مهدی سودانی: تفاوت میان نسخه‌ها

۳۲۲ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۱ ژوئن ۲۰۱۹
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱۰: خط ۱۰:


==مقدمه==
==مقدمه==
*محمد احمد، فرزند عبد اللّه در سال ۱۸۴۸ م در جزیره بنت سودان متولد شد. در کودکی نزد علمای خارطوم دانش اندوخت. سپس به جزیره آبا شتافت و پانزده سال در قعر چاهی به ریاضت پرداخت.
*[[محمد]] [[احمد]]، [[فرزند]] [[عبد]] اللّه در سال ۱۸۴۸ م در جزیره بنت سودان متولد شد. در کودکی نزد علمای خارطوم [[دانش]] اندوخت. سپس به جزیره آبا شتافت و پانزده سال در قعر چاهی به ریاضت پرداخت.
*محمد، پیوسته بر فساد مردم می‏‌گریست و از شدت ریاضت و روزه، بسیار نحیف شد. او، شیرین‌‏زبان و باعاطفه می‏‌نمود و سودانیان استعمارزده را به فتح جهان و گسترش عدالت نوید می‏‌داد.
*[[محمد]]، پیوسته بر [[فساد]] [[مردم]] می‏‌گریست و از شدت ریاضت و [[روزه]]، بسیار نحیف شد. او، شیرین‌‏زبان و باعاطفه می‏‌نمود و سودانیان استعمارزده را به [[فتح]] [[جهان]] و [[گسترش عدالت]] نوید می‏‌داد.
*اعضای قبیله بگارا- که مقتدرترین قبیله آن‏جا بود، او را تقدیس می‏‌کردند. محمد، همواره از مردی‏ که جهان را از عدالت می‏‌آکند، سخن می‌‏گفت و ستمدیدگان را بشارت می‌‏داد. در چهل سالگی روزی کسی به او گفت: "ای بزرگوار! شاید تو خود مهدی موعودی؟ محمد نخست انکار کرد؛ ولی به تدریج خود را مهدی خواند. مردمی که از برده ‏فروشی و ستم مصریان و انگلیسیان، به ستوه آمده بودند، ادعایش را پذیرفتند. محمد احمد با دخترانی از قبایل مختلف ازدواج کرد و پیوندهای بسیار پدید آورد. پیروان محمد احمد، وی را تا حد پرستش گرامی می‌‏داشتند.
*اعضای [[قبیله]] بگارا- که مقتدرترین [[قبیله]] آن‏جا بود، او را [[تقدیس]] می‏‌کردند. [[محمد]]، همواره از مردی‏ که [[جهان]] را از [[عدالت]] می‏‌آکند، سخن می‌‏گفت و ستمدیدگان را [[بشارت]] می‌‏داد. در [[چهل سالگی]] روزی کسی به او گفت: "ای بزرگوار! شاید تو خود [[مهدی]] موعودی؟ [[محمد]] نخست [[انکار]] کرد؛ ولی به تدریج خود را [[مهدی]] خواند. مردمی که از برده ‏فروشی و [[ستم]] [[مصریان]] و انگلیسیان، به ستوه آمده بودند، ادعایش را پذیرفتند. [[محمد]] [[احمد]] با دخترانی از قبایل مختلف [[ازدواج]] کرد و پیوندهای بسیار پدید آورد. [[پیروان]] [[محمد]] [[احمد]]، وی را تا حد [[پرستش]] گرامی می‌‏داشتند.
*در سال ۱۳۰۰ ق داعیانی نزد شیوخ قبایل فرستاد و از آنان خواست به او که مهدی منتظر است و [[پیامبر خاتم|رسول خدا]] آمدنش را بشارت داده [[ایمان]] آورند. حاکم خارطوم نماینده‌‏ای نزد وی فرستاد. وقتی فرستاده حاکم، آمادگی پیروان محمد را مشاهده کرد، به پایتخت بازگشت و با پنجاه جنگاور به نبرد با مهدی روی آورد در این جنگ، نماینده حاکم خارطوم و همراهانش هلاک شدند و کار مهدی سودانی رونق فزون‌‏تر یافت. ژنرال گوردن از سوی دولت بریتانیا سمت محمد احمد شتافت؛ اما او نیز به قتل رسید. بدین ترتیب، خارطوم و تمام سودان به دست مهدی سودانی افتاد.
*در سال ۱۳۰۰ ق داعیانی نزد شیوخ قبایل فرستاد و از آنان خواست به او که [[مهدی منتظر]] است و [[پیامبر خاتم|رسول خدا]] آمدنش را [[بشارت]] داده [[ایمان]] آورند. [[حاکم]] خارطوم نماینده‌‏ای نزد وی فرستاد. وقتی فرستاده [[حاکم]]، [[آمادگی]] [[پیروان]] [[محمد]] را مشاهده کرد، به پایتخت بازگشت و با پنجاه جنگاور به [[نبرد]] با [[مهدی]] روی آورد در این [[جنگ]]، [[نماینده]] [[حاکم]] خارطوم و همراهانش هلاک شدند و کار [[مهدی سودانی]] رونق فزون‌‏تر یافت. ژنرال گوردن از سوی [[دولت]] بریتانیا سمت [[محمد]] [[احمد]] شتافت؛ اما او نیز به قتل رسید. بدین ترتیب، خارطوم و تمام سودان به دست [[مهدی سودانی]] افتاد.
*او بارها با [[محمد سعید پاشا]] و [[عبد القادر پاشا]] و افسران انگلیسی نبرد کرد. در تمام این جنگ‏ها پیروز شد و غنیمت بسیار به دست آورد.
*او بارها با [[محمد سعید پاشا]] و [[عبد القادر پاشا]] و افسران انگلیسی [[نبرد]] کرد. در تمام این جنگ‏ها پیروز شد و غنیمت بسیار به دست آورد.
*مهدی سودانی سرانجام در ۲۱ ژانویه ۱۸۸۵ م بر اثر تبی شدید در گذشت. او هنگام مرگ [[عبد اللّه نعاشی]] را جانشین خود ساخت؛ اما عبد اللّه به سرعت، تمام دستاوردهای مهدی را از کف داد<ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[فرهنگ‌نامه مهدویت (کتاب)|فرهنگ‌نامه مهدویت]]، ص: ۴۳۱ - ۴۳۲.</ref>.
*[[مهدی سودانی]] سرانجام در ۲۱ ژانویه ۱۸۸۵ م بر اثر تبی شدید در گذشت. او هنگام [[مرگ]] [[عبد اللّه نعاشی]] را [[جانشین]] خود ساخت؛ اما [[عبد]] اللّه به سرعت، تمام دستاوردهای [[مهدی]] را از [[کف]] داد<ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[فرهنگ‌نامه مهدویت (کتاب)|فرهنگ‌نامه مهدویت]]، ص: ۴۳۱ - ۴۳۲.</ref>.


==مهدی سودانی در موعودنامه==
==مهدی سودانی در موعودنامه==
*"محمد احمد مهدی سودانی" به دروغ خود را [[مهدی موعود]] معرفی کرد. او پیش از این ادعا، مرتب به مردم ستمدیده سودان، بشارت آمدن [[حضرت مهدی]] {{ع}} را برای نجات آنان از فشار فقر و بیداد و مالیات سنگین دولت وقت می‌داد. بدین‌گونه نام حضرت را در نقاط‍‌ حساس سر زبان‌ها افکند و پس از آن هنگامی که از او پرسیدند: [[امام مهدی]] {{ع}} کی خواهد آمد، نکند خودت باشی‌؟ پاسخ داد: آری! من همان [[مهدی]] نجات‌بخش هستم. آن‌گاه اندیشه‌های پوچ خویش را در میان مردم پراکند و خبر او به "خرطوم" و اطراف آن رسید و قبیله‌های صحراگرد به امامت او [[ایمان]] آوردند. وی با انگلیسی‌ها پیکار کرد و پیروز شد و پس از پیروزی، بر اثر تب شدید در سال ۱۳۰۸ هجری مُرد<ref>امام مهدی {{ع}} از ولادت تا ظهور، سید محمد کاظم قزوینی، ص ۵۷۹.</ref><ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص:۷۱۹.</ref>.
*"[[محمد]] [[احمد]] [[مهدی سودانی]]" به [[دروغ]] خود را [[مهدی موعود]] معرفی کرد. او پیش از این ادعا، مرتب به [[مردم]] ستمدیده سودان، [[بشارت]] آمدن [[حضرت مهدی]] {{ع}} را برای [[نجات]] آنان از فشار [[فقر]] و [[بیداد]] و مالیات سنگین [[دولت]] وقت می‌داد. بدین‌گونه نام حضرت را در نقاط‍‌ حساس سر زبان‌ها افکند و پس از آن هنگامی که از او پرسیدند: [[امام مهدی]] {{ع}} کی خواهد آمد، نکند خودت باشی‌؟ پاسخ داد: آری! من همان [[مهدی]] نجات‌بخش هستم. آن‌گاه اندیشه‌های پوچ خویش را در میان [[مردم]] پراکند و خبر او به "خرطوم" و اطراف آن رسید و قبیله‌های صحراگرد به [[امامت]] او [[ایمان]] آوردند. وی با انگلیسی‌ها پیکار کرد و پیروز شد و پس از [[پیروزی]]، بر اثر تب شدید در سال ۱۳۰۸ هجری مُرد<ref>امام مهدی {{ع}} از ولادت تا ظهور، سید محمد کاظم قزوینی، ص ۵۷۹.</ref><ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص:۷۱۹.</ref>.


== پرسش‌های وابسته ==
== پرسش‌های وابسته ==
خط ۳۸: خط ۳۸:
[[رده:مهدی]]
[[رده:مهدی]]
[[رده:مدخل موعودنامه]]
[[رده:مدخل موعودنامه]]
[[رده:اتمام لینک داخلی]]
۸۰٬۱۳۳

ویرایش