پرش به محتوا

آیا اعتقاد به علم غیب امام غلو نیست؟ (پرسش): تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - ':{{عربی|﴿' به ': {{عربی|﴿'
جز (جایگزینی متن - ' ؛' به '؛')
جز (جایگزینی متن - ':{{عربی|﴿' به ': {{عربی|﴿')
خط ۸۹: خط ۸۹:
:::::#علم خدا واجب البقاء و علم خلق جایز الفناست.
:::::#علم خدا واجب البقاء و علم خلق جایز الفناست.
:::::#در علم خدا تغییر ممتنع است ولی در علم خلق تبدّل ممکن می‌باشد<ref>احمد رضا بریلوی، الدولة المکیة، ص۲۱۲.</ref>.
:::::#در علم خدا تغییر ممتنع است ولی در علم خلق تبدّل ممکن می‌باشد<ref>احمد رضا بریلوی، الدولة المکیة، ص۲۱۲.</ref>.
::::::*[[عثمان الخمیس]] می‌گوید که: روی الکلینی فی الکافی {{عربی|اندازه=150%|«عَنْ‏ جَعْفَرِ بْنِ‏ مُحَمَّدٍ أَنَّهُ‏ قَال‏: عِنْدَنَا عِلْمَ مَا كَانَ وَ عِلْمَ مَا هُوَ كَائِنٌ‏ إِلَى‏ أَنْ‏ تَقُومَ‏ السَّاعَةُ ‏‏‏»}}<ref>کافی، ج۱، ص۲۳۹.</ref>. بعد شروع می‌کند به مسخره کردن که شیعه را ببینید که چکار می‌کند! قرآن می‌گوید:{{عربی|﴿{{متن قرآن|وَعِندَهُ مَفَاتِحُ الْغَيْبِ لاَ يَعْلَمُهَا إِلاَّ هُوَ }}﴾}} شیعه می‌گوید که [[ائمه]] ما می‌گویند ما تمام علوم را تا قیامت دارا هستیم. آیا این غلو نیست؟ آیا این، [[ائمه]] را در رتبه خدا نگه داشتن نیست؟ و خیلی أراجیف دیگر که می‌گوید. ما در جواب عرض می‌کنیم که چنانچه شیعه برای آقا [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} که به نص آیه تطهیر که در صحیح بخاری و مسلم آمده، در حق [[اهل بیت]]{{عم}} آمده، خدا شهادت بر طهارت آنها داده، خدا شهادت داده که آنهااز هر پلیدی ظاهری و باطنی منزه‌اند؛ خدای عالم [[علی]]{{ع}} را در آیه مباهله نفس [[رسول اکرم]]{{صل}} می‌داند؛ خدای عالم، وقتی [[رسول اکرم]]{{صل}} می‌خواهد برای مباهله برود، برای اثبات نبوتش، [[علی]] و [[فاطمه]] و [[حسن]] و [[حسین]]{{عم}} را انتخاب می‌کند و می‌برد. اگر ما برای اینها گفتیم که [[علم غیب]] دارند و از آینده خبر دارند تا قیامت، آیا این کفر و شرک است و قتل شیعه بخاطر این واجب؟! ولی اگر خودتا مشابه این قضایا را نقل کردید برای افرادی که دوست‌ دار آنها هستید، هیچ اشکالی ندارد. آنها در رابطه با حذیفه و [[ابو سعید خدری]] که مدتی قبل از اسلام، بت پرست و مشرک بودند، به برکت اسلام به طرف خداوند و توحید گرویدند، غلو نمایند اشکالی ندارد! ملاحظه بفرمائید: در سنن ترمذی که از صحاح سته است، ‌در کتاب مسند [[احمد بن حنبل]] که رئیس حنابله است که می‌گوید هر کتاب صحیح بود من در کتابم جمع کردم، نقل می‌کنند از قول [[حذیفه یمانی]]: خبر داد ما را به هرچه که تا روز قیامت برای امتش اتفاق خواهد افتاد<ref>{{عربی|اندازه=130%|«قام فینا [[رسول الله]]{{صل}} فأخبرنا بما یکون فی أمته إلی یوم القیامة»}}؛ مسند احمد، ج۴، ص۲۵۴؛ سنن ترمذی، ج۳، ص۳۲۷؛ مستدرک حاکم، ج۴، ص۴۷۲.</ref>. خبر دارد مرا [[رسول الله]] به هرچه که تا روز قیامت اتفاق خواهد افتاد<ref>{{عربی|اندازه=130%|«عن حذیفه: أخبرنی رسول الله بما هو کائن إلی یوم القیامة»}}؛ تاریخ دمشق، ج۱۲ ص۲۶۶؛ مسند احمد، ج۵ ص۴۰۱؛ انفاق الاسماء، ج۹ ص۳۲۵.</ref>. چرا این غلو نیست و [[اهل سنت]] مشرک و کافر نیستند و قتلشان واجب، ولی وقتی ما می‌گویئم که [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} آگاه به علوم الی یوم القیامة است، شرکمان ثابت و قتلمان واجب؟! باز هم از [[حذیفه یمانی]] که می‌گوید: قسم به خدا من عالم‌ترین بشر هستم به تمام اتفاقاتی که از الان تا قیامت اتفاق می‌افتد<ref>{{عربی|اندازه=130%|«و الله لإنی أعلم الناس بکل فتنة هی کائنة فیما بینی و بین الساعة»}}.</ref>.
::::::*[[عثمان الخمیس]] می‌گوید که: روی الکلینی فی الکافی {{عربی|اندازه=150%|«عَنْ‏ جَعْفَرِ بْنِ‏ مُحَمَّدٍ أَنَّهُ‏ قَال‏: عِنْدَنَا عِلْمَ مَا كَانَ وَ عِلْمَ مَا هُوَ كَائِنٌ‏ إِلَى‏ أَنْ‏ تَقُومَ‏ السَّاعَةُ ‏‏‏»}}<ref>کافی، ج۱، ص۲۳۹.</ref>. بعد شروع می‌کند به مسخره کردن که شیعه را ببینید که چکار می‌کند! قرآن می‌گوید: {{عربی|﴿{{متن قرآن|وَعِندَهُ مَفَاتِحُ الْغَيْبِ لاَ يَعْلَمُهَا إِلاَّ هُوَ }}﴾}} شیعه می‌گوید که [[ائمه]] ما می‌گویند ما تمام علوم را تا قیامت دارا هستیم. آیا این غلو نیست؟ آیا این، [[ائمه]] را در رتبه خدا نگه داشتن نیست؟ و خیلی أراجیف دیگر که می‌گوید. ما در جواب عرض می‌کنیم که چنانچه شیعه برای آقا [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} که به نص آیه تطهیر که در صحیح بخاری و مسلم آمده، در حق [[اهل بیت]]{{عم}} آمده، خدا شهادت بر طهارت آنها داده، خدا شهادت داده که آنهااز هر پلیدی ظاهری و باطنی منزه‌اند؛ خدای عالم [[علی]]{{ع}} را در آیه مباهله نفس [[رسول اکرم]]{{صل}} می‌داند؛ خدای عالم، وقتی [[رسول اکرم]]{{صل}} می‌خواهد برای مباهله برود، برای اثبات نبوتش، [[علی]] و [[فاطمه]] و [[حسن]] و [[حسین]]{{عم}} را انتخاب می‌کند و می‌برد. اگر ما برای اینها گفتیم که [[علم غیب]] دارند و از آینده خبر دارند تا قیامت، آیا این کفر و شرک است و قتل شیعه بخاطر این واجب؟! ولی اگر خودتا مشابه این قضایا را نقل کردید برای افرادی که دوست‌ دار آنها هستید، هیچ اشکالی ندارد. آنها در رابطه با حذیفه و [[ابو سعید خدری]] که مدتی قبل از اسلام، بت پرست و مشرک بودند، به برکت اسلام به طرف خداوند و توحید گرویدند، غلو نمایند اشکالی ندارد! ملاحظه بفرمائید: در سنن ترمذی که از صحاح سته است، ‌در کتاب مسند [[احمد بن حنبل]] که رئیس حنابله است که می‌گوید هر کتاب صحیح بود من در کتابم جمع کردم، نقل می‌کنند از قول [[حذیفه یمانی]]: خبر داد ما را به هرچه که تا روز قیامت برای امتش اتفاق خواهد افتاد<ref>{{عربی|اندازه=130%|«قام فینا [[رسول الله]]{{صل}} فأخبرنا بما یکون فی أمته إلی یوم القیامة»}}؛ مسند احمد، ج۴، ص۲۵۴؛ سنن ترمذی، ج۳، ص۳۲۷؛ مستدرک حاکم، ج۴، ص۴۷۲.</ref>. خبر دارد مرا [[رسول الله]] به هرچه که تا روز قیامت اتفاق خواهد افتاد<ref>{{عربی|اندازه=130%|«عن حذیفه: أخبرنی رسول الله بما هو کائن إلی یوم القیامة»}}؛ تاریخ دمشق، ج۱۲ ص۲۶۶؛ مسند احمد، ج۵ ص۴۰۱؛ انفاق الاسماء، ج۹ ص۳۲۵.</ref>. چرا این غلو نیست و [[اهل سنت]] مشرک و کافر نیستند و قتلشان واجب، ولی وقتی ما می‌گویئم که [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} آگاه به علوم الی یوم القیامة است، شرکمان ثابت و قتلمان واجب؟! باز هم از [[حذیفه یمانی]] که می‌گوید: قسم به خدا من عالم‌ترین بشر هستم به تمام اتفاقاتی که از الان تا قیامت اتفاق می‌افتد<ref>{{عربی|اندازه=130%|«و الله لإنی أعلم الناس بکل فتنة هی کائنة فیما بینی و بین الساعة»}}.</ref>.
::::::آقای [[عثمان الخمیس]] حاضر است که بگوید حذیفه غلو کرده و قتلش واجب است؟! یا در مورد او توجیه می‌کنید که صحابه [[رسول اکرم]]{{صل}} بوده و حق دارد بگوید و خود [[رسول اکرم]]{{صل}} فرموده:{{عربی|اندازه=150%|«أَصْحَابِي‏ كَالنُّجُومِ‏ بِأَيِّهِمْ‏ اقْتَدَيْتُمْ‏ اهْتَدَيْتُم‏‏‏‏»}} ولی آقا [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} جزء صحابه نیست و حق ندارد بگوید و اگر گفت که من تا روز قیامت از اتفاقات و حوادث خبر دارم، نادرست است و او نگفته و شیعیان این را از خودشان در آورده اند!!! اگر شاه اسمعیل دنبال غلو می‌گردد، ما برایش راهنمائی می‌کنیم که غلو این نیست که شیعیان در مورد [[ائمه]]{{عم}} قائل هستند، غلو این است که جناب مالک، ‌امام مالکی‌ها افاضه می‌فرماید: هیچ شبی من نخوابیدم، مگر آنکه [[رسول اکرم]]{{صل}} را در خواب دیدم.
::::::آقای [[عثمان الخمیس]] حاضر است که بگوید حذیفه غلو کرده و قتلش واجب است؟! یا در مورد او توجیه می‌کنید که صحابه [[رسول اکرم]]{{صل}} بوده و حق دارد بگوید و خود [[رسول اکرم]]{{صل}} فرموده:{{عربی|اندازه=150%|«أَصْحَابِي‏ كَالنُّجُومِ‏ بِأَيِّهِمْ‏ اقْتَدَيْتُمْ‏ اهْتَدَيْتُم‏‏‏‏»}} ولی آقا [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} جزء صحابه نیست و حق ندارد بگوید و اگر گفت که من تا روز قیامت از اتفاقات و حوادث خبر دارم، نادرست است و او نگفته و شیعیان این را از خودشان در آورده اند!!! اگر شاه اسمعیل دنبال غلو می‌گردد، ما برایش راهنمائی می‌کنیم که غلو این نیست که شیعیان در مورد [[ائمه]]{{عم}} قائل هستند، غلو این است که جناب مالک، ‌امام مالکی‌ها افاضه می‌فرماید: هیچ شبی من نخوابیدم، مگر آنکه [[رسول اکرم]]{{صل}} را در خواب دیدم.
::::::جناب شعرانی در کتاب المیزان که از کتاب های معتبر [[اهل سنت]] است نقل می‌کند از یکی از علمای بزرگشان به نام [[ناصر الدین لقانی]]، ایشان وقتی از دنیا رفت، می‌گوید: یکی از یارانش او را در خواب دید و گفت جناب شیخ الاسلام ناصر الدین، وقتی مُردی، بر تو چه گذشت؟ گفت: وقتی من مُردم و مرا وارد قبر کردند، دو ملک آمدند و شروع کردند از من به حساب و کتاب کردن که چه کار کردی؟ یک دفعه دیدم جناب مالک، رئیس مالکی‌ها وارد شد و یک تشر زد به این دو ملائکه و گفت: از مثل این شیخ الاسلام شما باید سؤال کنید!؟ دور شوید از او؛ این ملائکه به خود لرزیدند و دور شدند. "یعنی من هم در روضه رضوان خدا هستم الان"<ref>المیزان شعرانی، ج۱، ص۴۶؛ مشارق الانوار ص۲۸۸.</ref>.
::::::جناب شعرانی در کتاب المیزان که از کتاب های معتبر [[اهل سنت]] است نقل می‌کند از یکی از علمای بزرگشان به نام [[ناصر الدین لقانی]]، ایشان وقتی از دنیا رفت، می‌گوید: یکی از یارانش او را در خواب دید و گفت جناب شیخ الاسلام ناصر الدین، وقتی مُردی، بر تو چه گذشت؟ گفت: وقتی من مُردم و مرا وارد قبر کردند، دو ملک آمدند و شروع کردند از من به حساب و کتاب کردن که چه کار کردی؟ یک دفعه دیدم جناب مالک، رئیس مالکی‌ها وارد شد و یک تشر زد به این دو ملائکه و گفت: از مثل این شیخ الاسلام شما باید سؤال کنید!؟ دور شوید از او؛ این ملائکه به خود لرزیدند و دور شدند. "یعنی من هم در روضه رضوان خدا هستم الان"<ref>المیزان شعرانی، ج۱، ص۴۶؛ مشارق الانوار ص۲۸۸.</ref>.
۲۲۷٬۳۸۰

ویرایش