾}}<ref> و شما را به بهشتی که وعده می‌دادند مژده باد!  ما دوستان شما در این جهان و در جهان واپسینیم ؛ سوره فصلت، آیه ۳۱ - ۳۲.</ref><ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]،  ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>.
*نمونه دیگر، بشارتهای ویژه [[فرشتگان]] به مؤمنان است: {{عربی|﴿{{متن قرآن| وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنتُمْ تُوعَدُونَ نَحْنُ أَوْلِيَاؤُكُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَفِي الآخِرَةِ}}﴾}}<ref> و شما را به بهشتی که وعده می‌دادند مژده باد!  ما دوستان شما در این جهان و در جهان واپسینیم؛ سوره فصلت، آیه ۳۱ - ۳۲.</ref> در آیه‌ای ضمن وصف کردن اولیای خدا می‌فرماید: برای آنان در دنیا و آخرت بشارت است:{{عربی|﴿{{متن قرآن| لَهُمُ الْبُشْرَى فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَفِي الآخِرَةِ لاَ تَبْدِيلَ لِكَلِمَاتِ اللَّهِ ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ}}﴾}}<ref> به من بگو آن کس که،  بنده‌ای را چون به نماز ایستد باز می‌دارد،؛ سوره یونس، آیه ۶۴.</ref> ظاهر دو آیه فوق این است که ظرف این خبرهای خوش، زندگی دنیا و نیز جهان آخرت است <ref>روح المعانی، مج ۷، ج ۱۱، ص ۲۲۰ ـ ۲۲۲.</ref>؛ اما برخی مفسران براساس برخی روایات این امر را به وقت مردن اختصاص داده‌اند <ref>نمونه، ج ۲۰، ص ۲۷۳ ـ ۲۷۴.</ref> {{عربی|﴿{{متن قرآن| وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنتُمْ تُوعَدُونَ نَحْنُ أَوْلِيَاؤُكُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَفِي الآخِرَةِ}}﴾}}<ref> و شما را به بهشتی که وعده می‌دادند مژده باد!  ما دوستان شما در این جهان و در جهان واپسینیم؛ سوره فصلت، آیه ۳۱ - ۳۲.</ref><ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]،  ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>.
*محتوای بشارتها اموری است که باعث استمرار [[پایداری]] و نیز آرامش آنها در اوج مشکلات می‌شود و ازاین‌رو قرآن درباره این مؤمنان می‌فرماید: از هیچ ستم و کاستنی (کاستن پاداش و کردار) نترسند:{{عربی|﴿{{متن قرآن| وَمَن يَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحَاتِ وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلا يَخَافُ ظُلْمًا وَلا هَضْمًا }}﴾}}<ref> و هر کس که کارهای شایسته کند در حالی که مؤمن باشد از هیچ ستم یا کاستی نمی‌هراسد؛ سوره طه، آیه ۱۱۲.</ref><ref>البصائر، ج ۳۶، ص ۳۲۶ ، ۳۲۹.</ref><ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]،  ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>.
*محتوای بشارتها اموری است که باعث استمرار [[پایداری]] و نیز آرامش آنها در اوج مشکلات می‌شود و ازاین‌رو قرآن درباره این مؤمنان می‌فرماید: از هیچ ستم و کاستنی (کاستن پاداش و کردار) نترسند:{{عربی|﴿{{متن قرآن| وَمَن يَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحَاتِ وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلا يَخَافُ ظُلْمًا وَلا هَضْمًا }}﴾}}<ref> و هر کس که کارهای شایسته کند در حالی که مؤمن باشد از هیچ ستم یا کاستی نمی‌هراسد؛ سوره طه، آیه ۱۱۲.</ref><ref>البصائر، ج ۳۶، ص ۳۲۶ ، ۳۲۹.</ref><ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]،  ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>.
*از دیگر امدادهای غیبی خدا توفیق تشخیص حق از باطل است: {{عربی|﴿{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِن تَتَّقُواْ اللَّهَ يَجْعَل لَّكُمْ فُرْقَاناً وَيُكَفِّرْ عَنكُمْ سَيِّئَاتِكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ}}﴾}}<ref> ای مؤمنان! اگر از خداوند پروا کنید در شما نیروی شناخت درستی از نادرستی می‌نهد  و از گناهانتان چشم می‌پوشد و شما را می‌آمرزد و خداوند دارای بخشش سترگ است؛ سوره انفال، آیه ۲۹.</ref> فرقان چیزی است که حق و باطل را از یکدیگر جدا می‌سازد <ref>مفردات، ص ۶۳۳، «فرق».</ref> و چون این روشن‌بینی بر اثر تقوا به مؤمن بخشیده می‌شود <ref>تفسیر قرطبی، ج ۱۸، ص ۱۰۵؛ نمونه، ج ۷، ص ۱۴۰ ـ ۱۴۱.</ref> می‌توان آن‌را از امدادهای غیبی دانست. از آیه ۲۸۲ سوره بقره نیز برمی‌آید که پرواپیشگی، اثری عمیق در فزونی علم و روشن‌بینی انسان دارد: {{عربی|﴿{{متن قرآن| وَاتَّقُواْ اللَّهَ وَيُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ}}﴾}}<ref> و از خداوند پروا کنید؛ و خداوند به شما آموزش می‌دهد؛ سوره بقره، آیه ۲۸۲.</ref> همچنین مؤمنان در سایه [[پارسایی]] و کارهای خوب، از کمکهای ویژه خدا برخوردار شده و توفیق کارهای خوب بیشتری را می‌یابند: {{عربی|﴿{{متن قرآن| فَأَمَّا مَن أَعْطَى وَاتَّقَى وَصَدَّقَ بِالْحُسْنَى فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْيُسْرَى }}﴾}}<ref> امّا آنکه بخشش کند و پرهیزگاری ورزد،  و آن وعده نیکوترین (بهشت) را راست بشمارد  زودا که او را در راه (خیر و) آسانی قرار دهیم؛ سوره لیل، آیه ۵ - ۷.</ref><ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]،  ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>.
*از دیگر امدادهای غیبی خدا توفیق تشخیص حق از باطل است: {{عربی|﴿{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِن تَتَّقُواْ اللَّهَ يَجْعَل لَّكُمْ فُرْقَاناً وَيُكَفِّرْ عَنكُمْ سَيِّئَاتِكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ}}﴾}}<ref> ای مؤمنان! اگر از خداوند پروا کنید در شما نیروی شناخت درستی از نادرستی می‌نهد  و از گناهانتان چشم می‌پوشد و شما را می‌آمرزد و خداوند دارای بخشش سترگ است؛ سوره انفال، آیه ۲۹.</ref> فرقان چیزی است که حق و باطل را از یکدیگر جدا می‌سازد <ref>مفردات، ص ۶۳۳، «فرق».</ref> و چون این روشن‌بینی بر اثر تقوا به مؤمن بخشیده می‌شود <ref>تفسیر قرطبی، ج ۱۸، ص ۱۰۵؛ نمونه، ج ۷، ص ۱۴۰ ـ ۱۴۱.</ref> می‌توان آن‌را از امدادهای غیبی دانست. از آیه ۲۸۲ سوره بقره نیز برمی‌آید که پرواپیشگی، اثری عمیق در فزونی علم و روشن‌بینی انسان دارد: {{عربی|﴿{{متن قرآن| وَاتَّقُواْ اللَّهَ وَيُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ}}﴾}}<ref> و از خداوند پروا کنید؛ و خداوند به شما آموزش می‌دهد؛ سوره بقره، آیه ۲۸۲.</ref> همچنین مؤمنان در سایه [[پارسایی]] و کارهای خوب، از کمکهای ویژه خدا برخوردار شده و توفیق کارهای خوب بیشتری را می‌یابند: {{عربی|﴿{{متن قرآن| فَأَمَّا مَن أَعْطَى وَاتَّقَى وَصَدَّقَ بِالْحُسْنَى فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْيُسْرَى }}﴾}}<ref> امّا آنکه بخشش کند و پرهیزگاری ورزد،  و آن وعده نیکوترین (بهشت) را راست بشمارد  زودا که او را در راه (خیر و) آسانی قرار دهیم؛ سوره لیل، آیه ۵ - ۷.</ref><ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]،  ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>.
خط ۱۵۴: خط ۱۵۴:


===[[پارسایی]]===
===[[پارسایی]]===
*{{عربی|﴿{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِن تَتَّقُواْ اللَّهَ يَجْعَل لَّكُمْ فُرْقَاناً وَيُكَفِّرْ عَنكُمْ سَيِّئَاتِكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ }}﴾}}<ref> ای مؤمنان! اگر از خداوند پروا کنید در شما نیروی شناخت درستی از نادرستی می‌نهد و از گناهانتان چشم می‌پوشد و شما را می‌آمرزد و خداوند دارای بخشش سترگ است؛ سوره انفال، آیه ۲۹.</ref> فرو فرستادن [[فرشتگان]] در جنگها {{عربی|﴿{{متن قرآن| إِذْ تَقُولُ لِلْمُؤْمِنِينَ أَلَن يَكْفِيَكُمْ أَن يُمِدَّكُمْ رَبُّكُم بِثَلاثَةِ آلافٍ مِّنَ الْمَلائِكَةِ مُنزَلِينَ بَلَى إِن تَصْبِرُواْ وَتَتَّقُواْ وَيَأْتُوكُم مِّن فَوْرِهِمْ هَذَا يُمْدِدْكُمْ رَبُّكُم بِخَمْسَةِ آلافٍ مِّنَ الْمَلائِكَةِ مُسَوِّمِينَ }}﴾}}<ref> یاد کن آنگاه را که به مؤمنان می‌گفتی: آیا بسنده‌تان نیست که خداوند با سه هزار فرشته فرو فرستاده از سوی خود شما را یاری رساند؟  چرا؛ بی‌گمان بسنده است و اگر شکیبایی کنید و پرهیزگاری ورزید و آنان چنین شتابان به سوی شما آیند خداوند شما را با پنج هزار فرشته نشانگذار  یاری خواهد رساند؛ سوره آل عمران، آیه ۱۲۴ - ۱۲۵.</ref>، جاری ساختن حکمت بر دلها {{عربی|﴿{{متن قرآن| يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِذَا تَدَايَنتُم بِدَيْنٍ إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى فَاكْتُبُوهُ وَلْيَكْتُب بَّيْنَكُمْ كَاتِبٌ بِالْعَدْلِ وَلاَ يَأْبَ كَاتِبٌ أَنْ يَكْتُبَ كَمَا عَلَّمَهُ اللَّهُ فَلْيَكْتُبْ وَلْيُمْلِلِ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ وَلْيَتَّقِ اللَّهَ رَبَّهُ وَلاَ يَبْخَسْ مِنْهُ شَيْئًا فَإِن كَانَ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ سَفِيهًا أَوْ ضَعِيفًا أَوْ لاَ يَسْتَطِيعُ أَن يُمِلَّ هُوَ فَلْيُمْلِلْ وَلِيُّهُ بِالْعَدْلِ وَاسْتَشْهِدُواْ شَهِيدَيْنِ مِن رِّجَالِكُمْ فَإِن لَّمْ يَكُونَا رَجُلَيْنِ فَرَجُلٌ وَامْرَأَتَانِ مِمَّن تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَدَاء أَن تَضِلَّ إِحْدَاهُمَا فَتُذَكِّرَ إِحْدَاهُمَا الأُخْرَى وَلاَ يَأْبَ الشُّهَدَاء إِذَا مَا دُعُواْ وَلاَ تَسْأَمُوْا أَن تَكْتُبُوهُ صَغِيرًا أَو كَبِيرًا إِلَى أَجَلِهِ ذَلِكُمْ أَقْسَطُ عِندَ اللَّهِ وَأَقْوَمُ لِلشَّهَادَةِ وَأَدْنَى أَلاَّ تَرْتَابُواْ إِلاَّ أَن تَكُونَ تِجَارَةً حَاضِرَةً تُدِيرُونَهَا بَيْنَكُمْ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَلاَّ تَكْتُبُوهَا وَأَشْهِدُواْ إِذَا تَبَايَعْتُمْ وَلاَ يُضَارَّ كَاتِبٌ وَلاَ شَهِيدٌ وَإِن تَفْعَلُواْ فَإِنَّهُ فُسُوقٌ بِكُمْ وَاتَّقُواْ اللَّهَ وَيُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ }}﴾}}<ref> ای مؤمنان! چون وامی تا سرآمدی معیّن میان شما برقرار شد، آن را به نوشته آورید و باید نویسنده‌ای میان شما دادگرانه بنویسد و هیچ نویسنده‌ای نباید از نوشتن به گونه‌ای که خداوند بدو آموخته است سر، باز زند پس باید بنویسد و آنکه وامدار است باید املا کند و از خداوند، پروردگار خویش، پروا بدارد و چیزی از آن کم ننهد و امّا اگر وامدار، کم خرد یا ناتوان باشد یا نتواند املا کند باید سرپرست او دادگرانه املا کند و دو تن از مردانتان را نیز گواه بگیرید و اگر دو مرد نباشند یک مرد و دو زن از گواهان مورد پسند خود (گواه بگیرید) تا اگر یکی از آن دو زن از یاد برد دیگری به یاد او آورد و چون گواهان (برای گواهی) فرا خوانده شوند نباید سر، باز زنند و تن نزنید از اینکه آن (وام) را چه خرد و چه کلان به سر رسید آن بنویسید، این نزد خداوند دادگرانه‌تر و برای گواه‌گیری، استوارتر و به اینکه دچار تردید نگردید، نزدیک‌تر است؛ مگر داد و ستدی نقد باشد که (دست به دست) میان خود می‌گردانید پس گناهی بر شما نیست که آن را ننویسید و چون داد و ستد می‌کنید گواه بگیرید؛ و نویسنده و گواه نباید زیان بینند و اگر چنین کنید (نشان) نافرمانی شماست و از خداوند پروا کنید؛ و خداوند به شما آموزش می‌دهد؛ و خداوند به هر چیزی داناست؛ سوره بقره، آیه ۲۸۲.</ref>، خارج کردن انسان از تنگناهای دنیوی و اخروی {{عربی|﴿{{متن قرآن| فَإِذَا بَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمْسِكُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ أَوْ فَارِقُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ وَأَشْهِدُوا ذَوَيْ عَدْلٍ مِّنكُمْ وَأَقِيمُوا الشَّهَادَةَ لِلَّهِ ذَلِكُمْ يُوعَظُ بِهِ مَن كَانَ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَمَن يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا }}﴾}}<ref> پس، چون به سر آمد عدّه خویش رسیدند یا به شایستگی نگاهشان دارید یا به شایستگی از آنان جدا شوید و دو تن دادگر از (میان) خود گواه بگیرید و گواهی را برای خداوند برپا دارید؛ این است که با آن، به کسی که به خداوند و روز بازپسین [[ایمان]] دارد اندرز داده می‌شود و هر کس از خداوند پروا کند (خداوند) برای او دری می‌گشاید؛ سوره طلاق، آیه ۲.</ref>، بشارتهای [[فرشتگان]] {{عربی|﴿{{متن قرآن| إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلائِكَةُ أَلاَّ تَخَافُوا وَلا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنتُمْ تُوعَدُونَ نَحْنُ أَوْلِيَاؤُكُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَفِي الآخِرَةِ وَلَكُمْ فِيهَا مَا تَشْتَهِي أَنفُسُكُمْ وَلَكُمْ فِيهَا مَا تَدَّعُونَ }}﴾}}<ref> [[فرشتگان]] بر آنان که گفتند: پروردگار ما خداوند است سپس [[پایداری]] کردند، فرود می‌آیند که نهراسید و اندوهناک نباشید و شما را به بهشتی که وعده می‌دادند مژده باد!  ما دوستان شما در این جهان و در جهان واپسینیم و در آنجا هر چه دلتان بخواهد هست و هر چه درخواست  کنید دارید؛ سوره فصلت، آیه ۳۰ - ۳۱.</ref> و بالاخره توفیق یابی در انجام نیکیها {{عربی|﴿{{متن قرآن| فَأَمَّا مَن أَعْطَى وَاتَّقَى وَصَدَّقَ بِالْحُسْنَى فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْيُسْرَى}}﴾}}<ref> امّا آنکه بخشش کند و پرهیزگاری ورزد، و آن وعده نیکوترین (بهشت) را راست بشمارد زودا که او را در راه (خیر و) آسانی قرار دهیم؛ سوره لیل، آیه ۵ - ۷.</ref> امدادهای الهی است که با وجود این شرط جامه تحقق می‌پوشد. در آیه {{عربی|﴿{{متن قرآن| بَلَى إِن تَصْبِرُواْ وَتَتَّقُواْ وَيَأْتُوكُم مِّن فَوْرِهِمْ هَذَا يُمْدِدْكُمْ رَبُّكُم بِخَمْسَةِ آلافٍ مِّنَ الْمَلائِكَةِ مُسَوِّمِينَ }}﴾}}<ref> چرا؛ بی‌گمان بسنده است و اگر شکیبایی کنید و پرهیزگاری ورزید و آنان چنین شتابان به سوی شما آیند خداوند شما را با پنج هزار فرشته نشانگذار  یاری خواهد رساند ؛ سوره آل عمران، آیه ۱۲۵.</ref> که مربوط به جنگ احد است، شرطهایی را ذکر کرده که از جمله آنها [[پارسایی]] است؛ لکن چون این شرطها محقق نشد، [[امداد غیبی]] خدا به ۵۰۰۰ فرشته نیز شامل حال مسلمانان نگشت <ref>تفسیر قرطبی، ج ۴، ص ۱۲۵؛ تفسیر الکبیر، ج ۸ ، ص ۲۱۵.</ref>. اگر [[فرشتگان]] به کمک آنها می‌آمدند، قسمت عمده لشکر پیامبر در این نبرد، شکست نمی‌خوردند <ref>تفسیر مراغی، ج ۴، ص ۵۷ ـ ۵۸ .</ref> برخی مفسران این آیه را درباره بدر دانسته‌اند؛ لکن در مفاد آن که مشروط کردن [[امداد غیبی]] در قالب فرود ۵۰۰۰ فرشته به سه شرط و از جمله پروا پیشگی است تردیدی ندارند<ref>المیزان، ج ۴، ص ۸ .</ref> در بخشیدن میزان شناخت حق از باطل {{عربی|﴿{{متن قرآن| يَا أَيُهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِن تَتَّقُواْ اللَّهَ يَجْعَل لَّكُمْ فُرْقَاناً وَيُكَفِّرْ عَنكُمْ سَيِّئَاتِكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ }}﴾}}<ref> ای مؤمنان! اگر از خداوند پروا کنید در شما نیروی شناخت درستی از نادرستی می‌نهد  و از گناهانتان چشم می‌پوشد و شما را می‌آمرزد و خداوند دارای بخشش سترگ است؛ سوره انفال، آیه۲۹.</ref> نیز عنصر تقوا مطرح شده و تحقق آنها را بدان مشروط کرده است<ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]،  ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>.
*{{عربی|﴿{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِن تَتَّقُواْ اللَّهَ يَجْعَل لَّكُمْ فُرْقَاناً وَيُكَفِّرْ عَنكُمْ سَيِّئَاتِكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ }}﴾}}<ref> ای مؤمنان! اگر از خداوند پروا کنید در شما نیروی شناخت درستی از نادرستی می‌نهد و از گناهانتان چشم می‌پوشد و شما را می‌آمرزد و خداوند دارای بخشش سترگ است؛ سوره انفال، آیه ۲۹.</ref> فرو فرستادن [[فرشتگان]] در جنگها {{عربی|﴿{{متن قرآن| إِذْ تَقُولُ لِلْمُؤْمِنِينَ أَلَن يَكْفِيَكُمْ أَن يُمِدَّكُمْ رَبُّكُم بِثَلاثَةِ آلافٍ مِّنَ الْمَلائِكَةِ مُنزَلِينَ بَلَى إِن تَصْبِرُواْ وَتَتَّقُواْ وَيَأْتُوكُم مِّن فَوْرِهِمْ هَذَا يُمْدِدْكُمْ رَبُّكُم بِخَمْسَةِ آلافٍ مِّنَ الْمَلائِكَةِ مُسَوِّمِينَ }}﴾}}<ref> یاد کن آنگاه را که به مؤمنان می‌گفتی: آیا بسنده‌تان نیست که خداوند با سه هزار فرشته فرو فرستاده از سوی خود شما را یاری رساند؟  چرا؛ بی‌گمان بسنده است و اگر شکیبایی کنید و پرهیزگاری ورزید و آنان چنین شتابان به سوی شما آیند خداوند شما را با پنج هزار فرشته نشانگذار  یاری خواهد رساند؛ سوره آل عمران، آیه ۱۲۴ - ۱۲۵.</ref>، جاری ساختن حکمت بر دلها {{عربی|﴿{{متن قرآن| يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِذَا تَدَايَنتُم بِدَيْنٍ إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى فَاكْتُبُوهُ وَلْيَكْتُب بَّيْنَكُمْ كَاتِبٌ بِالْعَدْلِ وَلاَ يَأْبَ كَاتِبٌ أَنْ يَكْتُبَ كَمَا عَلَّمَهُ اللَّهُ فَلْيَكْتُبْ وَلْيُمْلِلِ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ وَلْيَتَّقِ اللَّهَ رَبَّهُ وَلاَ يَبْخَسْ مِنْهُ شَيْئًا فَإِن كَانَ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ سَفِيهًا أَوْ ضَعِيفًا أَوْ لاَ يَسْتَطِيعُ أَن يُمِلَّ هُوَ فَلْيُمْلِلْ وَلِيُّهُ بِالْعَدْلِ وَاسْتَشْهِدُواْ شَهِيدَيْنِ مِن رِّجَالِكُمْ فَإِن لَّمْ يَكُونَا رَجُلَيْنِ فَرَجُلٌ وَامْرَأَتَانِ مِمَّن تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَدَاء أَن تَضِلَّ إِحْدَاهُمَا فَتُذَكِّرَ إِحْدَاهُمَا الأُخْرَى وَلاَ يَأْبَ الشُّهَدَاء إِذَا مَا دُعُواْ وَلاَ تَسْأَمُوْا أَن تَكْتُبُوهُ صَغِيرًا أَو كَبِيرًا إِلَى أَجَلِهِ ذَلِكُمْ أَقْسَطُ عِندَ اللَّهِ وَأَقْوَمُ لِلشَّهَادَةِ وَأَدْنَى أَلاَّ تَرْتَابُواْ إِلاَّ أَن تَكُونَ تِجَارَةً حَاضِرَةً تُدِيرُونَهَا بَيْنَكُمْ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَلاَّ تَكْتُبُوهَا وَأَشْهِدُواْ إِذَا تَبَايَعْتُمْ وَلاَ يُضَارَّ كَاتِبٌ وَلاَ شَهِيدٌ وَإِن تَفْعَلُواْ فَإِنَّهُ فُسُوقٌ بِكُمْ وَاتَّقُواْ اللَّهَ وَيُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ }}﴾}}<ref> ای مؤمنان! چون وامی تا سرآمدی معیّن میان شما برقرار شد، آن را به نوشته آورید و باید نویسنده‌ای میان شما دادگرانه بنویسد و هیچ نویسنده‌ای نباید از نوشتن به گونه‌ای که خداوند بدو آموخته است سر، باز زند پس باید بنویسد و آنکه وامدار است باید املا کند و از خداوند، پروردگار خویش، پروا بدارد و چیزی از آن کم ننهد و امّا اگر وامدار، کم خرد یا ناتوان باشد یا نتواند املا کند باید سرپرست او دادگرانه املا کند و دو تن از مردانتان را نیز گواه بگیرید و اگر دو مرد نباشند یک مرد و دو زن از گواهان مورد پسند خود (گواه بگیرید) تا اگر یکی از آن دو زن از یاد برد دیگری به یاد او آورد و چون گواهان (برای گواهی) فرا خوانده شوند نباید سر، باز زنند و تن نزنید از اینکه آن (وام) را چه خرد و چه کلان به سر رسید آن بنویسید، این نزد خداوند دادگرانه‌تر و برای گواه‌گیری، استوارتر و به اینکه دچار تردید نگردید، نزدیک‌تر است؛ مگر داد و ستدی نقد باشد که (دست به دست) میان خود می‌گردانید پس گناهی بر شما نیست که آن را ننویسید و چون داد و ستد می‌کنید گواه بگیرید؛ و نویسنده و گواه نباید زیان بینند و اگر چنین کنید (نشان) نافرمانی شماست و از خداوند پروا کنید؛ و خداوند به شما آموزش می‌دهد؛ و خداوند به هر چیزی داناست؛ سوره بقره، آیه ۲۸۲.</ref>، خارج کردن انسان از تنگناهای دنیوی و اخروی {{عربی|﴿{{متن قرآن| فَإِذَا بَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمْسِكُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ أَوْ فَارِقُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ وَأَشْهِدُوا ذَوَيْ عَدْلٍ مِّنكُمْ وَأَقِيمُوا الشَّهَادَةَ لِلَّهِ ذَلِكُمْ يُوعَظُ بِهِ مَن كَانَ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَمَن يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا }}﴾}}<ref> پس، چون به سر آمد عدّه خویش رسیدند یا به شایستگی نگاهشان دارید یا به شایستگی از آنان جدا شوید و دو تن دادگر از (میان) خود گواه بگیرید و گواهی را برای خداوند برپا دارید؛ این است که با آن، به کسی که به خداوند و روز بازپسین [[ایمان]] دارد اندرز داده می‌شود و هر کس از خداوند پروا کند (خداوند) برای او دری می‌گشاید؛ سوره طلاق، آیه ۲.</ref>، بشارتهای [[فرشتگان]] {{عربی|﴿{{متن قرآن| إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلائِكَةُ أَلاَّ تَخَافُوا وَلا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنتُمْ تُوعَدُونَ نَحْنُ أَوْلِيَاؤُكُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَفِي الآخِرَةِ وَلَكُمْ فِيهَا مَا تَشْتَهِي أَنفُسُكُمْ وَلَكُمْ فِيهَا مَا تَدَّعُونَ }}﴾}}<ref> [[فرشتگان]] بر آنان که گفتند: پروردگار ما خداوند است سپس [[پایداری]] کردند، فرود می‌آیند که نهراسید و اندوهناک نباشید و شما را به بهشتی که وعده می‌دادند مژده باد!  ما دوستان شما در این جهان و در جهان واپسینیم و در آنجا هر چه دلتان بخواهد هست و هر چه درخواست  کنید دارید؛ سوره فصلت، آیه ۳۰ - ۳۱.</ref> و بالاخره توفیق یابی در انجام نیکیها {{عربی|﴿{{متن قرآن| فَأَمَّا مَن أَعْطَى وَاتَّقَى وَصَدَّقَ بِالْحُسْنَى فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْيُسْرَى}}﴾}}<ref> امّا آنکه بخشش کند و پرهیزگاری ورزد، و آن وعده نیکوترین (بهشت) را راست بشمارد زودا که او را در راه (خیر و) آسانی قرار دهیم؛ سوره لیل، آیه ۵ - ۷.</ref> امدادهای الهی است که با وجود این شرط جامه تحقق می‌پوشد. در آیه {{عربی|﴿{{متن قرآن| بَلَى إِن تَصْبِرُواْ وَتَتَّقُواْ وَيَأْتُوكُم مِّن فَوْرِهِمْ هَذَا يُمْدِدْكُمْ رَبُّكُم بِخَمْسَةِ آلافٍ مِّنَ الْمَلائِكَةِ مُسَوِّمِينَ }}﴾}}<ref> چرا؛ بی‌گمان بسنده است و اگر شکیبایی کنید و پرهیزگاری ورزید و آنان چنین شتابان به سوی شما آیند خداوند شما را با پنج هزار فرشته نشانگذار  یاری خواهد رساند؛ سوره آل عمران، آیه ۱۲۵.</ref> که مربوط به جنگ احد است، شرطهایی را ذکر کرده که از جمله آنها [[پارسایی]] است؛ لکن چون این شرطها محقق نشد، [[امداد غیبی]] خدا به ۵۰۰۰ فرشته نیز شامل حال مسلمانان نگشت <ref>تفسیر قرطبی، ج ۴، ص ۱۲۵؛ تفسیر الکبیر، ج ۸ ، ص ۲۱۵.</ref>. اگر [[فرشتگان]] به کمک آنها می‌آمدند، قسمت عمده لشکر پیامبر در این نبرد، شکست نمی‌خوردند <ref>تفسیر مراغی، ج ۴، ص ۵۷ ـ ۵۸ .</ref> برخی مفسران این آیه را درباره بدر دانسته‌اند؛ لکن در مفاد آن که مشروط کردن [[امداد غیبی]] در قالب فرود ۵۰۰۰ فرشته به سه شرط و از جمله پروا پیشگی است تردیدی ندارند<ref>المیزان، ج ۴، ص ۸ .</ref> در بخشیدن میزان شناخت حق از باطل {{عربی|﴿{{متن قرآن| يَا أَيُهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِن تَتَّقُواْ اللَّهَ يَجْعَل لَّكُمْ فُرْقَاناً وَيُكَفِّرْ عَنكُمْ سَيِّئَاتِكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ }}﴾}}<ref> ای مؤمنان! اگر از خداوند پروا کنید در شما نیروی شناخت درستی از نادرستی می‌نهد  و از گناهانتان چشم می‌پوشد و شما را می‌آمرزد و خداوند دارای بخشش سترگ است؛ سوره انفال، آیه۲۹.</ref> نیز عنصر تقوا مطرح شده و تحقق آنها را بدان مشروط کرده است<ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]،  ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>.


===[[پایداری]]===
===[[پایداری]]===
خط ۱۶۲: خط ۱۶۲:


===[[جهاد]]===
===[[جهاد]]===
*تلاش و کوششی که انسان را به زحمت زیاد اندازد "[[جهاد]]"، راه رسیدن به هدایت الهی است: {{عربی|﴿{{متن قرآن| وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ }}﴾}}<ref> و راه‌های خویش را به آنان که در (راه) ما بکوشند می‌نماییم و بی‌گمان خداوند با نیکوکاران است ؛ سوره عنکبوت، آیه۶۹.</ref> [[جهاد]] شامل مبارزه با دشمنان حق در میدان کارزار، جنگ با هوا و هوس در میدان [[جهاد]] با نفس، و [[جهاد]] و تلاش در راه کسب علم و معرفت می‌شود. بدون شک مجاهدان در این عرصه‌ها، مشمول امدادهای غیبی در لباس "هدایت بخشی" خواهند شد<ref>نمونه، ج ۱۶، ص ۳۴۸ ـ ۳۴۹.</ref>. در جایی دیگر قرآن شرط بهره‌مندی از [[امداد غیبی]] را یاری خداوند (یاری دین) دانسته است: {{عربی|﴿{{متن قرآن| يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِن تَنصُرُوا اللَّهَ يَنصُرْكُمْ وَيُثَبِّتْ أَقْدَامَكُمْ }}﴾}}<ref> ای مؤمنان! اگر (دین) خداوند را یاری کنید او نیز شما را یاری می‌کند و گام‌هایتان را استوار می‌دارد ؛ سوره محمد، آیه۷.</ref><ref>الفرقان، ج ۲۶ ـ ۲۷، ص ۹۱ ـ ۹۲.</ref>شایان ذکر است که از جمله شرایط [[جهاد]] پاکی انگیزه‌هاست: {{عربی|﴿{{متن قرآن| وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ }}﴾}}<ref> و راه‌های خویش را به آنان که در (راه) ما بکوشند می‌نماییم و بی‌گمان خداوند با نیکوکاران است؛ سوره عنکبوت، آیه۶۹.</ref><ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]،  ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>.
*تلاش و کوششی که انسان را به زحمت زیاد اندازد "[[جهاد]]"، راه رسیدن به هدایت الهی است: {{عربی|﴿{{متن قرآن| وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ }}﴾}}<ref> و راه‌های خویش را به آنان که در (راه) ما بکوشند می‌نماییم و بی‌گمان خداوند با نیکوکاران است؛ سوره عنکبوت، آیه۶۹.</ref> [[جهاد]] شامل مبارزه با دشمنان حق در میدان کارزار، جنگ با هوا و هوس در میدان [[جهاد]] با نفس، و [[جهاد]] و تلاش در راه کسب علم و معرفت می‌شود. بدون شک مجاهدان در این عرصه‌ها، مشمول امدادهای غیبی در لباس "هدایت بخشی" خواهند شد<ref>نمونه، ج ۱۶، ص ۳۴۸ ـ ۳۴۹.</ref>. در جایی دیگر قرآن شرط بهره‌مندی از [[امداد غیبی]] را یاری خداوند (یاری دین) دانسته است: {{عربی|﴿{{متن قرآن| يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِن تَنصُرُوا اللَّهَ يَنصُرْكُمْ وَيُثَبِّتْ أَقْدَامَكُمْ }}﴾}}<ref> ای مؤمنان! اگر (دین) خداوند را یاری کنید او نیز شما را یاری می‌کند و گام‌هایتان را استوار می‌دارد؛ سوره محمد، آیه۷.</ref><ref>الفرقان، ج ۲۶ ـ ۲۷، ص ۹۱ ـ ۹۲.</ref>شایان ذکر است که از جمله شرایط [[جهاد]] پاکی انگیزه‌هاست: {{عربی|﴿{{متن قرآن| وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ }}﴾}}<ref> و راه‌های خویش را به آنان که در (راه) ما بکوشند می‌نماییم و بی‌گمان خداوند با نیکوکاران است؛ سوره عنکبوت، آیه۶۹.</ref><ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]،  ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>.


===[[مخلَص بودن]]===
===[[مخلَص بودن]]===
خط ۱۶۸: خط ۱۶۸:


==هدف از امدادهای غیبی==
==هدف از امدادهای غیبی==
*بدون تردید، کمکهای ویژه الهی هدف‌هایی دارد، زیرا هیچ کار خدای حکیم بی‌هدف نیست. تقویت آیين حق و دین خدا {{عربی|﴿{{متن قرآن| ثُمَّ نُنَجِّي رُسُلَنَا وَالَّذِينَ آمَنُواْ كَذَلِكَ حَقًّا عَلَيْنَا نُنجِ الْمُؤْمِنِينَ}}﴾}}<ref> سپس پیامبرانمان و مؤمنان را رهایی می‌بخشیم؛ بدین‌گونه بنا به حقّی که بر عهده ماست مؤمنان را رهایی می‌بخشیم؛ سوره یونس، آیه۱۰۳.</ref>، سرافکنده ساختن دشمنان حق و قطع ریشه آنها: {{عربی|﴿{{متن قرآن| وَجَعَلَ كَلِمَةَ الَّذِينَ كَفَرُواْ السُّفْلَى }}﴾}}<ref> سخن کافران را فروتر نهاد؛ سوره توبه، آیه۴۰.</ref>، یادآوری نعمتهای خدا و شکرگزاری در برابر آنها {{عربی|﴿{{متن قرآن| وَاذْكُرُواْ نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنتُمْ أَعْدَاء فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُم بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا وَكُنتُمْ عَلَىَ شَفَا حُفْرَةٍ مِّنَ النَّارِ فَأَنقَذَكُم مِّنْهَا}}﴾}}<ref> و نعمت‌های خداوند را بر خود فرا یاد آورید که دشمنان (همدیگر) بودید و خداوند دل‌های شما را الفت داد و به نعمت او با هم برادر شدید و در لبه پرتگاهی از آتش بودید که شما را از آن رهانید؛ سوره آل عمران، آیه ۱۰۳.</ref>، توجّه به قدرت خدا و در نتیجه، رسیدن به آرامش روحی و اطمینان خاطر {{عربی|﴿{{متن قرآن| ثُمَّ أَنزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَى رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَأَنزَلَ جُنُودًا لَّمْ تَرَوْهَا وَعَذَّبَ الَّذِينَ كَفَرُواْ وَذَلِكَ جَزَاء الْكَافِرِينَ }}﴾}}<ref> آنگاه خداوند آرامش خویش را بر پیامبر خود و بر مؤمنان فرو فرستاد و سپاهیانی را که آنان را نمی‌دیدید؛ فرود آورد و کافران را به عذاب افکند و آن، کیفر کافران است؛ سوره توبه، آیه ۲۶.</ref> و {{عربی|﴿{{متن قرآن| وَجَعَلَ كَلِمَةَ الَّذِينَ كَفَرُواْ السُّفْلَى }}﴾}}<ref> سخن کافران را فروتر نهاد؛ سوره توبه، آیه۴۰.</ref> و نیز آزمایش مردم {{عربی|﴿{{متن قرآن| أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تَدْخُلُواْ الْجَنَّةَ وَلَمَّا يَأْتِكُم مَّثَلُ الَّذِينَ خَلَوْا مِن قَبْلِكُم مَّسَّتْهُمُ الْبَأْسَاء وَالضَّرَّاء وَزُلْزِلُواْ حَتَّى يَقُولَ الرَّسُولُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ مَعَهُ مَتَى نَصْرُ اللَّهِ أَلا إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَرِيبٌ}}﴾}}<ref> آیا گمان می‌کنید به بهشت در خواهید آمد با آنکه هنوز داستان کسانی که پیش از شما در گذشتند بر سر شما نیامده است؟ به آنان سختی و رنج رسید و لرزانده  شدند تا جایی که پیامبر و مؤمنان همراه وی می‌گفتند: یاری خداوند کی در می‌رسد؟ آگاه باشید که یاری خداوند نزدیک است؛ سوره بقره، آیه ۲۱۴.</ref> از اهداف امدادهاى غیبی است. برخی در تفسیر آیه {{عربی|﴿{{متن قرآن| لْيَقْطَعَ طَرَفًا مِّنَ الَّذِينَ كَفَرُواْ أَوْ يَكْبِتَهُمْ فَيَنقَلِبُواْ خَائِبِينَ }}﴾}}<ref> تا پاره‌ای از کافران را از میان بردارد یا خوار سازد و به نومیدی باز گردند؛ سوره آل عمران، آیه۱۲۷.</ref> گفته‌اند: منظور این آیه، بیان علت نهایی این‌گونه کمکهاست، که عبارت از تفرقه و جدایی میان دشمنان است، حال یا [[ایمان]] می‌آورند یا سرکوب و سرافکنده شده و تهیدست و نومید به عقب باز می‌گردند، و با این امدادها توحید در دنیای شرک و کفر راه باز کرده و جای می‌گیرد <ref>پرتوی از قرآن، ج ۳، ص ۳۲۲ ـ ۳۲۳.</ref> . برخی نیز درباره اصحاب فیل می‌نویسند: در فرستادن سپاه پرندگان که با سنگ ریزه‌های خود لشکر بزرگ ابرهه و پیل سواران را نابود می‌ساختند، یادآوری بزرگی و قدرت خداوند و حقانیت آیين او مورد توجه بوده است <ref>نمونه، ج ۲۷، ص ۳۳۸.</ref>؛ چنان‌که خداوند در مورد جنگ بدر و رویارویی مسلمانان با سپاه مشرکان فرموده است: اراده خداوند احقاق حق و قطع دنباله کافران است: {{عربی|﴿{{متن قرآن| وَيُرِيدُ اللَّهُ أَن يُحِقَّ الْحَقَّ بِكَلِمَاتِهِ وَيَقْطَعَ دَابِرَ الْكَافِرِينَ }}﴾}}<ref> اما خداوند می‌خواست که حقّ را با کلمات خویش تحقّق بخشد و ریشه کافران را بر کند ؛ سوره انفال، آیه۷.</ref> و به شکلی روشن‌تر در آیه ۴۰ سوره توبه، که سخن از یاری [[پیامبر خاتم|پیامبر اکرم]]{{صل}} در غار ثور است می‌فرماید: پس خدا آرامش خود را بر او فرو فرستاد و او را با سپاهی که آنها را نمی‌دیدید تأیيد کرد و سخن آنها را که کافر گشتند پست‌تر گردانید و سخن خداست که برتر است و خدا شکست‌ناپذیر و استوار کار است: {{عربی|﴿{{متن قرآن| فَأَنزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ وَأَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَّمْ تَرَوْهَا وَجَعَلَ كَلِمَةَ الَّذِينَ كَفَرُواْ السُّفْلَى وَكَلِمَةُ اللَّهِ هِيَ الْعُلْيَا وَاللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ}}﴾}}<ref> خداوند آرامش خود را بر او فرو فرستاد و وی را با سپاهی که آنان را نمی‌دیدید پشتیبانی کرد و سخن کافران را فروتر نهاد و سخن  خداوند است که فراتر است و خداوند پیروزمندی فرزانه است؛ سوره توبه، آیه ۴۰</ref><ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]،  ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>.
*بدون تردید، کمکهای ویژه الهی هدف‌هایی دارد، زیرا هیچ کار خدای حکیم بی‌هدف نیست. تقویت آیين حق و دین خدا {{عربی|﴿{{متن قرآن| ثُمَّ نُنَجِّي رُسُلَنَا وَالَّذِينَ آمَنُواْ كَذَلِكَ حَقًّا عَلَيْنَا نُنجِ الْمُؤْمِنِينَ}}﴾}}<ref> سپس پیامبرانمان و مؤمنان را رهایی می‌بخشیم؛ بدین‌گونه بنا به حقّی که بر عهده ماست مؤمنان را رهایی می‌بخشیم؛ سوره یونس، آیه۱۰۳.</ref>، سرافکنده ساختن دشمنان حق و قطع ریشه آنها: {{عربی|﴿{{متن قرآن| وَجَعَلَ كَلِمَةَ الَّذِينَ كَفَرُواْ السُّفْلَى }}﴾}}<ref> سخن کافران را فروتر نهاد؛ سوره توبه، آیه۴۰.</ref>، یادآوری نعمتهای خدا و شکرگزاری در برابر آنها {{عربی|﴿{{متن قرآن| وَاذْكُرُواْ نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنتُمْ أَعْدَاء فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُم بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا وَكُنتُمْ عَلَىَ شَفَا حُفْرَةٍ مِّنَ النَّارِ فَأَنقَذَكُم مِّنْهَا}}﴾}}<ref> و نعمت‌های خداوند را بر خود فرا یاد آورید که دشمنان (همدیگر) بودید و خداوند دل‌های شما را الفت داد و به نعمت او با هم برادر شدید و در لبه پرتگاهی از آتش بودید که شما را از آن رهانید؛ سوره آل عمران، آیه ۱۰۳.</ref>، توجّه به قدرت خدا و در نتیجه، رسیدن به آرامش روحی و اطمینان خاطر {{عربی|﴿{{متن قرآن| ثُمَّ أَنزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَى رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَأَنزَلَ جُنُودًا لَّمْ تَرَوْهَا وَعَذَّبَ الَّذِينَ كَفَرُواْ وَذَلِكَ جَزَاء الْكَافِرِينَ }}﴾}}<ref> آنگاه خداوند آرامش خویش را بر پیامبر خود و بر مؤمنان فرو فرستاد و سپاهیانی را که آنان را نمی‌دیدید؛ فرود آورد و کافران را به عذاب افکند و آن، کیفر کافران است؛ سوره توبه، آیه ۲۶.</ref> و {{عربی|﴿{{متن قرآن| وَجَعَلَ كَلِمَةَ الَّذِينَ كَفَرُواْ السُّفْلَى }}﴾}}<ref> سخن کافران را فروتر نهاد؛ سوره توبه، آیه۴۰.</ref> و نیز آزمایش مردم {{عربی|﴿{{متن قرآن| أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تَدْخُلُواْ الْجَنَّةَ وَلَمَّا يَأْتِكُم مَّثَلُ الَّذِينَ خَلَوْا مِن قَبْلِكُم مَّسَّتْهُمُ الْبَأْسَاء وَالضَّرَّاء وَزُلْزِلُواْ حَتَّى يَقُولَ الرَّسُولُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ مَعَهُ مَتَى نَصْرُ اللَّهِ أَلا إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَرِيبٌ}}﴾}}<ref> آیا گمان می‌کنید به بهشت در خواهید آمد با آنکه هنوز داستان کسانی که پیش از شما در گذشتند بر سر شما نیامده است؟ به آنان سختی و رنج رسید و لرزانده  شدند تا جایی که پیامبر و مؤمنان همراه وی می‌گفتند: یاری خداوند کی در می‌رسد؟ آگاه باشید که یاری خداوند نزدیک است؛ سوره بقره، آیه ۲۱۴.</ref> از اهداف امدادهاى غیبی است. برخی در تفسیر آیه {{عربی|﴿{{متن قرآن| لْيَقْطَعَ طَرَفًا مِّنَ الَّذِينَ كَفَرُواْ أَوْ يَكْبِتَهُمْ فَيَنقَلِبُواْ خَائِبِينَ }}﴾}}<ref> تا پاره‌ای از کافران را از میان بردارد یا خوار سازد و به نومیدی باز گردند؛ سوره آل عمران، آیه۱۲۷.</ref> گفته‌اند: منظور این آیه، بیان علت نهایی این‌گونه کمکهاست، که عبارت از تفرقه و جدایی میان دشمنان است، حال یا [[ایمان]] می‌آورند یا سرکوب و سرافکنده شده و تهیدست و نومید به عقب باز می‌گردند، و با این امدادها توحید در دنیای شرک و کفر راه باز کرده و جای می‌گیرد <ref>پرتوی از قرآن، ج ۳، ص ۳۲۲ ـ ۳۲۳.</ref> . برخی نیز درباره اصحاب فیل می‌نویسند: در فرستادن سپاه پرندگان که با سنگ ریزه‌های خود لشکر بزرگ ابرهه و پیل سواران را نابود می‌ساختند، یادآوری بزرگی و قدرت خداوند و حقانیت آیين او مورد توجه بوده است <ref>نمونه، ج ۲۷، ص ۳۳۸.</ref>؛ چنان‌که خداوند در مورد جنگ بدر و رویارویی مسلمانان با سپاه مشرکان فرموده است: اراده خداوند احقاق حق و قطع دنباله کافران است: {{عربی|﴿{{متن قرآن| وَيُرِيدُ اللَّهُ أَن يُحِقَّ الْحَقَّ بِكَلِمَاتِهِ وَيَقْطَعَ دَابِرَ الْكَافِرِينَ }}﴾}}<ref> اما خداوند می‌خواست که حقّ را با کلمات خویش تحقّق بخشد و ریشه کافران را بر کند؛ سوره انفال، آیه۷.</ref> و به شکلی روشن‌تر در آیه ۴۰ سوره توبه، که سخن از یاری [[پیامبر خاتم|پیامبر اکرم]]{{صل}} در غار ثور است می‌فرماید: پس خدا آرامش خود را بر او فرو فرستاد و او را با سپاهی که آنها را نمی‌دیدید تأیيد کرد و سخن آنها را که کافر گشتند پست‌تر گردانید و سخن خداست که برتر است و خدا شکست‌ناپذیر و استوار کار است: {{عربی|﴿{{متن قرآن| فَأَنزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ وَأَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَّمْ تَرَوْهَا وَجَعَلَ كَلِمَةَ الَّذِينَ كَفَرُواْ السُّفْلَى وَكَلِمَةُ اللَّهِ هِيَ الْعُلْيَا وَاللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ}}﴾}}<ref> خداوند آرامش خود را بر او فرو فرستاد و وی را با سپاهی که آنان را نمی‌دیدید پشتیبانی کرد و سخن کافران را فروتر نهاد و سخن  خداوند است که فراتر است و خداوند پیروزمندی فرزانه است؛ سوره توبه، آیه ۴۰</ref><ref>[[محمد حسن ناصحی|ناصحی، محمد حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]،  ج ۴، ص ۲۹۹ - ۳۲۴.</ref>.


==منابع==
==منابع==
۲۲۴٬۹۰۳

ویرایش