نصب امام: تفاوت میان نسخه‌ها

۲ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۶ مهٔ ۲۰۱۹
جز
جایگزینی متن - ':{{عربی|﴿' به ': {{عربی|﴿'
جز (جایگزینی متن - '{{عربی|اندازه=100%|' به '{{عربی|')
جز (جایگزینی متن - ':{{عربی|﴿' به ': {{عربی|﴿')
خط ۱۵: خط ۱۵:
===وجود [[آیات]] ظاهر در [[نصب]]===
===وجود [[آیات]] ظاهر در [[نصب]]===
* [[قرآن کریم]] با [[آیات]] متعددی بر [[انتصابی بودن]] [[امامت]] [[امام علی|حضرت علی]]{{ع}} دلالت می‌‌کند که به برخی اشاره می‌‌شود:
* [[قرآن کریم]] با [[آیات]] متعددی بر [[انتصابی بودن]] [[امامت]] [[امام علی|حضرت علی]]{{ع}} دلالت می‌‌کند که به برخی اشاره می‌‌شود:
#'''[[آیه تطهیر]]:''' یکی از [[آیات]] معروف درباره [[اهل بیت]]، [[آیه تطهیر]] است که در آن [[خداوند]] [[اهل بیت]] [[نبوت]] را از هر گونه رجس و آلودگی مبرا و تطهیر نموده است:{{عربی|﴿{{متن قرآن|إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا}}﴾}}<ref> جز این نیست که خداوند می‌خواهد از شما اهل بیت هر پلیدی را بزداید و شما را به شایستگی پاک گرداند؛ سوره احزاب، آیه:۳۳.</ref>. آیه شریفه [[عصمت]] [[اهل بیت]] [[پیامبر خاتم|پیامبر]]{{صل}} - [[امام علی|علی]]، [[فاطمه زهرا|فاطمه]]، [[امام حسن|حسن]] و [[امام حسین|حسین]]{{عم}} - را ثابت می‌‌کند. نزول آیه در این خصوص را تعدادی از [[صحابه]] نقل و به صورت [[متواتر]] در منابع [[سنی]] و [[شیعی]] ثبت و ضبط شده است. مثلاً [[ترمذی]] در صحیح خود گزارش می‌‌کند که [[آیه تطهیر]] در خانه [[ام سلمه]] نازل شد و [[پیامبر خاتم|پیامبر]]{{صل}}، [[امام علی|علی]]، [[فاطمه زهرا|فاطمه]]، [[امام حسن|حسن]] و [[امام حسین|حسین]]{{عم}} را [[دعوت]] و سپس عبایی را بر روی آنها کشید و فرمود: خدایا اینان [[اهل بیت]] من هستند <ref>صحیح ترمذی، ج ۵، ص ۳۲۷؛ تفسیر الدر المنثور، ذیل آیه؛ [[امام]] شناسی، ج ۳، صص ۱۶۲ - ۱۷۲.</ref>. [[امام علی]]{{ع}} به [[آیه شریفه]] فوق بارها برای اثبات [[مقام]] شامخ خود در برابر [[مخالفان]] خود مانند اهل [[سقیفه]] استناد می‌‌فرمود <ref>خوارزمی‌، المناقب، ص ۱۲۹.</ref>. به صورت متعدد در منابع [[اهل سنت]] نقل شده است که [[امام حسن]]{{ع}} بعد از [[شهادت]] [[حضرت علی]]{{ع}} در خطبه‌ای [[آیه تطهیر]] را بر خودشان [[اهل البیت]] تطبیق و [[تفسیر]] نموده است <ref>شواهد التنزیل، ج ۲، ص ۳۱؛ تاریخ مدینة دمشق، ج ۱۳، ص ۲۶۹؛ شرح [[نهج البلاغه]] [[ابن ابی الحدید]]، ج ۱۶، ص ۲۲، برای توضیح بیشتر ر.ک: علامه حسینی طهرانی، [[امام]] شناسی، ج ۳، ص ۱۴۱ به بعد.</ref>. لازمه تطهیر و طهارت [[اهل بیت]] از هر گونه رجس و آلودگی، [[عصمت]] آنان از هر گونه [[گناه]] و [[خطا]] است و آن نیز [[حجیت]] و [[لزوم اطاعت]] مطلق از آنان را ثابت می‌‌کند؛ چراکه در گفتار و فعل آن بزرگوار [[خطا]] و [[معصیت]] مطابق [[آیه شریفه]] نفی شده است. از این آیه [[مرجعیت علمی]] و [[مرجعیت دینی|دینی]] [[امامان]] ثابت می‌‌شود.  
#'''[[آیه تطهیر]]:''' یکی از [[آیات]] معروف درباره [[اهل بیت]]، [[آیه تطهیر]] است که در آن [[خداوند]] [[اهل بیت]] [[نبوت]] را از هر گونه رجس و آلودگی مبرا و تطهیر نموده است: {{عربی|﴿{{متن قرآن|إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا}}﴾}}<ref> جز این نیست که خداوند می‌خواهد از شما اهل بیت هر پلیدی را بزداید و شما را به شایستگی پاک گرداند؛ سوره احزاب، آیه:۳۳.</ref>. آیه شریفه [[عصمت]] [[اهل بیت]] [[پیامبر خاتم|پیامبر]]{{صل}} - [[امام علی|علی]]، [[فاطمه زهرا|فاطمه]]، [[امام حسن|حسن]] و [[امام حسین|حسین]]{{عم}} - را ثابت می‌‌کند. نزول آیه در این خصوص را تعدادی از [[صحابه]] نقل و به صورت [[متواتر]] در منابع [[سنی]] و [[شیعی]] ثبت و ضبط شده است. مثلاً [[ترمذی]] در صحیح خود گزارش می‌‌کند که [[آیه تطهیر]] در خانه [[ام سلمه]] نازل شد و [[پیامبر خاتم|پیامبر]]{{صل}}، [[امام علی|علی]]، [[فاطمه زهرا|فاطمه]]، [[امام حسن|حسن]] و [[امام حسین|حسین]]{{عم}} را [[دعوت]] و سپس عبایی را بر روی آنها کشید و فرمود: خدایا اینان [[اهل بیت]] من هستند <ref>صحیح ترمذی، ج ۵، ص ۳۲۷؛ تفسیر الدر المنثور، ذیل آیه؛ [[امام]] شناسی، ج ۳، صص ۱۶۲ - ۱۷۲.</ref>. [[امام علی]]{{ع}} به [[آیه شریفه]] فوق بارها برای اثبات [[مقام]] شامخ خود در برابر [[مخالفان]] خود مانند اهل [[سقیفه]] استناد می‌‌فرمود <ref>خوارزمی‌، المناقب، ص ۱۲۹.</ref>. به صورت متعدد در منابع [[اهل سنت]] نقل شده است که [[امام حسن]]{{ع}} بعد از [[شهادت]] [[حضرت علی]]{{ع}} در خطبه‌ای [[آیه تطهیر]] را بر خودشان [[اهل البیت]] تطبیق و [[تفسیر]] نموده است <ref>شواهد التنزیل، ج ۲، ص ۳۱؛ تاریخ مدینة دمشق، ج ۱۳، ص ۲۶۹؛ شرح [[نهج البلاغه]] [[ابن ابی الحدید]]، ج ۱۶، ص ۲۲، برای توضیح بیشتر ر.ک: علامه حسینی طهرانی، [[امام]] شناسی، ج ۳، ص ۱۴۱ به بعد.</ref>. لازمه تطهیر و طهارت [[اهل بیت]] از هر گونه رجس و آلودگی، [[عصمت]] آنان از هر گونه [[گناه]] و [[خطا]] است و آن نیز [[حجیت]] و [[لزوم اطاعت]] مطلق از آنان را ثابت می‌‌کند؛ چراکه در گفتار و فعل آن بزرگوار [[خطا]] و [[معصیت]] مطابق [[آیه شریفه]] نفی شده است. از این آیه [[مرجعیت علمی]] و [[مرجعیت دینی|دینی]] [[امامان]] ثابت می‌‌شود.  
#'''[[آیه منذر و هادی]]:''' دو وصف [[منذر]] "[[بیم دهنده]]" و [[هادی]] "[[هدایت کننده]]" از [[اوصاف]] [[پیامبران]] است که در [[قرآن]] نیز مورد تأکید قرار گرفته است:{{عربی|﴿{{متن قرآن|إِنَّمَا أَنتَ مُنذِرٌ وَلِكُلِّ قَوْمٍ هَادٍ}}﴾}}<ref> تو، تنها بیم‌دهنده‌ای و هر گروهی رهنمونی دارد؛ سوره رعد، آیه:۷.</ref>. در [[روایات]] متعدد [[فریقین]] از [[پیامبر خاتم|پیامبر]]{{صل}} گزارش شده است که آن حضرت خود را "منذر" و [[حضرت علی]]{{ع}} را "هادی" [[امت]] بعد از خود توصیف می‌‌کرد:{{عربی|" أَنْتَ الْهَادِي يَا عَلِيُّ بِكَ يَهْتَدِي الْمُهْتَدُونَ بَعْدِي"}} <ref>«اى على! تو آن هدايتگرى، پس از من، ره‌يافتگان، با تو هدايت مى‌شوند» تفسیر ابن کثیر، ج ۲، ص ۵۰۳؛ تفسیر طبری، ج۱۳، ص ۱۰۸؛ تفسیر [[روح]] المعانی، ج ۱۳، ص ۱۰۸؛ تفسیر ثعلبی، ج ۵، ص ۲۷۲؛ تاریخ مذینة دمشق، ج ۴۲، ص ۳۵۹.</ref>. وصف "هادی" در [[آیات]] [[قرآن]] و از جمله در این [[آیه شریفه]] در [[مقام]] بلند مانند [[پیامبران]] استعمال شده است. اما از آنجا که [[اسلام]] [[آیین خاتم]] است، [[حضرت علی]]{{ع}} هرچند [[پیامبر]] و دریافت کننده [[وحی]] نیست، اما مطابق صریح آیه و [[تفسیر]] و تطبیق [[پیامبر خاتم|پیامبر]]{{صل}}، [[حضرت علی]]{{ع}}، [[مقام]] "هادی" بعد از [[پیامبر خاتم|پیامبر]]{{صل}} را داراست.  
#'''[[آیه منذر و هادی]]:''' دو وصف [[منذر]] "[[بیم دهنده]]" و [[هادی]] "[[هدایت کننده]]" از [[اوصاف]] [[پیامبران]] است که در [[قرآن]] نیز مورد تأکید قرار گرفته است: {{عربی|﴿{{متن قرآن|إِنَّمَا أَنتَ مُنذِرٌ وَلِكُلِّ قَوْمٍ هَادٍ}}﴾}}<ref> تو، تنها بیم‌دهنده‌ای و هر گروهی رهنمونی دارد؛ سوره رعد، آیه:۷.</ref>. در [[روایات]] متعدد [[فریقین]] از [[پیامبر خاتم|پیامبر]]{{صل}} گزارش شده است که آن حضرت خود را "منذر" و [[حضرت علی]]{{ع}} را "هادی" [[امت]] بعد از خود توصیف می‌‌کرد:{{عربی|" أَنْتَ الْهَادِي يَا عَلِيُّ بِكَ يَهْتَدِي الْمُهْتَدُونَ بَعْدِي"}} <ref>«اى على! تو آن هدايتگرى، پس از من، ره‌يافتگان، با تو هدايت مى‌شوند» تفسیر ابن کثیر، ج ۲، ص ۵۰۳؛ تفسیر طبری، ج۱۳، ص ۱۰۸؛ تفسیر [[روح]] المعانی، ج ۱۳، ص ۱۰۸؛ تفسیر ثعلبی، ج ۵، ص ۲۷۲؛ تاریخ مذینة دمشق، ج ۴۲، ص ۳۵۹.</ref>. وصف "هادی" در [[آیات]] [[قرآن]] و از جمله در این [[آیه شریفه]] در [[مقام]] بلند مانند [[پیامبران]] استعمال شده است. اما از آنجا که [[اسلام]] [[آیین خاتم]] است، [[حضرت علی]]{{ع}} هرچند [[پیامبر]] و دریافت کننده [[وحی]] نیست، اما مطابق صریح آیه و [[تفسیر]] و تطبیق [[پیامبر خاتم|پیامبر]]{{صل}}، [[حضرت علی]]{{ع}}، [[مقام]] "هادی" بعد از [[پیامبر خاتم|پیامبر]]{{صل}} را داراست.  
#'''[[آیه ولایت]]:''' {{عربی|﴿{{متن قرآن| إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ}}﴾}}<ref> سرور شما تنها خداوند است و پیامبر او و (نیز) آنانند که ایمان آورده‌اند، همان کسان که نماز برپا می‌دارند و در حال رکوع زکات می‌دهند؛ سوره مائده، آیه:۵۵.</ref>. در استدلال به آیه نکات ذیل قابل توجه است:'''الف.''' معنای "ولی" هرچند مختلف مانند دوستی، نزدیکی است، اما با توجه به این‌که در [[آیه شریفه]] از ادات حصر {{عربی|﴿{{متن قرآن| إِنَّمَا}}﴾}} استفاده شده و معنایش این است که آیه در صدد حصر ولیّ [[مؤمنان]] به تعداد محصور و محدود "الله، [[پیامبر]] و زکات‌دهنده در حال رکوع" بوده است، لازمه آن اراده معنای سرپرستی و [[حاکم]] از معنای "ولی" است؛ چراکه حصر معنی "ولی" به موارد فوق معنا ندارد، مثلاً این‌که شما فقط خدا، [[پیامبر]] و [[زکات]] دهنده در حال رکوع را دوست دارید یا با آنها رابطه برقرار کنید یا فقط آنها را یاری کنید. پس معنای [[حاکم]] و سرپرستی با حصر کاملاً منطبق و سازگار است؛ چراکه [[آیه شریفه]] در صدد بیان سرپرستی [[مسلمانان]] است که نخست [[خداوند]] و [[رسول|رسولش]] بعد فرد [[زکات]] دهنده در حال رکوع است که خواهیم گفت تنها [[حضرت علی]]{{ع}} است. '''ب.''' نکته دیگر این‌که از آنجا که ولی بودن الله و [[رسول|رسولش]] به معنای [[زعامت]] و صاحب امر و [[اختیار]] بودن است، چون [[ولایت علی]]{{ع}} در آیه مزبور به [[ولایت الله]] و [[ولایت پیامبر خاتم|رسولش]] عطف شده، سیاق ادبی آیه مقتضی است که [[ولایت]] در هر سه مورد یکی باشد. '''ج.''' اگر معنای غیر [[امامت]] و [[حکومت]] برای "ولی" در آیه لحاظ شود، [[تفسیر]] و ترجمه آیه در فراز {{عربی|﴿{{متن قرآن|وَهُمْ رَاكِعُونَ}}﴾}} مشکل خواهد شد. مثلاً گفته شود همانا دوست یا کمک کننده شما [[خدا]] و [[رسول|رسولش]] و نیز آن دسته از [[مؤمنان]] است که در حال رکوع [[زکات]] می‌‌دهند. پرسش این است که مگر [[مؤمنان]] در غیر حالت رکوع دوست و یاور [[مسلمانان]] نیستند، اصلاً آیه چرا "ولی" را به حالت خاص رکوع تقیید و تهدید کرده است<ref>ر.ک: فیروزآبادی، فضائل الخمسة، ج ۲، ص ۱۸.</ref> '''د.''' در [[روایات]] متعدد [[فریقین]] وارد شده است که آیه فوق درباره [[حضرت علی]]{{ع}} نازل شده است، آنگاه که سائلی وارد مسجد شد، حاضران به حاجت وی پاسخ ندادند، [[حضرت علی]]{{ع}} که در حال رکوع بود به انگشترش اشاره کرد و آن را به سائل بخشید، آیه بعد از این جریان نازل شد <ref>ر.ک: تاریخ دمشق، ج ۴۲، ص ۸۹۵۰، ج ۴۵، ص ۹۸۸۵؛ البدایة و النهایة، ج ۷، ص ۳۵۸؛ الدر المنثور، ج ۳، ص ۱۰۵؛ شواهد التنزیل، ج ۱، ص ۲۲۶؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۳، ص ۱۲۹. جای تعجب است که با وجود این منابع متعدد اهل سنت برخی مدعی اند [[شأن]] نزول فوق در آثار اهل سنت یافت نمی‌ شود. (تئوری [[امامت]] در ترازوی نقد، ص ۵۳) .</ref>. '''ﻫ.''' شاید برخی درباره نکات پیش‌گفته تردید کنند، برای تکمی‌ل استدلال خود به [[روایت]] [[نبوی]] ناظر به مورد بحث اشاره می‌‌شود تا هر نوع تردید در استفاده [[امامت]] و [[حکومت]] از [[آیه شریفه]] از بین برود. در منابع [[اهل سنت]] آمده است بعد از بخشش انگشتری توسط [[حضرت علی]]{{ع}} در حال رکوع [[پیامبر خاتم|پیامبر]]{{صل}} رو به آسمان از [[خداوند]] خواست مانند [[موسی]] که برادرش [[هارون]] را وزیر و پشتیبان وی قرار داد - برای وی [[امام علی|علی]]{{ع}} را وزیر [[تعیین]] کند:{{عربی|" اللَّهُمَّ... وَ اجْعَلْ لِي وَزِيراً مِنْ أَهْلِي عَلِيّاً اشْدُدْ بِهِ أَزْرِي أَو ظَهْرِي"}} <ref>«خداوندا!... از خاندانم، على (عليه السلام) را وزير من گردان تا به وسيله او، پشتم قوى و محكم گردد» تذکرة الخواص، ص ۱۵؛ شواهد التنزیل، ج ۱، ص ۲۳۰؛ فرائد المسطین، ج ۱، ص ۱۹۲.</ref>. [[ابوذر غفاری]]  که گزارش‌گر [[حدیث]] است می‌‌گوید بلافاصله آیه فوق نازل شد. روایات مشابه [[روایت]] فوق در منابع [[شیعی]] وارد شده است که اینجا مجال طرح آنها نیست <ref>ر.ک: موسوعة الامام [[امام علی|علی]]{{ع}}، ج ۲، ص ۲۰۲، و نیز: [[تفاسیر]] مختلف، ذیل آیه ۵ مائده.</ref>
#'''[[آیه ولایت]]:''' {{عربی|﴿{{متن قرآن| إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ}}﴾}}<ref> سرور شما تنها خداوند است و پیامبر او و (نیز) آنانند که ایمان آورده‌اند، همان کسان که نماز برپا می‌دارند و در حال رکوع زکات می‌دهند؛ سوره مائده، آیه:۵۵.</ref>. در استدلال به آیه نکات ذیل قابل توجه است:'''الف.''' معنای "ولی" هرچند مختلف مانند دوستی، نزدیکی است، اما با توجه به این‌که در [[آیه شریفه]] از ادات حصر {{عربی|﴿{{متن قرآن| إِنَّمَا}}﴾}} استفاده شده و معنایش این است که آیه در صدد حصر ولیّ [[مؤمنان]] به تعداد محصور و محدود "الله، [[پیامبر]] و زکات‌دهنده در حال رکوع" بوده است، لازمه آن اراده معنای سرپرستی و [[حاکم]] از معنای "ولی" است؛ چراکه حصر معنی "ولی" به موارد فوق معنا ندارد، مثلاً این‌که شما فقط خدا، [[پیامبر]] و [[زکات]] دهنده در حال رکوع را دوست دارید یا با آنها رابطه برقرار کنید یا فقط آنها را یاری کنید. پس معنای [[حاکم]] و سرپرستی با حصر کاملاً منطبق و سازگار است؛ چراکه [[آیه شریفه]] در صدد بیان سرپرستی [[مسلمانان]] است که نخست [[خداوند]] و [[رسول|رسولش]] بعد فرد [[زکات]] دهنده در حال رکوع است که خواهیم گفت تنها [[حضرت علی]]{{ع}} است. '''ب.''' نکته دیگر این‌که از آنجا که ولی بودن الله و [[رسول|رسولش]] به معنای [[زعامت]] و صاحب امر و [[اختیار]] بودن است، چون [[ولایت علی]]{{ع}} در آیه مزبور به [[ولایت الله]] و [[ولایت پیامبر خاتم|رسولش]] عطف شده، سیاق ادبی آیه مقتضی است که [[ولایت]] در هر سه مورد یکی باشد. '''ج.''' اگر معنای غیر [[امامت]] و [[حکومت]] برای "ولی" در آیه لحاظ شود، [[تفسیر]] و ترجمه آیه در فراز {{عربی|﴿{{متن قرآن|وَهُمْ رَاكِعُونَ}}﴾}} مشکل خواهد شد. مثلاً گفته شود همانا دوست یا کمک کننده شما [[خدا]] و [[رسول|رسولش]] و نیز آن دسته از [[مؤمنان]] است که در حال رکوع [[زکات]] می‌‌دهند. پرسش این است که مگر [[مؤمنان]] در غیر حالت رکوع دوست و یاور [[مسلمانان]] نیستند، اصلاً آیه چرا "ولی" را به حالت خاص رکوع تقیید و تهدید کرده است<ref>ر.ک: فیروزآبادی، فضائل الخمسة، ج ۲، ص ۱۸.</ref> '''د.''' در [[روایات]] متعدد [[فریقین]] وارد شده است که آیه فوق درباره [[حضرت علی]]{{ع}} نازل شده است، آنگاه که سائلی وارد مسجد شد، حاضران به حاجت وی پاسخ ندادند، [[حضرت علی]]{{ع}} که در حال رکوع بود به انگشترش اشاره کرد و آن را به سائل بخشید، آیه بعد از این جریان نازل شد <ref>ر.ک: تاریخ دمشق، ج ۴۲، ص ۸۹۵۰، ج ۴۵، ص ۹۸۸۵؛ البدایة و النهایة، ج ۷، ص ۳۵۸؛ الدر المنثور، ج ۳، ص ۱۰۵؛ شواهد التنزیل، ج ۱، ص ۲۲۶؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۳، ص ۱۲۹. جای تعجب است که با وجود این منابع متعدد اهل سنت برخی مدعی اند [[شأن]] نزول فوق در آثار اهل سنت یافت نمی‌ شود. (تئوری [[امامت]] در ترازوی نقد، ص ۵۳) .</ref>. '''ﻫ.''' شاید برخی درباره نکات پیش‌گفته تردید کنند، برای تکمی‌ل استدلال خود به [[روایت]] [[نبوی]] ناظر به مورد بحث اشاره می‌‌شود تا هر نوع تردید در استفاده [[امامت]] و [[حکومت]] از [[آیه شریفه]] از بین برود. در منابع [[اهل سنت]] آمده است بعد از بخشش انگشتری توسط [[حضرت علی]]{{ع}} در حال رکوع [[پیامبر خاتم|پیامبر]]{{صل}} رو به آسمان از [[خداوند]] خواست مانند [[موسی]] که برادرش [[هارون]] را وزیر و پشتیبان وی قرار داد - برای وی [[امام علی|علی]]{{ع}} را وزیر [[تعیین]] کند:{{عربی|" اللَّهُمَّ... وَ اجْعَلْ لِي وَزِيراً مِنْ أَهْلِي عَلِيّاً اشْدُدْ بِهِ أَزْرِي أَو ظَهْرِي"}} <ref>«خداوندا!... از خاندانم، على (عليه السلام) را وزير من گردان تا به وسيله او، پشتم قوى و محكم گردد» تذکرة الخواص، ص ۱۵؛ شواهد التنزیل، ج ۱، ص ۲۳۰؛ فرائد المسطین، ج ۱، ص ۱۹۲.</ref>. [[ابوذر غفاری]]  که گزارش‌گر [[حدیث]] است می‌‌گوید بلافاصله آیه فوق نازل شد. روایات مشابه [[روایت]] فوق در منابع [[شیعی]] وارد شده است که اینجا مجال طرح آنها نیست <ref>ر.ک: موسوعة الامام [[امام علی|علی]]{{ع}}، ج ۲، ص ۲۰۲، و نیز: [[تفاسیر]] مختلف، ذیل آیه ۵ مائده.</ref>
#'''[[آیه تبلیغ]]:''' {{عربی|﴿{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ}}﴾}}<ref> ای پیامبر! آنچه را از پروردگارت به سوی تو فرو فرستاده شده است برسان و اگر نکنی پیام او را نرسانده‌ای؛ و خداوند تو را از (گزند) مردم در پناه می‌گیرد، خداوند گروه کافران را راهنمایی نمی‌کند؛ سوره مائده، آیه:۶۷ برای توضیح بیشتر از این آیه و آیه بعدی (اکمال) ر.ک: مطهری، مجموعه آثار، ج ۴، صص ۸۸ - ۹۰۷.</ref>. این [[آیه شریفه]] در روز [[غدیر خم]] یا نهایت چند روز پیش از آن بر [[پیامبر خاتم|پیامبر]]{{صل}} نازل شد که از مأموریت اساسی و کلیدی [[پیامبر]] در آخرین روزهای حیات آن بزرگوار خبر می‌‌دهد. این امر مهم همان [[ابلاغ]] [[امامت حضرت علی]]{{ع}} است که نکات ذیل نیز آن را روشن می‌‌کند: '''الف.''' آنچه تاریخ از تعالیم و [[آموزه های دینی]] [[پیامبر اسلام]]{{صل}} در آخرین ایام حیات شریفش ثبت و ضبط کرده است، امری مهم‌تر و اساسی‌تر از جریان [[غدیر خم]] یافت نمی‌‌شود. بر این اساس یا [[پیامبر خاتم|پیامبر]]{{صل}} - العیاذ بالله - [[ابلاغ]] امر مهم را ترک کرده یا آن همان پیام [[غدیر]] است، فرض اول با توجه به [[مقام]] والا و [[عصمت]] [[پیامبر خاتم|پیامبر]]{{صل}} معنا ندارد، افزون بر این‌که آیه به [[اکمال دین]] - که توضیح آن خواهد آمد - از [[ابلاغ پیام]] مهم آسمانی توسط [[پیامبر]] خبر می‌‌دهد. پس فرض دوم یعنی توصیه [[خداوند]] به [[پیامبر]] درباره [[امامت حضرت علی]]{{ع}} در [[روز غدیر]] تنها فرضیه موجود می‌‌باشد. '''ب.''' این امر مهم و اساسی نمی‌‌تواند صرف توصیه به [[دوستی]] [[حضرت علی]]{{ع}} یا معرفی [[حضرت علی]]{{ع}} به عنوان صرف ناصر و یاور [[پیامبر خاتم|پیامبر]]{{صل}} باشد؛ چراکه بین آن دو و محتوای آیه که عدم [[ابلاغ]] آن به منزله ترک [[رسالت الهی]] معرفی شده، تناسب و سنخیت ندارد. '''ج.''' صریح [[آیه شریفه]] فوق دلالت دارد که [[پیامبر خاتم|پیامبر]]{{صل}} از [[ابلاغ]] آیه خوف و واهمه داشت و گویا در [[ابلاغ]] آن نیز نوعی تأخیر داشت؛ پیام آیه چنان با اهمیت و خطیر و مسئله‌ساز برای گروهی بود که حضرت خطر و نوعی ناامنی برای [[دین]] یا [[جامعه اسلامی]]‌ را حس می‌‌کرد. روشن است که چنین پیامی‌‌ با صرف معرفی [[حضرت علی]]{{ع}} به عنوان یاور یا توصیه به [[دوستی]] حضرت تناسب و سنخیت نمی‌‌تواند داشته باشد و با این فرض برای خوف [[پیامبر خاتم|پیامبر]]{{صل}} نیز مجالی باقی نمی‌‌ماند، اما با [[تفسیر]] پیام آیه به [[امامت حضرت علی]]{{ع}} فرضیه های فوق عینیت پیدا می‌‌کنند. معنا ندارد در یک روز گرم [[پیامبر]] حدود یکصد هزار حج‌گزار را در یک بیابان سوزان نگه دارد و تنها به آنان توصیه کند که [[امام علی|علی]]{{ع}} را دوست دارند یا حضرت یاری دهنده خود را در طول بیست و سه سال معرفی کند، چنان‌که [[اهل سنت]] چنین قرائتی از [[غدیر خم]] ارائه می‌‌دهند. '''د.''' از متن پیام [[غدیر]] که توسط [[پیامبر خاتم|پیامبر]]{{صل}} [[قرائت]] شد، می‌‌توان استدلال کرد که مسئله به [[امامت حضرت علی]]{{ع}} ناظر بود، آنجا که [[پیامبر خاتم|پیامبر]]{{صل}} از اولویت خودش بر [[مردم]] و تقدم خود بر نفوس [[مردم]] سخن می‌‌گوید: {{عربی|" ألست اولی..."}}. '''ﻫ.''' اکثر [[عالمان]] [[اهل سنت]] نزول آیه فوق در جریان [[غدیر خم]] را پذیرفتند.  
#'''[[آیه تبلیغ]]:''' {{عربی|﴿{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ}}﴾}}<ref> ای پیامبر! آنچه را از پروردگارت به سوی تو فرو فرستاده شده است برسان و اگر نکنی پیام او را نرسانده‌ای؛ و خداوند تو را از (گزند) مردم در پناه می‌گیرد، خداوند گروه کافران را راهنمایی نمی‌کند؛ سوره مائده، آیه:۶۷ برای توضیح بیشتر از این آیه و آیه بعدی (اکمال) ر.ک: مطهری، مجموعه آثار، ج ۴، صص ۸۸ - ۹۰۷.</ref>. این [[آیه شریفه]] در روز [[غدیر خم]] یا نهایت چند روز پیش از آن بر [[پیامبر خاتم|پیامبر]]{{صل}} نازل شد که از مأموریت اساسی و کلیدی [[پیامبر]] در آخرین روزهای حیات آن بزرگوار خبر می‌‌دهد. این امر مهم همان [[ابلاغ]] [[امامت حضرت علی]]{{ع}} است که نکات ذیل نیز آن را روشن می‌‌کند: '''الف.''' آنچه تاریخ از تعالیم و [[آموزه های دینی]] [[پیامبر اسلام]]{{صل}} در آخرین ایام حیات شریفش ثبت و ضبط کرده است، امری مهم‌تر و اساسی‌تر از جریان [[غدیر خم]] یافت نمی‌‌شود. بر این اساس یا [[پیامبر خاتم|پیامبر]]{{صل}} - العیاذ بالله - [[ابلاغ]] امر مهم را ترک کرده یا آن همان پیام [[غدیر]] است، فرض اول با توجه به [[مقام]] والا و [[عصمت]] [[پیامبر خاتم|پیامبر]]{{صل}} معنا ندارد، افزون بر این‌که آیه به [[اکمال دین]] - که توضیح آن خواهد آمد - از [[ابلاغ پیام]] مهم آسمانی توسط [[پیامبر]] خبر می‌‌دهد. پس فرض دوم یعنی توصیه [[خداوند]] به [[پیامبر]] درباره [[امامت حضرت علی]]{{ع}} در [[روز غدیر]] تنها فرضیه موجود می‌‌باشد. '''ب.''' این امر مهم و اساسی نمی‌‌تواند صرف توصیه به [[دوستی]] [[حضرت علی]]{{ع}} یا معرفی [[حضرت علی]]{{ع}} به عنوان صرف ناصر و یاور [[پیامبر خاتم|پیامبر]]{{صل}} باشد؛ چراکه بین آن دو و محتوای آیه که عدم [[ابلاغ]] آن به منزله ترک [[رسالت الهی]] معرفی شده، تناسب و سنخیت ندارد. '''ج.''' صریح [[آیه شریفه]] فوق دلالت دارد که [[پیامبر خاتم|پیامبر]]{{صل}} از [[ابلاغ]] آیه خوف و واهمه داشت و گویا در [[ابلاغ]] آن نیز نوعی تأخیر داشت؛ پیام آیه چنان با اهمیت و خطیر و مسئله‌ساز برای گروهی بود که حضرت خطر و نوعی ناامنی برای [[دین]] یا [[جامعه اسلامی]]‌ را حس می‌‌کرد. روشن است که چنین پیامی‌‌ با صرف معرفی [[حضرت علی]]{{ع}} به عنوان یاور یا توصیه به [[دوستی]] حضرت تناسب و سنخیت نمی‌‌تواند داشته باشد و با این فرض برای خوف [[پیامبر خاتم|پیامبر]]{{صل}} نیز مجالی باقی نمی‌‌ماند، اما با [[تفسیر]] پیام آیه به [[امامت حضرت علی]]{{ع}} فرضیه های فوق عینیت پیدا می‌‌کنند. معنا ندارد در یک روز گرم [[پیامبر]] حدود یکصد هزار حج‌گزار را در یک بیابان سوزان نگه دارد و تنها به آنان توصیه کند که [[امام علی|علی]]{{ع}} را دوست دارند یا حضرت یاری دهنده خود را در طول بیست و سه سال معرفی کند، چنان‌که [[اهل سنت]] چنین قرائتی از [[غدیر خم]] ارائه می‌‌دهند. '''د.''' از متن پیام [[غدیر]] که توسط [[پیامبر خاتم|پیامبر]]{{صل}} [[قرائت]] شد، می‌‌توان استدلال کرد که مسئله به [[امامت حضرت علی]]{{ع}} ناظر بود، آنجا که [[پیامبر خاتم|پیامبر]]{{صل}} از اولویت خودش بر [[مردم]] و تقدم خود بر نفوس [[مردم]] سخن می‌‌گوید: {{عربی|" ألست اولی..."}}. '''ﻫ.''' اکثر [[عالمان]] [[اهل سنت]] نزول آیه فوق در جریان [[غدیر خم]] را پذیرفتند.  
۲۲۴٬۸۴۸

ویرایش