رؤیای نرجس: تفاوت میان نسخه‌ها

۲ بایت اضافه‌شده ،  ‏۳۰ مهٔ ۲۰۱۹
جز
جایگزینی متن - '><ref>مجتبی تونه‌ای، [[موعودنامه' به '><ref>تونه‌ای، مجتبی، [[موعودنامه'
جز (جایگزینی متن - '><ref>مجتبی تونه‌ای، [[موعودنامه' به '><ref>تونه‌ای، مجتبی، [[موعودنامه')
برچسب‌ها: ویرایش همراه ویرایش از وبگاه همراه
خط ۱۱: خط ۱۱:
==مقدمه==
==مقدمه==
*هنگامی که "نرجس" در روم بود، خواب‌های شگفت‌انگیزی دید. یک بار در خواب، [[پیامبر اسلام]] {{صل}} و عیسای مسیح {{ع}} را دید که او را به عقد ازدواج [[امام عسکری|امام حسن عسکری]] {{ع}} درآوردند.
*هنگامی که "نرجس" در روم بود، خواب‌های شگفت‌انگیزی دید. یک بار در خواب، [[پیامبر اسلام]] {{صل}} و عیسای مسیح {{ع}} را دید که او را به عقد ازدواج [[امام عسکری|امام حسن عسکری]] {{ع}} درآوردند.
*در خواب دیگری، به دعوت حضرت [[فاطمه زهرا]] {{س}} مسلمان شد، اما [[اسلام]] خود را از خانواده و اطرافیان پنهان می‌کرد، تا آن‌گاه که میان مسلمانان و رومیان جنگ درگرفت و قیصر، خود به همراه لشکر، روانه جبهه‌های جنگ شد. "نرجس" در خواب فرمان یافت که به‌طور ناشناس، همراه کنیزان و خدمتکاران به دنبال سپاهی که به مرز می‌روند برود. او چنین کرد و در مرز، برخی از جلوداران سپاه مسلمانان، انان را اسیر ساختند و بی‌آن‌که بدانند او از خانواده قیصر است، او را همراه سایر اسیران، به [[بغداد]] بردند. این واقعه در اواخر دوران [[امامت]] [[امام هادی|حضرت هادی]] {{ع}} روی داد. اگر "نرجس" در سال ٢٤٨، خود را میان اشراف روم انداخته و اسیر شده باشد، مصادف با شانزده سالگی حضرت [[امام حسن عسکری]] {{ع}} بوده است. کارگزار [[امام هادی]] {{ع}} ([[بشر بن سلیمان]])، نامه‌ای را که امام به زبان رومی نوشته بود، در بغداد به "نرجس" رساند و او را از برده‌فروش خریداری کرد و به [[سامرا]]، نزد [[امام هادی]] {{ع}} برد. امام، آن‌چه نرجس در خواب‌های خود دیده بود به او یادآوری کرد و بشارت داد که او همسر امام یازدهم و مادر فرزندی است که جهان را از عدل و داد پر می‌سازد<ref>پیشوای دوازدهم، هیأت تحریریه مؤسسه در راه حق، ص ۲۶.</ref><ref>[[مجتبی تونه‌ای|مجتبی تونه‌ای]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص:۳۷۴.</ref>.
*در خواب دیگری، به دعوت حضرت [[فاطمه زهرا]] {{س}} مسلمان شد، اما [[اسلام]] خود را از خانواده و اطرافیان پنهان می‌کرد، تا آن‌گاه که میان مسلمانان و رومیان جنگ درگرفت و قیصر، خود به همراه لشکر، روانه جبهه‌های جنگ شد. "نرجس" در خواب فرمان یافت که به‌طور ناشناس، همراه کنیزان و خدمتکاران به دنبال سپاهی که به مرز می‌روند برود. او چنین کرد و در مرز، برخی از جلوداران سپاه مسلمانان، انان را اسیر ساختند و بی‌آن‌که بدانند او از خانواده قیصر است، او را همراه سایر اسیران، به [[بغداد]] بردند. این واقعه در اواخر دوران [[امامت]] [[امام هادی|حضرت هادی]] {{ع}} روی داد. اگر "نرجس" در سال ٢٤٨، خود را میان اشراف روم انداخته و اسیر شده باشد، مصادف با شانزده سالگی حضرت [[امام حسن عسکری]] {{ع}} بوده است. کارگزار [[امام هادی]] {{ع}} ([[بشر بن سلیمان]])، نامه‌ای را که امام به زبان رومی نوشته بود، در بغداد به "نرجس" رساند و او را از برده‌فروش خریداری کرد و به [[سامرا]]، نزد [[امام هادی]] {{ع}} برد. امام، آن‌چه نرجس در خواب‌های خود دیده بود به او یادآوری کرد و بشارت داد که او همسر امام یازدهم و مادر فرزندی است که جهان را از عدل و داد پر می‌سازد<ref>پیشوای دوازدهم، هیأت تحریریه مؤسسه در راه حق، ص ۲۶.</ref><ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص:۳۷۴.</ref>.


== پرسش‌های وابسته ==
== پرسش‌های وابسته ==
۲۲۴٬۸۴۸

ویرایش